اختلاف مالی با برادرم

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اختلاف مالی با برادرم

[=&amp]بنام خدا[/]
[=&amp]پسری هستم 28 ساله[/]
[=&amp]با برادرم[/][=&amp] سر موضوعی[/][=&amp]اختلاف پیدا کردم که لطف کنید نظر کارشناسی بدهید[/]
[=&amp]برادرم به درخواست مادرم منو برای عمل جراحی به بیمارستان برد آن زمان 25 سالم بود و فقیر و بی پول بودم و شرایط مناسبی نداشتم. برادرم گفت که هزینه بیمارستان را میدهد به شرطی که بعدا به او پس بدهم و بنده هم قبول کردم.[/]

[=&amp]حالا به لحاظ[/] [=&amp]شرعی هزینه عمل را من باید بدهم یا به عنوان نفقه که آن زمان گردن پدرم بود و وضع مالی مناسبی داشت پدرم باید بدهد؟[/]

[=&amp]همچنین اگر با پدرم بیمارستان میرفتیم هزینه را پدرم پرداخت میکرد و از بنده پولی درخواست نمیکرد چون به عنوان نفقه گردن ایشان است و بنده برای اینکه مشکلی ایجاد نشود به مصلحت به برادرم گفتم که بعدا پول را پس میدهم اگر این حرف را نمیزدم حتما مشکلی ایجاد میشد و مجبور شدم دروغ مصلحتی بگویم[/]

[=&amp]حالا بنده که دروغ مصلحتی گفتم ایا پرداخت پول گردن بنده است یا به عنوان نفقه گردن پدرم است؟[/]

[=&amp]ممنون از راهنمایی جنابعالی[/]

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد اسراء

usef8000;913906 نوشت:
[=&amp]بنام خدا[/]
[=&amp]پسری هستم 28 ساله[/]
[=&amp]با برادرم[/][=&amp] سر موضوعی[/][=&amp]اختلاف پیدا کردم که لطف کنید نظر کارشناسی بدهید[/]
[=&amp]برادرم به درخواست مادرم منو برای عمل جراحی به بیمارستان برد آن زمان 25 سالم بود و فقیر و بی پول بودم و شرایط مناسبی نداشتم. برادرم گفت که هزینه بیمارستان را میدهد به شرطی که بعدا به او پس بدهم و بنده هم قبول کردم.[/]

[=&amp]حالا به لحاظ[/] [=&amp]شرعی هزینه عمل را من باید بدهم یا به عنوان نفقه که آن زمان گردن پدرم بود و وضع مالی مناسبی داشت پدرم باید بدهد؟[/]

[=&amp]همچنین اگر با پدرم بیمارستان میرفتیم هزینه را پدرم پرداخت میکرد و از بنده پولی درخواست نمیکرد چون به عنوان نفقه گردن ایشان است و بنده برای اینکه مشکلی ایجاد نشود به مصلحت به برادرم گفتم که بعدا پول را پس میدهم اگر این حرف را نمیزدم حتما مشکلی ایجاد میشد و مجبور شدم دروغ مصلحتی بگویم[/]

[=&amp]حالا بنده که دروغ مصلحتی گفتم ایا پرداخت پول گردن بنده است یا به عنوان نفقه گردن پدرم است؟[/]

[=&amp]ممنون از راهنمایی جنابعالی[/]

عرض سلام و ادب
نفقه ی فرزند در صورت فقیر بودن او و توانایی مالی داشتن والدین،به عهده ی پدر و مادر است ولی اگر پدر یا مادر پرداخت نکردند مدیون نیستند. به عبارت دیگر این پرداخت نفقه(بر خلاف نفقه ای که بین زن و شو هر است)دین و بر ذمه نیست بلکه تکلیف است ،پس اگر پدر از این تکلیف سر باز زد هرچند معصیت کرده ولی مدیون وبدهکار نیست .
در سوال فوق نیز اگر پدر فقیر بوده که تکلیفی نداشته و اگر موسر و دارای مال بوده، هر چند پرداخت هزینه ی درمان شما بر او واجب بوده ولی اگر این کار را انجام نداده اکنون چیزی بدهکار نیست، و از طرف دیگر بر برادر شما نیز واجب نبوده این هزینه را پرداخت کند و چون شما به ذمه گرفته اید اکنون بر شما واجب است ان مبلغ را به برادرتان بپردازید و به ایشان بدهکار و مدیونید.
همیشه سر بلند و پیروز و مشمول دعای حضرت ولی عصر ارواحنا فداه باشید .

اسراء;914103 نوشت:

عرض سلام و ادب
نفقه ی فرزند در صورت فقیر بودن او و توانایی مالی داشتن والدین،به عهده ی پدر و مادر است ولی اگر پدر یا مادر پرداخت نکردند مدیون نیستند. به عبارت دیگر این پرداخت نفقه(بر خلاف نفقه ای که بین زن و شو هر است)دین و بر ذمه نیست بلکه تکلیف است ،پس اگر پدر از این تکلیف سر باز زد هرچند معصیت کرده ولی مدیون وبدهکار نیست .
در سوال فوق نیز اگر پدر فقیر بوده که تکلیفی نداشته و اگر موسر و دارای مال بوده، هر چند پرداخت هزینه ی درمان شما بر او واجب بوده ولی اگر این کار را انجام نداده اکنون چیزی بدهکار نیست، و از طرف دیگر بر برادر شما نیز واجب نبوده این هزینه را پرداخت کند و چون شما به ذمه گرفته اید اکنون بر شما واجب است ان مبلغ را به برادرتان بپردازید و به ایشان بدهکار و مدیونید.
همیشه سر بلند و پیروز و مشمول دعای حضرت ولی عصر ارواحنا فداه باشید .

ممنون از توضیحات شما
اما جملات شما تناقض دارد از طرفی گفتید وظیفه و تکلیف والدین است و از طرفی میگید که مدیون نیستند
این چگونه واجبی است که گفتید پرداخت هزینه درمان بر پدر واجب است اما اگر پرداخت نکند گردنش نیست
اما بنده عرض کردم که در آن شرایط برادرم از طرف مادرم مسئول شد که مرا برای درمان ببرد و برادرم با زرنگی تمام هزینه درمان را گردن بنده انداخت و بنده نیز که ساده بودم و میخاستم از درد بیماری سریع خلاص شوم حرقش را قبول کردم و دروغ مصلحتی گفتم تا مشکل خانوادگی ایجاد نشود اگر نمیگفتم خب طبیعتا با پدرم بیمارستان میرفتیم و هزینه درمان هم طبعا گردن ایشان است
وقتی شما گفتید تکلیف پدر است خب پس بر گردن ایشان مانده است و جهت جبران باید اقدام نماید مثل حق الناس
مثل نماز که اگر ادا نکنیم درسته گناه دارد اما تا وقتی در قید حیات هستیم گردنمان است حق الله

usef8000;914114 نوشت:
ممنون از توضیحات شما
اما جملات شما تناقض دارد از طرفی گفتید وظیفه و تکلیف والدین است و از طرفی میگید که مدیون نیستند
این چگونه واجبی است که گفتید پرداخت هزینه درمان بر پدر واجب است اما اگر پرداخت نکند گردنش نیست
اما بنده عرض کردم که در آن شرایط برادرم از طرف مادرم مسئول شد که مرا برای درمان ببرد و برادرم با زرنگی تمام هزینه درمان را گردن بنده انداخت و بنده نیز که ساده بودم و میخاستم از درد بیماری سریع خلاص شوم حرقش را قبول کردم و دروغ مصلحتی گفتم تا مشکل خانوادگی ایجاد نشود اگر نمیگفتم خب طبیعتا با پدرم بیمارستان میرفتیم و هزینه درمان هم طبعا گردن ایشان است
وقتی شما گفتید تکلیف پدر است خب پس بر گردن ایشان مانده است و جهت جبران باید اقدام نماید مثل حق الناس
مثل نماز که اگر ادا نکنیم درسته گناه دارد اما تا وقتی در قید حیات هستیم گردنمان است حق الله


عرض ادب و سلام
اینکه فرمودید به در خواست مادرم، خیلی گویا نبود.
اگربرادر به وکالت از مادر، شما را به بیمارستان برده، اصلا از جیب خود مایه نگذاشته و معنا ندارد به شما بگوید بعدا هزینه را به من بده، زیرا اصلا این برادر شما نبوده که هزینه میکرده بلکه برادر شما به وکالت از مادر امده هزینه کند و در واقع مادر شما هزینه را عهده دار شده،
اما می دانید که بر وکیل واجب نیست به وکالت عمل کند و میتواند به وکالت عمل نکند. ان قولی که برادر از شما گرفته نشان دهنده ان بوده که بر فرض اگر وکالتی هم بوده او نمیخواسته به ان وکالت عمل کند و اگر شما هم قول داده ایدمبلغ هزینه شده توسط ایشان را بپردازید باید شرعا ان را بپردازیدو مدیونید ولو بگویید قصد جدی نکرده اید باز هم مدیون هستید.
اما اگر مادر شما به برادرتان امر کرده که برادر از جیب خودش هزینه را بپردازد و برادر از شما تعهد گرفته که بعدا پول را بدهید ، در این صورت نیز پاسخ همانست که در تاپیک قبل عرض شد.یعنی باز هم شما بدهکارید و باید ان مبلغ را به برادرتان بدهید.
اما پاسخ سوال حضرتعالی که فرمودید : مگر میشود پرداخت هزینه واجب باشدولی اگر نپرداخت مدیون نشود؟:
بله می شود؛ همین مورد از مواردی است که ثابت می کند می شودhappy. این عرض بنده نیست بلکه از مسلمات فقه است.

با سلام. بنده برادرهمین آقا یوسف هستم.
ایشان به خاطر شرایطی که برای خودش ایجاد کرده بود نیاز به دکتر داشت.
و لازم بود به دکتر برود. البته توان رفتن را داشت خودش. اما مادرم از من خواست تا او را به دکتر ببرم تا تنها نرود. (دقیقا اینو از من خواستن و حرفی از پول نزدند)
من هم ایشان را دکتر بردم و ویزیت دکتر و هزینه پانسمان دکتر را هم از خودم دادم.
دکتر گفت شرایط طوری است که دست ایشون باید عمل شود.
و حتی مبلغ عمل را هم گفت.
ما بیرون امدیم و من به برادرم گفتم که میخواهی چه کار کنی؟ ایشون به من گفتند که تو هزینه عمل را بده من بعدا که کارکردم و پول دراوردم به تو پس میدهم.
من هم به همین اعتبار و حرف، هزینه بیمارستان و عمل را پرداخت کردم. و خودم هم پا به پای ایشون بیمارستان و دکتر را رفتم.
بعدا که ایشون توانمند شد و کار کرد و پول دراورد از ایشون خواستم که به حرفش عمل کند. ایشون گفت که به گردنش نیست و باید از پدر و مادرم بخواهم چون نفقه ی او در ان شرایط گردن پدر و مادرم بوده. و بعد باز گفتن که در ان شرایط مجبور شده به من دروغ مصلحتی بگوید چون اگه نمیگفت من هزینه ها را احتمالا نمیدادم. و به نوعی سعی کردند بدهی شان را به من ندهند.
به نظر شما از نظر دینی ایشون مکلف به دادن پول من هستند یا کسی دیگر؟

alian;914126 نوشت:
با سلام. بنده برادرهمین آقا یوسف هستم.
ایشان به خاطر شرایطی که برای خودش ایجاد کرده بود نیاز به دکتر داشت.
و لازم بود به دکتر برود. البته توان رفتن را داشت خودش. اما مادرم از من خواست تا او را به دکتر ببرم تا تنها نرود. (دقیقا اینو از من خواستن و حرفی از پول نزدند)
من هم ایشان را دکتر بردم و ویزیت دکتر و هزینه پانسمان دکتر را هم از خودم دادم.
دکتر گفت شرایط طوری است که دست ایشون باید عمل شود.
و حتی مبلغ عمل را هم گفت.
ما بیرون امدیم و من به برادرم گفتم که میخواهی چه کار کنی؟ ایشون به من گفتند که تو هزینه عمل را بده من بعدا که کارکردم و پول دراوردم به تو پس میدهم.
من هم به همین اعتبار و حرف، هزینه بیمارستان و عمل را پرداخت کردم. و خودم هم پا به پای ایشون بیمارستان و دکتر را رفتم.
بعدا که ایشون توانمند شد و کار کرد و پول دراورد از ایشون خواستم که به حرفش عمل کند. ایشون گفت که به گردنش نیست و باید از پدر و مادرم بخواهم چون نفقه ی او در ان شرایط گردن پدر و مادرم بوده. و بعد باز گفتن که در ان شرایط مجبور شده به من دروغ مصلحتی بگوید چون اگه نمیگفت من هزینه ها را احتمالا نمیدادم. و به نوعی سعی کردند بدهی شان را به من ندهند.
به نظر شما از نظر دینی ایشون مکلف به دادن پول من هستند یا کسی دیگر؟

عرض کنم که اولا بنده پولی همراهم نبود چون فقیر بودم و مدتی که تنهایی برای درمان میرفتم از مادرم پول میگرفتم
مدتی بعد مادرم گفتن که با برادرت دنبال کارهای درمان برو چون بنده زیاد به کارهای بیمارستان آشنایی نداشتم
وقتی مادرم هنگامی که همراه برادرم بودم نه پولی به بنده داده بودن نه حرفی از هزینه زده بودن یعنی همه را گردن برادرم گذاشته بودن مثل وکیل
یعنی برادرم هزینه های درمان را انجام دهد
نشانه اش هم این است که برادرم هزینه ویزیت دکترها و پانسمان را خودش پرداخت کرده در حالی که قبلش حرفی نزده بودیم که پولی به ایشان پس بدهم
حالا برادرم در آن شرایط با زرنگی باعث شد که خودم هزینه درمان را تقبل کنم در حالی که شرعا بر گردن والدین بنده بود
متنی را که در بالا با رنگ قرمز مشخص کرده ام درست نیست چون پست اولی که بالا نوشته ام را قبل از ارسال برادرم تایید کرده بودن پس این جمله قرمز رنگ با جمله پست اول یکی نیست و تفاوت دارد
اصل مساله هم همین است " بلکه برادر شما به وکالت از مادر امده هزینه کند "

سلام ...
ا‌ینجا مساله مادرتون به نظره من خیلی مهم هست .
یوسف خان شما میگین برادرتون به وکالت از مادر چنین کاری رو کرده ...
آلیان خان شما هم میگین وکالتی در کار نبوده و شما از جیب خودتون پرداخت کردین ...

که البته هر دویه این صحبتها میتونند درست یا غلط باشند .
مثلا ممکن هست مادرتون به خاطر این کار اولیان ... کارهایی برای ایشون کرده باشند و مثلا چیزهایی هم بهشون داده باشند .

بنابراین بدون شنیدن حرف مادر نمیشه تصمیم گیری کرد ...

اگر امکانش هست این چند سوال رو جواب بدین ...

۱. مادرتون ایا از این قضیه و این قول و قرار بین شماها خبرداشته یا نداشته .
۲. اقا یوسف ایا شما میدونستین که برادرتون داره از جیب خودش میده نه از جیب مادرتون .
۳. مادرتون در این ارتباط چی میگه ایا مادرتون در عوض این کار برای اقای اولیان کاری کرده یا نه

خوب اقا یوسف شما میگین برادرتون وکیل مادرتون بوده که بهتون پول رو بده ... بنابراین حرف ایشون حرف مادرتون هست و ایشون ازتون پرسیدن میخواین چی کار کنین و شما در پاسخ هم گفتین پول رو برمیگردونین ...

خوب به نظرتون بهتر نیست که پول رو به وکیل مادرتون برگردونین ... به هر حال ایشون از قول مادرتون ازتون پرسیدند که ایا میخواین پول رو برگردونین یا نه ... یعنی مادرتون ازتون پرسیده که میخواین پول رو پس بدی یا نه ... و شما هم گفتین بله ...

بنابراین حتی اگر بپذیریم ایشون از مادرتون در این زمینه وکالت داشتن باید پول رو به مادرتون یا وکیل مادرتون برگردونین .

شما که نمیتونین بگین تا اینجاش ایشون وکالت داشتن از اینجا به بعدش وکالت نداشتن ...

مارینر;914175 نوشت:
سلام ...
ا‌ینجا مساله مادرتون به نظره من خیلی مهم هست .
یوسف خان شما میگین برادرتون به وکالت از مادر چنین کاری رو کرده ...
آلیان خان شما هم میگین وکالتی در کار نبوده و شما از جیب خودتون پرداخت کردین ...

که البته هر دویه این صحبتها میتونند درست یا غلط باشند .
مثلا ممکن هست مادرتون به خاطر این کار اولیان ... کارهایی برای ایشون کرده باشند و مثلا چیزهایی هم بهشون داده باشند .

بنابراین بدون شنیدن حرف مادر نمیشه تصمیم گیری کرد ...

اگر امکانش هست این چند سوال رو جواب بدین ...

۱. مادرتون ایا از این قضیه و این قول و قرار بین شماها خبرداشته یا نداشته .
۲. اقا یوسف ایا شما میدونستین که برادرتون داره از جیب خودش میده نه از جیب مادرتون .
۳. مادرتون در این ارتباط چی میگه ایا مادرتون در عوض این کار برای اقای اولیان کاری کرده یا نه

خوب اقا یوسف شما میگین برادرتون وکیل مادرتون بوده که بهتون پول رو بده ... بنابراین حرف ایشون حرف مادرتون هست و ایشون ازتون پرسیدن میخواین چی کار کنین و شما در پاسخ هم گفتین پول رو برمیگردونین ...

خوب به نظرتون بهتر نیست که پول رو به وکیل مادرتون برگردونین ... به هر حال ایشون از قول مادرتون ازتون پرسیدند که ایا میخواین پول رو برگردونین یا نه ... یعنی مادرتون ازتون پرسیده که میخواین پول رو پس بدی یا نه ... و شما هم گفتین بله ...

بنابراین حتی اگر بپذیریم ایشون از مادرتون در این زمینه وکالت داشتن باید پول رو به مادرتون یا وکیل مادرتون برگردونین .

شما که نمیتونین بگین تا اینجاش ایشون وکالت داشتن از اینجا به بعدش وکالت نداشتن ...


سلام دوست عزیز
در مورد اون جمله بالا عرض کردم که به رنگ قرمز است و چون قبلا برادرم حرف اول تاپیک را قبول کردن نمیتونم این حرف جدید را تایید کنم و اینکه اصلا یادم نیست که چنین حرفی زده باشم اگر هم زده باشم در باب احتیاط و مصلحت است که بدون اختلافی سریع مساله درمان بنده حل شود.
و طبق فرمایش جناب اسراء برادرم در نقش وکالت بودن درسته مادرم حرفی از پول نزدن اما نقش همراه و وکیل را برای برادرم تعیین کرده اند نشانه اش را هم بالا عرض کردم.
در مورد 3 سوال که فرمودین
اولی خیر خبر نداشتن
دومی خیر نمیدونستم
سومی خیر کاری نکردن در واقع خودشان را بدون مسئولیت نشان میدن

خب دوستان نتیجه این مساله چه می شود؟
آیا طبق حکمی که جناب اسراء فرمودن عمل کنیم یا چه؟

این اقا یوسف میدانست من دارم از جیب خودم خرج میکنم چون خودش ازم اینو خواست. گفت تو از خودت خرج کن بعدا من کار میکنم بهت میدم.
مادرم فقط منو به عنوان یک همراه بیمار با برادرم فرستادن پیش دکتر. موضوع عمل و هزینه های عمل از اون اتفاق افتاد. وقتی اتفاق افتاد مه ایشون گردن گرفت بعدا من هر چی خرج کنم پس بدهند.

مادرم الان میگه اقا یوسف که کار میکنه و درامد دارد پول من را پس بدهد.

حالا اقا یوسف بهانه می اورد که در ان زمان شرایطش خاص بود و اگر هم حرفی زده و قولی داده اعتبار نداره چون در شرایط عادی و حال مساعد قول نداده.

موضوع قفل شده است