گناه چشم

آموزش طرز نگاه کردن صحیح

هوالنور
سلام و عرض ادب

میخواستم بدونم طرز نگاه کردن یک دانشجوی جوان به استاد جوان چگونه باید باشه ؟
من نمیدونم طرز نگاهم چجوری هست که مقید میشم به اساتید( یا مردها )نگاه کنم مجبور میشم به در و دیوار نگاه کنم یا سرم رو پایین بندازم
در این حالت استادها تصور میکنن من بی احترامی میکنم !
نگاه باید چطوری باشه که اثار تکوینی نداشته باشه ؟
وقتی هم به درس گوش میدم و به استادم نگاه میکنم استاد فقط به من نگاه میکنه این منو اذیت میکنه !

لطفا اگر روایتی در این باره هست بفرمایین ......یا کتاب معرفی کنید ...تو یکی از تاپیک ها دوستان نوشته بودند که حتی نگاه کردن به لقمه ی انسانی دیگر
مقام روح رو تنزل میده و اثر تکوینی داره ......دوست دارم در این باره ( نگاه) بیشتر بدونم

متشکرم@};-

مراقبت از چشم(انحراف جنسي چشم چراني)

براى كنترل نگاه از گناه راهكارهایى وجود دارد كه مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از:

1- خداباورى: اعتقاد به خدا و یقین داشتن به این كه انسان در محضر خدا است و خدا ناظر بر تمام احوال و درون آدمى است، به انسان كمك مى‏كند نگاه خود را كنترل نماید. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «فروبستن چشم از گناه میسّر نیست مگر این كه انسان عظمت و جلال پروردگار را در قلبش مشاهده كرده باشد».

از امام على(ع) سؤال شد: توانایى بر كنترل چشم چگونه حاصل مى‏شود؟ حضرت فرمود: «این كه خود را تحت قلمرو سلطان آگاه از همه مسائل بدانى و تسلیم او باشى».(1)

2- توجه به آثار فروبستن چشم: اگر انسان بداند كنترل نگاه چه آثار و بركاتى دارد، قطعاً بر ادامه آن تشویق خواهد شد. آثار و فوائدى كه بر چشم پوشى مترتب است، عبارتند از:

الف) راحتى دل: كسى كه چشمش را فرو بندد، دلش را آرام كرده است.
با چشم چرانى انسان احساس آرامش نمى‏كند، زیرا احساسات و غرایز شهوانى تمام ناشدنى و سیرى‏ناپذیر است و نفس اماره انسان را به بدى و زشتى هر چه بیشتر وادار مى‏كند.
امام على(ع) مى‏فرماید: «كسى كه چشم فرو بندد، دلش را صفا داده است».(2)

ب) كشف حقایق: رسول اكرم(ص) مى‏فرماید: «چشمتان را فرو بندد تا عجائبى را ببینید».(3)

ج) شیرینى عبادت را حس كردن: پیامبر اسلام(ص) مى‏فرماید: «مسلمانى چشم خود را از نامحرم فرو نمى‏بندد مگر آن كه خداوند شیرینى عبادتش را در دل او ایجاد مى‏كند».(4)

3- توجه به عواقب چشم چرانى: كسى كه بداند چشم چرانى چه پیامدهاى ناگوارى دارد، قطعاً به ضرر خود اقدام نخواهد كرد و نگاهش را كنتزل خواهد كرد. رسول اكرم(ص) مى‏فرماید: «كسى كه چشمش را از حرام پر كند، خداوند روز قیامت چشمش را از آتش پر خواهد كرد، مگر آن كه توبه كند و برگردد».(6)

در روایت دیگر مى‏فرماید: «نگاه تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است».(7)
حضرت مسیح فرمود: «از نگاه به نامحرم بپرهیزید كه بذر شهوت و رشد دهنده فسق است».(8)
4- طرد افكار شیطانى: براى كنترل نگاه، باید اندیشه را از نفوذ افكار شیطانى دور نگه داشت، زیرا گام نخست در انحراف، فكر كردن درباره آن است. امام على(ع) مى‏فرماید: «كسى كه در اطراف گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن گناه كشیده خواهد شد».(9)
5- پرهیز از عوامل تحریك زا: تخیّلات تحریك كننده، رفت و آمد در جاهایى كه نامحرم است، گفت و گو با نامحرم، دیدن فیلم‏ها و عكس‏هاى مبتدل، زمینه را براى چشم چرانى فراهم مى‏كند.
6- دقت در دوست یابى: بررسى‏ها نشان مى‏دهد كه نوجوانان، اوّلین قدم‏هاى انحراف و تباهى را به كمك دوستان ناباب برداشته، سپس در سراشیبى سقوط قرار گرفته‏اند.(10) آلودگى و انحراف، به سرعت از طریق دوستان نا اهل به افراد پاك و سالم سرایت مى‏كند و چشم چرانى از این قاعده مستثنا نیست.
امام على(ع) مى‏فرماید: «از معاشرت با مردم فاسد بپرهیز كه طبیعت تو، ناخودآگاه ناپاكى را از طبع آن‏ها سرقت مى‏كند».(11)
7- ازدواج: یكى از راه‏هاى مؤثر در كنترل نگاه، ارضاى صحیح غریزه جنسى از طریق ازدواج است. رسول خدا(ص) مى‏فرماید: «اى گروه جوانان! هر یك از شما كه قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام كند، زیرا این بهترین وسیله است كه چشم را از نگاه‏هاى آلوده و عورت را از بى عفّتى محافظت مى‏كند».(12)
8- تقویت اراده: چشم چرانى اگر به صورت عادت در آمده باشد، همچون خصایص طبیعى و ذاتى، دامنه دار و پر نفوذ مى‏گردد و به منزله طبیعت دوم در مى‏آید. در این حال رهایى از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمى راسخ دارد. آن چه در شروع كار مهمّ است، خواستن و انگیزه داشتن است.

براى مبارزه با چشم چرانى باید دو كار انجام گیرد:
الف) به خواسته نفس پاسخ مثبت داده نشود،
ب) عادت پسندیده‏اى جایگزین گردد و خود را به كارهاى پسندیده مانند مطالعه كتاب و ورزش مشغول سازد.

پى نوشت‏ها:
1. بحارالأنوار، ج 101، ص 41.
2. میزان الحكمة، ج 4، ص 3289.
3. بحارالأنوار، ج 101.
4. میزان الحكمة، همان، ص 3292.
6. بحارالأنوار، ج 73، ص 334.
7. همان، ج 101، ص 38.
8. همان، ص 42.
9. غررالحكم، ج 5، ص 321.
10. محمد على سادات، راهنماى پدران و مادران، ج 1، ص 99.
11. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 272.
12. مكارم الاخلاق، ص 100.