جمع بندی اخلاق گوسفندی یا سگی؟

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اخلاق گوسفندی یا سگی؟

[="Navy"]سلام علیکم
ابتدا روایت مربوطه امام سجاد ع رو میگذاریم:

نقل قول:
زرارة بن اوفی گوید روزی خدمت امام زین العابدین (ع) رسیدم، حضرت فرمودند: ای زرارة مردم زمان ما شش طبقه‌اند: " شیر، گرگ، روباه، سگ، خوک و گوسفند"!

اما "شیر"، حاکمان و پادشاهانی هستند که دوست دارند بر هر کسی مسلط باشند و ظلم کنند، ولی احدی در برابر فسادشان ایستادگی نکند".

اما "گرگ"، تجار و کسبه‌ای هستند که در وقت خریدن جنس، آن را مذمّت می‌کنند تا ارزان‌تر بخرند، ولی برای فروش، آن را می‌ستایند تا گران بفروشند".

اما "روباه"، کسانی هستند که دین را وسیله‌ای برای دنیایشان قرار داده‌اند و آنچه را به زبان می‌آورند در دل قبول ندارند".

اما "خوک"، مردانی که شبیه زن هستند و رفتار زنانه دارند و همچنین کسانی که ذلیل و اسیر شهوتند و به هرعمل زشتی که دعوت می‌شوند پاسخ مثبت می‌دهند".

اما "سگ"، انسان بد زبان و فحاش است به طوری که مردم از ترس زبانش او را احترام می‌کنند.(در واقع کسی که جلوی زبانش را نمی‌گیرد و حرف‌های زشت از دهانش بیرون می‌آید و مردم از ترس آن که مبادا به آنها فحاشی یا بد زبانی کند او را احترام کنند و یا اینکه در منزل همیشه سروصدا می‌کند و سر زن و بچه‌هایش داد و فریاد می‌کشد! این شخص گرچه در ظاهر شکل آدم است ولی در باطن سگ است و خوی و خصلت آن را دارد و در روز قیامت به صورت سگ وارد محشر می‌شود".

و اما "گوسفند"، شخص با ایمانی است که مانند گوسفند افراد شرور موی او را می‌بُرند و گوشت او را می‌خورند و استخوانش را می‌شکنند".

و اما سوال بنده
فعلا کاری به این نداریم که این روایت درباره چه زمانی هست یا نیست.
بصورت کلی اگر بخوایم همه اخلاقیات رو رعایت کنیم ، هرکس هرچی گفت ببخشیم و مثلا اگر توهین کرد با توهین جواب ندیم ، تندی نکنیم ، با زیردست مهربان باشیم (و با بالا دست هم که جرئت نداریم احترام نگذاریم) به قول معروف همه سوار ما میشن. به قول این روایت ، مانند گوسفندی خواهیم بود که هرکس هر رفتاری خواست با ما انجام میده و چون مقابله به مثل در شان ما نیست و از اخلاق اسلامی به دور است نمیتونیم جواب بدیم یا تندی کنیم.

از طرفی اگر بخوایم کمی تند برخورد کنیم طوری که دیگران حساب کار دستشون بیاد و بفهمن ما کسی نیستیم که بشه هرجوری باهامون برخورد کرد و به قولی از ما بترسن هم در این روایت تشبیه شدیم به سگ !

ممکنه کسی بگه باید طوری رفتار کرد که از سر احترام با ما خوب برخورد کنند. این خارج از موضوع سوال ماست ، سوال درباره کسانی هست که احترام سرشون نمیشه. معمولا اگر احترام هم بگذارن از سر دلسوزی و ترحم هست یعنی میگن چه گوسفند مظلومی هست گناه داره اذیتش نکنیم...

از طرفی اگر بخوایم اخلاق رو همه جا رعایت کنیم مخصوصا در سخن گفتن ، نتیجه این میشه که مومن به عنوان یک موجود پخمه ای که هرکس هرچی بخواد میگه بهش و هر بلایی سر میارن و او فقط اخلاق رعایت میکنه (همون گوسفند وارگی)

چه باید کرد؟ راه درست چیه؟

نظر خودم : با هرکس باید مثل خودش رفتار کرد. اگر کسی رفتار سگی داشت نباید بگیم پیامبر و ائمه فلان طور برخورد میکردند بلکه باید مثل خودش سگی باهاش برخورد کرد. حتی اگر احتمال دادیم که اینطور خواهد بود باید بصورت پیشدستانه طوری برخورد کنیم که حساب کار دستش بیاد ، بفهمه که ما کسی نیستیم که هرجوری بشه باهامون رفتار کرد
همچنین بنظرم لازمه با زیر دست ، هر از گاهی تندی کنیم تا همیشه احترام ما را داشته باشه ، ولی هیچ وقت بهش زور نگیم.
به نظرم رعایت اخلاق مهم هست ولی حفظ شان و شخصیت بعنوان یک مسلمان بسیار بسیار مهمتر است. یک مسلمان نباید گوسفند و تو سری خور باشه در جامعه...[/]

پاسخ کارشناس

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد کافی

[TD][/TD]

پرسش:
امام سجاد (علیه السلام) در بیانی فرمودند: ای زرارة مردم زمان ما شش طبقه‌اند: " شیر، گرگ، روباه، سگ، خوک و گوسفند"!
...
اما "سگ"، انسان بد زبان و فحاش است به طوری که مردم از ترس زبانش او را احترام می‌کنند.
اما "گوسفند"، شخص با ایمانی است که مانند گوسفند افراد شرور موی او را می‌بُرند و گوشت او را می‌خورند و استخوانش را می‌شکنند".

سوال درباره کسانی هست که احترام سرشان نمی شود. معمولا اگر احترام هم بگذارند از سر دلسوزی و ترحم هست یعنی میگن چه گوسفند مظلومی هست گناه داره اذیتش نکنیم...

از طرفی اگر بخوایم اخلاق رو همه جا رعایت کنیم مخصوصا در سخن گفتن ، نتیجه این میشه که مومن به عنوان یک موجود پخمه ای که هرکس هرچی بخواهد می گوید و هر بلایی سر او می آورنو و او فقط اخلاق رعایت میکند (همون گوسفند وارگی)
چه باید کرد؟ راه درست چیست؟

پاسخ:

الف: برای روشن تر شدن بحث، لازم است که تتمه نهایی حدیث هم بیان شود: «فَكَيْفَ تَصْنَعُ الشَّاةُ بَيْنَ أَسَدٍ وَ ذِئْبٍ وَ ثَعْلَبٍ وَ كَلْبٍ وَ خِنْزِيرٍ (1) پس از گوسفندى كه ميان شير و گرگ و روباه و سگ و خوك گرفتار است چه ساخته است؟»
اما منظور از این بیان چیست؟
دو احتمال وجود دارد:
الف:مرحوم علامه مجلسی، این روایت را در تحت عنوان «شدة ابتلاء المؤمن و علته و فضل البلاء» می آورد. یعنی روایاتی که در رابطه با نزول بلا بر مومن است و ذیل این روایت، در رابطه با فراز آخر آن، یعنی «أَمَّا الشَّاةُ فَالَّذِينَ تُجَرُّ شُعُورُهُم‏ وَ يُؤْكَلُ لُحُومُهُمْ وَ يُكْسَرُ عَظْمُهُمْ فَكَيْفَ‏ تَصْنَعُ‏ الشَّاةُ بَيْنَ أَسَدٍ وَ ذِئْبٍ وَ ثَعْلَبٍ وَ كَلْبٍ وَ خِنْزِير» توضیحاتی می فرماید:
«جر الشعر كناية عن الاستيلاء عليهم و... و أكل لحومهم غيبتهم و كسر عظمهم ضربهم و شدة الجور عليهم‏ (2) چیدن پشم، کنایه از تسلط (ظالمان و ستمکاران) بر مومنین است. خوردن گوشت آنها، کنایه از غیبت نمودن آنها و شکستن استخوان های آنان، کنایه از ظلم و ستم های بر مومنین است (چنانچه در طول تاریخ این گونه بوده است و ظلم و ستم هایی که انسان های ظالم و ستمکار و دنیا پرست، نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) و ارادتمندان آنها داشته و دارند شاهد بر این مدعاست.)

ب: این احتمال هم وجود دارد که روایت در صدد بیان یکی از خصوصیات و ویژگی های انسان مومن است. یعنی منفعت رسانی، خدمت رسانی و برآورده نمودن حوائج مردم. اگر چه افرادی هستند که وجود انسان مومن را بر نمی تابند و علی رغم منافعی که وی دارد، وجودش را مضر به اهداف خبیث خود می دانند و نمی گذارند او به اهدافش برسد.
لذا در روایت، به این بخش منفعت رسانی انسان مومن اشاره شده «وَ أَمَّا الشَّاةُ فَالْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ تُجَزُّ شُعُورُهُمْ وَ يُؤْكَلُ لُحُومُهُمْ وَ يُكْسَرُ عَظْمُهُمْ» و گوسفند نماد مؤمنين جامعه هستند كه دائماً‌ در صدد خدمت رسانی هستند.
چنانچه در روایت های دیگر برای انسان های مومن تشبیهات دیگری نیز در این زمینه بیان شده است:
1- پیامبر گرامی اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) می فرمایند: مَثَلُ المؤمنِ كمَثَلِ العَطّارِ ؛ إن جالَستَهُ نَفَعَكَ ، و إن ماشَيتَهُ نَفَعَكَ ، و إن شارَكتَهُ نَفَعَكَ
(3) مؤمن به مانند عطر فروش است كه اگر با او بنشينى، به تو سود مى رساند، اگر با او راه بروى به تو سود مى رساند و اگر با او شريك شوى، به تو سود مى رساند.»
2-آن حضرت، در بیان دیگر می فرمایند:
«اِنَّ مَثَلَ الْمُؤْمِنِ کَمَثَلِ النَّحْلَةِ اِنْ صَاحَبْتَهُ نَفَعَکَ وَ اِنْ شَاوَرْتَهُ نَفَعَکَ وَ اِنْ جَالَسْتَهُ نَفَعَکَ وَ کُلُّ شَأْنِهِ مَنَافِعُ وَ کَذَلِکَ النَّحْلَةُ کُلُّ شَأْنِهَا مَنَافِعُ (4)
مؤمن چون زنبور عسل است؛ اگر همراه او باشى سودت دهد و اگر با او مشورت کنى سودت دهد و اگر با او همنشین گردى سودت دهد و همه شؤونش منفعت است و زنبور عسل هم همه کارش منفعت است.»
بنابراین روایت در صدد بیان این مطلب نیست که انسان مومن،به نحوی زندگی کند که شخصیتش زیر سوال برود و به قول عرف توسری خور باشد.
ب: در رابطه با عفو و بخشش نسبت به شخص خطاکار، و کسانی که به انسان در صورت رعایت اخلاق، توهین می کنند، به این لینک مراجعه بفرمایید: «http://www.askdin.com/showthread.php?t=53544&p=896893#post896893»
موفق باشید.
پی نوشت:
1.مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار(ط- بيروت)،ج64،ص226،دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 ق‏.
2.همان.
3.پاينده، ابو القاسم‏، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)،ص717، دنياى دانش‏، تهران‏.
4.مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار(ط- بيروت)،ج61،ص238،دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 ق‏.

موضوع قفل شده است