جمع بندی لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین

×

پیغام وضعیت

شما در حال مشاهده این موضوع می باشید

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین

باسلام وسپاس از سایت خوبتون
درقران ایه ای داریم بدین مضمون که « لارطباولایابسا الا فی کتابٍ مبین» که درظاهر میگه همه چیز درقران امده وهیچ تروخشکی نیست که درقران نیامده باشد حال سوال این جاست که وقتی درعمل به قران مراجعه میکنیم درظاهر قطعا متوجه میشیم که مثلا من باب مثال خیلی از مسایل ومعادلات علمی درابعادمختلف درقران نه تنها مطرح نشده بلکه اصلا اشاره ای هم به ان نشده.... به هرحال تنها هدف بنده این است که به معنای حقیقی کلمه بدانم چطور میشود این تضادو دوگانگی رو حل کرد؟! خواهشی که از شما اساتیدبزرگوار دارم اینه که پاسختون روشن وشفاف وجامع و منطقی و اقناع کننده باشه. جسارت نباشه ولی که گویی یک کافر بی دین که با قران دشمنی دارد این شبهه را برای زیرسو ال بردن قرارن کریم مطرح میکند!!؟ باسپاس وتشکر فراوان از تلاشهای خداپسندانیتان.

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد میقات

«وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ‏ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ»
و هيچ تر و هيچ خشكى نيست جز اينكه در كتاب روشنگر (علم خدا ثبت) است‏.(انعام/ 59)

با سلام و درود

در مورد «كِتابٍ مُبِينٍ»‏ احتمالات مختلفى از ناحيه مفسران داده شده، از جمله:

مرحوم طبرسی (ره) چنین می آورد: مراد از «کتاب مبین» علم الهی یا لوح محفوظ و یا قرآن کریم است.(تفسير جوامع الجامع، ج ‏1، ص 383)

در تفسیر نمونه آمده: بيشتر به نظر مى ‏رسد منظور از «كتاب مبين» همان مقام علم پروردگار است؛ يعنى همه موجودات در علم بى‏ پايان او ثبت مى ‏باشند.
تفسير آن به "لوح محفوظ" نيز قابل تطبيق بر همين معنى است، چرا كه بعيد نيست لوح محفوظ نيز همان صفحه علم خدا باشد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از آن، کتاب آفرينش و عالم خلقت و سلسله علت و معلول ها است، كه همه چيز در آن نوشته شده است.(تفسير نمونه، ج ‏5، ص 272)

نکته:
سخن بر روی ظاهر الفاظ قرآن است، نه بطون قرآن و یا کلام معصومین (علیهم السلام).

روشن و واضح است که در ظاهر قرآن در باره همه علوم بشری ـ اعم از فیزیک و شیمی و فرمول های مختلف و ... ـ آیه نداریم.

بنابر این؛ نمى ‏توان گفت كه حتما مراد، قرآن است و همه چيز در آن است.

آیا همه علوم بشری در قرآن هست؟

در اين مورد سه ديدگاه عمده وجود دارد:

ديدگاه اول:
همه علوم بشرى در قرآن وجود دارد.

براى اولين بار اين انديشه در كتاب «احياء العلوم» و «جواهر القرآن» ابو حامد غزالى ديده شده است.(احياء العلوم، ج 1، ص 289 چاپ دار المعرفة، بيروت)

او سعى كرد كه نشان دهد همه علوم را مى ‏توان از قرآن استخراج كرد. غزالى در «احياء العلوم» تعداد علوم قرآن را تا هفتاد و هفت هزار و دويست علم ذكر كرده و بعد مى‏ گويد اين عدد چهار برابر مى‏ شود، چون هر كلمه ظاهر و باطن دارد و حد و مطلع دارد.(همان)

نقد:
1. ظهور آياتى كه مى ‏فرمايد: «همه چيز در قرآن است» قابل استناد نيست، زیرا اين ظهور بر خلاف بداهت است، چون بسيارى از فرمول ‏هاى شيمى و فيزيک در قرآن كريم نيست.
2. لفظ «كتاب» ممكن است به چند معنا باشد: قرآن كريم، لوح محفوظ، اجل، علم خدا، امام مبين؛ پس نمى ‏توان گفت كه حتما مراد، قرآن است و همه چيز در آن است.
3. اين آيات با دليل عقل (قرينه لبّى) تخصيص مى ‏خورد؛ زیرا‏ عقل انسان حكم مى ‏كند كه قرآن در مورد هدف خود (هدايت معنوى انسان) بيان همه چيز باشد نه در امورى كه خارج از حوزه هدف اوست.

ديدگاه دوم:
قرآن فقط كتاب هدايت و دين است و براى بيان مسائل علوم تجربى نيامده است.

اين ديدگاه را مى‏ توان از سخنان برخى از صاحب ‏نظران و مفسران استفاده كرد؛ از جمله ابو اسحاق شاطبى ـ كه اولين مخالف با نظريه غزالى و المرسى بود ـ مى ‏گويد: «قرآن براى بيان احكام آخرت و مسائل جنبى آن آمده است.»(الموافقات، ج 2، ص 76- 79 به نقل از التفسير و المفسرون، ج 2، ص 485)

نقد:
ظاهر سخن آنان با ظواهر آيات قرآن ناسازگار است، چرا كه در قرآن احكام و حدود و حتى قوانين ارث و دستورات جنگ و حكومت و اقتصاد و ... بيان شده است كه مربوط به دنياى مردم است.

ديدگاه سوم:
ديدگاه تفصيل است؛ يعنى از طرفى همه علوم بشرى در ظواهر قرآن وجود ندارد و هدف اصلى قرآن نيز هدايتگرى بشر به سوى خداست.
از طرفى ديگر قرآن كريم دعوت به تفكر و علم مى ‏كند و برخى از مثال ‏ها و مطالب علمى صحيح و حق را بيان مى ‏كند كه بيانگر اعجاز علمى قرآن است.

توضیح: قرآن كتاب هدايت، اخلاق، تربيت و دين است و نازل شده است تا انسان ‏ها را به سوى فضيلت ‏ها و خداشناسى هدايت كند. بنابراين، ضرورتى ندارد كه قرآن، همه مسائل علوم تجربى، عقلى و نقلى را با تفصيلات و فرمول ‏هاى آن ها، بيان كند. هر چند كه اين موارد گاهى اشارات حق و صادقى دارد.

به بیان دیگر؛ آياتى از قرآن كه اشاراتى به علوم طبيعى دارد هدف آن ها كشف فرمول هاى هندسه و شيمى و ... نيست، بلكه اين اشارات را بطور استطرادى و حاشيه‏ اى مطرح كرده است. يعنى صرفا ذكر مثال (البته حق و واقعى) است و هدف آن آموزش علوم نيست.

نتیجه:
ظاهر آيات قرآن، بر تمام علوم بشرى (با تمام فرمول ‏ها و جزئيات آن) دلالت ندارد.
بله، در قرآن، اشاراتى به بعضى از علوم و مطالب علمى شده كه استطرادى و عرضى است ولى همه علوم بالفعل در قرآن مذكور نيست. و آياتى كه در اين زمينه است (مثل نحل/89؛ انعام/ 38 و 59) دلالت بر اين مطلب دارد كه تمام احتياجات دينى و هدايتى مردم، در قرآن به طور تفصيل يا مجمل ذكر شده است.

___________
(ر.ک: رضایی اصفهانی، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، ص 37-39)

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

کارادایی;890390 نوشت:
اسلام وسپاس از سایت خوبتون
درقران ایه ای داریم بدین مضمون که « لارطباولایابسا الا فی کتابٍ مبین» که درظاهر میگه همه چیز درقران امده وهیچ تروخشکی نیست که درقران نیامده باشد حال سوال این جاست که وقتی درعمل به قران مراجعه میکنیم درظاهر قطعا متوجه میشیم که مثلا من باب مثال خیلی از مسایل ومعادلات علمی درابعادمختلف درقران نه تنها مطرح نشده بلکه اصلا اشاره ای هم به ان نشده.... به هرحال تنها هدف بنده این است که به معنای حقیقی کلمه بدانم چطور میشود این تضادو دوگانگی رو حل کرد؟! خواهشی که از شما اساتیدبزرگوار دارم اینه که پاسختون روشن وشفاف وجامع و منطقی و اقناع کننده باشه. جسارت نباشه ولی که گویی یک کافر بی دین که با قران دشمنی دارد این شبهه را برای زیرسو ال بردن قرارن کریم مطرح میکند!!؟ باسپاس وتشکر فراوان از تلاشهای خداپسندانیتان.

سلام
قرآن فرمود همه رطب و یابس در آن است اما نفرمود همگان می توانند آنرا بفهمند لذا برای قرآن اهلی قائل است که باید از آنان پرسید
فاسئلو اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون
یا فرد خاصی را دانای به کل دانش قرآن معرفی کرد
و من عنده علم الکتاب
و فرد خاصی را مبین رسمی خود معرفی نمود
لتبین للناس ما نزل الیهم
پس با این اوصاف تناقضی در بیان قرآن کریم وجود ندارد
و هرچند آن کتاب بیانگر همه چیز است اما دانای خاص خودش را دارد
یا علیم[/][/][/]

همه چیز در قرآن؟

پرسش:
در قرآن آیه ای داریم بدین مضمون که «همه چیز در قرآن آمده وهیچ تر و خشکی نیست که درقرآن نیامده باشد». حال سوال این جاست که وقتی در عمل به قرآن مراجعه می کنیم در قطعا متوجه می شویم که مثلا خیلی از مسایل و معادلات علمی در ابعاد مختلف در قرآن، نه تنها مطرح نشده بلکه اصلا اشاره ای هم به آن نشده و ... . چطور می شود این تضاد و دوگانگی را حل کرد؟

پاسخ:
«وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ‏ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ»؛ و هيچ تر و هيچ خشكى نيست جز اينكه در كتاب روشنگر (علم خدا ثبت) است‏.(1)
در مورد «كِتابٍ مُبِينٍ»‏ احتمالات مختلفى از ناحيه مفسران داده شده، از جمله:
مرحوم طبرسی(ره) چنین می آورد: مراد از «کتاب مبین» علم الهی یا لوح محفوظ و یا قرآن کریم است.(2)
در تفسیر نمونه آمده: بيشتر به نظر مى ‏رسد منظور از «كتاب مبين» همان مقام علم پروردگار است؛ يعنى همه موجودات در علم بى‏ پايان او ثبت مى ‏باشند.
تفسير آن به "لوح محفوظ" نيز قابل تطبيق بر همين معنى است، چرا كه بعيد نيست لوح محفوظ نيز همان صفحه علم خدا باشد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از آن، کتاب آفرينش و عالم خلقت و سلسله علت و معلول ها است، كه همه چيز در آن نوشته شده است.(3)
نکته: سخن بر روی ظاهر الفاظ قرآن است، نه بطون قرآن و یا کلام معصومین (علیهم السلام).
روشن و واضح است که در ظاهر قرآن در باره همه علوم بشری ـ اعم از فیزیک و شیمی و فرمول های مختلف و ... ـ آیه نداریم.
بنابر این؛ نمى ‏توان گفت كه حتما مراد، قرآن است و همه چيز در آن است.
در ادامه به این موضوع که «آیا همه علوم بشری در قرآن هست؟» پرداخته و دیدگاه های مختلف بیان می شود.
در اين مورد سه ديدگاه عمده وجود دارد:
ديدگاه اول: همه علوم بشرى در قرآن وجود دارد.
براى اولين بار اين انديشه در كتاب «احياء العلوم» و «جواهر القرآن» ابو حامد غزالى (م 505 ق) ديده شده است.(4)
او سعى كرد كه نشان دهد همه علوم را مى ‏توان از قرآن استخراج كرد. غزالى در «احياء العلوم» تعداد علوم قرآن را تا هفتاد و هفت هزار و دويست علم ذكر كرده و بعد مى‏ گويد اين عدد چهار برابر مى‏ شود، چون هر كلمه ظاهر و باطن دارد و حد و مطلع دارد.(5)
نقد این دیدگاه:
1. ظهور آياتى كه مى ‏فرمايد: «همه چيز در قرآن است» قابل استناد نيست، زیرا اين ظهور بر خلاف بداهت است، چون بسيارى از فرمول ‏هاى شيمى و فيزيک در قرآن كريم نيست.
2. لفظ «كتاب» ممكن است به چند معنا باشد: قرآن كريم، لوح محفوظ، اجل، علم خدا، امام مبين؛ پس نمى ‏توان گفت كه حتما مراد، قرآن است و همه چيز در آن است.
3. اين آيات با دليل عقل (قرينه لبّى) تخصيص مى ‏خورد؛ زیرا‏ عقل انسان حكم مى ‏كند كه قرآن در مورد هدف خود (هدايت معنوى انسان) بيان همه چيز باشد نه در امورى كه خارج از حوزه هدف اوست.
ديدگاه دوم: قرآن فقط كتاب هدايت و دين است و براى بيان مسائل علوم تجربى نيامده است.
اين ديدگاه را مى‏ توان از سخنان برخى از صاحب ‏نظران و مفسران استفاده كرد؛ از جمله ابو اسحاق شاطبى ـ كه اولين مخالف با نظريه غزالى و المرسى بود ـ مى ‏گويد: «قرآن براى بيان احكام آخرت و مسائل جنبى آن آمده است.»(6)
نقد این دیدگاه:
ظاهر سخن آنان با ظواهر آيات قرآن ناسازگار است، چرا كه در قرآن احكام و حدود و حتى قوانين ارث و دستورات جنگ و حكومت و اقتصاد و ... بيان شده است كه مربوط به دنياى مردم است.
ديدگاه سوم: ديدگاه تفصيل است؛ يعنى از طرفى همه علوم بشرى در ظواهر قرآن وجود ندارد و هدف اصلى قرآن نيز هدايتگرى بشر به سوى خداست.
از طرفى ديگر قرآن كريم دعوت به تفكر و علم مى ‏كند و برخى از مثال ‏ها و مطالب علمى صحيح و حق را بيان مى ‏كند كه بيانگر اعجاز علمى قرآن است.
توضیح: قرآن كتاب هدايت، اخلاق، تربيت و دين است و نازل شده است تا انسان ‏ها را به سوى فضيلت ‏ها و خداشناسى هدايت كند. بنابراين، ضرورتى ندارد كه قرآن، همه مسائل علوم تجربى، عقلى و نقلى را با تفصيلات و فرمول ‏هاى آن ها، بيان كند. هر چند كه اين موارد گاهى اشارات حق و صادقى دارد.
به بیان دیگر؛ آياتى از قرآن كه اشاراتى به علوم طبيعى دارد هدف آن ها كشف فرمول هاى هندسه و شيمى و ... نيست، بلكه اين اشارات را بطور استطرادى و حاشيه‏ اى مطرح كرده است. يعنى صرفا ذكر مثال (البته حق و واقعى) است و هدف آن آموزش علوم نيست.
نتیجه: ظاهر آيات قرآن، بر تمام علوم بشرى (با تمام فرمول ‏ها و جزئيات آن) دلالت ندارد.
بله، در قرآن، اشاراتى به بعضى از علوم و مطالب علمى شده كه استطرادى و عرضى است ولى همه علوم بالفعل در قرآن مذكور نيست. و آياتى كه در اين زمينه است(7) دلالت بر اين مطلب دارد كه تمام احتياجات دينى و هدايتى مردم، در قرآن به طور تفصيل يا مجمل ذكر شده است.(8)
نکته: همه چیز در قرآن نیست؛ اگر هم هست، آن همه چیز را همه کس نمی تواند بفهمد و افراد خاصی می توانند آن را بفهمند و علم آن در اختیار انسان کامل (معصومین علیهم السلام) است.

__________
(1) انعام: 6/ 59.
(2) طبرسی، تفسير جوامع الجامع، ج ‏1، ص 383.
(3) مکارم شیرازی و همکاران، تفسير نمونه، ج ‏5، ص 272.
(4) غزالی، احياء العلوم، ج 1، ص 289 چاپ دار المعرفة، بيروت.
(5) همان.
(6) شاطبی، الموافقات، ج 2، ص 76- 79 به نقل از التفسير و المفسرون، ج 2، ص 485.
(7) نحل: 16/89؛ انعام: 6/ 38 و 59.
(8) ر.ک: رضایی اصفهانی، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، ص 37-39.

موضوع قفل شده است