جمع بندی آیه 36 و 37 سوره توبه و تغییر سالهای کبیسه

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیه 36 و 37 سوره توبه و تغییر سالهای کبیسه

سلام.
سوالی داشتم در مورد ایه 37 و 36 سوره توبه.

«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ کِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فيهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکينَ کَافَّةً کَما يُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ»

در حقیقت شمار ماهها (ی قمری) در نزد خداوند (در علم ازلی و لوح محفوظ او) دوازده ماه است که در کتاب خدا (جهان هستی که کتاب تکوینی است) از روزی که آسمان ها و این زمین را آفریده ثابت و محقق است (و از کیفیت تنظیم کره زمین و ماه در منظومه شمسی نشأت یافته)، چهار ماه از آنها (رجب ، ذی قعده ، ذی حجّه و محرّم) حرام است (محترم است و جنگ در آنها حرام است) این دستور آیینی است استوار و پایدار ، پس در این ماه ها (با شکستن حرمت آنها و جنگ با یکدیگر) بر خود ستم مکنید و (هنگام نبرد) با همه مشرکان بجنگید همان گونه که آنها با همه شما می جنگند ، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.

آیه 37:

«إِنَّمَا النَّسي‏ءُ زِيادَةٌ فِي الْکُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ کَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرينَ»

جز این نیست که تأخیر انداختن (و جابه جا نمودن ماه های حرام) افزایشی در کفر است (بدعت عملی است علاوه بر کفر اعتقادی) که کافران را به سبب آن گمراه می سازند ، در یک سال آن را حلال و در سال دیگر حرام می شمرند (مثلا در یک سال شعبان را به جای رجب حرام و رجب را حلال می کنند) تا با شما و آنچه خدا حرام کرده موافقت کنند (که سالی چهار ماه حرام شود) اما در (نتیجه) آنچه را خدا حرام کرده حلال می نمایند. زشتی اعمالشان بر آنها آراسته شده ، و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند.

با توجه به این آیات تنها تقویم مورد قبول خداوند هجری قمری است و کبیسه کردن حرام و افزایشی در کفر است.
خب تقویم در ایران هجری شمسی است و هجری شمسی تقویمی است که هر چهار سال یکبار سال ها را کبیسه میکند.
خب اگر حرام است پس چرا در ایران اینگونه است؟

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد مقداد

[="3"]

mortaza;677074 نوشت:
سلام.
سوالی داشتم در مورد ایه 37 و 36 سوره توبه.

«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ کِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فيهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکينَ کَافَّةً کَما يُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ»

در حقیقت شمار ماهها (ی قمری) در نزد خداوند (در علم ازلی و لوح محفوظ او) دوازده ماه است که در کتاب خدا (جهان هستی که کتاب تکوینی است) از روزی که آسمان ها و این زمین را آفریده ثابت و محقق است (و از کیفیت تنظیم کره زمین و ماه در منظومه شمسی نشأت یافته)، چهار ماه از آنها (رجب ، ذی قعده ، ذی حجّه و محرّم) حرام است (محترم است و جنگ در آنها حرام است) این دستور آیینی است استوار و پایدار ، پس در این ماه ها (با شکستن حرمت آنها و جنگ با یکدیگر) بر خود ستم مکنید و (هنگام نبرد) با همه مشرکان بجنگید همان گونه که آنها با همه شما می جنگند ، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.

آیه 37:

«إِنَّمَا النَّسي‏ءُ زِيادَةٌ فِي الْکُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ کَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرينَ»

جز این نیست که تأخیر انداختن (و جابه جا نمودن ماه های حرام) افزایشی در کفر است (بدعت عملی است علاوه بر کفر اعتقادی) که کافران را به سبب آن گمراه می سازند ، در یک سال آن را حلال و در سال دیگر حرام می شمرند (مثلا در یک سال شعبان را به جای رجب حرام و رجب را حلال می کنند) تا با شما و آنچه خدا حرام کرده موافقت کنند (که سالی چهار ماه حرام شود) اما در (نتیجه) آنچه را خدا حرام کرده حلال می نمایند. زشتی اعمالشان بر آنها آراسته شده ، و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند.

با توجه به این آیات تنها تقویم مورد قبول خداوند هجری قمری است و کبیسه کردن حرام و افزایشی در کفر است.
خب تقویم در ایران هجری شمسی است و هجری شمسی تقویمی است که هر چهار سال یکبار سال ها را کبیسه میکند.
خب اگر حرام است پس چرا در ایران اینگونه است؟

علیک سلام.

پاسخ سوال شما در متن خودتان بیان شده است و آن اینکه موضوع آیات مورد اشاره،ماههای قمری است نه ماه شمسی.پس مقایسه شما نادرست است.مسلمانان جهان مناسك دینی و اعمال مذهبي خود را بر اساس تقويم هجري قمري به جاي مي آورند و ماههای حرام را هم حرام می دانند و اگر کسی الان هم ماههای حرام قمری را جابجا کند،شامل این آیه می شود.[/]

مقداد;677538 نوشت:

علیک سلام.

پاسخ سوال شما در متن خودتان بیان شده است و آن اینکه موضوع آیات مورد اشاره،ماههای قمری است نه ماه شمسی.پس مقایسه شما نادرست است.مسلمانان جهان مناسك دینی و اعمال مذهبي خود را بر اساس تقويم هجري قمري به جاي مي آورند و ماههای حرام را هم حرام می دانند و اگر کسی الان هم ماههای حرام قمری را جابجا کند،شامل این آیه می شود.


سلام.
بله.فرمایش شما درست است.اما کبیسه را که نمیتوان در ماه قمری انجام داد.کبیسه در تقویمی به جز ماه قمری صورت میگیرد و در سال شمسی هم صورت میگیرد.سال شمسی مصداق بارز کبیسه کردن است.در واقع امور کشور هم با ماه شمسی است.
علاوه بر این نکته ای که یادم رفت بگم.جمله معروف ایت الله مدرس که:((سیاست ما عین دیانت ماست.))زمانی گفته شد که تقویم کشور از هجری قمری تغییر یافت.(البته این سخن رو از استادم شنیدم و چون ایشون آدم قابل اطمینان هست مطمئنم که درسته) اعضای مجلس زمان ایت الله مدرس برای استقلال سیاسی کشور(به تفکر خودشون) طرح تبدیل تقویم رو به مجلس آوردن و با مخالفت ایت الله مدرس مواجه شد.خب اگر تقویم شمسی مصونیت داشت پس چرا ایشون مخالفت کردند؟:Gol:

[="3"]

mortaza;677700 نوشت:
سلام.
بله.فرمایش شما درست است.اما کبیسه را که نمیتوان در ماه قمری انجام داد.کبیسه در تقویمی به جز ماه قمری صورت میگیرد و در سال شمسی هم صورت میگیرد.سال شمسی مصداق بارز کبیسه کردن است.در واقع امور کشور هم با ماه شمسی است.
علاوه بر این نکته ای که یادم رفت بگم.جمله معروف ایت الله مدرس که:((سیاست ما عین دیانت ماست.))زمانی گفته شد که تقویم کشور از هجری قمری تغییر یافت.(البته این سخن رو از استادم شنیدم و چون ایشون آدم قابل اطمینان هست مطمئنم که درسته) اعضای مجلس زمان ایت الله مدرس برای استقلال سیاسی کشور(به تفکر خودشون) طرح تبدیل تقویم رو به مجلس آوردن و با مخالفت ایت الله مدرس مواجه شد.خب اگر تقویم شمسی مصونیت داشت پس چرا ایشون مخالفت کردند؟:Gol:

علیک سلام.
این سخن که سیاست ما عین دیانت ماست،سخنی کاملاً درست و قابل قبول است.ولی اینکه تقویم ما شمسی است و در تقویم شمسی کبیسه رخ می دهد،ارتباطی به این جمله ندارد.موضوع نسی و جابجا کردن ماههای حرام مربوط به ماههای قمری است و هیچ ارتباطی به ماههای شمسی ندارد.

توضیح بیشتر اینکه:
دو مبنا برای تقویم وجود دارد که به هم ارتباط ندارد از هم مجزا هستند.
یکی تقویم شمسی و دیگر تقویم قمری ، این دو از هم جدا هستند هر کدام مبنای جداگانه ای دارند.
تقویم قمری بر اساس گردش ماه به دور زمین می باشد و تقویم شمسی بر اساس گردش زمین به دور خورشید(اگر چه این مطلب بعدا اثبات شد ولی درزمان قدیم نیز از جای قرار گرفتن خورشید درآسمان وعلائم دیگر محاسبه سال شمسی را می کردند)

خداوند در قران در آیه 96 سوره انعام این مطلب را بیان نموده و آورده اند که : فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ : اوست كه‏ شكافنده صبح است، و شب را براى آرامش و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده. اين اندازه‏ گيرىِ آن تواناى داناست.

در این آیه بیان می شود که هردو خورشید و ماه وسائل زمان قرار داده شده اند.

مثلا در باره اجسام ما دو روش اندازه گیری داریم ، وزن و حجم ، با دو مبنای مختلف ،نمی شود کسی اشکال کند که چرا این شی وزنش فلان قدر است و حجمش فلان قدر و با هم تطابق ندارند ، خوب جوابش روشن است دو روش اندازه گیری هستند با منبای متفاوت بنا نیست با هم تطابق داشته باشند.

آنچه طبق صریح آیات قرآن حرام است جابجا کردن ماههای حرام در تقویم قمری است و این هیچ ارتباطی به کبیسه تقویم شمسی ندارد.[/]

[="3"]

mortaza;677074 نوشت:
سلام.
سوالی داشتم در مورد ایه 37 و 36 سوره توبه.

«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ کِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فيهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکينَ کَافَّةً کَما يُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ»

در حقیقت شمار ماهها (ی قمری) در نزد خداوند (در علم ازلی و لوح محفوظ او) دوازده ماه است که در کتاب خدا (جهان هستی که کتاب تکوینی است) از روزی که آسمان ها و این زمین را آفریده ثابت و محقق است (و از کیفیت تنظیم کره زمین و ماه در منظومه شمسی نشأت یافته)، چهار ماه از آنها (رجب ، ذی قعده ، ذی حجّه و محرّم) حرام است (محترم است و جنگ در آنها حرام است) این دستور آیینی است استوار و پایدار ، پس در این ماه ها (با شکستن حرمت آنها و جنگ با یکدیگر) بر خود ستم مکنید و (هنگام نبرد) با همه مشرکان بجنگید همان گونه که آنها با همه شما می جنگند ، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.

آیه 37:

«إِنَّمَا النَّسي‏ءُ زِيادَةٌ فِي الْکُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ کَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرينَ»

جز این نیست که تأخیر انداختن (و جابه جا نمودن ماه های حرام) افزایشی در کفر است (بدعت عملی است علاوه بر کفر اعتقادی) که کافران را به سبب آن گمراه می سازند ، در یک سال آن را حلال و در سال دیگر حرام می شمرند (مثلا در یک سال شعبان را به جای رجب حرام و رجب را حلال می کنند) تا با شما و آنچه خدا حرام کرده موافقت کنند (که سالی چهار ماه حرام شود) اما در (نتیجه) آنچه را خدا حرام کرده حلال می نمایند. زشتی اعمالشان بر آنها آراسته شده ، و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند.

با توجه به این آیات تنها تقویم مورد قبول خداوند هجری قمری است و کبیسه کردن حرام و افزایشی در کفر است.
خب تقویم در ایران هجری شمسی است و هجری شمسی تقویمی است که هر چهار سال یکبار سال ها را کبیسه میکند.
خب اگر حرام است پس چرا در ایران اینگونه است؟


بسم الله ... الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر،
البته اگر اشتباه نکنم «النَّسي‏ءُ» به خودی خود و به طور مستقیم همان کبیسه‌گیری نیست ولی در هر صورت همانطور که می‌بینید این کار «زِيادَةٌ فِي الْکُفْرِ» عنوان شده است که خبر از اتفاق صعبی می‌دهد که تبعات بزرگی دارد، اینجا بحث گمراهی مطرح است «يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ کَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً»، حال آنکه جز در تقویم قمری که تقویم حقیقی خلقت است در تقویم‌های دیگر که هر کدام به نوعی اعتباری هستند چنین تبعاتی نیست، شما اصلاً پنج سال متوالی یک هفته را از سال شمسی در بیاورید، آیا اتفاق خاصی می‌افتد؟ اتفاقی که می‌افتد این است که زودتر بهار برسد و زودتر تابستان شود و زودتر پاییز شود و غیره؟ همین الآن هم که همینطور است :Nishkhand:
تقویم قمری بحث سنگینی دارد ... اینجا صحبت از خلقت آسمان‌ها و زمین است ... صحبت از اهل بیت علیهم‌السلام است ... ماه‌های حرام در میان ماه‌های قمری است ... اینجا فقط بحث تقویم در ظاهر امر نیست ... گرچه در همان ظاهر هم اگر تقویم قمری از نظمی که خدا در آن قرار داده است خارج شود دیگر نه ماه مبارک رمضان درک می‌شود که در آن روزه واجب است، نه شب قدر درک می‌شود، نه ایام حج معلوم می‌شود، نه عید فطر و قربان معلوم می‌شود که در آنها روزه حرام است و در زمان ظهور نمازشان واجب است و غیره و غیره ... و این معادل خواهد بود با ضایع شدن با بسیاری از حکمت‌هایی که در این احکام هست و یا با قطع شدن ارتباط ظاهر این احکام با باطن آنها ... و این کار اگر تعمدی باشد می‌تواند مصداق گمراهی کفر بشود ... والله العالم
یا علی علیه‌السلام[/]

بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
با توج به این دو ایه تقومی هجری قمری قبل از اسلام هم وجود داشته و یک تقومی الهی است.این تقویم از کجا نشات میگیره؟
ممنون.:Gol:

[="3"]

mortaza;679910 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
با توج به این دو ایه تقومی هجری قمری قبل از اسلام هم وجود داشته و یک تقومی الهی است.این تقویم از کجا نشات میگیره؟
ممنون.:Gol:

علیک سلام.

قرآن کریم به روشنى بیان کرده است : از روزى که خدا آسمان ها و زمین را پدید آورد (زمان تحقق یافت ) خداوند متعال در کتاب خود (لوح محفوظ) تعداد ماه ها را ، دوازده عدد قرار داده است و از میان آنها ، چهار ماه را حرام کرده است از میان این که ماه هاى حرام، تنها در سال قمرى وجود دارند، دانسته مى شود که تاریخ قمرى از آغاز آفرینش هستى شکل گرفت و در نزد پروردگار متعال، ملاک و معیار تاریخ بشر قرار گرفت.

اما از این که این تاریخ ، از چه زمانى در میان مردم و در عصر کدام یک از پیامبران الهى مرسوم و معمول شده است ، اطلاع دقیقى در دست نیست.از میان احتمالات مطرح شده این احتمال قوی تر و منطقی تر به نظر می آید که گفته شود، آغاز تاریخ قمری در شبه جزیره عربستان، از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندش حضرت اسماعیل علیه السلام رایج گردیده است. زیرا پس از آن که حضرت ابراهیم علیه السلام، همسرش هاجر و کودک نوزادش اسماعیل علیه السلام را به سرزمین خشک و غیر معمور مکه منتقل کرد و چشمه زمزم با معجزه اسماعیل علیه السلام به وجود آمد، به تدریج مکه رو به آبادانی گذاشت و پس از چند سال، تبدیل به شهری در جزیرة العرب گردید.

حضرت ابراهیم علیه السلام چند بار از فلسطین، به دیدن فرزندش ‍ اسماعیل علیه السلام به مکه آمد و در یکی از این مسافرت ها، ماءموریت یافت که به اتفاق فرزندش اسماعیل، خانه خدا را که با طوفان نوح، از بین رفته بود، تجدید بنا نماید. آن دو با تلاش های خود، بار دیگر خانه خدا را برپا کرده و آن را محل زیارت و عبادت موحدان و مؤ منان قرار دادند.

از آن زمان، زیارت خانه خدا و انجام سالانه مراسم حج در میان مردم، به ویژه نسل حضرت اسماعیل علیه السلام متداول گردید.

بدین جهت، تاریخ قمری و ماه های قمری، به خصوص ماه های ویژه حج، شکل گرفت و در میان مردم، رایج گردید. مسلمانان صدر اسلام نیز بنابر پیشنهاد امیرالمؤ منان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و تصویب خلیفه وقت ، هجرت سرنوشت ساز پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از مکه معظمه به مدینه منوره را مبدا سال قمری قرار داده اند. بدین جهت ، تاریخ قمری را تاریخ هجری قمری نامیده اند.[1]

پی نوشت:
[1] برگرفته از کتاب «روز شمار تاریخ اسلام (ماه محرم)»نوشته سید تقی واردی ،انتشارات دار الثقلین[/]

سلام و عرض ادب

باء;677914 نوشت:
البته اگر اشتباه نکنم «النَّسي‏ءُ» به خودی خود و به طور مستقیم همان کبیسه‌گیری نیست ولی در هر صورت همانطور که می‌بینید این کار «زِيادَةٌ فِي الْکُفْرِ» عنوان شده است که خبر از اتفاق صعبی می‌دهد که تبعات بزرگی دارد، اینجا بحث گمراهی مطرح است «يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ کَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً»، حال آنکه جز در تقویم قمری که تقویم حقیقی خلقت است در تقویم‌های دیگر که هر کدام به نوعی اعتباری هستند چنین تبعاتی نیست، شما اصلاً پنج سال متوالی یک هفته را از سال شمسی در بیاورید، آیا اتفاق خاصی می‌افتد؟ اتفاقی که می‌افتد این است که زودتر بهار برسد و زودتر تابستان شود و زودتر پاییز شود و غیره؟ همین الآن هم که همینطور است
تقویم قمری بحث سنگینی دارد ... اینجا صحبت از خلقت آسمان‌ها و زمین است ... صحبت از اهل بیت علیهم‌السلام است ... ماه‌های حرام در میان ماه‌های قمری است ... اینجا فقط بحث تقویم در ظاهر امر نیست ... گرچه در همان ظاهر هم اگر تقویم قمری از نظمی که خدا در آن قرار داده است خارج شود دیگر نه ماه مبارک رمضان درک می‌شود که در آن روزه واجب است، نه شب قدر درک می‌شود، نه ایام حج معلوم می‌شود، نه عید فطر و قربان معلوم می‌شود که در آنها روزه حرام است و در زمان ظهور نمازشان واجب است و غیره و غیره ... و این معادل خواهد بود با ضایع شدن با بسیاری از حکمت‌هایی که در این احکام هست و یا با قطع شدن ارتباط ظاهر این احکام با باطن آنها ... و این کار اگر تعمدی باشد می‌تواند مصداق گمراهی کفر بشود ...

mortaza;677700 نوشت:
اما کبیسه را که نمیتوان در ماه قمری انجام داد.کبیسه در تقویمی به جز ماه قمری صورت میگیرد و در سال شمسی هم صورت میگیرد

سلام و عرض ادب
در مورد تاریخ قمری دو نکته را به طور خلاصه خدمت شما باید یادآور شوم:
اول اینکه به نسبت طول عمر چند میلیارد ساله عمر زمین دوازده ماه قمری که ما از آن به عنوان سال قمری یاد میکنیم 354 تا 355 روز نبوده و در اوان تشکیل ماه به علت اینکه ماه در فاصله بسیار کمتری از فاصله کنونی نسبت به زمین قرار داشته در طول یکسال شمسی تعداد ماه های قمری در طول سال شمسی بسیار بیش از این حدود 12 ماه قمری بوده و همینطور در طول سال شمسی به خاطر بیشتر بودن سرعت وضعی زمین تعداد روز و شب بسیار بیش از این بوده است توضیح بیشتر
نقل قول:
کره ماه در گذشته های دور فاصله بسیار کمتری به زمین داشته است شاید یک میلیارد سال قبل این فاصله حدود 18000 کیلومتر بوده است که در این حالت طول یک ماه فقط 6.5 ساعت و طول روز 5 ساعت بوده و در این اواخر حدود 375 میلیون سال قبل کره ماه در نصف فاصله کنونی به دور زمین می چرخیده است
فاصله کنونی 384000 کیلومتر است
و در آینده هر ماه از 29.5 روز به حدود 47 روز خورشیدی میرسد تا گردش ماه به دور زمین به ثبات برسد
منظورم این است که در طول یکماه فعلی در امتداد زمان در گذشته ها 109 ماه قمری داشتیم و تقریبا در طول سال 1308 بار بوده است و در آینده در یکسال حدود 7.7 ماه است

و 12 ماه فعلی این سالهای زمین هم امر ثابتی نیست

دوم اینکه ماه های قمری تا قبل از اسلام توالی مرسوم خود را نداشته اند چرا که با روش نسئ که گونه ای کبیسه گیری برای تطبیق سال قمری با سال شمسی است بعضی از ماه ها در طول مدتی خاص تکرار میشده است توضیح آنکه از زمان حجة الوداع عمل نسئ گیری که روشی مرسوم بود تحریم شد.
این اشاره به این دارد که ماه های قبل از هجرت و حتی بعد از هجرت تا قبل از حجة الوداع به خاطر کبیسه گیری سالهای قمری هر دو یا سه سال تکرار میشده اند .یعنی بعضی از ماه ها با همان نام در طول سال قمری تکرار میشده اند و هر از مدتی یکسال قمری به جای 12 ماه 13 ماه داشته است ؛ پس ماه هایی که در تواریخ ذکر میشوند و اشاره به قبل از حجة الوداع دارند لزوماً همان ماه هایی که باید باشند نیستند.مثلاً اشاره به روز دحو الارض همان ماه ذیقعده ای که در ذهن شما متبادر میشود نیست.
موفق باشید

[="3"]

متحیر;679951 نوشت:
سلام و عرض ادب
سلام و عرض ادب
در مورد تاریخ قمری دو نکته را به طور خلاصه خدمت شما باید یادآور شوم:
اول اینکه به نسبت طول عمر چند میلیارد ساله عمر زمین دوازده ماه قمری که ما از آن به عنوان سال قمری یاد میکنیم 354 تا 355 روز نبوده و در اوان تشکیل ماه به علت اینکه ماه در فاصله بسیار کمتری از فاصله کنونی نسبت به زمین قرار داشته در طول یکسال شمسی تعداد ماه های قمری در طول سال شمسی بسیار بیش از این حدود 12 ماه قمری بوده و همینطور در طول سال شمسی به خاطر بیشتر بودن سرعت وضعی زمین تعداد روز و شب بسیار بیش از این بوده است توضیح بیشتر

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و عرض ادب و احترام
در اصل ما چیزی به اسم ماه و سال فمری یا شمسی نداریم، آنچه داریم ماه و سال است که در هر دوره‌ای یا در هر مرتبه‌ی از وجود تعبیری پیدا می‌کنند و در زمان ما ماه و خورشید مبنای تعریف آن شده‌اند ...
در قرآن هم جایی تعبیر از ماه یا سال شمسی یا قمری یا چیز دیگر نشده است بلکه گفته شده است ماه و خورشید را طوری تنظیم کرده‌ایم که به کار حساب و کتاب سال و ماه شما بخورد ... شاید یک میلیون سال قبل ملاک ماه و سال چیز دیگری بوده است ولی یک میلیون سال دیگر را می‌توان روی آن بحث کرد ... از یک طرف اگر قیامت نشده باشد معیار ماه و سال لااقل بر روی کره‌ی زمین احتمالاً باید همین ماه و خورشید باشد مطابق با قرآن چون قرآن تا قیامت ناسخی نخواهد داشت، اما از طرف دیگر با ظهور امام زمان علیه‌السلام حقایقی از قرآن کشف خواهد شد که امروز به ذهنمان هم نمی‌رسد، گرچه می‌توان حدس‌هایی زد ...
در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام[/]

سلام.
چرا خداوند متعالی تقویم هجری را تعیین فرمودند؟
سوال من این است که یک دلیل خاصی دارد یا خیر؟
یا علی.:Gol:

[="3"]

mortaza;681597 نوشت:
سلام.
چرا خداوند متعالی تقویم هجری را تعیین فرمودند؟
سوال من این است که یک دلیل خاصی دارد یا خیر؟
یا علی.:Gol:

علیک سلام
پاسخ این سوال را به صورت تلویحی می توان با نگریستن در آیات قرآن دریافت و آن این که ماه در طول سال هر شب به مثابه تابلویی آشکار در برابر چشم مردم می ماند که چند و چون گذار زمان را به آنان نشان می دهد .

از سوی دیگر ، می دانیم که در سال میلادی یا شمسی هیچ نشانه ای در طبیعت اعم از آسمان و زمین برای تشخیص آن که امروز چه روزی از فلان ماه میلادی یا شمسی است ، وجود ندارد و مردم برای تشخیص این امر ناگزیرند به تقویم هایی که از آغاز سال برای آنان تنظیم شده و احیاناً در خانه و محل کار آویزان است یا به صورت کتابچه ای در جیب آنان نگاه داری می شود ، مراجعه کنند .
اما بر مبنای سال قمری عملاً نیازی به چنین محاسبات و تنظیم تقویم ها و مراجعه به آنها نیست . زیرا خداوند به صورت کاملاً طبیعی هر شب بالای سر مردم چراغی روشن قرار داده که در کنار روشنایی بخشی به حیات آنان ، به آنان اعلام می کند که فردایشان چه روزی از ماه است . کسانی که برای مدتی کوتاه این موضوع را در پی نگریستن به ماه تجربه کنند به خوبی با دیدن حالات مختلف ماه از هلال تا بدر و تاه محاق ، درمی یابند که چند روز از ماه گذشته و امروز و فردا چندم ماه است . جالب آن که گاه ماه در روز نیز قابل رویت است .

درست است که سال قمری در مقایسه با سایر سال ها در عدم امکان ارایه شمار ماه سال برابر است و مثلاً با رویت ماه نمی توان تعیین کرد که اینک ماه شعبان است یا ماه رمضان ، اما تجربه نشان داده که آن چه مردم در محاسبات خود بیش از هر چیز دیگر به آن نیاز دارند روز شماری است نه ماه شماری . زیرا محاسبه دوازده ماه در سال کار دشواری نیست .
آن چه محاسبه آن برای مردم دشوار است ، روز شماری است که سال قمری آن را از هر جهت تسهیل می کند .

بنابر این ، خداوند نه از دوره رسالت و نه به ملاحظه مردم حجاز ماه را مبنای محاسبه سال قرار نداده است . بلکه از آیات قرآنی بدست می آید که خداوند از آغاز خلقت و برای تمام ملل ، سال قمری را مبنای محاسبه قرار داده است .
از دیگر سو ، در آیات قرآن برای ماه دو ویژگی برشمرده شده است : ۱. ماه های قمری وسیله محاسبه زمان است ؛ ۲. ماه های قمری وسیله محاسبه ایام حج است .
این امر اشاره به آن دارد که نظام تکوین متناسب و متناظر با نظام تشریع سامان یافته است . یعنی چون خداوند برای مردم مناسکی را در ایام خاص در نظر گرفته ، برای تسهیل آنان در تشخیص زمان آن ، محاسبه زمان را بر اساس گردش آشکار ماه قرار داده است .
پیداست ذکر حجّ نمادی از احتساب ماه برای انجام مناسک دینی است که حج را می توان اهم آنها ذکر کرد . به عبارت روشن تر ، قرآن با این آیه در صدد بیان این نکته است که سال قمری افزون بر آن که برای محاسبه زمان مردم در نظر گرفته شده ، به عنوان وسیله ای برای محاسبه زمان انجام مناسک نیز مورد نظر است .

محاسبه ماه به عنوان معیار محاسبات افزون بر آن که بر منطق طبیعی استوار است ، با فائده بس مهم دیگری نیز همراه است و آن گردش ماه های قمری در میان فصول سال است .
زیرا ما می دانیم که سال قمری ده روز از سال شمسی کمتر و به جای ۳۶۵ روز دارای ۳۵۵ روز است . این امر باعث می شود که ماه های قمری در طول سال گردش داشته باشد . به این معنا که در هر ۳۶ سال یک بار سال قمری به طور کامل در طول فصول سال به گردش درآید . معنای این سخن آن است که اگر معیار محاسبه زمان و انجام مناسک دینی مثلاً سال شمسی بود و ماه رمضان در هر یک از فصول سال قرار می گرفت هماره در آن ماه ثابت می ماند . یعنی اگر ماه رمضان در زمستان بود مردم همیشه در زمستان ماه رمضان را تجربه می کردند و در پی سرمای زمستان هیچ گاه تشنگی و گرسنگی لازم را نمی چشیدند . چنان که اگر از آغاز ماه رمضان در فصل تابستان قرار می گرفت ، مردم هماره در گرمای تابستان که در برخی از مناطق بسیار طاقت فرسا است ، روزه را تجربه می کردند . البته این امر برای آنان سخت دشوار می نمود . در باره مناسک حج نیز این نکته صادق است .
در حالی که با احتساب سال قمری به عنوان معیار محاسبه زمان انجام مناسک دینی ، اعمالی مثل روزه و حج با نظامی منطقی و گردشی حکیمانه در طول سال انجام می گردد .[/]

پرسش:
با توجه به آیات 36 و 37 سوره توبه،نسی (جابجا کردن ماههای حرام) حرام و گناهی بزرگ است،حال سوال اینجاست که هجری شمسی تقویمی است که هر چهار سال یکبار سال ها را کبیسه میکند. اگر حرام است پس چرا در ایران اینگونه است؟ در ضمن منشأ تقویم قمری چیست و چرا خداوند تقویم قمری را انتخاب کرده است؟

پاسخ:
موضوع آیات مورد اشاره،ماههای قمری است نه ماه شمسی.پس مقایسه نادرست است.مسلمانان جهان مناسك دینی و اعمال مذهبي خود را بر اساس تقويم هجري قمري به جاي مي آورند و ماههای حرام را هم حرام می دانند و اگر کسی الان هم ماههای حرام قمری را جابجا کند،شامل این آیه می شود.
توضیح بیشتر اینکه:
دو مبنا برای تقویم وجود دارد که به هم ارتباط ندارد از هم مجزا هستند.
یکی تقویم شمسی و دیگر تقویم قمری ، این دو از هم جدا هستند هر کدام مبنای جداگانه ای دارند.
تقویم قمری بر اساس گردش ماه به دور زمین می باشد و تقویم شمسی بر اساس گردش زمین به دور خورشید(اگر چه این مطلب بعدا اثبات شد ولی درزمان قدیم نیز از جای قرار گرفتن خورشید درآسمان وعلائم دیگر محاسبه سال شمسی را می کردند)

خداوند در قران در آیه 96 سوره انعام این مطلب را بیان نموده و آورده اند که : فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ : اوست كه‏ شكافنده صبح است، و شب را براى آرامش و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده. اين اندازه‏ گيرىِ آن تواناى داناست.
در این آیه بیان می شود که هردو خورشید و ماه وسائل زمان قرار داده شده اند.
مثلا در باره اجسام ما دو روش اندازه گیری داریم ، وزن و حجم ، با دو مبنای مختلف ،نمی شود کسی اشکال کند که چرا این شی وزنش فلان قدر است و حجمش فلان قدر و با هم تطابق ندارند ، خوب جوابش روشن است دو روش اندازه گیری هستند با مبنای متفاوت و بنا نیست با هم تطابق داشته باشند.
آنچه طبق صریح آیات قرآن حرام است جابجا کردن ماههای حرام در تقویم قمری است و این هیچ ارتباطی به کبیسه تقویم شمسی ندارد.

اما در مورد ریشه تقویم قمری باید گفت:
قرآن کریم به روشنى بیان کرده است : از روزى که خدا آسمان ها و زمین را پدید آورد (زمان تحقق یافت ) خداوند متعال در کتاب خود (لوح محفوظ) تعداد ماه ها را ، دوازده عدد قرار داده است و از میان آنها ، چهار ماه را حرام کرده است از میان این که ماه هاى حرام، تنها در سال قمرى وجود دارند، دانسته مى شود که تاریخ قمرى از آغاز آفرینش هستى شکل گرفت و در نزد پروردگار متعال، ملاک و معیار تاریخ بشر قرار گرفت.
اما از این که این تاریخ ، از چه زمانى در میان مردم و در عصر کدام یک از پیامبران الهى مرسوم و معمول شده است ، اطلاع دقیقى در دست نیست.از میان احتمالات مطرح شده این احتمال قوی تر و منطقی تر به نظر می آید که گفته شود، آغاز تاریخ قمری در شبه جزیره عربستان، از زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام) و فرزندش حضرت اسماعیل (علیه السلام) رایج گردیده است. زیرا پس از آن که حضرت ابراهیم (علیه السلام)، همسرش هاجر و کودک نوزادش اسماعیل (علیه السلام) را به سرزمین خشک مکه منتقل کرد و چشمه زمزم با معجزه اسماعیل (علیه السلام) به وجود آمد، به تدریج مکه رو به آبادانی گذاشت و پس از چند سال، تبدیل به شهری در جزیرة العرب گردید.

حضرت ابراهیم (علیه السلام) چند بار از فلسطین، به دیدن فرزندش ‍ اسماعیل (علیه السلام) به مکه آمد و در یکی از این مسافرت ها، مأموریت یافت که به اتفاق فرزندش اسماعیل، خانه خدا را که با طوفان نوح، از بین رفته بود، تجدید بنا نماید. آن دو با تلاش های خود، بار دیگر خانه خدا را برپا کرده و آن را محل زیارت و عبادت موحدان و مؤمنان قرار دادند.
از آن زمان، زیارت خانه خدا و انجام سالانه مراسم حج در میان مردم، به ویژه نسل حضرت اسماعیل (علیه السلام) متداول گردید.
بدین جهت، تاریخ قمری و ماه های قمری، به خصوص ماه های ویژه حج، شکل گرفت و در میان مردم، رایج گردید. مسلمانان صدر اسلام نیز بنابر پیشنهاد امیرالمؤ منان حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) و تصویب خلیفه وقت ، هجرت سرنوشت ساز پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)از مکه معظمه به مدینه منوره را مبدا سال قمری قرار داده اند. بدین جهت ، تاریخ قمری را تاریخ هجری قمری نامیده اند.[1]

در مورد علت انتخاب و تعیین ماه های قمری از طرف خداوند باید گفت:
پاسخ این سوال را به صورت تلویحی می توان با نگریستن در آیات قرآن دریافت و آن این که ماه در طول سال هر شب به مثابه تابلویی آشکار در برابر چشم مردم می ماند که چند و چون گذار زمان را به آنان نشان می دهد .
از سوی دیگر ، می دانیم که در سال میلادی یا شمسی هیچ نشانه ای در طبیعت اعم از آسمان و زمین برای تشخیص آن که امروز چه روزی از فلان ماه میلادی یا شمسی است ، وجود ندارد و مردم برای تشخیص این امر ناگزیرند به تقویم هایی که از آغاز سال برای آنان تنظیم شده و احیاناً در خانه و محل دارند ، مراجعه کنند .
اما بر مبنای سال قمری عملاً نیازی به چنین محاسبات و تنظیم تقویم ها و مراجعه به آنها نیست . زیرا خداوند به صورت کاملاً طبیعی هر شب بالای سر مردم چراغی روشن قرار داده که در کنار روشنایی بخشی به حیات آنان ، به آنان اعلام می کند که فردای شان چه روزی از ماه است . کسانی که برای مدتی کوتاه این موضوع را در پی نگریستن به ماه تجربه کنند به خوبی با دیدن حالات مختلف ماه از هلال تا بدر و تاه محاق ، درمی یابند که چند روز از ماه گذشته و امروز و فردا چندم ماه است . جالب آن که گاه ماه در روز نیز قابل رویت است .
درست است که سال قمری در مقایسه با سایر سال ها در عدم امکان ارایه شمار ماه سال برابر است و مثلاً با رویت ماه نمی توان تعیین کرد که اینک ماه شعبان است یا ماه رمضان ، اما تجربه نشان داده که آن چه مردم در محاسبات خود بیش از هر چیز دیگر به آن نیاز دارند روز شماری است نه ماه شماری . زیرا محاسبه دوازده ماه در سال کار دشواری نیست .

آن چه محاسبه آن برای مردم دشوار است ، روز شماری است که سال قمری آن را از هر جهت تسهیل می کند .
بنابر این ، خداوند نه از دوره رسالت و نه به ملاحظه مردم حجاز ماه را مبنای محاسبه سال قرار نداده است . بلکه از آیات قرآنی بدست می آید که خداوند از آغاز خلقت و برای تمام ملل ، سال قمری را مبنای محاسبه قرار داده است .
از دیگر سو ، در آیات قرآن برای ماه دو ویژگی برشمرده شده است : ۱. ماه های قمری وسیله محاسبه زمان است ؛ ۲. ماه های قمری وسیله محاسبه ایام حج است .
این امر اشاره به آن دارد که نظام تکوین متناسب و متناظر با نظام تشریع سامان یافته است . یعنی چون خداوند برای مردم مناسکی را در ایام خاص در نظر گرفته ، برای تسهیل آنان در تشخیص زمان آن ، محاسبه زمان را بر اساس گردش آشکار ماه قرار داده است .
پیداست ذکر حجّ نمادی از احتساب ماه برای انجام مناسک دینی است که حج را می توان اهم آنها ذکر کرد . به عبارت روشن تر ، قرآن با این آیه در صدد بیان این نکته است که سال قمری افزون بر آن که برای محاسبه زمان مردم در نظر گرفته شده ، به عنوان وسیله ای برای محاسبه زمان انجام مناسک نیز مورد نظر است .
محاسبه ماه به عنوان معیار محاسبات افزون بر آن که بر منطق طبیعی استوار است ، با فائده بس مهم دیگری نیز همراه است و آن گردش ماه های قمری در میان فصول سال است .

زیرا ما می دانیم که سال قمری ده روز از سال شمسی کمتر و به جای ۳۶۵ روز دارای ۳۵۵ روز است . این امر باعث می شود که ماه های قمری در طول سال گردش داشته باشد . به این معنا که در هر ۳۶ سال یک بار سال قمری به طور کامل در طول فصول سال به گردش درآید . معنای این سخن آن است که اگر معیار محاسبه زمان و انجام مناسک دینی مثلاً سال شمسی بود و ماه رمضان در هر یک از فصول سال قرار می گرفت همواره در آن ماه ثابت می ماند . یعنی اگر ماه رمضان در زمستان بود مردم همیشه در زمستان ماه رمضان را تجربه می کردند و در پی سرمای زمستان هیچ گاه تشنگی و گرسنگی لازم را نمی چشیدند . چنان که اگر از آغاز ماه رمضان در فصل تابستان قرار می گرفت ، مردم هماره در گرمای تابستان که در برخی از مناطق بسیار طاقت فرسا است ، روزه را تجربه می کردند . البته این امر برای آنان سخت دشوار می نمود . درباره مناسک حج نیز این نکته صادق است .
در حالی که با احتساب سال قمری به عنوان معیار محاسبه زمان انجام مناسک دینی ، اعمالی مثل روزه و حج با نظامی منطقی و گردشی حکیمانه در طول سال انجام می گردد .

پی نوشت:
[1] برگرفته از کتاب «روز شمار تاریخ اسلام (ماه محرم)»نوشته سید تقی واردی ،انتشارات دار الثقلین

موضوع قفل شده است