جمع بندی چرا شیطان خود مومنین را استثناء میکند ؟

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا شیطان خود مومنین را استثناء میکند ؟

سلام

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ
چرا در اینجا شیطان خود مومنین را استثناء میکند ؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدیقین

سلام به شما پرسشگر گرامی

فتا 1;755067 نوشت:
چرا در اینجا شیطان خود مومنین را استثناء می کند؟
چون خودش هم می دانست نمی تواند بر این دسته، سلطه ای بیابد و اینها به وسوسه زرق و برق دنیا، فریبش را نخواهند خورد و هرگز پای در بیراهه گمراهی نخواهند گذاشت:

قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ
إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ
إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعينَ
لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ (حجر، 39 تا 44)

گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمين در نظر آنها زينت مى‏ دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت
مگر بندگان مخلصت را»
فرمود: «اين راه مستقيمى است كه بر عهده من است
كه بر بندگانم تسلّط نخواهى يافت مگر گمراهانى كه از تو پيروى مى‏ كنند
و دوزخ، ميعادگاه همه آنهاست
هفت در دارد و براى هر درى، گروه معيّنى از آنها تقسيم شده‏ اند



آیه 42 که می فرماید: «إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ»، پاسخ را به صورت مستدل بیان کرده و فرموده: اگر کسی در مسیر عبودیت و بندگی خدای متعال قدم گذاشت، از گمراهی رهایی یافته و با تبعیت از فرامین الهی، به وساوس شیطانی پشت پا خواهد زد و به این ترتیب، خود را در کهف حصین و مأمن امن الهی پناه داده و از خطرات و گمراهی ها حفظ و بیمه کرده است، اما اگر کسی به ولایت حق تعالی و پذیرش فرامین او رضا نداد و این مسیر مستقیم عبودیت را رها کرد و پای در بیراهه گمراهی نهاد، ابلیس لعین راهنمایش گشته و او را به تبعیت و پیروی از خود فرا می خواند و سرانجام، آن نگون‌بخت را به دارالبوار دوزخ رهنمون ساخته و حسرتی همیشگی و داغی ابدی، به دل او خواهد گذاشت!

با سلام به دوستان با ایمان و مذهبی پاسخ به این موضوع : چرا شیطان خود مومنین را استثناء میکند ؟

مثل شیطان، مثل مگس است. می دانیم که هر اندازه بدن و اعضای بدن و محیط زندگی انسان، به ناپاکی آلوده باشد، و بهداشت محیط مراعات نشود، مگس بیشتر هجوم میآورد و باعث ایجاد امراض گوناگون، برای انسان میشود. و در مقابل، هر چقدر بهداشت، بیشتر مراعات شود و بدن و محیط زندگی تمیزتر باشد، اذیت و آزار پشه و مگس کمتر است.
شیطان نیز چنین است. هر اندازه روح و جان انسان آلودهتر باشد، شیطان بیشتر تلاش میکند تا از آلودگی روح انسان استفاده کرده و امراض گوناگون نفسانی را برای انسان به وجود آورد و در مقابل، روح انسان، هر اندازه پاکیزهتر باشد، در برابر شرارتهای شیطان، بیشتر میتواند مقاومت کند. بنابراین یکی از بهترین راههای غلبه بر شیطان، پاکیزه نگاه داشتن روح است و اخلاص، یکی از راههای تأمین طهارت روح انسان است و چون شیطان خود اعتراف کرده که بر افراد خالص نمیتواند نفوذ کند، لذا در قرآن کریم از شیطان چنین نقل شده است: فبعزتک لاغوینّهم اجمعین ـ الا عبادک منهم المخلصین یعنی به عزت تو سوگند میخورم که البته همه را گمراه میکنم، جز بندگان پاک شده و خالص شدة تو را .
از این آیه به خوبی معلوم میشود که از راه کسب اخلاص، انسان می تواند به شیطان غلبه کند. لذا عارف بزرگ، حضرت امام خمینی نیز در این باره میگوید: شیطان، سگ درگاه خداست. اگر کسی با خدا آشنا باشد، به او عوعو نکند و او را اذیت نکند، پس اگر دیدی شیطان با تو سروکار دارد، بدان کارهایت از روی اخلاص نیست و برای خدا نیست
===============================
با تشکر ازکارشناس پاسخگوی انجمن تفسیر قرآن و حدیث ( صدیفین )

سلام

اما ابلیس خود از مومنان مخلص بود شش هزار سال خدا را عبادت کرده بود تا به حدی که به مقام ملائکه رسیده بود و هیچ شیطانی هم نبود تا اورا بفریبد یعنی نیازی نیست تا بندگان مخلص را شیطان بفریبد تنها کافیست تا کبر انان را فراگیرد .

عکس روي تو چو در آينه جام افتاد
عارف از خنده مي در طمع خام افتاد

حسن روي تو به يک جلوه که در آينه کرد
اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد

فتا 1;755654 نوشت:
ما ابلیس خود از مومنان مخلص بود شش هزار سال خدا را عبادت کرده بود تا به حدی که به مقام ملائکه رسیده بود و هیچ شیطانی هم نبود تا اورا بفریبد یعنی نیازی نیست تا بندگان مخلص را شیطان بفریبد تنها کافیست تا کبر انان را فراگیرد .

سلام
سوال قابل توجهیه.
فکر میکنم جوابش با دقت در معنای مخلص و ویژگی های اون روشن بشه.
ممنون میشم اگر استاد بزرگوار به این نکته هم در ضمن جواب سوال بپردازند که مفهوم دقیق مخلص چیه.

به علاوه، فلسفه اینکه چرا شیطان به این ناتوانی خود "تصریح کرده" هم هنوز روشن نیست. یعنی اگر بپذیریم که شیطان واقعا در برابر مخلصین ناتوان هست، یک سوال دیگر باقی است اون هم اینکه چرا در اون موقعیت به ضعف خود تصریح کرده؟

ذره بین;757985 نوشت:
سلام
سوال قابل توجهیه.
فکر میکنم جوابش با دقت در معنای مخلص و ویژگی های اون روشن بشه.
ممنون میشم اگر استاد بزرگوار به این نکته هم در ضمن جواب سوال بپردازند که مفهوم دقیق مخلص چیه.

به علاوه، فلسفه اینکه چرا شیطان به این ناتوانی خود "تصریح کرده" هم هنوز روشن نیست. یعنی اگر بپذیریم که شیطان واقعا در برابر مخلصین ناتوان هست، یک سوال دیگر باقی است اون هم اینکه چرا در اون موقعیت به ضعف خود تصریح کرده؟

سلام

البته اگر به عرایض بنده توجه بفرمایید بنده عرض نکردم شیطان اظهار عجز میکند بلکه شیطان نیازی نمیبیند گرچه عاجز هم هست ولی دلیلی ندارد که تلاشش را هم نکند بلکه چون خود مخلص بوده و بدون اینکه کسی او را بفریبد گمراه شده نیازی نمیبیند که در این رابطه تلاشی بکند .
اما خلوص در مقابل خدا با ان خلوصی که در فرهنگ لغت معنی شده تفاوت میکند یعنی هیچ کس حتی علی (ع) نیز در مقابل نفسش ایمن نیست بهمین دلیل است که زمانی که شمشیر ابن ملجم ملعون بر فرق مبارکشان اثابت میکند میفرمایند بخدای کعبه که رستگار شدم یعنی قبل از ان این ایمنی را نداشته چون بدترین افت انسان ایمن دانستن خود در مقابل گناه است .

نقل قول:
اما ابلیس خود از مومنان مخلص بود شش هزار سال خدا را عبادت کرده بود تا به حدی که به مقام ملائکه رسیده بود و هیچ شیطانی هم نبود تا اورا بفریبد یعنی نیازی نیست تا بندگان مخلص را شیطان بفریبد تنها کافیست تا کبر انان را فراگیرد .

سلام

قرآن میگه ابلیس کافر بود ... یعنی از اول هم کافر بود ... و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس ابی واستکبر و کان من الکافرین... نمیگه "شد" میگه "بود" .. پس خالص نبوده و از همون ابتدا نیت خاصی داشته .. اما کفرش بعدا ظاهر شد ...

مخلص کسیه که در دل هم خلوص داره ..

قبل از خلقت آدم که خدا طائفه جن را خلق نمود؛ این ها در زمین فساد می کردند. ملائکه مأمور شدند؛ بسیاری از مرتدان جن را که شیاطین باشند؛ هلاک کردند و شیطان را که رئیس آن ها بود؛ اسیر کردند و بردند در آسمان. دید ملائکه مقام قربی دارند و دائماً مشغول عبادت هستند. به طمع این که مقام آنها را حیازت کند؛ مشغول، عبادت شد. حتی خواست بر آن ها پیشی بگیرد. چون کفر او ظاهر شد؛ خطاب «فَاخْرُجْ مِنْها» رسید (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏11، ص، 276.)

مشک;758232 نوشت:
سلام

قرآن میگه ابلیس کافر بود ... یعنی از اول هم کافر بود ... و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس ابی واستکبر و کان من الکافرین... نمیگه "شد" میگه "بود" .. پس خالص نبوده و از همون ابتدا نیت خاصی داشته .. اما کفرش بعدا ظاهر شد ...

مخلص کسیه که در دل هم خلوص داره ..

قبل از خلقت آدم که خدا طائفه جن را خلق نمود؛ این ها در زمین فساد می کردند. ملائکه مأمور شدند؛ بسیاری از مرتدان جن را که شیاطین باشند؛ هلاک کردند و شیطان را که رئیس آن ها بود؛ اسیر کردند و بردند در آسمان. دید ملائکه مقام قربی دارند و دائماً مشغول عبادت هستند. به طمع این که مقام آنها را حیازت کند؛ مشغول، عبادت شد. حتی خواست بر آن ها پیشی بگیرد. چون کفر او ظاهر شد؛ خطاب «فَاخْرُجْ مِنْها» رسید (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏11، ص، 276.)

سلام

اما ابلیس ملک شده بود چگونه ممکن است کسی مخلص نباشد و به مقام ملائکه برسد بلعم باعور مستجاب الدعوه بود چگونه ممکن است کسی خالص نباشد و مستحاب الدعوه شود ایجا خلوص شرط نیست اینجا کنترل بر نفس شرط است و از همه بیشتر انکه نعمتی به اهدا شده است در خطر است . کفر شیطان کفر خفی است کفر اشکار نیست یعنی خود هم نمیدانسته کافر است .

وَاتْلُ عَلَیهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَینَاهُ آیاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ«الأعراف/175»
و خبر آن کس را که آیات خود را به او داده بودیم برای آنان بخوان که از آن عاری گشت آنگاه شیطان او را دنبال کرد و از گمراهان شد

دقت کنید در اینجا این بلعم نیست که مرید شیطان میشود بلکه این شیطان است که پیروی بلعم را میکند و مرید او میشود !

فتا 1;758262 نوشت:
سلام

اما ابلیس ملک شده بود چگونه ممکن است کسی مخلص نباشد و به مقام ملائکه برسد بلعم باعور مستجاب الدعوه بود چگونه ممکن است کسی خالص نباشد و مستحاب الدعوه شود ایجا خلوص شرط نیست اینجا کنترل بر نفس شرط است و از همه بیشتر انکه نعمتی به اهدا شده است در خطر است . کفر شیطان کفر خفی است کفر اشکار نیست یعنی خود هم نمیدانسته کافر است .

وَاتْلُ عَلَیهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَینَاهُ آیاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ«الأعراف/175»
و خبر آن کس را که آیات خود را به او داده بودیم برای آنان بخوان که از آن عاری گشت آنگاه شیطان او را دنبال کرد و از گمراهان شد

دقت کنید در اینجا این بلعم نیست که مرید شیطان میشود بلکه این شیطان است که پیروی بلعم را میکند و مرید او میشود !

سلام

بنده فکر میکنم اینجا در ترجمه اینطوری باید گفت که " پس شيطان او را دنبال كرد و او عاقبت از گمراهان گرديد " یا "شيطان در پى او افتاد پس از گمراهان شد " اینجا منظور از دنبال کردن ، مرید شدن نیست منظور در کمین نشستن برای وسوسه و از راه بدر کردنش هست ! اگر اشتباه نکنم !!

احتمالا میشه اینطور برداشت کرد که انسان در دل و یا فکر هر چیزی هم که داشته باشه ، تازمانیکه عملیش نکرده وسرکوبش میکنه ، اعمالش رو بطور عام تحت تاثیر قرار نمیده اما این به این معنی نیست که مخلصه ...

خدا قوانینی داره .. مثل اینکه بگیم چرا به کافر نعمت و مال میده ! خب تلاش کرده و فکرشو بکار انداخته و مشمول قوانین دودوتاچهارتای خدایی میشه و رزقش رو بهش میدن ... اگر از قوانینی که برای پیمودن یک راه در نظر گرفته شده تبعیت کنیم به چیزی که مقصد راه مشخص کرده میرسیم .. حتما مخلص بودن مقامی خاص و والاتر از اینهاست .. گرچه همیشه باید در بیم و امید بسر برد تا مراقبه کرد ..

مخلص بودن مثل اینه که انسان آتویی نداشته باشه که شیطان بخواد نخشو بگیره و نخ کشش کنه ...


«و اتل علیهم نبأ الذى ءاتیناه ءایاتنا فانسلخ منها فأتبعه الشیطن فکان من الغاوین* و لو شئنا لرفعناه بها و لکنه أخلد إلى الأرض و اتبع هواه فمثله کمثل الکلب إن تحمل علیه یلهث أو تترکه یلهث ذلک مثل القوم الذین کذبوا ب آیاتنا فاقصص القصص لعلهم یتفکرون؛ و خبر آن کس (بلعم باعورا) را که آیات خویش (اجابت دعا) را به او داده بودیم برایشان بخوان که از آن عارى گشت، و شیطان در پى او افتاد پس از گمراهان شد. و اگر می‎خواستیم مقام او (بلعم باعورا) را با این آیات و علوم و دانشها بالا می‎بردیم، اما اجبار بر خلاف سنت ما است، او را به حال خود رها کردیم، و او به پستی گرایید و از هوای نفس پیروی کرد، مثل او همچون سگ (هار) است، اگر به او حمله کنی دهانش را باز و زبانش را بیرون می‎آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری باز همین کار را می‎کند (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‎شود) این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند، این داستان‎ها را (برای آنها) بازگو کن شاید بیندیشند و بیدار شوند.»

از تعبیر "فأتبعه الشیطان" چنین استفاده مى شود که در آغاز شیطان تقریبا از او قطع امید کرده بود، چرا که او کاملا در مسیر حق قرار داشت، اما پس از انحراف مزبور، شیطان به سرعت او را تعقیب کرد و به او رسید و بر سر راهش نشست و به وسوسه گرى پرداخت، و سرانجام او را در صف گمراهان و شقاوتمندان قرار داد.

...

خدا عاقبت بخیرمون کنه !! :Ghamgin:

مشک;758314 نوشت:
سلام

بنده فکر میکنم اینجا در ترجمه اینطوری باید گفت که " پس شيطان او را دنبال كرد و او عاقبت از گمراهان گرديد " یا "شيطان در پى او افتاد پس از گمراهان شد " اینجا منظور از دنبال کردن ، مرید شدن نیست منظور در کمین نشستن برای وسوسه و از راه بدر کردنش هست ! اگر اشتباه نکنم !!

احتمالا میشه اینطور برداشت کرد که انسان در دل و یا فکر هر چیزی هم که داشته باشه ، تازمانیکه عملیش نکرده وسرکوبش میکنه ، اعمالش رو بطور عام تحت تاثیر قرار نمیده اما این به این معنی نیست که مخلصه ...

خدا قوانینی داره .. مثل اینکه بگیم چرا به کافر نعمت و مال میده ! خب تلاش کرده و فکرشو بکار انداخته و مشمول قوانین دودوتاچهارتای خدایی میشه و رزقش رو بهش میدن ... اگر از قوانینی که برای پیمودن یک راه در نظر گرفته شده تبعیت کنیم به چیزی که مقصد راه مشخص کرده میرسیم .. حتما مخلص بودن مقامی خاص و والاتر از اینهاست .. گرچه همیشه باید در بیم و امید بسر برد تا مراقبه کرد ..

مخلص بودن مثل اینه که انسان آتویی نداشته باشه که شیطان بخواد نخشو بگیره و نخ کشش کنه ...

«و اتل علیهم نبأ الذى ءاتیناه ءایاتنا فانسلخ منها فأتبعه الشیطن فکان من الغاوین* و لو شئنا لرفعناه بها و لکنه أخلد إلى الأرض و اتبع هواه فمثله کمثل الکلب إن تحمل علیه یلهث أو تترکه یلهث ذلک مثل القوم الذین کذبوا ب آیاتنا فاقصص القصص لعلهم یتفکرون؛ و خبر آن کس (بلعم باعورا) را که آیات خویش (اجابت دعا) را به او داده بودیم برایشان بخوان که از آن عارى گشت، و شیطان در پى او افتاد پس از گمراهان شد. و اگر می‎خواستیم مقام او (بلعم باعورا) را با این آیات و علوم و دانشها بالا می‎بردیم، اما اجبار بر خلاف سنت ما است، او را به حال خود رها کردیم، و او به پستی گرایید و از هوای نفس پیروی کرد، مثل او همچون سگ (هار) است، اگر به او حمله کنی دهانش را باز و زبانش را بیرون می‎آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری باز همین کار را می‎کند (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‎شود) این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند، این داستان‎ها را (برای آنها) بازگو کن شاید بیندیشند و بیدار شوند.»

از تعبیر "فأتبعه الشیطان" چنین استفاده مى شود که در آغاز شیطان تقریبا از او قطع امید کرده بود، چرا که او کاملا در مسیر حق قرار داشت، اما پس از انحراف مزبور، شیطان به سرعت او را تعقیب کرد و به او رسید و بر سر راهش نشست و به وسوسه گرى پرداخت، و سرانجام او را در صف گمراهان و شقاوتمندان قرار داد.

...

خدا عاقبت بخیرمون کنه !!

سلام

دقت فرمایید در آغاز میفرماید خود را از ان تهی کرد یعنی چیزی داشت که انرا خود رها کرد یعنی نفسش خلوص اورا ازو گرفت یعنی اینجا نه شیطان بلکه نفسش اورا فریب میدهد و سپس میفرماد شیطان از او تبعیت کرد نمیفرماید بدنبالش افتاد میگوید از او تبعیت کرد شاید بهتر است ترجمه کنیم ابلیس هم به همین گونه گمراه شده بود چون کلمه کان اینجا هم بکار رفته است .

موضوع قفل شده است