جمع بندی چرا دختران در تصمیم گیری منفعلانه عمل می کنند؟

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا دختران در تصمیم گیری منفعلانه عمل می کنند؟

با سلام خدمت همه

دختران در جامعه ما در بسیاری از تصمیمات مهم زندگیشان هدف روشن و مشخص و قاطعی ندارند.
مثلاً:
۱-برای دانشگاه بدون هدف انتخاب رشته می کنند و درس می خوانند.( البته نه همه آنها).
۲-وقتی سر کار می روند به آن نه به عنوان وظیفه بلکه یک سرگرمی و وقت پرکنی نگاه می کنند ( باز هم معمولاً و نه همه).
۳-حقوقی که می گیرند را نه برای آینده و خرج و مخارج زندگی بلکه به عنوان پول تو جیبی نگاه می کنند.
۴-تا وقتی دنبال درس و کارند که شوهر نکرده اند اما به محض ازدواج ناگهان همه چیز را فراموش می کنند...

چرا یک دختر تکلیفش با خودش معلوم نیست. چرا منتظر می نشیند تا یک نفر ( همسرآینده) از راه برسد و به او بگوید چه کار بکن چه کار نکن؟
در حالیکه یک پسر از همان اول میداند دنبال چه چیزیست. اگر درس به دردش نخورد اصلا دنبالش نمی رود. نه اینکه وقتش را در دانشگاه تلف کند بعد بیاید ببیند هیچ خبری نیست.
چرا دخترها برای سرنوشتشان خودشان تصمیم نمی گیرند؟
یا اگر تصمیم می گیرند متزلزلند؟
دختران بیشتر به دنبال ازدواج و بچه دارشدن هستند یا به دنبال موفقیت تحصیلی و شغلی؟
اگر فکر ازدواجند پس چرا تا خواستگار میاید سریع بحث تحصیل و کار را پیش می کشند و جواب سربالا می دهند؟
اگر هم فکر کار و پیشرفتند پس چرا در کارکردن به جدیت مردان نیستند؟(معمولاً نه همه)

می گویند وظیفه زن انسان سازیست. این جمله این باور را القا می کند که یک زن وظیفه اش ساختن زندگی دیگران و به موفقیت رساندن آنهاست و خودش دیگر فرقی نمی کند به جایی برسد یا نرسد انسان بشود یا نشود. یعنی خودش را وقف خوشبختی و موفقیت دیگران ( همسر و فرزندان) کند و خودش دیگر اهمیتی ندارد. همین صفت فداکاری را برای همین روی مادرها گذاشته اند یعنی کسی که خودش را فدای خانواده کرده خودش را نادیده گرفته.
من فکر می کنم زنان در زمانهای قدیم با وجود اجحاف هایی که در حقشان می شده تکلیفشان با خودشان روشن تر بوده و می دانستند از زندگی چی می خواهند اما الان در زمانه ما با وجود رفع بسیاری از تبعیض ها و وجود امکانات برای رشد و پیشرفت خانمها آنها بیشتر دچار سردرگمی و بلاتکلیفی هستند.
مثلا در زمانهای قدیم کسی از زنان توقع کارکردن نداشت اما در زمان ما بعضی مردها تمایل دارند همسرشان سر کار برود. یا خانواده ها همانطور که از پسرشان انتظار کار دارند از دخترها هم دارند.
اما یک زن گاهی با ازدواج، ثمره سالها تلاش و زحمت خودش را کنار می گذارد. ( من پزشک متخصص خانم یا خانم دکتر داروساز می شناسم که سر کار نمی روند). البته که حفظ کانون خانواده اهمیت بسیار دارد اما چرا یک زن اول همه این راه های پرفراز و نشیب درس و کار را پشت سر گذاشته و بعد همه را به یکباره رها می کند؟ یعنی وقت و پول و انرژی و بودجه مملکت و ... که این خانم در دانشگاه و محل کار هزینه کرده همه باید بر باد برود؟

برعکس این قضیه را هم در جامعه می بینیم: زنانی که سر کار می روند و گله و شکایت می کنند و حسرت زنان خانه دار را می خورند.

ریشه این دوگانگی کجاست و راه حل آن چیست؟
دخترها و زنان بالاخره در زندگی دنبال چه چیزی هستند ( و بهتر بگویم دنبال چه چیزی باید باشند)؟

و یک نکته قابل تامل اینکه با وجود تلاش زن در کار و تحصیل هنوز باور عمومی جامعه در مورد کار زنان منفی است حتی خود خانمها هم در بسیاری موارد خودشان را قبول ندارند و ترجیح می دهند یک مرد کارشان را حل کند. ( مثلا مراجعه به پزشک مرد یا ترجیح دادن تدریس دبیر یا اساتید مرد)
من منکر وظایف و مسئولیتهای زن در خانه نیستم و نمی خواهم ارزش خانه داری و مهم تر از آن همسرداری و بچه داری را پایین بیاورم اما می خواهم بدانم آیا همین ها برای مفیدبودن کافیست؟ وقت باقیمانده ای که برای یک زن می ماند چگونه میگذرد؟
آیا حاصل یک عمر زندگی یک زن باید پختن غذا و ظرف شستن باشد اگر هم در جواب بگویید نخیر حاصل عمر زن اینها نیست بلکه فرزندان صالح و مفیدی است که به جامعه داده من می گویم پس خود آن زن چه فایده مستقیمی داشته برای جامعه؟ اصلا شاید یک زن هیچ وقت بچه ای نداشت یا ازدواج نکرد حاصل عمر این زنی که بچه ندارد چیست؟
من می خواهم تکلیف خودم را بدانم. چون تا الان تکلیف مرا اجبار خانواده و جامعه معلوم کرده در حالیکه من می خواهم خودم برای خودم تصمیم بگیرم.

یکی از دلایلی که باعث شد این موضوع را مطرح کنم عدم خودباوری و اعتماد به نفس در خودم هست( که البته فکر می کنم در بسیاری از دختران هم وجود داشته باشد)

در واقع "نتوانستن" یک مساله ایست که دختران جامعه را در دوراهی پیشرفت و درجازدن قرار می دهد. من می خواهم بدانم این نتوانستن ها کجایش حقیقت دارد و کجایش فقط یک باور غلط است.

دو نکته مهم:
۱- من تعصبی روی جنسیتم ندارم نه به آن افتخار می کنم و نه از آن شرمنده هستم‌ . پس از کارشناس محترم و کاربران بزرگوار می خواهم که آن چیزی را که به واقعیت نزدیک تر است بگویند نه مطالبی که به من تسلی بدهد که بله زنها هم توانمندند و چنین اند و چنان. من طالب حقیقتم و می خواهم بدانم دقیقا نقش یک زن در خانواده و جامعه چیست؟ ( غیر از فرزندآوری و بچه داری).

۲- دنبال جواب های کلیشه ای و قالبی نیستم از کارشناس محترم و کاربران گرامی می خواهم روی سوالاتم فکر کنید و جواب بدهید. من حاضرم تا چند هفته هم صبر کنم اما پاسخ تازه و قانع کننده دریافت کنم.

زیرنویس( برای کسانی که سریع بهشان برمیخورد و جبهه میگیرند):
۱- دخترهایی هم هستندکه از درس خواندن و کارکردن هدف دارند .
۲-دخترهایی هم هستند که می دانند از زندگی چی می خواهند و منتظر تصمیم بقیه نیستند.
پس لطفا نیایید اعتراض کنید که چرا دخترها را تحقیر کردید و از این حرفها...
من خودم یک دخترم و فقط دنبال یافتن وظیفه و مسئولیت های واقعی خودم هستم.
با سپاس

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد حنیف

[TD][/TD]

سپیده دم;1009110 نوشت:
چرا دختران در تصمیم گیری منفعلانه عمل می کنند؟

بسم الله الرحمن الرحیم
عرض سلام و احترام خدمت شما خواهر گرامی

سوالات و موارد متعددی را مطرح کرده اید که هر کدام از آنها در مورد بخشی از جامعه و دختران ممکن است صحیح باشد؛ و همانطور که فرموده اید، نه در مورد همه.

واقعیت اینست که هر کسی در زندگی به دنبال خوشبختی و رسیدن به سعادت است. در عین حال سعادت از نظر افراد مختلف، با دیدگاه های متعدد نسبت به زندگی، می تواند کاملا متفاوت باشد. همچنین در زمان ها و شرایط سنی مختلف نیز دیدگاه افراد در مورد زندگی می توانند دستخوش تغییر شود.

دختران نیز از این شرایط مستثناء نبوده و تصمیم های متفاوتشان می تواند ناشی از این تغییرات باشد. دخترخانمی که با شوق و ذوق یک رشته دانشگاهی را انتخاب کرده و مشغول تحصیل می شود، ممکن است بعد از مدتی، در اثر معاشرت با افراد مختلف یا به دست آوردن تجارب گوناگون، دیدگاهش نسبت به زندگی تغییر کرده و سعادت را در مسیر دیگری ببیند، لذا تغییر مسیر داده و راه دیگری را برای رسیدن به سعادت و خوشبختی انتخاب کند.این قبیل تغییرات در دوران رشد کاملا طبیعی ست.

اما در این بین خانمها بیشتر با چنین پدیده ای مواجه می شوند و آن هم به این دلیل است که تشکیل زندگی خانوادگی و فعالیت اجتماعی شان گاهی با هم تقابل و تعارض پیدا کرده و اکثرا از بین این دو، زندگی خانوادگی را ترجیح می دهند که کاملا هم کار صحیح و درستی ست. چرا که همانطور که بارها صحبت کرده ایم، انسان از طریق انجام وظایف و تکالیفش به سعادت دست پیدا می کند؛ و خداوند رسیدن دو جنس زن و مرد را به کمال، در انجام تکالیف متفاوتی قرار داده. در حقیقت مقصدِ تمام انسان ها رسیدن به سعادت و نهایت کمال است، اما دو جنس زن و مرد، از مسیر های متفاوتی به این هدف می رسند.

همانطور که اشاره فرمودید، مهمترین تکلیفی که خداوند بر عهده بانوان قرار داده، وظیفه همسرداری و پرورش فرزند است؛ و توقعِ جامعه از زنان برای کاری غیر از این، و یا در کنار این، کاملا بی جا و غیر منطقی ست. چنین وظیفه و تکلیفی، خودش یک کار تمام وقت و کامل است و اگر خانمی بخواهد این کار را به نحو احسن انجام دهد، اصولا وقت اضافه ای نخواهد داشت. همسرداری و پرورش فرزند یعنی همان انسان سازی و پرورش جامعه و نسل بعدی.

اما این فقط جامعه نیست که از این کار منتفع می شود. بلکه این دقیقا همان تکلیف و وظیفه ای ست که نتیجه آن قبل از هر چیز به خودِ زن رسیده و او را به کمال می رساند. پس این جمله تان کاملا اشتباه است.

سپیده دم;1009110 نوشت:
می گویند وظیفه زن انسان سازیست. این جمله این باور را القا می کند که یک زن وظیفه اش ساختن زندگی دیگران و به موفقیت رساندن آنهاست و خودش دیگر فرقی نمی کند به جایی برسد یا نرسد انسان بشود یا نشود.

اینطور نیست که زن باید جامعه را بسازد و خودش ساخته نشود، اصولا ساخته شدن و رسیدنِ زن به کمال، در انجامِ درستِ همین تکلیف است. اینکه عرض کردم «انجامِ درست» به این دلیل است که گاهی اوقات بانوان زحمت را کشیده و خودشان را وقف زندگی شان می کنند، اما در عین حال، چون تکلیفشان را با خودشان روشن نکرده و اعمالشان را در مسیر رضایت الهی قرار نمی دهند، با گله، شکایت و تلخ زبانی، اجر زحماتشان را از بین برده و کمالشان را به تاخیر می اندازند. عملِ صالح زمانی مورد قبول واقع شده و باعث سعادت می شود که خالصا لوجه الله انجام شود. با ایمان به انجامِ تکلیف الهی و گردن نهادن به دستورات شریعت. در آیات متعدد به این مسئله اشاره شده.

«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم.» (۱)

«مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ؛ هر که بدی کند جز به مانند آن کیفر نیابد، و از مردان یا زنان کسانی که کار شایسته انجام دهند در حالی که مؤمن باشند، آنان در بهشت درآیند و در آن بی حسابْ روزی یابند.» (۲)

و آیات مشابه (۳)

هر دردسر و مشکلی که برای انسان به وجود می آید ناشی از اشتباهات و کج فهمی های خودِ او، و سرپیچی از دستورالعمل زندگی ست که با نام شریعت در اختیارش قرار داده شده است.


پی نوشت ها:
۱. سوره نحل، ۹۷
۲. سوره غافر، ۴۰
۳. سوره طه، ۱۱۲؛ نساء، ۱۲۴؛ انبیاء، ۹۴ و ...


استاد گرامی ممنون از پاسخگویی شما اما من هنوز جواب بعضی سوالاتم را نگرفتم از جمله در مورد استعدادها وتوانایی های زنان. صبر کنم هنوز یا اینکه باید تاپیک جداگانه بزنم؟
از مشارکت فعالانه کاربران عزیز هم بی نهایت ممنونم راضی به این همه زحمت نبودیم!happy

واقعاً تعجب می کنم وقتی میبینم یک تاپیک مثلا راجع به ازدواج دوم و موقت و از این دست مسائل زده میشه چقدر بازدید کننده داره و چقدر همه میرن اونجا نظر میدن اما وقتی یک نفر دغدغه داره که مسیر زندگیش رو درست انتخاب کنه و به بیراهه نره کسی برای حرفش تره ای هم خورد نمی کنه...crying

سپیده دم;1010069 نوشت:
استاد گرامی ممنون از پاسخگویی شما اما من هنوز جواب بعضی سوالاتم را نگرفتم از جمله در مورد استعدادها وتوانایی های زنان. صبر کنم هنوز یا اینکه باید تاپیک جداگانه بزنم؟


علیکم السلام و رحمه الله

لطفا سوالی را که پاسخ نگرفته اید در یک جمله و به طور مشخص بیان بفرمایید.

حنیف;1010217 نوشت:

علیکم السلام و رحمه الله

لطفا سوالی را که پاسخ نگرفته اید در یک جمله و به طور مشخص بیان بفرمایید.

با سلام
مطلبی هست که در خصوصی فرستادم ممنون از توجه شما

بنام خداوند مهربان

سلام و عرض احترام

من فکر می کنم این بی هدفی مختص فقط دختر خانم ها نیست یک بیماری فراگیر هست که سبک زندگی و البته فرهنگ چندگانه ما ایرانی ها و دهکده جهانی داره بهش دامن میزنه!
فکر می کنم هدف خداوند در خلقت بشر چه مرد و چه زن بتونه به روشن شدن قضیه کمک می کنه.

بنام خداوند مهربان

سلام و عرض احترام

من فکر می کنم این بی هدفی مختص فقط دختر خانم ها نیست یک بیماری فراگیر هست که سبک زندگی و البته فرهنگ چندگانه ما ایرانی ها و دهکده جهانی داره بهش دامن میزنه!
فکر می کنم هدف خداوند در خلقت بشر چه مرد و چه زن بتونه به روشن شدن قضیه کمک می کنه.

سلام

سپیده دم;1010069 نوشت:
از مشارکت فعالانه کاربران عزیز هم بی نهایت ممنونم راضی به این همه زحمت نبودیم!

دست روی موضوع پیچیده ای گذاشتید. پاسخ بهش خیلی سخته. از روزی که تاپیک رو ایجاد کردید، این صفحه روی مرورگر من بازه و هر روز به این فکر میکردم چه چیزی میتونم بگم. سوال خودم هم هست، اما پاسخ مشخصی براش ندارم.

باید خیلی عمیق و ریشه ای بررسی بشه. باید به عقب برگردیم و از گذشته شروع کنیم. شاید از انسان های نخستین!

این دوگانگی که شما ازش صحبت میکنید و مثال های دقیقی هم ازش زدید، امروزه تحت تاثیر تغییرات زمانی خودشو نشون داده. درحالی که مسئله ی امروز نیست. فقط در گذشته خاموش بوده و الان بیدار شده.

در طول تاریخ، به جنس مونث ظلم ها و اجحاف های زیادی شده. به هر کجای تاریخ نگاه کنید، نمیتونید نقطه ی آغازی براش پیدا کنید، گویی که از اول همین بوده و به یک اصل تبدیل شده که همه پذیرفتنش. به جرات میشه گفت با آمدن اسلام، کمی اوضاع متفاوت شد. البته فقط کمی ....

حتی خود بانوان هم این مظلوم بودن و مظلوم ماندن رو به عنوان یک قانون پذیرفتن و این تفکر رو در درجه اول، خودشون به نسل های بعدی منتقل میکنن. کلیپ زیبایی دیدم که این پذیرش غلط رو ثابت میکرد. از تعدادی دختر و پسر جوان خواستند یکسری از کارها مثل دویدن و پرتاب کردن رو جلوی دوربین به سبک یک دختر انجام بدن. همه حالت شل و ول و ضعیف به خودشون گرفتن. حتی خود دخترها. بعد از یک تعداد دختر و پسر خردسال هم خواستند همین کار رو انجام بدن. همه با قدرت انجام دادن. حتی از نظر پسر بچه ها هم هیچ تفاوتی بین دختر و پسر وجود نداشت و دخترها ضعیف تر نبودن. این نشون میداد که این خردسال ها هنوز این تفکر غلط بهشون تزریق نشده. اما به مرور نظرشون تغییر خواهد کرد. اینجوری میشه که شما فرمودید حتی خود خانم ها هم (در بزرگسالی) خودشون رو قبول ندارند.

زن ها همیشه حس خورده شدن حق و حقوقشون رو دارند که البته ریشه در واقعیت داره، به همین دلیل همیشه استرس و اضطراب دارند و آدم مضطرب نمیتونه درست تصمیم بگیره. این مسئله به وضوح در ازدواج ها مشخصه. از اینکه خانم ها همش نگرانن که نکنه یه وقت سرمون کلاه بره و برای جلوگیری از این پیشامد، تضمین های محکم طلب میکنن.

شما میگید همیشه براساس نظر خانواده و جامعه تصمیم گرفتید و این حس بدی به شما میده. حالا قصد تغییر اوضاع رو دارید. اما با چیزی که از کودکی در شما و همه ی خانم ها نهادینه شده چه کار میکنید؟ این وضعیت شمارو دچار سردرگمی میکنه. سردگمی منجر به دوگانگی میشه. ریشه ی این دوگانگی که فرمودید، اینجاست. امروزه با تغییراتی که سبک زندگی مردم در تمام دنیا به خودش دیده، و بانوان در کنار آقایان وارد تعاملات اجتماعی شدن، این دوگانگی داره خودش رو نشون میده. اما در گذشته مسئله ی مهمی نبود، یعنی خانم های قدیم هم ضعیف بودن رو پذیرفته بودن، اما مشکلی باهاش نداشتند. دچار سردرگمی هم نمیشدند و زندگی به همون سبک رو قانع کننده میدونستند و اینجوری تکلیفشون با خودشون مشخص بود.

با تغییر شکل دنیا، دریچه های جدیدی به روی ذهن بشر باز شد که با بعضی از ذهنیات و تفکرات گذشته همخوانی نداره. امکانات جدیدی که به وجود اومده هم نه تنها دردی دوا نکرده، بلکه زمینه ساز همین سردگمی شده.

اگه از یک زن مسلمان بپرسیم بهترین الگو برای یک زن مسلمان کی میتونه باشه، بدون شک فاطمه (س) رو رو نام خواهد برد، اما حالا بپرسید چه چیزی از فاطمه برای شما الگوئه؟ بجز حیا و احترام به پدر و همسرداری، چیز دیگه هم برای گفتن وجود داره؟ همیشه تصویری که از این بانوی بزرگوار به ما نشان داده شده، تصویریست از یک زن ضعیف و ناتوان که از پس کارهای معمول خانه و بچه داری هم بر نمیامده تا جایی که درخواست کنیز از پیامبر میکنه. درخواست کنیز برای کارهای معمول خانه داری؟؟!! بدون شک فعالیت های دیگه هم بوده، اما چه چیزی؟؟

دنیای زنانه پیچیدگی خیلی زیادی داره، برای رفع این پیچیدگی، نیاز به همت خودتون داره. چون خودتون بهتر خودتون رو میشناسید.
در حال حاضر اوضاع همینیه که میبینید، جامعه ی مردانه تصمیم میگیره و حتی به جای شما فکر میکنه و جامعه زنانه هم باید قبول کنه.

در همین سایت، چند پاسخگوی خانم داریم ....؟؟ فکرش را بکنید مثلا اگه یک مشاوره خانم اینجا بود، چقدر سوال و جواب ها متفات میشد!!

به جنبش های فمینیستی هم نگاه نکنید که این جنبش ها فقط دور باطلی از رقابت بی معنا با مردان رو به وجود آوردن که هیچ نتیجه قابل توجهی هم نخواهند گرفت.

مشکلی که توی ایران بیشتر نمود داره، بلاتکلیفی جامعه ایرانی در انتخاب سبک زندگیه، سنتی یا مدرن؟
در جامعه ی غربی خانم ها تکلیف خودشون رو مشخص کردند و در بسیاری از موارد سبک زندگی مردانه به خودشون گرفتن، اما در ایران علی رغم تمام تغییرات و تهاجم فرهنگی و این چیزا، هنوز هم ریشه های اسلامی و ایرانی وجود داره و منجر به این بلاتکلیفی شده. این که شما میگید یک دختر نمیدونه میخواد ادامه تحصیل بده یا بچه داری کنه، به این علته که جو فکری جامعه، هر دوتاش رو طلب میکنه. در حالی که زیرساخت های لازم برای دستیابی به این دو رو به وجود نیاوردیم.

در رابطه با اینکه برای یک زن باید این مهم باشه که خودش به صورت مستقیم باید برای جامعه مفید باشه یا به صورت غیر مستقیم با ایفای نقش همسری و مادری، افراد مفیدی رو به جامعه تحویل بده، یک مثال میزنم:

در یک تیم فوتبال همیشه یک نفر ستاره و بالاتر از هم تیمی هاش وجود داره که بیشترین گل ها رو هم میزنه. اکثرا وقتی با این ستاره ها مصاحبه میکنن، میگن که من به تنهایی گل نمیزنم، بلکه با یه کار تیمی به گل میرسیم و نقش من در مرحله ی آخره و ارزش زحمات بقیه اعضا هم کمتر از من نیست. خب تا اینجای کار مشکلی نیست، بلاخره باید برای هر فوتبالیست یه نقشی تعریف بشه که مجموعه ی این نقش ها در غالب یک کار تیمی منجر به برد میشه. این مثال رو برای تعیین نقش زن و مرد در جامعه هم میشه به کار برد. که زن ها اکثرا در نقش پشتیبان ظاهر میشن.

اما یه نکته ای وجود داره، در بین اون همه بازیکن یک تیم، یک نفر آقای گل میشه، اسمش میره تو روزنامه ها، جایزه ی بهترین بازیکن رو میبره، در تاریخ ماندگار میشه و غیره.

درسته که همه ی اعضای تیم نقش خودشون رو پذیرفتن، اما اگه ازشون بپرسی، مطمئنا همشون دوست داشتن جای اون ستاره باشن تا اون افتخارات نصیب خودشون میشد. و این یعنی تناقض!

من مقصر این وضعیت رو خود خانم ها میدونم، علت اینکه کاربران خانم سایت در مسائلی مثل ازدواج موقت و کنیز و غیره مشارکت زیادی دارن اینه که اونجا شاکی هستند و آقایان متشاکی، اما در این تاپیک، شاکیو متشاکی خودتون هستید، که خیلی خوشایند نیست.

momi14;1010262 نوشت:
اما در این تاپیک، شاکیو متشاکی خودتون هستید، که خیلی خوشایند نیست.

باسلام
خب اگه قراره شاکی و متشاکی خودمون باشیم اینکه خوبه چون میدونیم چطوری شکاکی باشیم که براش جوابم هم داشته باشیم :d

momi14;1010262 نوشت:
زن ها همیشه حس خورده شدن حق و حقوقشون رو دارند که البته ریشه در واقعیت داره،

momi14;1010262 نوشت:
صورت مستقیم باید برای جامعه مفید باشه

متنتون با اینکه برای من طولانی بود ولی خیلی دوست داشتم و همه رو خوندم ببنید همه این حرفها داره میگه خانمها کلا نمیدونن البته نه همه که اصلا برای چی هستند و باید چیکار کنند

همش می خوان یکی بشن مثل آقایون نمیدونم این طرز فکر از کجاست که فکر کنم بخشی بر میگرده به زمانهای دور که نیاز به نیروی کار بوده و از اونجایی که آقایون بهتر سر زمین اینجور کارها می تونستند فعالیت کنند نگاه ویژه ای به پسرا بوده و تا حدودی تو اکثر اقوام ایرانی پسر دوستی زیاد بوده و...

چی میگفتم اینکه این همه سعی و تلاش خانمها برای اینکه خودشون رو از هر لحاظ همانند آقایون کنند از نظر ظاهر ، فعالیت اجتماعی، ورزشی و... همین موضوع باعث شده که از خودشون غافل بشند

چون شناختی درستی از خود و توانایی ها ندارند و کسی هم به اندازه خودشون نمی تونه در این باره بهشون کمک کنه برای همین یک نوع حس سر خوردگی بهشون دست میده

رعایت احکام اسلام، حل ریشه ای مشکل ها لطفا کلیک کنید

این سخنرانی رو دیروز تو تایپک کانون گوش دادم خیلی جالبه خواستید گوش بدید
تا ندونی چی هستی چی میخوای نمیشه در مورد حق و حقوق هم صحبت کرد

momi14;1010262 نوشت:
در جامعه ی غربی خانم ها تکلیف خودشون رو مشخص کردند و در بسیاری از موارد سبک زندگی مردانه به خودشون گرفتن،

پس اونا هم نفهمیدن زن بودن یعنی چی ، کپی برابر اصل آقایان :khandeh!: فکر کنم ما حداقل یه پله جلوتر باشیم حداقل از نظر ظاهر یه تفاوت داریم :-??:makhfi::sibil::gholdor::soal::khandidani::okey:

سپیده دم;1009110 نوشت:
با سلام خدمت همه

با سلام

چند عامل اصلی در زندگی شما تاثیر گذار است
1
اعتماد به نفس
2
خانواده
3
دختر بودن

اینکه شما نمیتوانید برنامه و تصمیم درست و قاطعی بگیرید به عوامل مختلفی بستگی دارد. که در یک کلمه میتوان گفت اعتماد به نفس.
شاید یک نوع وسواس هم گریبان شما را گرفته باشد که جلوی تصمیم گیری و تصمیم سازی را می گیرد.

تصمیم های خانواده برای پسر و دختر هست. اما در جامعه ایرانی این مدیریت و فشار روی دخترها بیشتر است. و لذا شما ممکن است نتوانید خواست خود را اظهار کنید یا به مخالفت با خانواده اقدام کنید. یعنی ممکن است اعتماد به نفس نرمالی داشته باشید اما خانواده سرسختی دارید و خیلی ها از این مشکلات دارند که ریشه در فرهنگ دینی و ایرانی ما دارد. و الا در کشورهای غربی، والدین این قدر به فکر مدیریت فرزندان نیستند و آنها را آزاد تر و مستقل تر بار می آورند. اما در جامعه ما دختران عموما وابسته به خانواده تعریف میشوند.

دختر بودن شما باعث میشود بیشتر تحت تاثیر قرار بگیرید. دخترها دوست دارند مورد تحسین قرار بگیرند.
قدرت و اعتماد به نفس آنها وابستگی زیادی به دیگران دارد.
مثلا اگر پدری به دخترش بگوید من پشتیبان تو خواهم بود در این تصمیم. یا شوهر بگوید من پشتیبان تو هستم.
قطعا داستان خیلی متفاوت میشود.

دخترها بیشتر از پسرها از دیگران نظر خواهی می کنند.

شما به هر حال قدرت تصمیم گیری را از دست داده اید.
و خوب است به یک روانشناس خوب ( مگه پیدا میشه؟!) مراجعه کنید و ریشه یابی کنید مشکلتان را....

موضوع قفل شده است