جمع بندی آیا چنین تعبیری در زبان عربی سابقه دارد؟

تب‌های اولیه

35 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا چنین تعبیری در زبان عربی سابقه دارد؟

سلام

آیا در زبان عربی چنین تعبیری سابقه دارد؟

در سوره صافات داریم

ترکنا علیه فی الاخرین
یا
ترکنا علیهما

سوال

آیا تعبیر
ترکنا علیه
در زبان عربی عصر نزول و یا قبل از آن و حتی بعد از ان استعمال شده است؟
البته با این توضیح که مرجع ضمیر علیه، انسان باشد.
ایا میتوان گفت چنین تعبیری در زبان عربی نمونه ندارد و مبدع ان قران است؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد میقات

«وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرينَ»؛ و نام نيک او را در ميان امّت هاى بعد باقى نهاديم‏.(صافات: 37/ 78 و 108)

با سلام و درود

از نظر ادبی «ترکنا» فعل ماضی به معنای القَینا، و ضمیر «نا» فاعل آن است.

«علیه» جار و مجرور، متعلق به مفعول ترکنا (ثناء) است که محذوف است، به عنوان مثال، جمله در واقع چنین است:
ترکنا الثناء علیه
ترکنا علیه هذا الثناء
ترکنا علیه ثناءا حسنا
و ... .(صافی، الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بيانه، ج ‏23، ص 67؛ بیضاوی، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج ‏5، ص 13؛ درویش، اعراب القرآن الكريم و بيانه، ج ‏8، ص 285؛ علوان، اعراب القرآن الكريم، ج ‏3، ص 1974)

از ابی العباس نقل شده که حذف کردن قول، در نزد عرب، امری متداول است و زیاد انجام می گیرد.(ر.ک: نحاس، اعراب القرآن، ج ‏3، ص 288)

نکته:
مشخص نفرموده اید ابهام در استفاده از این عبارت، کجاست و استعمال این عبارت چه اشکال و یا چه ویژگی ای دارد که موجب سؤال شده است؟

این را روشن فرمایید، بهتر می توانیم گفتگو کنیم.

میقات;784680 نوشت:

«وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرينَ»

؛ و نام نيک او را در ميان امّت هاى بعد باقى نهاديم‏.(صافات: 37/ 78 و 108)

با سلام و درود

از نظر ادبی «ترکنا» فعل ماضی به معنای القَینا، و ضمیر «نا» فاعل آن است.

«علیه» جار و مجرور، متعلق به مفعول ترکنا (ثناء) است که محذوف است، به عنوان مثال، جمله در واقع چنین است:
ترکنا الثناء علیه
ترکنا علیه هذا الثناء
ترکنا علیه ثناءا حسنا
و ... .(صافی، الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بيانه، ج ‏23، ص 67؛ بیضاوی، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج ‏5، ص 13؛ درویش، اعراب القرآن الكريم و بيانه، ج ‏8، ص 285؛ علوان، اعراب القرآن الكريم، ج ‏3، ص 1974)

از ابی العباس نقل شده که حذف کردن قول، در نزد عرب، امری متداول است و زیاد انجام می گیرد.(ر.ک: نحاس، اعراب القرآن، ج ‏3، ص 288)

نکته:
مشخص نفرموده اید ابهام در استفاده از این عبارت، کجاست و استعمال این عبارت چه اشکال و یا چه ویژگی ای دارد که موجب سؤال شده است؟

این را روشن فرمایید، بهتر می توانیم گفتگو کنیم.

سلام علیکم و رحمه الله
اولا از شما سپاسگزارم که پاسخ فرمودید
دوما از پاسخ شما سپاسگزارم ( دکمه تشکر نداشتم این هم میگذارم به حساب 20 تا 30 تا اشکال دیگر این قالب جدید سایت که انشاالله یا زودتر درست شود یا کلا خاکستر گردد:)

عرضم به حضورتان
فرض کنیم ما مفعول محذوف داریم.
همانطور که در ادبیات عرب خوانده ایم این حذفیات و تقدیرات زیاد به چشم میخورد.
در مورد ترکنا علیه
فرض میکنیم کلمه ی مثلا ثنا حذف شده است.
با تمام این فروض این سوال را مطرح کردم

ایا در کلام عرب چنین تعبیری استعمال شده است؟ حتی اگر ان محذوف ثنا نباشد ایا چنین تعبیری داریم؟

بعد فرض کنیم چیزی در تقدیر نباشد
مثلا
ترکنا ثناءا علیه
ایا چنین تعبیری استعمال شده است؟ با این شرط که مفعول ثنا یا نزدیک به ان باشد ؟

1
ترکنا علیه
چیزی در تقدیر است
ان کلمه یا
ثنا
یا غیر ثنا

2
ترکنا ثنا علیه
یا
ترکنا .... علیه
چیزی در تقدیر نباشد و مفعول ثنا یا غیر ان باشد

ایا نمونه و شاهد مثالی در زبان عربی وجود دارد
که حداقل یکی از موارد بالا را تایید کند؟

با تشکر

البته شرط اصلی این است که مرجع ضمیر علیه به انسان باز گردد.

اگر چنین موردی در فروض مسئله یافت نشد
ناچارا فروض را در مواردی که مرجع ضمیر غیرانسان باشد بررسی کنید.

و طاها;784732 نوشت:
سلام علیکم و رحمه الله
اولا از شما سپاسگزارم که پاسخ فرمودید
دوما از پاسخ شما سپاسگزارم ( دکمه تشکر نداشتم این هم میگذارم به حساب 20 تا 30 تا اشکال دیگر این قالب جدید سایت که انشاالله یا زودتر درست شود یا کلا خاکستر گردد:)

عرضم به حضورتان
فرض کنیم ما مفعول محذوف داریم.
همانطور که در ادبیات عرب خوانده ایم این حذفیات و تقدیرات زیاد به چشم میخورد.
در مورد ترکنا علیه
فرض میکنیم کلمه ی مثلا ثنا حذف شده است.
با تمام این فروض این سوال را مطرح کردم

ایا در کلام عرب چنین تعبیری استعمال شده است؟ حتی اگر ان محذوف ثنا نباشد ایا چنین تعبیری داریم؟

بعد فرض کنیم چیزی در تقدیر نباشد
مثلا
ترکنا ثناءا علیه
ایا چنین تعبیری استعمال شده است؟ با این شرط که مفعول ثنا یا نزدیک به ان باشد ؟

با سلام و درود

نفرمودید ویژگی این آیه چه بوده که از آن سؤال کرده اید. موضوع تقدیر گرفتن و حذف و ... در ادبیات عرب بسیار متعارف و معمول است؛ لذا ویژگی مخصوص این آیه از نظر شما را متوجه نشدم.

در ثانی، لزومی ندارد آیات قرآن، شاهد مثال در زبان عرب داشته باشند تا به درجه اعتبار برسند. به بیان دیگر؛ اعتبار آیات قرآن، متوقف بر وجود شاهد مثال در زبان عرب نیست.

البته در این زمینه به شواهد ذیل که در کلام عرب و یا در اشعار جاهلی آمده توجه فرمایید:

«...وَهَمَّامَ بْنَ مُرَّة َ قَدْ تَرَكْنَا * عليهِ القشعمانِ منَ النسورِ...»
(ديوان مهلهل بن ربيعة، ص 17؛ العصر الجاهلي / المهلهل بن ربيعة ـ الزير / رقم القصيدة: 26445، مطلع قصیده: أليلتنا بذي حسمٍ أنيري)

«...وكم منْ فارسٍ منْهمْ تَركْنا * عليهِ مننْ صوارِمنا قضيَّهْ...»
(ديوان عنترة بن شداد؛ العصر الجاهلي / عنترة بن شداد / رقم القصيدة: 10777، مطلع قصیده: لقينا يومَ صهباءٍ سريّه)

این ابیات در بیان و توصیف شجاعت و ... افراد در مبارزه است. قصیده ها چون طولانی بود، فقط شاهد مثال را آوردم تا موجب خروج از موضوع تاپیک (حیث قرآنی) نشود.

میقات;784910 نوشت:

با سلام و درود

نفرمودید ویژگی این آیه چه بوده که از آن سؤال کرده اید. موضوع تقدیر گرفتن و حذف و ... در ادبیات عرب بسیار متعارف و معمول است؛ لذا ویژگی مخصوص این آیه از نظر شما را متوجه نشدم.

در ثانی، لزومی ندارد آیات قرآن، شاهد مثال در زبان عرب داشته باشند تا به درجه اعتبار برسند. به بیان دیگر؛ اعتبار آیات قرآن، متوقف بر وجود شاهد مثال در زبان عرب نیست.

البته در این زمینه به شواهد ذیل که در کلام عرب و یا در اشعار جاهلی آمده توجه فرمایید:

«...وَهَمَّامَ بْنَ مُرَّة َ قَدْ تَرَكْنَا * عليهِ القشعمانِ منَ النسورِ...»
(ديوان مهلهل بن ربيعة، ص 17؛ العصر الجاهلي / المهلهل بن ربيعة ـ الزير / رقم القصيدة: 26445، مطلع قصیده: أليلتنا بذي حسمٍ أنيري)

«...وكم منْ فارسٍ منْهمْ تَركْنا * عليهِ مننْ صوارِمنا قضيَّهْ...»
(ديوان عنترة بن شداد؛ العصر الجاهلي / عنترة بن شداد / رقم القصيدة: 10777، مطلع قصیده: لقينا يومَ صهباءٍ سريّه)

این ابیات در بیان و توصیف شجاعت و ... افراد در مبارزه است. قصیده ها چون طولانی بود، فقط شاهد مثال را آوردم تا موجب خروج از موضوع تاپیک (حیث قرآنی) نشود.

بسیار عالی بود

حال از شما میخواهم فاعل و مفعول و مرجع ضمیر را در این دو شاهد مثال معین کنید و معنا بفرمایید.

گفتم تقدیر در ادبیات عرب وجود دارد و در کتب موجود است.
قران سرامد زبان عربی است و برای ما حجت است نمیتوان به قران اشکال گرفت.
این سوالات برای فهم بیشتر خودم است چون میخواهم به خوبی ایه را درک کنم. وقتی زبان عربی و استعمالات ان را بررسی میکنم درک بهتری از قران دارم.

لطفا تمام قصیده را بیاورید یا لطف کنید و برایم به صورت پیام خصوصی بفرستید.
ممنون

شاید کارشناس محترم اینگونه فکر کنند که من ویژگی خاصی در ایه میبینم

خیر من نمیبینم میخواهم ببینم

یعنی اگر چنین تعبیری در عربی وجود نداشت انگاه میشود گام های بعدی ....

[="Tahoma"][="3"]

و طاها;784914 نوشت:
بسیار عالی بود

حال از شما میخواهم فاعل و مفعول و مرجع ضمیر را در این دو شاهد مثال معین کنید و معنا بفرمایید.

گفتم تقدیر در ادبیات عرب وجود دارد و در کتب موجود است.
قران سرامد زبان عربی است و برای ما حجت است نمیتوان به قران اشکال گرفت.
این سوالات برای فهم بیشتر خودم است چون میخواهم به خوبی ایه را درک کنم. وقتی زبان عربی و استعمالات ان را بررسی میکنم درک بهتری از قران دارم.

با سلام و درود

«وَهَمَّامَ بْنَ مُرَّة َ قَدْ تَرَكْنَا * عليهِ القشعمانِ منَ النسورِ»

لغات:
قشعم: پيران و سالخوردگان از مردان يا زنان، تنومند و سالمند از هر چيزى‏.
نسور: كركس ها.
قشمعان من نسور: كركس های تنومند.

ترکیب: القشعمان، مرفوع بالابتداء و خبرش «عليه» است كه مقدم شده است، و جمله در موضع نصب بنا بر حاليه.

معنا: همام بن مرة ترك كرديم بر [جازه] او كركس های تنومند را.

«وكم منْ فارسٍ منْهمْ تَركْنا * عليهِ مننْ صوارِمنا قضيَّهْ»

صوارم، جمع صارم و به معنای شمشير های برنده است.

يعنی چه بسيار از سواران آن ها كه شمشيرهای برنده مان را به عنوان قضاوت كننده در ميان آن ها گذاشتيم.[/][/]

موضوع قفل شده است