کی گفته كوروش ذوالقرنین؟

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
کی گفته كوروش ذوالقرنین؟

يك سوال از اهالی سایت کی گفته کوروش ( اتش پرست) ذوالقرنین بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با سلام
دوست گرامی
در این ۲ تاپیک در این مورد به اندازه کافی سخن گفته شده!!
از تاپیکهای تکراری خوداری کنید

داستان ذوالقرنين

ذوالقرنین کیست ؟!

ذو القرنين كه بود؟
در اينكه ذو القرنين كه در قرآن مجيد آمده از نظر تاريخى چه كسى بوده است، و بر كدام يك از مردان معروف تاريخ منطبق مى‏شود؟ در ميان مفسران گفتگو بسيار است، نظرات مختلفى در اين زمينه ابراز شده كه مهمترين آنها سه نظريه زير است.
اول: بعضى معتقدند او كسى جز" اسكندر مقدونى" نيست، لذا بعضى او را به نام اسكندر ذو القرنين مى‏خوانند، و معتقدند كه او بعد از مرگ پدرش بر كشورهاى روم و مغرب و مصر تسلط يافت، و شهر اسكندريه را بنا نمود، سپس شام و بيت المقدس را در زير سيطره خود گرفت، و از آنجا به ارمنستان رفت، عراق و ايران را فتح كرد، سپس قصد" هند" و" چين" نمود و از آنجا به خراسان بازگشت شهرهاى فراوانى بنا نهاد، و به عراق آمد و بعد از آن در شهر" زور" بيمار شد و از دنيا رفت، و به گفته بعضى بيش از 36 سال عمر نكرد، جسد او را به اسكندريه بردند در آنجا دفن نمودند «1».
دوم: جمعى از مورخين معتقدند ذو القرنين يكى از پادشاهان" يمن" بوده (پادشاهان يمن بنام" تبع" خوانده مى‏شدند كه جمع آن" تبابعه" است).
از جمله" اصمعى" در تاريخ عرب قبل از اسلام، و" ابن هشام" در تاريخ معروف خود بنام" سيره" و" ابو ريحان بيرونى" در" الآثار الباقيه" را مى‏توان نام برد كه از اين نظريه دفاع كرده‏اند.
__________________________________________________
(1) تفسير فخر رازى ذيل آيات مورد بحث و كامل ابن اثير جلد 1 صفحه 287، بعضى معتقدند نخستين كسى كه اين نظريه را ابراز كرده شيخ ابو على سينا در كتاب الشفاء بوده است.

حتى در اشعار" حميرى‏ها" (كه از اقوام يمن بودند) و بعضى از شعراى جاهليت اشعارى ديده مى‏شود كه در آنها افتخار به وجود" ذو القرنين" كرده‏اند «1».
طبق اين فرضيه، سدى را كه ذو القرنين ساخته همان سد معروف" مارب" است.
سومين نظريه كه ضمنا جديدترين آنها محسوب مى‏شود همانست كه دانشمند معروف اسلامى" ابو الكلام آزاد" كه روزى وزير فرهنگ كشور هند بود، در كتاب محققانه‏اى كه در اين زمينه نگاشته است آمده «2».
طبق اين نظريه ذو القرنين همان" كورش كبير" پادشاه هخامنشى است.
از آنجا كه نظريه اول و دوم تقريبا هيچ مدرك قابل ملاحظه تاريخى ندارد و از آن گذشته، نه اسكندر مقدونى داراى صفاتى است كه قرآن براى ذو القرنين شمرده و نه هيچيك از پادشاهان يمن.

با سلام و احترام
[=tahoma][=&quot]مستندترین نظريه اي كه تا كنون ابراز شده، نظرية ابوالكلام آزاد است كه وزير فرهنگ كشور هند بود. به نظر اين دانشمند محقق،‌ ذوالقرنين همان كورش ، پادشاه هخامنشي است. براي اطلاع از دلايل اين نظريه به "فرهنگ قصص قرآن" اثر دانشمند محترم صدر بلاغي؛ ص 359 و تفسير الميزان، ج 13، ص 658 و تفسير نمونه،‌ ج 12، ص 542 مراجعه فرماييد.[/][=&quot][/][/]
[=tahoma][=&quot] در قرآن مجيد در دو سوره از يأجوج و مأجوج سخن به ميان آمده، يكي سورة كهف، آية 94 و ديگر در سورة انبيا، آية 96. آيات به خوبي گواهي مي دهد كه اين دو نام متعلق به دو قبيله وحشيِ خونخوار بوده است كه مزاحمت شديدي براي ساكنان اطراف مركز سكونت خود داشته اند. دلايل فراواني از تاريخ در دست است كه در منطقة شمال شرقي زمين در نواحي مغولستان در زمان هاي گذشته، گويي چشمة جوشاني از انسان وجود داشته، مردم اين منطقه به سرعت زاد و ولد مي كردند و پس از فزوني به سمت شرق يا جنوب سرازير مي شدند و همچون سيل رواني اين سرزمين را زير پوشش خود قرار مي دادند، و تدريجاً در آن جا ساكن مي شدند. [/][=&quot][/][/]

[=tahoma][=&quot] براي حركت سيل آساي اين اقوام دوران هاي مختلفي در تاريخ آمده است كه يكي از آن ها دوران هجوم اين قبايل وحشي در قرن چهارم ميلادي تحت زمامداري "آتيلا" بود كه تمدن امپراتوري روم را از ميان بردند.[/][=&quot][/][/]
[=tahoma][=&quot][/][=&quot] در عصر كورش نيز هجومي از ناحية آن ها اتفاق افتاد كه در حدود سال پانصد قبل از ميلاد بود،‌ ولي در اين تاريخ حكومت متحد ماد و فارس به وجود آمد و اوضاع تغيير كد و آسياي غربي از حملات اين قبايل آسوده شد. به اين ترتيب نزديك به نظر مي رسد كه يأجوج و مأجوج از همين قبايل وحشي (مفعول) بوده اند كه مردم قفقاز به هنگام سفر كوروش به آن منطقه تقاضاي جلوگيري از آن ها را از وي نمودند و او نيز اقدام به كشيدن سدّ معروف ذوالقرنين نمود[/][/]
[=tahoma][=&quot]([/][=&quot][5]تفسير نمونه، ج 12، ص 550.)[/][/]

[=&quot] دكتر سيد حسين صفوي در كتاب "ذوالقرنين كيست" مراد از ذوالقرنين را اسكندر مقدوني دانسته و نظرية ابوالكلام ازاد را كه گفته ذوالقرنين كورش است و او بود كه ذوالقرنين را بنا كرد و از هجوم يأجوج و مأجوج جلوگيري كرد،‌رد نموده است. [/][=&quot][/]
[=&quot] دانشمند محترم آقاي بهاء الدين خرمشاهي در مجلة بينات، سال چهارم،‌ شمارة 2، تابستان 76، شمارة مسلسل 14، ص 105 _ 110، اين مسئله را برسي كرده است.[6][/][=&quot][/]

موضوع قفل شده است