جمع بندی چگونه برخی عرفا از طریق خلع بدن از مسایل آینده با خبر می شوند؟

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چگونه برخی عرفا از طریق خلع بدن از مسایل آینده با خبر می شوند؟

هوالنور

سلام و عرض ادب

میخواستم بدونم که در کتب عرفانی که نوشته برخی عرفا از طریق خلع بدن از مسایل اینده با خبر میشدن
خلع بدن چگونه صورت میگیره؟ما هم میتونیم انجام بدیم؟

متشکرم

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد اویس


با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
خلع بدن یا تجربه خروج روح از بدن، عبارت از حالتی برای عارف است که در آن می تواند ضمن هوشیاری کامل از قفس تن رهایی جسته و از بالا ناظر بر بدنش بوده و به هر نقطه ای که بخواهد در اندک زمانی سفر کند.
خلع بدن در حقيقت نشانه آن است كه ضربه ي معشوق، بر جنبه بشريت سالك كارگر افتاده است و نفس به چنان لطافت و قوتی راه یافته که میتواند قالبِ كشتي بدن را درهم شكسته و بدون وساطت بدن به شکار معارف الهی بپردازد!
این حالت اختصاص به طیف خاصی از عرفا ندارد بلکه هرکسی می تواند بدان راه یابد. منتهی شرط رسیدن به چنین مقاماتی اولا تقویت بنیه اعتقادی خصوصا مساله توحید صمدی قرآنی و ثانیا عمل دقیق به شرعیات و اخلاقیات است. اگر کسی در مسیر اطاعت از دستورات خداوند همت گمارده و تمامی اوامر و نواهی حق را مراعات فرماید مسلما به چنین کمالاتی راه خواهد یافت.
جناب شهید مطهری درآزادی معنوی می گوید:
«شیخ شهاب الدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق عبارتی دارد، می گوید ما حکیم را حکیم نمی شماریم مگر آن وقتی که قدرت داشته باشد بر اینکه روح خودش را از بدنش خلع کند. میرداماد می گوید، ما حکیم را، حکیم نمی شماریم مگر در آن مرحله ای که خلع بدن برایش ملکه شده باشد، یعنی هر وقت که اراده کند بتواند روح خودش را از بدنش مستقل و جدا کند. برای ما خیلی این حرفها زیاد و سنگین است. چنین چیزهایی را باور نمی کنیم؛ حق هم داریم باور نکنیم، برای اینکه ما خیلی از این مراحل پرت هستیم. ولی از آن بدبینی و باورنکردنهای خودتان کمی پایین بیایید. ما که نرفته ایم، ما که راه عبودیت را همان قدم اولش را هم طی نکرده ایم تا ببینیم آیا همین مقدار اثر در عبادت خدا هست؟...»(1)

پینوشت:
1-مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه 115-113

اویس;962206 نوشت:
خلع بدن یا تجربه خروج روح از بدن، عبارت از حالتی برای عارف است که در آن می تواند ضمن هوشیاری کامل از قفس تن رهایی جسته و از بالا ناظر بر بدنش بوده و به هر نقطه ای که بخواهد در اندک زمانی سفر کند.

سلام

من به کرار از کارشناسان این سایت دیدم که نظرشون اینه که روح مجرد هست و نه داخل بدن هست و نه خارج از بدن مثل معنا که نه داخل واژه هست نه خارج از ان.
پس این روح که شما میفرمایید حالتی برای عارف است که در ان میتواند ضمن هوشیاری کامل از قفس تن رهایی و از بالا ناظر بدنش باشد چجور روحی هست و چگونه ممکن است؟

[="Tahoma"][="2"]

Miss.Narges;962215 نوشت:
سلام

من به کرار از کارشناسان این سایت دیدم که نظرشون اینه که روح مجرد هست و نه داخل بدن هست و نه خارج از بدن مثل معنا که نه داخل واژه هست نه خارج از ان.
پس این روح که شما میفرمایید حالتی برای عارف است که در ان میتواند ضمن هوشیاری کامل از قفس تن رهایی و از بالا ناظر بدنش باشد چجور روحی هست و چگونه ممکن است؟

عرض سلام خدمت خواهر گرامی

ببخشید که سوال از استاد عزیز پرسیده شد و بنده چیزی می نویسم

تا آنجاییکه بنده می دانم منظور از رهایی جدایی چیزی از چیز دیگر نیست بلکه قطع تعلق مُراد می باشد و اینکه از بالا بر بدنش ناظر می باشد یعنی از عالم بالا نه از مکان بالا. یعنی در عین حال که آنجاست ، اینجاست.[/][/]

اویس;962206 نوشت:
مساله توحید صمدی قرآنی

با تشکر از پاسختون

ممکنه در این مورد بیشتر توضیح بدید ؟(توحید صمدی قرانی یعنی چی؟)

Miss.Narges;962215 نوشت:
من به کرار از کارشناسان این سایت دیدم که نظرشون اینه که روح مجرد هست و نه داخل بدن هست و نه خارج از بدن مثل معنا که نه داخل واژه هست نه خارج از ان.
پس این روح که شما میفرمایید حالتی برای عارف است که در ان میتواند ضمن هوشیاری کامل از قفس تن رهایی و از بالا ناظر بدنش باشد چجور روحی هست و چگونه ممکن است؟

نه تنها نظر کارشناسان این سایت بلکه مساله تجرد روح از مبانی قرآنی و عرفانی و برهانی است و احدی در آن شک و تردیدی ندارد
وقتی میگوییم در خلع بدن، روح از قفس تن رهایی جسته و از بالا ناظر بر بدن می شود به این معنا نیست که قبل از خلع، روح مجرد در کالبد بدن بوده است بلکه مراد این است که تعلقی که روح به بدن دارد بواسطه قوت روح این تعلق کم شده و میتواند بدون وساطتت بدن کار انجام دهد و به جاهایی برود که بدن بدانجا نرفته است و یا چیزهایی را ببیند که چشمهای ظاهری قادر به دیدن آنها نیستند.

اغاثاذیمون;962273 نوشت:
ممکنه در این مورد بیشتر توضیح بدید ؟(توحید صمدی قرانی یعنی چی؟)

مراد از توحید صمدی قرآنی همان اعتقاد به توحیدی است که قرآن کریم در صدد بیان آن است یعنی خدایی که هم اول خلق است و هم آخر خلق، هم در ظاهرشان ظهور و بروز دارد هم در باطنشان و مشاهده اینکه هیچ ذره ای نیست که خالی از وجود الهی باشد.
تبیین بیشتر این معنا را از کارشناسان اعتقادی بپرسید.

باسلام
آیا حدیث معروف حضرت رسول ص که فرموده اند بمیرید قبل از اینکه تورا بمیرانن ، مراد همین خلع بدن است؟
در آن صورت رابطه ی روح با این عالم چگونه است ؟

ما غیر حوزوی ها چطور به یک استاد عرفان دسترسی داشته باشیم؟ آیا در اسک دین استاد عرفانی است ؟ خواهشا معرفی کنید.
اجرکم عند الله

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

اغاثاذیمون;961463 نوشت:
هوالنور

سلام و عرض ادب

میخواستم بدونم که در کتب عرفانی که نوشته برخی عرفا از طریق خلع بدن از مسایل اینده با خبر میشدن
خلع بدن چگونه صورت میگیره؟ما هم میتونیم انجام بدیم؟

متشکرم


سلام
خلع بدن به توجه تام به ذات باریتعالی در نماز قابل حصول است.
یا علیم[/][/][/]

صبح_صادق;962434 نوشت:
باسلام
آیا حدیث معروف حضرت رسول ص که فرموده اند بمیرید قبل از اینکه تورا بمیرانن ، مراد همین خلع بدن است؟
در آن صورت رابطه ی روح با این عالم چگونه است ؟

سلام خدمت شما برادر گرامی
یکی از شئونات معنای حدیثی که نقل نمودید همین مساله خلع بدن می باشد اگر چه حدیث مذکور به طور دقیق تر بر معنای تولد ثانی و خروج از عادت دلالت دارد.

صبح_صادق;962434 نوشت:
ما غیر حوزوی ها چطور به یک استاد عرفان دسترسی داشته باشیم؟ آیا در اسک دین استاد عرفانی است ؟ خواهشا معرفی کنید.
اجرکم عند الله

در سایت اسک دین استاد عرفانی که بخواهید از او دستورالعمل ذکر بگیرید وجود ندارد زیرا مبنای اصلی این سایت در همه بخشها پاسخ به سوال است .
توصیه بنده به شما که مشتاق نیل به کمالات عالی انسانی هستید این است که فعلا به جای توجه به استاد عرفان تمامی همت خود را به انجام واجب و ترک محرمات و کسب معارف الهی صرف نمایید اگر در این راه به قابلیتها و استعدادهای خود بیفزایید خداوند خود در مسیر زندگیتان استاد عرفانی را قرار خواهد داد و آن نیاز به نگرانی ندارد.

اویس;962391 نوشت:

نه تنها نظر کارشناسان این سایت بلکه مساله تجرد روح از مبانی قرآنی و عرفانی و برهانی است و احدی در آن شک و تردیدی ندارد
وقتی میگوییم در خلع بدن، روح از قفس تن رهایی جسته و از بالا ناظر بر بدن می شود به این معنا نیست که قبل از خلع، روح مجرد در کالبد بدن بوده است بلکه مراد این است که تعلقی که روح به بدن دارد بواسطه قوت روح این تعلق کم شده و میتواند بدون وساطتت بدن کار انجام دهد و به جاهایی برود که بدن بدانجا نرفته است و یا چیزهایی را ببیند که چشمهای ظاهری قادر به دیدن آنها نیستند.

سلام

روح مجرد بدون بدن مادی چگونه عالم مادی را میبیند و در مکانهای مختلف قرار میگیرد
مگر روح مجرد ورای مکان و زمان نیست؟

غریبه آشنا;962635 نوشت:
سلام

روح مجرد بدون بدن مادی چگونه عالم مادی را میبیند و در مکانهای مختلف قرار میگیرد
مگر روح مجرد ورای مکان و زمان نیست؟


با سلام و عرض ادب
تجرد روح و مادی و زمانی نبودن آن منافاتی با رویت و سیر آن ندارد زیرا رویت و سیر از لوازم عالم ماده نیست که اگر بود در خواب که چشم بسته و گوش بسته ایم هرگز چیزی نمی دیدیم و نمی شنیدیم و سفر به این سو و آن سو نمیکردیم

اویس;962918 نوشت:

با سلام و عرض ادب
تجرد روح و مادی و زمانی نبودن آن منافاتی با رویت و سیر آن ندارد زیرا رویت و سیر از لوازم عالم ماده نیست که اگر بود در خواب که چشم بسته و گوش بسته ایم هرگز چیزی نمی دیدیم و نمی شنیدیم و سفر به این سو و آن سو نمیکردیم

تشکر

اما آنچه که در خواب رویت میشود صور خیالی است نه مکان های عینی -مادی
در مورد برزخ هم جناب ملاصدرا همین را اثبات کرده که صور خیالی جایگزین رویت امور مادی میگردد
و لازمه سخن شما این است که افراد نابینای مادر زاد در خواب بینا باشند ولی اینطور نیست

غریبه آشنا;962998 نوشت:
تشکر

اما آنچه که در خواب رویت میشود صور خیالی است نه مکان های عینی -مادی
در مورد برزخ هم جناب ملاصدرا همین را اثبات کرده که صور خیالی جایگزین رویت امور مادی میگردد
و لازمه سخن شما این است که افراد نابینای مادر زاد در خواب بینا باشند ولی اینطور نیست


احتیاج روح به بدن برای ادراک اشیاء اعم از دیدن و شنیدن و لمس کردن مربوط به زمانی است که روح ضعیف باشد اما وقتی روح قوی شد از تعلق به بدن مادی رهایی جسته و می تواند اشیای پیرامونش را بدون آلت بدن مادی مشاهده بنماید.

باسمه المُرید

سلام و عرض ادب

با تشکر از توضیحات بسیار خوب استاد اویس گرامی

اغاثاذیمون;961463 نوشت:
هوالنور

سلام و عرض ادب

میخواستم بدونم که در کتب عرفانی که نوشته برخی عرفا از طریق خلع بدن از مسایل اینده با خبر میشدن
خلع بدن چگونه صورت میگیره؟ما هم میتونیم انجام بدیم؟

متشکرم

خلع بدن،قوّت یافتن جنبه ی روحانی انسان و غلبه ی آن بر وجهه ی مادی و جسمانی اوست

لذا ارتباط روح با بدن قطع نمی شود به طوریکه بعضی در مقام تشبیه فرموده اند که بدن مانند لباس چرکی

که از تن در آوری از روح دور می شود بلکه توجه شما به آن منِ عالیتان شدّت،قوت و استمرار می یابد لذا

توجهتان به من دانی و اقتضائات آن ضعیف می گردد،ماحصل چنین کشفی تنها رؤیت خود مادی با چشم روحانی

و باطنی و خبر از آینده و خروج از بعد مکان و زمان نیست اینها لوازم چنین تجربه ای است نه معارف آن،بنابراین

اگر کسی به قصد دستیابی به اخبار آینده و تحصیل کرامات به دنبال چنین توانایی هایی باشد در واقع خویش را

از زندان تن به زندان نفس افکنده است و اگر قصد انسان کسب معارف الهی باشد بهتر است به طریقی که خداوند

در قران و به واسطه ی پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین به آن راهنمایی فرموده است

عمل کند.

والله ولیّ التوفیق

سوال:
در کتب عرفانی نوشته برخی عرفا از طریق خلع بدن از مسایل آینده با خبر می شوند. خلع بدن چیست و چگونه انجام می گیرد.

پاسخ:
خلع بدن یا تجربه خروج روح از بدن، عبارت از حالتی برای عارف است که در آن می تواند ضمن هوشیاری کامل از قفس تن رهایی جسته و از بالا ناظر بر بدنش بوده و به هر نقطه ای که بخواهد در اندک زمانی سفر کند.
به عبارت دیگر خلع بدن، قوّت یافتن جنبه ی روحانی انسان و غلبه ی آن بر وجهه ی مادی و جسمانی اوست لذا ارتباط روح با بدن به طور کامل قطع نمی شود به طوریکه بعضی در مقام تشبیه فرموده اند که بدن مانند لباس چرکی که از تن در آوری از روح دور می شود بلکه توجه شما به آن منِ عالیتان شدّت، قوت و استمرار می یابد لذا توجهتان به منِ دانی (مرتبه پایین) و اقتضائات آن ضعیف می گردد.

خلع بدن در حقيقت نشانه آن است كه ضربه ي معشوق، بر جنبه بشريت سالك كارگر افتاده است و نفس به چنان لطافت و قوتی راه یافته که میتواند قالبِ كشتي بدن را درهم شكسته و بدون وساطت بدن به شکار معارف الهی بپردازد!
این حالت اختصاص به طیف خاصی از عرفا ندارد بلکه هرکسی می تواند بدان راه یابد. منتهی شرط رسیدن به چنین مقاماتی اولا تقویت بنیه اعتقادی خصوصا مساله توحید صمدی قرآنی و ثانیا عمل دقیق به شرعیات و اخلاقیات است. اگر کسی در مسیر اطاعت از دستورات خداوند همت گمارده و تمامی اوامر و نواهی حق را مراعات فرماید مسلما به چنین کمالاتی راه خواهد یافت.
جناب شهید مطهری درآزادی معنوی می گوید:
«شیخ شهاب الدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق عبارتی دارد، می گوید ما حکیم را حکیم نمی شماریم مگر آن وقتی که قدرت داشته باشد بر اینکه روح خودش را از بدنش خلع کند. میرداماد می گوید، ما حکیم را، حکیم نمی شماریم مگر در آن مرحله ای که خلع بدن برایش ملکه شده باشد، یعنی هر وقت که اراده کند بتواند روح خودش را از بدنش مستقل و جدا کند. برای ما خیلی این حرفها زیاد و سنگین است. چنین چیزهایی را باور نمی کنیم؛ حق هم داریم باور نکنیم، برای اینکه ما خیلی از این مراحل پرت هستیم. ولی از آن بدبینی و باورنکردنهای خودتان کمی پایین بیایید. ما که نرفته ایم، ما که راه عبودیت را همان قدم اولش را هم طی نکرده ایم تا ببینیم آیا همین مقدار اثر در عبا چنین کشفی تنها رؤیت خود مادی با چشم روحانی و باطنی و خبر از آینده و خروج از بعد مکان و زمان نیست اینها لوازم چنین تجربه ای است نه معارف آن،بنابراین اگر کسی به قصد دستیابی به اخبار آینده و تحصیل کرامات به دنبال چنین توانایی هایی باشد در واقع خویش را از زندان تن به زندان نفس افکنده است و اگر قصد انسان کسب معارف الهی باشد بهتر است به طریقی که خداوند در قران و به واسطه ی پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین به آن راهنمایی فرموده است خدا هست؟...»(1)
لازم به ذکر است نتیجه قوی شدن روح انسان تنها خلع بدن یا رؤیت خودِ مادی با چشم روحانی و باطنی و خبر از آینده و خروج از بعد مکان و زمان نیست اینها از لوازمات قدرت روح است و نه همه توانایی های آن . انسان بواسطه تقرب به خداوند می تواند حائز مقاماتی به مراتب شریفتر از این باشد. بنابراین اگر کسی صرفا به قصد دستیابی به اخبار آینده و تحصیل کرامات به دنبال چنین توانایی هایی باشد در واقع خویش را از زندان تن به زندان نفس افکنده است و اگر قصد انسان کسب معارف الهی باشد بهتر است به طریقی که خداوند در قران و به واسطه ی پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین به آن راهنمایی فرموده است

پینوشت:
1. مرتضی مطهری، آزادی معنوی، صفحه 115-113


موضوع قفل شده است