حق قسم

عدم آرامش از رعایت عدالت در مورد همسر دوم

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

نقل قول:

سلام
خسته نباشید.
خانمی هستم متاهل که حدود دوسال قبل، همسرم گفت همسر دوم گرفته اونم بدون اطلاع و رضایت من.
و هدفش از این ازدواج سرپرستی یک خانم بیوه بوده، خانمی فقط میخواد یه سایه بالاسر داشته باشه.
اما من مخالف بودم و مخالفت کردم ولی همسرم با اصرار فراوان راضی ام کرد

بعد از اینکه منو راضی کرد برای اون خانم خونه اجاره کرده و لوازم خونه که لازم داره براش تهیه کرده
از لحاظ خرج هم مثل من برای اونم هزینه میکنه و پوشاکش رو هم تأمین میکنه.

اول قرار شد فقط دو شب در هفته منزل اون خانم باشه ولی الان میگه باید در مورد اون خانم عدالت رو رعایت کنه
به خدا دیگه نمیتونم تحمل کنم با اینکه برام این کار زجراور بود، اما باهاش کنار اومدم و صبرکردم
اما حالا که اینطورشده افکار آزاردهنده منو رها نمیکنه که تو این دوسال نکنه حق الناس گردنم اومده باشه!؟
البته با حجم زیاد کاری همسرم ، زمان زیادی پیش مون نیس و بچه هام بهانه پدرشون میگیرن
دوشب درهفته هم همسرم تا شب سرکاره وقتی میاد خسته وبی حوصله س.
به خدانمیدونم چکارکنم؟
نه تحمل ادامه این روند دارم و نه میتونم کمتر شدن حضور همسرم تو خونه رو تحمل کنم.
آیا مرد حتما باید شبهای مساوی پیش همسرانش باشه؟
درجایی خوندم که هر زن هر۴شب حق هم خوابی داره و دوشب دیگه به اختیارمردهست که کجا بره، آیا این موضوع درسته؟
دوساله افسردگی شدیدگرفتم وقرص میخورم,بچه شیرخوار دارم.
به خدابلاتکلیفم وسرگردون
من حاضرشدم با همین منوال کنار بیام ولی فکرحق الناس رهام نمیکنه، آیا حق الناسی به گردنمه؟
این برنامه همسرم طوریه که ساعاتی که پیش هرکدوممون تقریبا برابره.
شماروبه خدا شبهه های منو برطرف کنید؟
میشه ارامش فکری بهم بدین؟



با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید