جمع بندی آیا فلاسفه و عرفا حدیث معتبری درباره تجرد روح دارند؟

تب‌های اولیه

194 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

قدیما;968156 نوشت:
بر خلاف تصور فلاسفه روح تجزیه پذیر و غیر مجرد است

قدیما;968127 نوشت:
روح جسم لطیفی است که ویژگی های ماده مثل جامد و گاز و مایع و پلاسما بودن را ندارد ولی برای خودش تغییر و تجزیه و زمان و مکان دارد

با این مبنا، بفرمایید «إنا لله و إنا إلیه راجعون» چطور معنا می‌شود؟ مرجع ضمیر در «إلیه» کیست؟ آنوقت پس از آن، بفرمایید با مشکل رجوع غیر مجرد به مجرد چکار کنیم؟ لطفا سعی کنید بنابر مبنای خودتان، پاسخ را از زبان اهلبیت علیهم السلام بفرمایید.

نقل قول:
امام صادق عليه السلام :الرُّوحُ جِسمٌ رَقِيقٌ قد اُلبِسَ قالَبا كثيفا . روح جسم لطيفي است كه در قالبی كثيف (غليظ ) درآمده است

این حدیث اتفاقا در اینترنت در مطالبی که برای اثبات مجرد نبودن روح است بیان شده و ثابت می کند روح جسم لطیف است،من به دلیل مشکل سندی، ان در مطلبم نیاوردم.

امام صادق عليه السلام :إنّ الأرواحَ لا تُمازِجُ البَدَنَ و لا تُواكِلُهُ ، و إنّما هِي كِلَلٌ لِلبَدَنِ مُحِيطَةٌ به .
ارواح با بدن آميخته نمى شوند و آن را رها هم نمى كنند ، بلكه [همچون] پرده هاى نازكى براى بدن هستند كه آن را در ميان گرفته باشند

بدون در نظر گرفتن ضعف سندی.محیط بودن را می توان در این حدیث مخالف داخل بودن و مخلوط شدن گرفت و اثبات نمی کند روح بدون تغییر و تجزیه و مکان و زمان است

جواب بنده رو ندادی و فقط گفتی همین یه جمله امام همه نظریات شما را اثبات میکند!!! این یک حدیث کوتاه تنها دلیل حرف شماست؟؟؟؟

اگر این حدیث نسخه کاملتری دارد بگذار تا ببینیم امام در کجا و برای چه این سخن را گفته اند؟!!! چون اصلا اشاره نکردند چه روحی جسم لطیف است؟ ولی در سایر احادیث از روح عقل و روح حیات و روح شهوت و ... اسم برده اند!

در خصوص حدیث دوم هم همانطور که فرمودند ارواح با بدن هستند اما آمیخته به هم نیستند بلکه بدن را در بر گرفته اند!

علتش هم اینست که ارواح در عالم ارواح و جسم در عالم اجسام هستند و واسطه و اتصال بخش روح هر انسان در عالم ارواح با جسمش در عالم اجسام، بدن مثالی (جسم لطیف) است!

نقل قول:
امام كاظم عليه السلام :إنّ المَرءَ إذا نامَ فإنّ رُوحَ الحَيَوانِ باقِيَةٌ في البَدَنِ ، و الذي يَخرُجُ مِنهُ رُوحُ العَقلِ .
انسان هرگاه مى خوابد روح حيوانى در بدن مى ماند و آنچه از او خارج مى شود روح عقل است

در این حدیث به وضوح اشاره به تجزیه پذیری روح به روح حیوانی(زندگی) و روح عقلانی شده که اثابت می کند روح مجرد نیست و تجزیه پذیر است.

حدیث کامل:روي عن أبي الحسن عليه السلام يقول: إن المرء إذا نام فإن روح الحيوان باقية في البدن، والذي يخرج منه روح العقل. فقال عبد الغفار الأسلمي: يقول الله عز وجل " الله يتوفى الأنفس حين موتها - إلى قوله - إلى أجل مسمى " أفليس ترى الأرواح كلها تصير إليه عند منامها فيمسك ما يشاء ويرسل ما يشاء؟ فقال له أبو الحسن عليه السلام: إنما يصير إليه أرواح العقول، فأما أرواح الحياة فإنها في الأبدان لا يخرج إلا بالموت، ولكنه إذا قضى على نفس الموت قبض الروح الذي فيه العقل ولو كانت روح الحياة خارجة لكان بدنا ملقى لا يتحرك، ولقد ضرب الله لهذا مثلا في كتابه في أصحاب الكهف حيث قال: " ونقلبهم ذات اليمين وذات الشمال " أفلا ترى أن أرواحهم فيهم بالحركات؟.

از امام‌ كاظم عليه السلام روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: شخص‌ وقتي‌ به‌ خواب‌ مي‌رود، روح‌ حيواني‌ در بدن‌ او باقي‌ است‌ اما روح‌ عقلي‌ از بدن‌ او خارج‌ مي‌شود. عبدالغفار اسلمي‌ از امام عليه السلام درباره آيه‌ «الله‌ يتوفي‌ الانفس‌ حين‌ موتها...» مي‌پرسد، مگر آيه‌ بيانگر اين‌ امر نيست‌ كه‌ ارواح‌ همگي‌ هنگام‌ خواب‌ توسط‌ خداوند توفي‌ و نگاه‌ داشته‌ مي‌شوند، آن‌ را كه‌ بخواهد، نگاه‌ مي‌دارد و آن‌ را نخواهد، باز مي‌گرداند؟
امام عليه السلام فرمود: آن‌كه‌ هنگام‌ خواب‌ نزد خداوند برده‌ مي‌شود، ارواح‌ عقول‌ است‌ اما ارواح‌ حيات‌ در ابدان‌ باقي‌ مانده‌ و جز با مرگ‌ از بدن‌ خارج‌ نمي‌شوند... اصحاب‌ كهف‌ مثالي‌ از اين‌ مسأله‌ هستند كه‌ هنگام‌ خوابشان‌ روح‌ حيات‌ در بدن‌ آن‌ها باقي‌ بود و از همين‌ رو به‌ طرف‌ راست‌ و چپ‌ گردانيده‌ مي‌شدند.

اصلا فهمیدی چی گفتی؟ روح به روح عقل و روح حیات تجزیه شده؟؟؟
کجای این حدیث گفته شده روح حین خواب به دو قسمت روح عقل و روح حیات تبدیل یا مجزا میشود؟!!!

امام از دو نوع روحی که هر انسان دارد اسم برده اند و نگفتند این روح از آن یکی جدا میشود و...

بنده این اجزا را در انسان شامل میدانم به این صورت :
1- بدن انسان
2- روح شهوت(روح نباتی)
3- روح حیات (روح بدن)
4- روح قوّت (روح بخاری،بدن مثالی،جسم لطیف)
5- روح مجرد انسانی( دارای مراتب(نفس) است که عالیترین مرتبه اش روح ایمان است)!

6- مخازن انرژی بدن (چاکراها) 7- هاله و موارد دیگری که من و شما از آن بی اطلاعیم ولی به ما وصل است یا با ماست!

در بصائر الدرجات مسنداً از حسن بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام نقل شده که ایشان درجواب سؤال از علم امام علیه السلام فرمودند:
« در انبیا و اوصیا پنج روح وجود دارد: روح بدن ، روح قدس ، روح قوّت ، روح شهوت و روح ایمان
و در مؤمنان چهار روح وجود دارد و فقط روح القدس را فاقدند: روح بدن(روح حیات)، روح قوّت، روح شهوت و روح ایمان.
در کفّار سه روح است: روح بدن ، روح قوّت و روح شهوت » .

الْحـُسـَيـْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عـَنِ الْمـُفـَضَّلِ بـْنِ عـُمـَرَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِى أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هـُوَ فِى بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جـَعَلَ فِى النَّبِيِّ ص ‍ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ
رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جـَاهـَدَ وَ رُوحَ الشَّهـْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَى النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ آمـَنَ وَ عـَدَلَ وَ رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ


در سخن امام کاظم منظور از روح عقل همان روح مجرد انسانی است زیرا عالیترین مرتبه از روح است و میتواند در عوالم برتر سیر کند!

اما روح حیات هم نمیتواند به آن عوالم راه یابد و هم اگر خارج شود شخص می میرد و کل بدن از کار میفتد!

روح بخاری یا جسم لطیف همانطور که گفتم هم جسمانی است هم روحانی! و بین ارواح انسان و بدن انسان قرار میگیرد.

امام صادق هم در حدیث فرمودند ارواح انسان نه روح انسان! یعنی انسان چند نوع روح دارد نه یک روح!

اینکه سخن از خروج روح مجرد از بدن در هنگام خواب زده اند دلیل بر مخلوط بودن بدن با روح نیست. بلکه بدلیل همراهی کامل روح با بدن انسان، میگویند روح از بدن وی خارج شد یعنی از حیطه همراهی با بدن وی خارج شد!

امام صادق عليه السلام :إنّ الأرواحَ لا تُمازِجُ البَدَنَ و لا تُواكِلُهُ ، و إنّما هِي كِلَلٌ لِلبَدَنِ مُحِيطَةٌ به .
ارواح با بدن آميخته نمى شوند و آن را رها هم نمى كنند، بلكه [همچون] پرده هاى نازكى براى بدن هستند كه آن را در ميان گرفته باشند

ان‌ الله‌ خلق‌ الروح‌ و جعل‌ لها سلطاناً فسلطانها النفس‌ فاذا نام‌ العبد خرج‌ الروح‌ و بقي‌ سلطانه‌ فيمر به‌ جيل‌ من‌ الملائكة و جيل‌ من‌ الجن‌، فمهما كان‌ من‌ الرؤيا الصادقة فمن‌ الملائكة و مهما كان‌ من‌ الرؤيا الكاذبة فمن‌ الجن‌ ـ خداوند متعال‌ روح‌ را آفريد و براي‌ او سلطان‌ و اقتداري‌ قرار داد كه‌ عبارت‌ است‌ از نفس‌. پس‌ هرگاه‌ بنده‌ به‌ خواب‌ مي‌رود، روح‌ از بدن‌ او خارج‌ مي‌شود و سلطنتش‌ [بر بدن‌] باقي‌ مي‌ماند؛ در اين‌ هنگام‌ روح‌ با فوجي‌ از فرشتگان‌ روبرو مي‌شود و با فوجي‌ از جنيان‌؛ پس‌ آنچه‌ رؤياي‌ صادقه‌ است‌، از جانب‌ فرشتگان‌ [به‌ او القاء شده‌] است‌ و رؤياي‌ كاذبه‌ از جانب‌ جنيان‌ است‌.

بنده تا همینجا در این تاپیک شرکت کردم چون حرف حق و عقلانی در پاسخ به صاحب تاپیک گفته شده! اگر بیشتر از این ادامه دهد و از تمسخر و مغلطه بهره گیرد یعنی دنبال حقیقت نیست! همانطور که در تاپیکهای قبلی اش اینگونه بود و بنده حوصله بحث با چنین افرادی را ندارم!

یحبّونه;968198 نوشت:
این یک حدیث کوتاه تنها دلیل حرف شماست؟؟؟؟

من هفتا حدیث معتبر اوردم انها را در اول مطلب مشاهده نکردید.این حدیث را هم که شما اوردید.من به خاطر مشکل سندی حدیث را نیاوردم.

یحبّونه;968198 نوشت:
چون اصلا اشاره نکردند چه روحی جسم لطیف است؟ ولی در سایر احادیث از روح عقل و روح حیات و روح شهوت و ... اسم برده اند!

روح و همه گرایش هایش دارای جسم لطیف است،هیچ کدام را امام مستثنی نکرده.

یحبّونه;968198 نوشت:
علتش هم اینست که ارواح در عالم ارواح و جسم در عالم اجسام هستند و واسطه و اتصال بخش روح هر انسان در عالم ارواح با جسمش در عالم اجسام، بدن مثالی (جسم لطیف) است!

این را کدام پیامبر یا امام فرمودند؟ کجا امامان فرمودند عالم ارواح عالم مجردات است؟

نقل قول:
ارواح با بدن آميخته نمى شوند و آن را رها هم نمى كنند، بلكه [همچون] پرده هاى نازكى براى بدن هستند كه آن را در ميان گرفته باشند

جوابم در پست قبل کامل بود.لطفا دوباره با دقت بیشتر مطالعه بفرمایید

نقل قول:
امام صادق هم در حدیث فرمودند ارواح انسان نه روح انسان! یعنی انسان چند نوع روح دارد نه یک روح!

اقای مصباح یزدی:استعمال نفس در «نفس حيوانى» و «نفس الهى» ضرورتاً به اين معنا نيست كه ما در وجود خود دو نفس داريم كه مدام با يكديگر در ستيزند و هركدام گاهى بر ديگرى غلبه مى‌يابد. همان طور كه گفتيم، ما يك موجود بيشتر نيستيم و يك روح، يك نفس و يك «من» بيشتر نداريم. آنچه كه هست اين است كه اين «من واحد» تمايلات، گرايش‌ها، ابعاد و نيازهاى مختلفى دارد...اما اين تعارض‌ها دالّ بر وجود دو «من» و دو «روحِ» حيوانى و الهى در انسان نيست؛ بلكه يك «من» و يك «روح» است كه دو نوع گرايش، خواسته و نياز دارد.

یحبّونه;968198 نوشت:
اصلا فهمیدی چی گفتی؟ روح به روح عقل و روح حیات تجزیه شده؟؟؟

کاربر گرامی سلمنا جدلا ،ما اصلا چند نوع روح داریم،قبول.شما ثابت بفرمایید یکی از این روح ها مجرد است و مکان و زمان و تغییر و تجزیه ندارد.

این دلیل من:امام ابی جعفر ثانی(ع):لأن ما سوى الواحد متجزئ والله واحد،لا متجزئ

یحبّونه;968198 نوشت:
بنده این اجزا را در انسان شامل میدانم به این صورت :
1- بدن انسان
2- روح شهوت(روح نباتی)
3- روح حیات (روح بدن)
4- روح قوّت (روح بخاری،بدن مثالی،جسم لطیف)
5- روح مجرد انسانی( دارای مراتب(نفس) است که عالیترین مرتبه اش روح ایمان است)!
6- مخازن انرژی بدن (چاکراها) 7- هاله و موارد دیگری که من و شما از آن بی اطلاعیم ولی به ما وصل است یا با ماست!

شماره 5 روح مجرد انسانی در کدام حدیث امده.از خودتون روح خلق کردید؟

یحبّونه;968198 نوشت:
بنده تا همینجا در این تاپیک شرکت کردم چون حرف حق و عقلانی در پاسخ به صاحب تاپیک گفته شده! اگر بیشتر از این ادامه دهد و از تمسخر و مغلطه بهره گیرد یعنی دنبال حقیقت نیست! همانطور که در تاپیکهای قبلی اش اینگونه بود و بنده حوصله بحث با چنین افرادی را ندارم!

خب من چکار کنم یک عمر حرف های بدون دلیل فلاسفه را بدون اینکه از انها دلیل بخواهید قبول کردید.

جمله پایین را دیگه امامان که نگفتند،استاد! ابن سینا گفته:

هر کس عادت کند که بدون دلیل هر حرفی را باور کند، از صورت انسانی خارج است.

[="Tahoma"][="2"]

قدیما;968156 نوشت:
عذر خواهی می کنم.اصلاح شد

سلام

روح بخاری یا حیوانی که تا زمان مرگ در بدن می ماند و به اسمان نمی رود

ولی روح عقلانی به اسمان می رود>> لطفا مراجعه بفرمایید به اخرین حدیث پست 15 و احادیث شماره 1 و 3

بر خلاف تصور فلاسفه روح تجزیه پذیر و غیر مجرد است

موفق و سلامت باشید

سلام

منظور شما این حدیث بود ان المرء اذا نام فان روح الحیوان...و الی آخر؟
در این حدیث که حرف فلاسفه تایید میشود که روح الحیوان(روح بخاری) در بدن می ماند و خارج نمی شود و خروجش از بدن مساوی با مرگ طبیعی ست و روح العقل( روح مجرد) در هنگام خواب خارج می شود که مراد از خارج شدن همان قطع تعلق از بدن هست.

روح ، که شما آنرا غیر مجرد می دانید چطور می تواند به خداوند که شما آن را مجرد می دانید( تا جایی که بنده می دانم خداوند فوق تجرد است .سبحان الله ) رجوع کند وقتی سنخیتی ندارند؟
اگر روح مجرد نیست و محصور در مکان و زمان است چگونه در خواب از حوادث آینده با خبر می شود؟

فرمودید روح به آسمان می رود ولی نفرمودید به کدام آسمان؟همین آسمانی که آبی رنگ می بینیمش؟

پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم چگونه به معراج رفت؟ به پشت همین آسمان رفت و به خدا نزدیک شد؟ آیا خدا در پشت آسمان است؟

به نظرم اشتباهاتی که مرتکب می شوید به این دلیل است که همچون حقیر اطلاع چندانی از مبانی فلسفه و عرفان ندارید.[/][/]

مکیال;968343 نوشت:
منظور شما این حدیث بود ان المرء اذا نام فان روح الحیوان...و الی آخر؟
در این حدیث که حرف فلاسفه تایید میشود که روح الحیوان(روح بخاری) در بدن می ماند و خارج نمی شود و خروجش از بدن مساوی با مرگ طبیعی ست و روح العقل( روح مجرد) در هنگام خواب خارج می شود که مراد از خارج شدن همان قطع تعلق از بدن هست.

روح ، که شما آنرا غیر مجرد می دانید چطور می تواند به خداوند که شما آن را مجرد می دانید( تا جایی که بنده می دانم خداوند فوق تجرد است .سبحان الله ) رجوع کند وقتی سنخیتی ندارند؟
اگر روح مجرد نیست و محصور در مکان و زمان است چگونه در خواب از حوادث آینده با خبر می شود؟

برادر گرامی مجرد در فلسفه یعنی چیزی که تغییر و زمان و مکان و تجزیه ندارد.شما میفرمایید روح دو قسمت داره عقلانی و حیوانی قسمت حیوانی تو مکان و در بدن است، ولی باز هم مجرد است!!!!

کی گفته روح عقل مجرد؟

مکیال;968343 نوشت:
فرمودید روح به آسمان می رود ولی نفرمودید به کدام آسمان؟همین آسمانی که آبی رنگ می بینیمش؟

ارواح مومنین در وادی السلام و ارواح کفار در برهوت جمع می شود.ارواح مومنین بر اساس درجه و مقامشان هم می توانند به خانواده خود سر بزنند.مثلا روح حضرت امیر(ع) می تواند در همه اسمان ها سیر کند

خب چرا احادیث را با دقت نمیخوانی تو حدیث اول گفته اسمانی که خورشید داره؟به نظر شما کدام اسمان خورشید داره؟ ارواح کفار می روند در برهوت یمن،به نظر شما کشور یمن زیر اسمان چندم؟

مکیال;968343 نوشت:
پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم چگونه به معراج رفت؟ به پشت همین آسمان رفت و به خدا نزدیک شد؟ آیا خدا در پشت آسمان است؟

خدا زمان و مکان نداره.پیامبر(ص) در معراج بزرگ ایات الهی را مشاهده کردند.

سلام علیکم

قدیما;968072 نوشت:
روح جسم لطیفی است که تغییر و تجزیه و مکان و زمان دارد

انکار تجرد نفس مستلزم انکار بسیای از ضروریات دین است؛ از جمله، اگر کسی بخواهد معتقد به معاد جسمانی باشد، جز با قبول «تجرد نفس» امکان ندارد.
اگر درختی را بسوزانند و خاکستر کنند و دوباره از آن خاکستر، درختی بسازند، این درخت، مسلما همان درخت قبلی نخواهد بود.

بلی ماده یکی است ولی در حقیقت، این درخت همان درخت سابق نیست.
پس اگر بگوییم هویت انسانی اعم از ظاهر و باطن، تجزیه پذیر و تغییر پذیر است، قول به معاد جسمانی امکان نخواهد داشت.

قدیما;968072 نوشت:
احادیث معتبر و متواتر از امامان معصوم به عنوان تنها کسانی که با علم غیبشان می توانند از حقیقت روح به ما خبر دهند و بیان انها درباره تغییر و تجزیه و مکان و زمان داشتن روح.

حتی با قرآن هم نمی‌توان بدون چراغ عقل مواجه شد؛ احادیث که جای خود دارند.
در خود احادیث، عقل به عنوان حجت باطنی معرفی شده است. پس همانطور که نمی توان تک تک آیات قرآن را بی اعتنا به آیات دیگر معنا کرد، احادیث را نیز نمی‌توان با تفسیر به رأی و منخلع از قرآن و براهین عقلی فهم کرد.

قدیما;968072 نوشت:
هیچ مجردی جز خداوند وجود ندارد

پس مجرد بودن خدا را قبول دارید؛ از طرفی، معتقد به غیر مجرد بودن نفس انسان می‌باشید، از طرفی در قرآن خداوند می‌فرماید: «الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» (بقره/ 156)؛ چگونه یک غیر مجرد (نفس انسانی) می‌تواند به یک مجرد (خداوند) رجوع کند؟
نمی‌توانیم یک ادعایی داشته باشیم و از آن طرف، لوازم آن را نادیده بگیریم!
هیچ اشکالی ندارد ما می‌پذیریم که نفس انسانی مجرد نیست اما باید شما به اشکالاتی که از این ادعا ناشی می‌شود پاسخ دهید.
این که یک حدیث را بیاورید و بگویید این دلیل من است؛ مطلب صاف و روشن نمی‌شود. بحث، مانند مباحث فقهی یک بحث تعبدی نیست که بگوییم چون امام صادق علیه السلام فرموده سمعا و طاعتا و اصلا نباید راجع به آن اندیشید. چون در این صورت سر از اخباری گری در می‌آوریم که خطرناک است.

حافظ;968753 نوشت:
سلام علیکم

انکار تجرد نفس مستلزم انکار بسیای از ضروریات دین است؛ از جمله، اگر کسی بخواهد معتقد به معاد جسمانی باشد، جز با قبول «تجرد نفس» امکان ندارد.
اگر درختی را بسوزانند و خاکستر کنند و دوباره از آن خاکستر، درختی بسازند، این درخت، مسلما همان درخت قبلی نخواهد بود.

با سلام و عرض ادب و احترام

اون کسی که درخت رو می سوزونه و دوباره زنده می کنه مثل روز اول خداست که بی عیبو نقص هست و نامحدود
نه من و شما

اگر نمی تونید بپذیرید که خداوند چنین قدرتی داره در واقع نپذیرفتید که او نامحدود هست

پذیرفتن خدای محدود نوعی شرک خفی است

حافظ;968753 نوشت:
اگر درختی را بسوزانند و خاکستر کنند و دوباره از آن خاکستر، درختی بسازند، این درخت، مسلما همان درخت قبلی نخواهد بود.

سلام علیکم

این همان شبهه اکل و ماکول است که بارها توسط هر دو گروه فلاسفه و متکلمین پاسخ داده شده.

أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿۳﴾
آيا انسان مى ‏پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد (۳)

بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ ﴿۴﴾
آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم (۴)

بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿۵﴾سوره قیامت
بلکه انسان می خواهد ما دام العمر گناه کند .

حافظ;968753 نوشت:
چگونه یک غیر مجرد (نفس انسانی) می‌تواند به یک مجرد (خداوند) رجوع کند؟

برداشت عرفا و متکلمین از این ایه متفاوت است و نیاز به بحث فراوان داد .عرفا این ایه را به معنی فنا در ذات خدا و برگشت موج به دریا می دانند و متکلمین بازگشت برای پاسخگویی اعمال
می دانند.فکر میکنم در مناظره اقایان اللهیاری و موسویان هم بحث شد.

ان الله علی کل شی قدیر
خداوند بر همه چیز قادر و تواناست

موفق و سعادتمند باشید

[="Tahoma"][="2"]

قدیما;968347 نوشت:
برادر گرامی مجرد در فلسفه یعنی چیزی که تغییر و زمان و مکان و تجزیه ندارد.شما میفرمایید روح دو قسمت داره عقلانی و حیوانی قسمت حیوانی تو مکان و در بدن است، ولی باز هم مجرد است!!!!

کی گفته روح عقل مجرد؟

ارواح مومنین در وادی السلام و ارواح کفار در برهوت جمع می شود.ارواح مومنین بر اساس درجه و مقامشان هم می توانند به خانواده خود سر بزنند.مثلا روح حضرت امیر(ع) می تواند در همه اسمان ها سیر کند

خب چرا احادیث را با دقت نمیخوانی تو حدیث اول گفته اسمانی که خورشید داره؟به نظر شما کدام اسمان خورشید داره؟ ارواح کفار می روند در برهوت یمن،به نظر شما کشور یمن زیر اسمان چندم؟

.

سلام

یک فیلسوف یا عارف معرفی بفرمایید که بگوید روح بخاری مجرد است.
حقیر عرض نکردم که روح بخاری مجرد است .
منظورم این بود که بر طبق آن روایت شریف روح الحیوان توضیح داده شده در آن شبیه روح بخاری فلاسفه می شود و روح العقل در روایت شبیه نفس ناطقه انسانی(رح مجرد) می باشد .
روح بخاری از لطیف ترین اجسام است و با مرگ باطل می شود و این تشابه اسمی است که با روح مجرد دارد.
انسان یک روح (نفس ناطقه انسانی) بیشتر ندارد که فلاسفه و عرفا آنرا مجرد می دانند.

بنده از پرسش کدام آسمان می خواستم بدانم نظر شما چیست که هنوز متوجه نشدم که می فرمایید به آسمان می رود منظور چیست؟[/][/]

مکیال;968811 نوشت:
انسان یک روح (نفس ناطقه انسانی) بیشتر ندارد که فلاسفه و عرفا آنرا مجرد می دانند.

سلام

فلاسفه از کجا فهمیدند روح مجرد است؟ علم غیب دارند؟

الحمدلله که قبول دارید ما یک روح بیشتر نداریم.

حالا ،جز اینکه روح بخاری در بدن ماست؟

پس روح بخاری مکان دارد،پس مجرد نیست.

این را قبول دارید یا نه؟

مکیال;968811 نوشت:
بنده از پرسش کدام آسمان می خواستم بدانم نظر شما چیست که هنوز متوجه نشدم که می فرمایید به آسمان می رود منظور چیست؟

من هم منظور شما را نمیفهم.به اسمان می رود مشخص است.حضرت عیسی به اسمان رفت.پیامبر(ص) در شب معراج به اسمان رفتند.جنیان در اسمان حرکت می کنند.

موفق و سعادتمند باشید

موضوع قفل شده است