ادب در مقابل استاد سیر و سلوک

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

توحید صمدی;335279 نوشت:
بسم الله
سخنی از عارف کامل مرحوم حضرت آیت الله علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی که فرمود:
شاگرد جوجه استاد است و تا وقتی پر در نیاورده است حق ندارد از نزد استاد جای دیگر برود.فتامل

با تشکر از توحید صمدی عزیز که مثل همیشه بیانات نورانیشون مایه ی انبساط هست...

مرید چون کامل نشده است تا از هوا ایمن باشد، از نظر شیخ دور بودن او را مصلحت نباشد، زیرا نفس سردی او را در حال سرد کند، چون کامل شد بعد از آن غیبت شیخ زیان ندارد (مقالات شمس)

عرض سلام

ببخشيد چند سوال براي من پيش آمد. آيا استاد راه بايد هم جنس باشد؟
و بعد اينكه از كجا بدانيم كه شخصي واقعا استاد است و كارش حقيقتا درست است؟ اگر استادمان كوچكترين خطايي برود ما نيز با پيروي از او به خطا ميرويم. اگر دستورات اشتباه بدهند، اگر ذكرهاي نابه جا بدهند؟!! اگر كافرمان كردند چه كنيم؟!!

با تشكر از تاپيك پربارتان:Gol:

niyaz;335429 نوشت:
عرض سلام ببخشيد چند سوال براي من پيش آمد. آيا استاد راه بايد هم جنس باشد؟ و بعد اينكه از كجا بدانيم كه شخصي واقعا استاد است و كارش حقيقتا درست است؟ اگر استادمان كوچكترين خطايي برود ما نيز با پيروي از او به خطا ميرويم. اگر دستورات اشتباه بدهند، اگر ذكرهاي نابه جا بدهند؟!! اگر كافرمان كردند چه كنيم؟!! با تشكر از تاپيك پربارتان

سلام
هم جنس بودن شرط نیست بلکه شرط ، داشتن ویژگیهای علمی و عملی لازم از قبیل تقوای محض و ترجیحا اجتهاد است
والله الموفق

niyaz;335429 نوشت:
اگر استادمان كوچكترين خطايي برود ما نيز با پيروي از او به خطا ميرويم. اگر دستورات اشتباه بدهند، اگر ذكرهاي نابه جا بدهند؟!! اگر كافرمان كردند چه كنيم؟!!

باسلام و عرض ادب
اگر کسی پشت سر معصوم راه برود، باید پایش را جای پای معصوم بگذارد، اما اگر خواست از غیر معصوم تبعیت کند و پای جای پای او بگذارد، باید دست به عصا راه برود و چشم بسته قدم ننهد.

استاد لطف خدا هست و نعمت خدا هست....

انسان نسبت به نعمتی که بهش روی کرده باید طلب کار و مغرور باشه؟؟؟

از آدب مرید در مقابل استاد این هست که وقتی به زیارت و ملاقاتش تشرف حاصل میکنه ترش روی و غمگین و ناراحت نباشه... بلکه مثل گل شکفته و خوشحال و متبسم باشه....

[="Microsoft Sans Serif"][="3"]درود بر «مفتقر» گرامی و سپاس از سخنان زیبایشان :Gol:

*****


Niyaz;335429 نوشت:
عرض سلام
ببخشيد چند سوال براي من پيش آمد. آيا استاد راه بايد هم جنس باشد؟

نه نیازی به هم جنس بودن نیست زیرا کسانی که در راه عرفان قرار می‌گیرند، توانایی‌های بیشتری نسبت به دیگران دارند و پیشامد اینکه به سوی موضوع جنسی بروند رخ نیست. (اگر منظورتان درست دریافت شده باشد!)

نقل قول:
از كجا بدانيم كه شخصي واقعا استاد است و كارش حقيقتا درست است؟ اگر استادمان كوچكترين خطايي برود ما نيز با پيروي از او به خطا ميرويم. اگر دستورات اشتباه بدهند،

عارفان راستین را با میزان‌های بسیاری می‌توان سنجید:

  • شکیبایی: در برابر هرکسی که گمان می‌کنید عارف است، شکیبایی ورزید و به او وابسته نشوید چون ممکن است او عارف نباشد و اگر چنین باشد، آن عارف‌نما، پس از چند ماه چهره‌ی راستین خود را با خواستن درخواست‌های نادرست، نمایان می‌کند؛ ولی عارفان راستین، هرچه می‌گذرد رفتارشان برای آدمی دلنشین‌تر می‌شود.
  • ژرف‌نگری در کارها و سخنان وی: در سخنان عارفان راستین سرنخ‌های بسیاری است که به مردم می‌دهند و با دوپهلو سخن گفتن، عرفان خود را بیان می‌کنند ولی تنها کسانی که اجازه داشته باشند این سرنخ‌ها را در می‌یابند. پس اگر کسی به راستی در راه عرفان قرار گرفته باشد، این سخنان را می‌تواند دریابد.
  • روزه گرفتن: هنگامی که یک سالک روزه ‌میگیرد، هربار که استادش به او نگاه کند برقی از شادی در چشمان استاد موج می‌زند! زیرا آنان از چشمان مردم پی به چنین چیزهایی می‌برند. می‌توان از این کار برای پی بردن به داشتن توانایی درون‌بینی استاد پی برد.
  • نگاه استاد: اگر کسی در راه عرفان قرار گرفته باشد، در همان نگاه نخست استاد در چشمان وی خیره (و نه نگاه گذرا) می‌شود (که سالک در ابتدا درون‌مایه‌ی آن نگاه را در نمی‌یابد).
  • و ...

نقل قول:
اگر ذكرهاي نابه جا بدهند؟!! اگر كافرمان كردند چه كنيم؟!!

یک عارف راستین به شاگرد تازه‌کار هیچ ذکری نمی‌دهد زیرا توانایی خواندن آن را ندارند البته ذکرهای ساده‌ای همچون «صلوات» جدا از این گفته هستند.

مفتقر;413936 نوشت:
استاد لطف خدا هست و نعمت خدا هست....
انسان نسبت به نعمتی که بهش روی کرده باید طلب کار و مغرور باشه؟؟؟
از آدب مرید در مقابل استاد این هست که وقتی به زیارت و ملاقاتش تشرف حاصل میکنه ترش روی و غمگین و ناراحت نباشه... بلکه مثل گل شکفته و خوشحال و متبسم باشه....

همانگونه که می‌دانید، هرکسی در راه عرفان قرار نمی‌گیرد و عارفان نیز هرکسی را نمی‌پذیرند. بدون‌شک کسی را که یک عارف به شاگردی بپذیرد، هیچ‌گاه نمی‌تواند گستاخی‌ای به استاد خود کند. حتی ممکن است شاگرد بخواهد در یک موضوع با استاد خود بحث کند؛ ولی تا او را می‌بیند، ناخود‌آگاه دهانش بسته می‌شود و این در همه‌ی سالکان یکسان است و هیچ شاگردی نمی‌تواند بی‌ادبی‌ای به استاد کند زیرا کسانی که حتی به مردم هم بی‌ادبی کنند در این راه قرار نمی‌گیرند.

*****

داستان موسی و خضر، داستانی بسیار ژرف است که در آن پر است از دوگانگی‌های پوسته‌ای و می‌توان گفت: این داستان از ژرف‌ترین آموزه‌های عرفانی را در خود دارد.

همانگونه که در ابتدای «المیزان» آمده است: «المیزان تفسیر عرفانی و فلسفی نیست؛ بلکه تفسیر قرآن به قرآن است» و نباید در موضوع‌های عرفانی از این تفسیر استفاده شود؛ البته جاهایی از آن «غیر مستقیم» اشاره‌هایی شده است.
علامه نوشتارهای عرفانی بسیاری دارند که بسیار ژرف‌اند ولی المیزان، عرفانی نیست.


*****


هنگامی که استاد کمی شاگرد خود را راه انداخته است، شروع به گرفتن آزمایش‌های متفاوتی می‌کند:

  • غیبت کردن!: داستان خواجه و دو غلام، در دفتر دوم مثنوی، گویای این سخن است. عارفان برای اینکه به شاگردان خود بیاموزند که غیبت نکنند، خود ابتدا شروع به غیبت کردن می‌کنند و غیر مستقیم، سالک را نیز وسوسه می‌کند تا همپای او غیبت کند. اگر سالک نیز غیبت کند، عارف از غیبت کردن می‌ایستد و به سالک گوشزدی می‌کند که: «حواست را جمع کن!» و سپس از یک راه دیگر شروع به وسوسه کردن سالک می‌کنند. هرچه سالک با خود بگوید اگر این‌بار چنین سخنی را گفت، دیگر فریبش را نمی‌خورم و در دامش نمی‌افتم، تأثیری ندارد! زیرا گاهی آنان ساعت‌ها مقدمه چینی می‌کنند و سپس در کورترین جا، دام خود را کار می‌نهند که اگر سالک ذاتش پاک نباشد، در آن دام می‌افتد.
  • کارهای خسته کننده کردن: عارفان برای اینکه به سالکان خود بیاموزند چگونه شکیبایی ورزند، آزمایش‌های گوناگونی می‌گیرند. برای نمونه: شخصیتی که برای سالک دوست داشتنی است را در برابرش کوچک می‌کنند (برای نمونه: یک نویسنده) و غیر مستقیم به آن شخصیت دوست‌داشتنی کنایه می‌زنند تا ببیند آیا شاگرد از کوره در می‌رود یا نه! اگر شاگرد از کوره در برود، آنان از این کار باز می‌ایستند و یک هشدا غیر مستقیم به شاگرد می‌دهند و اگر نه، از یک راه دیگر این آزمایش را می‌گیرند!

تا کسی ذاتش پاک نباشد، نمی‌تواند در برابر این دام‌های پنهان عارفان بایستد زیرا آنان «استاد» سخنوری و گیج کردن هستند و از یک سخن پرت، ناگهان یک دام سخت بیرون می‌آورند که تنها سالکان راستین می‌توانند از این دام‌ها برهند.[/][/]

با سلام به آبرنگ عزیز و تشکر از فرمایش هاشون

منظور این جانب از استاد مطلق انسان دارای کمال به نهایت رسیده و انسان معصوم از خطا و اشتباه نیست بلکه هر کس که عملش یا حرفش در راه معنویت به انسان کمک کنه هست...

و به نظرم می تونیم به هر انسانی دارای این ویژگی استاد بگیم.

اما خدا روزی ما کناد! آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟

[="Microsoft Sans Serif"][="3"]

مفتقر;414486 نوشت:
با سلام به آبرنگ عزیز و تشکر از فرمایش هاشون
منظور این جانب از استاد مطلق انسان دارای کمال به نهایت رسیده و انسان معصوم از خطا و اشتباه نیست بلکه هر کس که عملش یا حرفش در راه معنویت به انسان کمک کنه هست...
و به نظرم می تونیم به هر انسانی دارای این ویژگی استاد بگیم.
اما خدا روزی ما کناد! آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟

درود بر مفتقر گرامی :Gol:

آری به هرکسی که چیزی به آدمی بیاموزد، استاد می‌گویند.

ولی سربرگ این گفتار این است: «ادب در برابر استاد سیر و سلوک»!
واژه‌ی «سیر و سلوک» ویژه‌ی عرفان است و شما داستان «موسی و خضر» را هم که آوردید، ما به اشتباه افتادیم! همانگونه که یکی دیگر از کاربران به اشتباه افتاد و پرسشی در مورد چگونگی استاد عارف کرد.


هیچ عارفی انسان کامل و قطب جهان نیست و عارفان همواره در راه سیر و سلوک‌اند

قطب جهان، «مهدی» است!

[/][/]

با تشکر از توجه آبرنگ عزیز :Gol:
خود سیر و سلوک هم بیشتر از اونکه خیلی کلمه ترسناکی باشه شامل یه جمله میشه که داستانش معروف هست((...هر کس هر کجا نشسته یک قدم بلند شه و به جلو بیاد...))

انجام هر عمل طبق دستورات شریعت سیر محسوب میشه و انجام دهنده سایر، آیا اینکه کسی نماز میخونه سیر کننده به سمت خدای بزرگ نیست؟؟ اگر به تبعیت استاد همه ی استادان حضرت محمد مصطفی(ص) این عمل انجام بگیره؟

اما راجع به فرمایش شما از شنیده ها نقل میکنم و سندی راجع به این حرف ندارم ، بعضی معتقدند کلمه استاد فقط مربوط به صاحب عصمت میشه و البته به جز ولی مطلق و صاحب عصمت کبری حضرت مهدی(عج) بعضی اساتید عرفان به عصمت رسیده اند. ولله اعلم؟!

البته به نظرم نه به هر اهل ظاهری میشه گفت استاد و نه حتما هم نیاز به عصمت فرد مورد نظر هست... همین که انسانی باشه که حرفش با عملش یکی باشه و تجربیاتی در اختیار داشته باشه و به قول شما بحث از ارشاد منحرف به مسائل دیگر نشه می تونه لفظ استاد را به خودش بگیره...

نه بروز کرامات نشانه ی کامل بودن و تمام بودن فرد داره و نه نبود کرامات نشانه ی عدم صلاحیت فرد برای ارشاد و دستگیری....

البته خیلی از عزیزان مدعی یافتن استادهای از این دسته (صاحب عصمت) هستند ولی به نظرم نشستن در کنار صاحب عصمت هم نشانه پیشروی در سیر و سلوک محسوب نمیشه چه اینکه بهره ی خیلی از امثال ابوسفیان ها و ابن ملجم ها نشستن و دیدن صاحب عصمت بود ولی سودی براشون نداشت...

حتی به نظرم بعضی وقت ها استفاده از استاد هایی سطح پائین تر راحت تر و نشستن و بهره مند شدن ازشون آسون تر هست، البته تمام این حرفها حرف این حقیر هست و سندی و روایتی و آیتی برای اثباتش در دست ندارم.

[="Microsoft Sans Serif"][="3"]درود بر «مفتقر» گرامی :Gol:

مفتقر;414567 نوشت:
انجام هر عمل طبق دستورات شریعت سیر محسوب میشه و انجام دهنده سایر، آیا اینکه کسی نماز میخونه سیر کننده به سمت خدای بزرگ نیست؟؟ اگر به تبعیت استاد همه ی استادان حضرت محمد مصطفی(ص) این عمل انجام بگیره؟

آری، با این دید، جانوران هم سیر و سلوک دارند چون، همه‌چیز از خداست و بازگشت همه به سوی اوست. بزرگان گفته‌اند: «کسانی که به شوریدگی عشق خدا نرسد، سنگ و کلوخ است و حتی جانور هم نیست»

هــر آدمی که بینی از سـرّ عشق خالی /// در پایه‌ی جمــاد است، او جــانور نباشــد!



«سیر و سلوک الی الله» یک اصطلاح است که تنها برای مقام‌های عرفانی برده می‌شود و اگر کسی دوست دارد برای چیزهای دیگری هم از آن استفاده کند، اشتباهی را انجام نداده است؛ تنها ممکن است (همانند اینجا) دیگران اشتباه برداشت کنند؛ همین.

سخنان شما زیباست؛ آری تنها، بودن در کنار بزرگان بس نیست بلکه پاک بودن همراه با در کنار آنان بودن باید باشد؛ زیرا بزرگان همانند آیینه‌اند و اگر کسی درونی زشت داشته باشد، از بزرگان بدش می‌آید زیرا در آنان زشتی خود را می‌بینند. همانگونه که زشت‌رویان از آیینه دل خوشی ندارند و این زیبا رویان‌اند که در برابر آیینه می‌ایستند و به خود لبخند می‌زنند!

هر کسی توانایی همشنینی با عارفان را ندارد:


بر سمــاع راست، هرکــس چیر نیست /// لقــمه‌ی هــر مرغکــی، انجــیر نیســت

[/][/]
موضوع قفل شده است