جمع بندی چرا قدرت مدیریت افکار و اندیشه های اجتماعی رو نداریم؟

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا قدرت مدیریت افکار و اندیشه های اجتماعی رو نداریم؟

سلام ...
امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید ...

یعنی واقعا کشور ما چهار تا اندیشمند نداره که بتونند مردم رو به هم نزدیک کنند و دوباره مردم متحد بشن ...

یکی از فامیل هامون تعریف میکرد که در درون کشور آمریکا ؛ دولتمردانش حواسشون به این هستش که به کره ای ها و چینی ها توهین نکنند ... چون کره ای ها و چینی ها خیلی پشت به پشت هم هستند ... ولی ایرانی ها برعکس ... همشون آدم فروش هستند ... و پشت به پشت هم نمیدن ... بنابراین نمیتونند حق و حقوقشون رو بگیرند ...

چرا اینجوری شدیم ... من تازگی ها در اینستاگرام عضو شدم ... واقعا شرمم میشه بگم ... چه توهینهایی به سردار سلیمانی میکنند ... اینها اصلا ایرانی هستند ... آدم شرمش میگیره بگه اینها هم ایرانی هستند ...

از این مقوله بگذریم ...

چرا ایران هیچ گونه توانایی در مدیریت اندیشه های اجتماعی نداره ... اصلا احساس میکنم که ایرانی ها و کسایی که مسئولیت دارند هیچ دانشی در مورد مدیریت اندیشه های اجتماعی ندارند ... روز به روز هم داره تفرقه بین مردم زیاد میشه ...

چرا توانایی این رو نداریم که القا کنیم مردم پشت به پشت هم باشین ... مردم مراقب هم باشین ... مردم الان شرایط خاص هست ... این دوران گوشت تن هم دیگه رو نخورین ... واقعا توانایی این رو نداریم ...

یک کلیپ بدین من براتون درست کنم که وقتی دارین با ماشینتون در خیابان راه میرید ... اگر سگ گرسنه ای رو دیدید ... نگه دارید و بهش غذا بدید ... فرداش ... نیمی از ایرانی ها وای میایستند تا به سگ ها غذا بدن ...

یعنی صدا و سیما اینقدر توانایی نداره ؟؟؟

نمیدونم ... مسوول این مساله کی هست .... ولی هر کسی هست ... اصلا کارش رو بلد نیست ...

چرا محتکرین رو خجالتشون نمیدید ...
چرا بچه ها و مدرسه ای ها رو نمیبرین به بیمارستان ها تا ببینند بیمارها چه میشکند و برن برای بابا مامان دزدشون تعریف کنند
چرا کلیپ های 5 دقیقه ای از صدا و سیما پخش نمیشه که در درونش محبت کردن رو یاد بده

همش یه آخوند میارن ... که بزنه به صحرای کربلا ...
این روش چواب نمیده ... نمیخواید بفهمید ... بایدحتما کشور تجزیه بشه ... باید بدبخت بشیم ...

اگر من امکاناتش رو داشتم میتونستم دهها کلیپ 5 دقیقه ای بسازم که در این شرایط مردم باید چجوری مراقب هم باشند ... چجوری به هم کمک کنند ...

چادرهایی رو در درون شهر تاسیس میکردم که مردم اضافه دارایی هاشون رو اونجا بزارن ... یخچالهایی رو میزاشتم تا مردم اگر میخوان غذا بدن ... بتونن به هم دیگه کمک کنن ...

اونوقت منی که دزد هستم ... منی که محتکر هستم ... میبینم که مردم دارن از دارایی هاشون میگذرن ... تا مراقب هم باشن ... خجالت میکشم ... دزدی نمیکنم ... مردم کشورم رو بدبخت نمیکنم ... احتکار نمیکنم و ....

درسته که وضع کشور هنوز اونقدر بد نشده ... ولی کسی که مدیریت اندیشه ها رو بر عهده داره ... باید بدونه که زمان چنین تصمیم هایی الان هست ... نه زمانی که کار از کار گذشته و مردم دارن گوشت و تن هم دیگه رو میخورن ....

واقعا هر کسی مسول این امر در درون کشور هست ... کارش رو بلد نیست ...

به کچا میخوایم برسیم ... میخوایم به آمریکا بگیم غلط کردیم ... این همه شهید هسته ای دادیم غلط کردیم ...

یعنی میخوایم کوتاه بیایم جلوشون .... اگر این کار رو بکنیم ... هیچ جای دنیا دیگه اعتبار نداریم ... همه ما رو با دست نشون میدن و بهمون میخندن ....

من که کوچیک بودم ... مامانم بهم پرتغال و خیار نمیداد ببرم مدرسه .... میگفت میبری مدرسه ... بچه های دیگه هم میبینن و میخوان و دلشون میسوزه که خیار ندارن .
چندی پیش در درون پارک نشسته بودم که گروهی داشتند والیبال بازی میکردند ... و یه پسر بچه توپول دو تا بستنی خریده بود ... یکی برای خودش و یکی هم برای دوستش ... و هر کاری که کرد دوستش اون بستنی رو ازش قبول نکرد ... گفت یا برای همه میخریدی ... یا هیچی ...

یعنی یه چیز به این کوچیکی رو همه میفهمند ...
نمیتونین کلیپی بسازید که ...

همین دو سناریویی که در فوق عنوانش کردم نشان داده بشه و بعد پسر بچه ای رو به تصویر بکشه که سوار بنز آخرین سیستم هست و کنار دستیش نون نداره که برای خانوادش ببره ....

خیلی سخته ....

پس چرا دشمن داره این کار رو میکنه ... من اینستاگرام که رفتم اصلا باورم نشد این همه اندیشه های احمق داریم ... دارن کشورشون رو نابود میکنند ... دارن سردارشون رو مسخره میکنند ...

کچای دنیا ... در کدوم زمان چنین جیزی رسم بوده ...

من فکر میکنم ... فکر که نه ... مطمین هستم که اگر اینجوری جلو بره ... هیچ اتحادی برای مردم باقی نمیمونه ... کسی نیست که بتونه اندیشه ها رو کنترل کنه ... بتونه ارق ملی رو در وجدان ها بیدار کنه ...

و ضعف رو فقط و تنها در سیستم مدیریتی کشور میدونم ... اصلا نمیدونم این مساله عهده دار در درون کشور و در درون صدا و سیما داره یا نه ....

نمیدونم کارگردان های ما دارن چی کار میکنند ... واقعا نمیدونم ....

همه گیج میزنن ... همه ...

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"][/TD]
کارشناس بحث: استاد مسلم

[/TABLE]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

مبنای 2;992061 نوشت:
چرا قدرت مدیریت افکار و اندیشه های اجتماعی رو نداریم؟

دغدغه شما حقیقتا دغدغه ی به جا و نشان دهنده باطن خوب و دغدغه مند شما نسبت به مسائل فرهنگی دارد. در طول دوره چند ساله ای که من در مرکز ملی فعالیت دارم، این پست یکی از بهترین پستهای شماست که واقعا لازم میدونم که از شما تشکر کنم.
معضلی که می فرمایید مسئله ای بزرگی است، و البته مسئله ای نیست که فقط با تبلیغات رسانه ای صدا و سیما و تدابیر مسئولین و ساختن چندتا کلیپ حل شود، مثلا در بحث حمایت از کالای ایرانی انصافا خیلی خوب کار شد، هم کلیپ های تأثیرگذاری ساخته شد، و هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی به صورت گسترده منتشر شد، اما باز نتیجه 100% نگرفته ایم، چون هم عوامل دیگری در کار است، و هم موانعی در میان است.
آنچه که بنده می توانم عرض کنم در قالب دو نکته بیان میشود:

نکته اول:

کار فرهنگی باید جهادی باشد، کار فرهنگی که برای حقوق سر برج یا مانند آن باشد ثمره ای ندارد، به همین خاطر بخش های فرهنگی حکومتی ضعیف عمل می کنند، و در برابر نهادهای فرهنگی خود جوش مردمی بسیار ناکارآمد جلوه میکنند.
الان شما بگویید برای فرهنگ سازی ده تا کلیپ می خواهیم، هم به گروه های فرهنگی جهادی سفارش بدهید، و هم به نهادهای فرهنگی دولتی، و بعد کیفیت کار این کلیپ ها را مقایسه کنید متوجه تفاوت کیفیت خواهید شد.

کار فرهنگی نباید صرفا شغل باشد، بلکه باید عشق باشد، مثلا من اگر دنبال استخدام باشم و از طرف دولت به عنوان معلم دینی یا پرورشی یک مدرسه استخدام شوم سعی می کنم کتابی که تصویب شده را درس بدهم و یک کارهای فرهنگی هم انجام دهم که مسئولیتم را از من نگیرند! طبیعتا این گونه کارهای فرهنگی جواب نمی دهد!
این را مقایسه کنید با کسی که دارد از جیبش خرج می کند تا کار فرهنگی کند، آن موقع تفاوت را حس خواهید کرد، با دلسوزی تمام کار می کند.

برای همین مقام معظم رهبری هم همواره بر نهادهای فرهنگی خود جوش تأکید می کنند:
«این مجموعه‌های خودجوش مردمی که کار فرهنگی میکنند -که الان در سرتاسر کشور هزاران مجموعه‌ی خودجوش مردمی هست که دارند خودشان کار میکنند، خودشان فکر میکنند، خودشان تلاش میکنند و کار فرهنگی میکنند- روزبه‌روز باید توسعه پیدا کنند؛ دستگاه‌های دولتی باید به اینها کمک کنند»(بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۵/۰۱/۰۱)

یا می فرمایند:
«من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ کار را هرچه میتوانند به‌طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند».(بیانات در حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۳/۰۱/۰۱)

بنابراین همه ما به اندازه خودمان باید تلاش کنیم، اینکه شما چنین دغدغه ی دارید خیلی خوب است، و من و شما و سایرین هم باید آن را پی بگیریم، و هم دیگران را تشویق به این امر کنیم، کلیپ هایی که می فرمایید را در حدی که وقتتان اجازه می دهد بسازید و پخش کنید، اینها از بزرگترین کارهاست در نگاه خدا؛ البته همین که چنین دغدغه ای دارید خودش در نگاه خداوند خیلی ارزشمند است.

من الان خودم مدتی است تصمیم گرفته ام محتوای سخنرانی های را بیشتر به سمت مباحث اخلاقی و اجتماعی ببرم...، چون می بینیم بیشترین آسیب در این بخش است که دارد به انسان ها و جامعه وارد میشود.
مدتی کانالی در یکی از شبکه های اجتماعی داشتم که در ابتدا اعتقادی صرف بود، اما بعدا دیدم میشود از این فضا برای گشترش فرهنگ و اخلاق هم بهره برد و با اضافه کردن مطالب اینچنینی دیدم که اتفاقا مورد استقبال هم قرار گرفت.

نکته دوم:

نکته مهم دیگر این است که بر خلاف ژاپن و کره و عمده کشورهای دیگر، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم دین و اخلاق و فرهنگ و سیاستمان به هم گره خورده است، به همین خاطر دشمنان سیاسی ما دشمن فرهنگ ما نیز محصوب میشوند؛ چون سیاست ما ریشه در فرهنگ و باورهای مردم دارد.
من چندتا مثال بزنم که مسئله روشن تر شود:

اول:

به تناسب اینکه جامعه ما دینی است عمده متولیان فرهنگی ما عالمان دینی هستند، حالا اعم از روحانیون، معلمان دینی، و...؛ طبیعتا وقتی به خاطر منافع سیاسی این قشر تخریب شوند جامعه به لحاظ فرهنگی زمین خواهد خورد.
فرض کنید من که میخواهم روی منبر از اخلاق و از فرهنگ بگویم به بهانه اینکه آخوندها مملکت را خراب کرده اند بسیاری از مخاطبینم را از دست خواهم داد و بخشی از حاضرین هم با نگه مثبتی به سخنانم گوش نمی دهند در حالی که من اصلا در حکومت هیچ کاره ام!!!
استاد دورس معارف در دانشگاه همینطور، معلم دینی و پرورشی همینطور، و...
یعنی مهمترین عامل فرهنگ سازی در جامعه به بهانه های سیاسی دارند تخریب میشوند و نقش فرهنگ سازی خود را از دست می دهند.

دوم:

شکاف اجتماعی یکی از مهمترین عوامل برای رسیدن دشمن به اهدافش است. دشمن می داند اگر بخواهد مردم را تحت فشار قرار داده و به خیابان ها بکشاند باید روحیه گذشت را در میان ایشان از بین برده، و نسبت به یکدیگر بدبین کند. باید قشر مذهبی ما از غیر مذهبی ها متنفر، و غیر مذهبی ها از مذهبی ها متنفر باشند.
باید هر کسی به هر بهانه ای از دیگری متنفر شود، این را شاید مستقیما تبلیغ نکنند اما از جهت گیری سایت ها و شبکه های مجازی و کلیپ هایی که منتشر میشود به راحتی می توان فهمید.
هر کسی که کار اصلاحی انجام میدهد می گوییم ریاکار است...
مدافعان حرم را محافظان اسد می خوانیم که برای پول رفته اند، در حالی که فلان مسئول آمریکای میگفت اگرچه حضور ما در افغتنستان اشتباه بود اما برای کشته شده هایمان احترام قائل هستیم!
دائما مردم ار از آینده ناامید کردن و اینکه شما آینده ای نخواهید داشت و روز به روز وضعتان بدتر میشود، خب این یعنی تشویق مردم به احتکار وذخیره ازی ارز و طلا و کار را بدتر کردن!
خب این نوع تفکرات در ایران از کجا می آیند؟!
همین تخریب سردار سلیمانی، فکر می کنید فرهنگی است و از مردم خودمان نشأت می گیرد؟! خدا شاهد است که نه، مسئله ای سیاسی است که به خورد مردممان داده شده است! اینقدر یک شخصیت به لحاظ سیاسی تخرب میشود که شخص نمی تواند احساساتش را نسبت به او کنترل کند.

رسانه های دشمن فقط بدی های مردم ما را منعکس مس کنند تا ایران را اینگونه نشان داده و مردم را برای رقابت حریص کنند، در چنین شرایطی یکی از کارهای مهم این است که ما خوبی های مردم ایران را نیز بزرگنمایی کنیم، چرا فقط دزدی ها گفته میشود؟ چرا از جان گذشتگی ها، چرا از کارهای خیر خیّرین ، و مانند آن گفته نمیشود؟

شما تا به حال یک بار یدیده اید در شبکه های خبری دشمن یک روحانی که یک رفتار مثبت داشته نشان داده شود؟ اما فقط کافیست من فردا پایم بلغزد و اشتباهی مرتکب شوم، فردا در قالب کلیپی در تمام شبکه ها منتشر خواهد شد.

سوم:

اختلافات قومی وقبیله ای و مذهبی هم که روشن است یکی از دستاویزهای مهم دشمن برای اختلاف افکنی بین مردم است.
امروز فعالین این عرصه ها به صورت علنی وضمنی اعلام میدارند که بودجه هایشان را از غربی ها می گیرند. برای اینکه شیعه را در برابر سنی قرار دهند؛ برای اینکه افکار استقلال طلبانه کرد وبلوچ و عرب و فارس و لر و ترک را ترویج کرده و اینها را در برابر هم قرار دهند.
من یکی از علل بزرگ این فهنگ غلط در مردم ما را این میدانم که بیش از حد سیاست زده شده اند، در چنین فضایی طبیعتا فرهنگ سازی های دولتی و رسانه های دولت کمتر جواب میددهد.

از آن طرف همه به جای تلاش برای حل معضلات فرهنگی به خاطر سیاست زدگی وارد فاز سیاست شده اند! آقای فغانی به جای اینکه از نفوذش برای بالارفتن سطح فرهنگ مردم استفاده کند می گوید داوری زنان برای مسابقات مردان اسلام در خطر می افتد!
جریان سلبریتی که در مباحث دینی و سیاسی یک جریان عوام محسوب میشود به جای استفاده از موقعیتشان و تبلیغ مسائل اجتماعی وارد بازی های سیاسی و دین زدایی شده اند...! دغدغه شان این شده است که سگ نجس نیست وبه جای بچه سگ نگه دارید...!
از آن طرف نهادهای مهم و تاثیرگذار هم که به بهانه سیاست تخریب شده اند، فرهنگ افتاده است دست کانال های ماهواره، و یک مشت کانال های تلگرامی که معلوم نیست پشت آنها یک نوجوان چند ساله است که هر چه به دستش میرسد منتشر می کند!!

خلاصه در چنین شرایطی فقط باید به کار فرهنگی خود جوش دل بست. کار فرهنگی در عرصه بالا بردن سواد رسانه ای مردم، در عرصه تبلیغات خودجوش فرهنگی و اخلاقی، بیدار کردن مردم و هشدار نسبت به معضلات اجتماعی و مانند آن، و همچنین آگاه کردن مردم از دشمن! اگر دشمن شناسی برای مردم روشن شود شخص به راحتی می فهمد این موج گشترده برای تخریب سردار سلیمانی از کجا نشأت می گیرد، وگرنه اگر شما هم از او دفاع کنید به نادانی متهم می شوید...!

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

مسلم;992784 نوشت:
[B]
نکته اول:

کار فرهنگی باید جهادی باشد، کار فرهنگی که برای حقوق سر برج یا مانند آن باشد ثمره ای ندارد، به همین خاطر بخش های فرهنگی حکومتی ضعیف عمل می کنند، و در برابر نهادهای فرهنگی خود جوش مردمی بسیار ناکارآمد جلوه میکنند.
الان شما بگویید برای فرهنگ سازی ده تا کلیپ می خواهیم، هم به گروه های فرهنگی جهادی سفارش بدهید، و هم به نهادهای فرهنگی دولتی، و بعد کیفیت کار این کلیپ ها را مقایسه کنید متوجه تفاوت کیفیت خواهید شد.

کار فرهنگی نباید صرفا شغل باشد، بلکه باید عشق باشد، مثلا من اگر دنبال استخدام باشم و از طرف دولت به عنوان معلم دینی یا پرورشی یک مدرسه استخدام شوم سعی می کنم کتابی که تصویب شده را درس بدهم و یک کارهای فرهنگی هم انجام دهم که مسئولیتم را از من نگیرند! طبیعتا این گونه کارهای فرهنگی جواب نمی دهد!
این را مقایسه کنید با کسی که دارد از جیبش خرج می کند تا کار فرهنگی کند، آن موقع تفاوت را حس خواهید کرد، با دلسوزی تمام کار می کند.

برای همین مقام معظم رهبری هم همواره بر نهادهای فرهنگی خود جوش تأکید می کنند:
«این مجموعه‌های خودجوش مردمی که کار فرهنگی میکنند -که الان در سرتاسر کشور هزاران مجموعه‌ی خودجوش مردمی هست که دارند خودشان کار میکنند، خودشان فکر میکنند، خودشان تلاش میکنند و کار فرهنگی میکنند- روزبه‌روز باید توسعه پیدا کنند؛ دستگاه‌های دولتی باید به اینها کمک کنند»(بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۵/۰۱/۰۱)

یا می فرمایند:
«من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ کار را هرچه میتوانند به‌طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند».(بیانات در حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۳/۰۱/۰۱)

سلام استاد مسلم عزیز

اگر از موضوع تاپیک منحرف نمیشیم کمی بیشتر در مورد کار جهادی و خصوصیاتش توضیح بدید[/B][/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;992788 نوشت:
سلام استاد مسلم عزیز

اگر از موضوع تاپیک منحرف نمیشیم کمی بیشتر در مورد کار جهادی و خصوصیاتش توضیح بدید

سلام مسعود جان

در حدی که به صورت اختصار و به اندازه ای که از موضوع تاپیک خارج نشیم اگر بخواهم توضیح بدم، کار جهادی همانطور که از اسمش پیداست متصف به «جهاد» هست، جهاد در لغت یعنی تلاش و کوشش و در اصطلاح یعنی مجاهدت در راه خدا؛ بنابراین کار جهادی یعنی تلاش و کوششی جهادگونه در انجام مسئولیت، نه اینکه به عنوان یک کار عادی و شغل به آن نگاه شود.
من برای تبیین این مطلب به چند جمله از مقام معظم رهبری اشاره می کنم:

«اقدام جهادی به معنای خسته نشدن در مقابل سختی‌ها و موانع، ایمان به مسیر و حرکت بر اساس فکر و منطق است»

« جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام میگیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت میگیرد؛ این جهاد است»

« من آدم دعوت كننده‌ی به بی‌قانونی نیستم؛ بشدّت ضدّ این بی‌قانونی هستم، امّا معتقدم در همان چهارچوب قانون، دو جور میشود كار كرد: یك كار كار مرسوم اداری، یك كار كار جهادی»

« باید مدیریّت جهادی را بر دیوان‌سالاری‌های فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّه‌ی مجریّه، در قوّه‌‌‌ی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بی‌انضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شب‌وروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است»

« جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام میگیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت میگیرد؛ این جهاد است. آن‌وقت معناى مدیریّت جهادى در اینجا این است که توجّه بکنید که حرکت علمى کشور و نهضت علمى کشور و پیشرفت علمى کشور مواجه است با یک چالش خصمانه، که در مقابل این چالش خصمانه شما که مدیرید، شما که استادید، شما که دانشجو هستید، باید بایستید؛ این شد حرکت جهادى و مدیریّت دستگاه؛ چه مدیریّت دانشگاه، چه مدیریّت وزارت، چه مدیّریت هر بخشى از بخشهاى گوناگون این عرصه‌ى عظیم، خواهد شد مدیریّت جهادى»

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

مسلم;992795 نوشت:
سلام مسعود جان

در حدی که به صورت اختصار و به اندازه ای که از موضوع تاپیک خارج نشیم اگر بخواهم توضیح بدم، کار جهادی همانطور که از اسمش پیداست متصف به «جهاد» هست، جهاد در لغت یعنی تلاش و کوشش و در اصطلاح یعنی مجاهدت در راه خدا؛ بنابراین کار جهادی یعنی تلاش و کوششی جهادگونه در انجام مسئولیت، نه اینکه به عنوان یک کار عادی و شغل به آن نگاه شود.
من برای تبیین این مطلب به چند جمله از مقام معظم رهبری اشاره می کنم:

«اقدام جهادی به معنای خسته نشدن در مقابل سختی‌ها و موانع، ایمان به مسیر و حرکت بر اساس فکر و منطق است»

« جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام میگیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت میگیرد؛ این جهاد است»

« من آدم دعوت كننده‌ی به بی‌قانونی نیستم؛ بشدّت ضدّ این بی‌قانونی هستم، امّا معتقدم در همان چهارچوب قانون، دو جور میشود كار كرد: یك كار كار مرسوم اداری، یك كار كار جهادی»

« باید مدیریّت جهادی را بر دیوان‌سالاری‌های فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّه‌ی مجریّه، در قوّه‌‌‌ی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بی‌انضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شب‌وروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است»

« جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام میگیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت میگیرد؛ این جهاد است. آن‌وقت معناى مدیریّت جهادى در اینجا این است که توجّه بکنید که حرکت علمى کشور و نهضت علمى کشور و پیشرفت علمى کشور مواجه است با یک چالش خصمانه، که در مقابل این چالش خصمانه شما که مدیرید، شما که استادید، شما که دانشجو هستید، باید بایستید؛ این شد حرکت جهادى و مدیریّت دستگاه؛ چه مدیریّت دانشگاه، چه مدیریّت وزارت، چه مدیّریت هر بخشى از بخشهاى گوناگون این عرصه‌ى عظیم، خواهد شد مدیریّت جهادى»

خیلی ممنون از پاسخ عالی که دادید

مدت هاست می خوام تاپیکی بزنم و سوالی بپرسم و هی امروز و فردا میکنم ولی پست شما باعث شد همین الان تاپیک رو ایجاد کنم.

خیلی مخلصم@};-

[/][/][/]

سلام ...

نزدیک به 15 سال پیش یک کلیپ ژاپنی دیدم ... دختری بود که برادرش رو در درون جنگ از دست میده ... و اون دختر کسه دیگری رو هم نداشته ... افسردگی مطلق میگیره و خیلی کم حرف و کم صحبت میشه ... بنابراین تصمیم میگیره که لباس جنگی بپوشه و به خط مقدم جنگ بره ...

ولی قانون این بوده که خانومها نمیتوانند به سربازی بروند ... بنابراین تمام موهاش رو کوتاه میکنه و وانمود میکنه که پسر هست و در برخورد با سایرین وانمود به پسر بودن میکرده ... صداش رو کلف میکرده و سعی میکرده که محکم و توانا باشه ...

تا اینکه اتفاقی میوفته و مساله لو میره ... مشخص میشه که ایشون دختر هست ... همه پادگان شروع به مسخره کردنش میکنند ... همه اون رو با دست نشون میدن ... و دیگران شروع به جنگولک بازی در میارن ...

و فرمانده عذرش رو میخواد و میگه باید هر چه سریعتر پادگان رو ترک کنی ... اون هم لباسها و وسایل شخصیش رو برمیداره و پادگان رو با ناراحتی و افسردگی تمام ترک میکنه ... دقیقا زمانی که در حال ترک کردن پادگان بوده و تصاویر ذهنی هم رزمهاش رو در درون ذهنش تجسم میکرده ... دشمن شروع به بمباران پایگاه میکنه ...

و ناگهان برقهای پایگاه میره ... پایگاه بدون برق میشه و نمیتونند اعلام موقعیت کنند و زیر حملات شدید دشمن قرار میگیرند و هر لحظه دشمن در حال پیشروی بوده ...

لحظاتی میگذره ... و میبینند که دوباره برقها اومد ... فرمانده تندی اعلام موقعیت میکنه ... و توپخانه خودی شروع به بمباران موقعیت های دشمن میکنه و نهایتا پیروز میشن ....

فرمانده بعد از اتمام جنگ ... میگه باید علت رو بررسی کنیم که چرا برقها رفت و چرا برقها برگشت ...

مسیر سیم برق رو طی میکنند ... به جایی میرسند و میبینند که بمبی در جایی منفجر شده و بر اثر انفجار بمب ؛ سیم برقی که در زمین کار گذاشته شده بود ؛ پاره شده ...

و بعد همون دخترک رو میبینند که بدنش رو انداخته بر رویه سیم برق که دوباره جریان برق برقرار بشه و پایگاه بتونه برق داشته باشه و از پس حملات شدید دشمن بر بیاد ...

بدن دخترک کاملا سوخته بود و تمام هم رزمانش او را تحسین میکنند و ...

تقریبا 15 سالی از دیدن این کلیپ گذشته ولی فکر نمیکنم هیچ گاه سکانس دختری که بر رویه سیم برق بوده رو فراموش کنم ...

کسایی که دانش روانشناسی دارند ... معمولا صحبتهایی در مورد ذهن نیمه هوشیار و ناهشیار میزنند ... شاید به نظر برسه که مردم ژاپن چنین سکانس ها و سناریوهایی رو فراموش کردند ... ولی این سناریو و این فیلم ها در ذهن نیمه هشیار همه اونها جای گرفته و به مرور زمان Refresh هم شده ... بنابراین انسانهایی رو میبینیم که بسیار مبادی آداب ؛ خوش اخلاق ؛ مراقب خانواده ؛ ملی گرا و ... هستند و اینجوری هست که دنیا بهشون به دیده احترام و قدرت نگاه میکنه ....

ادامه دارد ....

مسلم;992784 نوشت:

مثلا در بحث حمایت از کالای ایرانی انصافا خیلی خوب کار شد، هم کلیپ های تأثیرگذاری ساخته شد، و هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی به صورت گسترده منتشر شد، اما باز نتیجه 100% نگرفته ایم، چون هم عوامل دیگری در کار است، و هم موانعی در میان است.

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

مردم و حرکت جهادی از طرف مردم ، شاید 20 درصد موثر باشد

آن هم در صورتی که قوانین لازم برای گسترش چنین حرکت هایی تصویب شده باشد .

تاثیر اصلی از طرف حاکمیت اعمال می شود .

به طور مثال مردم با هم متفق القول شدند و از خریدن خودروی بی کیفیت امتناع کردند

این جا مردم حق مطلب را ادا کردند

نتیجه چه بود؟؟؟

حکومت به جای حل مشکل اصلی که بی کیفیتی بود

وام با نزول به مردم پرداخت کرد

تا مردم را فریب دهد و ترغیب به خرید کند!!!!

اگر حکومت اسم اسلامی نداشت مراجع می توانستند مردم را از این کار منع کنند و از پرداخت بهره بانکی و تورم جلوگیری کنند

اما در حال حاضر تمام رفتار دولت به اسم اسلام نوشته شده و اسلامی خوانده می شود

عوام نیز اکثرا قدرت تفکیک ندارند ، چرا که تقلید حکومت بر آن ها واجب شده !!!!!

فرزندان ما باید کتب درسی که دولت برای آن ها تکلیف کرده بخوانند

کتبی که همه چیز با به نفع و به خواست حکومت حاضر تفسیر کرده است !

هر چقدر هم مردم تلاش کنند

باز هم رسانه هایی مانند صدا و سیما ، یا کتب درسی یا ... در اختیار ندارند

چنین حرکت های مردمی زمانی اثر گذار خواهد بود که دولت در جهت صحیح ان را هدایت کند

نه این که از آن سوء استفاده کند !!!!

شروحیل;992814 نوشت:
مردم و حرکت جهادی از طرف مردم ، شاید 20 درصد موثر باشد
تاثیر اصلی از طرف حاکمیت اعمال می شود .

شروحیل;992814 نوشت:
به طور مثال مردم با هم متفق القول شدند و از خریدن خودروی بی کیفیت امتناع کردند
این جا مردم حق مطلب را ادا کردند
نتیجه چه بود؟؟؟
حکومت به جای حل مشکل اصلی که بی کیفیتی بود
وام با نزول به مردم پرداخت کرد
تا مردم را فریب دهد و ترغیب به خرید کند!!!!

سلام علیکم و رحمة الله
جناب شروحیل عزیز سخن شما بین فرهنگ و اقتصاد خلط کردید...!
در فرهنگ سازی فطعا نهادهای خودجوش مردمی موثرتر هستند، اینکه دولت در برابر اتفاق نظر مردم بر نخریدن خودرو، با پرداخت وام خودرو این اتفاق را شکست که فرهنگ سازی محسوب نمیشود، این یک حرکت اقتصادی بود.
ما هم قبول داریم در سیاست های اقتصادی دولت از همه قوی تر است، اما فرهنگ چون با قلب و جان مردم سر و کار دارد نهادهای مردمی نفوذ و تاثیرگذاری بیشتری دارند

داستان بعدی در مورد شهید چمران و شهید صیاد شیرازی هست ...

این داستان از زبان شهید صیاد شیرازی هست ...

ایشون تعریف میکردند که فرماندهی یکی از گردانهای خط مقدم جبهه رو بر عهده داشتند و شهید چمران هم اون زمان وزیر جنگ بودند ( گویا ) و ایشان ( شهید چمران ) برای پاره از از مذاکرات از تهران به خط مقدم اومده بودند تا با ایشان صحبت کنند ...

نیمه های شب بود که گویا بعثی ها بهشون حمله میکنند ... حمله هم گویا عادی نبوده ... شهید صیاد شیرازی تعریف میکردند که بعثی ها به جایه اینکه تفنگ در درون دستانشون بگیرند ... آر پی جی در درون دستانشون گرفته بودند و ناگهان و به صورت شبانه به اردوگاه اونها حمله میکنند ...

یک حمله سرتاسری و بسیار وحشیانه ... به طوری که خیلی ها ترسیده بودند و عقب نشینی کرده بودند ...

شهید صیاد شیرازی به هر حال فرمانده بودند ... دستور میدهند که چند نفری برای حمایت از وزیر جنگ ( آقای چمران ) وارد چادر ایشان بشوند و سریعا ایشان را راهی تهران کنند ...

که در کمال تعجب میبینند ایشان بیدار شدند ... اسلحه به دست گرفتند و در نیمه های شب یک تنه به قلب دشمن زدند ... دشمنی که آر پی جی در درون دستانش گرفته و نیمه شب وحشیانه داره پیشروی میکنه ...

و ایشون تعریف میکردند که غرق تماشای شهید چمران شده بودند ... اینی که اصلا پست وزارت برای ایشان هیچ اهمیتی نداشته و ...

این مساله رو من چندین سال پیش از تلویزیون دیده بودم ....

همچنین مادرم خیلی سالهای پیش تعریف میکرد که یک بار شهید چمران رو آورده بودند تلویزیون .... مجری تلویزیون هم به علت زیق وقت بهشون گوشزد میکنه که 1 دقیقه بیشتر وقت ندارین ... ایشان هم با کمال متانت میگن صحبت دیگری ندارم و سرشون رو پایین میندازن ...

اگر من بودم ...
چنان کلیپی از این دو داستان میساختم که در درون مغزهای ایرانی تا آخر عمر حفظ و نگهداری بشه ... آنچنان رویه سکانس حمله شبانه شهید چمران و انفجارهای مهیب آر پی جی ها کار میکردم که شیرها از نعره هاشون خجالت بکشند ...

جناب آقای مسلم ...
ساختن این چنین کلیپ هایی چقدر هزینه داره ... اگر علمش رو نداریم ... اصلا بدیم برامون خارجی ها بسازند ... میلیاردی روش هزینه کنیم ...

این هزینه ها برمیگرده ... دیگه قوه قضاییه این همه پرونده نخواهد داشت ... این همه زندان نباید بسازیم .... این همه احتکار و گرونی و .... نخواهیم داشت ...

من فکر میکنم استراتژیستهای ما نمیدونند که چجوری باید اندیشه های اجتماعی رو مدیریت کنند ...

این چیزها ظرافتهای بسیار خاصی داره ... شاید هزینه های سرسام آوری رو طلب کنه ولی ارزشش رو داره ....

در مورد اینکه باید خود جوش باشه ... من با نظرتون مخالفم ... یه کارگردان خوب ژاپنی پیدا کنن و ازش بخوان دهها سناریو و سکانس پیشنهادی بده ... یکیش رو تایید کنند و اون رو بسازند ...

من فکر میکنم که یکی از جنگهای ما جنگ اندیشه های اجتماعی هست و باید دانشش رو داشته باشیم .

همونجور که دانش نانو داریم ....
همونجور که دانش جنگ سایبری داریم ...

باید بتونیم بهترین کلیپ های تاثیر گذار که گاها ماهها روش وقت گذاشته شده ؛ هزاران و حتی میلیون ها دلار هزینه شده ؛ بسازیم .


مبنای 2;992061 نوشت:
یعنی واقعا کشور ما چهار تا اندیشمند نداره که بتونند مردم رو به هم نزدیک کنند و دوباره مردم متحد بشن ...

سلام
یکی از مواردی که در کشور وجود داره (هم در بین مسئولین و هم بین مردم) اینه که به سخت افزار بیش از نرم افزار اهمیت میدهیم....
در حالیکه در دین ما برعکسه....یعنی به نرم افزار بیشتر اهمیت داده شده.
میفرماید:نیت المومن خیر من عمله..
یعنی چی؟
یعنی شما اگر از شمش طلا هم مسجدی بسازی ولی نرم افزار (نیت و هدفش) درست نباشه، دو ریال ارزش نداره!

الآن دشمن کار فرهنگی و فکری (نرم افزاری) شدید میکنه....نه الآن بلکه 20 ساله...یعنی از وقتی که ماهواره و اینترنت اومد...

باز مثل همیشه ما کار سخت افزاریمون خوب بود...در 8 سال جنگ سخت افزاری هم اینو اثبات کردیم.

ولی دشمن ما باهوشه و از یک سوراخ دو بار نمیخوره...به سرعت فهمیدند که تو جبهه سخت افزاری نمیتونن کاری کنن...به سرعت رفتن رو مخ کار کنن...اونم نه رو مخ همون بسیجیها و انقلابیها....بلکه روی مخ نوزادان و کودکان...

تو برنامه ریزیهای کلان سیاسی و اجتماعی مثل برنامه های شخصی نیستش که مثلا امروز یه سرمایه گذاری کنی، مثلا یک کلاس خیاطی بری و سال دیگه از ثمره اش برداشت کنی...

در سطح سرمایه گذاریهای اجتماعی و سیاسی خواب سرمایه ات ممکنه 20 تا 100 سال باشه....شاید هم بیشتر...
یعنی چی؟
یعنی مثلا میان یک مهره از خودشان را در کشوری قرار میدهند تا مثلا نوه ایشان بشه رییس جمهور اون کشور!

حالا در این بین ممکنه میلیونها دلار هزینه بشه تا از اون بذری که اونجا کاشته اند محافظت کنن...

روزی که نرم افزاری به ما حمله کردن و کاری کردند که مردم ما از پول خودشان مثلا ماهواره بگیرن و یه جورایی بمب را بیارن تو خونه خودشان...بمبی که امروز نتیجه اش را در کوچه و خیابان میبینیم...
مقابله حکومت ما سخت افزاری بود...یعنی یه بسیجی رو (سخت افزار) میفرستادن پشت بوم خونه ها تا دیش را از همون بالا پرت کنه تو خیابان...

نا گفته نماند، کار نرم افزاری هم کم کم شروع شد...ولی طبق قانون فیزیک....ما یک طرف نیرو وارد میکردیم و دشمن هم در جهت مقابل....حالا برآیند این نیروها کدام طرفه؟
مشخصه که در جهت نیرویی که بیشتره!
یعنی مثلا ما سالی 1 میلیون دلار کار فرهنگی کردیم و دشمن 100 میلیون...طبق سنت الهی کی برنده است؟!

نکته دوم:
ببینید سرکار مبنای۲
آدم یه موقع هدف براش مهمه و یک موقع وظیفه...
مثلا امام خمینی میگفت رهبر ما اون پیرزنی هستش که یک شانه تخم مرغ خودشو میاره و به جبهه میده...

ما نباید به نتیجه فکر کنیم و اونو واگذار کنیم به خدا...

شاید یک کلیپ 5 دقیقه ای که شما میسازید و در یک کانال شخصی خودتان قرار میدهید، ارزشش نزد خدا بیش از ده ها فیلم سینمایی کوتاه و بلند صدا و سیما باشه.

به خاطر همین عرض میکنم که شما و همه ماها باید استارت بزنیم و در حد توانمون کار کنیم.

مثلا من خودم در بسیاری از گروههای تلگرامی که بودم میدیدم که چطور دین و اعتقادات به سخره گرفته میشه...اوایل قاطی میکردم و لفت میدادم یا دوستیهامون به هم میخورد ولی به سرعت متوجه شدم که این کار اشتباهه.

اگر دقت کنید میبینید که یک بک گراند محکم علمی و روانشناسی و جامعه شناسی پشت کلیپهای مخرب هستش...

یعنی با پنبه سر میبرن...مقلا برای اینکه نماز یا حج را بکوبند،به زبان طنز و با استیکرهای فکاهی و.....کاری میکردند که اثرش بیشتر باشه...

مثلا نمیان بگن که سردار سلیمانی داعشیها را نابود کرده و ما آرزو میکنیم نابود بشه...بلکه مثلا اگه ایشان به عنوان مسخره کردن کماندوهای آمریکایی گفته اینا پوشک بچه میبندند (چیزی که من و شما هم میدونیم اینطور نیست) میان و همین کوچکترین حرف را در بوق و کرنا میکنن و اونقدر روش مانور میدن که کم کم همه باور میکنن...

به هر حال من هم با همان زبان و ادبیات و بدون اینکه ناراحت بشم و عقلم تحت تاثیر احساسم قرار بگیره پاسخ شبهاتشون را میدهم...

البته ناگفته نمانه که سالها کار کردن در اسکدین واقعا قدرت محاجه و مباحثه منطقی و دوستانه را در ما زیاد کرده...

الآن میبینم که حتی بهترین دوستان یا آشناهایم تحمل یک نقد محترمانه و یک سوال ساده را که در برابر یک کلیپ یا پیامی که فقط فوروارد میکنن ندارند!

مثلا یک گروهی داریم از فامیلها ی پدریم و یک گروهی هم داریم از فامیلهای همسرم...

حالا هر دو گروه معتقد و اهل دین و واجبات...

الآن هر دو گروه غیر فعال شده...
چرا؟
چون در مورد پیامهاشون فقط ازشون سوال کردم و به چالش کشیدم...

نمیدونم باورتان میشه یا نه ...باور منید جوی که الآن در اسکدین حاکمه و برای من و شما عادی شده...بیرون 1٪ هم تحملش را ندارند!

باورتان میشه موضوعاتی مثل زیر سوال بردن خدا، نماز،حج،///بحث صیغه، استمناء،خیانت به همسر،نیازهای جنسی...که اینجا مثل آب خوردن در موردش صحبت میشه....بیرون چطور باهاش برخورد میکنن؟!!

من خودم یه بار فقط یکی از تاپیکها را نقل قول کردم...در مورد آثار دوستیهای مخرب و خود ارضایی و ازدواجهای سفید و ازدواج موقت و ...بود با ذکر منبع گذاشتم در گروه...
باور میکنید ظرف ده دقیه 10تا تلفن به خانمم شد که بابا این فلان فلان شده مگه دیوونه شده...مثلا داداش بزرگ ماست....چه و چه ...خانمم که با اخم و تخم بهم زنگ زده و میگه عارف این چرت و پرتا چی بود؟ چرا آبروی خانواده را میبری...

من فقط قهه قهه خنده میکردم و عذر خواهی کردم...

ببخشید کمی قصه گفتم...

به هر حال اینکه: ما به این دلیل کم کار یا بیکار به نظر میاییم چون دشمن خیلی قدرتمند وارد صحنه شده....اگه الآن 10 تاصدای تیر ژسه در شهر بیاد همه میگن چی شده و چه خبره ولی اگه روزی 100 تا خمپاره و تیربار و تانک دشمن صبح تا شب در حال شلیک باشه، دیگه صدای اون 10 تا تیر ژسه به گوش کسی نمیرسه.

و اعدوالهم ماستطعتم من قوه ...مال ماست...ولی اونا عمل میکنن....همانطور که... طلب العلم فریضه لکل مسلم و مسلمه...هم مال ماست ولی اونا عمل میکنن!

موضوع قفل شده است