آیا استجابت دعا مستلزم تغییر و تاثیر در خداوند نیست؟

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا استجابت دعا مستلزم تغییر و تاثیر در خداوند نیست؟

به نام خدا

میدانیم که در خداوند تغییر و تحول راه ندارد...

در این صورت،دعا به آن مفهوم و کاربردی که در میان بیشتر مردم رایج است، چه نقشی در این بین دارد؟شاید اینچنین پاسخ داده شود که در ذات خدا تغییر تحول وجود ندارد... اگر باز هم چنین تعبیری را بپذیریم،همچنان این سوال مطرح است که اگر خدا به خواسته ی ما واکنش نشان دهد، به نوعی در تصمیم خداوند تاثیر گذاشته ایم و تصمیم گیری یعنی تغییر و تحول در خدا...

برچسب: 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد قول سدید

با سلام و عرض ادب و آرزوی سلامتی و تندرستی

دوست عزیز برای پاسخ به  پرسش حاضر، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

نکته اول:

هیچ تردیدی نیست که همه رخدادها در جهان خلقت به مشیت و اراده الهی صورت می‏گیرد و هیچ امری خارج از دایره قدرت الهی نیست. به عبارت دیگر مؤثر اصلی در ساحت هستی درنهایت خداست و هر آنچه در این ساحت رقم می خورد، در یک نظام طولی بااراده و علم الهی محقق می شود.

چنانکه قرآن کریم همه چیز را تحت تدبیر خداوند می داند: « قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغي‏ رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ؛ بگو آيا غير خدا، پروردگارى را بطلبم، در حالى كه او پروردگار همه چيز است؟!»(1)

نکته دوم:

اما نکته ای که در این میان وجود دارد این است که اِعمال اراده الهی در این عالم به واسطه وسایط صورت گرفته و خداوند به جهت خصوصیات و ویژگی هایی که در هر یک از ایشان قرار داده، اراده خود را در عالم محقق می سازد.

امام صادق (ع) در این خصوص می فرماید:

 «ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ خداوند امور و اشیا را تنها از طریق علل و اسبابش جاری می سازد».(2)

درنتیجه هر کاری اگر بخواهد به ثمر برسد، باید اذن و اجازه الهی نیز در آن وجود داشته باشد؛ اما این به معنای بی نیازی از واسطه ها و قوانین نیست؛ چه این قوانین فیزیکی باشند (مانند قانون جاذبه زمین) و چه متافیزیکی (مانند قانون تأثیر دعا و صدقه).

نکته سوم:

انسان بواسطه اختیار و قدرتی که خداوند برایش مقدر کرده، می تواند از اسباب و واسطه ها استفاده کند و از این طریق، رخدادهای زندگی و سرنوشت خودش را تغییر دهد. این امر برخلاف قضا و قدر الهی نیست؛ چرا که در جای خودش توضیح داده شده که خداوند مقدرات مختلفی را برای انسان در نظر گرفته و چون اراده انسان در تعیین یکی از مقدرات را موثر دانسته، به همین جهت، انسان می تواند به اذن خدا و با استفاده از قدرت انتخاب خودش، از اسباب و واسطه های مختلف استفاده کند و مسیر و سرنوشت جدیدی برای خودش خلق نماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ خداوند سرنوشت هیچ  قوم (و ملّتى) را تغییر نمى ‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند».(3)

از این منظر، استفاده از دعا، شبیه به استفاده از هر سبب و وسیله دیگر است که آدمی با استفاده از آنها، می تواند رخداد خاصی را رقم بزند. همانقدر که انتخاب دوست خوب و تحصیل موفق و انتخاب رشته درست و پرهیز از تنبلی، در سرنوشت انسان موثر است، دعا نیز در سرنوشت انسان تاثیرگذار است.

نکته چهارم:

اما آیا دعا سبب تغییر خواست و مشیت و اراده الهی شده است؟ نه؛ همانطور که عرض شد این مشیت خدا است که هر سببی تاثیر خودش را داشته باشد و انسان نیز با استفاده از قوانین فیزیکی و متافیزیکی به امیال و آرزوهای خودش برسد. خداوند نظامی را طراحی کرده که هر رخدادی در آن، از طریق فرآیندی خاص رخ می دهد و نمی توان بدون استفاده از ابزار و اسباب مناسب به آن مطلوب دست یافت. بنابراین، این که من از ابزاری برای رسیدن به مطلوب خودم استفاده می کنم، برخلاف مشیت خدا نیست بلکه در چارچوب خواست و مشیت خدا است و هیچ تغییری در اراده الهی انجام نمی شود. نتیجه تکوینی دعا و صدقه و نماز و کمک به دیگری، جلب امدادهای غیبی و برطرف شدن مشکلات و بلایا است؛ چنانکه نتیجه تکوینی استفاده از آتش، دستیابی به گرما است و یا نتیجه تکوینی استفاده از آب، رفع تشنگی است. این که من آب می خورم و تشنگی خودم را برطرف می کنم، اراده خدا را تغییر نداده ام؛ یا این که من از آتش استفاده می کنم تا در سرما سلامتی خودم را حفظ کنم، اراده خدا را تغییر نداده ام. خداوند از ابتدا مقدر کرده که هر یک از این اسباب تاثیری دارند و انسان نیز بواسطه اراده اش بر سرنوشت خودش و محیط اطرافش موثر است و می تواند بااستفاده از همین اسباب، تغییراتی در حوزه زندگی و محیط پیرامونی خودش ایجاد نماید.

نکته پنجم:

شاید گفته شود همین که انسان بواسطه دوست خوب و یا تلاش بیشتر و یا دعای صحیح، سرنوشت خودش را تغییر می دهد، نوعی تغییر در علم خدا است و این محال است. برای رفع این اشکال باید به این نکته مهم توجه کرد این که من دوست خوبی انتخاب کنم یا نکنم  و یا از ابزار دعا برای جلب امدادهای غیبی استفاده کنم یا نکنم، بستگی به انتخاب خودم دارد. خداوند نیز به عنوان عالم مطلق، به این صحنه عظیم هستی اشراف دارد و هیچ چیزی از او غایب نیست و از ابتدا می داند که انسان با استفاده از انتخاب خودش (انتخاب دعا یا انتخاب دوست خوب و ...) چه سرنوشتی را برای خودش رقم می زند.

بنابراین، این که تغییری که در سرنوشت ما رخ داده و چه بسا خارج از علم و آگاهی و انتظار دیگران بوده، از ابتدا برای خدا معلوم بوده است؛ شبیه به کسی که بر فراز نقطه قله نشسته و با اشرافی که بر جاده دارد، می داند که این دو راننده بواسطه سرعت غیرمجاز، سر آن پیچ تصادف سهمگینی خواهند کرد. شاید برای من و شما که انتظار این تصادف را نداریم، عجیب باشد که کسی از قبل مطلع بوده؛ اما برای کسی که بر فراز قله نشسته، چنین امری دور از انتظار و علم و آگاهی نبوده است.

نتیجه:

بنابراین، استفاده از دعا، همچون استفاده از هر سبب و وسیله دیگری است که خداوند آنها را دارای تاثیر قرار داده و استفاده از آنها می تواند سبب تغییر در زندگی و سرنوشت آدمی باشد. این تغییرات، سبب تغییر در علم و اراده الهی نمی شود؛ چرا که همه این اتفاقات در چارچوب خواست مطلق خدا بوده که هر سببی نتیجه تکوینی خودش را دارد؛ و خداوند نیز از پیش می دانسته که چه کسی از این اسباب استفاده کرده و به فلان نقطه می رسد. بنابراین، تغییری در علم و اراده خدا رخ نداده است.

 

 

پی نوشت ها:

  1. سوره انعام، آیه 164.
  2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، انتشارات موسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403، ج 2، ص 90.
  3. رعد: 11.

 

با سلام و احترام

از این منظر، استفاده از دعا، شبیه به استفاده از هر سبب و وسیله دیگر است که آدمی با استفاده از آنها، می تواند رخداد خاصی را رقم بزند. همانقدر که انتخاب دوست خوب و تحصیل موفق و انتخاب رشته درست و پرهیز از تنبلی، در سرنوشت انسان موثر است، دعا نیز در سرنوشت انسان تاثیرگذار است.

پس با این تعریف،ما هنگام دعا ارتباط مان با خدا مثل ارتباط بین دو نفر نیست که مثلا یک طرف خدا باشد و یک طرف بنده خدا...اراده الهی در این عالم به واسطه وسایط صورت گرفته و اگر خواسته ی بنده مطابق با نظامات خدا باشد،پذیرفته میشود...برداشتم درسته؟

 

اگر همچین تعبیری رو بپذیریم خیلی از دعا های قرآن به این شکل بیان نشده...مثلا دعای حضرت ذکریا برای فرزند دار شدن،کاملا یک ارتباط دو طرفه بین خدا و بنده اش بوده و از ان جایی که سن حضرت ذکریا بالا و همسرش نازا بودن، پس شرایط و علت های فرزند دار شدن محیا نبوده تا معلول محقق شود پس خداوند باید تاثیری بگذارد تا شرایط لازم محیا شود و این تاثیر گذاری نیاز به تاثیر پذیری خدا از دعای بنده و واکنش خدا دارد...میشه یکم بیشتر توضیح بدید...