چرا در رابطه با خدا و دعا باید اهل بیت را واسطه قرار داد؟

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نقل قول:
اگر قرار است كسي واسطه گردد. بايد آن كس حرف شما را بشنود و دعاي شما را بشنود. حال اين سوال باقي است آيا آنهايي كه از اين دنيا ميروند (مرگ) هنوز ميشنوند؟ مي بينند؟ قدرت برآورده كردن حاجات را براي ما دارند؟ نظر قرآن در اين مورد چيست؟

با سلام

خدای سبحان در سوره منافقون ، آيۀ 5 مي‌فرمايد :

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ .

آيا وهابي‌ها اين آيه را در قرآن مي‌خوانند يا نمي‌خوانند ؟ وقتي به منافقين مي‌گويند كه بياييد تا پيامبر براي شما استغفار كند ، سرشان را برمي‌گردانند .

اين خيلي صراحت دارد و واضح و روشن است . مي‌گويد كه پيامبر براي آن‌ها استغفار كند . قضيه حضرت يعقوب كاملاً صراحت دارد .

بنص قرآن کریم ، حتی فرشتگان نیز برای مومنین دعا وطلب غفران میکنند .

موقعي كه انسان را در قبر مي‌گذارند و اطرافياناو از كنار آدم مي‌روند ، آن‌ مرده حتي صداي پاي دوستانش را مي‌شنود .

اصلا بحث اولياء و انبياء هم نيست . هر مرده‌اي را كه در قبر مي‌گذارند ، او اين اندازه ادراك دارد كه صداي پاي افراد را هم مي‌شنود .

و در بسياري از كتاب‌هاي اهل سنت اين روايت هست كه :
من صلى علي عند قبري سمعته ومن صلى علي نائيا بلغته .
هر كس در كنار قبر من بر من صلوات بفرستد ، من مي‌شنوم .

فتح الباري - ابن حجر - ج 6 - ص 352 و شرح سنن النسائي - جلال الدين السيوطي - ج 4 - ص 110 و تخريج الأحاديث والآثار - الزيلعي - ج 3 - ص 135 و عون المعبود - العظيم آبادي - ج 6 - ص 21 و الجامع الصغير - جلال الدين السيوطي - ج 2 - ص 618 و كنز العمال - المتقي الهندي - ج 1 - ص 492 و تذكرة الموضوعات - الفتني - ص 90 و فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي - ج 6 - ص 220 و تفسير ابن كثير - ابن كثير - ج 3 - ص 523 و الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 5 - ص 219 و تاريخ بغداد - الخطيب البغدادي - ج 4 - ص 59 و ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 4 - ص 33 .

اما فلسفه توسل :

عن الاصبغ بن نباته قال: كنت جالسا عند
أمير المؤمنين عليه السلام فجاءه ابن الكوا فقال: يا أمير المؤمنين قول الله عزوجل
(4): (وليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها ولكن البر من اتقى وأتوا البيوت من
أبوابها (5)) فقال: نحن البيوت التي أمر الله أن تؤتى من أبوابها نحن باب الله
وبيوته التي يؤتى منه، فمن بايعنا وأقر بولايتنا فقد أتى البيوت من أبوابها (6) ومن
خالفنا و

فضل علينا غيرنا فقد أتى البيوت من ظهورها
_____________________
(1) في نسخة: هؤلاء شيعتنا واخواننا. (2) تفسير القمى 216 - 217 والايات في الاعراف
46 - 49. (3) انوار التنزيل 1: 424 (4) في المصدر: من البيوت في قول الله عزوجل.
(5) البقرة: 189. (6) سقط عن نسخة امين الضرب قوله نحن باب الله إلى هنا. بحار الأنوار / جزء 24 / صفحة[249]

اختصاص ، بصائر ، : الحسين بن محمد عن المعلى عن محمد بن جمهور عن عبد الله بن عبد
الرحمان عن الهيثم بن واقد عن مقرن قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: جاء
ابن الكواء إلى أمير المؤمنين عليه السلام فقال: يا أمير المؤمنين: (وعلى الاعراف
رجال يعرفون كلا بسيماهم) فقال: نحن الاعراف، نعرف أنصارنا بسيماهم، ونحن الاعراف
الذين لايعرف الله عزوجل إلا بسبيل معرفتنا، ونحن الاعراف يعرفنا الله عز وجل يوم
القيامة على الصراط (2)، فلا يدخل الجنة إلا من عرفنا، ونحن عرفناه، ولا يدخل النار
إلا من أنكرنا وأنكرناه، إن الله لو شاء لعرف العباد نفسه، ولكن جعلنا أبوابه وصراط
وسبيله والوجه الذي يؤتى منه، فمن عدل عن ولايتنا أو فضل علينا غيرنا فإنهم عن
الصراط لناكبون،

بنابراین خداوند متعال خواسته ودوست داشته که اولیایی برای مردم معرفی کند تا مردم از طریق راهنمایی وهدایت آنان به کمال برسند : انما ولیکم الله ورسوله والذین ....

بقول حافظ عارف :

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ،،،ظلمات است بترس از خطر گمراهی

بزبان فارسی مطالب جامع در باره توسل از قرآن وسنت :

http://hojjah.googlepages.com/tavasol1.zip

iman2010;74764 نوشت:
در مورد آياتي كه خواستيد لطفا فعلا به چند مورد زير نگاه كنيد:
سوره نحل/ آيات 20-21
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
﴿۲۰﴾ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ﴿۲۱﴾
سوره فاطر/ 13-14
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ﴿۱۳﴾ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ﴿۱۴﴾البته آيات ديگري هم هستند. ولي براي شلوغ نشدن سرنگار بهتر است به همين دو مورد اكتفا كنيم.


با سلام در مورد همین دوآیه

1- نظر مفسرین اهل سنت چیست؟
2- مراد از تدعون چیست؟
3- سیاق آیات در مورد چه کسانی است؟
جواب این سه مورد رابیان کنید تا به موارد دیگر برسیم.
متشکرم

محمد;517 نوشت:
چرا در رابطه با خدا و دعا باید اهل بیت را واسطه قرار داد؟

با سلام خدمت همه دوستان برای مشروعیت توسل ما آیاتی از قران دال بر جواز بلکه امر به توسل داریم و می توان گفت توسل نه تنها جایز است بلکه مورد توجه قرآن بوده وبه ان امر می کند از جمله آیات ،این آیه است خداوند در سوره المائدة (5): آيه 35 می فرماید :"يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ "ترجمه:"اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پرهيزگارى پيشه كنيد و وسيله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد".چون در تفسیر این آیه مطالب قشنگی بود بنده متن تفسیر نمونه از آیت الله مکارم را برای استفاده عزیزان نقل می کنم :
حقيقت توسل
در اين آيه روى سخن به افراد با ايمان است و به آنها سه دستور براى رستگار شدن داده شده:
نخست مى‏گويد:" اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد: تقوا و پرهيزگارى پيشه كنيد.
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ).
سپس دستور مى‏دهد كه" وسيله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد" (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ).
و سرانجام" دستور به جهاد در راه خدا مى‏دهد". تفسير نمونه، ج‏4، ص: 364
(وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ).
و نتيجه همه آنها اين است كه" در مسير رستگارى قرار گيريد".
(لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).
موضوع مهمى كه در اين آيه بايد مورد بحث قرار گيرد دستورى است كه در باره انتخاب" وسيله" در اين آيه به افراد با ايمان داده شده است.
" وسيله" در اصل به معنى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى‏شود مى‏باشد.
بنا بر اين وسيله در آيه فوق معنى بسيار وسيعى دارد و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مى‏شود شامل مى‏گردد كه مهمترين آنها ايمان به خدا و پيامبر اكرم ص و جهاد و عبادات همچون نماز و زكات و روزه و زيارت خانه خدا و همچنين صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاقهاى پنهانى و آشكار و همچنين هر كار نيك و خير مى‏باشد. همانطور كه على ع در" نهج البلاغه" فرموده است:
" ان افضل ما توسل به المتوسلون الى اللَّه سبحانه و تعالى الايمان به و برسوله و الجهاد فى سبيله فانه ذروة الاسلام، و كلمة الاخلاص فانها الفطرة و اقام الصلاة فانها الملة، و ايتاء الزكاة فانها فريضة واجبة و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب و حج البيت و اعتماره فانهما ينفيان الفقر و يرحضان الذنب، و صلة الرحم فانها مثراة فى المال و منساة فى الاجل، و صدقة السر فانها تكفر الخطيئة و صدقة العلانية فانها تدفع ميتة السوء و صنائع المعروف فانها تقى مصارع الهوان.
." يعنى:" بهترين چيزى كه به وسيله آن مى‏توان به خدا نزديك شد ايمان به خدا و پيامبر او و جهاد در راه خدا است كه قله كوهسار اسلام است، و همچنين جمله اخلاص (لا اله الا اللَّه) كه همان فطرت توحيد است، و بر پا داشتن نماز كه آئين اسلام است، و زكاة كه فريضه واجبه است، و روزه ماه تفسير نمونه، ج‏4، ص: 365
رمضان كه سپرى است در برابر گناه و كيفرهاى الهى، و حج و عمره كه فقر و پريشانى را دور مى‏كند و گناهان را مى‏شويد، و صله رحم كه ثروت را زياد و عمر را طولانى مى‏كند، انفاقهاى پنهانى كه جبران گناهان مى‏نمايد و انفاق آشكار كه مرگهاى ناگوار و بد را دور مى‏سازد و كارهاى نيك كه انسان را از سقوط نجات مى‏دهد «1».
و نيز شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق صريح قرآن باعث تقرب به پروردگار مى‏گردد، در مفهوم وسيع توسل داخل است، و همچنين پيروى از پيامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها زيرا همه اينها موجب نزديكى به ساحت قدس پروردگار مى‏باشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پيامبران و امامان و صالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان مى‏باشد جزء اين مفهوم وسيع است.
و آنها كه آيه فوق را به بعضى از اين مفاهيم اختصاص داده‏اند در حقيقت هيچگونه دليلى بر اين تخصيص ندارند، زيرا همانطور كه گفتيم" وسيله" در مفهوم لغويش به معنى هر چيزى است كه باعث تقرب مى‏گردد.
لازم به تذكر است كه هرگز منظور اين نيست چيزى را از شخص پيامبر يا امام مستقلا تقاضا كنند، بلكه منظور اين است با اعمال صالح يا پيروى از پيامبر و امام، يا شفاعت آنان و يا سوگند دادن خداوند به مقام و مكتب آنها (كه خود يك نوع احترام و اهتمام به موقعيت آنها و يك نوع عبادت است) از خداوند چيزى را بخواهند اين معنى نه بوى شرك مى‏دهد و نه بر خلاف آيات ديگر قرآن است و نه از عموم آيه فوق بيرون مى‏باشد. (دقت كنيد)
__________________________________________________
(1) نهج البلاغه خطبه 110.
تفسير نمونه، ج‏4، ص: 366
قرآن و توسل
از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده ميشود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او، به هيچوجه ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد، در آيه 64 سوره نساء مى‏خوانيم:
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً:
" اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى‏آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى‏كردند و تو نيز براى آنها طلب عفو مى‏كردى، خدا را توبه‏پذير و رحيم مى‏يافتند".
و نيز در آيه 97 سوره يوسف مى‏خوانيم كه: برادران يوسف از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا را پذيرفت.
در آيه 114 سوره توبه نيز موضوع استغفار ابراهيم در مورد پدرش آمده كه تاثير دعاى پيامبران را در باره ديگران تاييد مى‏كند و همچنين در آيات متعدد ديگر قرآن اين موضوع منعكس است
روایات اسلامی وتوسل
از روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل تسنن در دست داريم، نيز به خوبى استفاده مى‏شود كه توسل به آن معنى كه در بالا گفتيم هيچگونه اشكالى ندارد، بلكه كار خوبى محسوب مى‏شود، اين روايات بسيار فراوان است و در كتب زيادى نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها كه در كتب تفسير نمونه، ج‏4، ص: 367
معروف اهل تسنن مى‏باشد اشاره مى‏كنيم:
1- در كتاب" وفاء الوفاء" تاليف دانشمند معروف سنى" سمهودى" چنين مى‏خوانيم كه: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر ص و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخيز، سپس روايت معروف توسل آدم را به پيامبر اسلام ص از عمر بن خطاب نقل كرده كه: آدم روى اطلاعى كه از آفرينش پيامبر اسلام در آينده داشت به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد:
" يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لى" «1».
" خداوندا به حق محمد ص از تو تقاضا مى‏كنم كه مرا ببخش.1
(1)-ناصر مکارم شیرازی،تفسیر نمونه ،دارالکتب الاسلامیه ،تهران ،1374،

باسلام
برادر کاملا مشخص است که شما در زمینه ی تفسیر کار نفرمودید و به معنای ظاهری بسنده فرمودید
اما آیات سوره ی نحل : تمام مفسران شیعه و سنی خطاب این آیات و آیات مشابه را (...من دون الله...) به مشرکین و کسانی که از بت ها استغاثه کرده اند میدانند و کسی غیر از این نگفته ( وهم یخلقون ... یعنی به دست بشر به این صورت خلق شده اند و یا .. اموات غیر احیاء .. هیچ زمان زنده نبوده اند .. در حالیکه امامان ما مظهر ..قتلوا فی سبیل الله ..هستند که ..بل احیاء عند ربهم ..)
اما آیات سوره ی فاطر : خود آیه میفرماید ... مایملکون من قمطیر.. مالک پوست خرما هم نیستند.. اشاره دارد به سلب هر گونه ملکیت و اختیار که نشانه ی بتهاست نه انسانها که حتی مرده ی آنها نیز حد اقل مالک کفن و قبر خود و حتی قسمتی از اموال بجا مانده ی خود هستند که میتوانند وصیت به آنها کنند!
اما اینکه آیا آنها ما را میبینند و یا صدای ما را میشنوند علاوه بر روایات بسیار زیادی که در این باره آمده از طریقین حتی ادیان دیگر نیز بر این باورند و این جای هیچ انکاری باقی نمیگذارد وانگهی عقل نیز حکم می کند که واضح است کسی که اشراف بر عالم معنا دارد و بر حقایق آگاه شده است بر وقایع و اتفاقات در حال رخ دادن نیز آگاه است و اشراف دارد چرا که آنها هم یکی از حقایق موجودند مانند صدا زدن ما یا اعمال ما ... اما اینکه آیا میتوانند حاجات ما را برآورند باید بگویم کسی قائل به این نیست که آنها بدون واسطه و شخصا حاجات ما را برآورده میکنند بلکه ما آنها را واسطه ی فیض و شفیعان به درگاه خدا میدانیم و معتقدیم که خداوند به واسطه ی آنها به ما حتی روزی میدهد کما اینکه در روایات در مورد آقا امام زمان عج داریم که ..به رزق الوری.. به واسطه ی او روزی داده میشود... پس ما آنها را واسطه میدانیم و آبرومند و بقول خودمانی پارتی !!!! نه اینکه بگوییم بدون اذن خداوند کسی بتواند حاجت برآورده کند.
والسلام علی من اتبع الهدی

iman2010;74753 نوشت:

ا[="green"][="4"]گر قرار است كسي واسطه گردد. بايد آن كس حرف شما را بشنود و دعاي شما را بشنود. حال اين سوال باقي است آيا آنهايي كه از اين دنيا ميروند (مرگ) هنوز ميشنوند؟ مي بينند؟ قدرت برآورده كردن حاجات را براي ما دارند؟ نظر قرآن در اين مورد چيست؟


البته این نظر که مردگان نمیشنوند ممکن است مربوط به مردگانی باشد که در راه خدا کشته نشده و یا از افراد صاحب نفس نیستند (ممکن است). ولی نه مربوط به شهدا همچنان که خداوند متعال در قرآن می فرمایند: ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون (سوره 3 آیه 169) هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند (۱۶۹)
لذا دلیل ایچنین است که میبینیم در احادیث به سخن گفتن پیامبر (ص) با مردگان (در جنگ و در راه خدا یعنی شهدا) اشاره شده. در مورد ایمه اطهار (ع) نیز میدانیم که این بزرگواران همگی الا امام عصر (عج) در راه خدا و حفظ دین کشته شده و به شهادت رسیدند و در تاریخ نیز ثبت شده که اکثرا توسط حکام فاسد مسموم شده اند. لذا این بزرگواران علاوه بر مقامات بالایی که در نزد خداوند دارند از شهدا نیز میباشند و طبق قرآن در حقیقت زنده اند و نزد پروردگار خود روزی میخورند و میبینند و میشنوند. (که البته این خود برای اهل تعقل رمز و دلیلی است که چرا همگی و بدون استثنا و بیشتر بطرز مکارانه و با سم شهید شده اند و همگی بدون استثنا در تاریخ مظلوم واقع شده اند).
در مورد بعضی از آیات نیز که از آنها بر دلیل ندیدن و نشنیدن همه مردگان استفاده میشود غالبا در مورد مشرکین و کسانی که بتها را و افرادی را (مانند فرعون) خدا میدانند میباشد. ولی توسل مقوله دیگری است و ایمه اطهار (ع) را که در نزد خدا وجیه هستند وسیله و واسطه قرار میدهیم نه اینکه آنها را کسی با این کار خدا بداند!
در زندگی روزمره نیز ما وقتی مشکلی در جامعه مثلا در یک اداره برمیخوریم در درجه اول به خدا توکل میکنیم و بعد از شخصی که صاحب اعتبار است میخواهیم با مدیر مربوطه صحبت کند و او را وسیله قرار میدهیم حال باید این عمل را نیز شرک بدانیم چرا که از غیر خدا خواسته ایم و کسی نباید از کسی چیزی بخواهد چون شرک است و باید همه در خانه بشینیم و فقط بر خدا توکل کنیم!
لذا دوستان عنایت داشته باشند که وسیله و واسطه قرار دادن با شرک داشتن به خدا دو مقوله جدا میباشند و ربطی به هم ندارند.[/][/]
موضوع قفل شده است