چرا سنی ها مقیّدتر اند؟!

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا سنی ها مقیّدتر اند؟!

سلام علیکم

بارها این سوال برایم وجود داشته که چرا سنی مذهبان اهتمام ظاهریشان به ادای نماز مغرب بیشتر از شیعیان است. و این امر زمانی که با آنها همسفر باشید بیشتر اشکار است. 

در سفر هوایی که به یکی از شهرهای جنوبی رفته بودم نماینده شهر مذکور در هواپیما با آغاز وقت شروع به نماز خواندن نمود و این در حالی بود که روی صندلی نشته بود و نماز را همان نشسته هم خواند. صرف نظر از اینکه اصلا این نماز درست بود یانه ولی نمونه های این امر در بین سنیان خیلی زیاد است از کارگران ساختمانی گرفته تا مغازه داران و ...و این برای من و شاید خیلی از افراد دیگر سوال است که علت این اهتمام و توجه چیست؟ آیا دین داری در آنها بیشتر از دین داری جامعه شیعه است؟ آیا تربیت دینی آنان بیشتر است؟ آیا این یک گونه تبلیغ ظاهری است؟ علت چیست.

 

از راهنمایی شما متشکرم.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

بارها این سوال برایم وجود داشته که چرا سنی مذهبان اهتمام ظاهریشان به ادای نماز مغرب بیشتر از شیعیان است. و این امر زمانی که با آنها همسفر باشید بیشتر اشکار است. 

در سفر هوایی که به یکی از شهرهای جنوبی رفته بودم نماینده شهر مذکور در هواپیما با آغاز وقت شروع به نماز خواندن نمود و این در حالی بود که روی صندلی نشته بود و نماز را همان نشسته هم خواند. صرف نظر از اینکه اصلا این نماز درست بود یانه ولی نمونه های این امر در بین سنیان خیلی زیاد است از کارگران ساختمانی گرفته تا مغازه داران و ...و این برای من و شاید خیلی از افراد دیگر سوال است که علت این اهتمام و توجه چیست؟ آیا دین داری در آنها بیشتر از دین داری جامعه شیعه است؟ آیا تربیت دینی آنان بیشتر است؟ آیا این یک گونه تبلیغ ظاهری است؟ علت چیست.

در خصوص سوال شما چند نکته باید عرض کنم:

نکته اول:

بنده هم اوایل گمان می کردم که دیانت عملی در اهل سنت بیشتر است، و حتی سخنان حاجیانی که از مکه می آیند هم در  این خصوص زیاد میشنیدم که جامعه را بدین تفکر سوق میداد، اما بعدها که به اقتضای کارم خودم به مکه رفتم، و یا در اینجا با موارد بیشتری از اهل سنت برخورد کردم که گاهی حتی نماز هم نمی خواندند، به این نتیجه رسیدم که این امر کلیت ندارد.

نکته دوم:

بر فرض که ما کلیت مسئله را بپذیریم که اهل سنت در مقام عمل، بیشتر از شیعیان اهل عمل هستند اما همان طور که از ظاهر کلام شما هم میتوان برداشت کرد، این تفاوت هرگز نشأت گرفته از مذهب نیست، یعنی مذهب شیعه در این خصوص کم از ا هل سنت ندارد، بلکه قوی تر است و روایاتی غنی تری در خصوص پایبندی عملی به دین داریم. چرا که آنها فقط از یک معصوم روایت دارند و ما از 14 معصوم. بنابراین حتی اگر چنین خلأی وجود داشته باشد، باید آن را در سایر علل جست که بنده به برخی از مصادیق اشاره می کنم.

نکته سوم:

هر مذهبی که در منطقه ای در اقلیت باشد، روی اعتقادات و دیانتی که دارد بیشتر حساسیت به خرج می دهد. الان شما اگر بروید سراغ شیعیان عربستان، آنها را از اهل سنتشان پایبندتر نسبت به اعتقادات و عباداتشان خواهید دید. این یک مسئله روانشناختی است که انسان اگر رقیبی در برابر دین خود احساس نکند در عرصه تربیت و دینداری سستی به خرج می دهد. و در مقابل اگر خودش را در اقلیت ببیند همگرایی و هم افزایی بیشتری خواهد داشت.

نکته چهارم:

ما وقتی می خواهیم عبادات شیعیان را نگاه کنیم، معمولا شیعیان ایرانی را در این ارزیابی لحاظ می کنیم، در حالی که اولا:

وقتی می خواهیم مذهب را عامل مقایسه قرار دهیم، نباید بر شیعیان یک منطقه تمرکز کنیم، و باید شیعیان سایر مناطق را هم به لحاظ عملی در نظر داشت. بر فرض که اهل سنت ایران بیش از شیعیان ایران اهل عمل باشند، اما مثلا شیعیان و اهل سنت عربستان چطور؟ شیعیان و اهل سنت لبنان چطور؟ شیعیان و اهل سنت پاکستان و افغانستان چطور؟ آیا در تمامی این مناطق اهل سنتشان عابدتر از شیعیانشان هستند؟

ثانیا: در مقام مقایسه باید به عوامل بازدارنده از دین هم توجه کرد. واقعا حتی نصف هجمه ای که علیه دین جوانان شیعه است، علیه دین اهل سنت نیست. شیعه به خاطر نوع تفکراتش بیشتر مورد هجمه دشمنان است، و خصوصا شیعیان ایران که هیچ مسلمانی در دنیا، تأکید می کنم هیچ مسلمانی در دنیا بیشتر از شیعیان ایرانی تحت هجمه دینی و فرهنگی نیستند. و البته شاید این به خاطر استکبار ستیزی شیعه باشد. وگرنه نماز و روزه اسلام که برای دشمن خطرناک نیست، اما اعتقادات شیعه واقعا برای استکبار خطرناک است و این تفاوت بین شیعه و سنی را به صراحت در کلامشان ابراز می کنند.

بنابراین این هجمه عظیم رسانه ای، که کارشناسی شده، هدفمند، و با بودجه های عظیم علیه شیعه به راه افتاده، اگر علیه اهل سنت هر منطقه ای وجود داشت قطعا به لحاظ دیانت وضعشان از شیعیان ایرانی بدتر بود. 

سلام علیکم

با تشکر از پاسخ شما

استاد گرامی از نظر فقهی چگونه؟ آیا فقه اهل سنت برای زمانها ی ادای نمازها وقت متفاوتی با وقت نمازهای شیعه دارد. بیشتر این بعد مد نظر من بود. اهل سنت در انجام سریع نمازها آنرا به دستور شرع نسبت می دهند که مثلا وقت نماز مغرب بخصوص کم است لذا زودتر نمازهای خود را می خوانند.

لطفا در این بعد توضیح بفرمایید که نظرات فقهی آنان مثل فقه حنفی و شافعی که در ایران هستند با نظر فقهی شیعه در خصوص مواقیت چه تفاوتی دارند؟

سلام علیکم

بارها این سوال برایم وجود داشته که چرا سنی مذهبان اهتمام ظاهریشان به ادای نماز مغرب بیشتر از شیعیان است. و این امر زمانی که با آنها همسفر باشید بیشتر اشکار است. 

در سفر هوایی که به یکی از شهرهای جنوبی رفته بودم نماینده شهر مذکور در هواپیما با آغاز وقت شروع به نماز خواندن نمود و این در حالی بود که روی صندلی نشته بود و نماز را همان نشسته هم خواند. صرف نظر از اینکه اصلا این نماز درست بود یانه ولی نمونه های این امر در بین سنیان خیلی زیاد است از کارگران ساختمانی گرفته تا مغازه داران و ...و این برای من و شاید خیلی از افراد دیگر سوال است که علت این اهتمام و توجه چیست؟ آیا دین داری در آنها بیشتر از دین داری جامعه شیعه است؟ آیا تربیت دینی آنان بیشتر است؟ آیا این یک گونه تبلیغ ظاهری است؟ علت چیست.

به نظرم بیشتر وضعیت فرهنگی جامعه موثره. همچنین اقلیت هم تاثیر گذاره. معمولا اقلیتها به آدارب و رسوم دینی پایبند تر هستند برای حفظ خودشون.

استاد گرامی از نظر فقهی چگونه؟ آیا فقه اهل سنت برای زمانها ی ادای نمازها وقت متفاوتی با وقت نمازهای شیعه دارد. بیشتر این بعد مد نظر من بود. اهل سنت در انجام سریع نمازها آنرا به دستور شرع نسبت می دهند که مثلا وقت نماز مغرب بخصوص کم است لذا زودتر نمازهای خود را می خوانند.

لطفا در این بعد توضیح بفرمایید که نظرات فقهی آنان مثل فقه حنفی و شافعی که در ایران هستند با نظر فقهی شیعه در خصوص مواقیت چه تفاوتی دارند؟

شاید این امر هم دخیل باشد، یعنی از آنجا که اهل سنت بین نماز ظهر و عصر و نیز نماز مغرب و عشا فاصله می گذارند و وقت هر کدام را محدود می کنند، و زمان کمتری برای هر نماز قائل هستند نماز را اول وقت می خوانند، منتهی یک نکته ای را هم در اعترفات برخی اهل سنت که شیعه شده اند خوانده ام، که همین مسئله نمازخواندن برای اهل سنت را دشوار کرده است، چون روزی 5 بار نماز خواندن دشوارتر از روزی 3 بار نماز خواندن است.

ممنون از توضیحات خوب مسلم گرامی

در ایران فعالیتهای رضاخان تاثیر زیادی روی مذهب جامعه داشت، مشابهش فعالیتهای آتاتورک در ترکیه بود. اما این اتفاق برای عربستان نیفتاده. یا به طور مثال میبینیم که اقوام بلوچ در مقابل متحدالشکل شدن لباسها مقاومت بیشتری داشته اند و طبیعتا همین مقاومت در برابر خیلی از تغییرات فرهنگی دیگه هم وجود داشته.

وقتی دو تا قومیت رو مقایسه می‌کنیم بایستی به تفاوت پیشینه تاریخی اونها هم توجه داشته باشیم. کما این که میبینیم ترکیه به عنوان یک کشور عمدتا سنی مذهب شاید خیلی مذهبی نباشه که این به پیشینه تاریخیش بر می‌گرده.

بنده هم اوایل گمان می کردم که دیانت عملی در اهل سنت بیشتر است، و حتی سخنان حاجیانی که از مکه می آیند هم در این خصوص زیاد میشنیدم که جامعه را بدین تفکر سوق میداد، اما بعدها که به اقتضای کارم خودم به مکه رفتم، و یا در اینجا با موارد بیشتری از اهل سنت برخورد کردم که گاهی حتی نماز هم نمی خواندند، به این نتیجه رسیدم که این امر کلیت ندارد.

و بایستی توجه داشت که مکه یک شهر مذهبی است و سایر شهرهای عربستان شاید اینقدرها مذهبی نباشند.

به نظر میاد سطح رفاه در مذهبی بودن ارتباط عکس داره.یعنی معمولا در مناطقی که رفاه کم هست مردم مذهبی تر هستند.در ایران عمده اهل سنت در مناطق سیستان و بلوچستان ساکن هستند و این استان از نظر رفاه محروم ترین استان ایران می باشد.بنابراین بنظر میاد اینک اهل سنت ایران مقید تر به دین باشند تا حدی واقعیت دارد.اما مثلا در عربستان مشاهده میکنیم که بجز شهر های مکه و مدینه که شهرهای مذهبی می باشند سایر شهر ها از جمله ریاض تقید به دین خیلی کم هست.در صورتی که اهالی ریاض هم اهل سنت هستند. در این شهر زنانی هستند که به حجاب مقید نبوده و حتی بعضی ها پوشش آنها شبیه زنان غربی هست.بنابراین اینکه اهل سنت مقید تر از شیعیان باشند در حالت کلی درست نیست بلکه سطح رفاه جامعه در مقید تر بودن افراد تاثیر گذار هست نه نوع مذهب.

ضمن تایید فرمایشات جناب بی ادعا. 

شما حتی در آمریکا هم اگر مشاهده کنید این امر رو میبینید که در ایالت هایی که رفاه کمتره مذهب و سنت نقش مهمتری داره ولی مثلا در کالیفرنیا یا ایالت های ثروتمند تقید خیلی کمی به مذهب هست.