جمع بندی چند همسری

تب‌های اولیه

113 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چند همسری

با سلام .
در قرآن گفته شده تا چهار زن میتوانید اختیار کنید اما اگر ترس از عدم رعایت عدالت بین ایشان دارید به یک عدد اکتفا کنید .
این عدالت به چه معناست ؟برخی افراد گفته اند این عدالت همه ابعاد زندگی زناشویی را برمیگیرد و هیچ مردی نمیتواند(یا تعدادی محدودی میتوانند) این کار را انجام دهد در نتیجه در واقع دین اسلام بر پایه همان تک همسری میباشد .
در این مورد اگر لطف کنید توضیحی بدهید ممنون میشم .
همچنین زن و مرد بر گردن دیگری حقی دارند اگر مردی بخواهد زن دیگری بگیرد(در صورتی که زن اولش وظایف همسری خود را بخوبی انجام میدهد) اگر زن اول مخالفت کند و چه بسا ازدواج مجدد این فرد موجب کدورت و اختلاف هم شود آیا باز هم مرد جایز است زن دیگری بگیرد ؟
ممنون

با نام الله



کارشناس بحث: استاد یاسین

بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و احترام

«فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً»[1] (با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد).منظور از عدالت در باره همسران چيست؟

آيا اين عدالت مربوط به امور زندگى از قبيل هم‏خوابگى و وسايل زندگى و رفاه و آسايش است يا منظور عدالت در حريم قلب و عواطف انسانى نيز هست؟

شك نيست كه" عدالت" در محبت‏هاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه كسى ميتواند محبت خود را كه عواملش در بيرون وجود اوست از هر نظر تحت كنترل درآورد؟ بهمين دليل رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آيه 129 همين سوره نساء ميفرمايد" وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ": شما هر قدر كوشش كنيد نميتوانيد در ميان همسران خود (از نظر تمايلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازيد.

بنا بر اين محبت‏هاى درونى مادامى كه موجب ترجيح بعضى از همسران بر بعضى ديگر از جنبه‏ هاى عملى نشود ممنوع نيست، آنچه مرد موظف به آن است رعايت عدالت در جنبه ‏هاى عملى و خارجى است.

از اين بيان روشن ميشود: كسانى كه خواسته‏ اند از ضميمه كردن آيه فوق (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً) به آيه 129 (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ) چنين نتيجه بگيرند كه تعدد زوجات در اسلام مطلقا ممنوع است، زيرا در آيه نخست آن را مشروط به عدالت كرده، و در آيه دوم عدالت را براى مردان در اين مورد امرى محال دانسته است، سخت در اشتباهند.

زيرا همانطور كه اشاره شد عدالتى كه مراعات آن از قدرت انسان بيرون است عدالت در تمايلات قلبى است، و اين از شرائط تعدد زوجات نيست و آنچه از شرائط است عدالت در جنبه‏ هاى عملى است.[2]


[/HR][1] - سوره نساء،آيه3.

[2] - تفسير نمونه، ج‏3، ص: 255-256.

یاسین;488192 نوشت:
شك نيست كه" عدالت" در محبت‏هاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه كسى ميتواند محبت خود را كه عواملش در بيرون وجود اوست از هر نظر تحت كنترل درآورد؟ بهمين دليل رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آيه 129 همين سوره نساء ميفرمايد" وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ": شما هر قدر كوشش كنيد نميتوانيد در ميان همسران خود (از نظر تمايلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازيد.

بنا بر اين محبت‏هاى درونى مادامى كه موجب ترجيح بعضى از همسران بر بعضى ديگر از جنبه‏ هاى عملى نشود ممنوع نيست، آنچه مرد موظف به آن است رعايت عدالت در جنبه ‏هاى عملى و خارجى است.

با سلام و عرض ادب
اگر محبتهای قلبی در رعایت عدالت مورد نظر نیست پس منظور پیامبر از روایت زیر چیست؟

پيامبر اسلام در مورد رعايت عدالت بين همسران میفرمايد: «هركس دو زن داشته باشد و ميان آنها به عدالت رفتار نكند
و
به يكى از آنها بيش از ديگرى ابراز تمايل نمايد
در روز قيامت محشور خواهد شد در حالى كه يك طرف بدن خود را به زمين میکشد تا سرانجام داخل جهنم شود » (بحارالأنوار، ج 7، ص 214. .)

یاسین;488192 نوشت:
شك نيست كه" عدالت" در محبت‏هاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه كسى ميتواند محبت خود را كه عواملش در بيرون وجود اوست از هر نظر تحت كنترل درآورد؟ بهمين دليل رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آيه 129 همين سوره نساء ميفرمايد" وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ": شما هر قدر كوشش كنيد نميتوانيد در ميان همسران خود (از نظر تمايلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازيد.

سلام

جناب یاسین عبارت ابی رنگ را از کجای ایه اوردید ؟
ایا این تحریف اشکار قران نیست ؟

در ضمن اگر منظور خداوند غیر از تمایلات قلبی بود
مثلا نفقه بود

تقسیم نفقه به نسبت مساوی بین همسران چه سختی دارد که خداوند می فرماید نمی توانید ؟

ایا نعو ذ بالله خداوند تقسیم بلد نبوده ؟

دل ارام;488209 نوشت:
سلام

جناب یاسین عبارت ابی رنگ را از کجای ایه اوردید ؟
ایا این تحریف اشکار قران نیست ؟

در ضمن اگر منظور خداوند غیر از تمایلات قلبی بود
مثلا نفقه بود

تقسیم نفقه به نسبت مساوی بین همسران چه سختی دارد که خداوند می فرماید نمی توانید ؟

ایا نعو ذ بالله خداوند تقسیم بلد نبوده ؟


با سلام.
شاید عبارت آبی رنگی که به آن اشاره کردید در قرآن نیامده. ولی شواهد خارجی و تجربیان بشری شاهد بر این این مدعا است. آیا شما می توانید علاقه قلبی خود را به مساوات تقسیم کنید؟
ولی می توانید نفقه را تقسیم کنید.
پس منظور قرآن از رعایت عدالت بین زنان که مردان نمی توانند آن را محقق کنند باید همین تقسیم عواطف باشد. اگر شما مورد دیگری برای این جمله قرآن سراغ دارید بفرمایید.
و من الله توفیق

شریعت عقلانی;488223 نوشت:
شاید عبارت آبی رنگی که به آن اشاره کردید در قرآن نیامده

سلام بر شما

شاید ندارد و ظاهرا نیامده و این عبارت بر ایه اضافه شده

و تحریفات قرانی در همین جاها اتفاق می افتد اینکه چیزی بر ایه بیفزاییم

شریعت عقلانی;488223 نوشت:
ولی شواهد خارجی و تجربیان بشری شاهد بر این این مدعا است. آیا شما می توانید علاقه قلبی خود را به مساوات تقسیم کنید؟

کاملا درست می فرمایید و به همین دلیل هم خداوند فرموده نمی توانید عدالت را رعایت کنید

چون واقعا علاقه قلبی را نمی توان به مساوات تقسیم کرد

شریعت عقلانی;488223 نوشت:
ولی می توانید نفقه را تقسیم کنید.

بله نفقه را می توان به مساوات تقسیم کرد وقتی می توان این کار را کرد
چرا خداوند باید بگوید نمی توانید !!!!!
ایا خداوند نمی دانسته که می توان این کار را کرد ؟!!!!!

شریعت عقلانی;488223 نوشت:
پس منظور قرآن از رعایت عدالت بین زنان که مردان نمی توانند آن را محقق کنند باید همین تقسیم عواطف باشد

نظر من هم همین است و شما هم حرف مرا می گویید

شریعت عقلانی;488223 نوشت:
اگر شما مورد دیگری برای این جمله قرآن سراغ دارید بفرمایید.

این سوال را باید از کسانی بپرسید که نظر مخالف دارند

موفق باشید

!Shabnam!;488202 نوشت:
با سلام و عرض ادب
اگر محبتهای قلبی در رعایت عدالت مورد نظر نیست پس منظور پیامبر از روایت زیر چیست؟ پيامبر اسلام در مورد رعايت عدالت بين همسران میفرمايد: «هركس دو زن داشته باشد و ميان آنها به عدالت رفتار نكند
و به يكى از آنها بيش از ديگرى ابراز تمايل نمايد در روز قيامت محشور خواهد شد در حالى كه يك طرف بدن خود را به زمين میکشد تا سرانجام داخل جهنم شود » (بحارالأنوار، ج 7، ص 214. .)

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطور که در متنی که ذکر کردن مطرح است(به يكى از آنها بيش از ديگرى ابراز تمايل نمايد) مساله بروز و ظهور دادن محبت به یکی و ابراز نکردن محبت نسبت به دیگری مورد توجه است.

یعنی اگر مردی دو همسر دارد و نسبت به یکی علاقه بیشتری دارد در قلبش، حق ندارد در مقابل همسر دیگر به گونه ای رفتار کند که موجب ناراحتی آن همسر شود.

ولی علاقه بیشتر در قلب نسبت به یک همسر، که معمولا ناشی از تفاوت ها و برتری فردی نسبت به دیگری است، تا وقتی که ابراز نشود و همسر دیگر را ناراحت نکند گناه نیست.

دل ارام;488209 نوشت:
سلام

جناب یاسین عبارت ابی رنگ را از کجای ایه اوردید ؟
ایا این تحریف اشکار قران نیست ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

جهت عدم تحریف قرآن و رعایت امانت داری، مترجمین قرآن متن قرآن را به صورت کلمه کلمه ترجمه می کنند، اما گاهی این گونه ترجمه مفهوم آیه را به صورت کامل اداء نمیکند و نیاز به توضیح بیشتری احساس میشود، لذا برای اینکه خواننده بهتر با پیام آیه ارتباط برقرار کند، مترجم کلمات یا عبارتی را اضافه میکند و برای اینکه تحریف پیش نیاید و خواننده بداند که کدام قسمت دقیقا از قرآن و کلام خداوند است و کدام بخش را مترجم بیان کرد، این مطالب را داخل پرانتز بیان میکنند.

بنابراین این مساله نه تنها تحریف قرآن محسوب نمی شود، بلکه مانع تحریف می شود.

یاسین;488318 نوشت:
جهت عدم تحریف قرآن و رعایت امانت داری، مترجمین قرآن متن قرآن را به صورت کلمه کلمه ترجمه می کنند، اما گاهی این گونه ترجمه مفهوم آیه را به صورت کامل اداء نمیکند و نیاز به توضیح بیشتری احساس میشود، لذا برای اینکه خواننده بهتر با پیام آیه ارتباط برقرار کند، مترجم کلمات یا عبارتی را اضافه میکند و برای اینکه تحریف پیش نیاید و خواننده بداند که کدام قسمت دقیقا از قرآن و کلام خداوند است و کدام بخش را مترجم بیان کرد، این مطالب را داخل پرانتز بیان میکنند.

بنابراین این مساله نه تنها تحریف قرآن محسوب نمی شود، بلکه مانع تحریف می شود.

سلام

جناب یاسین قسمت اصلی پست مرا جواب ندادید
نمی دانم چرا ؟؟!!!
از یک پست نصف ان را جواب دادید ولی نصف دیگر را نادیده گرفتید !!!!!!!

اگر ان قسمت را جواب دهید معلوم می شود عبارت فوق تحریف است یانه

ان قسمتی را که جواب ندادید دوباره از پست خودم نقل قول می کنم

دل ارام;488209 نوشت:
در ضمن اگر منظور خداوند غیر از تمایلات قلبی بود
مثلا نفقه بود

تقسیم نفقه به نسبت مساوی بین همسران چه سختی دارد که خداوند می فرماید نمی توانید ؟

ایا نعو ذ بالله خداوند تقسیم بلد نبوده ؟

یاسین;488192 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و احترام

«فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً»[1] (با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد).منظور از عدالت در باره همسران چيست؟

آيا اين عدالت مربوط به امور زندگى از قبيل هم‏خوابگى و وسايل زندگى و رفاه و آسايش است يا منظور عدالت در حريم قلب و عواطف انسانى نيز هست؟

شك نيست كه" عدالت" در محبت‏هاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه كسى ميتواند محبت خود را كه عواملش در بيرون وجود اوست از هر نظر تحت كنترل درآورد؟ بهمين دليل رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آيه 129 همين سوره نساء ميفرمايد" وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ": شما هر قدر كوشش كنيد نميتوانيد در ميان همسران خود (از نظر تمايلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازيد.

بنا بر اين محبت‏هاى درونى مادامى كه موجب ترجيح بعضى از همسران بر بعضى ديگر از جنبه‏ هاى عملى نشود ممنوع نيست، آنچه مرد موظف به آن است رعايت عدالت در جنبه ‏هاى عملى و خارجى است.

از اين بيان روشن ميشود: كسانى كه خواسته‏ اند از ضميمه كردن آيه فوق (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً) به آيه 129 (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ) چنين نتيجه بگيرند كه تعدد زوجات در اسلام مطلقا ممنوع است، زيرا در آيه نخست آن را مشروط به عدالت كرده، و در آيه دوم عدالت را براى مردان در اين مورد امرى محال دانسته است، سخت در اشتباهند.

زيرا همانطور كه اشاره شد عدالتى كه مراعات آن از قدرت انسان بيرون است عدالت در تمايلات قلبى است، و اين از شرائط تعدد زوجات نيست و آنچه از شرائط است عدالت در جنبه‏ هاى عملى است.[2]


[/HR][1] - سوره نساء،آيه3.

[2] - تفسير نمونه، ج‏3، ص: 255-256.

من هنوز جواب اصلیمو نگرفتم بله من هم میدونم که نباید اون دو آیه رو باهم مقایسه کرد(اتفاقا روایتی هم در تفسیر البرهان خونده بودم که درباره مقایسه همین دو آیه بود و امام(ع) فرمودند که منظور از آیه دوم محبت قلبی است) .
قسمت دوم سوالم که مهتره رو جواب ندادید :

همچنین زن و مرد بر گردن دیگری حقی دارند اگر مردی بخواهد زن دیگری بگیرد(در صورتی که زن اولش وظایف همسری خود را بخوبی انجام میدهد) اگر زن اول مخالفت کند و چه بسا ازدواج مجدد این فرد موجب کدورت و اختلاف هم شود آیا باز هم مرد جایز است زن دیگری بگیرد ؟

کلا خداوند برای زن هم در این زمینه حقی قرار داده ؟ اگر نه آیا این ترویج شهوت پرستی نیست(آیا در این صورت زن فقط ابزاری برای ارضا جنسی مرد نیست ؟) شاید واقعا مردی باشه که بتونه بین چهارزن عدالت رو رعایت کنه اما اگر زنانش مخالف باشند چی ؟

یاسین;488192 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و احترام

«فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً»[1] (با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد).منظور از عدالت در باره همسران چيست؟

آيا اين عدالت مربوط به امور زندگى از قبيل هم‏خوابگى و وسايل زندگى و رفاه و آسايش است يا منظور عدالت در حريم قلب و عواطف انسانى نيز هست؟

شك نيست كه" عدالت" در محبت‏هاى قلبى خارج از قدرت انسان است چه كسى ميتواند محبت خود را كه عواملش در بيرون وجود اوست از هر نظر تحت كنترل درآورد؟ بهمين دليل رعايت اين نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و در آيه 129 همين سوره نساء ميفرمايد" وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ": شما هر قدر كوشش كنيد نميتوانيد در ميان همسران خود (از نظر تمايلات قلبى) عدالت و مساوات برقرار سازيد.

بنا بر اين محبت‏هاى درونى مادامى كه موجب ترجيح بعضى از همسران بر بعضى ديگر از جنبه‏ هاى عملى نشود ممنوع نيست، آنچه مرد موظف به آن است رعايت عدالت در جنبه ‏هاى عملى و خارجى است.

از اين بيان روشن ميشود: كسانى كه خواسته‏ اند از ضميمه كردن آيه فوق (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً) به آيه 129 (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ) چنين نتيجه بگيرند كه تعدد زوجات در اسلام مطلقا ممنوع است، زيرا در آيه نخست آن را مشروط به عدالت كرده، و در آيه دوم عدالت را براى مردان در اين مورد امرى محال دانسته است، سخت در اشتباهند.

زيرا همانطور كه اشاره شد عدالتى كه مراعات آن از قدرت انسان بيرون است عدالت در تمايلات قلبى است، و اين از شرائط تعدد زوجات نيست و آنچه از شرائط است عدالت در جنبه‏ هاى عملى است.[2]


[/HR][1] - سوره نساء،آيه3.

[2] - تفسير نمونه، ج‏3، ص: 255-256.


جناب یاسین
بنده هنوز هم منتظر جواب هستم(در رابطه با پست قبل )

دل ارام;488209 نوشت:
در ضمن اگر منظور خداوند غیر از تمایلات قلبی بود
مثلا نفقه بود

تقسیم نفقه به نسبت مساوی بین همسران چه سختی دارد که خداوند می فرماید نمی توانید ؟

بسم الله الرحمن الرحيم

اتفاقا بنده نيز همين مطلب را عرض كردم ،‌يعني تقسيم كردن به عدالت نفقه بين همسران كار خيلي سختي نيست كه عموم افراد نتوانند به هيچ وجه آن را رعايت كنند. حال كه عموم افراد مي توانند رعايت كنند و در حيطه قدرت و توانايي شان هست، اگر فردي رعايت نكند، حق ازدواج مجدد ندارد.

اما محبت قلبي مخصوصا (تا زماني كه در خارج بروز پيدا نكرد) در اختيار انسان نيست. به هر حال دو فرد مختلف،‌ ويژگيهاي مثبت و منفي متفاوتي دارند و هر كدام با داشتن و كسب خصوصيات مثبت بيشتر، ممكن است در قلب همسرش محبوب تر باشد. اما حتي اگر مردي به هر دليلي يكي از همسرانش را بيشتر از ديگري دوست داشت،‌ نبايد اين محبت مضاعف را ابراز كند، ولي تا وقتي در قلبش هست اشكالي ندارد.

ُSajjad.M;488632 نوشت:
همچنین زن و مرد بر گردن دیگری حقی دارند اگر مردی بخواهد زن دیگری بگیرد(در صورتی که زن اولش وظایف همسری خود را بخوبی انجام میدهد) اگر زن اول مخالفت کند و چه بسا ازدواج مجدد این فرد موجب کدورت و اختلاف هم شود آیا باز هم مرد جایز است زن دیگری بگیرد ؟

بسم الله الرحمن الرحيم

اينكه بنده جواب اين قسمت از سوال شما را ذكر نكردم،‌ دليلش اين بود كه جايز بودن يا نبودن ازدواج مجدد در چينين شرايطي مربوط به احكام مي شود. لذا مي توانيد سوالتان را از دوستان گروه احكام بپرسيد.

ُSajjad.M;488028 نوشت:
با سلام .
در قرآن گفته شده تا چهار زن میتوانید اختیار کنید اما اگر ترس از عدم رعایت عدالت بین ایشان دارید به یک عدد اکتفا کنید .
این عدالت به چه معناست ؟برخی افراد گفته اند این عدالت همه ابعاد زندگی زناشویی را برمیگیرد و هیچ مردی نمیتواند(یا تعدادی محدودی میتوانند) این کار را انجام دهد

سلام علیکم
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ: سَأَلَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ فَقَالَ لَهُ أَ لَيْسَ اللَّهُ حَكِيماً قَالَ بَلَى وَ هُوَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَ لَيْسَ هَذَا فَرْضاً قَالَ بَلَى قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لَنْ‏ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ‏ أَيُّ حَكِيمٍ يَتَكَلَّمُ بِهَذَا فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ جَوَابٌ فَرَحَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ يَا هِشَامُ فِي غَيْرِ وَقْتِ حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ قَالَ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ لِأَمْرٍ أَهَمَّنِي إِنَّ ابْنَ أَبِي الْعَوْجَاءِ سَأَلَنِي عَنْ مَسْأَلَةٍ لَمْ يَكُنْ عِنْدِي فِيهَا شَيْ‏ءٌ قَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ فَأَخْبَرَهُ بِالْقِصَّةِ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَ[HL]مَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً يَعْنِي فِي النَّفَقَةِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ- وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ يَعْنِي فِي الْمَوَدَّةِ[/HL] قَالَ فَلَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ هِشَامٌ بِهَذَا الْجَوَابِ وَ أَخْبَرَهُ قَالَ وَ اللَّهِ مَا هَذَا مِنْ عِنْدِكَ.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 363

دل ارام;488258 نوشت:
کاملا درست می فرمایید و به همین دلیل هم خداوند فرموده نمی توانید عدالت را رعایت کنید

چون واقعا علاقه قلبی را نمی توان به مساوات تقسیم کرد


با سلام.
بله خداوند گفته نمی توانید. ولی یک نکته :
علاقه قلبی را هرگز نمی توان تقسیم کرد چون در ید قدرت انسان نیست. ولی ابراز آن را می توان تقسیم کرد. می توان یه یکی بیشتر از دیگری علاقه داشت. ولی با تقوا پیشه کردن و مدد گرفتن از خداوند متعال عدالت را در ابراز علاقه قلبی تا حدود قابل قبولی رعایت کرد. هر چند که در مسایل تجربی و عملی مطلق نگاه کردن صحیح نیست. یعنی اینکه بگوییم آیا انسان می تواند به صورت صد در صد مساوات را بین همسران رعایت کند صحیح نیست. چرا که انسان جایز الخطاست. ولی تا حدود قابل قبولی که منجر به از بین رفتن زندگی نشود این کار را انجام دهد.
دل ارام;488258 نوشت:
بله نفقه را می توان به مساوات تقسیم کرد وقتی می توان این کار را کرد
چرا خداوند باید بگوید نمی توانید !!!!!
ایا خداوند نمی دانسته که می توان این کار را کرد ؟!!!!!

تقسیم مساوی یک پول اصلا کار سختی نیست. ولی باید دقت داشت که این هم مربوط به ابراز علاقه می شود. شاید مردی که نسبت به یکی از زنانش علاقه بیشتری داشته باشد اگر باتقوا نباشد نفقه را هم بین همسران به مساوات نقسیم نکند.
البته نکته دیگری که مطرح است این است که به طور مساوی تقسیم کردن نفقه هم عدالت نیست. چراکه نفقه هزینه زندگی است. خوب شاید دو زندگی هزینه های متفاوتی داشته باشند. مثلا مردی از یک زن دو بچه و از زن دیگری فرزندی نداشته باشد. یا موارد متعدد دیگر که به هزینه های زندگی مربوط می شود. لذا دلیلی ندارد که عدالت را در مساوی تقسیم کردن نفقه بدانیم. باید مرد خود حسابگر باشد و نفقه را متناسب با هزینه های هر زندگی پرداخت نماید. این مورد در زندگی های امروزی دقت بیشتری می طلبد. لذا تقسیم نفقه برای مردان هم به نوبه خود سختی زیادی دارد. این صرفا تقسیم یک عدد بر 2 نیست که بگوییم آسان است.
و اما آیه مورد اشاره شما:
و شما هر چند حريص [بر عدالت] باشيد ، هرگز نمى‏توانيد [از نظر علاقه و ميل قلبى] ميان زن‏ها [يى كه در عقد خود داريد] عدالت ورزيد ، پس تمايل خود را به طور كامل متوجه يك طرف ننماييد تا ديگرى را به صورت زنى سرگردان و بلاتكلیف رها كنيد . و اگر توافق و سازش نماييد و تقوا را [در محيط خانواده] رعايت كنيد [مورد آمرزش قرار مى‏گيريد] ؛ زيرا خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است .«129» نسا
اگر در واژه های قرمز رنگ دقت بیشتری نماییم خواهیم دید که خداوند پس از اینکه می فرماید شما نمی توانید عدالت را برقرار سازید منظور همان عدالت صد در صد است. ولی این عدم توانایی انسان را دلیل بر این قرار نداده که شما نباید چندهمسر داشته باشید. دستوری که خداوند صادر کرده صرفا این بوده که از تمایل یک جانبه به یک زن و دوری و سرگردان کردن زن دیگر اجتناب کنید. ولی اگر در راه رعایت عدالت تمایلتان ناخواسته نسبت به یک زن بیشتر شد اگر تقوا پیشه کنید و توکل داشته باشید خداوند این خطای شما را خواهد بخشید. لذا واضح است که خدا عدم توانایی انسان در رعایت عدالت به صورت صد در صد بین زنان را دلیل بر حرمت ازدواج مجدد قرار نداده و آن را مجاز دانشته است.
و من الله توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم


خداوند نفرمود که بین همسران به تساوی رفتار کنید، بلکه فرمود به عدالت رفتار کنید.


تساوی یعنی دقیقا هر چیزی به دو قسمت مساوی تقسیم شود، مثلا اگر پدری دو فرزند دارد یکی دبستانی و دیگری دانشجو، اگر بخواهد تساوی را رعایت کند، به هر دو به یک اندازه هزینه و پول تو جیبی دهد.


اما عدالت آن است که هر کاری را متناسب با شرایط خودش انجام دهیم، و هر چیزی سرجای خودش باشد. یعنی در مثال بالا، به فرزند دبستانی با توجه به نیازش مبلغ کمتر و به فرزند دیگر به دلیل نیاز بیشتری که دارد مبلغ بیشتری داده شود.


در مورد همسران نیز باید شرایط و نیازهایشان در نظر گرفته شود. البته اگر شرایط شان از جهات مختلف یکسان بود، آن وقت عدالت به این می شود که تساوی را بین شان رعایت کند.

با سلام
منم این پست رو در تایپک دیگر آورده ام دیدم اینجا هم بد نیست مجدد ذکر بشه
اما اگر این مطالب بهرنحوی منافاتی با
شرع دارد ممنون میشم کارشناس محترم نقدشون کنند :Rose:

خیلی از دوستان هربار از تعدد زوجات اسمی برده شد کشور عربستان رو بعنوان مثال موفق تعدد زوجات ذکر کردند

جالبه بدونید کشور عربستان با وجود تعدد زوجات آمار طلاقش روز به روز بیشتر میشود اما

اولاً عربستان با کشور ما زمین تا آسمان فرق دارد اگر آمار بالای طلاق در عربستان را هم فاکتور بگیریم،
بین فرهنگ ایران و عربستان فرق بسیار است.
مثلا در عربستان میان عرف و شرع شان تفاوت چندانی در زمینه ازدواج مجدد مردان وجود ندارد
و اصلا یک امر طبیعی و پذیرفته شده ایست

اما در کشور ما که عرف آن ازدواج مجدد مرد را امر قبیحی به شمار می آورد
و در این زمینه با آنچه در شرع آمده، اختلاف دارد نمی شود به سادگی و به پشتوانه شرع اقدام به این کار نمود
که حتی با دلیل نشان می دهم که این کار، چه کار خانمان براندازی است و عواقب نابخشودنی سوئی دارد
.
شرع ما مقدس است و هیچ حرفی روی آن نیست اما تا زمانی که کامل و جامع پیاده شود.

نه اینکه هرجا که به نفع ما بود از آن مایه بگذاریم. متاسفانه در کشور ما، مذهب و شرع، دستمایه ی خوبی برای سودجویی عده ای شیاد شده
و این سودجویی به خصوص در امر ازدواج رخ میدهد.

ازدواج مجدد در کشور ما جفای بزرگی در حق "خانواده" است و از آنجایی که در شرع ما، به تحکیم بنیان خانواده تاکید بسیاری شده،
هر آنچه که به تزلزل پایه های زندگی و خانواده منجر شود، گناه بزرگ و نابخشودنی ای است.

اما چرا می گویم این امر به تزلزل بنیان خانواده منجر می شود و چرا می گویم آنچه شرع در این زمینه آورده، در کشور ما مجوز اجرا نمیتواند داشته باشد؟!

اولاً شرع مقدس ما با آن تعریفی که از زن و حقوق و وظایفش در قبال مرد دارد، به مرد اجازه ازدواج مجدد را داده است
اما در کشور ما زن، چیزی فراتر از وظایف مقرر شده اش در شرع را باید انجام دهد و به کمتر از حقوق خود هم باید قانع باشد.
طبق شرع مقدس اسلام، زن یک ریحانه است که برخورد مرد با او باید همراه با لطافت تمام باشد
درحالیکه ما می بینیم زنان نجیب سرزمین ما، همواره سنگ زیرین آسیاب و حامل درد ها و رنج های زندگی بوده اند.

ثانیا تنها وظیفه ای که طبق شرع برای زن مقرر گردیده، تمکین او در مقابل شوهر است.
طبق شرع مقدس اسلام زن در مقابل انجام کارهای خانه و حتی شیردادن بچه در منزل شوهر، می تواند از شوهر مطالبه اجرت کند.
اما در کشور ما، زنان بدون هیچ چشمداشت مادی، امور خانه ی شوهر را رتق و فتق می کنند. و حتی با آن ها در اداره امور اقتصادی خانواده شریکند.
حال یا با اشتغال در بیرون از خانواده یا با قناعت و همراهی فکری با همسر.
پس در اینجا هم حق و حقوق و وظایف زن طبق آنچه در شرع آمده، نادیده گرفته می شود
و زن فراتر از حدود وظایف و قالب شخصیتی خود، به شوهر خدمت می کند.
در شرائطی که زن برای به بار نشستن زندگی اش، با مشکلات زیادی جنگیده، با شوهرش همراهی کرده،
با دار و ندار شوهرش ساخته، از دارایی های خودش گذشته، به او بیش از حد وظیفه شرعی اش خدمت کرده
و کمتر از حقوق شرعی اش از او مطالبه نموده، می شود شوهر را مستحق استفاده از تمام حقوق شرعی دانست؟!
در شرائطی که حقوق شرعی زنان، به راحتی نادیده گرفته می شود (اعم از مهریه، اجرت المثل و ...)
چطور یک شوهر به اتکای تمکن مالی یا هر دلیل دیگری، مجاز است
حق شرعی خودش را در خصوص ازدواج مجدد مطالبه نماید؟!

در شرائطی که یک زن با هزار تلاش و جهد و رنج و صبوری و قناعت، یک زندگی را به ثمر رسانیده، کمترین حق اش از این زندگی این است
که شوهر آن را با زن دیگری تقسیم نکند. که اگر بکند، بزرگترین کار نامشروع دنیا را انجام داده است و قطعا خداوند هم از این کار آن مرد، خشمگین می شود.

خداوند در برابر حق و حقوقی که از زن برعهده مرد قرار داده به مرد مجوز ازدواج مجدد را داده است و اگر قرار باشد
این حق و حقوق نادیده گرفته شود که می شود، مرد به هیچ وجه حق استفاده از این مجوز را ندارد.
و این کار از آنجا که هم باعث وارد آمدن ضربه روحی به یک زن می شود و هم باعث تزلزل بنیان خانواده؛ قطعا قهر وغضب الهی را به دنبال دارد
.

!Shabnam!;490197 نوشت:
اولاً شرع مقدس ما با آن تعریفی که از زن و حقوق و وظایفش در قبال مرد دارد، به مرد اجازه ازدواج مجدد را داده است
اما در کشور ما زن، چیزی فراتر از وظایف مقرر شده اش در شرع را باید انجام دهد و به کمتر از حقوق خود هم باید قانع باشد.
طبق شرع مقدس اسلام، زن یک ریحانه است که برخورد مرد با او باید همراه با لطافت تمام باشد
درحالیکه ما می بینیم زنان نجیب سرزمین ما، همواره سنگ زیرین آسیاب و حامل درد ها و رنج های زندگی بوده اند.

با سلام.
خوب الحمدالله خودتان هم قبول دارید که شرع مجوز ازدواج مجدد را به مرد داده است.
ولی اینکه در عمل برخی از وظایف زن در ایران نادیده گرفته می شود بر فرض قبول دلیل بر این نمی شود که الباقی دستورات شرع را هم انجام ندهیم. مثل این است که بگوییم چون حقوق زنان در برخی موارد رعایت نمی شود پس نماز هم نخوانیم.
!Shabnam!;490197 نوشت:
ثانیا تنها وظیفه ای که طبق شرع برای زن مقرر گردیده، تمکین او در مقابل شوهر است.
طبق شرع مقدس اسلام زن در مقابل انجام کارهای خانه و حتی شیردادن بچه در منزل شوهر، می تواند از شوهر مطالبه اجرت کند.

کاملا درست می فرمایید.
!Shabnam!;490197 نوشت:
اما در کشور ما، زنان بدون هیچ چشمداشت مادی، امور خانه ی شوهر را رتق و فتق می کنند. و حتی با آن ها در اداره امور اقتصادی خانواده شریکند.
حال یا با اشتغال در بیرون از خانواده یا با قناعت و همراهی فکری با همسر.

این هم کاملا درست است. ممنون از بانوان گرامی که در اداره زندگی در کنار مرد هستند. مردان هم باید اینچنین باشند.
!Shabnam!;490197 نوشت:
پس در اینجا هم حق و حقوق و وظایف زن طبق آنچه در شرع آمده، نادیده گرفته می شود

نادیده گرفته نشده. خود زنان گذشت کردند آنهم برای دوام و پایداری زندگی خودشان. لابد دیده اند با این گذشت زندگی بهتری خواهند داشت تا اینکه بروند از همسر خود قانونا در خواست مهریه و شیربها بکنند. به هر حال این راه قانونا برای زنان باز است. زندان های پر از مردان مهریه نداده هم موید همین مطلب است. البته مردان هم باید گذشت داشته باشند تا زندگی خوبی داشته باشند.
!Shabnam!;490197 نوشت:
و زن فراتر از حدود وظایف و قالب شخصیتی خود، به شوهر خدمت می کند.

با تشکر دوباره از چنین بانوانی.
!Shabnam!;490197 نوشت:
در شرائطی که زن برای به بار نشستن زندگی اش، با مشکلات زیادی جنگیده، با شوهرش همراهی کرده،
با دار و ندار شوهرش ساخته، از دارایی های خودش گذشته، به او بیش از حد وظیفه شرعی اش خدمت کرده
و کمتر از حقوق شرعی اش از او مطالبه نموده، می شود شوهر را مستحق استفاده از تمام حقوق شرعی دانست؟!

همان طور که زنان مستحق حقوق شرعی شان هستند مردان هم هستند. اگر بسیاری از زنان از حقوق شرعی شان کوتاه آمده اند برای ادامه زندگی و پایداری آن بسیاری از مردان و چه بسا اکثریت قریب به 99 درصد آنها از این حق شرعی شان کوتاه آمده اند. شما می توانید آماری از مردانی که بیش از یک زن دارند بدهید ببینیم چند درصد آنها از این حق شرعی شان استفاده کرده اند؟
!Shabnam!;490197 نوشت:
در شرائطی که حقوق شرعی زنان، به راحتی نادیده گرفته می شود (اعم از مهریه، اجرت المثل و ...)

:Moteajeb!::Moteajeb!::Moteajeb!::Moteajeb!:
چه کسی آن را نادیده گرفته؟ در قانون که تمام حقوق زن دیده شده است.زندان ها هم که پر از مردان مهریه نداده هستند. حالا کجا نادیده گرفته شده من نمی دانم.
!Shabnam!;490197 نوشت:
در شرائطی که یک زن با هزار تلاش و جهد و رنج و صبوری و قناعت، یک زندگی را به ثمر رسانیده، کمترین حق اش از این زندگی این است
که شوهر آن را با زن دیگری تقسیم نکند. که اگر بکند، بزرگترین کار نامشروع دنیا را انجام داده است و قطعا خداوند هم از این کار آن مرد، خشمگین می شود.

ابتدا می گویید شرع با ازدواج مجدد موافق است. در آخر می گویید ازدواج مجدد بزرگترین کار نامشروع دنیاست؟ :Moteajeb!::Moteajeb!::Moteajeb!:
آخرش نفهمیدیم ازدواج مجدد از نظر شما مشروع است یا نه؟ و چرا ( دلیل فقهی ) ؟
!Shabnam!;490197 نوشت:
خداوند در برابر حق و حقوقی که از زن برعهده مرد قرار داده به مرد مجوز ازدواج مجدد را داده است و اگر قرار باشد
این حق و حقوق نادیده گرفته شود که می شود، مرد به هیچ وجه حق استفاده از این مجوز را ندارد.

بله. کاملا درست می فرمایید. اسلام حق و حقوق زنان و مردان را متناسب با هم وضع کرده است. اگر جایی به زن حقی داده به تناسب آن به مرد هم حقوقی داده است که همه آنها باید با هم و در کنار هم لحاظ شود. هیچ مردی هم نمی گوید زنان از حقوق شرعی شان کوتاه بیایند ولی مردان بروند چهار زن بگیرند.
اگر زنان کوتاه آمده اند مردان که بسیار بیشتر از زنان کوتاه آمده اند. آمار مردانی که بش از یک زن دارند امروزه فکر کنم از یک درصد تجاوز نکند.
!Shabnam!;490197 نوشت:
و این کار از آنجا که هم باعث وارد آمدن ضربه روحی به یک زن می شود و هم باعث تزلزل بنیان خانواده؛ قطعا قهر وغضب الهی را به دنبال دارد.

یعنی شما می گویید خداوند حکمی را وضع کرده که هم باعث ضربه روحی به زنان می شود و هم باعث تزلزل بنیان خانواده؟ و بعدش خودش از حکم خودش غضب آلود می شود؟ :Moteajeb!::Moteajeb!:
عجب خدایی خداییش!!!
و من الله توفیق

سلام خدمت کارشناس محترم

وقتی میگویید اسلام چیزی را تایید کرده باید خودش ابداعش میکرد در حالی که همه میدانید وضع عرب اون زمان چطور بوده است اسلام اگر میگفت به تک همسری راضی شوید می پذیرفتند؟؟؟ خوب اگر بپذیریم اسلام با چند همسری مردان در تمام زمان ها موافقت کرده است پس باید برده داری هم پذیرفت یعنی در این دوره اگر جنگی صورت گیرد میتوانند زنان اسیر شوهردار را به عنوان غنیمت جنگی ببرند!!!!!!!!!

شریعت عقلانی;490382 نوشت:
با سلام.
خوب الحمدالله خودتان هم قبول دارید که شرع مجوز ازدواج مجدد را به مرد داده است.

سلام
بله قبول دارم ولی با شرط و شروطی که همین شرط و شروط باعث میشه همه مردان در همه حالات و شرایط اجازه استفاده از این مجوز رو نداشته باشند

شریعت عقلانی;490382 نوشت:
ولی اینکه در عمل برخی از وظایف زن در ایران نادیده گرفته می شود بر فرض قبول دلیل بر این نمی شود که الباقی دستورات شرع را هم انجام ندهیم. مثل این است که بگوییم چون حقوق زنان در برخی موارد رعایت نمی شود پس نماز هم نخوانیم.

نماز خواندن یا نخواندن ضرری به کسی نمیرسونه ولی همسر دوم چرا
خداوند حقوق شرعی برای زن و مرد در نظر گرفته است وقتی بسیاری از این حقوق زنان نادیده گرفته میشه چطور میشه انتظار داشت به همه حقوق شرعی مردان توجه شود

شریعت عقلانی;490382 نوشت:
نادیده گرفته نشده. خود زنان گذشت کردند آنهم برای دوام و پایداری زندگی خودشان. لابد دیده اند با این گذشت زندگی بهتری خواهند داشت تا اینکه بروند از همسر خود قانونا در خواست مهریه و شیربها بکنند. به هر حال این راه قانونا برای زنان باز است. زندان های پر از مردان مهریه نداده هم موید همین مطلب است. البته مردان هم باید گذشت داشته باشند تا زندگی خوبی داشته باشند.

باهاتون موافقم زنان گذشت کرده اند تا زندگی بهتری داشته باشند نه مهریه ایی طلب میکنند نه شیربهایی این گذشت و فداکاری بخاطر زندگی مشترک بوده حالا به نظرتون نباید انتظار داشته باشند شوهرانشون نیز چنین گذشت هایی برای دوام زندگی کنند؟
خیلی از زنان با مسئله ازدواج مجدد شوهرانشان کنار نمی آیند و طلاق و جدایی رو به پذیرفتن چنین زندگی ترجیح میدهند آیا با این وجود مردان نیز نباید برای تداوم و جلوگیری از فروپاشی زندگی زن و فرزندانشان از برخی از حقوق خود کوتاه بیایند ؟

در ضمن بحث مردان زندانی فرق میکنه اکثر زنانی که طلب مهریه کرده اند و شوهرشون الان در زندان بسر میبره دیگه قصد ادامه زندگی رو ندارند یا در شرف طلاق هستند خیلی کم پیش میاد چنین کسانی مجدد به زندگی مشترکشون برگردند .
تا حالا دیده اید زنی زندگی خوبی داشته باشه بخاطر اینکه شوهرش مهریه اش رو نمیده وی رو به زندان بندازه ؟

شریعت عقلانی;490382 نوشت:
همان طور که زنان مستحق حقوق شرعی شان هستند مردان هم هستند. اگر بسیاری از زنان از حقوق شرعی شان کوتاه آمده اند برای ادامه زندگی و پایداری آن بسیاری از مردان و چه بسا اکثریت قریب به 99 درصد آنها از این حق شرعی شان کوتاه آمده اند. شما می توانید آماری از مردانی که بیش از یک زن دارند بدهید ببینیم چند درصد آنها از این حق شرعی شان استفاده کرده اند؟

خوب این مردان هم به نظر ما قابل تحسین هستند :ok:

شریعت عقلانی;490382 نوشت:
چه کسی آن را نادیده گرفته؟ در قانون که تمام حقوق زن دیده شده است.زندان ها هم که پر از مردان مهریه نداده هستند. حالا کجا نادیده گرفته شده من نمی دانم.

اکثر مردان زندانی بدهکار مهریه در شرف طلاق هستند بحث زن دوم در اینجا منتفیه این هیچ ربطی نداره . حرف من سر زندگی مشترک زن و مرد هست
وقتی مردی که حقوق شرعی همسرش رو رعایت نمیکنه اجرت المثل همسرش رو هم پرداخت نمیکنه چطور انتظار داره همه حقوق خودش رعایت شود ( البته ازدواج دوم شرط و شروط خاصی داره که حیت با وجود رعایت حقوق شرعی همسرش در صورت نداشتن شرایط آن حق ازدواج دوم رو ندارد )

شریعت عقلانی;490382 نوشت:
بتدا می گویید شرع با ازدواج مجدد موافق است. در آخر می گویید ازدواج مجدد بزرگترین کار نامشروع دنیاست؟
آخرش نفهمیدیم ازدواج مجدد از نظر شما مشروع است یا نه؟ و چرا ( دلیل فقهی ) ؟

ازدواج مجدد شرایط خاص خودش رو می طلبه ضرورت باید اقتضا کنه وگرنه هر کسی از سر هوس و بدون در نظر گرفتن خانواده دست به چنین کاری بزند آیا کار شرعی انجام داده واجبات هم در صورت ایجاد ضرر و زیان باید ترک کرد چه برسه به ازدواج مجدد مرد که مستحبه ( اخرش من نفهمیدم مستحب بود یا مباح البته مهم اینه واجب نیست )
اگر شرایطش وجود نداشت چنین کاری غیرشرعی خواهد بود گناه هم خواهد داشت مثلا اگر زنی حین عقد ذکر کند با ازدواج دوم همسرش مخالف است در این صورت ازدواج مجدد چنین فردی خلاف شرع است

[SPOILER]پاسخ آیت الله روحانی: همسر اول در حین عقد می تواند در صورتی که با ازدواج مجدد مخالف استشرط کند که مرد بدون رضایت او نمی تواند همسر دیگری بگیرد و در این حالتچنانچه مرد اقدام به این کار نماید خلاف شرع مرتکب شده است ( این مطلب رو جناب امین در یه تایپک دیگه مطرح کرده بودند چون به غیرشرعی بودن این مسئله اشاره کردید اینجا از این مطلب استفاده کردم )[/SPOILER]

شریعت عقلانی;490382 نوشت:
یعنی شما می گویید خداوند حکمی را وضع کرده که هم باعث ضربه روحی به زنان می شود و هم باعث تزلزل بنیان خانواده؟ و بعدش خودش از حکم خودش غضب آلود می شود؟
عجب خدایی خداییش!!!
و من الله توفیق

بله همین حکم خدا رو اگه ندونیم شرایطش چیه ضرورت کی اقتضا میکنه بی چون و چرا اجراش کنیم باعث ضربه روحی میشه باعث تزلزل بنیان خانواده میشه
و خدا نه تنها هم از اجرای حکمش به این شیوه خوشحال نمیشه بلکه مرتکبش هم مجازات خواهد کرد :Gol:

!Shabnam!;490464 نوشت:
خوب این مردان هم به نظر ما قابل تحسین هستند

با سلام مجدد.
وقتی شما 99 در صد مردان امروزی را تحسین می کنید در واقع دارید کلا مردان را تحسین می کنید. حالا به نظر شما اون یک درصد اینقدر جر و بحث داره؟
!Shabnam!;490464 نوشت:
ازدواج مجدد شرایط خاص خودش رو می طلبه ضرورت باید اقتضا کنه وگرنه هر کسی از سر هوس و بدون در نظر گرفتن خانواده دست به چنین کاری بزند آیا کار شرعی انجام داده واجبات هم در صورت ایجاد ضرر و زیان باید ترک کرد چه برسه به ازدواج مجدد مرد که مستحبه ( اخرش من نفهمیدم مستحب بود یا مباح البته مهم اینه واجب نیست )
اگر شرایطش وجود نداشت چنین کاری غیرشرعی خواهد بود گناه هم خواهد داشت مثلا اگر زنی حین عقد ذکر کند با ازدواج دوم همسرش مخالف است در این صورت ازدواج مجدد چنین فردی خلاف شرع است

شرع اون رو حلال دونسته. ولی واجب ندونسته. هر چیز حلالی که واجب نیست. اتفاقا برای همین ضرورت ها شرع اون رو برای همه حلال اعلام کرده. یعنی همه می تونن اگر شرایطش رو داشتند ازدواج دوم بفرمایند.
البته به خاطر همین شرایط سخته که 99 درصد مردان چنین اقدامی نمی کنن.
البته عرف جامعه هم مهمه. شرایط عرفی حاکم بر جامعه این اجازه رو به مردان نداده.
ولی چه بسا شرایط جامعه روزی به جایی برسه که ازدواج مجدد مردان ضروری باشه. مثلا سن ازدواج بالا بره و طلاق بیشتر بشه و بنیان خانواده از استحکام بیوفته اون وقت باید مردان مومن بیان جلو :khaneh: و جهاد کنن :khaneh: و این وظیفه خطیر رو بر عهده بگیرند :khaneh: تا جمعیت ما از جوان بودن خارج نشه و به سمت پیری میل نکنه. :khaneh:

و من الله توفیق

شریعت عقلانی;490468 نوشت:
ا سلام مجدد.
وقتی شما 99 در صد مردان امروزی را تحسین می کنید در واقع دارید کلا مردان را تحسین می کنید. حالا به نظر شما اون یک درصد اینقدر جر و بحث داره؟

علیک سلام

ولی وقتی مرتب براش تبلیغ کنیم شرایطش رو ساده توصیف کنیم

اون وقت همه مردان از خدا خواسته وظیفه شخصیشون میدونند به این عمل دست بزنند یه وقت می بینی درصد ها جابجا شد .

ما داشتیم پیشگیری میکردیم

شریعت عقلانی;490468 نوشت:
ولی چه بسا شرایط جامعه روزی به جایی برسه که ازدواج مجدد مردان ضروری باشه. مثلا سن ازدواج بالا بره و طلاق بیشتر بشه و بنیان خانواده از استحکام بیوفته اون وقت باید مردان مومن بیان جلو و جهاد کنن و این وظیفه خطیر رو بر عهده بگیرند تا جمعیت ما از جوان بودن خارج نشه و به سمت پیری میل نکنه.

عجب یعنی بجز ازدواج مجدد مردان راهکار دیگه ایی نبود !!!!!!!!!!!

اتفاقا در این شرایط که خوشبختانه یا متاسفانه در عرف ازدواج دوم ناپسنده همون تعدادی هم که سرخونه و زندگیشون هستند

با ازدواج دومشون زمینه طلاق همسرشون رو فراهم میکنند اون وقت یه زندگی ساخته میشه یکی دیگه ویران میشه

به نظر من مردان مومن اگه شرایط ازدواج جوانان رو فراهم کنند اینجوری هم جمعیت مجرد زنان ما کمتر میشه هم جمعیت مجرد مردان ما

( الان خیلی از جوونها بخاطر شرایط مالی و اقتصادی و عدم اشتغال از ازدواج فرارین نه دلیل دیگه ایی شرایطش رو فراهم کنید

دیگه مجردی باقی نمی مونه که نیاز به این جهاد واقعا سخت و الهی مردان :moteajeb:باشد )

نگران پیری جمعیت هستیم یه کم قیمت ها رو کاهش بدیم با این همه گرانی تو این دوره و زمونه کی جرائت میکنه سراغ بچه بره مگه مردم از جونشون سیر شدند عجب :Gig:

دیدی جناب شریعت عقلانی همیشه نیاز نیست مردان رو به زحمت بندازیم راهکارهای مفیدتری هم وجود داره که سریعتر جواب میده و زنان هم ناراضی و شاکی نمیشن :khaneh:

موفق باشید :Gol:

(نگین);490385 نوشت:
وقتی میگویید اسلام چیزی را تایید کرده باید خودش ابداعش میکرد در حالی که همه میدانید وضع عرب اون زمان چطور بوده است اسلام اگر میگفت به تک همسری راضی شوید می پذیرفتند؟؟؟ خوب اگر بپذیریم اسلام با چند همسری مردان در تمام زمان ها موافقت کرده است پس باید برده داری هم پذیرفت یعنی در این دوره اگر جنگی صورت گیرد میتوانند زنان اسیر شوهردار را به عنوان غنیمت جنگی ببرند!!!!!!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

احکامی اسلام در یک تقسیم به دو دسته تقسیم میشن، احکام ابداعی و امضایی.

احکام ابداعی به دستوراتی گفته می شود که قبلا وجود نداشت و اسلام آن را ایجاد کرد، مانند روزه ماه رمضان.

احکام امضایی مسائلی است که قبل از اسلام در جامعه رایج بود و به خاطر مفید بودنشان اسلام نیز آنها را تایید کرد، مانند حرام بودن جنگ در ماه های حرام.
مساله برده داری و ازدواج مجدد نیز از جمله مسائلی بودند که سابقا وجود داشت و اسلام اصل آن را تایید کرد اما برای هر کدام شرایط و ضوابطی قرار داد. در نتیجه همین شرایط برده داری کم کم در مناطق اسلامی برچیده شد و همه بردگان آزاد شدند.

حکم برده داری شرایط خاص خود را دارد، از جمله اینکه طرف مقابل کافر باشد. بنابراین اگر همه شرایط موجود باشد، حکم آن نیز خواهد بود.

!Shabnam!;490464 نوشت:
خیلی از زنان با مسئله ازدواج مجدد شوهرانشان کنار نمی آیند و طلاق و جدایی رو به پذیرفتن چنین زندگی ترجیح میدهند آیا با این وجود مردان نیز نباید برای تداوم و جلوگیری از فروپاشی زندگی زن و فرزندانشان از برخی از حقوق خود کوتاه بیایند ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا احکام اسلام به گونه ای است که به نفع مرد و به ضرر زنباشد؟!


آیا مردان نزد خداوند مقرب تر و عزیزترند؟!

خداوند می فرماید:« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْإِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ»[1] (گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است).
در آیه دیگری خداوند می فرماید:«ْ أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْأُنْثى‏ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ»[2](من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد شما همنوعيد، و از جنس يكديگر).

اکنون به مساله با نگاه جدیدی توجه کنیم!

مردی که ازدواج مجدد میکند، همسر دومش از چه جنسی است؟! آیاغیر از این است که او نیز زنی مانند همسر اول است؟!

اگر از همین خانم که الان همسر دوم مردی شد، قبل از ازدوج سوال میکردین که نظر شما در مورد ازدواج مجدد آقایون چیست، به احتمال بسیار قوی،مخالف بود!


اکنون چه شده که خلاف نظر سابقش رفتار کرده و حاضر شد، همسر دوم مردی شود؟!


خداوند مصلحت جامعه را در نظر گرفت. از یک طرف حق زن اول رامورد توجه قرار داده، و به مرد میگوید در صورتی حق ازدواج مجدد داری که عدالت رارعایت کنی و به همسر اول ظلم و ستم نکنی.


از طرف دیگر زنان زیادی هستند که همسرشان را به دلایل مختلف از دست داده اند، طلاق، فوت همسر از مواردی هستند که موجب می شوند، خانم هایی به دلیل احساس نیاز حاضر به ازدواج مجدد شوند.


دخترانی که به دلایل مختلف نتوانستند ازدواج کنند و از سن معمول ازدواج گذشتند، و پسر مجردی برای ازدواج با او اقدام نمیکند.

تکلیف این دسته از زنان و دختران چیست؟ آیا خانمی که درجوانی همسرش را از دست داده یا جدا شده، دیگر حق ازدواج ندارد؟!
اگر بگوییم که حق ازدواج ندارد و باید تا پایان عمر تنهایی را تحمل کند، آیا این ظلم نیست؟!
اگر بگوییم که چنین زنانی هم حق ازدواج دارند، آن وقت موقعیت ازدواج با چه افرادی برایشان فراهم می شود؟!

آیا پسران مجرد حاضرند با چنین خانم هایی ازدواج کنند؟!


به نظر می رسد لااقل یکی از مصلحت های ازدواج مجدد، کمک و توجه به خانمهایی است که امکان همسر اول بودن برایشان فراهم نیست.



[/HR]
[1] - سوره حجرات،آیه13.


[2] -سوره ال عمران،آیه195.

یاسین;490707 نوشت:
آیا احکام اسلام به گونه ای است که به نفع مرد و به ضرر زنباشد؟!

آیا مردان نزد خداوند مقرب تر و عزیزترند؟!

خداوند می فرماید:« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْإِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ»[1] (گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است).
در آیه دیگری خداوند می فرماید:«ْ أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْأُنْثى‏ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ»[2](من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد شما همنوعيد، و از جنس يكديگر).

اکنون به مساله با نگاه جدیدی توجه کنیم!
مردی که ازدواج مجدد میکند، همسر دومش از چه جنسی است؟! آیاغیر از این است که او نیز زنی مانند همسر اول است؟!


سلام جناب یاسین
من با اصل حکم مخالف نیستم چرا که دارم می بینم بعضی از زنان نه تنها با تعدد زوجات همسرشون موافق نیستند
بلکه خود نیز در برخی مواقع دست به اقدام میشوند

ولی یه سوال باقی می مونه

اگه خانمی به هیچ وجه با این مسئله کنار نیاید یعنی حتی برای رضای خدا هم حاضر نشود بپذیرد همسرش زن دوم بگیرد و طلاق را ترجیح دهد به ادامه زندگی
در این صورت وظیفه اون مرد اینه که زندگی جدیدی رو با زنی که محتاج ازدواجه شروع کنه حتی اگر به قیمت طلاق زن اول و فروپاشی زندگیش باشد ؟؟؟؟؟

بهرحال نمیشه انکار کرد برخی از زنان با ازدواج دوم کنار نمیایند به هیچ قیمتی

یاسین;490707 نوشت:
از طرف دیگر زنان زیادی هستند که همسرشان را به دلایل مختلف از دست داده اند، طلاق، فوت همسر از مواردی هستند که موجب می شوند، خانم هایی به دلیل احساس نیاز حاضر به ازدواج مجدد شوند.

یاسین;490707 نوشت:
آیا پسران مجرد حاضرند با چنین خانم هایی ازدواج کنند؟!

به نظر می رسد لااقل یکی از مصلحت های ازدواج مجدد، کمک و توجه به خانمهایی است که امکان همسر اول بودن برایشان فراهم نیست.


مگر مردی که همسرش رو از دست داده وجود ندارد؟؟؟
در ضمن این طور هم نیست که مران به زنانی که قبلا زدواج کردند بی میل باشند این فقط به خاطر فرهنگ غلطی است که جا افتاده و اگر نه اگر زنی جذابیت داشته باشه برای جنس مرد فرقی ندارد که قبلا ازدواج کرده یا نه.همان طور که در کشورهای دیگه این نوع ازدواج کاملا معمول است...بین ما ازدواج مرد مجرد با زن مطلقه یک تابو شده....یک تابوی غیر عقلانی!

از طرفی شما برای جوامعی مث چین که جمعیت مردان بسیار بسیار بیشتر از زنان است چه نسخه ای میخواهید بپیچید؟؟با این منطق باید جواز چند شوهری بدهید!
از طرفی من فکر نمیکنم که این مسئله حکمت این حکم باشه چون اگر این طور بود اسلام باید در جوامعی که جمعیت مردان بیشتر است چند همسری رو ممنوع میکرد اما فکر نمیکنم مرجعی جرئت کند چنین حکمی که بر خلاف نص قران است بدهد.
به علاوه توازن جمعیت همیشه یک به چهار نیست.امدیم و جمعیت زنان 8 برابر مردان شد.ان وقت مشکل بدون راه حل خواهیم اشت...اسلام چرا هر جوابی برای چنین وضعیتی میخواهد بدهد برای الان جامعه نمی دهد؟

QM!;490737 نوشت:
از طرفی شما برای جوامعی مث چین که جمعیت مردان بسیار بسیار بیشتر از زنان است چه نسخه ای میخواهید بپیچید؟؟

فقط چین این طور نیست.خیلی از کشورهای جهان (از جمله ایران) هستند که جمعیت زنان در انها کمتر از مردان است


کشورهایی که در آنها جنس زن بیش از مرد است.کشورهایی که در آنها نسبت جنسیتی مرد و زن برابر است.کشورهایی که در آنها جنس مرد بیش از جنس زن است.
بدون داده

http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Sex_ratio_total_population.PNG?uselang=fa

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و خداقوت

به نقشه دقت کردید؟ (البته اگر درست باشه)
بیشتر کشورهای مسلمان مردشون بیش از زنشون است
:khaneh:

!Shabnam!;490715 نوشت:
ولی یه سوال باقی می مونه

اگه خانمی به هیچ وجه با این مسئله کنار نیاید یعنی حتی برای رضای خدا هم حاضر نشود بپذیرد همسرش زن دوم بگیرد و طلاق را ترجیح دهد به ادامه زندگی
در این صورت وظیفه اون مرد اینه که زندگی جدیدی رو با زنی که محتاج ازدواجه شروع کنه حتی اگر به قیمت طلاق زن اول و فروپاشی زندگیش باشد ؟؟؟؟؟

بهرحال نمیشه انکار کرد برخی از زنان با ازدواج دوم کنار نمیایند به هیچ قیمتی

بسم الله الرحمن الرحيم

در مطالب شما دو نكته وجود داشت؛ يك: مرد قصد ازدواج مجدد دارد و ميخواهد از حق شرعي خود استفاده كند. دو: زني كه حاضر نيست حق شرعي همسرش نسبت به ازدواج مجدد را بپذيرد.

مرد يا بايد از حق خود بگذرد يا شاهد از دست رفتن زندگي اول خود باشد.

اگر بخواهيم مساله را از جهت حقوقي بررسي كنيم،‌ واضح است كه اين رفتار خانم خلاف حقوق مرد مي باشد.

اما اگر از جهت اخلاقي بررسي كنيم، بايد ديد چه عامل يا عواملي موجب شد كه مردي با وجود داشتن همسر، به ازدواج مجدد روي آورده است؟

در مواردي شايد اين عمل برخي از مردان از روي هوي و هوس باشد، در اين صورت بايد به مرد تذكر داد و او را نصيحت كرد.

اما در بسياري از موارد مساله هوي و هوس نيست كه موجب ازدواج مجدد مي شود،‌ بلكه وجود مشكلات و كمبود هايي در محيط خانواده و خصوصا از جانب همسر است كه، مرد را به فكر ازدواج مجدد مي اندازد.

از طرف حفظ كانون خانواده، خصوصا اگر فرزنداني نيز در ميان باشند از اهميت بالايي برخوردار است. از طرفي مرد به هر دليلي احساس نياز به ديگري دارد.
به نظر مي رسد، ‌اهميت حفظ كانون خانواده و تامين شرايط مناسب براي فرزندان از چنان حساسيتي برخوردار باشد كه مرد حدالمقدور در تصميم خود تجديد نظر كند و كمبودها و نيازهاي احتمالي را تحمل نمايد.

از طرف ديگر رفتار زن و تصميم او را چگونه بايد ارزيابي كرد؟

آيا ازدواج مجدد از نظر عقل و شرع آن چنان كار زشت و قبيحي است كه زن بخواهد به خاطر آن كانون زندگي خانوادگي را متزلزل كند؟! آيا زن نبايد به زندگي مشترك خود و آينده فرزندان خود توجهي داشته باشد؟!

QM!;490737 نوشت:
مگر مردی که همسرش رو از دست داده وجود ندارد؟؟؟
در ضمن این طور هم نیست که مران به زنانی که قبلا زدواج کردند بی میل باشند این فقط به خاطر فرهنگ غلطی است که جا افتاده و اگر نه اگر زنی جذابیت داشته باشه برای جنس مرد فرقی ندارد که قبلا ازدواج کرده یا نه.همان طور که در کشورهای دیگه این نوع ازدواج کاملا معمول است...بین ما ازدواج مرد مجرد با زن مطلقه یک تابو شده....یک تابوی غیر عقلانی!

بسم الله الرحمن الرحيم

اينكه مردان با زنهايي كه قبلا ازدواج كردند،‌و احيانا فرزند هم دارند، حاضرند ازدواج كنند را نميتوان با حدس و گمان بيان كرد.
آنچه در عمل اتفاق افتاده چيست؟

چند درصد از پسران مجرد با زنان مطلقه يا بيوه ازدواج كردند؟! قطعا ميزان اين گونه ازدواج ها بسيار كم است. در مورد دلايل آن فعلا بحث نداريم كه آيا به خاطر فرهنگ غلط است يا چيز ديگري،‌آنچه فعلامورد بحث است اين ميزان تحقق اين گونه ازدواج ها است كه واقعا،‌درصد كمي است.

بنابراين پيشنهاد ازدواج پسران مجرد با زنان بيوه يا مطلقه،‌ در عمل مشكل را حل نكرد،‌پس بايد راه چاره ديگري وجود داشته باشد.

[="#006400"]هوالعالم

تا زمانیکه زن و مرد گرو کشی میکنند به نتیجه مطلوبی نمیرسیم
ببینید اول و اخر زن و مرد یعنی رسیدن به برادری! این برادری ازلی جنسیت نمیشناسه !

بعضا این پستی بلندی حقوقی مثل سهم ارث زن رو بهانه میکنند
ولی هیچ فکر نمیکنند که قانونی و شرعی کسی از زن انتظار تهیه مسکن و کسب درآمد و تامین مایحتاج مثل خوراک و پوشاک و ......... نداشته ...

اینجا منظور از عدالت برای زنان , همون حفظ حد و حق شرعی و قانونی اونهاست
که ماحصلش میشه رضایت قلبی همسری سالم ...

خیلی میگن چرا زن حق انتخاب بیشتری نداره؟؟؟ مگر ادم نیست؟؟ و ازین حرفا ؟؟؟
که باید گفت
این خواست خداست
با کمی تحقیق پی میبرید که یکسری تمایلات و احساسات مردانه در وجود جنسیت مرد تعریف شده که
نسبتش تقریبا 10 به 1 بوده . هر چند خوب, اما مصائب بیشماری داره و مردان تقریبا 10 برابر بیشتر از زنان درگیر این مصائب خواهند بود ...

از طرفی زن قلب یک خانه و خانواده ست اگر ارتباطش با بدن و بدنه اصلی قطع یا ناهماهنگ بشه این زندگی خیلی زود یا متوقف میشه و یا بیمار و فاسد ... [/]

یاسین;490695 نوشت:
حکم برده داری شرایط خاص خود را دارد، از جمله اینکه طرف مقابل کافر باشد. بنابراین اگر همه شرایط موجود باشد، حکم آن نیز خواهد بود.

چه شرایطی ؟ مثلا در زمان کنونی با وجود شرایط و جنگ مسلمانان با کفار این حکم برده داری جز تخریب چهره اسلام و عکس العمل بقیه کشورها چه نفعی میتواند داشته باشد در حال حاضر که برده داری در کشورهای دیگر هم نفرت انگیز است و سعی در از بین بردن آن می شود

البته ببخشید این موضوع ربطی به تاپیک نداشت ولی بنده فکر میکردم برد ه داری کلا از بین رفته است!!!!!!

چند همسری هم نیازمند زمان خاص خویش می باشد زمانی که زنان چنین حکمی را پذیرفته بودند و با آن مشکلی نداشتند و حتی برخی خود برای همسرشان زوجه اختیار میکردند نه در حال حاضر که اکثریت زنان چنین حکمی را نمی پذیرند الان در کشور ما نگاه کنید چند درصد زنان چنین حکمی را می پذیرند مگر میشود به اجبار با تشویق چند همسری مردان را به سمت تعدد زوجات ببریم از اون ور زنان را از اسلام فراری دهیم (البته اگر زنانی با چنین حکمی مشکل نداشته باشند خیلی هم خوب است ولی منظور من اکثریت زنان است)

یاسین;491023 نوشت:
مرد قصد ازدواج مجدد دارد و ميخواهد از حق شرعي خود استفاده كند. دو: زني كه حاضر نيست حق شرعي همسرش نسبت به ازدواج مجدد را بپذيرد.

مرد يا بايد از حق خود بگذرد يا شاهد از دست رفتن زندگي اول خود باشد.

خوب وقتی زن و شوهری با هم عهد ببندند که به هم وفادار باشند و خیانت نکنند ( مثلا در عقد ذکر گردد حق تعدد زوجات نداشته باشد ) حتی به فرض اینکه حق مرد باشد به خاطر عهدی که بسته می شود این حق از مرد گرفته میشود؟؟

!Shabnam!;490473 نوشت:
ولی وقتی مرتب براش تبلیغ کنیم شرایطش رو ساده توصیف کنیم

اون وقت همه مردان از خدا خواسته وظیفه شخصیشون میدونند به این عمل دست بزنند یه وقت می بینی درصد ها جابجا شد .

ما داشتیم پیشگیری میکردیم


با سلام.
چه کسی مرتب برای چند همسری تبلیغ می کند که شما قصد پیشگیری داشتید؟
در ضمن با سختی هایی که زندگی امروزی دارد تبلیغ هم بکنند فایده ای ندارد. تمام مردان در همان یک زنش هم مانده اند.

!Shabnam!;490473 نوشت:
عجب یعنی بجز ازدواج مجدد مردان راهکار دیگه ایی نبود !!!!!!!!!!!

اتفاقا در این شرایط که خوشبختانه یا متاسفانه در عرف ازدواج دوم ناپسنده همون تعدادی هم که سرخونه و زندگیشون هستند

با ازدواج دومشون زمینه طلاق همسرشون رو فراهم میکنند اون وقت یه زندگی ساخته میشه یکی دیگه ویران میشه

به نظر من مردان مومن اگه شرایط ازدواج جوانان رو فراهم کنند اینجوری هم جمعیت مجرد زنان ما کمتر میشه هم جمعیت مجرد مردان ما

( الان خیلی از جوونها بخاطر شرایط مالی و اقتصادی و عدم اشتغال از ازدواج فرارین نه دلیل دیگه ایی شرایطش رو فراهم کنید

دیگه مجردی باقی نمی مونه که نیاز به این جهاد واقعا سخت و الهی مردان باشد )

نگران پیری جمعیت هستیم یه کم قیمت ها رو کاهش بدیم با این همه گرانی تو این دوره و زمونه کی جرائت میکنه سراغ بچه بره مگه مردم از جونشون سیر شدند عجب

دیدی جناب شریعت عقلانی همیشه نیاز نیست مردان رو به زحمت بندازیم راهکارهای مفیدتری هم وجود داره که سریعتر جواب میده و زنان هم ناراضی و شاکی نمیشن


البته تعصبی روی نظر خودم ندارم. ولی همین الانش هم برخی دولت ها که با پدیده پیری جمعیت رو برو هستند سیاست های شما رو در این جهت به کار برده اند ولی کارگر نیافتاده است. البته راهکارهای شما عاقلانه تر است و در اولویت قرار دارد. راهکار بنده تیر آخر بود.
و من الله توفیق

شریعت عقلانی;491171 نوشت:
چه کسی مرتب برای چند همسری تبلیغ می کند که شما قصد پیشگیری داشتید؟
در ضمن با سختی هایی که زندگی امروزی دارد تبلیغ هم بکنند فایده ای ندارد. تمام مردان در همان یک زنش هم مانده اند.

سلام بر جناب شریعت عقلانی

به نظر می رسد در این سایت در حال تبلیغ هستند

ولی نکته ای به نظرم می رسد که بیان ان بد نیست

اگر به معضل چند همسری در یک شهر نگاه کنیم واقعا چه می بینیم ؟

انچه مشاهده می شود مردان فقیر و دارای درامد کم که حتی از عهده یک زن بر نمی ایند اقدام به ازدواج مجدد می کنند
و بجای حل مشکلات زندگی اولیه و سروسامان دادن به ان خانواده مشکل دار دیگری هم ایجاد می کنند

و حتی می شود گفت در خانواده های با سطح فرهنگی پایین این مساله وجود دارد

و مردان پولدار و سرمایه دار که میلیار های جامعه هستند اقدام به این کار نمی کنند بلکه ان را ننگ و عار می دانند

به نظر شما تبلیغ بر این مساله ایا مشکلات قشر بی فرهنگ و فقیر جامعه را بیشتر نمی کند ؟

چرا باید بر امری تبلیغ شود که زاینده هزاران مشکل بعدی شود ؟

یا لطیف

دل ارام;491205 نوشت:
به نظر می رسد در این سایت در حال تبلیغ هستند

ولی نکته ای به نظرم می رسد که بیان ان بد نیست

اگر به معضل چند همسری در یک شهر نگاه کنیم واقعا چه می بینیم ؟

انچه مشاهده می شود مردان فقیر و دارای درامد کم که حتی از عهده یک زن بر نمی ایند اقدام به ازدواج مجدد می کنند
و بجای حل مشکلات زندگی اولیه و سروسامان دادن به ان خانواده مشکل دار دیگری هم ایجاد می کنند

و حتی می شود گفت در خانواده های با سطح فرهنگی پایین این مساله وجود دارد

و مردان پولدار و سرمایه دار که میلیار های جامعه هستند اقدام به این کار نمی کنند بلکه ان را ننگ و عار می دانند

بسم الله الرحمن الرحيم

تا جايي كه بنده اطلاع دارم، اين سايت به دنبال تبليغ چند همسري نيست، بلكه در پاسخ به سوال كاربران مطالب مربوطه ذكر مي شود.

آنچه وظيفه ما است دفاع از قرآن و بيان حكمت احكام مي باشد و مطالب بيان شده نيز در همين راستا تقديم شد.

آيا فردي كه به تعبير شما از عهده تامين مخارج يك خانواده بر نمي آيد و نميتواند مشكلات زندگي اولش را برطرف نمايد، تا برسد به ازدواج مجدد، آيا اصلا چنين فردي مجوز شرعي براي مجدد دارد يا خير، خودش محل بحث است ومعلوم نيست كه چنين اجازه اي داشته باشد.

به نظر ميرسد افرادي كه اقدام به ازدواج مجدد كردند را داراي فرهنگ پايين دانستن و افراد ثروت مندي كه ازدواج مجدد ندارند را داراي فرهنگ بالا قلمداد كردن، تعبير صحيحي نباشد.
اينكه فردي اگر شرايط لازم را داشته باشد و عدالت را رعايت كند، ‌به دليل ازدواج مجدد در دسته افراد سطح پايين فرهنگي و كساني كه حكم خداوند را موجب ننگ و عار بدانند با فرهنگ شمرده شوند، منصفانه به نظر نمي رسد.

(نگین);491066 نوشت:
چند همسری هم نیازمند زمان خاص خویش می باشد زمانی که زنان چنین حکمی را پذیرفته بودند و با آن مشکلی نداشتند و حتی برخی خود برای همسرشان زوجه اختیار میکردند نه در حال حاضر که اکثریت زنان چنین حکمی را نمی پذیرند الان در کشور ما نگاه کنید چند درصد زنان چنین حکمی را می پذیرند مگر میشود به اجبار با تشویق چند همسری مردان را به سمت تعدد زوجات ببریم از اون ور زنان را از اسلام فراری دهیم (البته اگر زنانی با چنین حکمی مشکل نداشته باشند خیلی هم خوب است ولی منظور من اکثریت زنان است)

بسم الله الرحمن الرحيم

آيا به نظر شما احكام اسلام فقط مخصوص زمان هاي گذشته بود و امروزه ديگر كاربردي ندارد و بايد كنار گذاشته شود؟!

هم اكنون نيز در بسياري از كشورها مساله تعدد زوجات وجود دارد و افراد جامعه آن را به راحتي پذيرفته اند. در مناطق مختلف كشور ما نيز مساله چند همسري وجود دارد. آيا مناطق اهل سنت كه ازدواج مجدد در ميان آنها رائج است جز كشور ما محسوب نمي شوند؟!

آيا در شان يك زن مسلمان است كه به دليل حكمي كه به مذاق او سازگار نيست و فرهنگ غربي حاكم بر جامعه ما آن را نپذيرفت بايد دين و ايمانش را زير پا بگذارد؟!

بله در كشورهاي غربي مساله ازدواج مجدد پذيرفته شده نيست،‌اما آزادي روابط جنسي پذيرفته شده است! در آن فرهنگ اينكه مردي ازدواج مجدد كند خيانت محسوب مي شود، اما داشتن دوستي از جنس مخالف و رابطه توافقي خيانت محسوب نمي شود.

آيا ما به عنوان افرادي مسلمان بايد عقائد فمنيستي و فرهنگ غربي را بر حكم خداوند را كه البته واجب هم نيست بلكه جواز آن نيز تحت شرايطي صادر مي شود( كه بحث شد) ترجيح دهيم تا جايي كه حاضر شويم اصل دين مان را نيز رها كنيم؟!

فاين تذهبون

یاسین;491228 نوشت:
آيا فردي كه به تعبير شما از عهده تامين مخارج يك خانواده بر نمي آيد و نميتواند مشكلات زندگي اولش را برطرف نمايد، تا برسد به ازدواج مجدد، آيا اصلا چنين فردي مجوز شرعي براي مجدد دارد يا خير، خودش محل بحث است ومعلوم نيست كه چنين اجازه اي داشته باشد.

سلام

بزرگوار انچه ما تا بحال دیدیم و دفاعیات شما از ان شرط فقط رعایت عدالت بود نه بهره مندی مادی کافی

پس نمی شود گفت مردان کم درامد مجوز شرعی ندارند
همچنان که مجوز قانونی هم دارند براین مساله

یاسین;491228 نوشت:
به نظر ميرسد افرادي كه اقدام به ازدواج مجدد كردند را داراي فرهنگ پايين دانستن و افراد ثروت مندي كه ازدواج مجدد ندارند را داراي فرهنگ بالا قلمداد كردن، تعبير صحيحي نباشد.
اينكه فردي اگر شرايط لازم را داشته باشد و عدالت را رعايت كند، ‌به دليل ازدواج مجدد در دسته افراد سطح پايين فرهنگي و كساني كه حكم خداوند را موجب ننگ و عار بدانند با فرهنگ شمرده شوند، منصفانه به نظر نمي رسد.

استاد گرامی به حرف من نه کسی با فرهنگ می شود نه بی فرهنگ

فقط از شما خواهش دارم این مساله رو تحقیق کنید و ببینید چه قشری از مردان دنبال ازدواج مجدد هستند ؟
اگر به این نتجیه نرسیدید مردان از نظر سطح سواد و مالی پایین
یا همان قشر بی فرهنگ جامعه به ان روی می اورند

البته دلایل روانشناسی و جامعه شناسی و فرهنگی
علت ان است که بیان ان در این گفتار نمی گنجد

البته هرگز منظورم این نیست که تمام افراد بی سواد و کم درامد بی فرهنگ هستند هرگز

ولی خوب چند همسری در میان افراد با سطح پایین فرهنگی جامعه از نظر سواد و درامد رواج دارد

موفق باشید

یاسین;491238 نوشت:
بله در كشورهاي غربي مساله ازدواج مجدد پذيرفته شده نيست،‌اما آزادي روابط جنسي پذيرفته شده است! در آن فرهنگ اينكه مردي ازدواج مجدد كند خيانت محسوب مي شود، اما داشتن دوستي از جنس مخالف و رابطه توافقي خيانت محسوب نمي شود.

سلام مجدد

استاد بزرگوار ازادی جنسی در غرب فقط مخصوص قبل از ازدواج است و بعد از ازدواج
هم قانونا و هم عرفا مجاز نیست

و در قبل از ازدواج هم چیزی شبیه همین ازدواج موقت خودمان است
و دختر و پسری که توافقا با هم نامزد هستند در طول دوره نامزدی
خیانت را روا نمی دارند و مجاز شمرده نمی شو د و بعد از اینکه رسما اعلام کردند از هم جداشده اند
انگاه دوباره مجوز ازادی دارند

موفق باشید

دل ارام;491205 نوشت:
به نظر می رسد در این سایت در حال تبلیغ هستند

باسلام.
از نظر حقیر چنین به نظر نمی رسد.
دل ارام;491205 نوشت:
اگر به معضل چند همسری در یک شهر نگاه کنیم واقعا چه می بینیم ؟

در جایی که فرهنگ چند همسری وجود دارد مانند مناطق سنی نشین ایران یا کشورهای عربی چند همسری برای خودشان معضل نیست و حتی زنان آنان هم با این مساله کنار آمده اند. پدر بزرگ مادری بنده 3 زن داشت. هیچ وقت نشنیدم زنانشان با هم مشکل داشته باشند.
لذا اگر در زمانی و مکانی چند همسری رواج داشته باشد نمی توان گفت معضل است. به چیزی معضل می گویند که فی نفسه بد باشد مانند اعتیاد. ولی چند همسری را باید در مکان و زمان خودش بررسی کرد و سنجید. مثلا امروزه در بسیاری از شهرهای ایران که مردان سخت کار می کنند تا نان یک خانواده را در بیاورند شاید چند همسری معضل باشد. مثلا یکی از آشنایان بنده وقتی دید درآمد کافی دارد بدون اینکه به همسر اول خود اطلاع دهد زن دوم اختیار کرد. بعد از یکی دو دهه همسر اولش خبردار شد و زندگیشان از هم پاشید. خوب اینجا می توانیم بگوییم چند همسری معضل است. ولی در مناطقی که قبیله ای زندگی می کنند و چند همسری عرفا مشکلی ندارد نمی توان گفت معضل. یکی از همکاران بنده که عرب زبان هم هست در یک خانه با 3 برادر خود که همگی هم ازدواج کرده و هر کدام دو سه فرزند دارند زندگی می کنند و بررادر بزرگتر در نظر دارد همسر دوم اختیار کند. این در خانواده آنان چیز مذمومی نیست. لذا معضل نیست.
دل ارام;491205 نوشت:
انچه مشاهده می شود مردان فقیر و دارای درامد کم که حتی از عهده یک زن بر نمی ایند اقدام به ازدواج مجدد می کنند

در مثال بالا ( همکار بنده ) اتفاقا درآمد خوبی دارند و بدلیل اینکه خانوادگی زندگی می کنند هزینه خانه تقسیم می شود و پس اندازشان بیشتر. در ضمن در خانواده هایی که شما می فرمایید مرد با اختیار همسر دوم هزینه یک زندگی کامل را بر خود اضافه نمی کند. چرا که به دلیل همان خانوادگی زندگی کردن همسر دوم فقط و فقط به اندازه یک نفر نان خود هزینه به خانواده تحمیل می کند. در واقع هزینه او از هزینه یک فرزند هم کمتر است. لذا اگر این خانواده ها مشکلات مالی دارند و از فقر رنج می برند و یا مشکل فرهنگی دارند هیچ ربطی به چند همسریشان نیست. مشکل ریشه ای تر از این حرف هاست.
دل ارام;491205 نوشت:
و مردان پولدار و سرمایه دار که میلیار های جامعه هستند اقدام به این کار نمی کنند بلکه ان را ننگ و عار می دانند

بله و اتفاقا سن ازدواج در همین خانواده های متمول در حال بالا رفتن است. در واقع آنها از آن طرف بوم می افتند.
دل ارام;491205 نوشت:
به نظر شما تبلیغ بر این مساله ایا مشکلات قشر بی فرهنگ و فقیر جامعه را بیشتر نمی کند ؟

بنده تا به الان حتی در مناطقی هم که چند همسی مذموم نیست تبلیغ چند همسری را ندیده ام. همان طور که مستحضر هستید بنده در کنار مناطق عرب زبان زندگی می کنم و با این خانواده ها بیشتر در ارتباطم.
دل ارام;491205 نوشت:
چرا باید بر امری تبلیغ شود که زاینده هزاران مشکل بعدی شود ؟

1. عرض شد تبلیغ نمی شود.
2. عرض شد مشکل فرهنگی چنین خانواده هایی ریشه ای است و ربطی به چند همسری ندارد.
در ضمن رعایت احکام شرعی و پایبندی به دین و دیانت را بنده در خانواده های فقیر و به قول شما بی فرهنگ بیشتر دیده ام و دین گریزی و چه بسا دین ستیزی را در خانواده های متمول بیشتر شاهد بودم.
این دلیل نمی شود که چون خانواده های فقیر مشکل فرهنگی بیشتری دارند ( تازه اگر اثبات شود ) تمام افعال آنها را مذموم بدانیم. مثلا اگر نماز می خوانند بگوییم نماز خواندن بد است و قس علی هذا.
و من الله توفیق

دل ارام;491271 نوشت:
بزرگوار انچه ما تا بحال دیدیم و دفاعیات شما از ان شرط فقط رعایت عدالت بود نه بهره مندی مادی کافی

پس نمی شود گفت مردان کم درامد مجوز شرعی ندارند
همچنان که مجوز قانونی هم دارند براین مساله


مجوز شرعی داشتن با توصیه شرعی داشتن فرق دارد. شرع یعنی قانون. در یک قانون باید تمام جوانب در نظر گرفته شود. مانند قصاص که خداوند آن را قانون قرار داد ولی در ادامه اش گفت گذشت به نظر خدا نزدیک تر است. لذا اگر شرع اسلام چند همسری را مجاز دانسته است منتها توصیه ای در این زمینه نکرده و کسی را تشویق به چند همسری نکرده است. بلکه این راه را باز گذاشته که اگر کسانی شرایطش را داشتند منع شرعی نداشته باشند.
دل ارام;491271 نوشت:
ولی خوب چند همسری در میان افراد با سطح پایین فرهنگی جامعه از نظر سواد و درامد رواج دارد

همان طور که عرض شد نماز خواندن هم بیشتر در این خانواده ها رواج دارد. آیا این هم نماد بی فرهنگی است؟
دل ارام;491273 نوشت:
استاد بزرگوار ازادی جنسی در غرب فقط مخصوص قبل از ازدواج است و بعد از ازدواج
هم قانونا و هم عرفا مجاز نیست

فکر نمی کنم اینگونه باشد. آزادی جنسی وجود دارد. حتی با اطلاع همسر.
دل ارام;491273 نوشت:
و در قبل از ازدواج هم چیزی شبیه همین ازدواج موقت خودمان است
و دختر و پسری که توافقا با هم نامزد هستند در طول دوره نامزدی
خیانت را روا نمی دارند و مجاز شمرده نمی شو د و بعد از اینکه رسما اعلام کردند از هم جداشده اند
انگاه دوباره مجوز ازادی دارند

کمی بیشتر در این زمینه تحقیق کنید. اتفاقا چند همسری هم اکنون در غرب دارد رواج پیدا می کند. البته از نوع چند شوهری برای زنان:ok:
نمونه های وجود دارد که با سرچی در نت می توانید بیابید.
و من الله توفیق

دل ارام;491273 نوشت:
و در قبل از ازدواج هم چیزی شبیه همین ازدواج موقت خودمان است
و دختر و پسری که توافقا با هم نامزد هستند در طول دوره نامزدی
خیانت را روا نمی دارند و مجاز شمرده نمی شو د و بعد از اینکه رسما اعلام کردند از هم جداشده اند
انگاه دوباره مجوز ازادی دارند

بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام

شما چقدر به این مطلبی که میگیید مطمئن هستید؟!

بنده از کتب آسیب شناسی روانی و از منابع غربی ، عرض می کنم ، که اصلا اینگونه نیست ! چه بسیار مردان و زنان به اصطلاح متاهل غربی که بنحوهای مختلف با غیر از همسر خود ،خود را ارضاء می کنند!

بگذریم اما درباره چند همسری ، که شرایطی دارد و اگر آن شرایط محیا نبود مسلما اشتباه است مبادرت به همچین کاری....

اما عزیزمن واقعا بنظر شما خداوند فقط ارضای نیاز جنسی را در امر چند همسری مدنظر گرفته؟!

بنده مشاور هستم و از اوضاع زنان بیوه و مطلقه خبر دارم ، می ذانی چقدر تحت فشار هستند و مایل به ازدواج حتی مردی که همسر داشته باشد!

چرا از هیجانات و احساسات خود پیروی می کنیم!

چندهمسری قواعدی دارد که باید رعایت شود و اگر نشود مضر هست اما حکمت هایی در ان هم وجود دارد.

[="#006400"]هوالعالم

در خصوص تعدد زوجات

چیزی که در قرآن داریم
به زبان ساده ما و تعبیری میفرماید
اقای عرب و عجم که اکثرا مجبور یا گرفتار یا مایل به یک جین زوجه هستید
محض رضای خدا و حفظ حد عدل و انصاف به کم اکتفا کنید و لااقل ازین حد گذر نکنید ...

[="#000080"]مطمئنا هیچ جای اسلام قرآنی منو شما امر به شهوترانی نشده !!![/]

ولی باید قبول کنیم که گاها زنان هم مایل به ازدواج همسران خود هستند
حالا یا در اعمال زناشویی و همسرداری و ... کوتاهی میکنند و یا ممکنه اصلا توان همراهی نداشته باشند
و راضی به رضای خدا , خود خواهان چنین امری باشند .
اینجا دیگه شهوترانی معنی نمیده ...
حتی در خیلی موارد داریم که مرد از زن دوم خواسته و طلبی جز پرداختن به امور خانه یا زایمان بچه نداره
و با دلایل انسانی و خداپسندانه بدون افراط و زیاده روی زن دوم میگیره ...

اینکه بگیم هیچ زنی خواهانه ازدواج مرد نیست . خودخواهانه اس !!

[="#000080"]اما در کل مسلما با ارتقا سطج آگاهی , انسان احساس نیاز کمتری پیدا میکنه و همین میل یا لزوم چند همسری رو کمتر خواهد کرد .
که نمیشه گفت این سطح آگاهی بالا یا پایین که نیاز رو بیشتر یا کمتر کرده از جانب زن است یا مرد ...
و نمیشه گفت که چه زمانی از بین میره
و نمیشه گفت که چند همسری همیشه نشان از سطح فکری پایین بوده ...[/]
[/]

[="#000080"]چون حرف از غرب به میون آمده جسارت دخالت به خودم میدم
[/]

نقل قول:
ولی خوب چند همسری در میان افراد با سطح پایین فرهنگی جامعه از نظر سواد و درامد رواج دارد

ت[="#008000"]ا به چی بگیم فرهنگ !
بله یک بنده خدایی با دل ساده و بدون ریا با رعایت تمام اصول و قوانین 2 تا زن میگیره و علنی جار میزنه !!!
و یه بنده خدای به اصطلاح زرنگ 20 تا زن بدون صیغه و مهر و محبت و بدون رعایت حد و حدود و عده و ... گرفته و همه میگن هنوز مجرده !!

بین مشروع و نامشروع فرقی هست .

یکی میلی به خود زنی و تجاوز و متلک پرونی و دور دور کردن نداره
ولی یکی با بی شرمی و بی انصافی تمام از هر راهی که شده نیاز خودشو بر طرف میکنه
مثل همین خود..زنی و ازدواج با همجنس و دیگر موجودات . حتی اشیا ...[/]

حقیر بالاترین بخش فرهنگ غربی رو مرام به تاراج رفته شرق میدونم
که قدرت و قابلیت استفاده صحیح ازین مرام رو ندارند ...

شریعت عقلانی;491350 نوشت:
در جایی که فرهنگ چند همسری وجود دارد مانند مناطق سنی نشین ایران یا کشورهای عربی چند همسری برای خودشان معضل نیست و حتی زنان آنان هم با این مساله کنار آمده اند. پدر بزرگ مادری بنده 3 زن داشت. هیچ وقت نشنیدم زنانشان با هم مشکل داشته باشند.

سلام بر شما

جناب شریعت شما از ظاهر قضاوت نکنید باید پای درد دل ان زنان نشست تا فهمید کنار امده اند یا نه ؟
یا از روی مجبوری خفه شده اند ؟!!

شریعت عقلانی;491350 نوشت:
در ضمن در خانواده هایی که شما می فرمایید مرد با اختیار همسر دوم هزینه یک زندگی کامل را بر خود اضافه نمی کند. چرا که به دلیل همان خانوادگی زندگی کردن همسر دوم فقط و فقط به اندازه یک نفر نان خود هزینه به خانواده تحمیل می کند. در واقع هزینه او از هزینه یک فرزند هم کمتر است. لذا اگر این خانواده ها مشکلات مالی دارند و از فقر رنج می برند و یا مشکل فرهنگی دارند هیچ ربطی به چند همسریشان نیست. مشکل ریشه ای تر از این حرف هاست.

بزرگوار شما ببینید خانواده ای که به قول شما مشکلات ما لی دارد و از فقر رنج می برد ایا با اضافه شدن چند نان خور دیگه مشکلاتشان بیشتر نمی شود ؟
به این می گویند معضل

معضل که من گفتم از همه جهات نه فقط رسم و رسوم
هزینه ای که باید خرج فرزندان و ارتقا تحصیلی انها شود خرج یک زن دیگر و بچه ها یش می شود و این باعث می شود ان خانواده همچنان در فقر مادی و فرهنگی باقی بماند

شریعت عقلانی;491350 نوشت:
این دلیل نمی شود که چون خانواده های فقیر مشکل فرهنگی بیشتری دارند ( تازه اگر اثبات شود ) تمام افعال آنها را مذموم بدانیم. مثلا اگر نماز می خوانند بگوییم نماز خواندن بد است و قس علی هذا.

بزرگوار من اصلا همچنین چیزی نگفتم که تمام افعال انها مذموم است
و همچنین خانواده های متمول افعال مذموم هم دارند

موفق باشید

شریعت عقلانی;491355 نوشت:
فکر نمی کنم اینگونه باشد. آزادی جنسی وجود دارد. حتی با اطلاع همسر.

سلام

دوست گرامی حداقل ده نفر از اقوام نزدیک من در کشورهای غربی سالها در حال زندگی هستند

و مطلبی را که می گویم مستند به تجربه زندگی کردن با فرهنگ انها است نه شنیدن و خواندن کتابها

حتی اگر لازم می دانید برای اینکه باور کنید این مساله رو من حاضرم سوگند هم بخورم
جور دیگه ای نمی تونم صحت حرف خودم رو ثابت کنم و یا اگر مایل هستید یک سر بیاین شهر ما
وقتی انها امدند و از نزدیک با خودشان صحبت کنید

شریعت عقلانی;491355 نوشت:
کمی بیشتر در این زمینه تحقیق کنید. اتفاقا چند همسری هم اکنون در غرب دارد رواج پیدا می کند. البته از نوع چند شوهری برای زنان

بزرگوار گرامی
این مسائلی که شما می فرمایید بصورت پنهانی ممکن است باشد همچنان که در ایران هم وجود دارد
این مساله رو با قانون وعرف خلط نفرمایید

انچه من گفتم قانون و عرف اجتماع هست حالا اگر کسی خیانت می کند اون دیگر قانونی و عرفی نیست
همچنان که در ایران هم خیانت قانونی و عرفی نیست

همره;491356 نوشت:
شما چقدر به این مطلبی که میگیید مطمئن هستید؟!


سلام

صد در صد

همره;491356 نوشت:
بنده از کتب آسیب شناسی روانی و از منابع غربی ، عرض می کنم ، که اصلا اینگونه نیست ! چه بسیار مردان و زنان به اصطلاح متاهل غربی که بنحوهای مختلف با غیر از همسر خود ،خود را ارضاء می کنند!

سرکار همره

شما هم خلط قانون با خیانت کردید از شما بعید بود

اگر کسی پنهانی هزار کار می کند اون دیگر قانون و عرف نیست
همچنان که در ایران خیانت هم وجود دارد ولی قانونی و عرفی نیست
انچه من گفتم قانون و عرف اجتماع بود

همره;491356 نوشت:
بنده مشاور هستم و از اوضاع زنان بیوه و مطلقه خبر دارم ، می ذانی چقدر تحت فشار هستند و مایل به ازدواج حتی مردی که همسر داشته باشد!

بله می دانم ولی به باید راه کار درست و عاقلانه انتخاب شود تا شهوت این زنان باعث خرابی و اسیب دیدن زندگی زن و فرزندانی نشود
انچه برای جامعه باید مهم باشد تربیت درست فرزندان که اینده ساز هستند
باید انها در الویت قرار بگیرند نه دفع شهوت زنان و مردان بیوه

البته این هم باید را کار منطقی و عاقلانه اتخاذ شود

که دوستان اشاره کردند

همره;491356 نوشت:
چندهمسری قواعدی دارد که باید رعایت شود و اگر نشود مضر هست اما حکمت هایی در ان هم وجود دارد.

کاملا حق با شماست مشکل این است که فعلا قانونی برای رعایت قواعد وجود ندارد و از ان سوئ استفاده می شود

دل ارام;491378 نوشت:
جناب شریعت شما از ظاهر قضاوت نکنید باید پای درد دل ان زنان نشست تا فهمید کنار امده اند یا نه ؟
یا از روی مجبوری خفه شده اند ؟!!

بسم الله الرحمن الرحيم

اينكه خانم ها به صورت معمول دوست نداشته باشند همسرشان ازدواج مجدد داشته باشد، مورد قبول است و ما منكر اين قضيه نيستيم. البته موارد زيادي هم وجود دارد كه خانم هايي به دلايل مختلف (از جمله ضعف جسماني) حتي خودشان به همسرشان پيشنهاد ازدواج مجدد مي دهند و يا با اين موضوع مخالفت جدي نمي كنند.

سوال اين است: اگر مردي با وجود شرايط لازم(امكانات مادي و رعايت عدالت) خواست ازدواج مجدد داشته باشد، در اينجا اين مرد را بايد متهم كرد،‌يا زني كه با وجود اينكه همسرش امكانات لازم را براي او فراهم ميكند و از جهت عاطفي نيز به او توجه دارد، در ضورت ازدواج همسرش،‌ زندگي خانوادگي را بهم ميريزد و درخواست طلاق ميكند؟!

خانمي از بستگان ما كه فرزند دار هم نمي شود، شوهرش پس از گذشت بيش از 20 سال زندگي مشترك قصد ازدواج مجدد داشت،‌ اين خانم گفت اگر بخواهي ازدواج كني من طلاق ميگيرم!
آيا چنين فرهنگي مورد رضايت خداوند است؟! آيا چنين رفتارهايي به صلاح جامعه مي باشد؟!

دل ارام;491378 نوشت:
بزرگوار شما ببینید خانواده ای که به قول شما مشکلات ما لی دارد و از فقر رنج می برد ایا با اضافه شدن چند نان خور دیگه مشکلاتشان بیشتر نمی شود ؟
به این می گویند معضل

معضل که من گفتم از همه جهات نه فقط رسم و رسوم
هزینه ای که باید خرج فرزندان و ارتقا تحصیلی انها شود خرج یک زن دیگر و بچه ها یش می شود و این باعث می شود ان خانواده همچنان در فقر مادی و فرهنگی باقی بماند

اگر مردي واقعا قدرت تامين زندگي خانوادگي خود را ندارد و خانواده اش در رنج و زحمت به سر مي برند،‌هيچ انسان عاقلي به او توصيه نمي كند كه اقدام به كاري كند كه خود و خانواده اش را در رنج بيشتري اندازد.

اما آيا وجود همسر دوم اگر موجب شود كه بخشي از امكانات مرد صرف همسر دوم شود، در عين حالي كه به همسر اول و فرزندانش ظلم و ستمي نشود و آنها در مضيقه قرار نگيرند،‌آيا در چنين شرايطي مي توان مرد را به دلايل اقتصادي از ازدواج مجدد منع كرد؟!

اگر چنين باشد از تعدد فرزند نيز بايد جلوگيري كرد! زيرا با آمدن فرزند دوم و سوم بخشي از درآمد پدر صرف ساير فرزندان مي شود و فرزند اول نمي تواند از همه امكانات پدر به تنهايي بهره مند شود.

به نظر مي رسد بايد جوانب مساله را با دقت بيشتري در نظر گرفت و از برخورد احساسي پرهيز كرد.

وقتي خداوند حكمي بيان ميكند و جواز مسالي را با رعايت شرايط آن صادر ميكند، قطعا اصل حكم به خير و صلاح است و اگر در اجرا مشكلاتي وجود دارد،‌بايد آن مشكلات را مرتفع كرد نه اينكه اصل حكم را زير سوال برد.

و من الله التوفيق.

بسم الله الرحمن الرحيم


با تشكر از همه بزرگواراني كه در اين موضوع شركت كردند و با بيان نظرات شان به روشن تر شدن ابعاد بحث كمك كردند.


پيشاپيش فرا رسيدن سال جديد را خدمت همه سروران تبريك عرض ميكنم و از خداوند منان براي شما موفقيت و سلامتي و بهروزي مسالت دارم.

با توجه به اينكه بنده در ايام نوروز در مسافرت هستم و احتمالا امكان حضور در سايت زياد فراهم نباشد،‌ با اجازه شما موقتا اين تاپيك را مي بندم و انشاالله بعد از ايام نوروز دوباره از نظرات و فرمايشات شما بهره مند خواهيم شد.

انشاالله با رعايت كردن حرمت ايام فاطميه(سلام الله عليها) موجبات خوشنودي قلب امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را فراهم آوريم.


عيدتان مبارك. التماس دعا

یاسین;491238 نوشت:
آيا در شان يك زن مسلمان است كه به دليل حكمي كه به مذاق او سازگار نيست و فرهنگ غربي حاكم بر جامعه ما آن را نپذيرفت بايد دين و ايمانش را زير پا بگذارد؟!

فکر نکنم پذیرفتن یا نپذیرفتن چنین موضوعی باعث شود دین و ایمان ما از بین برود
همانطور که مرد اجازه تعدد زوجات دارد فکر کنم اگر زن هم با این مسئله کنار نیاید میتواند طلاق بگیرد وقتی که کسی از نظر روحی روانی در عذاب باشد باید به خاطر شوهرش و اینکه ایمانش را زیر پا نگذارد به اجبار زندگی کند !!!!!!

یاسین;491238 نوشت:
بله در كشورهاي غربي مساله ازدواج مجدد پذيرفته شده نيست،‌اما آزادي روابط جنسي پذيرفته شده است! در آن فرهنگ اينكه مردي ازدواج مجدد كند خيانت محسوب مي شود، اما داشتن دوستي از جنس مخالف و رابطه توافقي خيانت محسوب نمي شود.

والا بنده که از کشورهای غربی خبر ندارم اطلاعات من از انجا فقط در حد گفته های سه نفر که در انجا بودند می باشد من قصد حمایت از غرب را ندارم ولی چنین چیزهایی نگفتند
ولی این صحیح است وقتی درباره حقوق زنان بحث میکنیم شرایط را دوران قبل از اسلام و نیز شرایط زنان در کشورهای غربی را بهانه کنیم

یاسین;491238 نوشت:
آيا ما به عنوان افرادي مسلمان بايد عقائد فمنيستي و فرهنگ غربي را بر حكم خداوند را كه البته واجب هم نيست بلكه جواز آن نيز تحت شرايطي صادر مي شود( كه بحث شد) ترجيح دهيم تا جايي كه حاضر شويم اصل دين مان را نيز رها كنيم؟!

متاسفانه هر زمان که ما در مورد حقوق زنان صحبت کردیم فقط قضیه فمینیست مطرح شد
بنده ربط بین اینکه من نمیتوانم برخی از احکام رو بپذیرم با فمینیست را هرگز متوجه نشدم

این بحث هم مثل بحث های دیگر شد به نظر باید مرد بود تا بتوان این احکام را درک کرد.

یاسین;491396 نوشت:
پيشاپيش فرا رسيدن سال جديد را خدمت همه سروران تبريك عرض ميكنم و از خداوند منان براي شما موفقيت و سلامتي و بهروزي مسالت دارم.

با تشکر از پاسخگویی شما همچنین ما هم فرارسیدن سال جدید را تبریک عرض میکنیم :Gol:

ُSajjad.M;488028 نوشت:
با سلام .
در قرآن گفته شده تا چهار زن میتوانید اختیار کنید اما اگر ترس از عدم رعایت عدالت بین ایشان دارید به یک عدد اکتفا کنید .
این عدالت به چه معناست ؟برخی افراد گفته اند این عدالت همه ابعاد زندگی زناشویی را برمیگیرد و هیچ مردی نمیتواند(یا تعدادی محدودی میتوانند) این کار را انجام دهد در نتیجه در واقع دین اسلام بر پایه همان تک همسری میباشد .
در این مورد اگر لطف کنید توضیحی بدهید ممنون میشم .
همچنین زن و مرد بر گردن دیگری حقی دارند اگر مردی بخواهد زن دیگری بگیرد(در صورتی که زن اولش وظایف همسری خود را بخوبی انجام میدهد) اگر زن اول مخالفت کند و چه بسا ازدواج مجدد این فرد موجب کدورت و اختلاف هم شود آیا باز هم مرد جایز است زن دیگری بگیرد ؟
ممنون

سلام علیکم مؤمن،
در مقابل اینکه گفتید به نظر می‌رسد اسلام بر پایه‌ی تک‌همسری باشد اتفاقاً توجه شما را جلب می‌کنم به اینکه نظر اسلام بر پایه‌ی چندهمسری است و حداقل تعداد همسرها هم ۲ است نه ۱ مگراینکه ضرورتی بر خلاف آن باشد، ترجیح بلا مرجح نداریم و خداوند حکیم در کتاب خود بی‌سبب مطلبی را تقدم و تأخر نداده است:

... فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُ‌بَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً ...
... پس نکاح کنید با آنچه طیب است برای شما از زنان دو تا یا سه‌تا یا چهارتا، پس اگر ترسیدید که عدالت پیشه نکنید پس به یک بسنده کنید...

همانطور که می‌بینید خداوند فرموده است دوتا یا سه‌تا یا چهار زن بگیرید و اگر ترسیدید که عدالت نورزید به یک بسنده کنید، نه اینکه یک یا دو یا سه یا چهار زن بگیرید و یکی البته بهتر است!
در آیه‌ی دیگر که خداوند فرموده است:

وَلَن تَسْتَطِيعُوا أَن تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَ‌صْتُمْ ۖ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُ‌وهَا كَالْمُعَلَّقَةِ ۚ وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورً‌ا رَّ‌حِيمًا
و هرگز نخواهید نوانست که عدالت را بین زنان رعایت نمایید ولو اینکه به این کار حریص هم باشید، پس میل نکنید تماماً به یکی که دیگری بلاتکلیف بماند، و اگر سازش نمایید و پروای خداوند کنید پس همانا خداوند [همیشه] بخشاینده [ی کوتاهی خود و چه بسا جبران کننده‌ی مافات خود] و ریزنده‌ی رحمت خاص [به بندگان با تقوا] بوده است

مشخص است که عدالت از جهت ابراز میل و علاقه ممکن نیست و این را خالق انسان دارد می‌گوید، ریشه‌اش هم می‌تواند انسان بودن انسان باشد (اگر انسان را از ریشه‌ی نَسَیَ بگیریم که آن وقت انسان می‌شود عجین با نسیان و فراموشی و نیازمند تذکر همیشگی، وقتی به یک همسرش توجه دارد از دیگری ممکن است به کل غافل شود، یک نفر ممکن است این غفلت را در روزمرگی‌اش پخش کند و یک نفر دیگر آن را آنقدر بکشد که هفته‌ای یا ماهی یا سالی به آن زن دیگر میلی از خود نشان ندهد چون از خوبیها و ظرافتها و اخلاق و هرچیز دیگری که یک روز او را مجذوب کرده بود غافل مانده است، البته حالت‌های دیگری هم محتمل است که مجال طرحشان نیست). اما در حدیثی آمده که ملحدی همین دو آیه را مستمسک خود قرار داد که اگر خداوند حکیم است چرا اجازه‌ی کاری را داده که خود گفته است امکان ندارد؟ سؤال او را نزد امام معصوم علیه‌السلام بردند و ایشان جواب دادند که عدالت در آیه‌ی اول عدالت در نفقه است، یعنی عدالت اقتصادی. یعنی دقیقاً اگر کسی شلوارش دو تا بشود و بتواند دو همسر را به لحاظ اقتصادی اداره کند این اجازه را دارد.

اینکه برای خانم‌ها قبول چند همسری مشکل است عجیب نیست، اسلام هم منکر آن نیست. در حدیث آمده که در این مورد آنچه برای مرد غیرت شمرده شده و حسن مرد است برای زن حسادت نامیده می‌شود که مذموم است و در مسیر خودسازی هر زنی باید این حسادت را از خود دور کند چنانکه هر مرد و زنی باید رذائل اخلاقی را از خود بزدایند. اخلاق نسبی نیست ولی زن و مرد هم یکی نیستند (البته به قول عالمی از مرتبه‌ی نفس به پایین متفاوت هستند). در احادیث چندین صفت هست که برای مرد خوب است و برای زن بد است یا بالعکس، مثل اینکه مرد باید شجاع باشد و زن ترسو باشد بهتر است (ترس در روابط اجتماعی و نه در دفاع از اعتقادات و ارزش‌ها)، یا اینکه مرد اهل بذل و بخشش باشد و زن خسیس (محافظ مال همسرش باشد)، مثل اینکه مرد باید متواضع باشد و زن متکبر (باز در روابط اجتماعی نه جلوی حق وقتی که به او روی آورد) و ...

در حدیث دیگر از رسول خدا صل‌الله‌علیه‌و‌آله داریم که از دنیای شما چند چیز را برگزیدم، یکی عطر و دیگری زن. در حدیث دیگر از معصوم علیه‌السلام داریم که در هر چیزی اسراف هست مگر در گرفتن همسر که ۴ همسر دائم می‌توان داشت و بدون حد همسر موقت. (البته بشرطها و شروطها هم دارد)

علت اینکه چرا مرد بیش از ۴ همسر دائم نمی‌تواند داشته باشد و تنها رسول خدا استثناء بودند که حتی همین مرز را هم نداشتند (آیه‌ی قرآنی که بعضاً به آن تمسک می‌جویند که برای رسول خدا هم خداوند مرز تعیین کرده است اشتباه فهمیده شده است مگرنه معصوم علیه‌السلام آن را هم رفع‌شبهه کرده‌اند) به خلقت خداوند باز می‌گردد و احتمالاً هیچ مردی ظرفیت بیش از این مقدار همسر دائم را ندارد (باید زندگی کسانی که حرمسرا داشتند را مرور کرد که چه وضعی داشتند، شاید هم کنترل بیش از این تعداد همسر دائم در کنار هم که عداوت و دشمنی بیش از حد بالا نگیرد کار هر کسی نباشد)، اما علت اینکه چرا زنان نمی‌توانند بیش از یک شوهر در آن واحد داشته باشند با مسأله‌ی فقهی عده بعد از جدایی مشخص می‌شود، در واقع «ارث» و «محرم و نامحرم» دو موضوع مهم در فقه هستند که نسبت به خیلی موضوعات دیگر کلیدی می‌باشند (حضرت علی علیه‌السلام وقتی می‌خواستند اهمیت همسایه‌داری را توضیح دهند گفته‌اند که رسول خدا آنچنان بر حق همسایگان تأکید داشتند که گمان کردم برای آنان ارث تعیین خواهند کرد، درباره‌ی محرم و حرمت نزدیکی کردن با او هم درباره‌ی اینکه چرا نوزاد در بدو تولد عاقل نیست امام صادق علیه‌السلام توضیحی مرتبط داده‌اند، اگرچه بحث ازدواج با محارم و ... هم جای تفکر بسیاری دارد) و در صورت اینکه یک زن بیش از چند شوهر همزمان داشته باشد ممکن است از این منظر فساد بزرگی ریشه بگیرد. اگرچه بحث عده اگر اشتباه نکنم از این هم فراتر است، یعنی مثلاً نگویید که می‌شود از بارداری با روش‌هایی ۱۰۰٪ پیشگیری کرد (که البته ۱۰۰٪ با روشهای غیرتخریبی محال است) چون حتی زنان یائسه هم اگر اشتباه نکنم باید عده نگاه دارند. البته نه عده‌ی طلاق ولی مثلاً عده‌ی وفات. تنها بخشی از مسأله‌ی عده مربوط به اثرات زاد و ولدی است و اثرات دیگر آن می‌تواند اثرات روحی باشد، یعنی مثلاً در غم فوت همسر ازدواج نکنید، یا بعد از جدایی از همسر اول که معمولاً انسان به زندگی معمولی برنگشته است ازدواج دیگری نکنید، و به همین صورت می‌شود گفت که زنان خود هم از نظر روحی توان داشتن بیش از یک همسر را در آن واحد ندارند ...، بماند که وقتی بچه‌دار می‌شوند گاهی اگر نیاز اقتصادی نبود همان یک شوهر هم برایشان زیاد می‌بود و تحمل او را هم نداشتند.

بحث بعدی در این عدالت (با توجه به اینکه عدالت یعنی هر چیزی سر جای درست خودش باشد و نه به معنی مساوات) این است که مردان عموماً وقتی بچه‌ی اولشان به دنیا می‌آید به وضوح کم شدن توجه بر روی خود را از طرف همسرشان احساس می‌کنند. این توهم که زنان نیاز به محبت دارند و مردان سرسخت هستند کاملاً غلط است (اگرچه باید گفت عموماً غلط است چون استثناء همیشه وجود دارد). زنان اگرچه ظاهر لطیف‌تر و طبع نازک‌تری دارند و مردان (البته سوای جوانان این دوره که در ظاهر هم شبیه خانم‌ها شده‌اند) در عوض ظاهری خشن‌تر و جدی‌تر و مقاوم‌تر و خلاصه مردانه‌تری دارند، ولی در باطن چه بسا بر خلاف این باشد، مردان بیشتر از خانم‌ها احتیاج به توجه و مراقبت دارند و حتی شایع شده که زنان باید مانند یک بچه‌ی دیگر از بچه‌هایشان آنها را تر و خشک کنند. این حدیث پیامبر صل‌الله‌علیه‌و‌آله که به زنی اگر یک بار بگویی دوستت دارم این حرف تا ابد در ذهن او جای می‌گیرد (البته اگر بعداً عکسش را به او ثابت نکنی) به خوبی طبیعت خانم‌ها را توضیح می‌دهد که خانم‌ها به ابراز علاقه و توجه نیاز دارند اما بسیار کم، آنها اصولاً ساخته شده‌اند برای بذل محبت و روح زندگی نه برای دریافت محبت، همینکه قدردانشان باشی در نهایت رضایت خواهند بود اگرچه این همه کار منزل و بچه‌داری و ... هم در عرف جامعه‌ی ما (نه در اسلام البته!) به گردن این موجودات بسیار عجیب کم‌مصرف و پربازده پر از ظرافت‌های ظاهری و اخلاقی گذارده شده است و خدا وکیلی هم عجب صبر و تحملی خداوند در وجودشان قرار داده است (البته این شامل خانم‌هایی که وارد رقابت با مردها شده‌اند و به جای اوج گیری در تکامل خود به اوج گیری‌های مردانه مشغول شده‌اند نمی‌شود، اگر بشود به مراتب کمتر از کسی است که زن بودن خود را پذیرفته و از آن احساس حقارت نمی‌کند). کار اصلی هر زن در اسلام تربیت انسان و حمایت از شوهر است، نه کار خانه و کار بیرون و حتی بچه‌شیر دادن هم به عهده‌ی او نیست، تنها کار او کار روحانی و روانی است ...
با این اوصاف برمی‌گردیم به اینکه مردی که دو همسر دارد و از هر کدام تعدادی بچه خواهد دید که مجموع دو همسر او شاید مانند یک همسرش در زمانی که فرزندی نداشتند کارکرد داشته باشد، زنان هم در عوض اگرچه طالب محبت و توجه هستند ولی قطعاً آنچه برایشان جذاب‌تر است تأمین بودن به لحاظ اقتصادی است، همان‌چیزی که خداوند مردها را به رعایت عدالت در آن امر فرموده است. خانم‌هایی هستند که شوهرشان از بدهای روزگار است ولی آنقدر بساز هستند که زندگی خودشان و فرزندشان را حاضرند به تنهایی اداره کنند بدون اینکه خلأ عاطفی چندانی داشته باشند، البته از خلأ حمایت مالی و در تعاملات اجتماعی از نداشتن همسری که این کارها را به دست بگیرد رنج خواهند برد. وقتی با بسیاری از روسپی‌ها صحبت نمایید خواهید دید که آنها هم بخاطر رنج اقتصادی حاضر به تن‌فروشی شده‌اند نه مانند مردها بخاطر لذت‌گرایی بی‌قید و بند (البته باز بسیاری از خانم‌ها که از سر شکم‌سیری رو به این کار می‌آورند از این گروه جدا هستند، آنها کارشان بدون شک طغیان است: كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ / أَن رَّ‌آهُ اسْتَغْنَىٰ ).
خلاصه اینکه در حکم خداوند برای چندهمسری هم حکمت هست، هم عدالت هست، و هم انصاف ...

موضوع قفل شده است