جمع بندی استفاده از دارو برای کاهش یا از بین رفتن میل جنسی

تب‌های اولیه

77 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
استفاده از دارو برای کاهش یا از بین رفتن میل جنسی

سلام
من تصمیم گرفتم اگه بشه تا آخر عمرم مجرد بمونم(از نظر تنهایی و اینها هم مشکلی ندارم و حل شده هستش این مسئله) و احادیث و روایات رو هم درباره ازدواج تقریبا میشه گفت کامل خوندم و میدونم که ازدواج مستحب موکد هست اما خب من نمیخوام ازدواج کنم ....

قرص های شیمیایی/گیاهی در بازار وجود دارن که میل جنسی رو به شدت پایین میارن ...
من چندتا سوال برام پیش اومده :

1 _ این دارو ها علاوه بر نیازجنسی نیاز عاطفی رو از هم بین میبرن ؟
آخه از یه نفر شنیده بودم نیاز عاطفی رو هم از بین میبرن و کلا شخص نسبت به جنس مخالف و ازدواج کاملا بی میل میشه تا مدت خیلی طولانی مثلا چندین سال و در صورت مصرف در مدت زمان طولانی حتی شاید تا آخر عمر ...

2 _ از نظر دینی از بین بردن شهوت و اینکه شخص نسبت به ازدواج میلی نداشته باشه(خود شخص از بین برده باشه) گناه محسوب میشه ؟

3 _ مهم ترین عوارض این داروها رو اگه ممکنه بگین

پیشاپیش ممنونم از پاسخ‌گویی@};-@};-@};-

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صابر

[TD][/TD]

پرسشگر محترم! ضمن سپاس از همراهی شما با سایت اسک دین@};-، در پاسخ به سؤالتان ای کاش توضیح بیشتری پیرامون دلایل خود مبنی بر عدم ازدواج می فرمودید و اینکه
چرا نمی خواهید ازدواج کنید؟
*آیا توصیفات منفی ای برای ازدواج شنیده اید که شما منصرف کرده است؟
*آیا تجربه ناموفقی داشته اید؟
*آیا صرف هیجانی تصمیم گرفته اید یا اینکه در مورد آن فکر و مطالعه کرده اید؟
*برخوردهاى شما باجنس مخالف چگونه ودرچه سطحى بوده‏است؟

به هر حال در پاسخ شما باید گفت مطمئنا انسانها در مسير تحول و رشد خود به مرحله ايي مي رسند كه غريزه خفته جنسي به اوج فعاليت خود مي رسد و در كنار اين فعاليت غريزه جنسي به تعبير اريكسون رسيدن به يك صميميت هم در وجود فرد شكل مي گيرد و همين عامل زمينه تمايل به جنس مخالف را در انسان پايه ريزي مي نمايد.و ازدواج ثمره اين مرحله از زندگي فرد است.يعني فردي كه مانند شما تا بحال خود را حفظ نموده است و ارتباط با جنس مخالف را تجربه نكرده است به اين نياز خود از طريق درست و اصولي كه همان ازدواج است پاسخ مي دهد. اجازه دهيد موضوع را كمي بيشتر باز نماييم.همانطور كه مي دانيد يكي از مهم ترين دام هاي شيطان كه به وسيله آن بيشتر افراداز صراط مستقيم الهي و دين حق منحرف مي شوند و به گرداب معصيت وگناه مي افتند، همين مساله غريزه جنسي است . وقتي انسان مورد حلالي براي ارضاي اين غريزه و خاموش كردن اين آتش سوزان داشته باشد، ديگر فكرخيانت به نواميس ديگران و آلوده شدن به گناهان ديگر از سرش بيرون مي رود .همچنين مرتكب گناهان ديگري كه مقدمه براي بعضي از كارها است ( مثل دروغ ، حيله و مكر، خودكشي ، قتل و .... ) نمي شود و اين مساله به تجربه ثابت شده است .آري اگر كسي ازدواج كنددر واقع نصف دينش را حفظ كرده ، پس بايد راجع به نصف ديگرش تقواپيشه كند؛ چون نصف ديگر گناهان هم منشا ديگري دارد مثل ربا خواري ،رشوه ، ظلم و تعدي ، حب رياست كه منشا آنها حب و علاقه به دنيا است.بى‏شك هيچ شالوده‏اى، مقدس‏تر از بناى رفيع ازدواج نيست. رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزويج»؛ «هيچ بنايى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است»: (وسائل الشيعه، ج 14، ص‏3.)و هر ملتى در دين و آيين خود به نوعى از آن بهره‏مند است.

پرسشگر محترم! ازدواج مستحب مؤکد است و درجایی که فرد بداند به گناه کشیده می شود ازدواج واجب است پس ما نمی توانیم ترازی برای تشخیص گناه یا عدم گناه شما در ازدواج یا عدم آن باشیم ولی شما قصد دارید با داروهایی نیاز خود را نهفته یا سرکوب کنید. اولا این قبیل داروها عوارض فراوانی دارد ثانیا این داروها نیاز عاطفی را سرکوب نمی کنند یا اگر سرکوب کنند، به شکل دیگری در قالب یک اختلال روانی بعد از گذشت مدتی نمود پیدا می کنند.
بنابراین اصلا مصرف این داروها به صلاح نیست و لازم است شما به روانشناس مراجعه نموده و یا دقیقا علت عدم تمایلتان به ازدواج را بیان کنید.

پرسشگر محترم!
بدانيد كه ازدواج صرفاً جهت توليد نسل و پاسخ به غريزه جنسى يك طرف نيست؛ گرچه اين غريزه يكى از نيازهاى انسان - چه مرد و چه زن - است و بايد به آن پاسخ مثبت داد و آن را از طريق معقول و مشروع ارضا و تمأمين كرد (هم زن نيازمند به تأمين آن است و هم مرد). در عين حال با ازدواج، مرد و زن به كمال مى‏رسند و در پرتو ازدواج، آن دو به آرامش روحى و روانى دست مى‏يابند. در اين زمينه مى‏توانيد كتاب «تشكيل خانواده در اسلام»، دكتر على قائمى را مطالعه كنيد. بدين‏وسيله اهميت و نقش ازدواج و آثار مثبت و فوايد فراوان آن را مورد توجه و ارزيابى قرار دهيد تا نگرش مثبتى به امر ازدواج در شما ايجاد شود.
موفق باشید.

سلام ، وقت شما بخیر

غالبا افراد برای آینده ی ای بهتر تصمیم میگیرن ، برای اهدافی که در زندگی اونها تحول مثبتی ایجاد کنه. اما تصمیم شما هیچ جنبه ی مثبت یا با ارزشی نداره و برعکس یک تحمیل بزرگ هست.

هر تصمیمی باید با توجه به شرایط گرفته بشه!

آیا شما میدونین که پدر و مادر فقط تا زمانی خاصی در زندگی فرزندشون حضور دارن؟
آیا اینو میدونین که خواهر و برادر هر کدام دنبال زندگی خودشون خواهند رفت؟
میدونین دوستان فقط در زمان های خاصی میتونن کنار یک فرد حضور داشته باشن؟
آیا انسان نیاز به محبت و عشق ورزیدن نداره؟
اگر زمانی برای یک فرد تنها اتفاقی بیافته ( مثل سکته ) چه کسی تا چند ساعت بعد قراره از حال اون باخبر بشه؟ در حالی که فقط چندین دقیقه کوتاه فرصت هست.
آیا سرکوب نیازها نه از سر گناه بلکه از نظر عقلانی صحیح است؟
بدن انسان تا چه زمانی به دارو پاسخ میده و پس از اون نتیجش بر فرد چه هست؟
از عوارض داروهای جنسی اطلاع کافی دارید؟
و ده ها سوال دیگر.

شما به دیگران نگاه نکنین .... برخی به ظاهر ازدواج نمیکنن ولی در باطن رابطه ی نامشروع دارن که فقط دستشون رو نشده! طرف بزرگسال هست و وقتی باهاش از ازدواج میگن میگه نه بابا ازدواج کنم چی بشه و فلان. در حالی که نیاز جنسیش جای دیگری تامین میشه و نیاز عاطفیش رو هم با تفریح، خرید و مهمانی و جشن و ...تا حدی پاسخ میده!
اما برای کسی که قصد روابط ناسالم و متعدد نداره سرکوب نیازها یعنی ضرر جسمی و روانی.

شما نیاز جنسی رو کاهش میدین در حالی که خودتون رو از نیاز عاطفی هم محروم میکنین و باید منتظر عواقب اون باشین.

اگر ازدواج در زندگی اتفاق افتاد که هیچ ، اتفاق نیفتاد خواست خداوند هست و باید زندگی کرد. این با در تنگنا گذاشتن خودمون و تحمیل فرق زیادی داره

سلام
اولش می خواستم من حیث مزاح بگم طبق نظر یه کارشناسی در جایی، شما بهتره برا این کار بری دوغ بخوری..:-bd
ولی متنتونو که خوندم، دیدم قضیه خیلی جدیه و شما حرف از امتناع از ازدواج می زنید!
به نظرم با این کار خسر الدنیا و الاخرت می شید!
اگر مشکل و معزل فیزیکی دارید که می تونید با پزشکان صحبت کنید و حللش کنید! یه عمر زندگی ارزشش خیلی بیشتر از مطرح کردن یه معزل فیزیکی و درمانش تحت نظر یه پزشک هست!
با ازدواج نکردن، هم در دنیا خودتونو از لذت حلالی که برای شما تعیین شده محروم می کنید و برای چنین شخصی در آخرت هم خسارات فراوانی بوجود میاد که باعث حسرت فرد می شه! اونجا یهو بهشتی هم باشید، لابد از داشتن حوری امتناع می ورزید! یا اگرم به سمت حوری ها برید، اونها امتناع می ورزند و می گن، تو دنیا شهواتت چی بودی که تو اینجا چی باشی!o:-) یا خدا به شما می گه: به خاطر محروم کردن خودت تو دنیا از شهوات، اینجا هم محروم شدی! :-sبعدی می بینید هر کی با حوری های خودش خوش هست و شمام تنهایید! اینجاست که احساس حسرت می کنید و یه جا کز می کنید و می گید: هیشکی منو دوست نداره!!!(:|
خود من در سنین حدود 20-15 سال این حس رو داشتم و می خواستم برای همیشه از ازدواج دور شم ولی کلا در سنین بالای 25 به بعد دیدگاههاتون عوض می شه! البته با یه حس عاشقی نصفه نیمه! تو حس عاشقی فهمیدم عشق جنسش خیلی فراتر از شهوت خام هست!
البته مشکلات زیادی هم برای من بوجود اومده و یکیش اینه که در سنینی که باید به فکر تشکیل زندگی و جمع آوری پول برای اون می شدم، به فکرش نبودم و تا الانم که حدود 35 سال سن دارم هم موقعیتی بوجود نیومده و البته کیس های خوبی هم برا ازدواج در اون سنین وجود داشته که به سبب اون افکار واقعا مزخرف، همشونو از دست دادم و تو این سن هم وسواس شدید یپدا کردم و هم اینکه معمولا خانواده ها هم رضایت زیادی به ازدواج با پسرهای بالای سی و اندی سال ندارند و بیشتر به دنبال پسر های زیر سی سال و سی پنج سال هستند!
کلا به نظرم اگر احساس بدی به ازدواج دارید و از اینایی هستید که حس می کنید جنس مقابل به درد نمی خوره و می خواهید بی نیاز باشید و از این حرفا، بهتره این فکر رو از سرتون بیرون کنید و به صورت نرمالی ازدواج کنید و صاحب زن و فرزند و زندگی و تشکیلات شید!
به شخصه بارها دیدم خدا به دوستی که شرایط مالیش عین خودم بوده و مزدوج شده و خصوصا بچه دار شده، عنایات ویژه ای داشته که یهو صاحب خونه و ماشین و امکانات آنچنانی شده و این فضل خداست!
خود خدا هم قطعا بین دو نفر مومن هم رده، به اونی که متاهل هست عنایات ویژه ای داره و حتی شنیدم وقتی در یه جمعی می خواهید نماز جماعت بخونید، بهتره پیش نمازتون یه فرد متاهل باشه!
چون لابد طبق فرموده امام علی (ع) دین متاهل ها کامل تر شده!
در کل به نظرم این حس شما در سنین بالاتر از بین خواهد رفت و خودتون بحث ازدواج رو پیش خواهید کشید!happy

او خـواهـد آمـد;1000549 نوشت:
سلام
من تصمیم گرفتم اگه بشه تا آخر عمرم مجرد بودم(از نظر تنهایی و اینها هم مشکلی ندارم و حل شده هستش این مسئله) و احادیث و روایات رو هم درباره ازدواج تقریبا میشه گفت کامل خوندم و میدونم که ازدواج مستحب موکد هست اما خب من نمیخوام ازدواج کنم ....

قرص های شیمیایی/گیاهی در بازار وجود دارن که میل جنسی رو به شدت پایین میارن ...
من چندتا سوال برام پیش اومده :

1 _ این دارو ها علاوه بر نیازجنسی نیاز عاطفی رو از هم بین میبرن ؟
آخه از یه نفر شنیده بودم نیاز عاطفی رو هم از بین میبرن و کلا شخص نسبت به جنس مخالف و ازدواج کاملا بی میل میشه تا مدت خیلی طولانی مثلا چندین سال و در صورت مصرف در مدت زمان طولانی حتی شاید تا آخر عمر ...

2 _ از نظر دینی از بین بردن شهوت و اینکه شخص نسبت به ازدواج میلی نداشته باشه(خود شخص از بین برده باشه) گناه محسوب میشه ؟

3 _ مهم ترین عوارض این داروها رو اگه ممکنه بگین

پیشاپیش ممنونم از پاسخ‌گویی@};-@};-@};-

سلام و عرض ادب

دوست گرامی

غذا خوردن هم واجب نیست!

اما اگر غذا نخورید به امراض مختلف دچار می شید و در نهایت از گشنگی می میرید!

نیاز جنسی و عاطفی یکی از نیاز های انسان هست که باید از راه درست تامین بشه

به جای سرکوب نیازتون ، که بدون شک عوارض جبران ناپذیری رو برای شما خواهد داشت

سعی کنید از راه درست و صحیح و طبق احکام خداوند عمل کنید ، تا به نتیجه مطلوب برسید

میانه رو باشید

نه برای ازدواج عجله کنید و احساساتی عمل کنید

نه کلا ازدواج رو به خودتون حروم کنید!

در پناه حق تعالی

یا هو یا من لا هو الا هو

سلام و عرض ادب

واقعا این تاپیک رو دیدم ناراحت شدم

ببین تفکر جامعه ما داره به کجا کشیده میشه

ایکاش واقعا همگی دست به دست هم بدیم و یه مرکز ازدواج و ... بزنیم .....منتظر
نباشیم کسی به فکرمون باشه بلکه خودمون یه فکری به حال خودمون بکنیم
غریزه جزیی از وجووووووووووود ماست یعنی واقعا غریزه به وجود اومده بود که اینقدر مارو اذیت کنه و فکرمون رو مشغول خودش کنه؟!
یا غریزه با ما متولد شد که مارو به نابودی بکشونه؟

سلام
خوردن عرق کاسنی، به تعداد مثلا ده الی دوازده لیوان در طی روز، به صورت خالص و بدون مخلوط کردن با آب یا شکر، همه احساسات از جمله میل جنسی را تا حد صفر کاهش می دهد.
(می توان موقع تشنگی به جای آب، عرق کاسنی نوشید).
هر وقت خوردن آن ترک شود، پس از یکی دو هفته همه چیز به حالت سابق برمی گردد.

تنها کارکرد ازدواج، تأمین مشروع غرایز یا درآمدن از تنهایی نیست.

وقتی نسلی از انسان باقی بماند، هر بار که یکی از آنها لا اله الا الله یا بسم الله الرحمن الرحیم بگوید، برای انسان در عالم بعد از مرگ، فرج حاصل می شود.

در شرح زندگی یکی از بزرگان می گویند که ایشان در تجرد به سر می برد و حاضر به ازدواج کردن نمی شد. روزی به اطرافیان خود گفت که قصد ازدواج دارد. علتش را سئوال کردند. گفت: دیشب در خواب دیدم که قیامت شده است و مردم تشنه و در زیر گرمای شدیدی هستند. من هم همینطور بودم. ناگهان کودکانی از کوه پایین آمدند و در دستشان پیاله آب بود و سراغ پدر و مادر خود می رفتند و به آنها آب میدادند. من از یکی از آنها آب خواستم. گفت: اگر تو هم در بین ما فرزندی داشته باشی، به تو آب خواهد داد.

داستان فوق را مدتها پیش خوانده ام و دقیق در خاطرم نیست. لذا جزئیات آن را نتوانستم به طور دقیق بیان کنم.

استاد مطهری در یکی از کتابهای خود نوشته اند:
وقتی ما "مجردان پاک " (افرادی که تا آخر عمر مجرد مانده اند اما اشخاصی بوده اند که در پاکی آنها هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد) را با متاهل ها مقایسه می کنیم، می بینیم در آنها یک "خام"ایی وجود دارد که در متاهل ها وجود ندارد. (نقل به مضمون)
یعنی ازدواج باعث پختگی (عقل و رفتار) انسان می شود.

یکی از بزرگان میگویند:
سیر و سلوک عرفانی افراد عادی، همان خوشرفتاری با همسر و اعضای خانواده و تحمل سختی های زندگی مشترک و سوء رفتار های همسر و فرزندان است. (نقل به مضمون).

سلام دوست عزیز
نمیدونم چه مشکلی برات پیش اومده که همچین تصمیمی گرفتی و میخوای تا آخر عمرت مجرد بمونی. ای کاش اینجا حداقل میومدی و جواب سوالای کارشناس رو میدادی تا بهتر بشه راهنماییت کرد.
نمیدونم شاید مشکلی که تو با ازدواج کردن داری از جنس مشکل من باشه که اگه اینجوری باشه من میفهممت و درکت که چه حالی داری و چرا این تصمیم رو گرفتی. با عرض معذرت از کارشناس و کاربرای سایت به نظرم شما اصل مشکل امثال ما رو خوب نمیفهمین و نمیتونم راهنماییای جامعی برای ما داشته باشین. تو وجود امثال ما یه ترسی نسبت به ازدواج شکل گرفته به خاطر خطاها و اشتباهای گذشتمون که خوب انقدر راجع به عوارض و گرفتاریای بعد این اشتباهات تو گوش ما خودن که این دیگه تو ضمیر ناخودآگاه ما نفوذ کرده. ای کاش قبل از اینکه شروع کنن به نوشتن یه سری مطالب همه ی جوانب رو در نظر میگرفتن و به صرف یه هدف خاص نمینوشتن. ولی خوب دیگه کاریه که شده.
دوست عزیز من حالت رو خوب میفهمم و درکت میکنم. هم دردیم یه جورایی.

عبد شکور;1001371 نوشت:
سلام
خوردن عرق کاسنی، به تعداد مثلا ده الی دوازده لیوان در طی روز، به صورت خالص و بدون مخلوط کردن با آب یا شکر، همه احساسات از جمله میل جنسی را تا حد صفر کاهش می دهد.
(می توان موقع تشنگی به جای آب، عرق کاسنی نوشید).
هر وقت خوردن آن ترک شود، پس از یکی دو هفته همه چیز به حالت سابق برمی گردد.

با عرض سلام
این کار کاملا اشتباه است .عرق کاسنی طبع سرد دارد و خوردن زیاد سردی جات باعث تولید خلط سودا در بدن میشود .تعادل مزاج بهم خواهد خورد و مشکلات عدیده جسمی و روحی پیش خواهد آمد. کسی که بخواهد عرق کاسنی استفاده کند به او توصیه میشود که به همراه عرق شاتره مخلوط کند.آن هم یک لیوان .
برای منظوری که جناب استارتر مد نظر دارند می‌توانند در طب سنتی جستجو کنند.دستوراتی موجود است برای این منظور.
موضوع قفل شده است