▒ شاگردی که استاد شد ! ▒ شهید محمود کاوه"

تب‌های اولیه

37 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
▒ شاگردی که استاد شد ! ▒ شهید محمود کاوه"

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید محمود کاوه ، فرمانده لشکر 155 ویژه شهدا، به سال 1340 در شهر مشهد به دنیا آمد. پدر محمود از کسبه مشهدی و اصلیتش از دهستان بیهود توابع قاین بود.

روزی که جنگ شروع شد، کاوه یک پاسدار 19 ساله بود اما 3سال بعد فرماندهی یکی از کلیدی ترین یگان های سپاه پاسداران در جبهه های غرب ، موسوم به تیپ ویژه شهدا به او واگذار شد. نگرش نظامی خارق العاده محمود کاوه ، چنان او را شاخص نمود که در مدت کوتاهی ، تیپ تحت امر وی به لشگر ارتقا پیدا کرد.

سرانجام کاوه به تاریخ 10 شهریور 1365 در منطقه عمومی حاج عمران برروی قله 2519 مورد اصابت ترکش گلوله خمپاره قرار گرفت و درسن 25 سالگی به شهادت رسید.

از محمود کاوه دختری 2 ساله به نام «زهرا» به یادگار ماند که عکس زیر مربوط به او می باشد. زهرا کاوه لباس پدر را به تن کرده است تا نشان دهد راه پدرش را ادامه خواهد داد.

روحمان با یادش شاد



زهرا، دختر شهید محمود کاوه


بسم الله الرحمن الرحیم

قسمتي از وصيتنامه شهيد محمود كاوه

دشمن باید بداند و این تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئه‌ای را كه علیه انقلاب طرح‌ریزی كند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد كرد. آینده جنگ هم كاملاً روشن است كه پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت كه خون شهیدانمان هدر رود

:Gol:شادی روح شهید محمود کاوه صلوات:Gol:

سلام

:grye:

بفرمایید ساندویچ دل:Khandidan!:

این عکس مال چه زمانیه؟

بسم الله الرحمن الرحیم

mkk1369;91833 نوشت:
این عکس مال چه زمانیه؟

از زمان عکس خبر ندارم اما از زمان شهادت شهید کاوه (1365) میشه حدس زد که احتمالا بین سال های 65 و 70 گرفته شده :Gig:

یاعلی:Gol:

با سلام
آغاز ساخت فیلم زندگی شهید کاوه در کرمانشاه
با بازی رضا رویگری، حسن شکوهی، ماه‌چهره خلیلی و جواد عزتی؛ آغاز ساخت فیلم زندگی شهید کاوه در کرمانشاه
تهیه کننده فیلم‌‌‌سینمایی «شور شیرین» گفت: این فیلم سه روز دیگر (20 مهرماه) درکرمانشاه کلید خواهد خورد.





به گزارش مشرق به نقل از سوره سینما، «ابراهیم اصغری» تهیه‌کننده این فیلم گفت: سفر گروه فیلمسازی «شور شیرین» به کرمانشاه آغاز شده است و گروه تا اواسط هفته به طور کامل در این شهر مستقر خواهند شد.
این فیلم سینمایی به کارگردانی جواد اردکانی زندگی و فعالیت‌های شهید محمود کاوه در منطقه کردستان و در دوران دفاع مقدس را به تصویر می‌کشد.
داستان فیلمنامه «شور شیرین» در دهه 60 رخ می‌دهد و طی چند ماه گذشته تمامی صحنه‌های مربوط به مبارزات این شهید به صورت کامل بازسازی شده است.
به گفته سازندگان این فیلم، شهید محمود کاوه از شیوه جنگ‌های پارتیزانی در مبارزات خود با اشرار در استان کردستان استفاده می‌کرد که برای به تصویر کشیدن هرچه بهتر و طبیعی‌تر این نبردها مشاوره‌هایی نیز با متخصصان جنگ انجام شده است.
این اثر سینمایی که مقاطعی از زندگی شهید کاوه، یکی از فرماندهان کردستان را به تصویر می‌کشد، در کردستان، مشهد و تهران فیلمبرداری می‌شود.
رضا رویگری، حسن شکوهی، ماه‌چهره خلیلی و جواد عزتی نقش‌های اصلی این فیلم را بازی می‌کنند.
جعفرعروجی مدیرتولید، محمدتقی پاک‌سیما فیلمبردار و شهریار کلهر طراح صحنه و لباس این پروژه هستند.

http://www.mashreghnews.ir

شهيد محمود كاوه



تاريخ تولد :1340
نام پدر :
تاریخ شهادت : 11/6/1365
محل تولد :خراسان /مشهد /-
طول مدت حیات :25
محل شهادت :قله 2519 حاج عمران
مزار شهید :بهشت رضا(ع)


سال 1340 در مشهد الرضا (ع)، خانواده مؤمن و معتقد كاوه صاحب پسري شدند كه او را محمود ناميدند و از همان كودكي براي تربيت دقيق و پرورش خصائص اسلامي در وجودش تلاش بسيار نمودند. پدر محمود از كسبه متعهد مشهد به شمار مي‌آمد و با روحانيون مبارزي چون آيت الله خامنه‌اي، شهيد هاشمي‌ نژاد و شهيد كامياب در ارتباط بود. دوران دبستان به پايان رسيد و علاقه شديد پدر به مكتب اسلام باعث شد كه محمود به ادامه تحصيل در حوزه علميه تشويق شود. او همزمان تحصيلات دوره راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد. با اوج‌گيري جريانات انقلاب، او كه جواني با نشاط و مذهبي بود، فعاليت‌هاي مبارزاتي خود را آغاز كرد و در طي اين مسير از راهنمايي‌هاي آيت الله خامنه‌اي بسيار استفاده نمود. محمود جزو اولين افرادي بود كه به سپاه پاسداران در مشهد مقدس پيوست و پس از گذراندن يك دوره شش ماهه چريكي، به آموزش نظامي‌ ديگر برادران سپاه و بسيج پرداخت. چندي بعد براي حفاظت از بيت شريف امام (ره) به خدمت ايشان حاضر شد و در مدت شش ماه توشه پر باري از سيره عملي آن حضرت ذخيره نمود. حمله متجاوزان آغاز شد و كاوه ماندن را تاب نياورد، پس خود را به جبهه شوش رساند و به ياري شهيد چمران شتافت. به دنبال عمليات نيروهاي سپاه در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (به فرماندهي شهيد كاظمي‌)، محمود به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ، برگزيده شد. آوازه تيپ شهدا و فرمانده عمليات آن تا به آنجا رسيده بود كه افراد ضد انقلاب دستگير شده مي‌گفتند: «فرماندهان ما تأكيد كرده‌اند كه اگر با نيروهاي تحت امر شخصي به نام «كاوه» مواجه شديد، مقابل آن‌ها نايستيد و فرار كنيد.» او پس از شهادت شهيدان كاظمي‌، گنجي‌زاده و محمد بروجردي در سال 1362 فرماندهي تيپ را به عهده گرفت. محمود كاوه، زندگي‌اش را وقف انقلاب كرده، خود را فرزند كردستان مي‌ناميد و با وجود تبليغات سوء دشمنان و ضد انقلاب، مردم مهاباد با شنيدن خبر شهادتش، پاي برهنه پيكر او را بر دوش گرفتند و بر سر و سينه زدند. روح بلند و آسماني محمود در يازدهم شهريور ماه سال 1365 در سن 25 سالگي، در عمليات كربلاي 2 و در حاليكه پيشاپيش رزمندگان بر قله 2516 حاج عمران به سوي ياري دين خدا گام بر مي‌داشت، رفيع‌ترين قله عشق و عرفان را فتح كرد و تنها فرزندش «زهرا» را براي ما، در راه ماندگان، به يادگار گذاشت.

منبع:كتاب 15آيه


به نام خدا
سنگر ناقص
راویتی از شهید محمود کاوه-- راوی:علی صلاحی

بچه ها هم دست بکار شدند و شب نشده کار سنگر فرماندهی را تمام کردند، اتفاقا" همان موقع هم محمود از جلسه قرارگاه برگشت، رفت و سنگر را دید ، وقتی از داخل سنگر بیرون آمد گفت: اینجا که ناقصه ، با تعجب گفتم: کجاش ناقصه،
گفت: برو نگاه کن می بینی، رفتم و چهار چشمی همه ی چیز ها را نگاه کردم، هر چه که لازمه ی یک سنگر فرماندهی است آنجا بود ، برگشتم و گفتم: به نظر من که نقصی نداره ، رفت و از داخل ماشین قابی بیرون آورد و به من داد؛ توی تاریکی شب به دقت نگاه کردم، دیدم عکس حضرت امام است، دوزاری ام جا افتاد که نقص چیست ، محمود گفت: سنگر فرماندهی که عکس امام نداشته باشد، ناقص است.

[="Arial"][="DarkOrchid"][="3"]

به نام خدا...

هر روز رأس ساعت معین به دیدگاه رفته، هر آنچه را که می دیدیم ثبت می نمودیم و اطلاعات را با روزهای قبل مقایسه می کردیم. محمود دوربین قویی داشت که با آن، می توانستیم حتی سنگرهای کمین و سیم های خاردار را هم به خوبی مشاهده کنیم. یک روز وقتی در حال ثبت اطلاعات بودیم، محمود را دیدم که دوربین را روی یک نقطه متمرکز کرده است. به صورتش نگاه کردم، سرخ شده بود و قطرات اشک بر روی گونه هایش می غلتید. فهمیدم که چشمش به پیکر شهدایی افتاده که در بالای ارتفاع 2519 جا مانده بودند. با صدای محزون و لرزان گفت: «کی می شود برویم و شهدا را بیاوریم؟ وقتی آن ها را می بینم از زنده ماندنم بیزار می شوم.» شب دوم عملیات کربلای 2 محمود به همراه بچه ها به خط رفته بود. شب سختی بود و منجر به عقب نشینی بچه ها شد. وقتی گردان برگشت، محمود بینشان نبود. شهیدان قله 2519، محمود را نزد خود نگه داشته بودند. او از همانجا پر کشیده بود. هنوز صدای او را در آخرین تماسی که داشت، یادم هست گفت: «از بین لاله ها صحبت می کنم.»

راوی: مهدی الهی

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف
[/][/][/]

[="Arial"][="DarkOrchid"][="3"]بسم رب الشهدا

اسمش برای مکه درآمد. اما نمی رفت. مادرش دوست داشت محمودش حاجی بشه.
پرسید: خب مادر چرا نمی ری؟ گفت: اگر من برم و برگردم ببینم توی همین مدت ضد انقلاب حمله کرد، یک عده رو کشته، یه جاهایی را گرفته، که نبودن من باعث این ها شده، چی دارم جواب بدم؟ جواب خون این بچه ها رو کی می ده؟


تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف

[/][/][/]

بسم الله الرحمن الرحیم