♥♥♥←←← خوبی های دیگران را تعریف کنید →→→♥♥♥

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام

این موضوع را دیدم و با خود گفتم که من هم ماجرایی را خدمت دوستان عزیز بگویم:

یکی از فامیل ما مردی است که سال ها پیش در شهرستان خوانسار سکونت داشت. این آقا که حالا مُسنّ است، می گفت:
سال 72 دختر کوچکم را عروس کردم. دست و بالم تنگ بود. پول چندانی برای جهیزیّه نداشتم. یک روز حجة الاسلام و المسلمین هاشم تقدیری از اساتید حوزه علمیه ولیّ عصر خوانسار به دیدن من آمد. احوال پرسی کرد و بعد چهل هزار تومان به من داد و گفت:« شما دخترتان ازدواج کرده و باید جهیزیّه تهیه کنید. این مبلغ پول را بگیرید؛ ولی این موضوع را به هیچ کسی نگویید. می خواهم این موضوع بین من و شما و خدا بماند ».
چهل هزار تومان در آن زمان پول کمی نبود. این مرد فامیل ما، بعد از فوت حجة السلام و المسلمین هاشم تقدیری این ماجرا را برایم تعریف کرد. او انسان بسیار خداشناس و باتقوایی بود. قبر ایشان در راهروی مابینِ صحن امام رضا (علیه السلام) و صحن امام هادی (علیه السلام) در حرم حضرت معصومه (علیها السلام) می باشد. من از زمانی که این ماجرا را فهمیدم، سعی می کنم هر وقت به حرم رفتم، سر قبرش بروم و فاتحه ای نثار روحش نمایم. خداوند متعال او را با حضرت نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و خاندان پاک و مطهّرش (علیهم السلام) محشور فرماید.
لطف نمایید و برای شادی روحش صلواتی بفرستید.

«اللهمّ صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم»

سلام
امروز توی اتوبوس نشسته بودم
یه پیرمرد حدود 60 70 ساله اومد توی اتوبوس
رو به همه میکرد و با صورتی گشاده و روی باز سلام علیکم میکرد
خیلی صحنه قشنگی بود
بماند که بعدش به چالش کشیده شد و بلبشو به پا شد

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]یکی دو هفته پیش صبح زود توی تاکسی نشسته بودم

تا سوار شدم راننده گفت: سلام علیکم صبح شما بخیر حال شما خوبه؟ ان شاء الله موفق باشی

یه مرد مسن ولی سرحال و با روحیه بود خیلی ازش خوشم اومد

هرکی سوار میشد بهش سلام و صبح بخیر میگفت و وقتی هم می خواست پیاده بشه میگفت ان شاء الله موفق باشی خدا یار و نگهدارت

وقتی پیاده شدم بهش گفتم: خییییلییییی باهات حال کردم دمت گرم خیلی آدم سرحالی هستی آفرین

واقعا لذت بردم. اول صبحی هممونو از خواب بیدار کرد و کلی بهم انرژی داد[/][/][/]

بسم الله الرّحمن الرحیم

سلام بر همگی

همسایه ی دیوار به دیوارمان یکسالی است که در حال ساخت و ساز آپارتمان چند طبقه ای است.
از اخلاق های خوبشان این بود که از همان ابتدا کلی حلالیت و عذر خواهی داشتند به خاطر کارکردن ماشین ها وچرثقیل ها و صدای بلندشان
و اینکه هربار که برای منزل شان گوسفندی قربانی میکردند از گوشت آن برای ما هدیه می آوردند
و اینکه چند وقت پیش هم یک بسته فرهنگی شامل کتاب ها و سی دی های نرم افزاری چدید در حیطه مهدویت،تقدیم پدرم کرده بودندکه استفاده کنیم

واقعا مستفیض شدم و استفاده بردم، هربار که یادم می افتد حال درونی ام خوش میشود از داشتن همسایه هایی که فهیم و بادرک وشعور هستند

@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-:hamdel:@};-

[=&amp]به نام خداوند رنگین کمان ،خداوند بخشنده ی مهربان
خدایا به ما مهربانی بده دلی ساده و آسمانی بده...
[/]

خداوند،طول عمر باعزت و پربرکت به همه ی مادران پاک و مهربان بدهد و مادران مرحومه را غرق در رحمت خودش بفرماید

از ویژگی های بارزی که مادرمحترمه ام دارد این هست که هیچگاه مستقیم از ما نخواسته اند یک چیزی ،یک وسیله ای به دستشان بدهیم
مخصوصا در اموری که مربوط به خودشان هست
تا این سنّ من تا حالا مستقیم نگفته اند که دخترم یک لیوان آب بده دستم یا فلان وسیله ام را بده دستم.
اگر هم چیزی خواسته اند مابین کاری بوده است که سخت مشغولش بوده اند و نیاز به کمک داشته اند
تا چایی که شده خودشان چندین بار بلند میشوند و کارشان را انچام میدهند و به کسی امر نمیکنند دستور نمیدهند و همین بیشتر شرمنده مان میکند

و همین رفتارشان بیشتر باعث شده که ما همیشه سعی کنیم ساعی و کوشا باشیم در انچام کارهای شخصی مان و کمک به دیگران

@};- مادرم را بسیار دوست دارم ، او عطر خدا را دارد ...