جمع بندی نمونه ای از توسل صحیح

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نمونه ای از توسل صحیح

با سلام
با توجه به توضیحات استاد صدرا در تاپیک :

توضیح درباره معنای توسل

آیا میشود نمونه ای از یک توسل صحیح را برایم بیان کنید؟
با تشکر

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"][/TD]
کارشناس بحث: استاد صدرا

[TD][/TD]

[/TABLE]

سوال:
لطفا نمونه ای از یک توسل صحیح را برایم بیان کنید؟

پاسخ:[=&amp][/]
[=&amp]توسل انواع و اقسامی داشته که برخی از صور آن حرام و برخی جایز می باشد.
[/]
[=&amp]توسل غیر مجاز[/]
[=&amp]«توسل به طاغوت»،(1) و «توسل به بتان»،(2) و «توسل به واسطه ها و هم عرض قرار دادن آنها با خدا»،(3) از اقسام توسل غیر مجاز است.
[/]
[=&amp]انواع توسل مجاز:[/]
[=&amp]«توسل به اسماء و صفات پروردگار»؛(4)[/]
[=&amp] «توسل به ایمان و اطاعت و اعمال صالح»؛(5)[/] [=&amp]
«توسل به قرآن کریم»؛(6)[/]
[=&amp] «توسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) در قیامت»؛(7)[/]
[=&amp]
«توسل به جایگاه و مقام و منزلت اولیای الهی»؛ [/] [=&amp]
«توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی در زمان حیات دنیوی»؛(8)[/]
[=&amp]
«توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی در حال حیات برزخی»؛(9)[/]
[=&amp]
«توسل به ذات در حال حیات برزخی» به اینکه مستقیما از اولیای الهی امری درخواست شود که بیشتر توسلات به صورت اخیر است.[/]

[=&amp]در توضیح فرض اخیر باید توجه داشت که در این فرض از توسل هرچند حاجت مستقیما از پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولیای الهی درخواست می گردد؛ اما می بایست شخص متوسل تنها این ذوات مقدس را واسطه ی نزول فیض دانسته نه اینکه نگاه استقلالی در درخواست از آنان شود.

توسل مستقیم در منابع روایی شیعه[=&amp]
[/]
[=&amp]مرحوم شیخ صدوق در «من لایحضره الفقیه» و مرحوم کلینی در «الکافی» از «زیاد قندی» روایت كرده اند كه او گفت: [/] [=&amp]«خدمت‏ امام صادق (علیه السلام) رسیدم و عرض كردم: فدایتان گردم من دعائى از خود ساخته‏ ام، آن حضرت فرمود: براى من دعایت را (یا نو آوریت را) فروگذار و رها كن و دعاى ساختگى و به اصطلاح من درآوردى خود را عنوان نكن (و یا اینكه دعاى جدید ساختن را به من واگذار).

هرگاه مشكلى برایت پیش آمد به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) پناه ببر بدین صورت كه دو ركعت نماز بخوان و آن را به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) هدیه نما، عرض كردم: چگونه این كار را انجام دهم؟
[/]
[=&amp] فرمود: نخست غسل می كنى؛ آنگاه دو ركعت نماز می خوانى بدین صورت كه تكبیرات افتتاح آن را همانند افتتاح نماز واجب می كنى، و تشهد را نیز مانند نماز واجب می خوانى (طولانى و مشتمل بر آداب و اذكار واجب و مستحب، نه كوتاه) و چون از تشهد فارغ گشتى و سلام نماز را گفتى چنین دعا می كنى:[/] [=&amp]

«اللهم أنت السلام و منك السلام و إلیك یرجع السلام. اللهم صل على محمد و آل محمد، و بلغ روح محمد و آل محمد عنی السلام، و السلام علیهم و رحمة الله و بركاته، اللهم إن هاتین الركعتین هدیة منی إلى رسولك صلى الله علیه و آله فأثبنی علیهما ما أملت و رجوت منك و فی رسولك یا ولی المؤمنین»؛(10)[/][=&amp](یعنى: بار خدایا تو سلامی و سلام بسوى تو باز می گردد، بار خدایا بر محمد و آل او درود و صلوات فرست و از جانب من به روح محمد و آل محمد سلام و درود رسان، و برایشان سلام باد و رحمت و بركات خداوند متعال. بار خدایا این دو ركعت نماز هدیه ‏اى از من به رسول تو است پس مرا بپاداش این دو ركعت ثواب عطا فرما آنچه را كه آرزو دارم و در مورد رسولت آن (شفاعت) را كه امید می دارم اى ولی مؤمنان.

آنگاه به سجده می روى و چهل بار این دعا را میخوانى: [/][=&amp]«یا حی یا قیوم، یا حیا لا یموت، یا حی لا إله إلا أنت، یا ذا الجلال و الإكرام، یا أرحم الراحمین»؛ [/][=&amp]یعنى: اى زنده ‏اى كه مرگ به ساحتت راه ندارد و زوال در وجود تو نیست و همه چیز از تو موجود و بر پا گشته است، اى زنده همیشه جاوید كه نیستى و مرگ ندارد، اى زنده كه نیست خدائى جز تو، اى صاحب جلال و شكوه كه عظمت و اكرام مخصوص تو است اى مهربان‏ترین مهربانان.

آنگاه گونه راستت را بر خاك می گذارى و چهل مرتبه دیگر همان دعا را تكرار می كنى، و بعد گونه چپت را بر خاك نهاده و همان دعا را چهل مرتبه دیگر می خوانى، آنگاه سر خود را بلند میكنى و دستهایت را برمی دارى و باز همان دعا را چهل بار میخوانى، آنگاه دست خود را بر گردنت نهاده و چهل بار انگشت سبابه ‏ات را حركت می دهى (یعنى به چپ و راست یا بالا و پائین حركت می دهى) پس محاسنت را با دست چپ بگیر و به گریه پرداز و اگر نتوانستى خود را بحال گریه بدار و این دعا را بخوان: [/][=&amp]

«یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللَّهِ أَشْكُو إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیكَ‏ حَاجَتِی وَ إِلَى أَهْلِ بَیتِكَ الرَّاشِدِینَ حَاجَتِی وَ بِكُمْ أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ فِی حَاجَتِی»؛[/][=&amp] (یعنى اى محمد اى فرستاده خدا من حاجتم را بخدا و به تو شكوه می كنم، و نیز حاجتم را به اهل بیت تو كه هدایت‏ كنندگان براه راست‏اند شكوه مى برم، و به واسطه ی شما به خداوند روى مى‏آورم و حاجت خود را مى‏ طلبم).
[/]

[=&amp]آنگاه به سجده می روى و می گوئى: «یا الله، یا الله- آنقدر تكرار می كنى تا نفست تمام‏ شود و می گوئى- صل على محمد و آل محمد» یعنى بر محمد و آل او صلوات فرست و با من چنین و چنان كن (بجاى چنین و چنان دعا و حاجتت را می گوئى).

امام صادق (علیه السلام) اضافه فرمود: چنانچه شخص به این ترتیب عمل نماید من نزد خداوند عز و جل ضامنم كه از جاى خود حركت نكرده باشد مگر آنكه حاجتش برآورده شده باشد».(11)[/] [=&amp]

در این روایت درخواست شکوه و حاجت از امام معصوم (علیه السلام) مقارن درخواست از پروردگار شده است؛ که چنین امری بدان معنای است که اهل بیت (علیهم السلام) واسطه ی فیض الهی بوده که از مجرای آنان فیض الهی بر مخلوقات جاری می گردد؛ لذا درخواست مستقیم از آنان بدین اعتقاد که آنان چیزی از خود نداشته؛ بلکه واسطه ی فیض الهی اند، منطبق بر توحید افعالی است.[/]

[/]پی نوشت:[=&amp]
[/]
1. «يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ»؛ «مى‏خواهند براى داورى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اينكه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند».(النساء/60).

2. «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛ أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُون»؛ «آنهايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد (و پرستش مى‏ كنيد) بندگانى همچون خود شما هستند، آنها را بخوانيد و اگر راست مى‏ گوئيد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را بر آورند)؛ آيا (آنها لا اقل همانند خود شما) پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟ يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند (و كارى انجام دهند)؟ يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟ يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟ (نه، هرگز، هيچكدام) بگو (اكنون كه چنين است) اين بتهايى را كه شريك خدا قرار داده‏ايد (بر ضد من) بخوانيد و براى من نقشه بكشيد و لحظه‏اى مهلت ندهيد (تا بدانيد كارى از آنها ساخته نيست!)». (الأعراف/194 تا 195).

3. «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ « به يادآور زمانى را كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو معبود، غير از خدا، انتخاب كنيد». (المائدة/116).

4. «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها»؛‌ «و براى خدا، نامهاى نيك است خدا را به آن (نامها) بخوانيد». (الاعراف/180).

5. إنَّ أَفضَلَ ما تَوسَّل بِه المُتوَسّلون الي اللَّهِ (سبحانه و تعالي) الإيمانُ بهِ و بِرَسولهِ، وَالجِهادُ فِي سَبيلهِ فإنَّهُ ذِرْوَةُ الإسلامِ، و کَلِمةُ الإخلاصِ فإنَّها الفِطرَةُ، و إقامُ الصَلوةِ فإنَّها المِلَّةُ، وَ إيتآءُ الزَکوةِ فإنَّها فَريضةٌ وَاجبةٌ، وَصَوْمِ شَهْرِ رمضانَ فإنَّه جُنَّةٌ مِن العِقابِ، وَ حجُّ البَيتِ وَ اعْتِمارُهُ فإنَّهما يَنْفِيانِ الفَقرَ وَ يَرْحَضَانِ الذَّنبَ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ فإنّها مَثْرأَةٌ فَي المالِ و مَنسَأَةٌ في الأَجَلِ، وَ صَدَقةُ السِّرِ فإنَّها تُکَفِّرُ الخَطيئَةَ وَ صَدَقَةُ العَلانِيَةِ فَاِنَّما تدفَعُ السُّوءِ، وَ صَنآئِعُ المعروفِ فإنَّها تَقِي مَصَارعَ الهَوانِ.» (نهج البلاغه، خطبه ی 110).


6. «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ‏ فَلْيَسْأَلِ اللَّهَ بِهِ‏». (مسند أحمد بن حنبل، ج33، ص116).

7. البخاری، صحیح البخاری، کتاب التوحید (بَابُ كَلَامِ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ غَيْرِهِمْ)، ج11، ص181، ح6732، ‏مصر وزارت الاوقاف. :«...فَيُقَالُ: يَا مُحَمَّدُ ارْفَعْ رَأْسَكَ، وَ قُلْ يُسْمَعْ لَكَ، وَ سَلْ تُعْطَ، وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ، فَأَقُولُ: يَا رَبِّ أُمَّتِي أُمَّتِي، فَيُقَالُ: انْطَلِقْ فَأَخْرِجْ مِنْهَا مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ شَعِيرَةٍ مِنْ إِيمَانٍ...».

8. النساء/64: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً». «و اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند نزد تو مى‏ آمدند، آن گاه از خداوند آمرزش مى‏ خواستند و رسول خدا نيز براى آنها طلب آمرزش مى‏ كرد بى‏ ترديد خدا را بسيار توبه ‏پذير و مهربان مى‏ يافتند».

9. همان.

10. این قسمت روایت به نقل کلینی اینچنین است: «اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْكَ السَّلَامُ وَ إِلَيْكَ يَرْجِعُ السَّلَامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلِّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنِّي السَّلَامَ وَ أَرْوَاحَ الْأَئِمَّةِ الصَّادِقِينَ سَلَامِي وَ ارْدُدْ عَلَيَّ مِنْهُمُ السَّلَامَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اللَّهُمَّ إِنَّ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَثِبْنِي عَلَيْهِمَا مَا أَمَّلْتُ وَ رَجَوْتُ فِيكَ وَ فِي رَسُولِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ تَخِرُّ سَاجِداً وَ تَقُولُ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا حَيُّ لَا يَمُوتُ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْسَرَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ وَ تَمُدُّ يَدَكَ وَ تَقُولُ أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ تَرُدُّ يَدَكَ إِلَى رَقَبَتِكَ وَ تَلُوذُ بِسَبَّابَتِكَ وَ تَقُولُ ذَلِكَ أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ خُذْ لِحْيَتَكَ بِيَدِكَ الْيُسْرَى وَ ابْكِ أَوْ تَبَاكِ وَ قُلْ يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَشْكُو إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ‏حَاجَتِي وَ إِلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الرَّاشِدِينَ حَاجَتِي وَ بِكُمْ أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ فِي حَاجَتِي ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ حَتَّى يَنْقَطِعَ نَفَسُكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يَبْرَحَ حَتَّى تُقْضَى حَاجَتُه‏». (الکافی، ج3، ص477، ح1).

11. من لا یحضره الفقیه، الصدوق، ج1، ص561.

موضوع قفل شده است