جمع بندی کلمه ی «نعیم» و معنای آن

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
کلمه ی «نعیم» و معنای آن

بسم الله. کلمه نعیم چه معنایی دارد و صیغه ی آن از لحاظ صرفی چیست؟ جمع است یا صفت مشبهه یا صیغه ی مبالغه یا غیر اینها؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد میقات

[TD][/TD]

محمدحسن الهی;1013187 نوشت:
بسم الله. کلمه نعیم چه معنایی دارد و صیغه ی آن از لحاظ صرفی چیست؟ جمع است یا صفت مشبهه یا صیغه ی مبالغه یا غیر اینها؟

با سلام و درود

«نعیم» در لغت از ریشه «نعم» به معنای نعمت وسیع و کثیر است.(مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص 865؛ قاموس قرآن، ج 7، ص 86)

در این که «نعیم» صفت مشبهه است یا صیغه مبالغه، هر دو وجه گفته شده و هر دو می تواند صحیح باشد:

«نعیم» از این جهت که با توجه به آیات قرآن، تاکیدی بر بقاء، استمرار و ثبوت نعمت است، می تواند صفت مشبهه باشد، زیرا این مفهوم در صفت مشبهه نهفته است.

«نعیم» از این جهت هم که معنای کثرت و زیادت می دهد و به معنای نعمت وسیع و کثیر است، می تواند صیغه مبالغه محسوب شود.

لازم به ذکر است، وزن «فَعیل» هم جزء اوزان صفت مشبهه و هم جزء اوزان صیغه مبالغه، ذکر شده است.

نکته:
تا جایی که اطلاع دارم، بیشتر، قول به صفت مشبهه بودن را پذیرفته اند.

برخی آیات:

«وَ اجْعَلْني مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيم»؛ و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان.(شعراء: 26/ 85)

«وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعيمِ»؛ و آن ها را در باغ هاى پرنعمت بهشت، وارد مى سازيم.(مائده: 5/ 65)

«إِنَّ الْمُتَّقينَ في جَنَّاتٍ وَ نَعيمٍ»؛ ولى پرهيزگاران در ميان باغ هاى بهشت و نعمت هاى فراوان جاى دارند.(طور: 52/ 17)

«فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعيمٍ»؛ در رَوح و ريحان و بهشت پرنعمت است.(واقعه: 56/ 89)

«يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ»؛ پروردگارشان آن ها را به رحمتى از ناحيه خود، و رضايت (خويش)، و باغ هايى از بهشت بشارت مى دهد كه در آن، نعمت هاى جاودانه دارند.(توبه: 9/ 21)

بسم الله
عليكم السلام

ضمن تشكر از پاسخ؛ نوشته ايد : هر دو وجه گفته شده؛ چه كسي گفته : نعيم صفت مشبهه يا صيغه ي مبالغه ست؟ (لطفا منبع را هم معرفي كنيد)

میقات;1013367 نوشت:
[="Tahoma"]

با سلام و درود

«نعیم» در لغت از ریشه «نعم» به معنای نعمت وسیع و کثیر است.(تاج العروس، ج 17، ص 690؛ مفردات الفاظ القرآن الکریم، ص 865؛ قاموس قرآن، ج 7، ص 86)

در این که «نعیم» صفت مشبهه است یا صیغه مبالغه، هر دو وجه گفته شده و هر دو می تواند صحیح باشد:

«نعیم» از این جهت که با توجه به آیات قرآن، تاکیدی بر بقاء، استمرار و ثبوت نعمت است، می تواند صفت مشبهه باشد، زیرا این مفهوم در صفت مشبهه نهفته است.

«نعیم» از این جهت هم که معنای کثرت و زیادت می دهد و به معنای نعمت وسیع و کثیر است، می تواند صیغه مبالغه محسوب شود.

لازم به ذکر است، وزن «فَعیل» هم جزء اوزان صفت مشبهه و هم جزء اوزان صیغه مبالغه، ذکر شده است.

نکته:
تا جایی که اطلاع دارم، بیشتر، قول به صفت مشبهه بودن را پذیرفته اند.

برخی آیات:

«وَ اجْعَلْني مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيم»؛ و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان.(شعراء: 26/ 85)

«وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعيمِ»؛ و آن ها را در باغ هاى پرنعمت بهشت، وارد مى سازيم.(مائده: 5/ 65)

«إِنَّ الْمُتَّقينَ في جَنَّاتٍ وَ نَعيمٍ»؛ ولى پرهيزگاران در ميان باغ هاى بهشت و نعمت هاى فراوان جاى دارند.(طور: 52/ 17)

«فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعيمٍ»؛ در رَوح و ريحان و بهشت پرنعمت است.(واقعه: 56/ 89)

«يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ»؛ پروردگارشان آن ها را به رحمتى از ناحيه خود، و رضايت (خويش)، و باغ هايى از بهشت بشارت مى دهد كه در آن، نعمت هاى جاودانه دارند.(توبه: 9/ 21)

[/]

-----------------------
البته در تاج العروس چنين ترجمه اي كه شما فرموديد ، نيست! آنجا نوشته : "[نعم]: النعيم، والنعمى، بالضم مقصورا الخفض والدعة والمال، كالنعمة، بالكسر يقال: فلان واسع النعمة أي: واسع المال، كما في الصحاح." دقيقا نعيم را همانند نعمت مي داند و گفته : به معناي مال و خفض و دعة هست كه هيچ كدام به معناي نعمت وسيع و كثير نيستند!

[="Tahoma"]

محمدحسن الهی;1013409 نوشت:
دقيقا نعيم را همانند نعمت مي داند

با سلام و درود

بله. درست می فرمایید. ممنون. اصلاح شد.

محمدحسن الهی;1013408 نوشت:
ضمن تشكر از پاسخ؛ نوشته ايد : هر دو وجه گفته شده؛ چه كسي گفته : نعيم صفت مشبهه يا صيغه ي مبالغه ست؟ (لطفا منبع را هم معرفي كنيد)

در تفسیر نمونه، ذیل آیه «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ»(انفطار: 82/ 13) آمده:

انتخاب "نعيم" كه صفت مشبهه است در اين جا تاكيدى است بر بقاء و استمرار اين نعمت، زيرا اين مفهوم معمولا در صفت مشبهه نهفته شده است.(تفسير نمونه، ج 26، ص 232)

«نعیم» صفت مشبهه است.(آدینه وند، كلمه الله العليا، ج 2، ص 133؛ ج 3، ص 64؛ ج 4، ص 354 و 646؛ و...)

«نعیم» مبالغه در نعمت است.(تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن، ج 8، ص 375)

«نعيم» صيغه مبالغه است، يعنى داراى نعمت بسيار.(تفسير راهنما، ج 19، ص 213)[/]

میقات;1013452 نوشت:
[="Tahoma"]

با سلام و درود

بله. درست می فرمایید. ممنون. اصلاح شد.

در تفسیر نمونه، ذیل آیه «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ»(انفطار: 82/ 13) آمده:

انتخاب "نعيم" كه صفت مشبهه است در اين جا تاكيدى است بر بقاء و استمرار اين نعمت، زيرا اين مفهوم معمولا در صفت مشبهه نهفته شده است.(تفسير نمونه، ج 26، ص 232)

«نعیم» صفت مشبهه است.(آدینه وند، كلمه الله العليا، ج 2، ص 133؛ ج 3، ص 64؛ ج 4، ص 354 و 646؛ و...)

«نعیم» مبالغه در نعمت است.(تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن، ج 8، ص 375)

«نعيم» صيغه مبالغه است، يعنى داراى نعمت بسيار.(تفسير راهنما، ج 19، ص 213)

[/]

(زیرا این مفهوم معمولا در صفت مشبهه نهفته است) آیا بر خلاف معمول ، صفت مشبهه ای هست که دوام و استمرار را نرساند؟ شاید منظورشان وزن فعیل باشد ؛ نه صفت مشبهه... ؟

[="Tahoma"]

محمدحسن الهی;1013453 نوشت:
(زیرا این مفهوم معمولا در صفت مشبهه نهفته است) آیا بر خلاف معمول ، صفت مشبهه ای هست که دوام و استمرار را نرساند؟ شاید منظورشان وزن فعیل باشد ؛ نه صفت مشبهه... ؟

با سلام و درود

مشهور ثبوت و استمرار را جزء معنای موضوع له صفت مشبهه می دانند. در کتب ادبیات عرب هم استمرار و ثبوت، از ویژگی های صفت مشبهه معرفی شده و حتی یکی از راه های شناخت صفت مشبهه از غیر خودش، همین دلالت بر ثبوت داشتن است.

متن ذیل، به همین مطلب اشاره دارد:
«الصفة المشبهة صيغة تشقّ من الفعل اللازم للدلالة على الثبوت...؛ المراد بالثبوت وجود الصّفة في صاحبها مطلقا من غير تقييد بزمان. فكلّ ما جاء من الثّلاثي بمعنى فاعل و لم يكن على وزنه و لكنّه دالّ على الثبوت فهو صفة مشبّهة...»(مبادي العربية في الصرف و النحو، ج 3، ص 41)

بنابر این؛ مراد از قید «معمولا» در عبارت تفسیر نمونه، مشخص نیست؛ شاید تسامح در عبارت باشد؛ شاید هم به خاطر این است که صفت گاهی برای دوام به کار می رود، مانند اعرج، اعمی و...، گاهی نیز برای استمرار مقطعی، مانند عطشان، سکران و...، لذا این تعبیر (معمولا) را آورده اند تا کلی و قطعی چیزی نگفته باشند.[/]

[="Tahoma"]پرسش:
کلمه «نعیم» چه معنایی دارد و صیغه آن از لحاظ صرفی چیست؟ جمع است یا صفت مشبهه یا صیغه مبالغه یا غیر اینها؟

پاسخ:
برخی آیات مرتبط:
«وَ اجْعَلْني مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيم»؛ و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان.(1)
«وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعيمِ»؛ و آن ها را در باغ هاى پرنعمت بهشت، وارد مى سازيم.(2)
«إِنَّ الْمُتَّقينَ في جَنَّاتٍ وَ نَعيمٍ»؛ ولى پرهيزگاران در ميان باغ هاى بهشت و نعمت هاى فراوان جاى دارند.(3)
«فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعيمٍ»؛ در رَوح و ريحان و بهشت پرنعمت است.(4)
«يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ»؛ پروردگارشان آن ها را به رحمتى از ناحيه خود، و رضايت (خويش)، و باغ هايى از بهشت بشارت مى دهد كه در آن، نعمت هاى جاودانه دارند.(5)

«نعیم» در لغت از ریشه «نعم» به معنای نعمت وسیع و کثیر است.(6)
اما در این که «نعیم» صفت مشبهه است یا صیغه مبالغه، هر دو وجه گفته شده و هر دو می تواند صحیح باشد:
«نعیم» از این جهت که با توجه به آیات قرآن، تاکیدی بر بقاء، استمرار و ثبوت نعمت است، می تواند صفت مشبهه باشد، زیرا این مفهوم در صفت مشبهه نهفته است.
در تفسیر نمونه، ذیل آیه «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ»(7) آمده: انتخاب "نعيم" كه صفت مشبهه است در اين جا تاكيدى است بر بقاء و استمرار اين نعمت، زيرا اين مفهوم معمولا در صفت مشبهه نهفته شده است.(8)
«نعیم» صفت مشبهه است.(9)

«نعیم» از این جهت هم که معنای کثرت و زیادت می دهد و به معنای نعمت وسیع و کثیر است، می تواند صیغه مبالغه محسوب شود.
«نعیم» مبالغه در نعمت است.(10)
«نعيم» صيغه مبالغه است، يعنى داراى نعمت بسيار.(11)

لازم به ذکر است، وزن «فَعیل» هم جزء اوزان صفت مشبهه و هم جزء اوزان صیغه مبالغه، ذکر شده است.

نکته:
تا جایی که اطلاع دارم، بیشتر قول به صفت مشبهه بودن را پذیرفته اند.
مشهور، ثبوت و استمرار را جزء معنای موضوع له صفت مشبهه می دانند. در کتب ادبیات عرب هم استمرار و ثبوت، از ویژگی های صفت مشبهه معرفی شده و حتی یکی از راه های شناخت صفت مشبهه از غیر خودش، همین دلالت بر ثبوت داشتن است.
متن ذیل نیز به همین مطلب اشاره دارد:
«الصفة المشبهة صيغة تشقّ من الفعل اللازم للدلالة على الثبوت...؛ المراد بالثبوت وجود الصّفة في صاحبها مطلقا من غير تقييد بزمان. فكلّ ما جاء من الثّلاثي بمعنى فاعل و لم يكن على وزنه و لكنّه دالّ على الثبوت فهو صفة مشبّهة...»(12)

پی نوشت ها:
1. شعراء: 26/ 85.
2. مائده: 5/ 65.
3. طور: 52/ 17.
4. واقعه: 56/ 89.
5. توبه: 9/ 21.
6. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، محقق: داوودی، انتشارات: دار الشامیه ـ بیروت، ص 865؛ قرشی، قاموس قرآن، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، ج 7، ص 86.
7. انفطار: 82/ 13.
8. مکارم شیرازی و همکاران، تفسير نمونه، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، ج 26، ص 232.
9. آدينه‏ وند لرستانى، كلمة الله العليا، ناشر: اسوه ـ تهران‏، 1377ه. ش‏، چاپ اول، ج 2، ص 133؛ ج 3، ص 64؛ ج 4، ص 354 و 646؛ و... .
10. بانو امين، تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن‏، بی نا، بی جا، چاپ اول، ج 8، ص 375.
11. هاشمى رفسنجانى، تفسير راهنما: روشى نو در ارائه مفاهيم موضوعات قرآن‏، ناشر: بوستان كتاب قم(انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، 1386ه.ش‏، چاپ اول، ج 19، ص 213.
12. شرتونى، مبادي العربية في الصرف و النحو، ناشر: دار العلم ـ قم، 1387ه.ش، چاپ سوم، ج 3، ص 41.
[/]

موضوع قفل شده است