تعالیم عقل ستیز

معرفت راه یا راه معرفت و خطرات دینداری بدون بصیرت

با عرض سلام و خسته نباشید
بگذارید این تاپیک را هم با یک خاطره شروع کنم. آقا ما دوره ی راهنمایی یک معلم دینی داشتیم که آدم خوبی هم بود.(البته از درونش که ما خبر نداشتیم.) گاهی علاوه بر مباحث کتاب برامون قرآن می خواند. حدیث می خواند . یک بار در مورد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها داشت صحبت می کرد. کیفیت تسبیحات را برای ما بیان کرد و می گفت که این تعدادی که برای اذکار وارد شده است مانند کلید یک گنج می باشد که اگر ذکری را اضافه یا کم کنی دیگر به اون گنج ثواب نمی رسی. من یادمه که ازش پرسیدم که آقا حتی اگه زیادتر هم بخوانیم باز به ثوابش نمی رسیم. جواب داد که حتی اگر یک الله اکبر بیشتر از 34 تا بگی ، ثواب می بری ولی به اون گنج نمی رسی. این خاطره را چند روز پیش داشتم برای مادرم که خودش معلم بوده تعریف می کردم و هم می خندیدم و هم افسوس می خوردم. یک دفعه دیدم که مادرم هم با اون حرف موافقه و به شدت از اون حرف دفاع می کنه تا جایی که سر من داد می کشه و من کماکان توی دلم می خندیدم. اما مسئله ی مهمی که می خواهم مطرح کنم اینه که متاسفانه برای ما و برای پدر و مادر های ما دین را به شدت ناجور معرفی کرده اند. چیزی که در این معرفی دین محوریت دارد اعتراف و تنبه به کم عقل بودن و جاهل بودن آدمی و علم بی پایان خداوندی و پیامبر و ائمه ی معصومین است. می گویند که ای بشر ، تو عقل و فهم داری اما قبول داری که این عقل و فهم تو پایین است و خداوند عالم مطلق می باشد. تو برای این که به سعادت برسی خیلی چیزها را نمی دانی. حداقل اگر در مورد دنیا می دانی در مورد آخرت نمی دانی. بنابراین همون چیزی هم که می دانی را انکار کن و بیا به چیزی که خداوندعالم مطلق از آسمان برای تو فرستاده است عمل کن و به سعادت برس. این استدلال ظاهرش درست است اما مشکلاتی دارد که فعلا به آن نمی پردازم. در روایت از پیامبر داریم که اگر مومنین بدانند که در صف اول نماز جماعت قرار گرفتن چه ثوابی دارد به سوی هم تیراندازی می کردند . معنای این روایت در این نوع نگاه چیست؟ معنایش این است که پیامبر از سنن عالم خبر داشته و می دانسته که صف اول خاصیتی بالاتر از صفوف دیگر نماز جماعت دارد. ای مسلمان! تو که عقل و فهم پیامبر را نداری که؟! می خواهی بگویی من می فهمم و پیامبر نمی فهمد؟! اوف بر تو باد ، اگر این گونه فکر کنی ! بنابراین بیا و به این روایت عمل کن و در نمازها سعی کن که در صف اول باشی. در این تلقی اگر من نتوانم که درصف اول قرارگیرم احتمالا خداوند توفیق به من نداده است. این نوع دین داری را اسمش را بنده می گذارم (دین گوسفندی و گوسفند پرور) . ببخشید که اسم تندی است ولی واقعیت است. ما همش فکر می کنیم که این غرب پدرسوخته می خواهد در ما نفوذ کند و جوانان ما را به بیراهه بکشد. من منکر نفوذ غرب و تهاجم فرهنگی نیستم ، اما عیب اصلی از خودمان است. عیب خودمان است که می خواهیم اسلام را روی جهل بشر بنا کنیم. عیب خودمان است که این توقع بیجا را از جوانان داریم که عقل و فهمشان را تعطیل کنند و به حرف های ما گوش کنند . با یک روحانی صحبت می کردم که می گفت روایته که ثواب صفوف فرد نماز جماعت مثل صف اوله. روحانیون ما می بایست قبل از هرچیزی همه ی روایات اینچنینی را بریزند دور، تا این که بخواهند به لطایف الحیلی آن ها را توجیه کنند .( بسمه تعالی ! مردم ، پیغمبر همچنین حرفی نزده است.) بدانید مهمترین دلیل رشد سکولاریسم در ایران همین دین گوسفندی است که امکان برقراری ارتباط با سطحی ترین عقول را ندارد و فقط کسی که عقل ندارد قبول می کند که ثواب صفوف فرد برابر صف اول است . اما واقعا چه کنیم؟ آیا واقعا مردم ما و حتی عقلا و علمای ما عقلی کامل دارند و می توانند همه چیز را از ملک تا ملکوت بفهمند و می فهمند و می دانند؟ جواب این است که خیر. پس اگر اهل بیت و پیغمبر راه را برای بشر مشخص نکنند که این بشر در گمراهی می ماند. اما آیا ما باید توقع داشته باشیم که حتی مردم هر چیزی را که جلوش قال الصادق گذاشتیم صم بکم بپذیرند؟ به نظر من مسئله این گونه حل می شود معرفت راه را از راه جدا نکنیم. یعنی فکر نکنیم که قراره معرفت راه داشته باشیم و سپس راه را برویم و حال که ما معرفت راه را نداریم باید کسانی باشند(اهل بیت و پیامبران) که همه چیز را بدانند و ما هرچی گفتند گوش کنیم و سپس راه را برویم. اولین سوالی که پیش می آید اینه که تو که راه را بلد نیستی . از کجا می دانی این شخص راه را بلده؟ باید بدانیم که راه ، همان معرفت است. یعنی سعادت بیشتر در گرو معرفت بیشتر نیست بلکه سعادت بیشتر ، خود معرفت بیشتر است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند : (اول الدین معرفت الله) . ادامه اش هم همین است . از آقای هانری کربن پرسیدند که ذکر جلی شما چیست؟ گفت : قال الصادق و قال الباقر. اما ایشون بر این مبنا به امام صادق و امام باقر نگاه نمی کنند که آقا من هیچی نمی فهمم تو بگو چگونه بروم ؟ بلکه زبان حال آقای کربن در تعامل با امام صادق این است که یا امام صادق تو معرفت مرا افزایش بده و به این نتیجه رسیده که معرفت این جا و در پیش امام صادق است. ما متاسفانه با دید کسب معرفت به اهل بیت رجوع نمی کنیم بلکه همش دنبال ثواب هستیم و ریزش گناهانمان . دوستان ! ما در این دنیا نیامده ایم که گوسفند باشیم و اهل بیت چوپان ما ، بلکه ما در این دنیا آمده ایم که دانش آموز باشیم و اهل بیت معلم های ما و اهل بیت راه زندگی را به ما نشان نمی دهند بلکه نفس خود تعلیم از اهل بیت در دجه ی اول و سپس از دیگران در درجات بعدی راه زندگی است.در روایتی از امام حسین علیه السلام داریم :(ان الله جل ذکره ما خلق العباد الا لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه) . دیگه از این واضح تر و زیباترکسی نگفته است.
می خواستم به تفصیل خطرات دین گوسفندی را بگویم اما یکی از آن ها که از همه مهمتر است را می گویم و آن این است که در این نوع دین داری به دلیل این که شخص به دنبال معرفت نیست اولا روحش ارضا نمی شود و موکدا می گویم که به همین دلیل است که امروزه آمار مصرف گرایی ، تجمل گرایی ، افسردگی و نهیلیسم در جامعه ی ما ایرانیان رو به افزایش است. خودمان را گول می زنیم که اگر فکر کنیم مردم ما افسرده نیستند و خودمان را گول می زنیم اگر فکر کنیم که این افسردگی صرفا به دلیل مشکلات اقتصادی می باشد و خودمان را گول می زنیم اگر فکر کنیم که تجمل پرستی صرفا کار تبلیغات خارجی و داخلی می باشد . ثانیا با دین گوسفندی دیگر نمی توانیم با جوانان خود که در فضای سیطره ی عقلانیت خودبنیاد قرارگرفته اند ارتباطی برقرار کرده و نتیجه اش می شود رشد روزافزون سکولاریسم در ایران که بایستی کور باشیم که این رشد را نبینیم.
سوالی ندارم . فقط نقد کارشناسان و دوستان را می خواستم بدانم.