جمع بندی آیا صمیمی شدن با خانواده همسر توقع آنها را زیاد می کند؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا صمیمی شدن با خانواده همسر توقع آنها را زیاد می کند؟

سلام،ان شاءالله عیدغدیر عقد می کنم
بعضیا میگن، بعد عقد با خانواده ی شوهر صمیمی نشو هرچقدم که خوب باشن ازت سوءاستفاده می کنن،میگن سنگین رفتار کن
ولی ،من قبل اینکه شوهرمو ببینم،خواهرش و مادرش اومدن خونمون،اینقدر متین و خوب بودن،که من همون جا مهر خواهرشوهرم، به دلم نشست،دوست دارم با خانوادشون صمیمی باشم،ولی بعضیا میگن نباش ضرر می کنی؟
حالا من چیکار کنم؟دلم نمیخواد دورو باشم؟باهاشون صمیمی بشم،بعدا سوءتفام پیش نمیاد؟

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد امین

سلام و عرض تبریک و آروزی خوشبختی برای شما

نه اصلا چنین حرفی درست نیست. اتفاقا برعکس این مسئله است؛ یعنی هر چه شما با خانواده همسرت صمیمی تر و نزدیکتر باشید، از مشکلات احتمالی که ممکن است در اثر سوء تفاهمات پیش بیاید، در امان ترید؛ چون بعد از ازدواج معمولا مادرشوهر به خاطر علاقه ای که به پسر خود دارد، نسبت به عروس نوعی بدبینی پیدا می کند و به عبارتی او را رقیب خود در تقسیم محبت فرزندش تصور می کند. البته این ویژگی در همه مادرشوهرها نیست؛ اما در خیلی ها هست. تنها راه خنثی کردن عواقب چنین نگاهی و از بین بردن آن، نزدیک شدن و صمیمی شدن با او و دیگر افراد خانواده است. با این کار دیگر او شما را از خود می داند نه در مقابل خود و حتی در مواقعی که با همسرتان مشکلی پیدا کردید او جانب شما را خواهد گرفت.

البته شاید منظور کسانی که چنین حرفی را زده اند این بوده که با صمیمی شدن، توقعات بیجا ایجاد می شود؛ مثلا ممکن است وقتی با آنها صمیمی شدی آنها از شما این انتظار را داشته باشند که هر جایی می روید با هم بروید یا هر چه می خرید به آنها خبر بدهید و ... که این کار هم سخت است و محدودیت ایجاد می کند.

در پاسخ باید گفت لزوما هر صمیمتی منجر به توقع بیجا نمی شود. وقتی شما به عنوان یک عروس در کنار اینکه با خانواده همسرت صمیمی هستی، رفتار ثابت و ضابطه مندی داشته باشید، دیگر جایی برای چنین توقعاتی باقی نمی ماند؛ اما اگر رفتار شما نوسان داشته باشد و هر روز یک جور رفتار کنید؛ مثلا در برهه ای از زمان، جزئی ترین مسائل را با آنها در میان بگذارید و در برهه ای دیگر مهم ترین تصمیمات زندگی را از آنها پنهان کنید، طبیعی است که آنها از شما دلگیر خواهند شد. اما اگر از همان ابتدا رفتار شما ثابت باشد و بدانند مثلا شما در فلان مسائل مشورت می گیرید و در فلان مسائل به دلیل اینکه از نظر شما اهمیت چندانی ندارد چیزی نمی گویید، آن موقع توقعی هم از گفتن آن نخواهند داشت و دلخوری ایجاد نمی شود. در رفت و آمدها؛ کارهایی که در خانه مادر شوهر انجام می دهید و ... هم همینطور است. مهم این است که رفتار شما ثابت و قانونمند و منطقی باشد.

نکته آخر اینکه اگر هنوز این ازدواج قطعی نیست، نباید در ایجاد چنین صمیمیتی افراط کنید؛ چون ممکن است مورد سوء ظن قرار بگیرید و فکر کنند دلتان برای این ازدواج پر کشیده! اگر چنین احساسی کنند، نه تنها ممکن است عقب نشینی کنند؛ بلکه اگر ازدواجی هم سر بگیرد ممکن است این سوء ظن همیشه در ذهنشان بماند و در رفتارشان نسبت به شما تاثیرات منفی بگذارد.

پیروز و سربلند

[="Purple"][="2"]سلام
محبت وصمیمت و احترام خیلی هم خوب هست و به روابط بین شما و همسرتون هم کمک میکنه
اما به نظر من روابط با خانواده ی شوهر نباید از حد بگذره
که مثلا مسایل خصوصی خودتون و خانواده تون رو براشون بگین
یا خودتونو خیلی سبک جلوه بدین
صمیمیت زیاد نباید باعث بشه احترام و حرمتی که بینتون هست از بین بره[/][/]

امین;730285 نوشت:


در پاسخ باید گفت لزوما هر صمیمتی منجر به توقع بیجا نمی شود. وقتی شما به عنوان یک عروس در کنار اینکه با خانواده همسرت صمیمی هستی، رفتار ثابت و ضابطه مندی داشته باشید، دیگر جایی برای چنین توقعاتی باقی نمی ماند؛ اما اگر رفتار شما نوسان داشته باشد و هر روز یک جور رفتار کنید؛ مثلا در برهه ای از زمان، جزئی ترین مسائل را با آنها در میان بگذارید و در برهه ای دیگر مهم ترین تصمیمات زندگی را از آنها پنهان کنید، طبیعی است که آنها از شما دلگیر خواهند شد. اما اگر از همان ابتدا رفتار شما ثابت باشد و بدانند مثلا شما در فلان مسائل مشورت می گیرید و در فلان مسائل به دلیل اینکه از نظر شما اهمیت چندانی ندارد چیزی نمی گویید، آن موقع توقعی هم از گفتن آن نخواهند داشت و دلخوری ایجاد نمی شود. در رفت و آمدها؛ کارهایی که در خانه مادر شوهر انجام می دهید و ... هم همینطور است. مهم این است که رفتار شما ثابت و قانونمند و منطقی باشد.

نکته آخر اینکه اگر هنوز این ازدواج قطعی نیست، نباید در ایجاد چنین صمیمیتی افراط کنید؛ چون ممکن است مورد سوء ظن قرار بگیرید و فکر کنند دلتان برای این ازدواج پر کشیده! اگر چنین احساسی کنند، نه تنها ممکن است عقب نشینی کنند؛ بلکه اگر ازدواجی هم سر بگیرد ممکن است این سوء ظن همیشه در ذهنشان بماند و در رفتارشان نسبت به شما تاثیرات منفی بگذارد.

پیروز و سربلند

ممنون از کارشناس محترم

مشکلی که من دارم این است،نمیتوانم خوب مدیریت کنم،چون به حالم فرقی ندارد مادر خودم یا مادر همسرم

چه مرزهایی را رعایت کنم،چه تفاوت هایی را قائل شوم؟

[="Navy"][="3"]اگر آدم های خوبی هستن نگران هیچی نباش
هیچ سوء استفاده ای هم در کار نیست
مگر آدم های بدی باشند

همسر من با خواهر من بیشتر از خواهر خودش راحته
و همش با هم هستن

با مادرم هم فوق العاده خوبن و مدام میگه دلم تنگ شده بریم خونه مادرت

هیچ سوء استفاده ای هم هیچکدوم نکردن از این محبت

آدم ها با هم فرق دارن و نمیشه یک نسخه رو برای همه پیچید
یه وقت یه چیزی حکم شرعیه ، بله ثابته
ولی در این موارد باید با هرکسی متناسب با شخصیتش برخورد کرد

sn.mohaghegh;729674 نوشت:
ولی بعضیا میگن نباش ضرر می کنی؟

این بعضیا یا از روی حسادتشونه یا از روی تجربه خودشون
چون خودشون خواهر شوهر و مادرشوهر خوبی نداشتن فکر میکنن همه همینطورن[/][/]

سلام.
اول اینکه تبریک می گم.ان شاالله زیر سایه امام زمان خوش و خوشبخت بشین.
بعدم اینکه همون طور که آقای امین گفتن بیشتر روابط بدِ مادرشوهر و عروس یا خواهر شوهر و عروس به خاطر حسادت هست.مادره و خواهره فکر می کنن توجه و محبت پسر و برادرشون تمام و کمال به چنگ شما اُفتاده.
خب تو باید چیکار کنی؟!
مثلا به آقاتون بگی که به مادر و خواهرش بیشتر از قبل ابراز محبت کنه...بهشون بگه هیچ چیزی عوض نشده و اونا همچنان جایگاه ویژه خودشونو تو قلبش دارن.براشون کادو بخری و بدی به شوهرت که برسونه به دست مادر و یا خواهرش و...!
خلاصه محبت متعادل+سیاست های زنونه:Cheshmak:

شروین;730482 نوشت:
اگر آدم های خوبی هستن نگران هیچی نباش

سلام
بله خدارو شکر آدم های بسیار خوب و مهربونی هستند،درکشون هم خیلی بالاست.

فاطمه.ف;730517 نوشت:
سلام.
اول اینکه تبریک می گم.ان شاالله زیر سایه امام زمان خوش و خوشبخت بشین.

سلام
ان شاءالله :Gol:

sn.mohaghegh;730453 نوشت:
ممنون از کارشناس محترم

مشکلی که من دارم این است،نمیتوانم خوب مدیریت کنم،چون به حالم فرقی ندارد مادر خودم یا مادر همسرم

چه مرزهایی را رعایت کنم،چه تفاوت هایی را قائل شوم؟

سلام

خواهش می کنم

فرق بین پدر و مادر با مادرشوهر و پدر و شوهر در این است که پدر و مادر، شما را بزرگ کرده اند و از همه خصوصیات اخلاقی و رفتاری شما آگاه اند و هیچ حسی جز حس پدرانه و مادرانه نسبت به شما ندارند. حتی اگر زمانی شما خدایی نکرده به آنها بدی هم بکنی یا رفتاری داشته باشی که با رفتارهای گذشته شما یکی نیست، بار هم در قلب آنها خواهی بود و هیچ وقت از چشم فرزندی نخواهی افتاد. اما پدرشوهر و مادرشوهر اینگونه نیستند. آنها مثل تمام افراد غریبه دیگر، هیچ شناختی از شما ندارند. برای همین شما را از روی رفتار و برخورد و حرف هایتان قضاوت می کنند. تا زمانی که رفتار و برخورد شما خوب باشد، شما را خوب می بینند؛ اما به محض اینکه از شما یک رفتار ناخوشایند ببیند آن موقع ممکن است تمام خوبی های گذشته شما را هم نادیده بگیرند.

بنابراین کلید حفظ روابط خوب و سالم، ثبات و ضابطه مندی رفتار است و لزومی برای قائل شدن تفاوت و قرار دادن حد و مرز نیست. شما باید ابتدا در مورد هر رفتاری خوب فکر کنی و بعد یک تصمیم نهایی در مورد آن بگیری و برای همیشه آن رفتار را ثابت نگه داری. برای تشخیص این مسئله شما باید ابتدا به درون خودتان رجوع کنید و ببینید چه مقدار ظرفیت دارید. مثلا ممکن است شما از شوخی زیاد خوشت نیاید و اگر کسی با شما شوخی کند ناراحت شوید. در این شرایط برای اینکه مشکلی پیش نیاید شما باید از همان ابتدا حد و مرز شوخی را حفظ کنی. دیگر رفتارها هم همین است. تعیین میزان و نوع رفتار بستگی به خصوصیات اخلاقی و رفتاری شما دارد. البته در کنار این باید خصوصیات طرف را هم در نظر گرفت که این مسئله نیاز به زمان و شناخت کافی از طرف دارد. مثلا ممکن است بعد از مدتی که شما به فردی در مسئله خاصی کمک می کنی، به این نتیجه برسی که طرف از این کمک ها سوء استفاده می کند و حتی در مواردی هم که نیاز به کمک ندارد، از شما انتظار کمک دارد. در این شرایط شما باید میزان آن کمک را کم کنی.

دانستن و عمل کردن به همین مطالب و مطالب مشابه، مدیریت رفتار است که با تمرین و ممارست جزو خصوصیات فردی خواهد شد.

موضوع قفل شده است