جمع بندی ازدواج سیده با غیر سید

44 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ازدواج سیده با غیر سید

با سلام خدمت شما!
دختری ۲۰ ساله هستم مقیم کشورسوئد.
۱۴ سال بیشتر نداشتم که به این کشور امدیم و ادامه تحصیلاتم را اینجا گذراندم تا الان.
از وقتی به سن ازدواج رسیدم بین فامیل خیلی ها برایه پسرانشان مرا خاستگاری کرده اما من به علت ترس از فزندان ضعیف از ازدواج با فامیل نزدیک پرهیز کرده ام.
زیرا مادرم و پدرم، پدربزرگ و مادربزرگم ازدواجشان فامیلی نزدیک بوده مثلا دختر عمووپسرعمو بوده اند. به همین دلیل ۲خواهر کوچک خودم و حتی خاله ها و عمه هایم هر کدامشان ۲یا۳ فرزندان خود را رد سنین چند ماهگی ازدست دادن واولاد ناقص بینمان بسیارررربوده.
درکشور سوئدهم خاستگار بسیار دارم اما سید نیستن.‌برایه من اصلا مهم سید بودن طرف مقابلم نیست. من خود بیشتر کسی را میخواهم که باایمان، با اخلاق بانماز باشد تا بتوانم فرزندان خوبی داشته باشم. و برایم مهمتر از همه این است که اورابشناسم با اخلاقش اشناباشم. اما مادرم و خانواده مادرم برایشان سید بودن اولین چیزی هست که بخواهند درمورد خاستگارم فکر کننداگر سیدنباشند تا انها کلمه ای بگویند بهانه ی این رامی اورند ک ما دختربه بیگانه نمیدهیم.
پدرم ۱۰سال میشود که به رحمت خدارفته و مادرم سرپست ما‌هست.
چندین مرتبه به مادرم گفته ام که‌برایه من مهم این است که شیعه علی باشد، باایمان باشد، نمازخوان باشد و اخلاق خوب داشته باشد اما برایشان باز کافی نیست و تاکید بررویه سید بودن دارند حتی اگر کسی رادوست داشته باشم سید نباشد جرات گفتن به مادرم راندارم زیرامیدانم بدون هیچ شناختی از پسرموردعلاقه ام درخواست مرادرمیکند.
نمیدانم چه کنم تا مادرم را راضی کنم.من دختری هستم ک اینجا بزرگ شدم باحجابم نمازم راقضا نمیکنم و سره وقت هستم اما میخواهم با کسی ازدواج کنم که دوستش‌دارم اما برایه مادرم سید‌بودن بسیارمهم هست.
لطفا مراراهنمایی کنید خواهش میکنم.
مادرم میگوید اگر باسید ازدواج نکنی فرزندانت سید نخواهند شد و تو فرزندانت را از همچین نعمتی دریغ میکنی. اما من‌معتقدم که اگر سید‌هم‌نباشند اما فرزندانم را به امیدخداوند بزرگ مومن و خوب تربیت کنم بزرگترین نعمت برایم هست
مادرم ترس از این داردکه اگرمن با یک غیرسید که دوستش دارم ازدواج کنم فامیل چه‌خواهند گفت.
اما من خودرابرتراز دیگران نمیدانم و برتری را در اعمال بنده گی ام ک انجام میدهم میدانم نه سید بودنم
من‌ بسیارررر تحقیق کردم و خواندم در موردازدواج سیده و غیر سید نه پیامبر ما نه جدما اینقدرسختگیر نبودن که ما الان هستیم.
لطفا اگر میشود برایم چند حدیث درمورد ازدواج سیده و غیرسید پیداکنید ک سند ان موجود باشد
من حتی نظر مرجع تقلیدم ایت الله سیستانی را نیزخواندم ام و هیچ مشکلی درموردازدواج سیده وغیر سید نگفته اند
چگونه میتوانم مادرم را راضی کنم؟؟؟ لطفا به من کمک کنید برایم حدیث از قران یا پیامبر یا امامان پیداکنید تا بتوانم داشته باشم.
اگر نسل فقط از طرف پدربود چرا نسل پیامبرمان از طریق فاطمه زهرا هست ایا خداوند نمیتوانست به پیامبر پسری عنایت کند بجایه دختر.
مادرکه ۹ماه فرزند را درشکم خودنگه میدارد هیچ نقشی ندارد که فرزند نسل او هم باشد!!
فکرنمیکنم خداوند در این مورد ناحقی کرده باشد زیرااو مهربان است و ناحقی نمیکند.
لطفامرایاری کنید و جواب مرا بدهید و مرا دوستانه راهنمایی کنید
باتشکر

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"]
[/TD]
کارشناس بحث: استاد بدیع

[TD][/TD]

[/TABLE]

سیده نرجس سادات;1005093 نوشت:
با سلام خدمت شما!
دختری ۲۰ ساله هستم مقیم کشورسوئد.
۱۴ سال بیشتر نداشتم که به این کشور امدیم و ادامه تحصیلاتم را اینجا گذراندم تا الان.
از وقتی به سن ازدواج رسیدم بین فامیل خیلی ها برایه پسرانشان مرا خاستگاری کرده اما من به علت ترس از فزندان ضعیف از ازدواج با فامیل نزدیک پرهیز کرده ام.
زیرا مادرم و پدرم، پدربزرگ و مادربزرگم ازدواجشان فامیلی نزدیک بوده مثلا دختر عمووپسرعمو بوده اند. به همین دلیل ۲خواهر کوچک خودم و حتی خاله ها و عمه هایم هر کدامشان ۲یا۳ فرزندان خود را رد سنین چند ماهگی ازدست دادن واولاد ناقص بینمان بسیارررربوده.
درکشور سوئدهم خاستگار بسیار دارم اما سید نیستن.‌برایه من اصلا مهم سید بودن طرف مقابلم نیست. من خود بیشتر کسی را میخواهم که باایمان، با اخلاق بانماز باشد تا بتوانم فرزندان خوبی داشته باشم. و برایم مهمتر از همه این است که اورابشناسم با اخلاقش اشناباشم. اما مادرم و خانواده مادرم برایشان سید بودن اولین چیزی هست که بخواهند درمورد خاستگارم فکر کننداگر سیدنباشند تا انها کلمه ای بگویند بهانه ی این رامی اورند ک ما دختربه بیگانه نمیدهیم.
پدرم ۱۰سال میشود که به رحمت خدارفته و مادرم سرپست ما‌هست.
چندین مرتبه به مادرم گفته ام که‌برایه من مهم این است که شیعه علی باشد، باایمان باشد، نمازخوان باشد و اخلاق خوب داشته باشد اما برایشان باز کافی نیست و تاکید بررویه سید بودن دارند حتی اگر کسی رادوست داشته باشم سید نباشد جرات گفتن به مادرم راندارم زیرامیدانم بدون هیچ شناختی از پسرموردعلاقه ام درخواست مرادرمیکند.
نمیدانم چه کنم تا مادرم را راضی کنم.من دختری هستم ک اینجا بزرگ شدم باحجابم نمازم راقضا نمیکنم و سره وقت هستم اما میخواهم با کسی ازدواج کنم که دوستش‌دارم اما برایه مادرم سید‌بودن بسیارمهم هست.
لطفا مراراهنمایی کنید خواهش میکنم.
مادرم میگوید اگر باسید ازدواج نکنی فرزندانت سید نخواهند شد و تو فرزندانت را از همچین نعمتی دریغ میکنی. اما من‌معتقدم که اگر سید‌هم‌نباشند اما فرزندانم را به امیدخداوند بزرگ مومن و خوب تربیت کنم بزرگترین نعمت برایم هست
مادرم ترس از این داردکه اگرمن با یک غیرسید که دوستش دارم ازدواج کنم فامیل چه‌خواهند گفت.
اما من خودرابرتراز دیگران نمیدانم و برتری را در اعمال بنده گی ام ک انجام میدهم میدانم نه سید بودنم
من‌ بسیارررر تحقیق کردم و خواندم در موردازدواج سیده و غیر سید نه پیامبر ما نه جدما اینقدرسختگیر نبودن که ما الان هستیم.
لطفا اگر میشود برایم چند حدیث درمورد ازدواج سیده و غیرسید پیداکنید ک سند ان موجود باشد
من حتی نظر مرجع تقلیدم ایت الله سیستانی را نیزخواندم ام و هیچ مشکلی درموردازدواج سیده وغیر سید نگفته اند
چگونه میتوانم مادرم را راضی کنم؟؟؟ لطفا به من کمک کنید برایم حدیث از قران یا پیامبر یا امامان پیداکنید تا بتوانم داشته باشم.
اگر نسل فقط از طرف پدربود چرا نسل پیامبرمان از طریق فاطمه زهرا هست ایا خداوند نمیتوانست به پیامبر پسری عنایت کند بجایه دختر.
مادرکه ۹ماه فرزند را درشکم خودنگه میدارد هیچ نقشی ندارد که فرزند نسل او هم باشد!!
فکرنمیکنم خداوند در این مورد ناحقی کرده باشد زیرااو مهربان است و ناحقی نمیکند.
لطفامرایاری کنید و جواب مرا بدهید و مرا دوستانه راهنمایی کنید
باتشکر

با سلام و احترام

مسئله ازدواج دختر سیده با غیر سید از نظر فقهی هیچ اشکالی در هیچ دوره ای از تاریخ اسلام و تشیع(نه در زمان معصومین(علیهم السلام) و نه بعد از آن) نداشته است و ممنوعیت چنین ازدواجی اگر به معنای حرمت شرعی آن باشد قطعا یک تحریف بزرگ در دین و یک افترا به شارع مقدس محسوب می شود.

اما اینکه تنها در صورت ازدواج با سادات میتوانید فرزندان سید داشته باشید درست است اما فضیلت اصلی، انتساب به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است که حتی در صورت ازدواج با غیر سید نیز فرزندان شما از آن بهره مند میشوند.

باید توجه داشت که فرزند رسول خدا بودن با عنوان سیادت متفاوت است. فردی که از طریق مادر به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) منتسب شود قطعا از فرزندان حضرت محسوب می شود اما سیادت که یک عنوان خاص و دارای احکام خاصی است شامل حال او نمی شود. چرا که انتساب نژادی تنها از طریق پدر صورت میگیرد. همانطوری که فامیل پدر بر روی فرزند قرار میگیرد. حتی معصومین(علیهم السلام) نیز از طریق مادر(حضرت زهرا سلام الله علیها) به پیامبر اکرم منتسب می شوند.


«وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ هِلَالٍ الْأَحْمَسِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا شَرِيكٌ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُمَيْرٍ قَالَ: بَعَثَ الْحَجَّاجُ إِلَى يَحْيَى بْنِ يَعْمُرَ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ الَّذِي تَزْعُمُ أَنَّ ابْنَيْ عَلِيٍّ ابْنَا رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ وَ أَتْلُو عَلَيْكَ بِذَلِكَ قُرْآناً قَالَ هَاتِ قَالَ أَعْطِنِي الْأَمَانَ قَالَ لَكَ الْأَمَانُ قَالَ أَ لَيْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ‏ ثُمَّ قَالَ‏ وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى‏ وَ عِيسى‏ أَ فَكَانَ لِعِيسَى أَبٌ قَالَ لَا قَالَ فَقَدْ نَسَبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْكِتَابِ إِلَى إِبْرَاهِيمَ قَالَ مَا حَمَلَكَ عَلَى أَنْ تَرْوِيَ مِثْلَ هَذَا الْحَدِيثِ قَالَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ فِي عِلْمِهِمْ أَنْ لَا يَكْتُمُوا عِلْماً عَلِمُوهُ؛ حجاج يحيى بن يعمر را خواست و به او گفت توئى كه معتقدى دو پسر على دو پسر رسول خدايند، گفت آرى و براى تو در اين باره از قرآن دليل آورم. گفت: بياور. گفت بمن امان بده گفت در امانى. گفت: مگر نيست كه خداى عز و جل ميفرمايد: به او بخشيديم اسحق و يعقوب را همه را رهنمائى كرديم و نوح را پيش از اين رهنمائى كرديم و از نژاد او است داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هرون و چنان پاداش دهيم نيكوكاران را. سپس فرمود و زكريا و يحيى و عيسى. مگر عيسى پدر داشت؟ حجاج گفت: نه! گفت: خدا او را در كتاب خود به وسيله مادرش فرزند ابراهيم خوانده است. گفت چه کسی به تو آموخت كه مانند اين حديث را روايت كنى؟ گفت عهدى كه خدا از علماء گرفته كه علم خود را كتمان نكنند.»(1)

همانطوری که در این روایت می بینید فرزندانی که از طریق مادر به فردی میرسند فرزند آن فرد نیز محسوب میشوند. بنابراین نسل شما هرچند با غیر سید ازدواج کنید از شرافت انتساب به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بهره مند خواهند شد.

ادامه دارد ....

پی نوشت:
1. امالی صدوق، ص631.

اما ممکن است ممنوعیت چنین ازدواجی در خانواده شما نه به عنوان حرمت شرعی بلکه به عنوان یک رسم خانوادگی و یک عرف پذیرفته شده محسوب شود. در این صورت اشکالی ندارد به عرف خانوادگی خود و رضایت و خواست مادرتان اهمیت دهید اما در عین حال نباید باعث شود آینده و خوشبختی شما نیز به مخاطره بیفتد. بنابراین تصمیم گیری صحیح در این باره بستگی به میزان حساسیت مادر و اطرافیان شما با ازدواج با غیر سید و ضرورت و مصلحت شما در این ازدواج دارد که در ادامه باید در مورد آن صحبت شود تا به بهترین راه حل برسیم.

با سلام!
بسیار متشکرم بابت پاسخ هایه شما.
من حتی اگر بافردی که سید نیست ازدواج کنم لقب سید بر فرزندان من تعلق نمیگیرد؟؟
چگونه میتوانم باصحبت کردن بامادرم راه حلی پیداکنیم در این مورد.؟
مادرم میگوید در روزقیامت وقتی فاطمه زهرا(س) وارد میشود فقط فرزندانش میتواند صورت ایشان راببیند
ایا این موقعیت برایه فرزندان من هم که پدرشان سیدنباشد تعلق میگیرد؟
زیرا شما میگویید بااین که پدرسیدنباشد بازهم فرزندان از نسل پیامبر محسوب میشوند.
باتشکر

سیده نرجس سادات;1005295 نوشت:
با سلام!
بسیار متشکرم بابت پاسخ هایه شما.
من حتی اگر بافردی که سید نیست ازدواج کنم لقب سید بر فرزندان من تعلق نمیگیرد؟؟
چگونه میتوانم باصحبت کردن بامادرم راه حلی پیداکنیم در این مورد.؟
مادرم میگوید در روزقیامت وقتی فاطمه زهرا(س) وارد میشود فقط فرزندانش میتواند صورت ایشان راببیند
ایا این موقعیت برایه فرزندان من هم که پدرشان سیدنباشد تعلق میگیرد؟
زیرا شما میگویید بااین که پدرسیدنباشد بازهم فرزندان از نسل پیامبر محسوب میشوند.
باتشکر

با سلام مجدد
عنوان سید بر آنها اطلاق نمی شود ولی محرم حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستند. پس فضیلتی که در روز قیامت از مادرتان نقل کردید شامل حال آنها هم خواهد شد.
اجازه دهید کمی بحث جلو رود و نظرات کاربران نیز به آن اضافه شود. ان شا الله بتوانیم راهکار مناسبی پیدا کنیم. به سوالاتی هم که در پست قبلی داشتم پاسخ دهید.

با تشکر فراوان از شما و همکارانتان.
من درسوالات قبلی سوالاتی راکه ما از من داشته اید را نمیتوانم ببینم و پیدایشان نکردم تا بتوانم پاسخم را برایتان بنویسم!!

سیده نرجس سادات;1005093 نوشت:
سید

سلام
روایت داریم که آتش جهنم بر فرزندان حضرت زهرا (علیهاالسلام) حرام است:
"بِإِسْنَادِ التَّمِیمِیِّ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله و سلم):« إِنَّ فَاطِمَهَ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّیَّتَهَا عَلَى النَّار» یعنی "امام رضا (علیه السلام) از پدرانش (علیهم السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل نموده که آن حضرت فرمود:" پروردگار به پاسداشت پاک دامنی فاطمه(سلام الله علیها)، آتش جهنم را بر فرزندان او حرام کرد"[بحارالانوار،ج43،ص20]
برادر امام رضا (علیه السلام) سیّد است یا سیّد نیست؟ آیا این سید بودن افتخاری برای اوست؟ قطعا سیّد است و از نظر مادرتان افتخار خیلی بالایی دارد. اما آن چه مهمّ است، اهل تقوا بودن است، نه سید بودن.
نظر امام رضا (علیه السلام) را در این مورد بخوانید:
حسن بن موسی روایت می کند که در خراسان در حضور امام هشتم (علیه السلام) بودم و برادر ایشان زید بن موسی که در مجلس حضور داشت گروهی را گرد خود جمع آوری کرده و به آنان فخر می فروخت که ما چه هستیم و چه هستیم!
این سخنان به گوش امام رضا (علهیه السلام) که مشغول سخن گفتن با گروهی دیگر بود رسید و به دنبال آن رو به سمت برادرش کرده و فرمود: آیا این روایت که آتش دوزخ بر فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) به پاسداشت پاکدامنی ایشان حرام است، تو را به خود مغرور کرده؟! سوگند به خدا که حیطۀ این روایت تنها امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و دیگر فرزندان بلا واسطۀ ایشان را در بر می گیرد. آیا عادلانه است که (پدرمان) موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمانبردار پروردگار بوده، روزها را به روزه و شب ها را به عبادت بگذراند و تو مرتکب گناه و نافرمانی شوی، آن گاه هر دوی شما در روز قیامت یکسان باشید؟! در این صورت تو نزد خدا از او گرامی تری! (زیرا با وجود گناه به همان درجه ای رسیده ای که او با اطاعت بدان دست یافته است).(جدمان) امام سجاد (علیه السلام) در این زمینه می فرمود که " نیکوکاران از سادات دو برابر دیگران پاداش دریافت کرده و بدکاران آنان نیز دو برابر مجازات خواهند شد"[منبع: عیون أخبار الرضا ع، ج ۲، ص ۲۳۲].
مانند این حدیث باز هم آمده است:
- شخصی به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت که آیا این حدیث[حدیث یامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) درباره فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها)]، امان نامه ای برای تمام سادات بنی فاطمه نیست؟ ایشان فرمودند:" آیا نادانی؟ همانا مراد از این روایت تنها حسن و حسین (علیهما السلام) می باشند که پاره ای از اهل بیت عصمت هستند، اما در مورد غیر آنها باید دانست که اگر رفتار و کردار زشت شخصی، مقام و منزلت او پایین آورد، منتسب بودن به پرهیزکاران او را بالا نخواهد برد. [منبع: ، شرح نهج البلاغ ابن ابی الحدید، ج ۱۸، ص ۲۵۲، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق].

- حماد بن عثمان روایت می کند که از امام صادق (علیه السلام) تفسیر روایت نبوی ناظر به نجات فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) از آتش را جویا شدم. ایشان فرمودند که "مراد از این روایت، فرزندان بلا واسطۀ ایشان یعنی امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) و زینب و ام کلثوم می باشد".[منبع: معانی الأخبار شیخ صدوق، ص ۱۰۶، ح ۳، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۱ ش]
اگر همسر آینده شما فرد سیّدی باشد که تقوا را رعایت نکند، شما در کنارش خوشبخت می شوید؟؟
چقدر اسلام از افراد سیّدِ بی تقوا ضربه خورده است؟
چند نمونه می گویم:
-فرزند امام صادق (علیه السلام) به نام عبدالله اَفطَح، سیّد بود که با امامتِ امام کاظم (علیه السلام) مخالفت کرد.
- سیّدعلی‌محمدشیرازی ملقّب به باب: بنیانگذار فرقه منحرف بابیّت، سیّد بود.
- سید ضیاءالدین طباطبایی: عامل انگلیس و رهبر کودتای سال 1299 که مقدمه ای برای حکومت پهلوی اول شد.
- سید جعفر پیشه وری: سیاستمدار، روزنامه‌نگار و کمونیست، از مؤسّسان حزب کمونیست ایران
- ملکه الیزابت انگلیس هم بنا به ادّعای برخی، سیّده است.

سلام بانو. به مادرتون یاداوری کنید که خداوند فرموده "ان اکرمکم عندالله اتقیکم" . افراد زیادی هستند که سید هستند اما بویی از انسانیت نبرده اند. نگاهی به آمار جرم و جنایتها بندازید. در همین ایران گاها کسانی به جرم سرقت و تجاوز و قتل محکوم می شوند که سید هستند.
مادرتون باید بدونند که یک فرد متقی و پاک، در روز قیامت جایگاهی بالاتر از یک سید عادی دارد. آیات و روایاتی که در مذمت برتری یک قبیله با نزاد بر دیگری فرموده شده اند را پیدا کنید و برایشان بخوانید.

نمونه های تاریخی هم میتوانید برایشان بیاورید که سید بودن با نبودن ملاک برتری افراد در اخرت نیست. ثلا:
جعفر بن‌ علی‌ (۲۲۶ - ۲۷۱ ق)، معروف به جعفر کذّاب فرزند [URL="http://fa.wikishia.net/view/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%87%D8%A7%D8%AF%...(%D8%B9)"]امام هادی (ع)[/URL] و برادر [URL="http://fa.wikishia.net/view/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_...(%D8%B9)"]امام حسن عسکری (ع)[/URL]. وی پس از شهادت برادرش ادعای امامت کرد و برای مدتی گروهی از شیعیان را به خود جلب کرد. پیروان او معتقد بودند امام حسن عسکری(ع) فرزندی نداشته و بعد از او برادرش امام خواهد بود. بنابر روایاتی، جعفر خود را جانشین امام هادی(ع) می‌دانست و در دوران حیات امام حسن عسکری(ع) دعوی امامت داشت. پیروان او را جعفریه نامیده‌اند.

سلام
من تا چهار نسل قبل، تماما پدرانم غیر سید و مادرانم سیده بوده اند.

خودم از دبیرستان، با مقام سادات و ذریه زهرا (س) و کمالات آنها که دارند حتی ( اگر از نظر ایمانی ضعیف باشند) آشنا شدم و تصمیم گرفتم همسر آینده ام سیده باشد. حتی اگر در دنیا یک سیده بیشتر نباشد، و آنهم دارای نقایص فراوان جسمی و روحی باشد.

گزینه های خوب متعددی داشتم ولی همه را به خاطر سیده نبودن رد کردم.

آخه، فامیل شدن با امام زمان و اینکه امام زمان که حتما اهل صله رحم هستند به منزل ما که از اقوامشان خواهیم شد سر میزنند (ولو ما متوجه نشویم) خیلی مهم است....

سالها پس از ازدواج با همسرم که سیده هستند، یک شب همسرم با بچه ام سر موضوع بی ارزشی دعوا کرد و بچه ام گریه کرد. من با خودم فکر کردم: همه اش تقصیر خودم است که گزینه های خوب و‌ خوش اخلاق و فهیم تر را به خاطر سیده نبودن کنار گذاشتم. اگر این ملاک برام اهمیت نداشت، الان بچه من گریه نمیکرد.

همان شب خواب دیدم:
قیامت شده بود. زمین کاملا مسطح و بدون پستی و بلندی بود. همه مردم اول و آخر دنیا در صفهایی مثل صف نماز جماعت جمع شده بودند و روی همه به یک سمت بود. هیچ کس حرف نمی زد و فقط صدای همهمه می آمد.... جلوی روی جمعیت، مردی با لباس عربی که کمی هم شکمش بزرگ یود، روبروی جمعیت ایستاده بود و ترازویی در دست داشت. آن ترازو، مثل ترازوهای قدیمی عبارت بود از دو سینی که هر کدام با چند رشته نخ به چوبی وصل شده بود‌. مردم یکی یکی و به نوبت می رفتند و در یکی از سینی ها می نشستند. در سینی دوم چیزی مشاهده نمی شد. آن شخص با این ترازو، مردم را به دو گروه «سالم» و «ناسالم» تقسیم میکرد. سالمها را سمت راست خود قرار می داد و ناسالمها را سمت چپ خود.
نوبت من شد. رفتم در سینی نشستم. آن شخص به من گفت: شکم تو پر از عفونت است. اما چون سیدها را دوست داری، ما تو را به عنوان یک فرد سالم می پذیریم.

از خواب بیدار شدم و به اهمیت سیده یودن همسرم بیشتر واقف شدم. ولو اینکه در بعضی زمینه ها، گزینه های غیر سیده، برتری داشتند، ولی این گزینه مهمترین است.

خدا را شاکرم که قبل از ازدواج، مرا با فضایل سادات آشنا کرد و مرا هدایت فرمود تا ملاک سیده بودن را در صدر ملاکهایم برای انتخاب همسر قرار دهم‌.

همه افتخارات و ارزشهای ممکن برای یک فرد را در ذهنم بررسی کردم: دکتر شدن، دانشمند شدن، حتی شهید شدن، ... اینها همه خوبند اما بالاتر از «نوکری فرزندان زهرا (س)» افتخاری سراغ ندارم.
همیشه در جامعه و در زندگی، خودم را نوکر سادات میدانم و در راه تأمین خواسته های آنها و مقدم داشتن آنها بر خود و دیگران می کوشم.

همیشه میگویم:
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده، و این قوم خداوندانند.

اگر ما پیامبر (ص) و امامان (ع) را بهتر بشناسیم، آنگاه به جایگاه اولاد آنها که به لحاظ فلسفی استمرار وجود همان بزرگواران هستند ، بیشتر پی خواهیم برد و با شریک زندگی آنها شدن، خانه خود را و نسل خود را به خانه اهل بیت و نسل آنها وصل خواهیم کرد و چه چیزی مهمتر از این؟؟

کسی که عاشق میشود، باید در راه عشقش سختی تحمل کند... باید هزینه هایی بپردازد... عاشق اولاد علی (ع) و فاطمه (س) شدن هم از این امر مستثنی نیست.

جایی می خواندم که یکی از طلبه هایی که شاگرد سید مرتضی (برادر سید رضی، گردآورنده نهج البلاغه) بود به قصد خواستگاری از دختر ایشان، به منزل ایشان آمد اما خجالت میکشید که خواسته خود را مطرح کند.
بدون اینکه او حرفی بزند، سید مرتضی سر بلند کرد و گفت: من ازدواج دختر سیده با مرد غیر سید را ... (ادامه جمله دقیق یادم نیست اما منظورش این بود که سید مرتضی موافق ازدواج دختر سیده با مرد غیر سید نبوده است. البته نه اینکه از نظر شرعی درست نباشد. بلکه از این لحاظ که ممکن است احترام آن خانم سید حفظ نشود...خیلی از امور هستند که از لحاظ شرعی مانعی ندارند و از نظر فقهی صحیح هستند اما از لحاظ دیگری مثلا از لحاظ اخلاقی یا عرفانی صحیح نیستند).

مثال: شما اگر از محل درآمد حلال خود یک کیلو سیب بخرید و همه اش را با هم بخورید، هیچ کار حرامی مرتکب نشده اید. اما از لحاظ اخلاقی نادرست است. زیرا خوردن یک سیب، نیاز بدن شما را رفع میکرد و سیر می شدید و حاجتی به خوردن دومی نبود (رجوع کنید به زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط)

مثال دوم: اینکه از محل درآمد شرعی خود پولی جهت روز مبادای آینده پس انداز کنید هیچ اشکال شرعی ندارد. اما برخی عرفا شاگردان خود را از پس انداز کردن نهی میکردند و آنها را «اهل توکل» تربیت میکردند. (نمیدانم در احوالات سید هاشم حداد یا آیت الله قاضی یا عارف دیگری خوانده ام).

مثال سوم: یکی از علما می فرمود: اگر دستور نرسیده بود که عاشورا را عزا بگیرید، ما عاشورا را جشن میگرفتیم. زیرا شهادت و رسیدن به وصال خداوند، سعادت بزرگ است و شایسته جشن است (نقل به مضمون) (توجه کنید که برخی اصحاب امام حسین (ع) در شب عاشورا با هم شوخی و خنده میکردند و می‌گفتند فردا به ملاقات پروردگارمان نائل می شویم).

فقه، برای عامه مردم است. اما برخی بزرگان بوده اند که برخی مباحهای فقهی را بر خود حرام میکردند یا برخی مستحبات فقهی را بر خود واجب میکردند. نه از بابت بدعت در دین. بلکه سطح ایمان آنها بالا بود.

غرضم این است که برخی دوستان میگویند فلان کار از نظر فقهی اشکالی ندارد. بله، اما لحاظهای ظریفتر و دقیقتری نسبت به فقه هم وجود دارد که البته مربوط به خواص است: حسنات الابرار، سیئات المقربین.

موضوع قفل شده است