جمع بندی اسلام و شفاف سازی نکات ابهام

تب‌های اولیه

57 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اسلام و شفاف سازی نکات ابهام

چرا مردم را از موشکافی و تجسس در مورد اسلام و بزرگان دین و مناظره و شفاف سازی نکات ابهام آن منع میکنند. مگر نه این است که اول باید شناخت و باور داشته باشیم بعد ایمان بیاوریم .
مگر نه این است که خداوند به بت پرستان گفته بود که از ادیان پدرانتان کورکورانه اطاعت نکنید در حالی که مسلمان زاده مجبور است اسلام را قبول کند وگرنه اگر از دین خارج شود مرتد گفته و خونش حلال است این با کلام خدا که می‌فرماید لا اکراه فی الدین منافات ندارد؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

avatbz;989712 نوشت:
چرا مردم را از موشکافی و تجسس در مورد اسلام و بزرگان دین و مناظره و شفاف سازی نکات ابهام آن منع میکنند. مگر نه این است که اول باید شناخت و باور داشته باشیم بعد ایمان بیاوریم .

باسلام و عرض ادب
سوالی که مطرح شد، در حقیقت متضمن دو مطلب اساسی است:
مطلب نخست اینکه ایا دین و اموزه های دینی تحقیقی است یا تقلیدی.
مطلب دوم چرا در دین از تحقیق در مورد اسلام و بزرگان دین نهی شده است.
مطلب سوم. تحقیق و ارتداد
اینک به تک تک این بخشها اشاره میشود:

مسئله نخست. تحقیقی یا تقلیدی بودن دین
هر دینی در یک دسته بندی کلی از سه دسته اموزه اعتقادی، احکام و اخلاقیات تشکیل شده است.
مباحث مرتبط با احکام مستقیما از خود دین و متون دینی گرفته میشود.
مباحث مرتبط با اخلاقیات، خصوصا اصول اخلاقی بر اساس اعتقاد شیعیان اموری هستند عقلی و از دین و متون دینی گرفته نمیشود.
آموزه های اعتقادی نیز به دو دسته کلی اصول و فروع اعتقادی تقسیم میشود.
اصول دین باورهای اساسی دین است که منکر و مخالف آنها خارج از دین محسوب می‌شود. کسی که منکر اصول دین اسلام است خواهد بود. اصول دین اسلام عبارت‌اند از: توحید (شهادت به یگانگی خدا)، نبوت (شهادت به پیامبری پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و دیگر پیامبران الهی)، معاد (اعتقاد به روز قیامت و جزای اعمال و حیات اخروی)(1)
فروع اعتقادی نیز مابقی اموزه هایی است که مستقیما مربوط به اعتقادات ما است و ربطی به عملکرد ما ندارد.
فروع اعتقادی اموری هستند که یا با ارجاع و استناد به اصول اعتقادی شناخت میشوند(مانند اصل امامت، عدل و سایر صفات خداوند و صفات نبی و ...) و یا مستقیما از متون دینی استخراج میشوند(مانند جزئیات اعتقادی ناظر به معاد).
در فروع اعتقادی تقلید ایرادی ندارد و لزومی به تحقیقی بودن وجود ندارد چرا که مستقیما با سعادتمندی فرد مرتبط نیستند.
اما در مورد اصول اعتقادی، از نظر همه مذاهب اسلامی تحقیق در اصول دین بر هر کسی لازم است و نمی‌توان به صرف تقلید اکتفا کرد. چون در اصول دین باید برای انسان علم و قطع حاصل شود و ظن و گمان کفایت نمی‌کند:
«ان الظن لایغنی من الحق شیئاً»
گمان هرگز (انسان را) از حق بی‌نیاز نمی‌کند. (یونس 36)
و علمی که از تقلید حاصل می‌شود غالباً احتمال خلاف در آن می‌رود. بر این اساس چنین تقلیدی صحیح نیست.(2)

ــــــــــــــ
1. طیب، عبدالحسین، کلم طیب، تهران، کتابفروشی اسلام، ص 335.
2.نراقی، مولی محمد مهدی، انیس الموحدین، تصحیح و پاورقی، شهید آیة‌الله قاضی طباطبایی، ص 39.

مسئله دوم. پارادوکس تحقیقی بودن و نهی از تحقیق
مسئله دومی که مطرح است آن است که وقتی اصول دین را باید به صورت تحقیقی پذیرفت پس چرا در اسلام از برخی تحقیقها و موشکافی ها نهی شده است.
این سوال در حقیقت دچار یک ابهام بزرگ و یک مغالطه از نوع تعمیم نارواست.
ابهام بدین جهت که مشخص نشده است دقیقا اسلام از چه تحقیقی نهی کرده است.
مغالطه نیز بدین جهت که گذشته از ابهام در مطلب پرسشگر محترم، در واقع نیز چنین نهیی تنها در برخی موارد وجود دارد نه در تمام موارد.
مواردی که در دین اسلام از تحقیق در آنها نهی شده است تنها برخی امور هستند همانند تفکر در ذات خداوند و برخی از فروع اعتقادی.
بنابراین این مطلب که دین اسلام از تفکر نهی کرده است مغالطه و تعمیم نارواست، گذشته ازابهامی که در خود این مدعا وجوددارد.
گذشته از اینکه این موارد نیز از اصول اعتقادی که مایه سعادت انسان میشود نیست و اگر هم نهی شده است به سبب ابهام بیش از حد آنها برای تمام انسانها(تفکر در ذات الهی) یا برای بیشتر انسانها(مانند مباحث مرتبط با جبر و اختیار و طینت) است.
بنابراین همانطور که گفته شد، در دین اسلام هیچ محدودیتی برای تفکر گذارده نشده است و محدودیتهای ظاهری نیز در واقع خبر از محدودیت انسان در درک است نه حکم به ممنوعیت.

نکته انتهایی که تحقیق چگونه باید باشد.
تحقیق در هر علمی منوط به رعایت چند شرط است.
شرط اول رعایت روش تحقیق است، این بدان معنا است که در هر علمی انسان باید به روش تحقیق در آن پایبند باشد.
همانطور که اگر انسان در علوم تجربی به جای ابزار تجربه و ازمایش بخواهد از عقل خود یا شهود یا گفتار دیگران استفاده کند، کاری اشتباه کرده است، اگر بخواهد در مسائل تاریخی و نقلی از عقل خود استفاده کند یا در علوم عقلی از نقل و تجربه استفاده کند اشتباه کرده است.

شرط دوم استفاده از ابزار صحیح در تحقیق: این بدان معناست که تحقیق باید دقیق و مستند باشد. یعنی اگر قرار است در مورد یک شخصیت تاریخی نظر بدهیم و تحقیق کنیم باید هم روش تحقیق را رعایت کنیم و هم از منابع اصیل و معتبر و دست اول استفاده کنیم. یعنی همانطور که در تحقیق و بررسی تجربی، نمیتوان از ابزارهای ازمایش غیر دقیق و ضعیف بهره برد، در علوم نقلی نیز باید به منقولات صحیح و دقیق استناد کرد و در علوم عقلی نیز از ابزار صحیح آن یعنی برهان تمسک کرد.

شرط سوم داشتن سواد و مهارت کافی در تحقیق.
این شرط نیز بدان معناست که هر کسی که قصد تحقیق در یک زمینه ای را دارد حتما باید در آن زمینه اطلاعات کافی برای تحقیق مورد نظر و نیز مهارت کافی در بهره گیری از ادوات و ابزار تحقیق را داشته باشد. این شرط نیز کاملا منطقی و درست است و در تمام تحقیقها جاری است.

باتوجه به این سه نکته، هیچ گونه تحقیقی در دین اسلام منع ندارد و اصولا منع کردن معنایی ندارد. شاهد این مسئله نیز تحقیقهایی که در طول دوره 1400 ساله دین اسلام در بین علمای اسلام رایج بوده است و نه تنها از تحقیق علمای دیگر منع نمیکردند بلکه خود نیز همواره به تحقیق در اعتقادات خود پایبند بوده اند.

مسئله سوم: تحقیق و ارتداد
مسئله دیگری که در اینجا نمایان میشود آن است که اگر تحقیق شخص موجب انکار و ابطال آن اموزه شد تکلیف شخص چه میشود.
در این مورد باید دقت کرد که تفکیکی را دقت داشته باشیم.
تکلیف این شخص در دنیا چیست؟
تکلیف این شخص در آخرت چیست؟
در مورد تکلیف این شخص در آخرت، وضعیت او منوط به این است که شرایطی که در مورد تحقیق صحیح گفته شد را داشته باشد. در این صورت حتی اگر این تحقیق منجر به انکار اموزه های اصیل و اصول اعتقادی شد، عذابی برای شخص وجود نخواهد داشت.
اما در مورد تکلیف شخص در دنیا. در این مورد باید دقت کرد که اگر شخص نتیجه تحقیق خود را در صرفا در محافل علمی و تخصصی مطرح کرده باشد یا اصلا مطرح نکرده باشد و برای خودش باشد هیچ مشکلی برای او ایجاد نمیشود.
ولی اگر این شخص اعتقاد خود را در سطح جامعه و در بین عوام مطرح کرد، در اینجا به خاطر مصلحت عمومی جامعه و به خاطر اینکه عموم مردم توانایی برخورد با شبهه و پاسخ بدان را ندارند و با طرح شبهات به راحتی ایمان خود را ممکن است از دست بدهند، هیج دینی اجازه چنین کاری را نداده است و مجازات ارتداد شامل او میشود.
البته باید دقت کرد که مجازات ارتداد در صورتی است که حاکم شرع تشخیص دهد آن شخص به دنبال جوسازی بر علیه دین و تضعیف ایمان عوام الناس است.

موفق باشید.

.آيه23 سوره نسا ميگويد نكاح زنان شوهردار بر شما حرام شد به جز آنهايي که در جنگ به اسارت گرفتيد.اين آيه چه تاويلي جز معني ظاهري مي تواند داشته باشد؟ در باره شان نزول آياتي از اين قبيل با آنها سخن مي گوييم .مثلا: ایا در این حالت زن از مالکیت شوهر خارج میشود و مال کسی میشود که اسیرش کرده مگر چنین چیزی ممکن است؟
آیا پرسیدن چنین سوالی اشتباه است که خیلی جاها بی‌جواب مانده

در مورد تکلیف این شخص در آخرت، وضعیت او منوط به این است که شرایطی که در مورد تحقیق صحیح گفته شد را داشته باشد. در این صورت حتی اگر این تحقیق منجر به انکار اموزه های اصیل و اصول اعتقادی شد، عذابی برای شخص وجود نخواهد داشت.
اما در مورد تکلیف شخص در دنیا. در این مورد باید دقت کرد که اگر شخص نتیجه تحقیق خود را در صرفا در محافل علمی و تخصصی مطرح کرده باشد یا اصلا مطرح نکرده باشد و برای خودش باشد هیچ مشکلی برای او ایجاد نمیشود.

در مورد این مطلب فوق شما اگر کسی در تابعیت خود اسلام ننویسد و حقیقت را بنویسد در حالیکه یک فرد مورد احترام و مفید و دارای زندگی سالم اما فاقد مذهب خاصی است بنظر شما چنین فردی میتواند کار یا سمتی داشته باشد پس قبول بفرمایید مشکل ایجاد و در پی آن اجبار صورت میگیرد

البته امیدوارم سوالات صریح بنده سوء تفاهم نشود بنده فقط فک میکنم کمی تندروی هست هدف باید زندگی آرام و انسان دوستانه باشد و دین مقوله ای کاملا شخصی است.

.آيه23 سوره نسا ميگويد نكاح زنان شوهردار بر شما حرام شد به جز آنهايي که در جنگ به اسارت گرفتيد.اين آيه چه تاويلي جز معني ظاهري مي تواند داشته باشد؟ در باره شان نزول آياتي از اين قبيل با آنها سخن مي گوييم .ایا در اين مرحله زن از مالكيت شوهر خود درآمده و به ملكيت کسي که اسيرش کرده در مي آيد ؟. مگر چنین چیزی ممکن است؟
آیا پرسیدن چنین سوالی اشتباه است که خیلی جاها بی‌جواب مانده

صدیق;989966 نوشت:
اما در مورد تکلیف شخص در دنیا. در این مورد باید دقت کرد که اگر شخص نتیجه تحقیق خود را در صرفا در محافل علمی و تخصصی مطرح کرده باشد یا اصلا مطرح نکرده باشد و برای خودش باشد هیچ مشکلی برای او ایجاد نمیشود.
ولی اگر این شخص اعتقاد خود را در سطح جامعه و در بین عوام مطرح کرد، در اینجا به خاطر مصلحت عمومی جامعه و به خاطر اینکه عموم مردم توانایی برخورد با شبهه و پاسخ بدان را ندارند و با طرح شبهات به راحتی ایمان خود را ممکن است از دست بدهند، هیج دینی اجازه چنین کاری را نداده است و مجازات ارتداد شامل او میشود.
البته باید دقت کرد که مجازات ارتداد در صورتی است که حاکم شرع تشخیص دهد آن شخص به دنبال جوسازی بر علیه دین و تضعیف ایمان عوام الناس است.

لطفا برای اینها منبع معتبر ارائه بدهید. به نظر میرسد هیچ کدام درست نیستند.

avatbz;989987 نوشت:
.آيه23 سوره نسا ميگويد نكاح زنان شوهردار بر شما حرام شد به جز آنهايي که در جنگ به اسارت گرفتيد.اين آيه چه تاويلي جز معني ظاهري مي تواند داشته باشد؟ در باره شان نزول آياتي از اين قبيل با آنها سخن مي گوييم .ایا در اين مرحله زن از مالكيت شوهر خود درآمده و به ملكيت کسي که اسيرش کرده در مي آيد ؟. مگر چنین چیزی ممکن است؟
آیا پرسیدن چنین سوالی اشتباه است که خیلی جاها بی‌جواب مانده

سلام و عرض ادب

وقتی برای کافران قتل عام زن و فرزند مسلمانان جایز است

چرا تملک زن کافر و اصلاح او جایز نباشد؟

آیا اصلاح شخص بهتر از قتل او نیست ؟

در بسیاری از موارد انتخاب بین بد وبدتر صورت می گیرد

باید در این مساله دقت کرد.

avatbz;989985 نوشت:
بنده فقط فک میکنم کمی تندروی هست

سلام
کمی نه خواهرم، خیلی تندروی هست
اگر تندروی نبود الان شما (و خیلی‌های دیگر) این جمله را نمی‌نوشتید:

avatbz;989985 نوشت:
امیدوارم سوالات صریح بنده سوء تفاهم نشود

چرا باید شما نگران این باشید که از پرسشگر بودن و جویای حقیقت بودن شما سوء تفاهم نشود؟
جز اینکه از کودکی با این تفکر بزرگ می‌شویم که نباید زیاد سوال پرسید؟
جز اینکه حتی ارزشمندی یک کودک را وقتی می‌خواهند تعریف کنند، می‌گویند بچهء خوب بچه‌ایه که همیشه بگه چشم؟!

البته تندروی هم باید درست تعریف و شناخته شود
گاهی اوقات هم یک عمل از نظر ما افراط است در حالیکه نیست، بلکه این ما هستیم که دچار تفریط هستیم

صدیق;989961 نوشت:
در فروع اعتقادی تقلید ایرادی ندارد و لزومی به تحقیقی بودن وجود ندارد چرا که مستقیما با سعادتمندی فرد مرتبط نیستند

سلام استاد
ولی استاد جوری مطرح کردید که انگار پرسشگر محترم نگران این هستند که نتوانند تقلید نکنند!!
پرسش این نبود که
"آیا می‌توانیم در فروع نیز تقلید کنیم؟" که شما پاسخ دهید ایرادی ندارد
بلکه پرسش این است که
"چرا باید در فروع تقلید کنیم؟"

تا جایی هم که من در این سایت بودم تقریباً تمام اساتید گفته‌اند در فروع دین گر چه اجازه تحقیق دارید، اما در هرحال باید تعبداً فروع را بپذیرید و انجام دهید!!
و تحقیق صرفاً برای محکمتر شدن ایمان است و نه برای یافتن درست و غلط مطلب!!
بنابراین برخلاف فرمودهء شما، تقلید نه اینکه اشکال ندارد، بلکه اجباری است!

شروحیل;990072 نوشت:
وقتی برای کافران قتل عام زن و فرزند مسلمانان جایز است
چرا تملک زن کافر و اصلاح او جایز نباشد؟

سلام
به همان دلیل که اگر گرگ‌ها آدم می‌خورند، آدمها نباید گرگها را بخورند!!
این بحث خارج از تاپیک است، ولی اگر برای اصل بحث مفید باشد، بیشتر صحبت می‌کنیم

به نام خدا.

Reza-D;990085 نوشت:
سلام
به همان دلیل که اگر گرگ‌ها آدم می‌خورند، آدمها نباید گرگها را بخورند!!
این بحث خارج از تاپیک است، ولی اگر برای اصل بحث مفید باشد، بیشتر صحبت می‌کنیم

با عرض سلام و ببخشید بابت پریدن وسط بحث، به شرط اینکه از دو فعل یکسان صحبت بشه ( خوردن و خوردن ) نه ( قتل عام و تحت تملک گرفتن ).

تازه فعل یکسان هم میتونه بعضی وقت ها انجام بشه ( قصاص )

ستایشگر :Gol:

avatbz;989987 نوشت:
.آيه23 سوره نسا ميگويد نكاح زنان شوهردار بر شما حرام شد به جز آنهايي که در جنگ به اسارت گرفتيد.اين آيه چه تاويلي جز معني ظاهري مي تواند داشته باشد؟ در باره شان نزول آياتي از اين قبيل با آنها سخن مي گوييم .ایا در اين مرحله زن از مالكيت شوهر خود درآمده و به ملكيت کسي که اسيرش کرده در مي آيد ؟. مگر چنین چیزی ممکن است؟
آیا پرسیدن چنین سوالی اشتباه است که خیلی جاها بی‌جواب مانده

سلام و درود
بسیاری از احکام قران و اسلام را باید در ظرف زمانی و مکانی دید و از احکام ثابت نیستند.
حقیقت قران مجرد است و زمانی که در فرهنگ خاصی نازل می‌شود محدودیت های فرهنگی و زبانی آن منطقه را می پذیرد. حقیقت باطنی قران به هیچ وجه تابع فرهنگ و زبان خاصی نیست اما زمانی که قرار است به زبان بشر بیان بشود خلق و خوی همان فرهنگی را که با آن بیان شده است را به خود می گیرد. چه اینکه ما زمانی که قران را میخوانیم روح و فرهنگ عربی را در آن میبینیم.‌ اگر حقیقت مجرد قران بر فرهنگ دیگری که حتی به زبان عربی هم سخن می‌گفتند نازل میشد آیات بسیاری در لفظ با این قران موجود متفاوت در می امد.
بسیاری از احکام قران هم احکام ابدی نیستند و فرهنگ برده داری و ازدواج با زنان کافر که در اسارت مسلمانان بودند هم احکام موقتی بودند. در ظرف زمانی و مکانی عربستان آن زمان برده داری امری مذموم نبوده و خداوند هم آن را هدفمند امضا کرده است، هر چند که آیات قران تلوحیا با برده داری مخالف است ولی حذف یکباره آن ممکن نبوده است به خاطر مشکلات اجتماعی این کار.
در مورد زنان کافرانی که در جنگ با مسلمانان به اسارات مسلمانان در آمده اند(زنانی که خود علیه مسلمانان جنگیده اند) هم همین وضع برقرار است، چنین زنانی چون به اسیری مسلمانان در امده اند و در جامعه مسلمان آن زمان باید زندگی میکردند، اسارت او خود به خود باید باعث لغو ازدواج او با همسر قبلیش بوده است. همه این اتفاقات را باید در ظرف زمانی آن موقع دید وگرنه باعث کج فهمی میشود.
در نهایت این حکم، یک حکم ابدی نیست که قابل اجرا در همه زمانها و همه‌ی مکانها باشد
سپاس

ستايشگر;990089 نوشت:
به شرط اینکه از دو فعل یکسان صحبت بشه ( خوردن و خوردن ) نه ( قتل عام و تحت تملک گرفتن )

سلام
گاهی یکسان نبودن از یکسان بودن نیز بدتر است
دور از جان شما اگر به فرض (با عذرخواهی) همسر شما به دست دشمن اسیر شود، ترجیح می‌دهید کشته شود تا تحت تملک درآید؟
و مهمتر اینکه ترجیح یک زن کدامیک است؟

به نام خدا.

Reza-D;990093 نوشت:
سلام
گاهی یکسان نبودن از یکسان بودن نیز بدتر است
دور از جان شما اگر به فرض (با عذرخواهی) همسر شما به دست دشمن اسیر شود، ترجیح می‌دهید کشته شود تا تحت تملک درآید؟
و مهمتر اینکه ترجیح یک زن کدامیک است؟

با عرض سلام دوباره.

شاید شخصی ترجیح بده مجبور نباشه یک ماه تو گرمای تابستون گرسنگی بکشه، شاید ترجیح میده اصلا ازدواج با این تعهداتش ( مهریه و ... ) نکنه و با یه همباشی و از اینجور چیزها سر و ته قضیه رو هم بیاره.

ترجیح ما که نمیتونه مبداء احکام بشه.

ستایشگر :Gol:

Reza-D;990085 نوشت:
سلام
به همان دلیل که اگر گرگ‌ها آدم می‌خورند، آدمها نباید گرگها را بخورند!!
این بحث خارج از تاپیک است، ولی اگر برای اصل بحث مفید باشد، بیشتر صحبت می‌کنیم

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

اینجا زن و فرزند حکم گرگ رو ندارند

حکم گوسفندی رو دارن که دست چوپان نالایق بودن و یه چوپان لایق نجاتشون داده

حتی اگر خود گوسفندان متوجه این موضوع نباشن ( البته اگر به دست یک مسلمون مومن و عادل اسیر بشن )

در کل فهم احکام نیاز به ایجاد نگرش صحیح در درون آدمی داره و با نگاه عادی نمی شه احکام رو درک کرد.

به طور مثال درک تعدد زوجین برای اکثر بانوان سخت و گاها غیر ممکن هست و نیاز به روشنگری و تبیین داره.

avatbz;989983 نوشت:
.آيه23 سوره نسا ميگويد نكاح زنان شوهردار بر شما حرام شد به جز آنهايي که در جنگ به اسارت گرفتيد.اين آيه چه تاويلي جز معني ظاهري مي تواند داشته باشد؟ در باره شان نزول آياتي از اين قبيل با آنها سخن مي گوييم .مثلا: ایا در این حالت زن از مالکیت شوهر خارج میشود و مال کسی میشود که اسیرش کرده مگر چنین چیزی ممکن است؟

با سلام
گرچه این یک بحث جزئی است و سوال شما کلی و احتمالا دوباره مرتکب مغالطه تعمیم خواهیم شد، ولی به صورت خلاصه مطالبی را عرض میکنم.
در این مورد باید بین حکم اخلاقی و شرعی و قانونی تفکیک قائل شد.
از نظر اخلاقی، بله فرمایش شما صحیح است یعنی اگر بخواهیم همین یک مسئله را به تنهایی در نظر بگیریم، بدون هر گونه ضمیمه دیگر ازدواج با زنی که از شوهرش طلاق نگرفته به نظر غیر اخلاقی می نماید. ولی یک کمی تامل نیاز دارد.
ایا به خودی خود، دعوت به کشتن کسی که به ما اسیبی رسانده است، غیر اخلاقی نیست؟
آیا آمدن به قتال با کسی که مخالف کیش ماست، غیر اخلاقی نیست؟
آیا همراه آوردن زنان برای تهییج جنگجویان، غیر اخلاقی و سوء استفاده از زنان نیست؟
خب این همه رویداد غیر اخلاقی صورت میگیرد، این هم در کنار آن.

از این گذشته، جنبه دیگری که در همین مسئله باید دقت کنیم آن است که کسی که زن خودش را با خودش به جنگ می آورد(یا زن بدون همسر خودش همراه با بقیه جنگجویان به جنگ می آید) میخواهد با گروه بجنگد. خب به نظر شما فرمانده طرف مقابل چکار باید بکند؟ بگوید چون این زن است کاری با او نداشته باشید؟! بگوید اگر هم دست به شمشیر برد و احتمالا جنگاور دلیری بود با او نجنگید چون جنگیدن با یک زن نادرست است؟ اگر بقیه را برای مقابله تهییج کرد(کاری که زنان مشرک در جنگ با مسلمانان صورت میدادند) باز هم به خاطر اینکه این کار به خودی خود و فارغ از زمینه های دیگر غیر اخلاقی می نماید کاری به کار او نداشته باشیم.
خب پس اذعان میکنید که نمی توان دست روی دست گذارد.
با این حال، فرمانده میتوانست دستور دهد که او را بکشید، ولی چرا؟
وقتی او به هر دلیل در جنگ جان سالم به در برد ولی اسیر شد، چرا باید او را کشت؟
خب نکشیم، وقتی اسیر شد چه کنیم.

در این صورت، هم خود زن و هم شوهرش این ریسک را کرده بودند که با آمدن به جنگ و بخصوص با اطلاعی که از قوانین جنگ مرسوم آن زمان دارند، میدانند که اگر زنده بمانند و اسیر شوند کنیز شده و طرف مقابل میتواند او را به عنوان کنیز نگهدارد.
بنابراین خود آنها این ریسک را پذیرفته اند که یا احتمالا کشته میشوند یا اسیر.
و میدانند که اگر اسیر شوند این اسیری موجب قطع رابطه آنان خواهد شد.

بنابراین، این حکم با توجه به جو قانونی و رایج جنگهای آن زمان(که اتفاقا مختص به اعراب نیز نبوده و حتی در جنگهای ایران و روم نیز رایج بوده است) نشان از آن دارد که این کار یک یک کار عقلایی است و به خودی خود نباید نگریسته شود.

avatbz;989985 نوشت:
در مورد این مطلب فوق شما اگر کسی در تابعیت خود اسلام ننویسد و حقیقت را بنویسد در حالیکه یک فرد مورد احترام و مفید و دارای زندگی سالم اما فاقد مذهب خاصی است بنظر شما چنین فردی میتواند کار یا سمتی داشته باشد پس قبول بفرمایید مشکل ایجاد و در پی آن اجبار صورت میگیرد

قرار نیست قوانین انسانها را به پای دین بگذاریم.
قوانین هر کشوری هم برای خودش محترم است.
شما الان به نظرتان چه کشوری بیشترین شعار دموکراسی و ازادی را میدهد؟
فرانسه، نه؟
خب همین فرانسه اگر کسی محجبه باشد و بخواهد با پوشیه که نه، بلکه با حجاب حداقلی مورد نظر اسلام(مثلا یک روسری) باشد به نظرتان اصلا اجازه میدهند حتی یک کارمند عادی باشد؟
بقیه کشورها هم همینطور هستند.
هر کشوری برای خودش خط قرمزهایی دارد، ربطی به دیندار و بی دینش هم ندارد.
کشورهای اسلامی هم قوانینی دارند که هر کسی میخواهد در آن کشورها منصبی به دست بیاورد باید به قوانینش احترام بگذارد.
این یک مطلب عقلایی و طبیعی است.

صـادق خان;990018 نوشت:
لطفا برای اینها منبع معتبر ارائه بدهید. به نظر میرسد هیچ کدام درست نیستند.

برای کدامش منبع میخواهید.
شرایط حکم مرتد و اینکه این حکم مشروط به شرایطی از جمله تبلیغ کردن و جار زدن است، میتوانید به این منابع مراجعه کنید.
1. موسوی اردبیلی، عبدالکریم، ارتداد و نگاهی دوباره، مجله حکومت اسلامی، ش 14، ص 79
2. مکارم شیرازی، ناصر، مجله مکتب اسلام، مرداد1363، ص16
3. صادقی فدکی، سیدجعفر، ارتداد، قم، بوستان کتاب، 1388، صص220-216

در مورد اینکه در آخرت شخص را کاری ندارند اگر تحقیق درست کرده باشد میتوان به ایاتی استناد کرد که شخص را در صورت جهل(چه بسیط و چه مرکب) معذور میداند و نیز ایاتی که عذاب را منوط به بیان میداند( و بیان هم یعنی اینکه فرد آن بیان را بتواند بپذیرد)

Reza-D;990084 نوشت:
ولی استاد جوری مطرح کردید که انگار پرسشگر محترم نگران این هستند که نتوانند تقلید نکنند!!
پرسش این نبود که "آیا می‌توانیم در فروع نیز تقلید کنیم؟" که شما پاسخ دهید ایرادی ندارد
بلکه پرسش این است که "چرا باید در فروع تقلید کنیم؟"

باسلام
دوست عزیز اگر دقت کنید فروع اعتقادی را به دو دسته تقسیم کردم.
بخشی که دلیل عقلی نیز دارد یا میتواند به اصول بازگشت داشته باشد مانند امامت و اوصاف آن و عدل الهی و اموری از این دست.
بخشی نیز مانند جزئیات مربوط به معاد.
در دسته اول، اگر شخص توانایی تحقیق دارد خب بسم الله. اشکالی ندارد. ولی این یک نوع لطف از جانب خداوند است برای کسی که چنین توانایی ای را ندارد که اتفاقا بسیارند.
اما در دسته دوم. در این موارد نیز هم میتواند تحقیق کرد ولی تحقیق در اینها تحقیق در محدوده خود متون دینی است که خودش به نوعی تقلید است منتها تقلید از بیان پیشوایان دینی. این هم بدان جهت است که عقل انسان از درک این امور و واقعیت آنها ناتوان است و جز احتمال و گمان چیزی را نمیتوان صید کرد.

صدیق;990112 نوشت:
برای کدامش منبع میخواهید.

برای همه شان حکم فقهی ارائه کنید در آثار کلامی مسائل روشن بیان نمیشود یکی به استناد آنها عمل کند و فکر کند ارتداد ندارد فردا میگویند تقیه بوده و رافع مسئولیتش نیست.

با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان
من زیاد امکانات سایت رو بلد نیستم و تازه عضو شدم نمیتونم بذارم تو کادر بند انتخابی رو

مخاطبان جناب شروحیل است آقای شروحیل در جواب شما پیامبر مگه نیومده بود که دین رو برای آرامش و امنیت بیشتر مردم ارایه بده این حرف شما نه تنها درست نیست بلکه حقانیت ایشون رو هم زیر سوال میبره

وقتی برای کافران قتل عام زن و فرزند مسلمانان جایز است

چرا تملک زن کافر و اصلاح او جایز نباشد؟

آیا اصلاح شخص بهتر از قتل او نیست ؟

الان تو جامعه امروزی ما هستند انسانهایی که تابع دین خاصی نیستند اما به جرات میگم از شما انسان نژاد پرست و فرقه ستیز سالمتر و مفیدتر هستند برای این جامعه
جناب شما در مقامی نیستید که بگید چه کسی شایسته اصلاح هست مگر از عملکرد آن زنان خبر دار بودید ؟
جهل دین دلیل بر بد بودن نیست چون انسان در ذات خویش گرایش به خوبی داره و بسیار بودند آن‌زمان افرادی که مسلمان نبودند اما عادل بودند و البته در این دوره

آقای شروحیل لطفاً منش خودتون رو یا با وسعت باز و دقت کامل به دنیا و همه چیز سوق بدید یا افکار نژاد پرستانه خودتون رو اینجور تند بیان نکنید من شما رو به یک بحث خصوصی دعوت میکنم چون خدا خودش فرموده که بعضی مسایل در جمع مطرح نشه چون امکان لغزش برای افرادی که اطلاعات کافی ندارند نشه من هم نمی‌خوام گناه کسی گردنم باشه اما خودم به واقع خیلی حرفها برای افراد تند رویی مثل شما دارم که جوانان امروزی رو دین گریز کردید.

به طور مثال درک تعدد زوجین برای اکثر بانوان سخت و گاها غیر ممکن هست و نیاز به روشنگری و تبیین داره.

در پاسخ به فرمایش فوق شما دقیقا باید جواب استادمون رو بدم هر حکمی نسبت به زمان خودش باید انجام بشه امروز در جامعه کنونی وقتی ما secender life جامعه اروپا رو زیر سوال میبریم باید خودمون هم نسبت به عواقب عمل انجامی محتاط باشیم که آیا امروزه انجام این دستور مفید خواهد بود یا عدم انجام ان؟ که به طبع امروزه تعدد ازدواج یکی از دلایل اصلی خیانت زنها نسبت به مردها است .
در ضمن جامعه امروز بسیار متفاوت تر از زمانی هست که این تعدد انجام میشد که البته در اون دوران هم کم عوارض نداشت که بسیاری صیغه می‌شدند و بعد مرد عزم برگشت میکرد و مادر غافل از بارداری و بچه و مادر می‌ماندند چه کنند
در هر حال بحث من اینها نیست فقط خواستم جواب شما رو بدم که انگار خیلی به تعدد زن و کامیابی دلبسته اید زن تکمیل کننده مرد هست و دارای شعور و احساس و منطق نه وسیله تفریح و لذت آقای شروحیل .

avatbz;990156 نوشت:
با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان

پیامبر مگه نیومده بود که دین رو برای آرامش و امنیت بیشتر مردم ارایه بده این حرف شما نه تنها درست نیست بلکه حقانیت ایشون رو هم زیر سوال میبره

با سلام و عرض ادب

خواهر گرامی

در اسلام معمولا از وقوع جنگ جلوگیری می شه

و معمولا جنگ حالت تدافعی یا پیش گیری از حمله داره

ما دین رو صرفا برای آرامش نمی خوایم

برای رسیدن به کمال که لقاء الله هست می خوایم و جهاد اصغر و اکبر با صراحت در قرآن از واجبات اعلام شده

وسیله این مسیر دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خداست (طبق نص صریح قرآن)

کافر محارب دشمن خداست چه از روی جهل چه از روی آگاهی

هدف اسلام از این حکم رفع جهل هست اگر جهل باشه ، و جزای عمل هست اگر از روی اگاهی باشه

نه ظلم به کفار محارب

چرا که خداوند حتی به ظالمین هم ظلم نمی کنه

avatbz;990156 نوشت:
الان تو جامعه امروزی ما هستند انسانهایی که تابع دین خاصی نیستند اما به جرات میگم از شما انسان نژاد پرست و فرقه ستیز سالمتر و مفیدتر هستند برای این جامعه

این حکم مخصوص کفار محارب است نه کسانی که به دیگران منفعت می رسونند

همین ها هم طبق روایات اگر از جنگ با خدا دست می کشیدند و به مسلمانی علمی رو یاد می دادند آزاد می شدند !

اگر بنده نژاد پرست هستم خداوند من رو بیامرزه و اصلاح کنه و اگر نیستم خداوند شما رو بیامرزه و اصلاح کنه

avatbz;990156 نوشت:
جناب شما در مقامی نیستید که بگید چه کسی شایسته اصلاح هست مگر از عملکرد آن زنان خبر دار بودید ؟

زنی که به جنگ با خدا اقدام کرده و مردی که این کار رو انجام داده هر دو مجرم هستند و مجرم باید اصلاح بشه

avatbz;990156 نوشت:
جهل دین دلیل بر بد بودن نیست چون انسان در ذات خویش گرایش به خوبی داره و بسیار بودند آن‌زمان افرادی که مسلمان نبودند اما عادل بودند و البته در این دوره

یک انسان خوب و عادل اقدام به حرب علیه خدا و بندگان خدا نمی کنه

شیطان هم گرایش به خوبی داره

اما فاصله علم و عمل بسیار هست و خداوند به عمل جزا می دهد ، نه به علم

یک قاتل زنجیره ای می داند قتل جرم و گناه است ، اما در عمل خلاف آن را انجام می دهد

ما نمی توانیم بگوییم چون ذات او گرایش به خوبی دارد پس نیازی به اصلاح ندارد ! و بگذارید در جامعه آزاد باشد

آیا یک کافر محارب چون زن است نباید جواب خون مسلمانانی را که ریخته شد پس دهد؟

avatbz;990156 نوشت:

آقای شروحیل لطفاً منش خودتون رو یا با وسعت باز و دقت کامل به دنیا و همه چیز سوق بدید یا افکار نژاد پرستانه خودتون رو اینجور تند بیان نکنید من شما رو به یک بحث خصوصی دعوت میکنم چون خدا خودش فرموده که بعضی مسایل در جمع مطرح نشه چون امکان لغزش برای افرادی که اطلاعات کافی ندارند نشه من هم نمی‌خوام گناه کسی گردنم باشه اما خودم به واقع خیلی حرفها برای افراد تند رویی مثل شما دارم که جوانان امروزی رو دین گریز کردید.

خواهر گرامی بنده حرفی از نژاد زدم؟

کفر یک نژاد نیست

یک نحوه تفکر است

یک کافر محارب به نعمت هایی مثل صلح و آرامش که خداوند به او عطا کرده کافر است ، ایرانی باشد ، آمریکایی یا عرب

و جزای کفر چیزی جز غضب خداوند نیست اگر اصلاح نشود ...

هر جا که مایل باشید می توانیم به ادامه مباحثه بپردازیم.

avatbz;990158 نوشت:
امروزه تعدد ازدواج یکی از دلایل اصلی خیانت زنها نسبت به مردها است .

سلام و عرض ادب

طلاق در خانواده های دارای تعدد زوجین که عدالت در اون ها رعایت شده نزدیک به صفر هست

و شرط تعدد زوجین رعایت عدالت هست !

دلایل خیانت زن ها رواج تبرج (هم مرد و هم زن ) در فضای بیرون از خانه و بی توجهی به همسر درون خانه هست

نه تعدد زوجین !

وقتی خیابون ها پر شده از زن و مرد جذاب و س... که برای مردم تبرج می کنن

و خونه ها خالی شده از محبت به همسر و عمل به دستورات خدا

نتیجه ای بهتر از این نباید مطالبه کرد !

طبق آیات قرآن بی توجهی به همسر دور از عدالت است

avatbz;990156 نوشت:
در ضمن جامعه امروز بسیار متفاوت تر از زمانی هست که این تعدد انجام میشد که البته در اون دوران هم کم عوارض نداشت

بله جامعه متفاوت شده

دوستی و سقط جنین (زنده به گور کردن در جاهلیت ) آزاد شده

و متعه و تعدد زوجین انکار شده !

avatbz;990156 نوشت:
که بسیاری صیغه می‌شدند و بعد مرد عزم برگشت میکرد و مادر غافل از بارداری و بچه و مادر می‌ماندند چه کنند

در متعه عده واجب هست و در طول عده مرد و زن همچنان زن و شوهر محسوب می شن

طی دوران عده باردار بودن یا نبودن زن مشخص خواهد شد

صیغه کنونی که عده ندارد حکم اسلام نیست و با متعه که حکم اسلام است متفاوت است

avatbz;990156 نوشت:

در هر حال بحث من اینها نیست فقط خواستم جواب شما رو بدم که انگار خیلی به تعدد زن و کامیابی دلبسته اید زن تکمیل کننده مرد هست و دارای شعور و احساس و منطق نه وسیله تفریح و لذت آقای شروحیل .

ان شاء الله خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند

اگر ما انسان ها درک می کردیم که خدا مرد نیست !!!! و احکامی که داده برای کل جامعه مفید است

می فهمیدیم که حکم تعدد نه فقط برای لذت و شهوت که برای مدیریت صحیح جامعه

و جلوگیری از رواج فحشا و روابط نامشروع در جامعه است

والسلام علی من اتبع الهدی

در پناه حق تعالی

ازدواج دوم، چه موقت باشد و چه دائم، چیزی نیست که به آسانی از سوی افراد جامعه پذیرفته شده باشد.
در مورد ازدواج مجدد مردان، هر چند که قوانین، تکلیف را تعیین کرده باشند اما به هر حال نمی‌توان بروز عوارض روانی و اجتماعی را در این باره نادیده گرفت.جناب به فرمایش شما شاید طلاق نباشه اما رضایت هم نیست در جامعه کنونی که مردان از پرداخت مهریه سرباز میزنند و قانون هم کنار آنهاست و براحتی اقساط بندی میشه یک مادر چاره ای جز تحمل ندارم به دو علت ۱ نداشتن امکان مالی برای ادامه زندگی ۲ به خاطر مادر بودن وگرنه خودتون هم خوب میدونید بیعوارض نیست .
شما که اینقدر اطلاعات دارید یکی از سوالات بنده رو لطف بفرمایید جواب بدید عدالت یعنی چه ؟
من به عنوان یک زن دوست دارم و حق کنه که همسرم هر شب منزل باشه و در کنار من و بچه هام جز این باشه آیا عدالت خواهد بود؟ مگه میشه یک خانه دو صاحب خانه داشته باشد قلب مرد تنها خانه امن برای زن هست و زن تنها صاحب خانه آیا زمان اون نرسیده که بیشتر با شعور انسانی زندگی کنیم تا بنده خواسته ها شویم؟ جهاد نفس به همین نمی‌گم که به نام سر سفرتون قانع باشید و از پیامد شکننده جلو گیری کنید

جناب شروحیل و اما دوستی ها اولا علت رو پیدا کن ریشه در باور هوایی داره که شما خراب کردید زنیکه با هزار امید پا خونه شوهر می‌زاره و امیدشو از دست میده و خیانت میشه در حقش به اولین کسیکه حمایت کنه پناه خواهد برد چون آسیب دیده هستش و نتیجه همانی میشود که فرمودین .
ایجاد اضطراب در بین کودکان در خانه، از بین رفتن جایگاه و ارزش پدر، اختلال در خواب، کم شدن کیفیت در زندگی و از بین رفتن اعتبار و آبروی مرد در بین همکاران از عوارض تعدد زوجات است. اینها کم عوارض نیستند که آقای مرد بخاطر دستیابی به امیالشون به خانواده عرضه می‌کنه.

و اما نژاد پرستان های دقیقا نژاد پرستید جوری صحبت میکنید که انگار قوم برتر ما هستیم در صورتیکه خداوند همه رو برابر دیده و اعمال افراد رو فقط خدا می‌دونه و هستند غیر مسلمانان مسلم پیشه .

سوم در زمان ورود اسلام به ایران من باب مثال هدف چه بود؟ ترویج دین؟ یا کسب ثروت و گسترش سرزمین؟
اگر ترویج دین بود نیازی به جنگ نبود چون خداوند خود فرموده لا اکراه فی الدین و اینکه در آن‌زمان اعراب وارد کشور ما شدند خانه ها ویران کتابخانه ها سوخته و تمام بزرگان اسیر شدند به کنار دیگر برده کردن زنان چه بود؟ تصاحب خاک و ملک چه بود ؟ آیا اینها را هم خدا گفته ؟ پس قبول کنید اسلام کنونی دستبردهای زیاد و تحریفات اساسی دارد که بعضی به خواست خود افراد و کامیابی از منافع و لذتها بوده . که شاید هم تعدد زنان یکی از آنها می‌باشد کسی چه میداند قبول کنید تاریخ و دست‌نوشته‌ها و آیات از پیشینیان به ما رسیده از کجا معلوم تحریف نشده .

ازدواج دوم، چه موقت باشد و چه دائم، چیزی نیست که به آسانی از سوی افراد جامعه پذیرفته شده باشد.
در مورد ازدواج مجدد مردان، هر چند که قوانین، تکلیف را تعیین کرده باشند اما به هر حال نمی‌توان بروز عوارض روانی و اجتماعی را در این باره نادیده گرفت.جناب به فرمایش شما شاید طلاق نباشه اما رضایت هم نیست در جامعه کنونی که مردان از پرداخت مهریه سرباز میزنند و قانون هم کنار آنهاست و براحتی اقساط بندی میشه یک مادر چاره ای جز تحمل ندارم به دو علت ۱ نداشتن امکان مالی برای ادامه زندگی ۲ به خاطر مادر بودن وگرنه خودتون هم خوب میدونید بیعوارض نیست .
شما که اینقدر اطلاعات دارید یکی از سوالات بنده رو لطف بفرمایید جواب بدید عدالت یعنی چه ؟

من به عنوان یک زن دوست دارم و حق منه که همسرم هر شب منزل باشه و در کنار من و بچه هام جز این باشه آیا عدالت خواهد بود؟ مگه میشه یک خانه دو صاحب خانه داشته باشد قلب مرد تنها خانه امن برای زن هست و زن تنها صاحب خانه آیا زمان اون نرسیده که بیشتر با شعور انسانی زندگی کنیم تا بنده خواسته ها شویم؟ جهاد نفس به همین نمی‌گن که به نام سر سفرتون قانع باشید و از پیامد شکننده جلو گیری کنید

ما حتی به اندازه همان جامعه غرب آگاه نشدیم که در انجام امور مصلحت زمان رو هم در نظر بگیریم خود پیامبر هم گفته که بعضی اعمال باید طبق زمان حاضر دستور و انجام بشه توسط اولامرها البته اولامر صالح . در ضمن برای دادن چنین فتوایی چرا تا حالا از هیچ زنی پرس و جو و نتیجه گیری و سپس فتوا داده نشده آیا یک طرف موضوع ما نیستیم؟ آیا زمانش نشده که به زن هم در مورد سرنوشت و نوشتن قوانینش حقی داده بشه؟ باور کنید من حیطه عقلم گنجانده نمیشه خدای مهربان که ناظر همه اعمال و خالق عواطف ماست چنین حکم به رفتار با زن و یا هر بشری کنه که کفه عدالت بلرزه.

جناب شروحیل و اما دوستی ها اولا علت رو پیدا کن ریشه در باور هایی داره که شما خراب کردید زنیکه با هزار امید پا خونه شوهر می‌زاره و امیدشو از دست میده و خیانت میشه در حقش به اولین کسیکه حمایت کنه پناه خواهد برد چون آسیب دیده هستش و نتیجه همانی میشود که فرمودین .
ایجاد اضطراب در بین کودکان در خانه، از بین رفتن جایگاه و ارزش پدر، اختلال در خواب، کم شدن کیفیت در زندگی و از بین رفتن اعتبار و آبروی مرد در بین همکاران از عوارض تعدد زوجات است. اینها کم عوارض نیستند که آقای مرد بخاطر دستیابی به امیالشون به خانواده عرضه می‌کنه.

و اما نژاد پرستی دقیقا نژاد پرستید جوری صحبت میکنید که انگار قوم برتر ما هستیم در صورتیکه خداوند همه رو برابر دیده و اعمال افراد رو فقط خدا می‌دونه و هستند غیر مسلمانان مسلم پیشه .

سوم در زمان ورود اسلام به ایران من باب مثال هدف چه بود؟ ترویج دین؟ یا کسب ثروت و گسترش سرزمین؟
اگر ترویج دین بود نیازی به جنگ نبود چون خداوند خود فرموده لا اکراه فی الدین و اینکه در آن‌زمان اعراب وارد کشور ما شدند خانه ها ویران کتابخانه ها سوخته و تمام بزرگان اسیر شدند به کنار دیگر برده کردن زنان چه بود؟ تصاحب خاک و ملک چه بود ؟ آیا اینها را هم خدا گفته ؟ پس قبول کنید اسلام کنونی دستبردهای زیاد و تحریفات اساسی دارد که بعضی به خواست خود افراد و کامیابی از منافع و لذتها بوده . که شاید هم تعدد زنان یکی از آنها می‌باشد کسی چه میداند قبول کنید تاریخ و دست‌نوشته‌ها و آیات از پیشینیان به ما رسیده از کجا معلوم تحریف نشده .

با سلام مجدد و آرزوی آرامش و قلبی مملو از شادی امیدوارم در این مدت از سوالات من آزرده خاطر نشوید و طلب بخشش میکنم قصدم آزار و یا نهی عقاید کسی نیست ولی باز من به جواب قانع کننده ای نرسیدم .

در آخر سر سخنی داشتم با جناب شروحیل آقای شروحیل آیات و دستورات قرآن رو با تفاسیری که تفسیر اشخاص هست و میتونید بهش استناد کنید میفرمایید و این تفاسیر دیدگاه شخصی و برآورد شخصی با اتکا به علم آنها هست ولی درنهایت از عقاید فطری شخص جدا نیست پس استناد به تفاسیر افرادی که احتمال خطا دارد صدر صد تکیه کردن درست نیست . بعضی از مراجع ما هستند که کاملا مغرضانه نگاه میکنن به قضایا و مرد سالار هستند.
دوما ما تو جامعه برای نوشتن قانون و حکمی همه پرسی و نظر سنجی و .... انجام می‌دیم و برای حقانیت امری شهود و .... مستند می‌خوایم که من شهودی در این باب که مستند باشه نمی‌بینم که تعدد زنان امری خدایی هست و هیچ مدرکی هم دال بر این که به آیات دستبرد نشده هم نیست.

سوم اینکه تعدد ازدواج ائمه رو بگید مختص زمان خودشون و بیشتر جنبه سیاسی دارد بخاطر جذب قبایل و گسترش و نفوذ اسلام که هر دولتمردی به صلاح دولتش اینکار رو می‌کنه که پیامبر هم مثل هر بشر دیگه ای عمل کرده و دلیل بر خدایی بودن حکم نیست .

در نهایت دنیایی بدون عدالت کور ارزودارم که بشریت رو از هر جنبه : جنسیت مقام ثروت و... بی غرض و برابر بدونه جایی برای راحت نفس کشیدن دنیایی که به اسم خدا جنبه قانونی به اعمالمون ندهیم و ائمه و بزرگان رو بهانه انجام عمل نکنیم .

یا حق.

avatbz;990181 نوشت:
ازدواج دوم، چه موقت باشد و چه دائم، چیزی نیست که به آسانی از سوی افراد جامعه پذیرفته شده باشد.

سلام و عرض ادب

وظیفه ما امر به معروف و نهی از منکر است

ما مامور به وظیفه هستیم نه نتیجه !

avatbz;990181 نوشت:

در مورد ازدواج مجدد مردان، هر چند که قوانین، تکلیف را تعیین کرده باشند اما به هر حال نمی‌توان بروز عوارض روانی و اجتماعی را در این باره نادیده گرفت.

خواهر گرامی

آب خنک خوردن هم عوارض دارد !

مساله اهم و مهم است

نفع تعدد زوجین بیشتر از ضرر آن است !

پس حلال است و قابل اجرا

عوارض آن را نیز می توان با مدیریت صحیح و رعایت عدالت به حداقل ممکن رساند و کمرنگ کرد

در بین اهل سنت این مساله ( توان مدیریتی بالای مرد در سرپرستی چند خانواده ) نوعی افتخار برای اعضای خانواده محسوب می شود !

مهم ترین مساله فرهنگ سازی است که ما در انجام آن خوب عمل نکرده ایم

و به جای ترویج احکام اسلام ، غربگرایانه ، تحریم تعدد زوجین را در دستور کار قرار داده ایم !

avatbz;990181 نوشت:

جناب به فرمایش شما شاید طلاق نباشه اما رضایت هم نیست

در صورت رعایت عدالت رضایت نسبی هم خواهد بود

زنان حتی در صورت تک همسری هم 100 درصد راضی نمی شوند !

این طبیعت زنان است !

avatbz;990181 نوشت:

در جامعه کنونی که مردان از پرداخت مهریه سرباز میزنند و قانون هم کنار آنهاست براحتی اقساط بندی میشه یک مادر چاره ای جز تحمل ندارم به دو علت ۱ نداشتن امکان مالی برای ادامه زندگی ۲ به خاطر مادر بودن وگرنه خودتون هم خوب میدونید بیعوارض نیست .

بنده مساله مهریه را در این سایت چند مرتبه تبیین کرده ام

مهریه هدیه ای است از طرف مرد برای نشان دادن میزان تمکن مالی مرد !

وقتی زن مقدار مهریه ای را تعیین می کند و می داند که مرد چنین مبلغی را برای پرداخت ندارد

و در واقع مهریه را وسیله گروکشی فرض می گیرد ، پس باید عواقب تغییر در حکم خدا و سنت پیامبر را نیز بپذیرد .

مهریه مبلغی است که باید زمان عقد پرداخت شود و میزان آن باید در حد توان مرد و قابل پرداخت باشد ! یا عند الاستاطعه

avatbz;990181 نوشت:

شما که اینقدر اطلاعات دارید یکی از سوالات بنده رو لطف بفرمایید جواب بدید عدالت یعنی چه ؟

عدالت یعنی گذاشتن هر چیزی سر جای خود و با مساوات تفاوت دارد !

یک زن با 100 تومان مخارجش معمولش تامین می شود و دیگری 200 تومان

این که به اولی 100 تومان بدهیم و دومی 200 تومان یعنی رعایت عدالت !

یک زن با 5 ساعت نیاز عاطفیش تامین می شود و دیگری با 10 ساعت

تخصیص این زمان به هر کدام یعنی رعایت عدالت

متاسفانه در جامعه ما عدالت معنای خود را از دست داده و معمولا مساوات معنا می شود !

avatbz;990181 نوشت:

من به عنوان یک زن دوست دارم و حق کنه که همسرم هر شب منزل باشه و در کنار من و بچه هام جز این باشه آیا عدالت خواهد بود؟

خواهر گرامی

مساله دوست داشتن از عدالت متمایز است

بنده هم دوست دارم زنم 24 ساعته در اختیار من باشد

این یعنی عدالت ؟!

خیر همسر بنده احتیاجات دیگری هم دارد

شاید در ماه یک هفته مسافرت باشد و از بنده دور باشد

شاید شاغل باشد

شاید سرد مزاج باشد

و....

عدالت یعنی رعایت هر چیزی با توجه به شرایط و روابط وگذاشتن هر چیزی سر جای خود هر چند ما آن را دوست نداشته باشیم !

طلحه و زبیر هم عدالت را مانند شما معنا کردند و به جنگ علی (ع) رفتند ! به آن چه دوست داشتند عمل کردند !!!!

در جامعه ما تجرد قطعی زنان قبل از تحریم تعدد زوجین ( پیش از 50 سال پیش ) کمتر از نصف مردان بود و کمتر از یک درصد بود

اما پس از تحریم تعدد زوجین دو برابر مردان و نزدیک به 4 درصد شده است !

avatbz;990181 نوشت:

مگه میشه یک خانه دو صاحب خانه داشته باشد قلب مرد تنها خانه امن برای زن هست و زن تنها صاحب خانه آیا زمان اون نرسیده که بیشتر با شعور انسانی زندگی کنیم تا بنده خواسته ها شویم؟

مشکل همین جاست

تنها صاحب خانه خداست

نه زن و فرزند و... !

بهتر است به جای تصمیمات احساسی به قرآن و احادیث و عقل رجوع کنیم

رابطه مرد و زن رابطه همسری است ، رابطه ای است برای تامین نیاز های دوطرف در حد معمول و معقول

اگر پا را فرا تر بگذاریم و از همدیگر بت بسازیم در نهایت می شویم کافر خدای خود ساخته ! (نیچه)

avatbz;990181 نوشت:

جهاد نفس به همین نمی‌گم که به نام سر سفرتون قانع باشید و از پیامد شکننده جلو گیری کنید

بدون شک اگر مردی بداند با اقدام به تعدد زوجین ، خانواده اول او از هم خواهد پاشید و قدرت کنترل این شرایط راندارد
شرط رعایت عدالت را اجرا نکرده است و مرتکب گناه شده است .

avatbz;990181 نوشت:

جناب شروحیل و اما دوستی ها اولا علت رو پیدا کن ریشه در باور هوایی داره که شما خراب کردید زنیکه با هزار امید پا خونه شوهر می‌زاره و امیدشو از دست میده و خیانت میشه در حقش به اولین کسیکه حمایت کنه پناه خواهد برد چون آسیب دیده هستش و نتیجه همانی میشود که فرمودین .

خواهر گرامی

تعدد زوجین خیانت نیست !

این تفکر ، تلقین جماعت سکولار غرب هست ، برای تحریم تعدد زوجین و رواج فحشا !

همان جماعتی که همجنس بازی را حق قانونی هر انسانی می دانند !!!

عدالت یعنی قبول سرپرستی زنان بی سرپرست توسط مردانی که دارای تمکن مالی هستند و قدرت رعایت عدالت را دارند !

اگر شما یک زن بی سرپرست بودید و امکان ازدواج به عنوان همسر اول برای شما در جامعه نبود ، باز هم تعدد زوجین را خیانت می پنداشتید ؟

گاهی باید نگرش خود را باز تر کنیم و داشته های خود را با دیگران تقسیم کنیم تا به عدالت اجتماعی برسیم !

avatbz;990181 نوشت:

ایجاد اضطراب در بین کودکان در خانه، از بین رفتن جایگاه و ارزش پدر، اختلال در خواب، کم شدن کیفیت در زندگی و از بین رفتن اعتبار و آبروی مرد در بین همکاران از عوارض تعدد زوجات است. اینها کم عوارض نیستند که آقای مرد بخاطر دستیابی به امیالشون به خانواده عرضه می‌کنه.

همه این ها از عوارض تحریم تعدد زوجین است ! نه خود تعدد زوجین !!!

اگر در جوامعی که تعدد زوجین را پذیرفته اند سیری کنید می ینید که تعدد زوجین با رعایت عدالت موجب تحکیم روابط و رفع مشکلات اجتماعی خواهد بود

صد البته به شرطی که عدالت ( و نه مساوات ) رعایت شود .

avatbz;990181 نوشت:

و اما نژاد پرستان های دقیقا نژاد پرستید جوری صحبت میکنید که انگار قوم برتر ما هستیم در صورتیکه خداوند همه رو برابر دیده و اعمال افراد رو فقط خدا می‌دونه و هستند غیر مسلمانان مسلم پیشه .

خواهر گرامی

منظور شما از ما رو درک نمی کنم

بنده اسلام واقعی ( نه اسلام سکولار یا آمریکایی) رو برترین دین برای رسیدن به سعادت می دونم

اسلام واقعی برای هر غیر مسلمان (غیر محارب ) ارزش قائل است

در اسلام انسان ها به واسطه بنی بشر بودن با یکدیگر برادرند

تا زمانی که محاربه نکنند و اسلام را تهدید نکنند .

اسلام یک قوم نیست

مسلمانان هم در آمریکا زندگی می کنند و هم در ایران و عربستان و هند و چین و مالزی و...

اسلام یک تفکر برای رسیدن به کمال است و به این خاطر که از جانب خالق انسان است و آخرین نسخه آن بهترین طرز فکر است .

حال اگر انسانی قصد جنگیدن با خالق خود را دارد ، دیگر نمی توان او را برای اجرای جرمش آزاد گذاشت !

آزادی زمانی معنا دارد که مانع صلب آزادی دیگران نشود !

اگر من به بهانه آزادی خودم بخواهم آزادی دیگری را سلب کنم ، من هم مجرم هستم ، هر چند به اسم مسلمان باشم و در عمل کافر !

avatbz;990181 نوشت:

سوم در زمان ورود اسلام به ایران من باب مثال هدف چه بود؟ ترویج دین؟ یا کسب ثروت و گسترش سرزمین؟

خواهر گرامی

اگر در تاریخ دقت کنید خواهید دید ، کسانی که به ایران حمله کردند فقط در ظاهر مسلمان بودند !

اگر بخواهیم یک حکومت اسلام واقعی را در نظر بگیریم باید حکومت امیر مونان را مثال بزنیم
(البته به دلیل ضعف عقیده اکثریت عوام این حکومت نیز خالی از نقص نبود ، اما بهترین نمونه است تا زمان ایجاد مدینه فاضله توسط منجی)

avatbz;990181 نوشت:

اگر ترویج دین بود نیازی به جنگ نبود چون خداوند خود فرموده لا اکراه فی الدین و اینکه در آن‌زمان اعراب وارد کشور ما شدند خانه ها ویران کتابخانه ها سوخته و تمام بزرگان اسیر شدند به کنار دیگر برده کردن زنان چه بود؟ تصاحب خاک و ملک چه بود ؟ آیا اینها را هم خدا گفته ؟ پس قبول کنید اسلام کنونی دستبردهای زیاد و تحریفات اساسی دارد که بعضی به خواست خود افراد و کامیابی از منافع و لذتها بوده . که شاید هم تعدد زنان یکی از آنها می‌باشد کسی چه میداند قبول کنید تاریخ و دست‌نوشته‌ها و آیات از پیشینیان به ما رسیده از کجا معلوم تحریف نشده .

خواهر گرامی

چرا شما به طور مثال کفار را متشخص می دانید؟

این ساخته ذهن مثبت نگر شما به کفار است

اگر در تاریخ بنگرید همین کفار قتل و غارت هایی چندین برابر مسلمان نماها انجام داده اند

آن هم موافق کیش خود نه مخالف ان !

اگر همین دید مثبت را نسبت به اسلام ناب داشتید در میافتید که

مشکل از اسلام نیست ، از مسلمانی ماست

متن قران بدون تحریف است و روایاتی نیز که با قرآن در تعارض باشند رد خواهند شد !

در قرآن و این قبیل روایات مساله ای نیست که مخالف علوم ثابت شده تجربی وروان شناختی باشد !

می توانید به سخنرانی های دکتر ذاکر نایک و مناظرات ایشان رجوع کنید

در پناه حق تعالی

avatbz;990190 نوشت:

در آخر سر سخنی داشتم با جناب شروحیل آقای شروحیل آیات و دستورات قرآن رو با تفاسیری که تفسیر اشخاص هست و میتونید بهش استناد کنید میفرمایید و این تفاسیر دیدگاه شخصی و برآورد شخصی با اتکا به علم آنها هست ولی درنهایت از عقاید فطری شخص جدا نیست پس استناد به تفاسیر افرادی که احتمال خطا دارد صدر صد تکیه کردن درست نیست . بعضی از مراجع ما هستند که کاملا مغرضانه نگاه میکنن به قضایا و مرد سالار هستند.
دوما ما تو جامعه برای نوشتن قانون و حکمی همه پرسی و نظر سنجی و .... انجام می‌دیم و برای حقانیت امری شهود و .... مستند می‌خوایم که من شهودی در این باب که مستند باشه نمی‌بینم که تعدد زنان امری خدایی هست و هیچ مدرکی هم دال بر این که به آیات دستبرد نشده هم نیست.

سلام و عرض ادب

خواهر گرامی

آیات قرآن از تحریف در امان مانده است

چرا که قرآن هایی که از تاریخ ابتدای اسلام توسط باستان شناسان نیز کشف شده تفاوتی با آن چه موجود است ندارد

بسیاری از مسائل موجود به دلیل عدم پذیرش اسلام به موجب تک بعدی نگری و شخصی نگری است

در حالی که خداوند خالق جمیع مخلوقات است و عادل

و تمام احکام را با توجه به تمام جامعه حکم نموده است

نه فقط به نفع مردان یا زنان یا گروهی خاص !

به طور مثال شاید ابتدا فکر کنیم که جانشینی مقام هدایت توسط پیامبر با پسر عمو و دامادش و سپس فرزندان او مساله ای خلاف عدالت است

اما اگر دقیق شویم خواهیم دید که این مساله به موجب علم ژنتیک تایید شده که هوش و ذکاوت مساله ای وراثتی است

و از لحاظ علمی همه عالمان حتی خلفا به هوش و علم بالای ایشان اعتراف نموده اند

avatbz;990190 نوشت:

سوم اینکه تعدد ازدواج ائمه رو بگید مختص زمان خودشون و بیشتر جنبه سیاسی دارد بخاطر جذب قبایل و گسترش و نفوذ اسلام که هر دولتمردی به صلاح دولتش اینکار رو می‌کنه که پیامبر هم مثل هر بشر دیگه ای عمل کرده و دلیل بر خدایی بودن حکم نیست .

در نهایت دنیایی بدون عدالت کور ارزودارم که بشریت رو از هر جنبه : جنسیت مقام ثروت و... بی غرض و برابر بدونه جایی برای راحت نفس کشیدن دنیایی که به اسم خدا جنبه قانونی به اعمالمون ندهیم و ائمه و بزرگان رو بهانه انجام عمل نکنیم .

یا حق.

خواهر گرامی

تعدد زوجین مساله ای اجتماعی است که اگر صحیح اجرا شود نتایج مطلوبی در پی خواهد داشت

و موجب گسنرش عدالت در جامعه برای همه زنان و مردان خواهد بود

چه در دوران حاضر و چه در 1000 سال بعد

بنده نیز از خداوند برای همه خواهران قدرت فهم و درک قوانین الهی و برای مردان جامعه عفت و پاکدامنی و توفیق عمل به دستورات الهی را مسالت دارم

در پناه حق تعالی

اقای شروحیل ،آیا مردان مؤمن به دین اسلام، می‌توانند آن طور که شما می‌فرمایید این طور فکر کنند که مردانی در جهان هستند که نیاز مالی دارند، نیاز جنسی دارند، نیاز عاطفی دارند، و ما اجازه دهیم همسرمان با آن مردان رابطه برقرار کند؟

دوباره ویژگی‌های ذاتی زن و مرد را در نظر خواهید گرفت یعنی خواهید گفت زن‌ها با مردها متفاوت هستند ولی این تفاوت‌ها نباید مبنای تبعیض قرار بگیرد. متأسفانه در ایران این تفاوت‌ها موجب تبعیض شده است. اگر بد است برای هر دو بد است و اگر خوب است برای هر دو خوب است.

مردها در ۱۲ مورد می‌توانند زن دوم اختیار کنند اما زن‌ها در این صورت فقط می‌توانند تقاضای طلاق بکنند؛ آیا بهتر نیست مردها هم مثل زنها در این ۱۲ مورد اقدام به طلاق کنند تا دو همسری و.....

اینجاست که خدایی بودن احکام شک برانگیز میشه چون مرد و سرپرست و رئیس خانواده تعریف کرده و زن را فرودست، دنباله‌رو و کسی که از خودش هیچ هویت و اختیاری ندارد و منتظر است مرد بیاید و عدالت را بین او وهمسر اول یا دومش برقرار کند.
جناب شروحیل مگر خداوند زن رو فاقد شعور خلق کرده که کسی دیگه براش تصمیم بگیره آیا این اسلامی که خدا آورده یا دست نوشته و حکم یک مرد پرسشهای من اینها و خیلی چیزهای دیگس که چون تا سوال میکنی عواقبی در پی داره تا حالا مجبور به سکوت شدم تا خدای نکرده مرتد خوانده نشوم .

قرآن متن مقدس مسلمانان کتابی است الهی یا نبوی؟
چرا فقط مرد رو مخاطب قرار داده؟

درباره تناقضات موجود در قرآن چه پاسخی دارد؟ در بعضی جاها اطاعت را جبر و در بعضی جاها اختیار کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جناب چرا سوالات و ابهامات بنده رو رنگ و بوی دیگه داده و دقیقا تک بعدی دیده و با توجه به سوالات زیر شما دلیل بر متشخص دیدن کفار از دیدگاه من میبینید؟
«چرا شما به طور مثال کفار را متشخص می دانید؟

این ساخته ذهن مثبت نگر شما به کفار است»

من فقط نمی‌خوام طاعت کور کورانه کنم و البته شاید هم به این نتیجه برسم که تغییر دین بدم نمیدونم شاید هم کاملا و با عشق اسلام رو قبول کنم اما الان مهم آرامش و اشتیاق من به فهمیدن و عاشقانه ستودن پروردگارم هست که قلبا باورش دارم و تنها خلأ من طرق باورم با شماست

avatbz;990214 نوشت:
اقای شروحیل ،آیا مردان مؤمن به دین اسلام، می‌توانند آن طور که شما می‌فرمایید این طور فکر کنند که مردانی در جهان هستند که نیاز مالی دارند، نیاز جنسی دارند، نیاز عاطفی دارند، و ما اجازه دهیم همسرمان با آن مردان رابطه برقرار کند؟

دوباره ویژگی‌های ذاتی زن و مرد را در نظر خواهید گرفت یعنی خواهید گفت زن‌ها با مردها متفاوت هستند ولی این تفاوت‌ها نباید مبنای تبعیض قرار بگیرد. متأسفانه در ایران این تفاوت‌ها موجب تبعیض شده است. اگر بد است برای هر دو بد است و اگر خوب است برای هر دو خوب است.

مردها در ۱۲ مورد می‌توانند زن دوم اختیار کنند اما زن‌ها در این صورت فقط می‌توانند تقاضای طلاق بکنند؛ آیا بهتر نیست مردها هم مثل زنها در این ۱۲ مورد اقدام به طلاق کنند تا دو همسری و.....

اینجاست که خدایی بودن احکام شک برانگیز میشه چون مرد و سرپرست و رئیس خانواده تعریف کرده و زن را فرودست، دنباله‌رو و کسی که از خودش هیچ هویت و اختیاری ندارد و منتظر است مرد بیاید و عدالت را بین او وهمسر اول یا دومش برقرار کند.
جناب شروحیل مگر خداوند زن رو فاقد شعور خلق کرده که کسی دیگه براش تصمیم بگیره آیا این اسلامی که خدا آورده یا دست نوشته و حکم یک مرد پرسشهای من اینها و خیلی چیزهای دیگس که چون تا سوال میکنی عواقبی در پی داره تا حالا مجبور به سکوت شدم تا خدای نکرده مرتد خوانده نشوم .

قرآن متن مقدس مسلمانان کتابی است الهی یا نبوی؟
چرا فقط مرد رو مخاطب قرار داده؟

درباره تناقضات موجود در قرآن چه پاسخی دارد؟ در بعضی جاها اطاعت را جبر و در بعضی جاها اختیار کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جناب چرا سوالات و ابهامات بنده رو رنگ و بوی دیگه داده و دقیقا تک بعدی دیده و با توجه به سوالات زیر شما دلیل بر متشخص دیدن کفار از دیدگاه من میبینید؟
«چرا شما به طور مثال کفار را متشخص می دانید؟

این ساخته ذهن مثبت نگر شما به کفار است»

من فقط نمی‌خوام طاعت کور کورانه کنم و البته شاید هم به این نتیجه برسم که تغییر دین بدم نمیدونم شاید هم کاملا و با عشق اسلام رو قبول کنم اما الان مهم آرامش و اشتیاق من به فهمیدن و عاشقانه ستودن پروردگارم هست که قلبا باورش دارم و تنها خلأ من طرق باورم با شماست

سلام علیکم

شما بین پدر و مادرتان از حیث نقش شان در خانواده تفاوتی را متوجه شده اید یا اینکه نه بنظرتان نقش شان در خانواده یکی است و فرقی ندارند ؟ اگر مادر نباشد دوتا بودند مشابه هم یکی کم شده و یا اگر پدر نباشد دوتا بودند عین هم الان یکی شده ؟

با سلام
بزرگوار تفاوت دلیل تبعیض نیست خداوند وقتی ابراهیم قصد ازدواج مجدد داشت و بانو ساره فهمید ارزش زن اول رو حفظ کرد و منوط به قبول شروط اون توسط ابراهیم قرارداد و ممکن بود بانو ساره حتی شرط جدایی هم بگذاره هر چند که حضرت ابراهیم دلیل موجه نبوی داشت و بخاطر نداشتن اولاد اینکار رو انجام داد اما در مقابل امتحان بزرگی رو هم پشت سر گذاشت که نیاز نمی‌بینم بیشتر توضیح بدم.
اسلام امروز شما دقیقا تفسیر افکار و ابزاری برای شما شده و بیشتر از این بحث رو جایز نمی‌بینم شماها با این طریق صرفا از قرآن برای بهره بردن به سود خود تفسیر و استفاده میکنید در حالی که خودتون هم میدونید تفاسیرصد در صد کلام خدا رو نمی‌رساند و برآورد افکار و علم اشخاص هست و برای همین هست که در داخل اسلام چند فرقه با تفاسیر متفاوت وجود داره در حالی که حضرت محمد یک کتاب یک دین و اصول واحد آورده و فرموده گاهی قوانین باید نسبت به زمان خودش انجام بشه یعنی اهم و مهم بودن انجام مسئله همچنانکه حضرت علی ولایتشون حق بود اما به صلاح جامعه پنج سال سکوت اختیار کرد امروزه تعدد زن یا ابر مردی عوارضش بیشتر از فوایدش هست عصر عصر آگاهی و شعور انسانی هست و درک انسان به حدی هست که بعضی مسایل رو تمیز کنه . و اکثر ناتوانی‌های جنسی و مشکلات چه از طرف زن چه مرد درمان داره و دلیل موجهی برای تعدد نیست مگر.....

avatbz;990214 نوشت:
اقای شروحیل ،آیا مردان مؤمن به دین اسلام، می‌توانند آن طور که شما می‌فرمایید این طور فکر کنند که مردانی در جهان هستند که نیاز مالی دارند، نیاز جنسی دارند، نیاز عاطفی دارند، و ما اجازه دهیم همسرمان با آن مردان رابطه برقرار کند؟

سلام و عرض ادب

خواهر گرامی

مساله ایجاد مساوات که زاییده تفکر لیبرال و سکولار غرب است اینجا خود را نمایان می کند !

مرد و زن مساوی نیستند !

یک زن نمی تواند همزمان دو بچه از دو مرد را باردار شود !

و یک زن نمی تواند عدالت را بین دو مرد رعایت کند !

این مساله مربوط به تفاوت در خلقت زن و مرد می شود و نمی توان نگاهی احساسی به آن داشت !

avatbz;990214 نوشت:

دوباره ویژگی‌های ذاتی زن و مرد را در نظر خواهید گرفت یعنی خواهید گفت زن‌ها با مردها متفاوت هستند ولی این تفاوت‌ها نباید مبنای تبعیض قرار بگیرد. متأسفانه در ایران این تفاوت‌ها موجب تبعیض شده است. اگر بد است برای هر دو بد است و اگر خوب است برای هر دو خوب است.

خواهر گرامی باز هم دچار مشکل در معنا و خلط عدالت و مساوات شدید

عدالت به معنای تبعیض نیست

این که یک زن نصف دیه یک مرد را داشته باشه ، با توجه به ماهیت و خلقت زن و مرد عین عدالت است !

این که یک زن تمام خود را صرف یک مرد و فرزندانش کند عین عدالت است

و این که یک مرد عادل بتواند چند زن را پشتیبانی کند تا زنان بتوانند فرزندانی نیکو تربیت کنند عین عدالت است !

بهتر است فریب ظاهر سازی شیاطین سکولار و لیبرال که زشتی ها را زیبا جلوه می دهند نخورید !

avatbz;990214 نوشت:

مردها در ۱۲ مورد می‌توانند زن دوم اختیار کنند اما زن‌ها در این صورت فقط می‌توانند تقاضای طلاق بکنند؛ آیا بهتر نیست مردها هم مثل زنها در این ۱۲ مورد اقدام به طلاق کنند تا دو همسری و.....

مرد عادل در شرایط مناسب با رعایت عدالت می تواند تعدد زوجین داشته باشد حتی بدون این 12 شرط

اگر زنی تمایلی به هوو نداشته باشد می تواند نپذیرد

اما ما در جوامعی که تعدد زوجین در مسیر درست اجرا شده و رعایت عدالت انجام گرفته

می بینیم که اکثریت زنان با تعدد زوجین مشکل خاصی ندارند و تقاضای طلاق نیز نمی کنند

بدون شک همسر عادل نیاز های زن را بی پاسخ نمی گذارد و رضایت نسبی زن را جلب می نماید

تا احساس کمبود نداشته باشد و موجب نا رضایتی و طلاق نگردد .

avatbz;990214 نوشت:

اینجاست که خدایی بودن احکام شک برانگیز میشه چون مرد و سرپرست و رئیس خانواده تعریف کرده و زن را فرودست، دنباله‌رو و کسی که از خودش هیچ هویت و اختیاری ندارد و منتظر است مرد بیاید و عدالت را بین او وهمسر اول یا دومش برقرار کند.

اینجاست که شیطانی بودن تفکر تحریم تعدد زوجین مشخص می شود !

از دید اجتماعی هر گروهی نیاز به یک رئیس و چند کارمند دارد .

اگر کارمندان فکر کنند برده و زیر دست هستند و ناراضی باشند و همه بخواهند رئیس شوند !

این گروه به نتیجه و هدف خود نخواهد رسید

خداوند رئیس را مرد و زنان و فرزندان را مانند کارمندان قرار داده است

به هر صورت باید یک نفر رئیس باشد

اگر زن رئیس می شد همین سخنان شما را مردان تکرار می کردند و خداوند را به بی عدالتی متهم می کردند !!!!!

در هر صورت این سخنان از روی احساسات است و با تعقل و تدبر

و درک شرایط و انتخاب بهترین راهکار

و پذیرش عوارض

و درک برتری منافع بر عوارض فاصله دارد !!!

avatbz;990214 نوشت:

جناب شروحیل مگر خداوند زن رو فاقد شعور خلق کرده که کسی دیگه براش تصمیم بگیره آیا این اسلامی که خدا آورده یا دست نوشته و حکم یک مرد پرسشهای من اینها و خیلی چیزهای دیگس که چون تا سوال میکنی عواقبی در پی داره تا حالا مجبور به سکوت شدم تا خدای نکرده مرتد خوانده نشوم .

خواهر گرامی

اگر در یک اداره همه کارمندان هر کاری که دلشان بخواهد را انجام دهند ، نتیجه ای جز سقوط نخواهد داشت .

این به معنای بی شعور بودن کارمندان نیست که از رئیس تبعیت کنند

اتفاقا انسان با شعور از رئیس عادل خود تبعیت می کند تا به هدف گروه برسند !

باز هم تاکید می کنم که شما اسیر احساسات زنانه شده اید و قدرت تفکر عاققلانه را از خود سلب نمو ده اید !

سعی کنید از دید یک انسان به این مساله نگاه کنید ، نه از دید یک زن !

avatbz;990214 نوشت:

قرآن متن مقدس مسلمانان کتابی است الهی یا نبوی؟
چرا فقط مرد رو مخاطب قرار داده؟

خواهر گرامی

متن قرآن در بسیاری موارد با زنان نیز صحبتی داشته است

در خیلی از موارد نیز اصلا مرد یا زن بودن مخاطب مطرح نیست و با یک انسان صحبت می کند ، مرد باشد یا زن

اما در مسائلی مانند جهاد و ... که اموری مردانه است ، بدون شک مخاطب اصلی مردان بوده اند ، به دلیل برتری منطق بر احساسات در این گروه

سخن شما مانند این است که بگوییم
چرا خداوند موجوداتی که دارای صفات برتری از لحاظ جسمی هستند را آفرید ؟!
چرا همه موجودات را یک جور نیافرید !؟
چرا بعضی را با هوش بالا و بعضی را باهوش متوسط و بعضی را با هوش کم و برخی را معلول آفرید ؟

چرا برخی را منطق گرا و برخی را احساس گرا آفرید ؟

چرا برخی را منزوی و برخی را اجتماعی آفرید ؟

چرا بعضی را زیبا و بعضی را نا زیبا آفرید ؟

خلقت زمانی مفهوم دارد که تمایز داشته باشد

تمایز به معنای تبعیض نیست

بلکه عین عدالت است

عدالت مساوات نیست !!!!!!

avatbz;990214 نوشت:

درباره تناقضات موجود در قرآن چه پاسخی دارد؟ در بعضی جاها اطاعت را جبر و در بعضی جاها اختیار کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قرآن هیچ تناقضی ندارد

می توانید سخنرانی های دکتر ذاکر نایک در زمینه شبهه تناقضات را مشاهده کنید .

آیات مکمل یکدیگرند

قران دارای آیات محکم و متشابه است

چرا که خداوند به وسیله همین قرآن مومنان را هدایت و کافران را گمراه می کند !

و این بلاغت قرآن است ! که برای هر دو منظور استفاده می شود !

انسان موجودی است مختار در جبر الهی !

یعنی ما نه مختار تام هستیم

و نه مجبور تام

گاهی اختیار داریم چون مختار خلق شده ایم

و گاهی مجبور چرا که مخلوق هستیم و محدود

avatbz;990214 نوشت:

جناب چرا سوالات و ابهامات بنده رو رنگ و بوی دیگه داده و دقیقا تک بعدی دیده و با توجه به سوالات زیر شما دلیل بر متشخص دیدن کفار از دیدگاه من میبینید؟
«چرا شما به طور مثال کفار را متشخص می دانید؟

این ساخته ذهن مثبت نگر شما به کفار است»

من فقط نمی‌خوام طاعت کور کورانه کنم و البته شاید هم به این نتیجه برسم که تغییر دین بدم نمیدونم شاید هم کاملا و با عشق اسلام رو قبول کنم اما الان مهم آرامش و اشتیاق من به فهمیدن و عاشقانه ستودن پروردگارم هست که قلبا باورش دارم و تنها خلأ من طرق باورم با شماست

خواهر گرامی

اسلام دین تقلید نیست !

پذیرش اسلام کاملا تحقیقی است

اما اگر اسلام را با تحقیق پذیرفتیم ، تعبدا باید به تمام قوانین آن عمل کنیم

برای درک قوانینی که قدرت درک آن را نداریم نباید با آن مخالفت کنیم

بلکه باید در مورد آن از منابع صحیح تحقیق کنیم ، تا حکمت آن حکم برای ما روشن گردد .

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ

پس به بندگان بشارت ده،

همان کسانی که به سخنان گوش فراداده و از بهترین آن ها پیروی می کنند

آنان هستند که خدا هدایتشان کرده و آنان هستند صاحبان خرد.

ستايشگر;990095 نوشت:
به نام خدا.

با عرض سلام دوباره.

شاید شخصی ترجیح بده مجبور نباشه یک ماه تو گرمای تابستون گرسنگی بکشه، شاید ترجیح میده اصلا ازدواج با این تعهداتش ( مهریه و ... ) نکنه و با یه همباشی و از اینجور چیزها سر و ته قضیه رو هم بیاره.

ترجیح ما که نمیتونه مبداء احکام بشه.

ستایشگر :Gol:

عزیز دل صورت مسئله را دقت بفرمائید لطفاً. ترجیح را برای اصل حکم که بیان نکردم که شما بفرمائید تشخیص ما ملاک نیست. بلکه در مقام قیاسی که جناب شروحیل انجام دادند مطرح کردم. من مثال گرگ را زدم، شما بحث یکسان بودن را مطرح کردید و من هم گفتم یکسان بودن یا نبودن ملاک خوبی نیست

به عبارتی حرف من این است که ما اینجا میزان را بررسی نمی‌کنیم بلکه نفس عمل را بررسی می‌کنیم. مثالی می‌زنم:

تصور کنید دشمنی داریم که وقتی سربازان ما را اسیر می‌کنند با آنها لواط می‌کنند

١ - آیا می‌توانیم استدلال جناب شروحیل را به کار ببریم و بگوئیم خب وقتی آنها با سربازان ما چنین می‌کنند، پس چرا ما با سربازان آنها چنین نکنیم؟

٢ - یا می‌شود وقتی کسی مثل Reza-D می‌پرسد شما ترجیح می‌دهید پس از اسارت کشته شوید یا با شما لواط کنند؟ بگوئیم شاید یک سربازی ترجیح بدهد با او لواط کنند ولی کشته نشود، ترجیح ما که ملاک نیست

درمورد شماره ١ شما صرفاً تقابل را در نظر گرفته‌اید گاز تناسب عمل و اعتقاد غافل شده‌اید، لذا من مثال گرگ را زدم

و درمورد شماره ٢ شما از «ترجیح» صرفاً میل شخصی را برداشت کرده‌اید و باز از اعتقاد غافل بوده‌اید

امیدوارم موضوع برای شما دو دوست عزیز شفاف شده باشد

شروحیل;990103 نوشت:
سلام و عرض ادب

برادر گرامی

اینجا زن و فرزند حکم گرگ رو ندارند

حکم گوسفندی رو دارن که دست چوپان نالایق بودن و یه چوپان لایق نجاتشون داده

حتی اگر خود گوسفندان متوجه این موضوع نباشن ( البته اگر به دست یک مسلمون مومن و عادل اسیر بشن )

در کل فهم احکام نیاز به ایجاد نگرش صحیح در درون آدمی داره و با نگاه عادی نمی شه احکام رو درک کرد.

به طور مثال درک تعدد زوجین برای اکثر بانوان سخت و گاها غیر ممکن هست و نیاز به روشنگری و تبیین داره.

شروحیل عزیز، شما گفتید چرا وقتی برای کافران قتل زن و بچه ما جایز است....

و من گفتم چون وقتی گرگ ما را می‌خورد....

یعنی گرگ بر کافران منطبق است. کجا گفتم گرگ یعنی زن و فرزند؟!!

اما بحث گوسفند که مطرح کردید. مگر من گفتم چرا آنها را اسیر می‌کنیم؟! بحث ما سر استفاده جنسی از کنیز و فرزندان اوست. جالب اینجاست که همان چوپان نالایق دیگر فرزندان این زن را به اسارت نمی‌گرفت و از دخترانش استفاده جنسی نمی‌کرد. اما وقتی این زن به دست چوپان لایق!!!! می‌افتد، نه تنها بدون رضایت باید تن به همخوابی با او بدهد، بلکه اگر پسرخاله این چوپان لایق (یعنی چوپان لایق دیگری) نیز از او خوشش آمد باید در اختیار او هم قرار بگیرد، و اگر شوهر(شوهر برده) کرد باید هر وقت چوپان لایق هوس کرد شوهرش را ترک کند و خودش را در اختیار چوپان لایق قرار دهد و شوهرش هم اینجا نقش ...... را بازی کند! و ضمناً دخترانش نیز باید در اختیار چوپان لایق قرار بگیرند. نتیجه اینکه صد رحمت به همان چوپان نالایق!

تربیت، مسخره ترین واژه‌ای است که می‌توان از این احکام استخراج کرد

avatbz;990261 نوشت:
با سلام
بزرگوار تفاوت دلیل تبعیض نیست خداوند وقتی ابراهیم قصد ازدواج مجدد داشت و بانو ساره فهمید ارزش زن اول رو حفظ کرد و منوط به قبول شروط اون توسط ابراهیم قرارداد و ممکن بود بانو ساره حتی شرط جدایی هم بگذاره هر چند که حضرت ابراهیم دلیل موجه نبوی داشت و بخاطر نداشتن اولاد اینکار رو انجام داد اما در مقابل امتحان بزرگی رو هم پشت سر گذاشت که نیاز نمی‌بینم بیشتر توضیح بدم.
اسلام امروز شما دقیقا تفسیر افکار و ابزاری برای شما شده و بیشتر از این بحث رو جایز نمی‌بینم شماها با این طریق صرفا از قرآن برای بهره بردن به سود خود تفسیر و استفاده میکنید در حالی که خودتون هم میدونید تفاسیرصد در صد کلام خدا رو نمی‌رساند و برآورد افکار و علم اشخاص هست و برای همین هست که در داخل اسلام چند فرقه با تفاسیر متفاوت وجود داره در حالی که حضرت محمد یک کتاب یک دین و اصول واحد آورده و فرموده گاهی قوانین باید نسبت به زمان خودش انجام بشه یعنی اهم و مهم بودن انجام مسئله همچنانکه حضرت علی ولایتشون حق بود اما به صلاح جامعه پنج سال سکوت اختیار کرد امروزه تعدد زن یا ابر مردی عوارضش بیشتر از فوایدش هست عصر عصر آگاهی و شعور انسانی هست و درک انسان به حدی هست که بعضی مسایل رو تمیز کنه . و اکثر ناتوانی‌های جنسی و مشکلات چه از طرف زن چه مرد درمان داره و دلیل موجهی برای تعدد نیست مگر.....

سلام علیکم

وقتی دو امر ، دو موجود زنده در مساله یا مسایلی متفاوتند اصرار بر تساوی در تمام وجوه وجودی ، در بین آنها آیا میتواند عادلانه باشد ؟
آیا اگر بنا بر اقتضائات شان به آنها توجه شود باید گفت تبعیض شکل گرفته ؟ تبعیض زمانی است که شرایط مساوی ای در مساله ای وجود داشته باشد و به یکی از دو طرف تساوی چیزی تعلق گیرد و به طرف دیگر تعلق نگیرد .
تساوی مطلق در خیلی از مسائل عین ظلم است و معنی عدالت نمیدهد .

مرد و زن از آن حیث که انسان اند حقوق برابری مثل حق تحصیل حق تملک حق حیات حق ازدواج حقوق مدنی و اجتماعی و سایر حقوق را برخورداند . آنها در مسائلی که شرایط مساوی است مثل حق تحصیل اگر بین شان تفاوت قائل شویم عدالت محدوش شده . و یا اگر در کسب و در آمد در شرایط کاملا مساوی به یکی بیشتر حقوق تعلق گیرد میتوان مدعی بود .

ولی از آن حیث که تفاوتهایی دارند بنا به اقتضای آن تفاوت ، برخی از حقوق تخصیص میخورد .

این مسائل عقلانی است در هر جامعه و مکتبی وجود دارد مختص اسلام نیست .

با سلام
برادر و استاد بزرگوار جناب فاتح چرا فقط انگشت اشاره به قسمت تساوی گرفته اید و به سایر قسمت‌های نوشته بنده جوابی نمی‌دهید. در ضمن بزرگوار چه کسی گفت مرد و زن مساوی و عین هم هستن تفاوت دارند اما متضاد یا ارجح نیستند خداوند به مرد قدرت جسمی و ریاست داده و به زن قدرت مدیریت و تقسیم شدن در عین واحد به چند بخش ولی این پوئن ها دلیل بر برتری به هم نیست . و اما تمکن اداره چند زندگی از لحاظ مادی معنوی که میفرمایید مردان قادر هستند و نیاز فطری آنها به چند زنگی در خلقت آنهاست درست در مقابل زنان هم تک قطبی و مالکیت حریم و غلظت احساسات که در فطرت و خلقتشون هست چه جواب داده میشه چرا مردان به این خلقت زن نباید احترام بگذارند و درنظر بگیرند اما زنان باید مردها رو درک کنند و به تبع خلقتشون اجازه تجدید فراش به آنها بدن ؟
دلیل اینهمه تبعیض بین زن و مرد فقط و فقط تحکم و سلطه مردان هست که البته چندان طول نخواهد کشید
بشریت امروز آگاهانه و با چرا و به چه علت پیش می‌ره و دوران جهل تمام شده شاید مادران ما نتوانستند اما فرزندان ما خواهند توانست ؟ مرد هم باید یاد بگیره که هر چی دلش خواست دادنی نیست چیزی به اسم جهاد نفس هم هست ، چیزی به اسم حقوق بشر هم هست . زندگی مشترک هم مثل همه قراردادها دو طرفه هست و قرار نیست در این معامله و قرار داد یکی از طرفین سو استفاده کنه.

avatbz;990455 نوشت:
با سلام
برادر و استاد بزرگوار جناب فاتح چرا فقط انگشت اشاره به قسمت تساوی گرفته اید و به سایر قسمت‌های نوشته بنده جوابی نمی‌دهید. در ضمن بزرگوار چه کسی گفت مرد و زن مساوی و عین هم هستن تفاوت دارند اما متضاد یا ارجح نیستند خداوند به مرد قدرت جسمی و ریاست داده و به زن قدرت مدیریت و تقسیم شدن در عین واحد به چند بخش ولی این پوئن ها دلیل بر برتری به هم نیست . و اما تمکن اداره چند زندگی از لحاظ مادی معنوی که میفرمایید مردان قادر هستند و نیاز فطری آنها به چند زنگی در خلقت آنهاست درست در مقابل زنان هم تک قطبی و مالکیت حریم و غلظت احساسات که در فطرت و خلقتشون هست چه جواب داده میشه چرا مردان به این خلقت زن نباید احترام بگذارند و درنظر بگیرند اما زنان باید مردها رو درک کنند و به تبع خلقتشون اجازه تجدید فراش به آنها بدن ؟
دلیل اینهمه تبعیض بین زن و مرد فقط و فقط تحکم و سلطه مردان هست که البته چندان طول نخواهد کشید
بشریت امروز آگاهانه و با چرا و به چه علت پیش می‌ره و دوران جهل تمام شده شاید مادران ما نتوانستند اما فرزندان ما خواهند توانست ؟ مرد هم باید یاد بگیره که هر چی دلش خواست دادنی نیست چیزی به اسم جهاد نفس هم هست ، چیزی به اسم حقوق بشر هم هست . زندگی مشترک هم مثل همه قراردادها دو طرفه هست و قرار نیست در این معامله و قرار داد یکی از طرفین سو استفاده کنه.

سلام علیکم

اگر تفاوتی در بعضی موضوعات بین زن و مرد هست و و حقی بر این اساس در احکام ذکر و تعریف شده ، دلالت تام بر این نمیکند که ، چه مرد دیندار و یا زن دیندار دانسته یا ندانسته مرتکب افراط و تفریط نشوند .

درست است که مرد مجاز است تجدید فراش کند ولی این دلیل نمیشود اخلاق را زیر پا بگذارد و بدون رضایت همسر اول و بدون اینکه هیچ مشکلی از سوی او باشد ازدواج کند و بگوید دین به من اجازه داده چراکه همین دین میفرماید کسی که اخلاق ندارد دین ندارد .

دین را از اخلاق نمیشود جدا کرد . نداشتن اخلاق بمنزله نداشتن دین است ، پس چون این اتفاق افتاد دیندار نمیتواند به دین و حکمش استناد کند .

درست است که مرد میتواند تجدید فراش کند ولی این حکم فقهی است و احکام فقهی کلی اند و در مورد همه افراد و در همه شرایط یکسان نیستند . لذا هر فرد لازم است بعد تشخیص و تعیین موضوع از مرجع تقلید استفتا کنند و بپرسند آیا مثلا من با این شرایط میتوانم تجدید فراش کنم ؟
مراجع بزرگوار تقلید غالبا غیر از حکم فقهی به جنبه اخلاقی هم متذکر میشوند . اخلاقیات نیز از طرفی مستقل از دین و احکامش نیستند و در چارچوب عقاید و احکام و بایدها و نبایدهایش ، ارزشها و ضد ارزش و اولیات اخلاقی شکل گرفته اند .

جهاد با نفس ، جهاد با هوا و هوس نفسانی است که اقتضای این هوسها همین ظلم به خود و دیگران است . تقوی یک مساله شخصی است بین بنده و خدا . راه گریزی هم از آن نیست چون چیزی نیست که از خدا پنهان بماند و این در کسانی که دین ندارند تنها در حد اخلاق فطری ممکن است ثابت باشد .ولی قید و محدودیتی بنام مسئولیت اعمال و پاسخگویی بدرگاه الهی در این افراد وجود خارجی ندارد پس شرط نیست .

Reza-D;990445 نوشت:
شروحیل عزیز، شما گفتید چرا وقتی برای کافران قتل زن و بچه ما جایز است....

و من گفتم چون وقتی گرگ ما را می‌خورد....

یعنی گرگ بر کافران منطبق است. کجا گفتم گرگ یعنی زن و فرزند؟!!

اما بحث گوسفند که مطرح کردید. مگر من گفتم چرا آنها را اسیر می‌کنیم؟! بحث ما سر استفاده جنسی از کنیز و فرزندان اوست. جالب اینجاست که همان چوپان نالایق دیگر فرزندان این زن را به اسارت نمی‌گرفت و از دخترانش استفاده جنسی نمی‌کرد. اما وقتی این زن به دست چوپان لایق!!!! می‌افتد، نه تنها بدون رضایت باید تن به همخوابی با او بدهد، بلکه اگر پسرخاله این چوپان لایق (یعنی چوپان لایق دیگری) نیز از او خوشش آمد باید در اختیار او هم قرار بگیرد، و اگر شوهر(شوهر برده) کرد باید هر وقت چوپان لایق هوس کرد شوهرش را ترک کند و خودش را در اختیار چوپان لایق قرار دهد و شوهرش هم اینجا نقش ...... را بازی کند! و ضمناً دخترانش نیز باید در اختیار چوپان لایق قرار بگیرند. نتیجه اینکه صد رحمت به همان چوپان نالایق!

تربیت، مسخره ترین واژه‌ای است که می‌توان از این احکام استخراج کرد

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

مساله اینجاست که شما همه مسلمین را چوپان نالایق می دانید !

آیا پیامبر اسلام و ائمه اطهار و یاران واقعی ایشان با کنیزان خود این گونه که شما بیان کردید رفتار می کردند؟

مشکل از اسلام نیست

از مسلمانی ماست

اگر مسلمانان به جای خودکامگی به دستورات دین عمل می کردند و از الگوهای دین الگو می گرفتند به هیچ کنیزی ظلم نمی شد.

در اسلام همه انسان ها قابل احترام هستند

حتی کنیز و برده

مسلمانی که خلاق دین عمل کند و به دیگران ظلم کند ، همان چوپان نالایق است ! نه چوپان لایق !

اگر در قوانین اسلام دقت کرده باشید خواهید دید که کفاره بسیاری از گناهان آزاد کردن برده است !

یعنی هدف اصلی اسلام براندازی نظام برده داری است نه گسترش آن !

در جنگ بدر، رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اسیران جنگی کافر را که به جنگ با مسلمانان برخاسته بودند را با دریافت فدیه آزاد کرد و برخی را هم بدون دریافت فدیه آزاد کرد.

بردگی اسیران جنگی (کفار حربی) در حقیقت جایگزین نگه داری آنها در زندان هاست.
زندان هایی که هیچ نفعی برای فرد اسیر و جامعه اسلام ندارد.

اسیران به جای آن که در محیط خفقان بار و آزار دهنده زندان محبوس باشند و گرفتار افسردگی و ناامیدی شوند

و مخارج زیادی را به دولت اسلام بار کنند،

به خانواده مسلمانان واگذار می شدند

تا ضمن این که از حقوق و مزایای انسانی برخوردار باشند

از محیط تربیتی مسلمانان نیز بهره بگیرند

اسلام توصیه های فراوانی نسبت به خوش رفتاری و احسان به بردگان نموده است

و از ظلم و بد رفتاری با بردگان به شدت نهی نموده است

و از سوی دیگر راه ها و زمینه های فراوانی برای آزادی بردگان فراهم نموده است.

این احکام نیز مناسب وضعیتی است که کفار به محاربه پرداخته اند و قصد براندازی اسلام را دارند و در واقع حکمی بازدارنده دارد !

در واقع دلیل آن این است که کفار از ترس ناموس خود ، زنان خود را با خود در جنگ همراه نکنند .

Reza-D;990444 نوشت:
ع
به عبارتی حرف من این است که ما اینجا میزان را بررسی نمی‌کنیم بلکه نفس عمل را بررسی می‌کنیم.

برادر گرامی نفس عمل کشتن صحیح است یا خیر ؟

حالا اگر این کشتن برای دفاع از خود یا غذا خوردن باشد چطور؟

یک مسلمان با به کنیزی گرفتن یک زن کافر محارب کار خلاف شرعی انجام نمی دهد

آیه میگوید زنان شوهردار و یا زنان پاکدامن بر شما حرامند

مگر زنان شوهر داری که پس از اینکه به اسارتتان درآمده اند

میخواهندمسلمان و با شما همسر باشند

یا زنان بدون شوهر پاکدامنی که در تحت یک قرارداد با شما هستند

میخواهند با شما همسر باشند در این حال حرام نیستند.
( البته با پاسداری از شرط های دیگری که در آیه 24 و 25 است)

در خود آیه هم قید مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ ،در حالی که نگهدارنده ی پاکی بوده و زناکار نباشید" هم قید شده است. و در آیه 25 هم "محصنات غیر مسافحات" با این قید چه کار میکنید؟

اسلام، فرد کافر را فاقد هر گونه صلاحیت فردی و اجتماعی می داند.

اسلام اسارت مرد کافر حربی در جنگ را به منزله طلاق و فسخ ازدواج او با همسرش می داند.

زیرا او شایسته تصدی خانواده و سرپرستی از زن و فرزند خویش هم نیست.

(همانند آنچه امروز در دادگاه های خانواده درباره برخی مردان حکم می شود که آنها را به دلیل عدم پایبندی به موازین اخلاقی و قانونی فاقد صلاحیت سرپرستی فرزندان خودش می دانند)

بنابراین با اسارت کافر حربی در جنگ، ازدواج او با همسرش فسخ می شود.

اینک با زنان و کودکان بر جای مانده از جنگ چه باید کرد؟ آیا آنها را بدون سرپرست و بلا تکلیف در جامعه رها کرد؟

تأمین اقتصادی و حمایت مالی از این خانواده ها و تربیت کودکان و فرزندان جنگ زده به عهده کیست؟


آیه ای را که به مسلمانان دستور تجاوز به زنان شوهر دار را داده است ذکر کنید !

آنانی که به قرآن استناد کردند و به زنان شوهر دار به اسم اسلام تجاوز کردند
مانند شما آیات را تفسیر به رای می کردند !

این قرآن فرقان است ، جدا کننده حق از باطل

هر کس با توجه به نفس خود قرآن را تفسیر می کند

آن که نفسش پاک باشد ، قرآن را پاک تفسیر می کند

و آن که نفسش آلوده به زشتی های دنیا باشد ....


«و لاتکرهوا فتیاتکم علی البغاء ان اردن تحصناً لتبتغوا عرض الحیوه الدنیا
(نور ۳۳)

«و کنیزانتان را (به ویژه) اگر عزم پاکدامنی دارند،
به فحشا وادار نکنید
که مال دنیا به دست آورید




الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾


کسانی که به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند

اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان (۱۸)

صدیق;990113 نوشت:
اما در دسته دوم. در این موارد نیز هم میتواند تحقیق کرد ولی تحقیق در اینها تحقیق در محدوده خود متون دینی است که خودش به نوعی تقلید است منتها تقلید از بیان پیشوایان دینی. این هم بدان جهت است که عقل انسان از درک این امور و واقعیت آنها ناتوان است و جز احتمال و گمان چیزی را نمیتوان صید کرد

در دو مورد تقریباً اطمینان دارم

1

- من اعتقاد دارم امکان ندارد اسلام حکمی داشته باشد که با عقل سلیم(نه هر عقلی) نتوان به عدل و صحت آن ایمان آورد
لذا اعتقاد دارم اگر حکمی از احکام یک دین با عقل سلیم سازگاری نداشت، از دو حالت خارج نیست
یا آن دین ناقص است، یا آن حکم جزء آن دین نیست و از خارج به آن الحاق شده است

2 - به نظر من الزامی نیست که همیشه از کل به جزء رسید. گاهی هم می‌شود از جزء به کل رسید
برای مثال، به شما می‌گویند فلانی خیلی انسان امانتداری است و تمام شهر از امانتداری او به نیکی یاد می‌کنند
اما شما پولی به آن شخص می‌دهید و آن شخص بعداً امانت شما را منکر شده و پول شما را می‌خورد
کاملاً طبیعی است که این حرکت او بهترین ملاک برای شماست و ولو اینکه تمام شهر بگویند او امانتدار است، شما نخواهید پذیرفت

شما هم می‌فرمائید وقتی شما به حقانیت اصول دین اعتقاد پیدا کردید، آنگاه فروعش را تعبداً بپذیرید (بخش دوم از فروع را)
بنده هم می‌گویم مشکل اینجاست که ما اصول را با همان فروع می‌شناسیم
وقتی می‌خواهیم بفهمیم دینی عدالت (به عنوان یک اصل) دارد یا نه، احکام حقوقیش را (فروعش را) می‌سنجیم تا به آن اصل پی ببریم

شروحیل;990495 نوشت:
مساله اینجاست که شما همه مسلمین را چوپان نالایق می دانید !
آیا پیامبر اسلام و ائمه اطهار و یاران واقعی ایشان با کنیزان خود این گونه که شما بیان کردید رفتار می کردند؟

اصلاً بحث لایق یا نالایق بودن نیست. بحث بر سر اصل حکم است
اینکه اسلام اجازه داده دختری را به جرمی که خودش مرتکب نشده بلکه فقط به جرم اینکه ناخواسته در خانواده‌ای کافر به دنیا آمده، مورد استفاده جنسی قرار دهیم، حکمی ناعادلانه است

شروحیل;990495 نوشت:
اسیران به جای آن که در محیط خفقان بار و آزار دهنده زندان محبوس باشند و گرفتار افسردگی و ناامیدی شوند
و مخارج زیادی را به دولت اسلام بار کنند، به خانواده مسلمانان واگذار می شدند
تا ضمن این که از حقوق و مزایای انسانی برخوردار باشند
خب مگر من با اینها مخالفت کردم؟!
کسی که کمر به قتل من و قومم بسته، معلوم است که باید اسیر شود، معلوم است که باید برده و کنیز شود

مخالفت من با بهره‌کشی جنسی است، نه اصل به اسارت یا بردگی گرفتن!

شروحیل;990495 نوشت:
در واقع دلیل آن این است که کفار از ترس ناموس خود ، زنان خود را با خود در جنگ همراه نکنند
جوری می‌فرمائید انگاز در آن زمان، زنها دوره‌های کماندویی می‌دیدند!!!
برادر عزیز، حتی در این روزگار نیز اکثر زنها قدرت جنگجویی مردان را ندارد و آنهایی هم که دارند در اکثر موارد مردهایشان حاضر نیستند آنها را به جنگ ببرند
چه برسد به آن دوران که هزار برابر تعصبات بیشتر از امروز بود. مگر چقدر آمدن چند نفر زن در سرنوشت یک جنگ تاثیر داشت که اسلام می‌خواست کفار را از آن بازدارد؟!

شروحیل;990495 نوشت:
اسلام اسارت مرد کافر حربی در جنگ را به منزله طلاق و فسخ ازدواج او با همسرش می داند.
زیرا او شایسته تصدی خانواده و سرپرستی از زن و فرزند خویش هم نیست.
(همانند آنچه امروز در دادگاه های خانواده درباره برخی مردان حکم می شود که آنها را به دلیل عدم پایبندی به موازین اخلاقی و قانونی فاقد صلاحیت سرپرستی فرزندان خودش می دانند)
بنابراین با اسارت کافر حربی در جنگ، ازدواج او با همسرش فسخ می شود.
اینک با زنان و کودکان بر جای مانده از جنگ چه باید کرد؟ آیا آنها را بدون سرپرست و بلا تکلیف در جامعه رها کرد؟
تأمین اقتصادی و حمایت مالی از این خانواده ها و تربیت کودکان و فرزندان جنگ زده به عهده کیست؟
چرا مغلطه می‌کنید؟! عدم صلاحیت مرد در دادگاه به خواست زن انجام می‌شود، نه به خواست مرد همسایه!!
ثانیاً وقتی عدم صلاحیت اثبات شد و زن با میل خود (و نه اجبار) طلاق گرفت، برای انتخاب شوهر نیز آزاد است. نه آنکه کسی به زور او را به همسری درآورد!!

و یک سوال. چطور است که آن مرد فاقد صلاحیت و ارزش است، اما آن زن (چون می‌شود از او استفاده کرد) دارای صلاحیت است؟!
اگر کافر اَخ است، باید هر دو جنسش اَخ باشد. نه آنکگه مردهایش اَخ باشند و زنهایشان به‌به...!!

شروحیل;990495 نوشت:
آیه ای را که به مسلمانان دستور تجاوز به زنان شوهر دار را داده است ذکر کنید !
وقتی می‌گوید می‌توانید بدون میل و رضایت زن، او را از شوهرش جدا کنید و از او استفاده جنسی ببرید یعنی چه؟!

Reza-D;990582 نوشت:
در دو مورد تقریباً اطمینان دارم

1 - من اعتقاد دارم امکان ندارد اسلام حکمی داشته باشد که با عقل سلیم(نه هر عقلی) نتوان به عدل و صحت آن ایمان آورد
لذا اعتقاد دارم اگر حکمی از احکام یک دین با عقل سلیم سازگاری نداشت، از دو حالت خارج نیست
یا آن دین ناقص است،


دوست عزیز سلام
اینکه میفرمایید خوب بود در صورتی که عقل ما توان درک تمام موارد دین را داشت.
در صورتی که بسیاری از احکام دین، قابل سنجش با عقل نیست و اصلا عقل هیچ داوری ای در مورد آنها ندارد. مانند تعداد رکعات، زمان نمازها و ...
بسیاری از احکام نیز در ظاهر با اخلاق ناسازگار است. مانند حکم به سنگسار و رجم و ...
برخی نیز با عقل. مانند اینکه دیه پنج انگشت از چهار انگشت کمتر است.
برخی نیز با مناسبات اجتماعی میان زن و مرد مانند اینکه دیه زن از مرد کمتر است یا ..

خب اگر اینطور است و این ملاک شما صحیح است میشود بفرمایید برای شما کدام یک از احکام دین باقی میماند.
اینطوری به نظر شما مخاطب "نومن ببعض و نکفر ببعض" نیستیم.

بنابراین عقل ما در سنجش احکام ناتوان است و نمیتوان به داوری او در این موارد اعتنا کرد.
پس نقصان از دین نیست بلکه از نحوه داوری ماست.

Reza-D;990582 نوشت:

یا آن حکم جزء آن دین نیست و از خارج به آن الحاق شده است

اینکه میفرمایید یا جزء دین نیست و از خارج به ان الحاق شده است، سنجش با یک داوری نادرست است.
ابزار اینکه بفهمیم یک حکم و یک گزاره از دین است(از گزاره های فرعی و مربوط به اخلاق)، عقل نیست بلکه شناخت متون اصیل مورد تایید آن دین و مراجعه به آنها و مقایسه آن حکم با مستند آن است.
وگرنه اینطوری این ما هستیم که خدا میشویم و ما بنده خودمان هستیم نه بنده خدا.

Reza-D;990582 نوشت:
به نظر من الزامی نیست که همیشه از کل به جزء رسید. گاهی هم می‌شود از جزء به کل رسید
برای مثال، به شما می‌گویند فلانی خیلی انسان امانتداری است و تمام شهر از امانتداری او به نیکی یاد می‌کنند
اما شما پولی به آن شخص می‌دهید و آن شخص بعداً امانت شما را منکر شده و پول شما را می‌خورد
کاملاً طبیعی است که این حرکت او بهترین ملاک برای شماست و ولو اینکه تمام شهر بگویند او امانتدار است، شما نخواهید پذیرفت

شما هم می‌فرمائید وقتی شما به حقانیت اصول دین اعتقاد پیدا کردید، آنگاه فروعش را تعبداً بپذیرید (بخش دوم از فروع را)
بنده هم می‌گویم مشکل اینجاست که ما اصول را با همان فروع می‌شناسیم
وقتی می‌خواهیم بفهمیم دینی عدالت (به عنوان یک اصل) دارد یا نه، احکام حقوقیش را (فروعش را) می‌سنجیم تا به آن اصل پی ببریم


این مقایسه شما
از سویی قیاس مع الفارق است.
چرا که در مورد انسانها این سخن تقریبا صحیح است.
ما شناخت پیشینی در مورد هیچ انسانی نداریم.
هر انسانی به واسطه اراده ازادی که دارد در دو موقعیت متفاوت با شرایط به ظاهر یکسان، میتواند دو نحوه عملکرد کاملا متعارض یا متضاد انجام دهد.
گاهی به فقیر کمک میکند و گاهی نمیکند.
گاهی به خاطر نفع شخصی دروغ گفته و خیانت میکند و گاهی امانتداری میکند.
این امانتداری اش گاهی به خاطر وجدان یا دیانتش است و گاهی به خاطر حس شهرت طلبی.
اما
در مورد خداوند این سخن جایی ندارد.
ما در مورد خداوند به صورت پیشینی میتوانیم نسبت به عدالت، رحمت، جود، علم و قدرت و سایر صفات کمالی اش داوری عقلانی داشته باشیم.
عقل انسان میتواند نسبت به اثبات یا ابطال این صفات نظر بدهد.
در حالیکه در مورد انسان(در غالب موارد) چنین توانایی ای در کار نیست.

از سوی دیگر به خودی خود برخی اوقات صحیح است نه همیشه.
چرا که
اولا: در مورد برخی صفات برخی انسانها نیز میتوان این داوری عقلانی را داشت. مانند اثبات پیشینی عصمت برای شخص معصوم.
ثانیا: در موارد غیر معصوم نیز میتوان در برخی اوقات این داوری پیشینی را داشت و امور دیگر را تا حدودی به آنها ارجاع داد. وقتی ما میدانین که پدران نسبت به فرزندانشان مهربان و خیرخواه هستند و از سوی دیگر در موردیک شخص خاص نیز موارد نقض مشخصی ندیده ایم، تمام مواردی که در ظاهر نقض به نظر میرسد ولی راه توجیه دیگری نیز دارد را به همان کلی رجوع میدهیم.

صـادق خان;990150 نوشت:
برای همه شان حکم فقهی ارائه کنید در آثار کلامی مسائل روشن بیان نمیشود یکی به استناد آنها عمل کند و فکر کند ارتداد ندارد فردا میگویند تقیه بوده و رافع مسئولیتش نیست.

منابعی که معرفی کردم تنها بخشی از تحقیقات فقهی در این زمینه است.
بحث کلامی نیست بلکه فقهی است.

Reza-D;990588 نوشت:
جوری می‌فرمائید انگاز در آن زمان، زنها دوره‌های کماندویی می‌دیدند!!!
برادر عزیز، حتی در این روزگار نیز اکثر زنها قدرت جنگجویی مردان را ندارد و آنهایی هم که دارند در اکثر موارد مردهایشان حاضر نیستند آنها را به جنگ ببرند
چه برسد به آن دوران که هزار برابر تعصبات بیشتر از امروز بود. مگر چقدر آمدن چند نفر زن در سرنوشت یک جنگ تاثیر داشت که اسلام می‌خواست کفار را از آن بازدارد؟!

دوستان عزیز
لطفا از پرداختن به مباحث جزئی و فرعی بپرهیزید وگرنه تاپیک از مسیر خودش منحرف میشود.
بحث از کنیز مورد نظر در تاپیکهایی مختص به خودش در این انجمن بحث شده است و این تاپیک بحث در این موردنیست و گرنه تکراری بود و تایید نمیشد.
موفق باشید.

Reza-D;990588 نوشت:
اصلاً بحث لایق یا نالایق بودن نیست. بحث بر سر اصل حکم است
اینکه اسلام اجازه داده دختری را به جرمی که خودش مرتکب نشده بلکه فقط به جرم اینکه ناخواسته در خانواده‌ای کافر به دنیا آمده، مورد استفاده جنسی قرار دهیم، حکمی ناعادلانه است

سلام
برادر گرامی شما باز حرف خود را می زنید

بنده برای شما آیه از قرآن آوردم که کنیزان خود را مجبور به فحشا نکنید !!!
قرآن فقط یک آیه دربباره کنیزان ندارد!

لطف کنید تمام این آیات را بخوانید و بعد داوری کنید که آیا قرآن اجازه تجاوز به یک مسلمان واقعی به کنیز را داده است یا نداده است !!!



Reza-D;990588 نوشت:

جوری می‌فرمائید انگاز در آن زمان، زنها دوره‌های کماندویی می‌دیدند!!!
برادر عزیز، حتی در این روزگار نیز اکثر زنها قدرت جنگجویی مردان را ندارد و آنهایی هم که دارند در اکثر موارد مردهایشان حاضر نیستند آنها را به جنگ ببرند
چه برسد به آن دوران که هزار برابر تعصبات بیشتر از امروز بود. مگر چقدر آمدن چند نفر زن در سرنوشت یک جنگ تاثیر داشت که اسلام می‌خواست کفار را از آن بازدارد؟!

بهتر است نگاهی به جنگ آندلوس بی اندازید تا ببینید که در این جنگ زنان کافر بر مسلمانان پیروز شدند بدون دخالت شوهران کافر و بی ناموس آن ها !!!

در واقع آن قدر که شما برای ناموس کفار ارزش قائل هستید خودشان ارزش قائل نیستند !!!

نگاهی به جامعه غرب بی اندازید تا ببینید که ناموس برای آن ها آن معنی که شما برای آن قائل هستید را ندارد !!!

زمانی که زنانشان با مردانی فیلم های ... بازی میکنند و آن ها به این که زنانشان هنر پیشه های قابلی هستند افتخار میکنند !!!!

Reza-D;990588 نوشت:

چرا مغلطه می‌کنید؟! عدم صلاحیت مرد در دادگاه به خواست زن انجام می‌شود، نه به خواست مرد همسایه!!
ثانیاً وقتی عدم صلاحیت اثبات شد و زن با میل خود (و نه اجبار) طلاق گرفت، برای انتخاب شوهر نیز آزاد است. نه آنکه کسی به زور او را به همسری درآورد!!

جنگ در اسلام باید به اذن حاکم عادل باشد

حال اگر منافقی جنگی کرد و آن را پای اسلام نوشت گناهش پای اسلام نیست

پای آن سربازانی است که به حکم حاکم جائر گوش داده اند و جنگیده اند و آن منافقی که حکم جنگ داده است.

اجبار و اکراه حتی در مورد کنیز هم اشتباه است

این از مسلمات دین اسلام است و در قرآن به آن اشاره شده

«وَ لا تُکْرِهُوا فَتَیاتِکُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً»؛
و کنیزان خود را مجبور به خود فروشى نکنید، اگر خودشان می‌خواهند پاک بمانند!

بهتر است به 1400 سال پیش برگردید و ببینید که حتی مردان جنگجویی که برده می شدند نیزبه بردگی رضایت می دادند

چرا که قانون جنگ در آن روزگار این بود

اسلام نمی توانست در آن دوره به یکباره این قانون را لغو کند
چرا که کفار با توجه به این موضوع میتوانستند سوء استفاده کنند
و با خیال راحت از این که برده نمی شوند
و زنانشان به کنیزی گرفته نمی شود
به چنگ اسلام برخیزند ...

اما قوانین بازدارنده ای برای دفاع و حمایت از کنیزان و بردگان گذاشت ، که قبل از آن وجود نداشت

Reza-D;990588 نوشت:

و یک سوال. چطور است که آن مرد فاقد صلاحیت و ارزش است، اما آن زن (چون می‌شود از او استفاده کرد) دارای صلاحیت است؟!
اگر کافر اَخ است، باید هر دو جنسش اَخ باشد. نه آنکگه مردهایش اَخ باشند و زنهایشان به‌به...!!

اسلام مسلمانان را از ازدواج با کنیزانی که پاکدامن نیستند نهی کرده است و صرفا استفاده از آن ها به عنوان کلفت را توصیه نموده است

پس بندگان کنيز را با اذن مالکش نکاح کنيد و اجرت و مزدشان را بدانچه مشخص شده بدهيد .
کنيزاني که همسردوست باشند ، نه زناکار و نه از آنها که پنهاني دوست مي گيرند

Reza-D;990588 نوشت:

وقتی می‌گوید می‌توانید بدون میل و رضایت زن، او را از شوهرش جدا کنید و از او استفاده جنسی ببرید یعنی چه؟!

برادر گرامی

وقتی زن پذیرفت که با شرکت در جنگ در صورت شکست و اسارت کنیز خواهد شد با رضایت در جنگ شرکت خواهد کرد

فرض کنید بنده با شما قراردادی می بندم

طبق این قرارداد اگر شما نتوانید من را شکست دهید ، برده من خواهید بود

شما پای ان را امضاء می کنید و شروع به جنگیدن با من می کنید

آیا شما با اجبار و اکراه قرار داد را امضا کرده اید یا با میل خود ؟

کسی کفار را مجبور به جنگ با مسلمانان نکرده است

اما نتیجه این جنگ با برنده جنگ خواهد بود

(البته جنگ هایی که با حکم حاکم عادل نباشد مردود است )

موضوع قفل شده است