جمع بندی چگونگی رفتار با مبلغین وهابیت

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چگونگی رفتار با مبلغین وهابیت

سلام وعرض ادب خدمت شما بزرگواران

سوالی خدمت شما داشتم که تقاضا دارم مفصل جواب بفرمایید وبنده رو کاملا توجیه کنید اگر مقدور باشد واگرنه به شخص یا کتب یا سایتی معرفی کنید جهت مطالعه بیشتر

چند سالیست که دشمنان اسلام در تلاش هستند که با فریب ودست گذاشتن روی نقطه ضعف برخی قومیت ها واشخاص شیعه ومنجر به سنی شدن یا وهابی شدن این افراد میشود خواستم بدونم که رفتار با با این اشخاص چگونه .معاشرت در چه حد ووظیفه ما در قبال انها واینها واقعا مذهبشان چیست وتکلیف اخرتشان وبرای جلوگیری از زیاد شدن این افراد چه کاری باید انجام بدهیم وهر چه لازمه که باید بدانم ویا انجام بدهم لطفا دریغ نفرمایید

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صدرا

با سلام و عرض ادب

  • 1) قریب به اتفاق کسانی که از مذهب شیعه دست برداشته به واسطه ی عدم آگاهی نسبت به معارف این مذهب مرتکب چنین اشتباه آشکاری می شوند؛ زیرا در صورت شناخت صحیح و اینکه داشته های شیعه بر اساس تبیین معصومانه ی اهل بیت (علیهم السلام) صورت پذیرفته وجهی بر تبعیت از دیدگاههای سایر مذاهب نخواهد بود.

بر اساس دیدگاه شیعه که مبتنی بر احکام عقل است مرجعیّت دینی پس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آنجا که باب ارسال رسولان بسته شده می بایست توسط افرادی معصوم صورت پذیرد تا علاوه بر آنکه حجت الهی بر مردم تمام شده، حکم صحیح الهی نیز تبیین و تعریف گردد تا راه نیل به سعادت و رستگاری انسان تأمین گردد؛ چنانکه بر اساس آیات قرآن؛ آیه های: «تطهیر»، (1) و «ابلاغ»، (2) و «اکمال»، (3) و «اولی الامر»، (4) و «ولایت»؛ (5) «مباهله»، (6) و ... و در سنت نبوی (صلی الله علیه وآله) بر اساس نقل اهل سنت روایات مختلفی از جمله: «حدیث ثقلین»؛ «حدیث غدیر»؛‌ «حدیث اثنا عشر خلیفه»؛‌ «حدیث منزلت»؛‌ «حدیث سفینة»؛ «حدیث معرفت امام»؛ «حدیث امان» و ... در باب جایگاه «عترت» (علیهم السلام) و لزوم تبعیت از آنان وارد شده است. (7) چنانکه جایگاه علمی و معرفتی آنان در بین مردم نیز به گونه ای بوده که هیچ یک از صحابه و بزرگان اهل سنت مدعی برتری از آنان نبوده و خاص و عام بر برتری مطلق آنان شهادت داده اند.

پس از آنکه جایگاه عترت در نظام هدایتی اسلام مشخص گردید؛‌ تبیین معصومانه ی آنها بیانگر دیدگاه قرآن و سنت در مجموع معارف و احکام دین خواهد بود و سیر بر اساس چنین تبیینی راه وصول به کمال را میسر می سازد.

  • 2) فرقه ی وهابیت که رویه ی خود را برخاسته از تبعیت سلف صالح؟! دانسته با برداشتی انحرافی از آموزه های اعتقادی خصوصا توحید؛‌ شیعه و حتی سایر فرق اهل سنت را متهم به شرک و انحراف عقیدتی دانسته؛‌ امری که به واسطه ی آن بسیاری از عالمان اهل سنت را در تقابل با این جریان قرار داده است.

در ترویج برداشتهای انحرافی وهابیت مبلغین این فرقه با تمسک به ظواهر برخی از آیات و روایات و ارائه ی تعریف و تفسیری از جانب خود چنین وانمود ساخته که اعتقاد شیعه در مسائلی همچون ولایت تکوینی ائمه (علیهم السلام)؛ زیارت قبور اولیای الهی؛ توسل و تبرک به آثار آنان؛‌ بنای بر قبور آنان و مسایل پیرامونی آن، شرک آمیز بوده و از سویی دیگر با تکفیر گسترده شیعه و سایر اهل سنت جان و مال سایر مسلمانان را مباح دانسته، امری که در تغایر کامل با آموزه ای توحیدی و تبلیغی اسلام است.

نکته ی قابل توجه آن است که چگونه و با چه ملاکی رویه و برداشت سلفیون از مجموع کتاب و سنت خصوصا مباحث توحیدی آن صحیح بوده و با چه ملاکی اعتقاد و برداشت مخالفین آنان صحیح نبوده؟ همچنین سلفیون با چه ملاکی پس از این مرحله حکم به تکفیر مسلمانان داده؛ در حالی که در نص گفتار بزرگان اهل حدیث، اساسا چنین رویه ای وجود نداشته و حتی افرادی همچون «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» نیز در مسائل اجتهای فتوا به عدم تکفیر مخالفین خود را داده اند. (8)

بنابراین در مواجهه با این افراد می بایست آنان را بدین امر توجه داد که حجت آنان در حقانیت قولشان چیست و این در حالی است که مخالفین سلفیه نیز بر اساس نظر و اجتهاد خویش فهمی متفاوت از برداشت سلفیون را ارائه داده و هنگامی که در مساله و موضوعی اختلاف انظار در بین علمای اهل سنت بود چگونه می توان حکم بر انحراف؛ بلکه تکفیر گروهی نمود؟! با اینکه بر اساس مبنای پذیرفته شده از سوی سلفیه در تبعیّت از گذشتگان مورد احترام خود چنین رویه و رفتاری از سوی آنان مشاهده نشده است.

همچنین بر اساس انطباق عقاید شیعه بر قرآن و سنت نقل شده ی از سوی اهل سنت در وجوب تبعیت از عترت (علیهم السلام) چرا شیعه در چنین تبعیتی که بر اساس حکم عقل (9) و نقل صحیح بوده متهم گردیده و چرا آنان از چنین تبعیتی امتناع ورزیده اند.

با توجه به مطالب فوق در مواجهه ی با این افراد به نکات ذیل توجه بفرمائید:

  1. توجه به جایگاه عترت (علیهم اسلام) در قرآن؛
  2. توجه به جایگاه عترت (علیهم السلام) در سنت؛
  3.  وجوب توجه به تبیین عترت (علیهم السلام) در مسائل اعتقادی و فقهی؛
  4. مطالبه ی دلیل از مخالف در ادعای برداشت صحیح از قرآن و سنت؛
  5. رجوع به اولی الامر در مسائل اختلافی بر اساس دستور قرآن؛
  • 3) از آنجا که حال این افراد یکسان نبوده؛‌ تبعا برخورد با آنان نیز یکسان نخواهد بود؛‌ اما به صورت کلی دعوت دیگران به حق زمانی اثر بخش بوده که با دلسوزی و رحمت و اخلاق خوش همراه بوده و علاوه بر آن توجه و عمل به عبادات و دستورات دینی از سوی دعوت گر که این دو عامل خود از عوامل بازدارنده ی مخالفین در برداشت منفی از شیعیان خواهد بود.

جهت اطلاع بیشتر ر.ک:

  1. سایت وهابیت پژوهی: (http://alwahabiyah.com/fa/Default)
  2. فصلنامه های: «سلفی پژوهی» و «سراج منیر» که مجموعه ای از مقالات علمی- ترویجی، مشتمل بر موضوعات مختلف نقد سلفیه؛
  3. کتابهای سلفی گری و وهابیت (تبار شناسی و نقد مبانی)، سید مهدی علیزاده ی موسوی؛ و سلفی گری و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی؛
  4. کتابهای منتشر شده توسط مؤسسه ی: «دارالاعلام» و مؤسسه ی: «مطالعات بنیان دینی». مجموعه ای مشتمل بر جریان شناسی گروههای سلفیه و همچنین نقد مبانی سلفیه ی جهادی؛
  5. کتابهای منتشر شده توسط مؤسسه ی: «دارالاعلام» با موضوعات توسل؛ سماع موتی؛‌ و ...
  6. کتابهای: «المراجعات» تألیف: علامه شرف الدین؛ گزیده ی جامعی از الغدیر، ترجمه: محمد حسن شفیعی شاهرودی، مؤسسه ی میراث نبوت؛ کتابهای امام شناسی و پاسخ به شبهات؛ و مرجعیت دینی اهل بیت (علیهم السلام) و پاسخ به شبهات،‌ تألیف: علی اصغر رضوانی و سایر کتب مؤلف؛ کتابهای آیت الله سبحانی در موضوعات امامت و نقد سلفی گری؛

در این تاپیک نیز به نحوه ی برخورد با مخالفین اشاره شده است:

http://askdin.com/comment/1029155

پی نوشت:

  1. الاحزاب/33.: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا».
  2. المائدة/67.: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ».
  3. المائدة/3.: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً».
  4. النساء/59.: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِر».
  5. المائدة/55.: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ».
  6. آل عمران/61.: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ».
  7. ر.ک: علی اصغر رضوانی، امام شناسی و پاسخ به شبهات (امامت در حدیث)،‌ انتشارات مسجد مقدس جمکران.
  8. ابن تیمیة، منهاج السنة النبویة، مؤسسة قرطبة، ج5، ص161.: « أن المتأول الذي قصده متابعة الرسول لا يكفر بل ولا يفسق إذا اجتهد فأخطأ وهذا مشهور عند الناس في المسائل العملية وأما مسائل العقائد فكثير من الناس كفر المخطئين فيها وهذا القول لا يعرف عن أحد من الصحابة والتابعين لهم بإحسان ولا عن أحد من أئمة المسلمين وإنما هو في الأصل من أقوال أهل البدع الذين يبتدعون بدعة ويكفرون من خالفهم»؛ محمد بن عبدالوهاب، فتاوى ومسائل، جامعة الأمام محمد بن سعود، الرياض، المملكة العربية السعودية، ج1، ص68.: «فكون بعض يرخص بالتوسل بالصالحين وبعضهم يخصه بالنبي صلى الله عليه وسلم، وأكثر العلماء ينهى عن ذلك ويكرهه، فهذه المسألة من مسائل الفقه، ولو كان الصواب عندنا: قول الجمهور: إنه مكروه، فلا ننكر على من فعله؛ ولا إنكار في مسائل الاجتهاد».
  9. یونس/35.: «أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون»: « پس آيا كسى كه به سوى حق هدايت مى‏ كند سزاوارتر است كه از او پيروى شود يا آن كس كه خودش را هم تا هدايت نكنند هدايت نمى‏ يابد؟ شما را چيست؟ چگونه قضاوت مى‏ كنيد؟!».

رفتار توأم با اخلاق اسلامی

داشتن اطلاعات وسیع تاریخی، تفسیری، حدیث و ...

جمع بندی

پرسش:

وظیفه ما نسبت به کسانی که با تبلیغات وهابیت دست از مذهب شیعه برداشته چیست و نحوه برخورد ما نسبت به آنان و تبلیغات آنان چگونه باید باشد؟

پاسخ:

  • 1) کسانی که از مذهب شیعه دست برداشته به واسطه ی عدم آگاهی نسبت به معارف این مذهب دچار چنین اشتباهی شده اند؛ زیرا در صورت شناخت صحیح و اینکه داشته های شیعه بر اساس تبیین معصومانه ی اهل بیت (علیهم السلام) صورت پذیرفته وجهی بر تبعیت از دیدگاههای سایر مذاهب نخواهد بود.

بر اساس دیدگاه شیعه که مبتنی بر احکام عقل است مرجعیّت دینی پس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آنجا که باب ارسال رسولان بسته شده می بایست توسط افرادی معصوم صورت پذیرد تا علاوه بر آنکه حجت الهی بر مردم تمام شده، حکم صحیح الهی نیز تبیین و تعریف گردد تا راه نیل به سعادت و رستگاری انسان تأمین گردد؛ چنانکه بر اساس بیان قرآن کریم؛ آیات: «تطهیر»، (1) و «ابلاغ»، (2) و «اکمال»، (3) و «اولی الامر»، (4) و «ولایت»؛ (5) «مباهله»، (6) و ... و همچنین در سنت نبوی (صلی الله علیه وآله) بر اساس نقل اهل سنت روایات: «حدیث ثقلین»؛ «حدیث غدیر»؛‌ «حدیث اثنا عشر خلیفه»؛‌ «حدیث منزلت»؛‌ «حدیث سفینة»؛ «حدیث معرفت امام»؛ «حدیث امان» و ... در باب تبیین جایگاه «عترت» (علیهم السلام) و لزوم تبعیت از آنان وارد شده است. (7) چنانکه جایگاه علمی و معرفتی آنان در بین مردم نیز به گونه ای بوده که هیچ یک از صحابه و بزرگان اهل سنت مدعی برتری از آنان نبوده و خاص و عام بر برتری مطلق آنان شهادت داده اند.

پس از آنکه جایگاه عترت در نظام هدایتی اسلام مشخص گردید؛‌ تبیین معصومانه ی آنها بیانگر دیدگاه قرآن و سنت در مجموع معارف و احکام دین خواهد بود و سیر بر اساس چنین تبیینی راه وصول به کمال را میسر می سازد.

  • 2) فرقه ی وهابیت که رویه ی خود را برخاسته از تبعیت سلف صالح؟! دانسته با برداشتی انحرافی از آموزه های اعتقادی خصوصا توحید؛‌ شیعه و حتی سایر فرق اهل سنت را متهم به شرک و انحراف عقیدتی نموده؛‌ امری که به واسطه ی آن بسیاری از عالمان اهل سنت را در تقابل با این جریان قرار داده است.

در ترویج برداشتهای انحرافی وهابیت مبلغین این فرقه با تمسک به ظواهر برخی از آیات و روایات و ارائه ی تعریف و تفسیری از جانب خود چنین وانمود ساخته که اعتقاد شیعه در مسائلی همچون ولایت تکوینی ائمه (علیهم السلام)؛ زیارت قبور اولیای الهی؛ توسل و تبرک به آثار آنان؛‌ بنای بر قبور آنان و مسایل پیرامونی آن، شرک آمیز بوده و از سویی دیگر با تکفیر گسترده شیعه و سایر اهل سنت جان و مال سایر مسلمانان را مباح دانسته، امری که در تغایر کامل با آموزه ای توحیدی و تبلیغی اسلام است.

نکته ی قابل توجه آن است که چگونه و با چه ملاکی رویه و برداشت سلفیون از مجموع کتاب و سنت خصوصا مباحث توحیدی آن صحیح بوده و با چه ملاکی اعتقاد و برداشت مخالفین آنان صحیح نبوده؟ همچنین سلفیون با چه ملاکی پس از این مرحله حکم به تکفیر مسلمانان داده؛ در حالی که در نص گفتار بزرگان اهل حدیث، اساسا چنین رویه ای وجود نداشته و حتی افرادی همچون «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» نیز در مسائل اجتهای فتوا به عدم تکفیر مخالفین خود را داده اند. (8)

بنابراین در مواجهه با این افراد می بایست آنان را بدین امر توجه داد که حجت آنان در حقانیت قولشان چیست و این در حالی است که مخالفین سلفیه نیز بر اساس نظر و اجتهاد خویش فهمی متفاوت از برداشت سلفیون را ارائه داده و هنگامی که در مساله و موضوعی اختلاف انظار در بین علمای اهل سنت بود چگونه می توان حکم بر انحراف؛ بلکه تکفیر گروهی نمود؟! با اینکه بر اساس مبنای پذیرفته شده از سوی سلفیه در تبعیّت از گذشتگان مورد احترام خود چنین رویه و رفتاری از سوی آنان مشاهده نشده است.

همچنین بر اساس انطباق عقاید شیعه بر قرآن و سنت نقل شده ی از سوی اهل سنت در وجوب تبعیت از عترت (علیهم السلام) چرا شیعه در چنین تبعیتی که بر اساس حکم عقل (9) و نقل صحیح بوده متهم گردیده و چرا آنان از چنین تبعیتی امتناع ورزیده اند.

با توجه به مطالب فوق در مواجهه ی با این افراد به نکات ذیل توجه بفرمائید:

  1. توجه به جایگاه عترت (علیهم اسلام) در قرآن؛
  2. توجه به جایگاه عترت (علیهم السلام) در سنت؛
  3.  وجوب توجه به تبیین عترت (علیهم السلام) در مسائل اعتقادی و فقهی؛
  4. مطالبه ی دلیل از مخالف در ادعای برداشت صحیح از قرآن و سنت؛
  5. رجوع به اولی الامر در مسائل اختلافی بر اساس دستور قرآن؛
  • 3) از آنجا که حال این افراد یکسان نبوده؛‌ تبعا برخورد با آنان نیز یکسان نخواهد بود؛‌ اما به صورت کلی دعوت دیگران به حق زمانی اثر بخش بوده که با دلسوزی و رحمت و اخلاق خوش همراه بوده و علاوه بر آن توجه و عمل به عبادات و دستورات دینی از سوی دعوت گر که این دو عامل خود از عوامل بازدارنده ی مخالفین در برداشت منفی از شیعیان خواهد بود.

جهت اطلاع بیشتر ر.ک:

  1. سایت وهابیت پژوهی: (http://alwahabiyah.com/fa/Default)
  2. فصلنامه های: «سلفی پژوهی» و «سراج منیر» که مجموعه ای از مقالات علمی- ترویجی، مشتمل بر موضوعات مختلف نقد سلفیه؛
  3. کتابهای سلفی گری و وهابیت (تبار شناسی و نقد مبانی)، سید مهدی علیزاده ی موسوی؛ و سلفی گری و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی؛
  4. کتابهای منتشر شده توسط مؤسسه ی: «دارالاعلام» و مؤسسه ی: «مطالعات بنیان دینی». مجموعه ای مشتمل بر جریان شناسی گروههای سلفیه و همچنین نقد مبانی سلفیه ی جهادی؛
  5. کتابهای منتشر شده توسط مؤسسه ی: «دارالاعلام» با موضوعات توسل؛ سماع موتی؛‌ و ...
  6. کتابهای: «المراجعات» تألیف: علامه شرف الدین؛ گزیده ی جامعی از الغدیر، ترجمه: محمد حسن شفیعی شاهرودی، مؤسسه ی میراث نبوت؛ کتابهای امام شناسی و پاسخ به شبهات؛ و مرجعیت دینی اهل بیت (علیهم السلام) و پاسخ به شبهات،‌ تألیف: علی اصغر رضوانی و سایر کتب مؤلف؛ کتابهای آیت الله سبحانی در موضوعات امامت و نقد سلفی گری؛

در این تاپیک نیز به نحوه ی برخورد با مخالفین اشاره شده است:

http://askdin.com/comment/1029155

پی نوشت:

  1. الاحزاب/33.: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا».
  2. المائدة/67.: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ».
  3. المائدة/3.: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً».
  4. النساء/59.: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِر».
  5. المائدة/55.: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ».
  6. آل عمران/61.: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ».
  7. ر.ک: علی اصغر رضوانی، امام شناسی و پاسخ به شبهات (امامت در حدیث)،‌ انتشارات مسجد مقدس جمکران.
  8. ابن تیمیة، منهاج السنة النبویة، مؤسسة قرطبة، ج5، ص161.: «أن المتأول الذي قصده متابعة الرسول لا يكفر بل ولا يفسق إذا اجتهد فأخطأ وهذا مشهور عند الناس في المسائل العملية وأما مسائل العقائد فكثير من الناس كفر المخطئين فيها وهذا القول لا يعرف عن أحد من الصحابة والتابعين لهم بإحسان ولا عن أحد من أئمة المسلمين وإنما هو في الأصل من أقوال أهل البدع الذين يبتدعون بدعة ويكفرون من خالفهم»؛ محمد بن عبدالوهاب، فتاوى ومسائل، جامعة الأمام محمد بن سعود، الرياض، المملكة العربية السعودية، ج1، ص68.: «فكون بعض يرخص بالتوسل بالصالحين وبعضهم يخصه بالنبي صلى الله عليه وسلم، وأكثر العلماء ينهى عن ذلك ويكرهه، فهذه المسألة من مسائل الفقه، ولو كان الصواب عندنا: قول الجمهور: إنه مكروه، فلا ننكر على من فعله؛ ولا إنكار في مسائل الاجتهاد».
  9. یونس/35.: «أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون»: « پس آيا كسى كه به سوى حق هدايت مى‏ كند سزاوارتر است كه از او پيروى شود يا آن كس كه خودش را هم تا هدايت نكنند هدايت نمى‏ يابد؟ شما را چيست؟ چگونه قضاوت مى‏ كنيد؟!».

 

موضوع قفل شده است