جمع بندی گفتن ذکر یونسیه بدون استاد

تب‌های اولیه

31 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
گفتن ذکر یونسیه بدون استاد

سلام من ماه رمضان گذشته ذکر یونسیه به مدت 20 یا 30 روز گفتم یعنی روزی شاید ده هزار بار می گفتم در هر شرایطی می گفتم ولی بعدش پشیمون شدم و ذکر صلوات انتخاب کردم و الا می گم ولی الان یه سری مشکلات واسه من پیش اومده که شاید به خاطر این ذکر باشه من تو ایترت هم خوندم می گن نباید ببدو اجازه استاد این ذکر را زیاد گفت و اگه زیاد بگید عوارض داره و باید به یه استاد مراجعه کنید تا با یه ذکر که به شما میده این را خنثی کنید من الان به استادی دسترسی ندارم چی کار کنم

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد حافظ

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

mshn;1011201 نوشت:
سلام من ماه رمضان گذشته ذکر یونسیه به مدت 20 یا 30 روز گفتم یعنی روزی شاید ده هزار بار می گفتم در هر شرایطی می گفتم ولی بعدش پشیمون شدم و ذکر صلوات انتخاب کردم و الا می گم ولی الان یه سری مشکلات واسه من پیش اومده که شاید به خاطر این ذکر باشه من تو ایترت هم خوندم می گن نباید ببدو اجازه استاد این ذکر را زیاد گفت و اگه زیاد بگید عوارض داره و باید به یه استاد مراجعه کنید تا با یه ذکر که به شما میده این را خنثی کنید من الان به استادی دسترسی ندارم چی کار کنم

سلام علیکم
قطعا مشکل از این ذکر نیست؛

اگر دنبال عیب‌یابی می‌گردید؛ خوب است در جای دیگری به سراغ مشکل بگردید؛

مرحوم میرزاجوادآقا ملکی تبریزی (استاد حضرت امام ره) می‌فرمایند:
از بعضی از مشایخ بزرگوار یعنی آخوند ملاحسینقلی پرسیدم کدام عمل جوارحی [عملی که با اعضای بدن انجام می‌شود] را در تأثر قلب تجربه کرده‌اید؟

در پاسخ فرمود: یکی سجده طولانی است به این نحو که در هر روز سجده را یکساعت و لااقل سه ربع ساعت ادامه دهد

و در سجده بگوید «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»

و دیگر خواند صد مرتبه سوره قدر در شبها و عصرهای جمعه

و فرمود من از ایمان اعمال مستحبی هیچ عملی را موثرتر از این سه عمل نیافتم (اسرار الصلاة، ص ۱۰۳)

و در حدیث است: «انی لأعلم کلمة لا یقولها مکروب الا فرج عنه: کلمة أخی یونس فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت ...» (خواجه عبدالله انصاری، تفسیر کشف الاسرار، ج۶، ص ۳۰۱)

ترجمه: من کلمه‌ای را می‌دانم که هیچ صاحب مشکلی آن را نمی‌گوید الا این که در مشکلش گشایش حاصل می‌شود و آن کلمه برادرم یونیس است که ...

و باز از امام صادق علیه السلام منقول است که آن حضرت ذکر یونسیه را برای رفع همّ توصیه فرموده است.

اما مطلب مهمی که در رابطه با ذکر یونسیه لازم به ذکر است این که میرزا جواد آقا ملکی از قول استادش نقل کرده‌اند: «باید در گفتن این ذکر به گرفتار بودن در زندان طبیعت و زنجیرهای اخلاق رذیله گواهی داده و پروردگار را از هر ظلمی در حق خویش منزه دانسته و در نظر داشته باشد که خودم به نفسم ظلم نمودم و آن را در این مهلکه‌ی عظیم افکندم» (اسرار الصلاة، ص ۱۰۳).

در جای دیگر ایشان می‌فرماید: «بعضی از یاران مرحوم آخوند [ملاحسینقلی همدانی] این ذکر را هزار مرتبه در سجده می‌گفتند، بعضی کمتر و بعضی بیشتر و شنیدم که بعضی از انها سه هزار مرتبه در سجده این ذکر را تکرار می‌نمودند (المراقبات، ج ۱، ص ۳۵۲)

از حاج شیخ علی زاهد قمی [شاگرد آخوند] نقل شده: «مرحوم آخوند ملا حسینقلی به بعضی از ارادتمندان خود فرموده بود چنانکه شخصی [نگفت شخص شما] یک سال شبها در سجده چهارصد بار ذکر یونسیه بگوید از عالم طبیعت خارج می‌شود» (حکما و عرفاء متاخر بر صدرالمتألهین، به نقل از جلوه عرفان، ص ۹۸).

ملا احمد نراقی هم جهت رسیدن به مطالب و مقاصد مهم و بزرگ، تکرار ذکر یونسیه را هفتاد هزار مرتبه بسیار مجرب دانسته‌اند (خزائن، ص ۳۶۵).

اینقدر تکرار این ذکر در سجده، نزد اهل سلوک شهرت دارد که مرحوم آقا سید احمد کربلایی تهرانی (شاگرد ملاحسینقلی) از آن بعنوان «سجده معهوده» یاد کرده است (تذکرة المتقین،‌ص ۱۵۸).

پس نمی‌توان گفت ذکر یونسیه باعث رخداد برخی مشکلات شده؛

اما به نظر حقیر مشکل از اینجاست که ما خربزه را با عسل می‌خوریم؛ بعد توقع داریم هم از خواص عسل بهره‌مند شویم و هم از خواص خربزه.

خب معلوم است که این دو با هم نمی‌سازند؛ پس نه از خواص عسل بهره‌مند می‌شویم و نه از خواص خربزه.

در مکانی که تربت سیدالشهدا قرار دارد گناه می‌کنیم دروغ می گوییم؛ غیبت می‌کنیم و ... ؛ خب معلوم است که این ها با هم سازگار نیستند

ذکر یونسیه کجا، العیاذ بالله افکار سطح پایین و سخیف دنیاگرایانه کجا‌‌‌!!

آنوقت اگر شما بخواهید به زور این ها را در کاسه و ظرف قلبتان در کنار هم جای دهید؛ خودتان اذیت می‌شوید؛ چون شما یک موجود ذی شعور و دارای حیات معنوی هستید و این عدم سنخیت‌ درونی را در درون خود می‌یابید؛

یا اگر هم نیابید، این قرار گرفتن خربزه و عسل در کنار هم دارای اثر وضعی است مثلا باعث مي‌شود حالت تهوع به شما دست دهد و شما را روانه بیمارستان کند

شبیه همان داستان حرکت مجنون به سوی لیلی سوار بر شتر است که از قضا آن شتر كرّه ای داشت شیرخوار. مجنون برای اینكه بتواند این حیوان را تند براند و در بین راه معطل كرّه ی او نشود، كرّه را در خانه حبس كرد و در را بست. خود شتر را تنها سوار شد و رفت. عشق لیلی، مجنون را پر كرده بود. جز درباره ی لیلی نمی اندیشید. اما از طرف دیگر، شتر هم حواسش شش دانگ دنبال كرّه اش بود و جز درباره ی كرّه ی خودش نمی اندیشید. كرّه در این منزل است و لیلی در آن منزل، این در مبدأ است و آن در مقصد. مجنون تا وقتی كه به راندن مركب توجه داشت، می رفت. در این بینها حواسش متوجه معشوق می شد، مهار شتر از دستش رها می گردید. شتر وقتی می دید مهارش شل شده، آرام برمی گشت به طرف منزل. یك وقت مجنون متوجه حال خودش می شد، می دید دو مرتبه به همان منزل اول رسیده. شتر را برمی گرداند، باز شروع می كرد به رفتن. مدتی می رفت. دوباره تا از خود بی خود می شد، حیوان برمی گشت. چند بار این عمل تكرار شد:

همچو مجنون در تنازع با شتر/ گه شتر چربید و گه مجنون حر/
میل مجنون پس سوی لیلی روان / میل ناقله از پی طفلش دوان/
...
گفت ای ناقه چون هر دو عاشقیم/ ما دو ضد بس همره نالایقیم/
جان گشاده سوی بالا بالها / تن زده اندر زمین چنگالها/

خب در انسان هم تا وقتی دو میل متضاد حکومت کند مشکلاتی به هم خواهد زد

میل جان اندر ترقی و شرف / میل تن در کسب اسباب و علف /

mshn;1011201 نوشت:
سلام من ماه رمضان گذشته ذکر یونسیه به مدت 20 یا 30 روز گفتم یعنی روزی شاید ده هزار بار می گفتم در هر شرایطی می گفتم ولی بعدش پشیمون شدم و ذکر صلوات انتخاب کردم و الا می گم ولی الان یه سری مشکلات واسه من پیش اومده که شاید به خاطر این ذکر باشه من تو ایترت هم خوندم می گن نباید ببدو اجازه استاد این ذکر را زیاد گفت و اگه زیاد بگید عوارض داره و باید به یه استاد مراجعه کنید تا با یه ذکر که به شما میده این را خنثی کنید من الان به استادی دسترسی ندارم چی کار کنم

سلام

کسی از بردن نام خدا دچار مشکل نمی شود مگر اینکه نام خدا را بر اساس بدعت های صوفیان وحدت وجودی بگوید.
بهتر است به دنبال منشأ حقیقی مشکل خود بگردید.

موفق و سلامت باشید

mshn;1011201 نوشت:
سلام من ماه رمضان گذشته ذکر یونسیه به مدت 20 یا 30 روز گفتم یعنی روزی شاید ده هزار بار می گفتم در هر شرایطی می گفتم ولی بعدش پشیمون شدم و ذکر صلوات انتخاب کردم و الا می گم ولی الان یه سری مشکلات واسه من پیش اومده که شاید به خاطر این ذکر باشه من تو ایترت هم خوندم می گن نباید ببدو اجازه استاد این ذکر را زیاد گفت و اگه زیاد بگید عوارض داره و باید به یه استاد مراجعه کنید تا با یه ذکر که به شما میده این را خنثی کنید من الان به استادی دسترسی ندارم چی کار کنم

ببخشید میشه بگین چه مشکلاتی پیش امده؟
10 هزار بار زیاده.عدد ذکر یونسیه برای عموم 400 مرتبه است و برای کملین 3000 مرتبه.زیاده روی کردی.

سلام اول بگم که این ذکر یک ذکر فوق العاده است من چیز های خوب زیادی ازش دیدم اما یعنی من اون وقت ها مواد مصرف می کردم ولی خیلی راحت گذاشتمش کنار حتی متوجه شدم زندگیم داره یه تغییراتی میکنه و یه هدایتی تو زندگیم داره اتفاق می افته فقط شاید من غافل بودم و یه سری اشتباهاتی را شاید فقط تو فکر و خیالم کردم ولی فک نکنم به دور برم از قصد مثلا اسیبی زدم ولی الان متوجه یه چیز های شدم که برام اولا قابل باور نیست ولی میدونم اون چیزی که تو ذهن منه یه چیز درستی باشه حالا شاید نه 100 درصد من فقط یه سری چیز ها را حدس می زنم چون به هر حال من عالم به همه چیز نیستم مشکلاتی پیش اومده برای من شاید یک حس شکاکی و ترس اجتماعی باشه به خاطر اینکه تو شهرمون فهمیدم اسمم خیلی معروف شده که من اصلا هیچ وقت دنبال این چیزا نیستم و پیش هیچکس از این مسئله سو استفاده نمی کنم و نخواهم کرد و اجازه نمیدم به خودم که دیگران را بازیچه هوای نفس خودم کنم شاید اشتباهی بکنم ولی از قصد نیست اما چیزی که منو میترسونه اشناهام دارن یه اشتباهی را دارن باهاش بازی میکنن و من میدونم که خیلی بد هست این موضوع و من نگرانی ام برای اشناهام هست که نتونن واقعا تحمل کنن من از چیزی نمی ترسم برای خودم چیزی نمی خوام مسئله اصلی اینه میترسم یه روزی یه اتفاقی بافته وجدان من نتونه اونو تحمل کنه و همه چیز رو گردن خودش بندازه و یه چیز دیگه این که هیچکس به من انگار راست نمی گه و این باعث بی اعتمادی همه میشه من الان متاسفانه خیلی خسته شدم باید یه مدت کلا از شهرم برم خسته که میگم تا الان دلم خوب بود الان دیگه دل ندارم دیگه تو این شهر بمونم چون واقعا تحقیر شدم نمی دونم چی بگم کلا گیج شدم اتفاقی که افتاده برای من اصلا قابل باور نیست فقط نمی خوام دل کسی بشکنه خودم که شکستم انگار نمی دونم علاجش چیه الان فقط ذکر می گم و از خدا می خوام این اوضاع خوب بشه فقط بگم اون ده هزار بار دقیق نیست من تقریبی گفتم شاید حتی بیشتر شاید کم تر چون من یه جوری غرق شدم تو ذکر

حالا فرض کنید یکی بیاد بگه روایت معتبری درباره مستحب بودن یا خواص ذکر یونسیه اصلا وجود ندارد

باید دید این به اصطلاح عرفا از کجا این دستور العمل را اورده اند؟

چرا مردم را به جای استفاده از روایات معتبر به ذکرهایی ترغیب کردیم که اصلا از هیچ معصومی دستوری نرسیده است؟

فرج اله عباسي;1012015 نوشت:

باید دید این به اصطلاح عرفا از کجا این دستور العمل را اورده اند؟

سلام

به ابوهریره گفتن این روایاتی که نقل می‌کنی از کجا میآوری، گفت از جیبم.

بالاخره عرفا هم برای خودشان جیب دارند.

موفق و سلامت باشید@};-

حافظ;1011280 نوشت:
شبیه همان داستان حرکت مجنون به سوی لیلی سوار بر شتر است که از قضا آن شتر كرّه ای داشت شیرخوار. مجنون برای اینكه بتواند این حیوان را تند براند و در بین راه معطل كرّه ی او نشود، كرّه را در خانه حبس كرد و در را بست. خود شتر را تنها سوار شد و رفت. عشق لیلی، مجنون را پر كرده بود. جز درباره ی لیلی نمی اندیشید. اما از طرف دیگر، شتر هم حواسش شش دانگ دنبال كرّه اش بود و جز درباره ی كرّه ی خودش نمی اندیشید. كرّه در این منزل است و لیلی در آن منزل، این در مبدأ است و آن در مقصد. مجنون تا وقتی كه به راندن مركب توجه داشت، می رفت. در این بینها حواسش متوجه معشوق می شد، مهار شتر از دستش رها می گردید. شتر وقتی می دید مهارش شل شده، آرام برمی گشت به طرف منزل. یك وقت مجنون متوجه حال خودش می شد، می دید دو مرتبه به همان منزل اول رسیده. شتر را برمی گرداند، باز شروع می كرد به رفتن. مدتی می رفت. دوباره تا از خود بی خود می شد، حیوان برمی گشت. چند بار این عمل تكرار شد:

همچو مجنون در تنازع با شتر/ گه شتر چربید و گه مجنون حر/
میل مجنون پس سوی لیلی روان / میل ناقله از پی طفلش دوان/
...
گفت ای ناقه چون هر دو عاشقیم/ ما دو ضد بس همره نالایقیم/
جان گشاده سوی بالا بالها / تن زده اندر زمین چنگالها/

خب در انسان هم تا وقتی دو میل متضاد حکومت کند مشکلاتی به هم خواهد زد

میل جان اندر ترقی و شرف / میل تن در کسب اسباب و علف /

با عرض سلام
چه تمثیل زیبایی را ذکر کردید
ممنون

mshn;1011201 نوشت:
سلام من ماه رمضان گذشته ذکر یونسیه به مدت 20 یا 30 روز گفتم یعنی روزی شاید ده هزار بار می گفتم در هر شرایطی می گفتم ولی بعدش پشیمون شدم و ذکر صلوات انتخاب کردم و الا می گم ولی الان یه سری مشکلات واسه من پیش اومده که شاید به خاطر این ذکر باشه من تو ایترت هم خوندم می گن نباید ببدو اجازه استاد این ذکر را زیاد گفت و اگه زیاد بگید عوارض داره و باید به یه استاد مراجعه کنید تا با یه ذکر که به شما میده این را خنثی کنید من الان به استادی دسترسی ندارم چی کار کنم

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
اگر در قرآن دقت نمائیم ، آیاتی شبیه به ذکر یونسیه پیدا می کنیم . مثلا دعای حضرت موسی پس از کشتن یکی از قبطیان:
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
(سپس) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!

یا مثلا در مورد حضرت آدم ع، پس از نافرمانی در بهشت داریم:

قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ
گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»

یا در مورد توبه و تسلیم امر خدا شدن ملکه سبا داریم:

قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ ۖ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا ۚ قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ ۗ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
به او گفته شد: «داخل حیاط (قصر) شو!» هنگامی که نظر به آن افکند، پنداشت نهر آبی است و ساق پاهای خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد؛ امّا سلیمان) گفت: «(این آب نیست،) بلکه قصری است از بلور صاف!» (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم!»

همان طور که در آیات بالا مشخص است افراد پس از اقرار به ظلم به خود از خدا طلب مغفرت کرده اند و یا توبه نموده اند و بعد مورد بخشش قرار گرفته اند.

اما در ذکر یونسیه ،فقط اقرار به ظلم به خود موجود است و سپس بخشش و نجات توسط خدا ذکر شده و سخنی از یونس ع ذکر نشده که بگوید خدایا من را ببخش !
بنده حس میکنم اگر بخواهیم این قضیه را مانند آیات دیگر بررسی کنیم ، می توان گفت که حضرت یونس درخواست بخشش هم از خدا کرده ولی در این آیه خدا آن را ذکر نکرده است!

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
و ذاالنون [= یونس‌] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!»
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ
ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم!

که به نظرم برای همین مطلب هست که عرفا تاکید کرده اند که ذکر یونسیه را با ادامه آن بگوئید (یعنی: فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ ) تا مشکلات برایتان پیش نیاید زیرا در ذکر یونسیه فقط انگار می گوئید که خدایا من غلط کردم! من رو تنبیه کن!
البته به نظرم گفتن ادامه آیه منطقی نمی باشد زیرا (: فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ) از قول خدا می باشد!

اما چرا می گویم که یونس از خدا طلب مغفرت هم کرده ولی در قرآن در ادامه ذکر یونسیه نیامده!
در قرآن داریم:
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌ
اکنون که چنین است صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهی [= یونس‌] مباش (که در تقاضای مجازات قومش عجله کرد و گرفتار مجازات ترک اولی شد) در آن زمان که با نهایت اندوه خدا را خواند
لَّوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ
و اگر رحمت خدا به یاریش نیامده بود، (از شکم ماهی) بیرون افکنده می‌شد در حالی که نکوهیده بود!

آیه بالا نشان می دهد که یونس ع با حالت اندوه و پشیمانی بسیار ذکر خود را گفته که این حالت اندوه می طلبد که از خدا طلب بخشش هم در ادامه ذکرش کند و یا حداقل این حالت اندوه بسیار در حکم طلب بخشش او حساب شده!
و این در حالی است که اکثر افرادی که ذکر یونسیه را می گویند اصلا طلب بخشش در ادامه ذکر نمی کنند و یا اصلا اندوه و پشیمانی دلشان را فرا نگرفته! برای همین نتیجه نمی گیرند یا نتیجه عکس می گیرند!

از قضا سرکنگبین صفرا فزود ......... روغن بادام خشکی می‌نمود
از هلیله قبض شد اطلاق رفت .......... آب آتش را مدد شد همچو نفت

از طرفی هم تسبیح خداوند در ابتدای ذکر یونسیه نکته جالبی دارد که شاید این تسبیح موجب گشایش عده ای شده است!
فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ
و اگر او از تسبیح‌کنندگان نبود...
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
تا روز قیامت در شکم ماهی می‌ماند!

به هر حال بهترین حالت این است که به روایات روجوع شود مثلا :

از یکی از دو امام (باقر و صادق) علیهماالسلام درباره این سخن خداوند عز و جل که «پس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد» روایت شده است که: [آدم] گفت: «هیچ خدای جز تو نیست خدایا تو منزهی، و حمد شایسته توست؛ من بد کردم و به خود ستم نمودم، پس مرا ببخش که تو بهترین بخشنده‌ای؛ هیچ خدای جز تو نیست خدایا تو منزهی، و حمد شایسته توست؛ من بد کردم و به خود ستم نمودم، پس بر من رحم کن که تو رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگانی؛ هیچ خدای جز تو نیست خدایا تو منزهی، و حمد شایسته توست؛ من بد کردم و به خود ستم نمودم، پس تو مرا بپذیر که تو بسیارتوبه‌پذیر و رحیمی» و در روایتی دیگر چنین آمده است که منظور از این کلمات این بود که از خدا به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین – که صلوات خدا بر ایشان- تقاضایش را مطرح کرد.
الكافي، ج‏۸، ص۳۰۵
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ صَاحِبِ الشَّعِيرِ عَنْ كَثِيرِ بْنِ كَلْثَمَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ» قَالَ

لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ
لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ‏ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَتُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ فَاطِمَةَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ.

همان طور که در روایت مشخص است ذکر کامل حضرت آدم به شکل بالا بوده که علاوه بر تسبیح و حمد و اقرار به گناه از خدا طلب بخشش و توبه هم می کند!

اما اینکه چرا عرفا گفته اند که این ذکر یونسیه در سجده گفته شود فکر کنم بنا بر روایات زیر باشد که مفهومی مشابه ذکر یونسیه دارد:

در بعضی از کتب معتبر از امیر مومنان علی(ع)روایت شده: بهترین سخنان نزد حق تعالی، آن است که بنده‏ در سجده سه مرتبه بگوید: اِنّی ظَلَمْتُ نَفسْی فَاغْفِرلی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر که در شب جمعه در سجده آخر نافله شام هفت مرتبه این دعا را بخواند چون فارغ شود آمرزیده شده باشد و اگر در هر شب، چنین کند بهتر است و دعا این است:
اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم و اسمک العظیم أن تصلی علی محمد و آل محمد و أن تغفرلی ذنبی العظیم.

خلاصه امر به نظرم بهترین ذکری که می توان گفت که جامع باشد و ضرری نداشته باشد همان ذکر حضرت آدم می باشد که در روایت ذکر شده در قبل آمده!

الله اعلم

قدیما;1012020 نوشت:
به ابوهریره گفتن این روایاتی که نقل می‌کنی از کجا میآوری، گفت از جیبم.

بالاخره عرفا هم برای خودشان جیب دارند.


با سلام؛ لطفا زخم‌زبان را آغاز نکنید تصفیه‌ حسابتان با عرفا باشد برای جای دیگر.

فرج اله عباسي;1012015 نوشت:
حالا فرض کنید یکی بیاد بگه روایت معتبری درباره مستحب بودن یا خواص ذکر یونسیه اصلا وجود ندارد

باید دید این به اصطلاح عرفا از کجا این دستور العمل را اورده اند؟

چرا مردم را به جای استفاده از روایات معتبر به ذکرهایی ترغیب کردیم که اصلا از هیچ معصومی دستوری نرسیده است؟


با سلام

ببخشیدا! ذکر یونسیه مصداق ذکر الله هست یا نیست؟

اگر هست خب «اذکروا الله ذکرا کثیرا» (احزاب: ۴۱) چرا نباید شاملش بشه؟!

اگر نیست؛ بفرمایید چرا نیست؟!

مگر این ذکری نیست که خود خداوند آن را در قرآن فرموده!

(... لا إِلهَ‏ إِلاَّ أَنْتَ‏ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ ) (انبیاء: ۸۷).

موضوع قفل شده است