جمع بندی آیا روابط ریاضی در قرآن کار خدا بوده؟

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا روابط ریاضی در قرآن کار خدا بوده؟

با سلام

قرآن در زمان محمد نبوده و بوسیله عثمان بعد از او جمع آوری شده. اگر در نظر بگیریم قرآن امروز همان قرآنی باشد که بوسیله عثمان جمع آوری شده باید بگوییم که روابط ریاضی موجود در قرآن کار عثمان بوده یا اینکه بگوییم عثمان در هنگام جمع آوری قرآن با خدا در ارتباط بوده! شیعیان اعتقاد دارند که بعد از محمد کسی با خدا در ارتباط نبوده مگر ائمه در حالی که از قرآن مصحف علی نمیتوان این روابط را استخراج کرد. مثلا:

جمع شماره سوره ها برابر است با 6555
جمع تعداد آیات برابر است با 6236
اگر شماره سوره را بعلاوه تعداد آیه اش کنیم عددی بدست می آید که یا زوج است یا فرد
تعداد زوج ها برابر 57 و تعداد فرد ها برابر 57 است
اگر زوج ها را با هم جمع کنیم عدد 6236 بدست می آید
اگر فرد ها را با هم جمع کنیم عدد 6555 بدست می آید
پس:
جمع شماره سوره ها = جمع فرد ها
و
جمع تعداد آیات = جمع زوج ها
بسم الله الرحمن الرحیم اضافی در آیه 30 سوره 27 قرار دارد که میشود 57 که بر 19 بخش پذیر است 3=57/19
سوره علق از انتهای قرآن سوره 19 است
سوره ناس آخرین سوره قرآن است و 6 آیه دارد 114=6*19
بین اولین سوره ای که حروف مقطعه دارد (بقره) تا آخرین سوره ای که حروف مقطعه دارد (قلم) 38 سوره بدون حروف مقطعه وجود دارد 2=38/19

مشخص است که اگر سوره ها را بر طبق سیر نزولیشان مرتب کنیم (قرآن مصحف علی) یعنی سوره علق را اول بیاوریم و سوره نصر را آخر دیگر این روابط شکل نمیگیرند. پس روابط ریاضی در قرآن کار عثمانه یا قرآن کنونی پس از او در زمانی نامعلوم جمع آوری شده و روابط کنونی در قرآن کار دست کسانی است که قرآن را به شکل کنونی جمع آوری کرده اند.

چگونه این تناقض رو توجیه میکنید؟

با تشکر

با نام و یاد دوست



[="Tahoma"][="Black"]

m0hsen;344468 نوشت:
با سلام

قرآن در زمان محمد نبوده و بوسیله عثمان بعد از او جمع آوری شده. اگر در نظر بگیریم قرآن امروز همان قرآنی باشد که بوسیله عثمان جمع آوری شده باید بگوییم که روابط ریاضی موجود در قرآن کار عثمان بوده یا اینکه بگوییم عثمان در هنگام جمع آوری قرآن با خدا در ارتباط بوده! شیعیان اعتقاد دارند که بعد از محمد کسی با خدا در ارتباط نبوده مگر ائمه در حالی که از قرآن مصحف علی نمیتوان این روابط را استخراج کرد. مثلا:

جمع شماره سوره ها برابر است با 6555
جمع تعداد آیات برابر است با 6236
اگر شماره سوره را بعلاوه تعداد آیه اش کنیم عددی بدست می آید که یا زوج است یا فرد
تعداد زوج ها برابر 57 و تعداد فرد ها برابر 57 است
اگر زوج ها را با هم جمع کنیم عدد 6236 بدست می آید
اگر فرد ها را با هم جمع کنیم عدد 6555 بدست می آید
پس:
جمع شماره سوره ها = جمع فرد ها
و
جمع تعداد آیات = جمع زوج ها
بسم الله الرحمن الرحیم اضافی در آیه 30 سوره 27 قرار دارد که میشود 57 که بر 19 بخش پذیر است 3=57/19
سوره علق از انتهای قرآن سوره 19 است
سوره ناس آخرین سوره قرآن است و 6 آیه دارد 114=6*19
بین اولین سوره ای که حروف مقطعه دارد (بقره) تا آخرین سوره ای که حروف مقطعه دارد (قلم) 38 سوره بدون حروف مقطعه وجود دارد 2=38/19

مشخص است که اگر سوره ها را بر طبق سیر نزولیشان مرتب کنیم (قرآن مصحف علی) یعنی سوره علق را اول بیاوریم و سوره نصر را آخر دیگر این روابط شکل نمیگیرند. پس روابط ریاضی در قرآن کار عثمانه یا قرآن کنونی پس از او در زمانی نامعلوم جمع آوری شده و روابط کنونی در قرآن کار دست کسانی است که قرآن را به شکل کنونی جمع آوری کرده اند.

چگونه این تناقض رو توجیه میکنید؟

با تشکر

با سلام و درود

در این جا دو مطلب باید از هم بطور جداگانه بررسی شوند:

1. وجود نظم ریاضی در قرآن

2. ارتباط آن با خلیفه سوم (عثمان)

مطلب اول

وجود نظم ریاضی در قرآن نیاز به کار کارشناسی دارد که اهل فن و دانشمندان و عالمان تفسیر و علوم قرآنی باید در مورد آن نظر بدهند.

در این زمینه هم بین دانشمندان و مفسران قرآنی اختلاف است و با وجود خطاهایی که در آن وجود دارد صحت همه مواردی که ذکر شده و نیز اعجاز بودن آن، به اثبات نرسیده است.

از بیان شما هم روشن است که ناظر به این جنبه مطلب نیستید، که البته اگر هم باشید عرض کردم که این جا مجال آن نیست. [/]

مطلب دوم

در مورد ارتباط این نظم ریاضی و انتساب آن به عثمان، چند نکته قابل ذکر است:

1. قرآن در زمان عثمان، جمع آوری نشده است بلکه یکسان سازی مصحف ها در زمان او انجام شده است یعنی برای جلوگیری از اختلاف بین مسلمانان، قرآن های موجود از شهرها و مناطق مختلف جمع آوری و یک قرآن واحد ارائه شد و بقیه را از بین بردند.

قرآن های دیگر هم این گونه نبوده که در چینش سوره ها و ... چیزی غیر از قرآن موجود، بوده باشند.

پس عثمان نقش عمده ای در چینش سوره ها نداشته است.

2. در این که قرآن چه زمانی جمع آوری شده، در زمان پیامبر اکرم(ص) و تحت نظارت ایشان بوده و یا بعد از رحلت حضرت انجام شده است، بین دانشمندان قرآنی اختلاف است و هر کدام هم برای خود ادله و مستنداتی دارند.

با این حال آن چه مسلم و اتفاقی است، توقیفی بودن نظم آیات در قالب سوره ها است. یعنی شروع و پایان سوره و نظم آیات در قالب سوره، از طرف شارع (خدا و پیامبر) انجام شده است.

کما این که در روایتی از امام صادق علیه السلام داریم:
"كان يعرف انقضاء سورة بنزول بسم الله الرحمن الرحيم ابتداء لاخری"؛ پايان هر سوره ‏ای به واسطه نزول بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز سوره ديگر شناخته می شد. (تفسير عياشي، ج 1، ص 20، روايت 6؛ بحارالانوار، ج 82، باب القراءة وآدابها واحکامها، ص 20، ح 10)

ابن عباس گفته است:
پيامبر(ص) با نزول "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏" می ‏دانست كه سوره قبلی پايان يافته و سوره ديگری آغاز گشته است. (مستدرک حاکم ج 1، ص 356، ح 846)

3. هیچ کسی حتی خود عثمان ادعا نکرده که او با خداوند در ارتباط بوده است، لذا باطل و بی اساس بودن چنین ادعایی از واضحات و بدیهیات است.

4. کسانی که این نظم ریاضی در قرآن را مطرح می کنند، با همین نظم ریاضی، معجزه بودن قرآن و این که قرآن از طرف خداوند متعال بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده و هم چنین مصون بودن از تحریف را اثبات می کنند؛ یعنی قرآن معجزه پیامبر و کلام الهی است و کار بشر نیست.

میقات;347762 نوشت:
قرآن های دیگر هم این گونه نبوده که در چینش سوره ها و ... چیزی غیر از قرآن موجود، بوده باشند.

تا آنجا که من میدانم در قرآن مصحف علی نحوه چینش سوره ها براساس ترتیب نزول آنها بوده. اگر قرآن مصحف علی عرضه میشد دیگر این معجزاتی که ذکر کردم در قرآن وجود نداشت. پس باید گفت این معجزات یا کار عثمان بوده یا در زمانی قرآن به شکل کنونی جمع آوری شده و این معجزات کار عده ای ناشناس است.

با عرض سلام خدمت خواهران و برادران محترم
با اجازه کارشناس محترم ، برادر بزرگوار جناب آقای میقات بنده هم مطالبی را عرض کنم

از این سوال شروع کنیم که عنوان تاپیک است:

نقل قول:

آیا روابط ریاضی در قرآن کار خدا بوده؟
لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَىٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا
تا مشخص کند که پیام های پروردگارشان را [به طور کامل به مردم] رسانده اند و او به آنچه نزد آنان است احاطه دارد، و همه چیز را از جهت عدد، شماره و احصا کرده است

و کل علوم جهان هستی ، چه علوم مادی و فیزیکی و چه علوم غیبی و چه علوم مجرد و مفهومی مانند ریاضی همه مخلوق الله عز و جل است و اوست که بر همه علوم احاطه مطلق دارد .

و این آیه ای در مورد اهمیت علم ریاضی و حساب در قران و اینکه برخلاف تصور باطل عده ای که ریاضی را علمی قراردادی و مفاهیمی ساخته ذهن بشر میدانند، قران تصور این افراد را باطل و ریشه تمامی علوم از جمله ریاضی و حساب را رب العالمین دانسته و اوست که با فضل بی نهایت خود قطره ای از این علوم را به انسان آموخته است


وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا
ما شب و روز را دو نشانه [قدرت و حکمت خود] قرار دادیم؛ پس شب را بی نور نمودیم و روز را روشن ساختیم، تا [در آن] روزی و رزقی را از پروردگارتان بطلبید و برای اینکه شماره سال ها و حساب [اوقات و زمان ها] را بیاموزید ، و هر چیزی را [که نسبت به دنیا و دینتان و تربیت و کمالتان نیازمند به آن هستید] به روشنی و به طور کامل بیان کردیم.

هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
اوست که خورشید را فروزان و ماه را تابان قرار داد، و برای ماه منازلی [چون هلال، تربیع، بدر و محاق] مقدّر ساخت تا شمار سال و حساب [ماه، هفته، اوقات امور زندگی و تنظیم برنامه های معیشت] را بیاموزید. خدا آنها را جز به درستی و راستی نیافریده؛ او نشانه ها را برای گروهی که دانایند [بدون هر گونه ابهام] بیان می کند.

و اما در مورد عدد 19:

تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم 19 حرف است
و تعداد نگهبانان جهنم نیز 19 فرشته میباشد!

عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ (مدثر-30)
بر آن نوزده [موکّل] گمارده اند

در مورد روابط ریاضی قران مبتنی بر عدد 19 تحقیقات زیادی در قرن اخیر صورت گرفته است که بنیانگذار ان رشاد خلیفه دانشمند مسلمان مصری تبار بود
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF_%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%81%D9%87

و بطور کلی در مورد اعجاز ریاضی و عددی قران محققان مختلف تلاشهایی انجام داده اند

  • به گفته این پژوهشگران، واژه «یَوم» (به معنای روز) در قرآن ۳۶۵ بار تکرار شده که برابر تعداد روزهای سال است. عبدالرحمان لومکس، در نقدی بر نظریات ادیپ یوکسل و این که واژه «یوم» ۳۶۵ بار در قرآن آمده‎است، پژوهشی انجام داده‌است. یوکسل می‏گوید که تنها واژه‎های مفرد را در نظر گرفته‎‏است. لومکس با استفاده از نتایج یوکسل، پایگاه داده و تطابق آن با دو کشف‎الآیات مختلف (به زبان غیرعربی) به کاربرد ۴۷۵ بار (تمام اَشکال) این واژه دست‏‎یافته‎است.
  • واژه «شَهر» (به معنای ماه) در قرآن ۱۲ بار تکرار شده که برابر تعداد ماه‌های سال است
  • واژه «امام» 12 بار (5 بار به شکل ائمه و 7بار به شکل امام با کسره) در قرآن آمده که برابر تعداد امامان شیعه است و با حدیث جابر ارتباط دارد.
  • تعداد واژه‌های «رجُل»(به معنای مرد) و «امراة»(به معنای زن) با هم برابرند و هرکدام ۲۴ بار آمده‌اند.
  • تعداد عین واژه‌های «ملائکه» (به معنای فرشتگان) و «شیطان» با هم برابرند و هرکدام ۶۸ بار آمده‌اند. اگر مشتقات آنان را هم به شمار آوریم، باز هم برابر هستند (۸۸ بار).
  • تعداد واژه‌های «دنیا» و «آخرت» با هم برابرند و هرکدام ۱۱۵ بار آمده‌اند.
  • تعداد واژه‌های «الحسنات» (به معنای نیکی‌ها) و «سیئات» (به معنای گناهان) با هم برابرند و هرکدام ۱۸۰ بار آمده‌اند.
  • تعداد واژه‌های «الحیاه» (به معنای زندگی) و «الموت» (به معنای مرگ) با هم برابرند و هرکدام ۱۴۵ بار آمده‌اند.
  • واژه الله 2660 بار تکرار شده که بر 19 بخش پذیر است.
  • تعداد واژه های «الرحمن» برابر ۵۷ و تعداد واژه های «الرحیم» برابر ۱۱۴ (واژه الرحیم در آیه ۱۲۸ سوره توبه در وصف پیامبر آمده نه خداوند پس مورد شمارش قرار نگرفته) یعنی دو برابر آن است.
منبع:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86

انشاالله در فرصتهای بعدی مطالب دیگری در مورد اعجاز علمی قران ارائه خواهم کرد.

الحمد لله رب العالمین

نسبت خشکیها و دریاها در قران:
نسبت مساحت خشکیها و دریاها مسئله علمی نسبتا جدیدی است و در زمان نزول قران هنوز قاره ها کشف نشده و نقشه های ماهواره ای موجود نبود
سالهاست كه دانشمندان زمين شناس نسبت دريا و خشكي را در سياره زمين تعيين كرده اند و اين همان حقيقتي است كه قرآن كريم در 14 قرن پيش با بياني ظريف عنوان نموده است :
كلمه " بحر " به معني دريا به صورت صيغه مفرد آن در 32 آيه از قرآن مجيد آمده است .
كلمه " بر " نيز به معناي خشكي به صورت صيغه مفرد آن در 12 آيه از قرآن آمده است . در يك مورد نيز كلمه " يبسا " كه آن هم معني خشكي مي دهد آمده است كه در مجموع در 13 آيه از قرآن كلمه خشكي وارد شده است ؛ پس :
1- در 32 آيه از قرآن كلمه دريا آمده است .
2- در 13 آيه از قرآن كلمه خشكي آمده است .
3- مجموع آياتي كه درآنها كلمات دريا وخشكي آمده است ( 13+32 ) يعني 45 آيه مي باشد حال اگر اين اعداد را با نسبت رياضي بيان كنيم ، نسبتهاي زيربه دست مي آيد :
نسبت كلمه دريا در آيات كريمه قرآن : 71% = 32:45
نسبت كلمه خشكي در آيات شريفه قرآن : 29% = 13:45
پس به طورخلاصه مي توان گفت كه نسبت كلمات دريا و خشكي در قرآن به ترتيب 71 درصد و 29 درصد مي باشد . يعني در 71% از مجموع 45 آيه از كلمه دريا و در 29% از مجموع 45 آيه از كلمه خشكي استفاده شده است .
حال اگر به سايت سازمان فضانوردي آمريكا ( NASA) مراجعه كنيم و نسبت درياها و خشكيهاي زمين را مشاهده نماييم ، در كمال شگفتي مي بينيم كه اين نسبت براي درياهاي زمين 71% و براي خشكيهاي زمين 29% ثبت شده است


منابع:
http://azkar.blogfa.com/post-163.aspx
http://www.kuranca.com
الحمد لله رب العالمین

[=arial,helvetica,sans-serif]اعجاز عددی سوره قلم [/]
قاعده ای که بر آن سیر می کنیم این است که کلمات قرآنی به گونی اعجاز آور چیده شده اند به گونه ای که کسی را توانایی سخن راندن و نوشتن به مانند آن نیست.
در سوره قلم (آیات 21 تا 32 ) داستان صاحبان باغی نقل شده است که دو نفر از آنها خواستار محروم کردن مسکینان از محصول باغ بودند و یک نفر شان نیز بینوایان را فراموش نمی کرد... لیکن خداوند درسی بس مهم به آنها داد و شبانه با طوفانی آتشین باغ شان را نابود کرد ...حال آیه را مرور می کنیم .

[=arial,helvetica,sans-serif](فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ قَالُوا يَوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ عَسَى رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ) [القلم: 21-32].[/]

صبحگاهان يكديگر را صدا زدند كه به سوي كشتزار و باغ خود حركت كنيد اگر قصد چيدن ميوه‏ها را داريد آنها حركت كردند در حالي كه آهسته با هم مي‏گفتند ، مواظب باشيد امروز حتي يك فقير وارد بر شما نشود! آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيري كنند هنگامي كه (وارد باغ شدند، و) آن را ديدند گفتند: ما راه را گم كرده‏ايم! (آري همه چيز به طور كامل از دست ما رفته) بلكه ما محروميم. يكي از آنها كه از همه عاقلتر بود گفت: آيا به شما نگفتم چرا تسبيح خدا نمي‏گوئيد؟ گفتند: منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بوديم. سپس آنها رو به هم كردند و به ملامت يكديگر پرداختند. (و فريادشان بلند شد) گفتند: واي بر ما كه طغيانگر بوديم. اميدواريم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن را بجاي آن به ما بدهد، چرا كه ما به او دل بسته‏ايم.

متن با (فَتَنَادَوْا) یعنی همدیگر را صدا زدند آغاز و با کلمه (رَاغِبُونَ) یعنی دل بسته ایم به پایان می رسد اما شاهد ما در این آیات کلمه (أَوْسَطُهُمْ) می باشد که از ریشه وسط می آید و به معنای میانه و وسط می باشد و در ترجمه ها خردمندترین و عاقلترین نیز معنی شده است اما آیا این کلمه ممکن است در بین کلمات متن قرآنی بالا نیز وسط و میانه باشد؟ هنگامی که به شمردن کلمات می پردازیم در می یابیم که تعداد کلمات متن 63 کلمه می باشد و کلمه (أَوْسَطُهُمْ) دقیقا در بین کلمات قرار می گیرد یعنی 31 کلمه قبل و 31 کلمه بعد از آن قرار می گیرند،
با هم ببینیم

1)فَتَنَادَوْا
2) مُصْبِحِينَ
3) أَنِ
4) اغْدُوا
5) عَلَى
6) حَرْثِكُمْ
7) إِنْ
8) كُنْتُمْ
9) صَارِمِينَ
10) فَانْطَلَقُوا
11) وَهُمْ
12) يَتَخَافَتُونَ
13) أَنْ
14) لَا
15) يَدْخُلَنَّهَا
16) الْيَوْمَ
17) عَلَيْكُمْ
18) مِسْكِينٌ
19) وَغَدَوْا
20) عَلَى
21) حَرْدٍ
22) قَادِرِينَ
23) فَلَمَّا
24) رَأَوْهَا
25) قَالُوا
26) إِنَّا
27) لَضَالُّونَ
28) بَلْ
29) نَحْنُ
30) مَحْرُومُونَ
31) قَالَ
أَوْسَطُهُمْ ....ببینید که چگونه کلمه (أَوْسَطُهُمْ) در میان کلمات آمده است
1) أَلَمْ
2) أَقُلْ
3) لَكُمْ
4) لَوْلَا
5) تُسَبِّحُونَ
6) قَالُوا
7) سُبْحَانَ
8) رَبِّنَا
9) إِنَّا
10) كُنَّا
11) ظَالِمِينَ
12) فَأَقْبَلَ
13) بَعْضُهُمْ
14) عَلَى
15) بَعْضٍ
16) يَتَلَاوَمُونَ
17) قَالُوا
18) يَوَيْلَنَا
19) إِنَّا
20) كُنَّا
21) طَاغِينَ
22) عَسَى
23) رَبُّنَا
24) أَنْ
25) يُبْدِلَنَا
26) خَيْرًا
27) مِنْهَا
28) إِنَّا
29) إِلَى
30) رَبِّنَا
31) رَاغِبُونَ


الحمد لله رب العالمین

اعجاز عددی سوره کهف
در سوره کهف داستان صاحب دو بستان نقل شده است ، این مرد را خداوند رزق وافی و کافی عطا فرمود اما او سر به طغیان و انکار انعم الهی برداشت..خداوند نیز باغ او را نابود کرد تا به ما ثابت شود که دارایی و مال ، مال خداوند است و رزق نیز از اوست .... آیه را مرور کنیم
: (وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا * كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آَتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا) [الكهف: 32-33].
و براى آنان مثلى بزن از دو مرد كه به يكى از آنان دو تاكستان داده بوديم، و پيرامون آن را درخت خرما و در ميانه آنها كشتزارى قرار داده بوديم‏. هر دو باغ ميوه آورده بودند (ميوه‏هاي فراوان) و چيزي فروگذار نكرده بودند، و ميان آن دو نهر بزرگي از زمين بيرون فرستاديم.
اکنون بیایید در کلمه (بَيْنَهُمَا) تامل کنیم که به معنای بین و میانه می باشد و در اینجا مراد بین دو باغ می باشد و باز بمانند سابق از خود سوال می کنیم ، آیا ممکن است این کلمه بین کلمات متن باشد به طوری که با معنی لغوی آن نیز مرتبط باشد؟
عجیب آنکه متن بالا از 25 کلمه تشکیل می شود و کلمه (بَيْنَهُمَا) دقیقا بین کلمات متن آمده است یعنی 12 کلمه قبل و 12 کلمه بعد از آن آورده شده اند
با هم ببینیم...
1) وَاضْرِبْ
2) لَهُمْ
3) مَثَلًا
4) رَجُلَيْنِ
5) جَعَلْنَا
6) لِأَحَدِهِمَا
7) جَنَّتَيْنِ
8) مِنْ
9) أَعْنَابٍ
10) وَحَفَفْنَاهُمَا
11) بِنَخْلٍ
12) وَجَعَلْنَا
بَيْنَهُمَا ...... ببینید که چگونه کلمه (بَيْنَهُمَا) بین کلمات این متن قرآنی است!!
1) زَرْعًا
2) كِلْتَا
3) الْجَنَّتَيْنِ
4) آتَتْ
5) أُكُلَهَا
6) وَلَمْ
7) تَظْلِمْ
8) مِنْهُ
9) شَيْئًا
10) وَفَجَّرْنَا
11) خِلَالَهُمَا
12) نَهَرًا


اگر در آیات این کتاب حکیم و عظیم دقت کنیم در می یابیم که کلمات آن به گونه ای چیده شده اند که هیچ انس و جنی را قدرت آن نیست که بمانندش سخن بگویند .

فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) البقرة: 23)

و اگر از آنچه بر بنده خويش فرو فرستاده‏ايم، شك داريد، اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى همانند آن بياوريد و از ياورانتان در برابر خداوند، يارى بخواهيد

منبع:
http://azkar.blogfa.com/post-163.aspx

الحمد لله رب العالمین

نکته عددی : دو ماه متوالی (شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ) و عدد 60

خداوند کفاره قتل غیر عمد را در قرآن، آزاد کردن برده و یا روزه گرفتن دو ماه متوالی اعلام کرده است و می فرماید:
(وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا) [النساء:92]
«و هيچ مؤمنى نبايد هيچ مؤمنى را بكشد، مگر از روى خطا، و هركس كه مؤمنى را به خطا بكشد، بر اوست كه [به كفاره‏] برده مؤمنى را آزاد كند و خونبهايى به خانواده او بدهد، مگر آنكه آنان درگذرند و ببخشند، و اگر [مقتول‏] مؤمن و از قومى باشد كه دشمن شما هستند، [قاتل‏] بايد برده مؤمنى را آزاد كند، و اگر [مقتول‏] از قومى باشد كه بين شما و ايشان پيمانى هست، آنگاه [قاتل‏] بايد خونبهايى به خانواده او [مقتول‏] بپردازد و برده مؤمنى آزاد كند، و كسى كه [برده‏] نيابد بر اوست كه دو ماه پياپى روزه بگيرد، اين توبه‏پذيرى خداوند است و خداوند داناى فرزانه است‏»

اگر به شمارش تعداد کلمات آیه بپردازیم درخواهیم یافت که تعداد کلمات 60 کلمه می باشد (به اندازه دو ماه) !


اما اگر واو عطف را نیز یک کلمه به حساب آوریم، تقارن جدیدی ظاهر می شود .. ابتدا آیه را همانگونه که در قرآن نوشته شده است را مرور می کنیم ( اما این بار واو عطف را یک کلمه به حساب می آوریم). خداوند می فرماید: (و ما كان لمومن ان يقتل مومنا الا خطا و من قتل مومنا خطا فتحرير رقبه مومنه و ديه مسلمه الي اهله الا ان يصدقوا فان كان من قوم عدو لكم و هو مومن فتحرير رقبه مومنه و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثق فديه مسلمه الي اهله و تحرير رقبه مومنه فمن لم يجد فصيام شهرين متتابعين توبه من الله و كان الله عليما حكيما)

اگر در متن همانگونه که در قرآن نوشته شده است تامل کنیم، نکته های عددی زیر را مشاهده خواهیم کرد:


تعداد کلمات از ابتدای آیه تا کلمه ( شهرین)، 59 کلمه می باشد ( به اندازه تعداد روزهای دو ماه قمری. میدانید که علم نوین ثابت نموده است که هر ماه قمری 29.5 روز است که دو ماه می شود 59 روز)


و اگر تعداد کلمات را از ابتدای آیه تا ( شهرین متتابعین) حساب کنیم، خواهیم دید که تعداد کلمات 60 کلمه می باشد ( به اندازه روزهای دو ماه متوالی)

حال سوال اینجاست که آیا این تقارن های بی نظیر موجود در قرآن فقط اتفاقی است و یا اینکه این ترتیب عددی خود شاهدی است بر اینکه قرآن کتاب خداوند است؟!!
منبع:
http://azkar.blogfa.com/post-159.aspx

الحمد لله رب العالمین

حداقل فاصله نسبی زمین تا ماه( بر اساس واحد قطر ماه)

ببينيم خداوند بلندمرتبه چگونه اين دو داده را در قرآن رمز گذاري كرده است.

در قرآن در سوره ي 54، القمر، 306 حرف بين تنها لغت ”ماه - قمر” در اين سوره و تنها لغت ”زمين - ارض” در اين سوره وجود دارد.

با توجه به اين كه ”قمر” 3 حرف دارد بنابراين306/3 = 102 را خواهيم داشت كه اين مقدار %0.56- از 102.58 يعني حداقل فاصله ي نسبي ماه تا زمين بر واحد قطر ماه است.

منبع:
http://www.askdin.com/thread15484.html

تاریخ سفر به ماه در قرآن:

از اول سوره قمر تا آخر قران 1389 آیه موجود است و اشاره به سال 1389 هجری قمری دارد که مطابق است با سال 1969 میلادی یعنی سالی که اولین بار بشر موفق شد به ماه سفر کند!
ترجمه شده از منبع :
http://www.kuranca.com

الحمد لله رب العالمین

اشاره قران به عناصر تشکیل دهنده خورشید یعنی هیدروژن و هلیم در سوره شمس !

از علم جدید میدانیم که خورشید از عناصر هیدروژن و هلیم تشکیل شده و انرژی خورشید از همجوشی هسته ای اتمهای هیدروژن و تبدیل انها به گاز هلیم ناشی میشود

و جالب است که تمامی ایات سوره شمس به (ها) خطم میشود یعنی اشاره به عناصر H یعنی هیدروژن و HE یعنی هلیم!

ترجمه شده از منبع :
http://www.kuranca.com

الحمد لله رب العالمین

هر چند غربیها تلاش می کنند تا معجزات رسول الله(ص) و آثار و نشانه های اسلامی را پاک کرده و یا آنها راکمرنگ جلوه دهند اما همچنان در خفا به دنبال تحقیق و جستجو در دلایل این معجزات و اجرای تحقیقات علمی و فرستادن ماهواره های تحقیقاتی برای اطمینان از حصول آن معجزات می باشند. یکی از این معجزات شق القمر یا شکافته شدن ماه است.

حسب اخباری که از ناسا انتشار یافته ، تصاویری از ماه وجود دارد که حاکی از وجود یک رشته صخره های تغییر شکل یافته در سطح ماه می باشد که تا عمق آن امتداد یافته و از نیمه دیگر آن برآمده و این دلیلی بر شکافته شدن ماه و پیوند دوباره آن در دورانی از حیات آن می باشد.

در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد… آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل ( بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند …خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد …و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.

کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند ، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان مارا سحر کرده است.

بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند ” این سحر مستمر است” و آنگاه این آیات مبارک نازل شد… “اقتربت الساعة وانشق القمر …” باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.

در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام “داوود موسی بیتکوک ” که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیا است ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:

هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر آمد. سپس شروع به خواندن کردم ….و ماه شکافته شد…وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم. و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم.
روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول شبکه بی بی سی را مشاهده می کردم ، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجالات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند… مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند بااین مضمون که “شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دولار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید…آیا این عاقلانه است”؟؟! در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که در آن سفر ، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد.و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد.

“داوود موسی بیتکوک ” سپس می گوید: با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکایی ها باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است…

به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد ، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام و قران است.

الحمد لله رب العالمین

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.
پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد..
بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی
که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد... و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند.
یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ [یونس:92]

الله اكبر این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
من به اسلام و به این قرآن ایمان آوردم.

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حكیم حمید).
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).

الحمد لله رب العالمین

m0hsen;347837 نوشت:
تا آنجا که من میدانم در قرآن مصحف علی نحوه چینش سوره ها براساس ترتیب نزول آنها بوده. اگر قرآن مصحف علی عرضه میشد دیگر این معجزاتی که ذکر کردم در قرآن وجود نداشت. پس باید گفت این معجزات یا کار عثمان بوده یا در زمانی قرآن به شکل کنونی جمع آوری شده و این معجزات کار عده ای ناشناس است.

با سلام و درود

معجزه بودن این محاسبات ریاضی ثابت نشده است زیرا موارد خلاف دارد.

معجزه بودن قرآن از جاهای دیگر ثابت شده است و نبود این محاسبات ریاضی ذره ای از اعتبار و اعجاز قرآن نمی کاهد.

وقتی این محاسبات ریاضی، پشتوانه و اعتبار عقلی و شرعی نداشته باشد ـ کما این در روایات معصومین نیز هیچ موردی از این محاسبات ریاضی نسبت به قرآن دیده نمی شود ـ پس نبودن آن هم نقصی محسوب نمی شود.

لذا اگر در قرآن به ترتیب نزول، چنین محاسباتی نباشد، هیچ اشکالی ندارد.

بنابر این:

اگر معجزه است، قطعا از طرف خداوند است زیرا هیچ یک از صحابه قادر به اعجاز نبوده اند، و مهمتر این که خودشان هم هیچ کدام ادعای چنین اعجازی نکرده اند.

اگر هم اعجاز نیست، پس نبودن آن هم نقص و عیبی محسوب نمی شود.

خادم الیمانی(ع);347952 نوشت:
حداقل فاصله نسبی زمین تا ماه( بر اساس واحد قطر ماه)

ببينيم خداوند بلندمرتبه چگونه اين دو داده را در قرآن رمز گذاري كرده است.

در قرآن در سوره ي 54، القمر، 306 حرف بين تنها لغت ”ماه - قمر” در اين سوره و تنها لغت ”زمين - ارض” در اين سوره وجود دارد.

با توجه به اين كه ”قمر” 3 حرف دارد بنابراين306/3 = 102 را خواهيم داشت كه اين مقدار %0.56- از 102.58 يعني حداقل فاصله ي نسبي ماه تا زمين بر واحد قطر ماه است.

منبع:
http://www.askdin.com/thread15484.html

با سلام و درود

با مراجعه به سوره مبارکه قمر، لفظ «الْقَمَر» در آیه 1، و لفظ «الْأَرْض‏» در آیه 12 قرار دارد.

شمارش حروف بین این دو کلمه زیاد نیست. می توانید هر آیه را جداگانه شمارش نموده و سپس با هم جمع کنید.

من این کار را انجام دادم. تعداد حروف 297 تا بود.

توجه داشته باشید همان طور که علم ریاضی و محاسبات ریاضی خیلی دقیق و حساس است و حتی از یک عدد 1 هم نمی توان چشم پوشی کرد، کم یا زیاد بودن یک شمارش هم، به معنای غلط بودن محاسبات است.

خادم الیمانی(ع);347954 نوشت:
اشاره قران به عناصر تشکیل دهنده خورشید یعنی هیدروژن و هلیم در سوره شمس !
خادم الیمانی(ع);347954 نوشت:

از علم جدید میدانیم که خورشید از عناصر هیدروژن و هلیم تشکیل شده و انرژی خورشید از همجوشی هسته ای اتمهای هیدروژن و تبدیل انها به گاز هلیم ناشی میشود

و جالب است که تمامی ایات سوره شمس به (ها) خطم میشود یعنی اشاره به عناصر h یعنی هیدروژن و he یعنی هلیم!

ترجمه شده از منبع :
http://www.kuranca.com

الحمد لله رب العالمین

اولا این می توان با توجه به وزن و آهنگین بودن آیات باشد

ثانیا این چه ارتباطی با محاسبات ریاضی دارد؟!! در این مطالب شما که محاسبات ریاضی به کار نرفته است.

[="Tahoma"][="Black"]

خادم الیمانی(ع);347955 نوشت:
هر چند غربیها تلاش می کنند تا معجزات رسول الله(ص) و آثار و نشانه های اسلامی را پاک کرده و یا آنها راکمرنگ جلوه دهند اما همچنان در خفا به دنبال تحقیق و جستجو در دلایل این معجزات و اجرای تحقیقات علمی و فرستادن ماهواره های تحقیقاتی برای اطمینان از حصول آن معجزات می باشند. یکی از این معجزات شق القمر یا شکافته شدن ماه است.

حسب اخباری که از ناسا انتشار یافته ، تصاویری از ماه وجود دارد که حاکی از وجود یک رشته صخره های تغییر شکل یافته در سطح ماه می باشد که تا عمق آن امتداد یافته و از نیمه دیگر آن برآمده و این دلیلی بر شکافته شدن ماه و پیوند دوباره آن در دورانی از حیات آن می باشد.

در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد… آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل ( بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند …خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد …و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.

کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند ، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان مارا سحر کرده است.

بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند ” این سحر مستمر است” و آنگاه این آیات مبارک نازل شد… “اقتربت الساعة وانشق القمر …” باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.

در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام “داوود موسی بیتکوک ” که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیا است ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:

هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر آمد. سپس شروع به خواندن کردم ….و ماه شکافته شد…وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم. و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم.
روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول شبکه بی بی سی را مشاهده می کردم ، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجالات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند… مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند بااین مضمون که “شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دولار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید…آیا این عاقلانه است”؟؟! در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که در آن سفر ، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد.و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد.

“داوود موسی بیتکوک ” سپس می گوید: با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکایی ها باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است…

به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد ، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام و قران است.

الحمد لله رب العالمین

«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ»؛ قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت! (قمر، 1)

واضح و روشن است که این آیه به اعجاز شق القمر (شکافتن ماه) که از معجزات پیامبر اکرم(ص) است اشاره دارد و هیچ ارتباطی با محاسبات ریاضی قرآن ندارد.
[/]

[="Tahoma"][="Black"]

خادم الیمانی(ع);347956 نوشت:
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد..
بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی
که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد... و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند.
یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ [یونس:92]

الله اكبر این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
من به اسلام و به این قرآن ایمان آوردم.

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حكیم حمید).
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).

الحمد لله رب العالمین

«فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ»
ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‏دهيم، تا عبرتى براى آيندگان باشى! و بسيارى از مردم، از آيات ما غافلند! (یونس، 92)


این هم که ارتباطی با محاسبات ریاضی قرآن ندارد.


[/]

میقات;350109 نوشت:
ا سلام و درود با مراجعه به سوره مبارکه قمر، لفظ «الْقَمَر» در آیه 1، و لفظ «الْأَرْض‏» در آیه 12 قرار دارد. شمارش حروف بین این دو کلمه زیاد نیست. می توانید هر آیه را جداگانه شمارش نموده و سپس با هم جمع کنید. من این کار را انجام دادم. تعداد حروف 197 تا بود. به فرض شمارش بنده اشتباهی هم داشته باشد و این عدد بیشتر باشد ولی تا 306 خیلی فاصله دارد. توجه داشته باشید همان طور که علم ریاضی و محاسبات ریاضی خیلی دقیق و حساس است و حتی از یک عدد 1 هم نمی توان چشم پوشی کرد، کم یا زیاد بودن یک شمارش هم، به معنای غلط بودن محاسبات است.

علیکم السلام کارشناس محترم جناب میقات
تشدیدها در حقیقت دو حرف هستند و همچنین همزه ها در انتهای کلمات مانند(شَيْءٍ )
و در شمارش دستی احتمال خطا زیاد است و نیاز به شمارش کامپیوتری با نرم افزارهای مخصوص دارد


نقل قول:

واضح و روشن است که این آیه به اعجاز شق القمر (شکافتن ماه) که از معجزات پیامبر اکرم(ص) است اشاره دارد و هیچ ارتباطی با محاسبات ریاضی قرآن ندارد

اعجاز ریاضی زیر مجموعه و فقط بخشی از اعجاز علمی قران است ، و اشاره بنده به این مورد و مورد فرعون از این بابت و از جهت آشنا کردن افرادی که علاقمند به علوم جدید و رابطه ان با قران هستند، بود!

الحمد لله رب العالمین

آیا روابط ریاضی در قرآن کار خدا بوده؟

وقتی خداوند متعال همه هستی را با قواعد ریاضی و شیمی و فیزیک و ...
آفریده است اگر قواعد ریاضی در قرآن کریم هم اثبات شود چیز عجیبی نیست

اگرچه معجزه الهی است .....

پرسش:
قرآن در زمان پیامبر(ص) نبوده و بوسیله عثمان بعد از او جمع آوری شده. اگر در نظر بگیریم قرآن امروز همان قرآنی باشد که بوسیله عثمان جمع آوری شده باید بگوییم که روابط ریاضی موجود در قرآن کار عثمان بوده یا اینکه بگوییم عثمان در هنگام جمع آوری قرآن با خدا در ارتباط بوده! شیعیان اعتقاد دارند که بعد از پیامبر کسی با خدا در ارتباط نبوده مگر ائمه در حالی که از قرآن مصحف علی(ع) نمی توان این روابط ریاضی را استخراج کرد.
پس روابط ریاضی در قرآن کار عثمان است، یا قرآن کنونی پس از او در زمانی نامعلوم جمع آوری شده و روابط کنونی در قرآن کار دست کسانی است که قرآن را به شکل کنونی جمع آوری کرده اند.
چگونه این تناقض را توجیه می کنید؟

پاسخ:
با سلام و درود
در این جا دو مطلب باید از هم بطور جداگانه بررسی شوند:
1. وجود نظم ریاضی در قرآن
2. ارتباط آن با خلیفه سوم (عثمان)
مطلب اول
وجود نظم ریاضی در قرآن نیاز به کار کارشناسی دارد که اهل فن و دانشمندان و عالمان تفسیر و علوم قرآنی باید در مورد آن نظر بدهند.
در این زمینه هم بین دانشمندان و مفسران قرآنی اختلاف است و با وجود خطاهایی که در آن وجود دارد صحت همه مواردی که ذکر شده و نیز اعجاز بودن آن، به اثبات نرسیده است.
آیت الله معرفت پس از طرح نظریه رشاد خلیفه، تحت عنوان "استفاده از رايانه درباره حروف مقطّعه " در پايان چنین می ‌آورد: "... آن قدر تبصره و تقیید در مدّعای خویش آورده که خاصیت قاعده بودن را از بین برده است. بعدها گفته‌ های وی مورد سوء ظن قرار گرفت... ."(1)
آیت الله مکارم ذیل تفسیر آیه 30 سوره "مدثر"، به اعجاز عددی اشاره ای دارد. ایشان پس از عجیب دانستن تقدّس عدد 19 نزد برخی فرَق منحرف بیان می ‌دارد:
"... و عجیب تر این که نویسنده ای که شاید بی ارتباط با تشکیلات آنها نباشد، اصرار عجیب و مضحکی دارد که همه چیز قرآن را بر همین اساس نوزده توجیه کند، و در بسیاری از موارد که این عدد دلخواه او با واقعیّـات موجود آیات قرآن هماهنگ نیست به میل خود چیزی کم یا اضافه می ‌کند تا بر عـدد 19 و یا مضربهای عدد 19 هماهنگ گردد، که صرف وقت به ذکر مطالب آنها و پاسخگویی به آن شاید از قبیل اتلاف وقت باشد."(2)
مطلب دوم
در مورد ارتباط این نظم ریاضی و انتساب آن به عثمان، چند نکته قابل ذکر است:
1. قرآن در زمان عثمان، جمع آوری نشده است بلکه یکسان سازی مصحف ها در زمان او انجام شده است یعنی برای جلوگیری از اختلاف بین مسلمانان، قرآن های موجود از شهرها و مناطق مختلف جمع آوری و یک قرآن واحد ارائه شد و بقیه را از بین بردند.
قرآن های دیگر هم این گونه نبوده که در چینش سوره ها و ... چیزی غیر از قرآن موجود، بوده باشند.
پس عثمان نقش عمده ای در چینش سوره ها نداشته است.
2. در این که قرآن چه زمانی جمع آوری شده، در زمان پیامبر اکرم(ص) و تحت نظارت ایشان بوده و یا بعد از رحلت حضرت انجام شده است، بین دانشمندان قرآنی اختلاف است و هر کدام هم برای خود ادله و مستنداتی دارند.
با این حال آن چه مسلم و اتفاقی است، توقیفی بودن نظم آیات در قالب سوره ها است. یعنی شروع و پایان سوره و نظم آیات در قالب سوره، از طرف شارع (خدا و پیامبر) انجام شده است.
کما این که در روایتی از امام صادق (علیه السلام) داریم:
"كان يعرف انقضاء سورة بنزول بسم الله الرحمن الرحيم ابتداء لاخری"؛ پايان هر سوره ‏ای به واسطه نزول بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز سوره ديگر شناخته می شد.(3)
ابن عباس گفته است:
پيامبر(ص) با نزول "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏" می ‏دانست كه سوره قبلی پايان يافته و سوره ديگری آغاز گشته است.(4)
3. هیچ کسی حتی خود عثمان ادعا نکرده که او با خداوند در ارتباط بوده است، لذا باطل و بی اساس بودن چنین ادعایی از واضحات و بدیهیات است.
4. کسانی که این نظم ریاضی در قرآن را مطرح می کنند، با همین نظم ریاضی، معجزه بودن قرآن و این که قرآن از طرف خداوند متعال بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده و هم چنین مصون بودن از تحریف را اثبات می کنند؛ یعنی قرآن معجزه پیامبر و کلام الهی است و کار بشر نیست.


اگر سوال شود:
در مصحف علی(ع) نحوه چینش سوره ها بر اساس ترتیب نزول آنها بوده. اگر آن قرآن عرضه می شد دیگر این معجزات ریاضی در قرآن وجود نداشت. پس باید گفت این معجزات یا کار عثمان بوده یا در زمانی قرآن به شکل کنونی جمع آوری شده و این معجزات کار عده ای ناشناس است.

پاسخ:
اولا: معجزه بودن و حتی قاعده مند بودن این محاسبات ریاضی ثابت نشده است زیرا موارد خلاف دارد.
ثانیا: معجزه بودن قرآن از جاهای دیگر ثابت شده است و نبود این محاسبات ریاضی ذره ای از اعتبار و اعجاز قرآن نمی کاهد.
وقتی این محاسبات ریاضی، پشتوانه و اعتبار عقلی و شرعی نداشته باشد ـ کما این در روایات معصومین نیز هیچ موردی از این محاسبات ریاضی نسبت به قرآن دیده نمی شود ـ پس نبودن آن هم نقصی محسوب نمی شود.
لذا اگر در قرآن به ترتیب نزول، چنین محاسباتی نباشد، هیچ اشکالی ندارد.
بنابر این:
اگر معجزه است، قطعا از طرف خداوند است زیرا هیچ یک از صحابه قادر به اعجاز نبوده اند، و مهمتر این که خودشان هم هیچ کدام ادعای چنین اعجازی نکرده اند.
اگر هم اعجاز نیست، پس نبودن آن هم نقص و عیبی محسوب نمی شود.

____________

  1. علوم قرآنى، ص 341.
  2. تفسير نمونه، ج ‏25، ص 237.
  3. تفسير عياشي، ج 1، ص 20، روايت 6؛ بحارالانوار، ج 82، باب القراءة وآدابها واحکامها، ص 20، ح 10.
  4. مستدرک حاکم ج 1، ص 356، ح 846.
موضوع قفل شده است