جمع بندی علاقه به ارتباط با جنس مخالف

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
علاقه به ارتباط با جنس مخالف

سلام و عرض ادب
خوبید
عید غدیر مبارک
من 21 سالمه دانشجو هستم
تا الان خداروشکر خیلی تو مسئله ارتباط با جنس مخالف حساس بودم و همیشه دوری میکردم زیاد هم کنترلش برام سخت نبود
ولی تازگی ها خیلی علاقه به ارتباط با جنس مخالف و ازدواج برام ایجاد شده
همیشه سعی می‌کردم چشمم رو از نامحرم حفظ کنم
ولی تازگی ها وقتی دختر خانم محجبه ای رو چه در تلویزیون چه در بیرون میبینم چشمم دیگه سریع برنمیگرده
توجیهم هم برای خودم اینکه میخوام ازدواج کنم دنبال گزینه مناسب میگردم
البته هرچی به پدر مادرم میگم میخوام ازدواج کنم فکر میکنن شوخی میکنم
این تابستون هم کار پیدا کردم و پول درمیارم
ولی خیلی از شرایط دیگه ازدواج رو ندارم
احساس میکنم اگه به موقع نتونم جلو این تمایل رو بگیرم به گناه میوفتم
تا حالا با دختر نامحرم و غریبه چت نکرده بودم چند روز پیش یا یکی سر مسائل سیاسی
بحث کردم
و داشتم خودمو قانع میکردم(توجیه میکردم) که این حرف زدن بخاطر روشنگری و... هست
ولی خب بعدش احساس گناه کردمممممم
چیکار کنم؟
درسته طبیعیه!ولی میترسم از کنترل خارج بشه

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد نشاط

[TD][/TD]

سلام
بزرگوار در این مسئله ای که مطرح کردید، دو نکته مطرحه؛ یکی مسئله ازدواج و دیگری علاقه به ارتباط.
به عرضتان برسانم که؛
بزرگوار چنین گرایشی که در شما ایجاد شده و علاقه دارین که با جنس مخالف صحبت کنین، نشانه نیاز شما به یک همسر زندگی است. شما به جای اینکه میل و گرایش خودتان را به سمت چنین تمایلاتی( صحبت و گفتگو و ارتباط و..) هدایت کنید لازم است این میل خودتان را هدایت کرده و جهت بدهید و هدفدار کنید.
بله قبول می کنم که شما واقعا می خواهید به هدف یعنی ازدواج مورد پسند خودتان برسید. منتها این موضوع شرایط و مقدمات خاص خودش را می خواهد و بهتر است با کمک خانواده و توکل به خدا در پی این مسئله باشید.
ما برای هر رفتاری که از خود نشان می دهیم باید یک توجیه منطقی برای آن پیدا کنیم، به طوری که ثمراتش در زندگی ما نیکو باشد و ضرر نبینیم.
شما باید این میل خودتان را در اختیار بگیرید و نگذارید این احساس نیاز شما را دچار برخی از وسوسه ها بگرداند. سعی کنید با دلیل و برهان این رفتار را جهت بدهید.
در چنین سنی یک گرایش و علاقه خاص به جنس مخالف پیدا میشه. در حقیقت یک جذبه خاصی ایجاد می شود، هنر آن است که بتوانید با کمک خدا این حس را کنترل کنید. در صورتی که کنترل نشود، می تواند ذهن و فکر شما را تحت تاثیر قرار بدهد و حتی در امر تحصیل دچار مشکل شوید. پیشنهاد می شود؛ اگر شرایط ازدواج فراهم است با خانواده صحبت کنید و یا حداقل برنامه ریزی کنید تا در یک فرصت مناسب به این امر اقدام کنید. وقتی فایل ذهنتان قبول کرد که مثلا: تا اتمام کارشناسی باید صبر کنین، در این صورت می توانید با این موضوع کنار بیایین و خودتان را براحتی کنترل کنین.
به هر حال صبوری و مدیریت زمان حاضر و تسلط بر خواسته دل مختصری اراده می خواهد که می توانید با یک تصمیم قاطع برای حل این مشکل اقدام کنین و نتیجه مثبت بگیرین.
بزرگوار اگر برایتان مقدوره در مورد مقدمات ازدواج و موانعی که بر سر راهتان هست نکاتی را بیان کنید، تا بتوانیم راهنمایی را دقیق تر خدمت شما عرض کنیم.

سلام و عرض ادب خدمت کارشناس محترم و کاربران اسکدین

ممنون از راهنمایی هاتون
بله درست میفرمایید باید کنترل کنم این حس رو ان شالله
در ادامه راجع به سوالتون بگم که :
1-اطلاعات کم راجع به زندگی زناشویی
کلا اطلاعاتی که دارم در حد دو واحد دانش خانواده هست که تو دانشگاه پاس کردم
2-خودشناسی ندارم
ینی نمیدونم فردا میتونم از مسعولیت هایی که بعد ازدواج برام پیدا میشه میتونم بر بیام یا نه
3-هدف نامشخص
تا الان اگر هدفی از ازدواج داشته باشم فقط طبق غریزه و تمایل طبیعی به جنس مخالف هست
از هدف های متعالی که تو همون دانش خانواده برای تشکیل خانواده خوندم هیچ کدوم در من نیست
3-کار دائمی
درسته من کار پیدا کردم و روزی حدود 50 هزار تومن کاسبم ولی هیچ تضمینی برای ادامه کار و درآمد وجود نداره و بعد این ماه با شروع دانشگاه تضمینی برای رسیدن به درس و کار همزمان نیست
4-مورد مناسب
با اینکه به خانوادم گفتم یکی رو پیدا کنن ولی اصلا جدی نمی‌گیرند می‌خندند و میگن باشه
خودم هم که نمیتونم پیدا کنم. البته تو دانشگاه کسایی رو میشناسم که معرفی کنن ولی بدون همراهی خانواده بنظرم کار اشتباهی هست
5-خانواده
مشکل اصلی همین خانواده هست
معتقد به ازدواج زود نیستند
حالا حالا هم دغدغه ای برای ازدواج من ندارند
در نظرشون ازدواج من رو گذاشتن برای سی سالگی به اونور
از ازدواج زود همیشه انتقاد میکنند
و شاید شرایط مالی مناسب هم برای این مسئله فعلا مناسب نیست
6-تفاوت های فکری من و خانوادم
خانوادم مذهبی کم رنگ هستند(اصطلاح جدید)
مطمئنم تو انتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج هم به مشکل برخواهم خورد چون معیار هایی که من در نظر دارم با معیار های اون ها یکی نیست
من خانوم محجبه و انقلابی و... میخوام
ولی خانوادم با این طیف خوب نیستند و شاید فراری

فعلا همین ها به ذهنم رسید
اگر باز موردی به فکرم بیاد حتما می نویسم ان شالله
بازم ممنون از راهنمایی

MasouD.7;996068 نوشت:
سلام و عرض ادب خدمت کارشناس محترم و کاربران اسکدین

ممنون از راهنمایی هاتون
بله درست میفرمایید باید کنترل کنم این حس رو ان شالله


سلام
بزرگوار
یک انسانی که خدای متعال خلق کرده چنان اراده ای در وجودش قرار داده که می تواند کارهای بزرگی را به راحتی انجام دهد که در جای خودش یک کار بی نظیر باشد. شما اگر تصمیم بگیرید که در این شرایط بر ذهن و فکرتان مسلط شوید، حتما موفق می شوید. ما بر اساس خواسته های خود می توانیم فردی توامند و قوی باشیم و به موفقیتها دست یابیم.

MasouD.7;996068 نوشت:
راجع به سوالتون بگم که :
1-اطلاعات کم راجع به زندگی زناشویی
کلا اطلاعاتی که دارم در حد دو واحد دانش خانواده هست که تو دانشگاه پاس کردم

سلام
خوب، این مسئله و مشکل خاصی نیست، شما براحتی می توانید در یک بازه زمانی مطالعاتی را انجام بدهید و اطلاعات و معلومات بیشتری را کسب کنید. البته مقالاتی را در این راستا می توانید از گوگل سرچ کنید و به اطلاعاتتون بیفزایید.
هر روز ده الی بیست دقیقه وقت بگذارید، خیلی چیزها دستتون میاد.
توصیه ما این است که نخست آنچه برایتان مهم بوده را در یک لیستی تهیه کنید و طبق آن مطالعات خود را انجام دهید.

[quote=MasouD.7;996068]هدف نامشخص
تا الان اگر هدفی از ازدواج داشته باشم فقط طبق غریزه و تمایل طبیعی به جنس مخالف هست
از هدف های متعالی که تو همون دانش خانواده برای تشکیل خانواده خوندم هیچ کدوم در من نیست
سلام
بزرگوار
اهداف انسان در زندگی خیلی مهم هستند، اهداف هر چه قدر بزرگ و قوی باشند و در سایه آن تلاش و همت هم باشد، میزان موفقیتها و احساس رضایت در فرد بیشتر خواهد شد. شما در سایه مطالعه و تفکر می توانید برای این موضوع هدف سازی کنید. البته همین که دوست دارید ازدواج کنید و به یک آرامشی برسید خودش هدف بزرگ و مقدسی است و هیچ عیبی هم ندارد. خود این آرامش زمینه خیلی از موفقیتها خواهد بود.

MasouD.7;996068 نوشت:
کار دائمی
درسته من کار پیدا کردم و روزی حدود 50 هزار تومن کاسبم ولی هیچ تضمینی برای ادامه کار و درآمد وجود نداره و بعد این ماه با شروع دانشگاه تضمینی برای رسیدن به درس و کار همزمان نیست

این تفکر خوبی نیست و متاسفانه در اذهان بیشتر افراد دیده می شود، به نظر می رسد ما اگر شخص توامندی باشیم و دنبال یک کاری برویم که بتوانیم روی پای خود بیاستیم و کار را خودمون بعدا ادامه بدهیم، به نظر می رسد سرانجام بهتری را خواهیم داشت. مثلا: کسی علاقه به کار فنی داشته باشد و یه چند سالی دنبال کار فنی تاسیسات باشه، خوب طبیعتا بعد از مدتی خودش یک فرد ماهری خواهد شد و می تواند حتی چندین شاگرد را در اختیار بگیرد. ما قبل از شروع یک کار باید علاقه و استعداد و عاقبت آن را بسنجیم و عجول هم نباشیم. باور کنید براحتی می توان کاری خوب را یاد گرفت و در آمد خوبی هم بدست آورد.
همینکه شما در کنار درس و بحث تونستید به کاری مشغول بشوید، این معلومه که شما فرد زرنگی هستید. ولی حواستون باشه که دنبال کاری باشید که بعدا به دردتون بخوره و بتوانید حتی آن شغل را ادمه بدهید.
این تلاش شما نشانگر این است که شما می توانید برای زندگی خودتان تلاش خوبی داشته باشید و یک فرد موفقی باشید.
لذا ذهنیت شما در رابطه با یک شغلی که ثابت باشه، باید تغییر کنه.
اگر کار را خوب انجام بدهید و با جدیت تمام مشغول شوید، قطعا کار شما ثابت و دائمی خواهد شد. بنابراین جای نگرانی نیست.

یا ازدواج نکن یا اگه میکنی با یه نفر که هیچ توقعی(به معنای واقعی کلمه) ازت نداشته باشه از نظر مادی ازدواج کن.اوضاع مملکتو که میبینی یه حساب کتاب بکن ببین میتونی اینجوری از نظر مادی دووم بیاری.
تا چندوقت دیگه بدترم میشه باید همه نون و آب بخورن.
خونوادت دیدشون بازه اینو میدونن.الان زن میخای نمیفهمی این چیزارو.البته منم قبل ازدواج مثل تو بودم.درکت میکنم.
اگه به زمان قبل ازدواجم برمیگشتم.یه زن مطلقه ای یا بیوه
برا صیغه پیدا میکردم‌ و نیازمو باهاش برطرف میکردم‌ که البته خطرات خودشم داره.ولی یه مطمئنشو پیدا میکردم آشنا باشه.
تو داری الانو میبینی ابان ماه دلار به ۲۰ هزارتومن و بعدش به ۲۵ هزار تومن میرسه که عملا ارزش پول به شدت میاد پایین.قیمتها به شدت افزایش پیدا میکنه.
این کامنت منو یه جا بنویس.اگر این اتفاق نیافتاد بیا هر چی خاستی بهم بگو.
فعلا بی خیال بشو و دنبال زن صیغه ای مطمئن و ابرودار بگرد.بهترین راه هست.

سلام واقعا ممنونکه راهنمایی می کنید و وقت میذارید آقا محسن
آخه اصلا مگر دختری پیدا میشه از آدم انتظار مادی نداشته باشه مگر خانوادشون ثروتمند باشه که اونم باز خیلی مشکلات داره
از نظر شخصیتی اونجور که خودم رو شناختم نمیتونم و نمیخوام آویزون کسی باشم
مثلا از نظر مالی وابسته پول خانواده همسرم باشم
الان هم تصورم از همسر خودم یک نفر در حد مالی خودم یا کمتر هست
در رابطه با صیغه هم که اصلا آقا محسن
درسته حلال هست ولی من بدم میاد
معلوم نیست اصلا من شرایط صیغه دارم یا نه
اون مورد مطمئن هم خیلی سخت پیدا میشه
اصلا فرض کنم پیدا کردم
اصلا تصورشم برام سخته که به یکی پیشنهاد صیغه بدم
واقعا نمیتونم

من رفته بودم یه اردو دانشجویی
اونجا دانشجو هایی بودن که ازدواج کرده بودن و راضی بودن
من گفتم مثلا آدم میتونه با درآمد ماهیانه یک میلیون تا یک میلیون پنصد ازدواج کنه
خیلی محکم گفت آره
ولی خب به قول شما پیدا کردن موردی که انتظار مادی بالایی نداشته باشه و در کل همراه باشه و چشم و هم چشمی و ولخرجی نداشته باشه سخته
باید از خدا خواست

راستی شما فقط بخاطر شرایط اقتصادی گفتید که اگر به عقب برمیگشتید راه دیگه ای انتخاب میکردید؟؟؟
بازم ممنون

کارشناس محترم
من احتمال دادم که هنوز قسمتی از پاسختون مونده
منتظر هستم بعد تموم شدن اگر سوالی بود ازتون می پرسم
واقعا ممنون

MasouD.7;996242 نوشت:
سلام واقعا ممنونکه راهنمایی می کنید و وقت میذارید آقا محسن
آخه اصلا مگر دختری پیدا میشه از آدم انتظار مادی نداشته باشه مگر خانوادشون ثروتمند باشه که اونم باز خیلی مشکلات داره
از نظر شخصیتی اونجور که خودم رو شناختم نمیتونم و نمیخوام آویزون کسی باشم
مثلا از نظر مالی وابسته پول خانواده همسرم باشم
الان هم تصورم از همسر خودم یک نفر در حد مالی خودم یا کمتر هست
در رابطه با صیغه هم که اصلا آقا محسن
درسته حلال هست ولی من بدم میاد
معلوم نیست اصلا من شرایط صیغه دارم یا نه
اون مورد مطمئن هم خیلی سخت پیدا میشه
اصلا فرض کنم پیدا کردم
اصلا تصورشم برام سخته که به یکی پیشنهاد صیغه بدم
واقعا نمیتونم

من رفته بودم یه اردو دانشجویی
اونجا دانشجو هایی بودن که ازدواج کرده بودن و راضی بودن
من گفتم مثلا آدم میتونه با درآمد ماهیانه یک میلیون تا یک میلیون پنصد ازدواج کنه
خیلی محکم گفت آره
ولی خب به قول شما پیدا کردن موردی که انتظار مادی بالایی نداشته باشه و در کل همراه باشه و چشم و هم چشمی و ولخرجی نداشته باشه سخته
باید از خدا خواست

راستی شما فقط بخاطر شرایط اقتصادی گفتید که اگر به عقب برمیگشتید راه دیگه ای انتخاب میکردید؟؟؟
بازم ممنون


نه فقط اقتصادی.هرکسی روحیات متفاوتی داره.فکرمیکنم مجرد میبودم برای تصمیم گیری اینده ام راحتتر بودم.مثلا من میخام برم خارج.اگه مجرد بودم خیلی وقت پیش رفته بودم.چون مسئولت کسی به گردنم نبود.این یک مورد از چند مورد هست.تا وقتی ازدواج نکنی متوجه حرفم نمیشی.دختر زیاده پیدا میشه شخصی که بهت بخوره.خجالتی هم نباش.

سلام
بله خوب فکراتونو بکنید اول تکلیفتونو با خودتون و زندگی و آینده تون روشن کنید بعد تصمیم به ازدواج بگیرید. به هر حال با هرکس که ازدواج کنید حتی اگه از نظر مالی هم توقعش بالا نباشه توقعات خیلی زیادی تو زندگی داره. توقع پشتیابن و تکیه گاه بودن توقعیه که با هر دختری ازدواج کنید ازتون خواهد داشت. اگر فکر می کنید از فردای عقد هر روز می خواید ناله کنید که چه اشتباهی کردید ازدواج کردید از الان خودتون رو دریابید و زندگی یه نفر دیگه رو به زندگی خودتون گره نزنید.

mohsen1990;996232 نوشت:
دنبال زن صیغه ای مطمئن و ابرودار بگرد.بهترین راه هست.

سلام
بزرگوار راهکار اینچنینی برای درمان مشکل همین دوستمون، صلاح نیست. افتادن در این مسیری که شما توصیه می کنید، آسیب های خاص خودش را دارد.

MasouD.7;996242 نوشت:
در رابطه با صیغه هم که اصلا آقا محسن
درسته حلال هست ولی من بدم میاد

سلام
احسنتم؛ معلومه که فرد عاقبت اندیشی هستید. خیلی از چیزها حلال هستند ولی انسان عاقل کاری را می کند که بعدا احساس پشیمانی نکند. ورود به عرصه ازدواج موقت هر چند موقتی است، چه بسا همین تصمیم فرد را دچار مشکلاتی بکند که بعدا نتواند از پس آن بر بیاد.

[="Tahoma"][="YellowGreen"][="3"]

MasouD.7;996245 نوشت:
شروع کننده موضوع
کارشناس محترم
من احتمال دادم که هنوز قسمتی از پاسختون مونده
منتظر هستم بعد تموم شدن اگر سوالی بود ازتون می پرسم
واقعا ممنون

سلام
بزرگوار صبر و بردباری شما متشکرم.
همین طوره فعلا به سوالات شما پاسخ میدم.
در کنارتون هستیم تا ان شاء الله مشکلتون بزودی حل شود.
[/][/][/]

MasouD.7;996068 نوشت:
خودشناسی ندارم
ینی نمیدونم فردا میتونم از مسعولیت هایی که بعد ازدواج برام پیدا میشه میتونم بر بیام یا نه

سلام
وقتی به نکاتی که در قالب سوال یا شبهه در نوشته های شما نگاه می کنم، احساسم این است که شما فرد عاقلی هستید و می خواهید در این تصمیم دچار خطا و اشتباه نشوید، واقعا اگر یک فرد اینگونه تامل کند، برکاتش خیلی زیاده و می تواند با آرامش بیشتر تصمیم درستی را اختیار کند.
از این جهت که انسان سرپرست زندگی می شود و طبق قانون آفرینش مرد مدیر خانواده قرار می گیرد، بله درسته، سختی های خاص خودش را دارد و به نوعی مسئولیتش تا حدودی سنگین هست. معمولا افراد که تعهد کاری دارند و سعی می کنند در کارهای خودشان کوتاهی نکنند و فرد تنبل و سست و بی انگیزه ای نیستند، این طیف در زندگی موفق بوده و می توانند مسئولیت زندگی به خوبی به عهده بگیرند و یک زندگی سالم و موفقی را داشته باشند. اما افراد بی صبر، بی انگیزه، بیخال و بهانه گیر و لج باز و... واقعا در پذیرفتن مسئولیت زندگی کم میارن.
ولی تصور من این است که شما فرد توامندی هستید و می توانید با توکل به خدا از عهده مسئولیت زندگی خودتان بربیایید.

MasouD.7;996068 نوشت:
4-مورد مناسب
با اینکه به خانوادم گفتم یکی رو پیدا کنن ولی اصلا جدی نمی‌گیرند می‌خندند و میگن باشه
خودم هم که نمیتونم پیدا کنم. البته تو دانشگاه کسایی رو میشناسم که معرفی کنن ولی بدون همراهی خانواده بنظرم کار اشتباهی هست

بله واقعا پیدا کردن مورد مناسب سخته، اما اگر؛
به خدای متعال توکل کنید و از او کمک بخواهید پیدا میشه.
البته واسطه های خوب و دلسوز و متعهد هم در این زمینه هستند می توانید از آنها کمک بگیرید.
افرادی مثل؛ دوست متاهل، استاد، روحانیون، مسئولین برخی از مراکز خواهران( مثلا: مدیران حوزه های علمیه خواهران، مسئولین نهاد های فرهنگی و آموزشی)
حضور در مراکز ویژه خواهران مثلا: جلسات روضه، ختم قرآن و ... از سوی خانواده
سفارش به اشنایان دلسوز و ...
جستجو از فامیل، همسایه های نزدیک و...
البته یک سایت همسر یابی هم هست در تهران و کارشون هم خیلی معتبره.
البته در تشکل های دانشجویی هم شاید افراد مناسبی بتوان با کمک مسئولین پیدا کرد.
مواردی هستند که می توانند در کشف مورد مناسب شما کمک کنند.

MasouD.7;996068 نوشت:
خانواده
مشکل اصلی همین خانواده هست
معتقد به ازدواج زود نیستند
حالا حالا هم دغدغه ای برای ازدواج من ندارند
در نظرشون ازدواج من رو گذاشتن برای سی سالگی به اونور
از ازدواج زود همیشه انتقاد میکنند
و شاید شرایط مالی مناسب هم برای این مسئله فعلا مناسب نیست
6-تفاوت های فکری من و خانوادم

سلام
بزرگوار از بابت تاخیر عذر خواهی می کنم!
اکثر خانواده ها چنین هستند و به خاطر احتیاط و امر مصلحتی چنین توصیه ای می کنند؛ قطعا طبیعی است. منتها یک عامل نظر آنها را تغییر می دهد و آن اینکه به شما اعتماد کنند و ببینند که شما مرد زندگی هستید و با جدیت و علاقه هم درستون را می خوانید و هم اهل کار و تلاش هستید، مطمئن باشید در این شرایط شما را همراهی می کنند و نباید نگران باشید.پس باید خودتان را اثبات کنید.

MasouD.7;996068 نوشت:
6-تفاوت های فکری من و خانوادم
خانوادم مذهبی کم رنگ هستند(اصطلاح جدید)
مطمئنم تو انتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج هم به مشکل برخواهم خورد چون معیار هایی که من در نظر دارم با معیار های اون ها یکی نیست
من خانوم محجبه و انقلابی و... میخوام
ولی خانوادم با این طیف خوب نیستند و شاید فراری

با سلام و احترام
آنچه مهم است ملاک های خودتان می باشد، قرار است شما با یک فرد یک عمر زندگی کنید، از این رو نظر شما خیلی مهم و اساسی است، هر چند خانواده در وادی خاصی هستند ولی به هر حال در ادامه زندگی با شما با مدارا می سازند، مهم انتخاب خودتان می باشد.
البته اینکه تا حدودی رنگ و بوی مذهبی در آنها دیده می شود، باز امید است که بعدا مشکلی بوجود نیاد. بنابراین نگران نباشید و روی ملاک های اصلی و ارزشی خودتان پای بند و محکم باشید.

سلام ، روز بخیر

ابتدا احساس کردم یک جوان ۲۱ ساله شاید دچار هیجان شده و در فکر ازدواج هست. اما وقتی پاسخ شما رو خوندم فهمیدم با یک آدم فهمیده طرف هستم که شرایط خودش رو میدونه و بلوغ فکری در پاسخش پیداست.
بهتربن کار برای شما این هست خودتون رو به خانواده نشون بدین ، یعنی لیاقت های خودتون رو نشون بدین تا بعنوان یک مرد دلشون قرص بشه درکنارتون برای ازدواج اقدام کنن.

باید آن چیزی که فکر میکنین ندارین یا بهش نرسیدن تلاش در جهت رسیدن بهش داشته باشین.

مثلا درباره ازدواج بیشتر بخونین، درباره ی خودتون و نیازها و ... بیشتر بدونین.

با پولهاتون پس انداز داشته باشین و کمتر خرج کنین.

در این مدت هم دنبال دختر خوبی باشین بسپارین به افراد با اخلاق و با ایمان دختری مناسب معرفی کنن، دربارش دورادور تحقیق کنین و اگر مناسب بود به خونواده اعلام کنین. (خانواده و محیط رشد خیلی مهمه)

لازم نیست جشن عروسی بگیرین. بلکه میشه عقد کنین و با یک مهمانی مختصر و بجا آوردن رسومات برای عروس با رضایت کاملش زندگی مشترک رو شروع کنین.

توصیه بعدی من درباره صیغه یا دوستی هست. برای شما که پسری جوان هستید صیغه و یا دوستی عادت بدی ایجاد میکنه یعنی عادت کردن به داشتن زن های مختلف و جریحه دار شدن احساست یکی از شما و همچنین مسائل مختلفی که گاهی از کنترل خارج میشه مثل بارداری ناخواسته و نگه داشتن جنین و مسیری قانونی سخت. در نتیجه تجرد در زمان های گوناگون و سرگشتگی و عدم تشکیل خانواده.

بهترین راه برای پایه ریزی زندگی محکم و آینده ی روشن ازدواج رسمی هست. که هم حلاله و هم رسمی و قانونی. کنترل نیازها و سرمایه گذاری عاطفی بلند مدت ، فرزندانی حاصل از ازدواج که کانون خانواده رو گرم میکنن و برنامه ریزی برای هدف های دیگر در زندگی.

ازدواج مسیری هست که باید با برنامه ریزی و آهسته در اون قدم برداشت تا کمترین اشتباه اتفاق بیافته.

در پناه خدا

MasouD.7;995637 نوشت:
سلام و عرض ادب
خوبید
عید غدیر مبارک
من 21 سالمه دانشجو هستم

MasouD.7;996068 نوشت:
مشکل اصلی همین خانواده هست
معتقد به ازدواج زود نیستند
حالا حالا هم دغدغه ای برای ازدواج من ندارند
در نظرشون ازدواج من رو گذاشتن برای سی سالگی به اونور
از ازدواج زود همیشه انتقاد میکنند
و شاید شرایط مالی مناسب هم برای این مسئله فعلا مناسب نیست
6-تفاوت های فکری من و خانوادم
خانوادم مذهبی کم رنگ هستند(اصطلاح جدید)
مطمئنم تو انتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج هم به مشکل برخواهم خورد چون معیار هایی که من در نظر دارم با معیار های اون ها یکی نیست
من خانوم محجبه و انقلابی و... میخوام
ولی خانوادم با این طیف خوب نیستند و شاید فراری

MasouD.7;996068 نوشت:
درسته من کار پیدا کردم و روزی حدود 50 هزار تومن کاسبم ولی هیچ تضمینی برای ادامه کار و درآمد وجود نداره و بعد این ماه با شروع دانشگاه تضمینی برای رسیدن به درس و کار همزمان نیست

باسلام

تو فامیل مشابه شرایط شما داریم

یعنی تو همین سن ازدواج کردن خانواده خیلی مخالف بودن و همون طور که گفتید معیارهاشون هم متفاوت بود

یعنی با همه این سختی ها تونستند زندگیشون رو شروع کنند البته خیلی تلاش کردن و پیگیر بودن هم برای پیدا کردن مورد مناسب از طریق دوستان و فامیل ... هم برای کار که البته کارشون هم زیاد به اون صورت درامد بالا نبود اول در حدی که بتونند زندگی ساده رو بچرخونند

البته وقتی خانواده مصمم دیدنشون تو تصمیم دیگه یه پشتیبانی از نظر محل سکونت اینا داشتند

الان هم زندگیشون خوبه

البته خانوماشون شرایط آقا رو درک میکنند شاید خانواده دختره هم زیاد از شرایط پسره راضی نبودن و مخالفت میکردند ولی وقتی هر دو به این نتیجه رسیدن که می تونند باهم بسازند زندگی رو خانواده هم دست از مخالفتشون برداشتند
با تلاش و توکل به خدا پیش برید توجهی به این که الان سنتون کمه اینا نداشته باشید بلکه برای فراهم کردن شرایط شروع یه زندگی فکر کنید خدا هم کمکتون میکنه مطمئنا
ان شاءالله موفق و عاقبت بخیر باشید

پرسش:
من 21 سالمه دانشجو هستم، تا الان به مسئله ارتباط با جنس مخالف حساس بودم و همیشه دوری می کردم، زیاد هم کنترلش برایم سخت نبود، ولی تازگی ها خیلی علاقه به ارتباط با جنس مخالف و ازدواج برایم ایجاد شده، نمی دانم چه کار کنم، لطفا بنده را راهنمائی کنید.

پاسخ:
در این مسئله دو موضوع مطرحه؛ یکی مسئله علاقه به ارتباط با جنس مخالف و دیگری مسئله ازدواج؛
به عرضتان برسانم که؛
چنین گرایشی که در شما ایجاد شده و علاقه دارید که با جنس مخالف صحبت کنین، نشانه نیاز شما به یک همسر زندگی است. شما به جای اینکه میل و گرایش خودتان را به سمت چنین تمایلاتی (صحبت و گفتگو و ارتباط و..) هدایت کنید لازم است این میل و نفس خودتان را کنترل کرده و از مشغولیت بیجای ذهن و بی ثمر مصون مانده و دچار آسیب جدی نشوید. چرا که نفس انسان خیلی سرکش بوده و اگر مواظبت نشود، سرانجام خوبی نصیب انسان نخواهد شد.
در این رابطه از آقا امیر المومنین علی علیه السلام مطلب قابل توجهی بیان شده؛
«إِنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فِيمَا تَكْرَهُ لَمْ يُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِيمَا تُحِبّ؛ هرگاه نفس او (شخص متقی) در انجام وظائفى كه خوش ندارد سركشى كند او هم از آن چه دوست دارد محرومش مى‏ سازد»[1]
از آن جائی که شأن انسان متّقی چنان است که از گناه بدش می آید و در مقابل نسبت به حسنات عشق می ورزد، و از طرفی شأن نفس امّاره او خلاف این صورت بوده یعنی نسبت به حسنات مخالف است و گرایش به معاصی و گناه دارد لذا امام علیه السّلام می فرمایند اگر نفس متّقی در انجام عبادات و حسنات از او اطاعت نکند و در عوض تمایل به سیّئات داشته باشد، او خواسته نفس را اجابت ننموده و از او اطاعت نمی کند، بلکه او را وادار به خلاف خواسته اش می نماید و نتیجه آن است که متّقی با نفس خود به جهاد می پردازد زیرا می داند که نفسش دشمن اوست.[2]
این دغدغه زمانی حل می شود که با یک نگاه منطقی و عقلی زوایا و ابعاد این مسئله را به خوبی بررسی کنید. در چنین سنی یک گرایش و علاقه خاص به جنس مخالف پیدا می شود، هنر آن است که بتوانید با کمک خدا این نیاز و هیجان درونی را کنترل کنید. در صورتی که کنترل نشود، می تواند ذهن و فکر شما را تحت تاثیر قرار بدهد و حتی در امر تحصیل و سایر برنامه هایتان دچار مشکل شوید.
پیشنهاد می شود؛ اگر شرایط ازدواج فراهم است با خانواده صحبت کنید و یا حداقل برنامه ریزی کنید تا در یک فرصت مناسب به این امر اقدام کنید. وقتی فایل ذهنتان را جهت دادیدکه به صلاحتان است که این مسئله را حل کنید و با جدیت تمام و اراده قوی پیش بروید، قسمت اعظم مشکلات قابل حل بوده و می توان با صبوری و و تلاش بیشتر از این مشکلات براحتی عبور کرد.
در این راستا اگر برای تامین شرایط ازدواج زمان لازم است و لابد باید منتظر باشید، پس برای اینکه در این فاصله زمانی ذهنتان درگیر مسائل مزاحم نشود، بهتر است اوقات فراغت خودتان را با برنامه های متنوع و موثر پرکنید تا مسائل و موانع دیگر باعث تضعیف روحیه شما نگردد و آرامش روحیتان بهم نخورد.
به هر حال مدیریت زمان حاضر و تسلط بر خواسته دل مختصری اراده می خواهد که می توانید با یک تصمیم قاطع موفق شوید و این کار سختی نیست.
پی نوشت:
[1]. نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 193، ص143
[2]. منهاج ‏البراعة في‏ شرح‏ نهج‏ البلاغ ، خوئي، ج ١٢ ص ١٤٣

موضوع قفل شده است