جمع بندی چرا تصویر نقاشی شده ای از اهل بیت (ع) وجود ندارد؟

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا تصویر نقاشی شده ای از اهل بیت (ع) وجود ندارد؟

سلام و خداقوت به تمامی اسک دینی های عزیز بخصوص کارشناسان محترم ان شاءالله که تلاش ها و فعالیتاتون مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشه
سوال بنده این هستش که چرا هیچ عکسی(نقاشی) از اهل بیت وجود نداره در حالی که تمدن های کهن تری که قبل از اسلام بودند میبینیم که اون اشخاص مهمشون مثلا فرمانده یا پادشاه عکسی از این ها وجود داره و مطمئنا اهل بیت که در راس انها حضرت محمد(ص) قرار داره قطعا انسان هایی با جایگاه های بالایی چه در نزد خدا چه در نزد مردم برخوردار بودند پس دلیل اینکه هیچ نقاشی از این افراد مهم که تاریخ و تمدن اعراب و دیگر جوامع بشری را ساخته یا دگرگون کرده اند وجود ندارد؟
با تشکر

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد عماد

[TD][/TD]

سلام علیکم
عمده مطلب بر می گردد به اینکه اسلام نگاه مثبی به تصویر نگاری و مجسمه سازی نداشته است. نه تنها تصویری از امامان شیعه نیست بلکه تصویری از خلفای عباسی هم نیست با آنکه موقعیت مثلا هارون و مامون چه از نظر تمدنی و چه از نظر امکانات از تمدنهای پیش از آنها بیشتر بود.
حتی اگر به تصاویر و کاشی کاریهای مساجد اسلامی نگاه کنیم، کاشی ها و تذهیب کاری ها پر است از گل و بوته اما هیچ خبری از تصویر جانواران و حیوانات در آن دیده نمی شود.
غربیها به تذهیب و کاشی کاری هایی که نقاشی آن از گل و بوته باشد اما عاری از انسان و جانور باشد اسلیمی می گویند.
لذا عدم وجود تصاویر از شخصیت های اسلامی به نگاه منفی اسلام در آن زمان به تصویر نگاری از صورت بر می گردد زیرا ممکن بود در اوایل اسلام این تصاویر و کندوکاری ها به بت پرستی منجر شود.

هنر اسلامي اغلب بر خلق زيبايي با نقوش انتزاعي و استفاده از حروف متمرکز بوده است و به دليل محدوديت نسبي ساير هنرها همچون نقاشي، مجسمه‌سازي، موسيقي، مسلمانان به توسعه سبک‌هاي مختلف در زمينه‌هايي انتزاعي سوق داده شدند.

من فکر میکنم اگر تصاویری از این بزرگان میبود ما مسلمانان میتونستیم ارتباط عمیق تری با اهل بیتمون میداشتیم گر چه سبک زندگی انها داستان ها و روایات و احادیث زیادی از اهل بیت هست ولی وجود تصاویر مبارک انها هم میتونست به ارتباط بهتر با انها کمک کنه
خب با توجه به ممنوع بودن به تصویر کشیدن چهره انها ایا از شکل و شمایل اهل بیت(ع) صحبتی شده است؟

دانیال1996;998066 نوشت:
سلام و خداقوت به تمامی اسک دینی های عزیز بخصوص کارشناسان محترم ان شاءالله که تلاش ها و فعالیتاتون مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشه
سوال بنده این هستش که چرا هیچ عکسی(نقاشی) از اهل بیت وجود نداره در حالی که تمدن های کهن تری که قبل از اسلام بودند میبینیم که اون اشخاص مهمشون مثلا فرمانده یا پادشاه عکسی از این ها وجود داره و مطمئنا اهل بیت که در راس انها حضرت محمد(ص) قرار داره قطعا انسان هایی با جایگاه های بالایی چه در نزد خدا چه در نزد مردم برخوردار بودند پس دلیل اینکه هیچ نقاشی از این افراد مهم که تاریخ و تمدن اعراب و دیگر جوامع بشری را ساخته یا دگرگون کرده اند وجود ندارد؟
با تشکر

سلام و عرض ادب

تفاوت اسلام با دیگر مکاتب این است که نشان محبوبیت و مقبولیت افراد رفتار ان هاست

نه چهره و ظاهر

یعنی برای مسلمانان رسم و روش زندگی پیامبر ارزش داشته

نه چهره ظاهری ایشان

به طور مثال ان چه شما را جذب شخصیتی همچون آیت الله بهجت می کند

چهره ظاهری ایشان نیست

بلکه رفتار و گفتار ایشان است

یعنی شما اگر شخصیتی چون ایشان (از لحاظ باطنی) را در خیابان ببینید و او را نشناسید

شاید نازیبایی ظاهری او ، موجب دور شدن و فاصله گرفتن شما از او شود ! تا نزدیکی شما به او!

در ضمن در احادیث بسیاری مسلمانان از چهره نگاری و مجسمه سازی نهی شده اند

چرا که جزو امور لهو و لعب ( بدون ارزش اخروی ) است

و موجب ظاهر بینی و ظاهر پرستی ( نوعی بت پرستی ) مسلمانان خواهد شد

همان چیزی که پس از صفویه ، با اسم معماری و هنر اسلامی ، دامن گیر تشیع شد

(چهره نگاری های دوره صفویه از ائمه و پیامبر و صحابه که گاهی با خرافات آمیخته شده اند ، در موزه ها موجود است)

در پناه حق تعالی

دانیال1996;998424 نوشت:
خب با توجه به ممنوع بودن به تصویر کشیدن چهره انها ایا از شکل و شمایل اهل بیت(ع) صحبتی شده است؟

بله مثلا در مورد پیامبر(صلی الله علیه وآله) در منتهی الامال فصلی است به نام«در بیان خلقت و شمایل حضرت رسول الله(صلی الله علیه و آله) و بیان مختصری از اخلاق و اوصاف کثیره الفضائل آن حضرت است» (1)
در باره شمائل ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز می توان در منابع تاریخی و روایی مطالبی را پیدا کرد.

1.منتهی الامال، ج1، ص51

شروحیل;998434 نوشت:
(چهره نگاری های دوره صفویه از ائمه و پیامبر و صحابه که گاهی با خرافات آمیخته شده اند ، در موزه ها موجود است)

آغاز چهره نگاری در مورد معصومین علیهم السلام از زمان صفویه نیست بلکه پیش از آن نیز بود.هنرمندان مسلمان در دوره میانه، چهره و پیکر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در نقاشی‌ها و نگاره‌های خود، به تصویر می‌کشیدند که نمونه‌های فراوانی برای آنها می‌توان یافت. گاه تصویر پیامبر به طور کامل و گاه با کشیدن پرده یا شعله آتشی بر چهره مبارک ایشان ترسیم می‌شد.
با رصد کردن نگارگری‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) در سنت هنر اسلامی، دو دوره ایلخانی و تیموری در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی بروز خاصی دارند، و بر اساس اسناد موجود، در این دوره‌ها،‌ برخی کتاب‌های تاریخی، کتاب‌آرایی شدند و وقایع صدر اسلام در قالب نقاشی‌های نگارگری، ارایه شد. سنت نگارگری تاریخ اسلام تا دوران عثمانی ادامه یافت که در این جا به چند اثر ویژه و برتر اشاره می‌شود.
چهره پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای اولین بار در کتاب جامع التواریخ نگارگری شد. پروژه نسخه‌پردازی و مصورکردن کتاب جامع‌التواریخ، اثر رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر غازان خان ایلخانی، مهم‌ترین اثر نگارگری دوره ایلخانی است، که در چندین بخش و نسخه مصور شده است. در وقف‌نامه ربع رشیدی ثبت است که در کتابت‌خانه ربع رشیدی هر سال دو نسخه از این کتاب، یکی به عربی و دیگری به فارسی، کتابت می‌شده و نسخه عربی را به بلاد عربی و نسخه فارسی را به بلاد فارسی‌زبان می‌فرستادند. در بسیاری از نگاره‌های این نسخه ارزشمند، عناصر هنر بیزانسی متأثر از نگاره‌های مسیحی، عناصر هنر دوره چینی، متأثر از فرهنگ و طومارهای نقاشی دوره تانک چینی، فرهنگ مذهب بودایی و عناصر هنر ایرانی و اسلامی که از دور‌ه‌های گذشته به ویژه مکتب بغداد بین‌النهرین به یادگار مانده، به خوبی در کنار یک‌دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. شکل طوماری و چینی نگاره ها در کنار خطوط خشک و ضخیم لباس‌های بیزانسی و ترکیب‌بندی ایرانی نگاره‌ها، مجموعه‌ای منحصر به فرد از این نسخه را در دوره ایلخانی به نمایش می‌گذارد.(1)

1.بررسی مضامین مذهبی در نسخ خطی جامع التواریخ، فاطمه صداقت، دو فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات هنر اسلامی، شماره دهم، بهار و تابستان ۱۳۸۸؛ نگارگری ایرانی: پژوهشی در تاریخ نقاشی و نگارگری ایران، یعقوب آژند، سمت،‌ تهران، ۱۳۸۹، ج ۱،‌ ص ۱۴۵ -۱۴۷.

سلام
بنده در یک مقاله خواندم که تصویر معنا را محدود می کند . یکی از دلایلی که مثلا مراجع نمی گذارند که تصویر ائمه را در فیلم ها و سریال ها نمایش دهند همین است. اون مقاله رو بخونید . جالب است. البته نویسنده اش خیلی آدم دانشمند باسوادی نیست ولی مقاله ی نسبتا خوبی است .
عنوان مقاله هست :((رسانه و موجبیت تکنولوژی)) نوشته دکتر ابراهیم فیاض

عماد;998494 نوشت:

آغاز چهره نگاری در مورد معصومین علیهم السلام از زمان صفویه نیست بلکه پیش از آن نیز بود.هنرمندان مسلمان در دوره میانه، چهره و پیکر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در نقاشی‌ها و نگاره‌های خود، به تصویر می‌کشیدند که نمونه‌های فراوانی برای آنها می‌توان یافت. گاه تصویر پیامبر به طور کامل و گاه با کشیدن پرده یا شعله آتشی بر چهره مبارک ایشان ترسیم می‌شد.
با رصد کردن نگارگری‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) در سنت هنر اسلامی، دو دوره ایلخانی و تیموری در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی بروز خاصی دارند، و بر اساس اسناد موجود، در این دوره‌ها،‌ برخی کتاب‌های تاریخی، کتاب‌آرایی شدند و وقایع صدر اسلام در قالب نقاشی‌های نگارگری، ارایه شد. سنت نگارگری تاریخ اسلام تا دوران عثمانی ادامه یافت که در این جا به چند اثر ویژه و برتر اشاره می‌شود.
چهره پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای اولین بار در کتاب جامع التواریخ نگارگری شد. پروژه نسخه‌پردازی و مصورکردن کتاب جامع‌التواریخ، اثر رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر غازان خان ایلخانی، مهم‌ترین اثر نگارگری دوره ایلخانی است، که در چندین بخش و نسخه مصور شده است. در وقف‌نامه ربع رشیدی ثبت است که در کتابت‌خانه ربع رشیدی هر سال دو نسخه از این کتاب، یکی به عربی و دیگری به فارسی، کتابت می‌شده و نسخه عربی را به بلاد عربی و نسخه فارسی را به بلاد فارسی‌زبان می‌فرستادند. در بسیاری از نگاره‌های این نسخه ارزشمند، عناصر هنر بیزانسی متأثر از نگاره‌های مسیحی، عناصر هنر دوره چینی، متأثر از فرهنگ و طومارهای نقاشی دوره تانک چینی، فرهنگ مذهب بودایی و عناصر هنر ایرانی و اسلامی که از دور‌ه‌های گذشته به ویژه مکتب بغداد بین‌النهرین به یادگار مانده، به خوبی در کنار یک‌دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. شکل طوماری و چینی نگاره ها در کنار خطوط خشک و ضخیم لباس‌های بیزانسی و ترکیب‌بندی ایرانی نگاره‌ها، مجموعه‌ای منحصر به فرد از این نسخه را در دوره ایلخانی به نمایش می‌گذارد.(1)

1.بررسی مضامین مذهبی در نسخ خطی جامع التواریخ، فاطمه صداقت، دو فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات هنر اسلامی، شماره دهم، بهار و تابستان ۱۳۸۸؛ نگارگری ایرانی: پژوهشی در تاریخ نقاشی و نگارگری ایران، یعقوب آژند، سمت،‌ تهران، ۱۳۸۹، ج ۱،‌ ص ۱۴۵ -۱۴۷.

سلام و عرض ادب

ممنون از اطلاعات مفید شما

منظور بنده اشاره به آغاز انحرافات تشیع به وسیله صفویه در این زمینه بود .

نه این که آغاز نگار گری به اصطلاح عامیانه اسلامی ، از زمان صفویه باشد .

در پناه حق تعالی

شروحیل;998538 نوشت:
منظور بنده اشاره به آغاز انحرافات تشیع به وسیله صفویه در این زمینه بود .

اگر چه اینجا بحث صفویه نیست و باید تاپیک جدیدی به همین عنوان زده شود تا در آن بحث کنیم. اما صفویه اگر چه اشتباهاتی داشتند و اما خدمات زیادی نیز انجام دادند که قابل انکار نیست.
از قبیل اشتباهات صفویه چه در دوران خلافی ثلاثه، چه خلافت امویان و چه در خلافت عباسیان و نیز چه در دوران حکومت های اهل سنت از جمله عثمانی بسیار دیده می شود و این گونه اشتباهات منحصر به صفویه نیست

عماد;998725 نوشت:
اگر چه اینجا بحث صفویه نیست و باید تاپیک جدیدی به همین عنوان زده شود تا در آن بحث کنیم. اما صفویه اگر چه اشتباهاتی داشتند و اما خدمات زیادی نیز انجام دادند که قابل انکار نیست.
از قبیل اشتباهات صفویه چه در دوران خلافی ثلاثه، چه خلافت امویان و چه در خلافت عباسیان و نیز چه در دوران حکومت های اهل سنت از جمله عثمانی بسیار دیده می شود و این گونه اشتباهات منحصر به صفویه نیست

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

بنده یک مثال زدم

شما کل سخن بنده را رها کرده اید چسبیده اید به همین جمله

کمی از تعصب خود بکاهید

صفویه هر کار نیکی کرده باشند

به این معنا نخواهد بود
که هر کاری کرده اند
صحیح بوده است!!!!!

صفویه لواط و شراب را جایز می دانستند !!!!

وقتی دین اسلام آن چیزی که به اسم هنر اسلامی صفویه
به خورد تشیع داده شده است را
جایز نمی داند

دلیل ندارد سنگ ان را به سینه بزنیم!!!

در پناه حق تعالی

عرض کردم که بحث صفویه تاپیک دیگری می طلبد
اما تعصب شما باعث شده و بحث را به طرف صفویه کشاندید

شروحیل;998734 نوشت:
کمی از تعصب خود بکاهید

صفویه هر کار نیکی کرده باشند

به این معنا نخواهد بود
که هر کاری کرده اند
صحیح بوده است!!!!!


بنده خودم عرض کردم که صفویه کارهای اشتباه زیادی داشته است. این عبارات تایید مطلب بنده است نه رد آن
لذا مشخص می شود که نه تنها بنده تعصب به خرج ندادم ام بلکه شما علاوه بر تعصب، یکبار دقیق مطلب بنده را نخوانده اید والا مطلبی که به معنای تایید است به عنوان رد نمی فرستاید.

شروحیل;998734 نوشت:
صفویه لواط و شراب را جایز می دانستند !!!!

عرض کردم از این موارد در حکومت های اموی که به مراتب بیشتر بوده، خلافی عباسی نیز حتی علمانشان مثل یحیی بن اکثم گرفتار این رذایل بودند. خلفای عثمانی نیز همین طور
اختصاصی به صفویه ندارد.

عماد;998739 نوشت:
عرض کردم که بحث صفویه تاپیک دیگری می طلبد
اما تعصب شما باعث شده و بحث را به طرف صفویه کشاندید

بنده خودم عرض کردم که صفویه کارهای اشتباه زیادی داشته است. این عبارات تایید مطلب بنده است نه رد آن
لذا مشخص می شود که نه تنها بنده تعصب به خرج ندادم ام بلکه شما علاوه بر تعصب، یکبار دقیق مطلب بنده را نخوانده اید والا مطلبی که به معنای تایید است به عنوان رد نمی فرستاید.

عرض کردم از این موارد در حکومت های اموی که به مراتب بیشتر بوده، خلافی عباسی نیز حتی علمانشان مثل یحیی بن اکثم گرفتار این رذایل بودند. خلفای عثمانی نیز همین طور
اختصاصی به صفویه ندارد.

برادر گرامی

بنده اشتباهی که از دوره صفویه گریبان گیر تشیع شد را در کنار کلی مطالب دیگر مثال زدم

بنده این مساله در اسلام را اختصاص به صفویه ندادم!

شما آمده اید در این تاپیکی که ربطی به صفویه ندارد ، با نشان دادن اشتباهات دیگران از صفویه دفاع می کنید!!!!

فقط چون صفویه خود را زمینه ساز ظهور معرفی کرده اند

اما نمی بینید که تفرقه افکنی ها و بدعت های صفویه ، چه به روز اسلام و مسلمین آورده است

عماد;998725 نوشت:
اما صفویه اگر چه اشتباهاتی داشتند و اما خدمات زیادی نیز انجام دادند که قابل انکار نیست.

عماد;998739 نوشت:

عرض کردم از این موارد در حکومت های اموی که به مراتب بیشتر بوده،
اختصاصی به صفویه ندارد.

بنده تعصب دارم یا شما!

شروحیل;998742 نوشت:
بنده اشتباهی که از دوره صفویه گریبان گیر تشیع شد را در کنار کلی مطالب دیگر مثال زدم

بنده این مساله در اسلام را اختصاص به صفویه ندادم!

شما آمده اید در این تاپیکی که ربطی به صفویه ندارد ، با نشان دادن اشتباهات دیگران از صفویه دفاع می کنید!!!!

فقط چون صفویه خود را زمینه ساز ظهور معرفی کرده اند

اما نمی بینید که تفرقه افکنی ها و بدعت های صفویه ، چه به روز اسلام و مسلمین آورده است


بند بند فرمایشات شما پاسخ دارد اما از آنجا که بحث به درازا می کشد و ثمره ای نیز در آن نیست، اجازه بفرمائید در همین جا ختمش کنیم. اگر تاپیکی مجزا در مورد انحطاطات خلفا(ثلاثه، اموی، عباسی و عثمانی) و سلاطین از ایرانی و غیر ایرانی، شیعه و سنی که از جمله آنان صفویه است بزنید مفصل بحث می کنیم که هر خلیفه یا سلسله چه ضررهایی داشته و کدام بیشتر است.
صفویه به دلیل اینکه شیعه را مذهب رسمی ایران اعلام کرد در دید اهل سنت حتی از مغول نیز بدتر است.

عماد;998821 نوشت:

صفویه به دلیل اینکه شیعه را مذهب رسمی ایران اعلام کرد در دید اهل سنت حتی از مغول نیز بدتر است.

سلام و عرض ادب

فقط در پاسخ این سخن شما برای این که حقیقت روشن شود

آنچه صفویه با هم کیشان و برادران اهل سنت انجام داد

کمتر از آن چه مغول با غیر هم کیشان و دشمنانش انجام داد نبود

در حالی که با مسیحیان رفتار بهتری نسبت به اهل سنت داشتند !!!!!

[SPOILER]رفتار شاه عباس با ساکنان جلفا و میسیحیان اروپایی به صورتی بود که از آنها حمایت می کرد چرا که از آنها امید عقد پیمانهای تجاری را داشت. شاه عباس تمام تلاشش را برای ترغیب اروپاییان برای دیدن از ایران و روابط با آن به کار می برد و برای اینکه آنها اطمینان یابندکه در ایران نسبت به آنها هیچ سختی، مشقت و آزاری نیست، در سال 1007هـ اوامری مبنی بر عدم تعرض نسبت به آنها صادر کرد و اجازه استفاده از دریا برای کشتی رانی و نیز گردش در تمام اراضی دولت صفوی را داد و این نص فرمان شاه است: « از امروز به شهروندان کشورهای مسیحی و معتقدان به این دین اجازه حضور در هر زمین از وطن ما داده می شود و هیچ شخصی در هرحال نباید به آنها توهین روا دارد و نظر به رابطه محبت آمیزی که ما بین ما و پادشاهان مسیحی وجود دارد اجازه گردش در همه نقاط ایران به تجار مسیحی داده می شود و آنان می توانند در هر گوشه از این سرزمین فعالیت تجاری خود را انجام دهند بدون آنکه از جانب کسی خواه حاکم، امیر، خان، کارمند و یا وابسته به دولت گزندی به آنان برسد. همچنین همه اموال تجاری آنان که به همراه دارند از گمرک معاف می باشد و نباید هیچ کس و در هیچ مقامی آنان را به دشواری اندازد یا بارسنگین بر آنها تحمیل کند و رجال دین وظایفشان هرچه باشدحق ندارند به آنان ضرر برسانند یا با آنان در خصوص مسائل مذهبی سخن بگویند

شاه عباس در صادر کردن این امر و تنفیذ آن بسنده نکرد بلکه در تمام مناسبات روابط وی با آنها صورتی حسنه داشت و با آنها در جشن های دینیشان شرکت می کرد. درسال 1018هـ کسانی را برای آوردن خوک به کرج فرستاد تا در مراسم عیدمسیحیان جلفا به آنها تقدیم کند سپس برای تهنیت گفتن به آنجارفت و در خوردن شراب با آنها شرکت کرد و تمام همراهانش که از بزرگان صفوی بودند را در خوردن شراب و مشارکت با مسیحیان در این مناسبت فرمان داد، علی رغم اینکه آن عید درروز 15ماه رمضان بود، پس افراد دور و بر مجبور به شرب خمر و افطار بر نوشیدنی حرام شدند.


[/SPOILER]

صفویه فقط برای رسیدن به قدرت شعله جنگ و اختلاف شیعه و سنی را شعله ور کرد

و خود را به دروغ سید و از نسل پیامبر معرفی کرد که از طرف علمای آن زمان رد نشد که خود جای بحث دارد

در بدعت گذاری ها و تفرقه افکنی های آنان همین بس که

شاه عباش ایرانیان را راضی ساخت
که به جای رفتن برای ادای فریضه حج
به زیارت مزار امام هشتم علی ابن موسی الرضا درمشهد بروند !!!!!
Syikes ( sir percy) : History of parsia، London 1951، vol II. p. 181.

تاثیر بدعت های که صفویه از خود به جا گذاشته اند

ضرر های جبران ناپذیری بر تشیع وارد کرد

و تشیع را به سمت سکولاریسم پیش برد

حاکمان اموی ، عباسی و ... تا این حد نتوانسته بودند چنین بدعت هایی را وارد اعتقادات شیعه کنند

در پناه حق تعالی

شروحیل;998822 نوشت:
آنچه صفویه با هم کیشان و برادران اهل سنت انجام داد

کمتر از آن چه مغول با غیر هم کیشان و دشمنانش انجام داد نبود

در حالی که با مسیحیان رفتار بهتری نسبت به اهل سنت داشتند !!!!!


آنچه خلیفه دوم به دختر پیامبر انجام داد چی؟ بیشتر از ظلم مغول نبود
آنچه خال المومنین(خال المشرکین) معاویه با مسلمانان عراق انجام داد چی؟ روی مغول را سفید نکرد؟ الغارات را بخوانید
آنچه یزید با خاندان اهل بیت انجام داد را کدام چنگیز انجام داده است؟ کدام هیتلر انجام داده است؟
آنچه با مردم مدینه کرد چه؟
آنچه حجاج بن یوسف سنی انجام داد را کدام جنایتکار دیگر انجام داد؟
آنچه عباسیان به فتوای علمای اهل سنت در مورد کشتار شیعه انجام دادند را کدام مغول انجام داده است؟
آنچه عثمانی ها با شیعیان تبریز و حتی داخل خاک عثمانی انجام دادند را کدام دشمن اسلامی انجام داد؟
آنچه الان داعش زیر پرچم خادم الحرمین الشریفین(خائن الحرمین الشریفین) انجام داد را با کدام جنایت مغول مقایسه کنیم؟
برادر ظلمهایی که حکومت های به نام اهل سنت در حق اهل بیت و پیروان آنان(شیعیان) انجام داده اند روی چنگیز را سفید کرده است.
اگر صفویه یک دهم که نه، یک صدم که نه، یک هزارم جنایات حکومت های سنی را انجام داده باشد نمی تواند تلافی این همه ظلم باشد
صفویه از آنجا مبغوض سنیان و طرفدان خلفای کج رو است که علمای شیعی را از جبل عامل به ایران فرا خواند و شیعه را مذهب رسمی ایران قرار داد لذا خار چشم عمری ها شده است.
بنده نیز مثل کارشناس محترم اعمال زشت صفویه را تایید نمی کنم کار زشت از همه کس بد است اما آنچه صفویه انجام داده با آنچه خلفا و سلاطین اهل سنت انجام داده اند مانند نمی از یم است آقا

شروحیل;998822 نوشت:
صفویه فقط برای رسیدن به قدرت شعله جنگ و اختلاف شیعه و سنی را شعله ور کرد

مگر عمر بن خطاب برای رسیدن به همین قدرت دختر پیامبر را به شهادت نرساند
کدام حکومت سنی است که به خاطر قرب الی الله برمردم حکومت کرده باشد
ابوبکر؟
عمر؟
عثمان؟
حجاج بن یوسف؟
منصور و دیگر عباسیان؟
عثمانی ها؟
و ...
همه به همین خاطر ظلمهای نابخشودنی انجام داندند

شروحیل;998822 نوشت:
و خود را به دروغ سید و از نسل پیامبر معرفی کرد که از طرف علمای آن زمان رد نشد که خود جای بحث دارد

جناب علامه نصابه آقایشروحیل ظاهرا شما علاوه بر علم انساب، علم غیب هم دارید.
از کجا می دانید آنان سید نبودند
وقتی آیه الله مرعشی نجفی نسابه دهر، سیادت آنان را پذیرفته شما انکار می کنید؟

شروحیل;998822 نوشت:
در بدعت گذاری ها و تفرقه افکنی های آنان همین بس که

شاه عباش ایرانیان را راضی ساخت
که به جای رفتن برای ادای فریضه حج
به زیارت مزار امام هشتم علی ابن موسی الرضا درمشهد بروند !!!!!


شما کتاب کامل الزیارات ابن فولویه را که 500سال قبل از صفویه نوشته شده را بخوانید خواهید دید زیارات امام رضا علیه السلام ربطی به صفویه ندارد، صفویه تنها آن را رونق داد. صفویه با اشراف و سادات حسنی حاکم بر مدینه و مکه نیز ارتباط داشت و مانع حج کسی نشد
این عمر بن خطاب بود که بدعت های زیادی در دین گذاشت
تکتف، منع متعه بر خلاف پیامبر، حذف حی علی خیر العمل از اذان، و ....
بدعت گذار عمر بود اگر صفویه بدعتی هم گذشته باشد کنار آنچه عمر بدعت کرد مانند کاهی است در برابر کوه

شروحیل;998822 نوشت:
تاثیر بدعت های که صفویه از خود به جا گذاشته اند

ضرر های جبران ناپذیری بر تشیع وارد کرد

و تشیع را به سمت سکولاریسم پیش برد


این هم از آن حرفها است
سکولاریسم!! صفویه!!!
اگرصفویه ضررهای جبران ناپذیری بر تشیع وارد کرد عمر ضررهای جبران ناپذیری بر دین محمدی وارد کرد
اگر صفویه ضررهای جبران ناپذیری بر تشیع وارد کرد که نکرد، ضررهای عثمان و انحرافاتی که با به کار گذاشتن امویان بر گرده مسلمین ایجاد کرد برای همیشه اسلام را به انحراف کشاند و اگر نبود شهادت امام حسین علیه السلام انحرافاتی که عثمان ایجاد کرد اسلام را از بین می برد

شروحیل;998822 نوشت:
حاکمان اموی ، عباسی و ... تا این حد نتوانسته بودند چنین بدعت هایی را وارد اعتقادات شیعه کنند

شاید همین جمله شما درست باشد بله حاکمان اموی و عباسی تا این حد نتوانسته بودند چنین بدعتهایی را وارد اعتقادات شیعه کنند
چرا که آنان در صدد حذف شیعه بودند نه بدعت گذاشتن در آن. اگر مدیریت امامان شیعه و به تبع آنان علمای شیعه نبود شیعه را از بین می بردند.
اما اما اما
بدعتهایی که آنان در اسلام انجام دادند هزاران برابر بدعتهایی است که صفویه در شیعه انجام داد مخصوصا سه خلیفه اول یعنی ابوبکر عمر و عثمان

شروحیل;998822 نوشت:
حاکمان اموی ، عباسی و ... تا این حد نتوانسته بودند چنین بدعت هایی را وارد اعتقادات شیعه کنند

شما که با ژس اسلام بدون شیعه و سنی مطلب می گذارید لااقل سوتی ندید
به نام اسلام بدون شیعه و سنی در همه تاپیک ها از عقاید اهل سنت دفاع می کنید
نظر شما در غدیر چیست؟ قطعا سخن اسلام نه شیعه و سنی و سخن اسلام از نظر شما چیست؟ عین سخن اهل سنت
نظر شما در مورد خلافت چیست؟ قطعا سخن اسلام نه شیعه و سنی و سخن اسلام از نظر شما چست؟ خلافت ابوبکر بعد عمر و بعد عثمان
نظر شما در مورد عایشه چیست؟ همان نظر اهل سنت به نام نظر اسلام
نظر شما در مورد عزاداری چیست؟ همان نظر اهل سنت به نام نظر اسلام
به جای این بازی ها و دوز وکلک زدن ها بگوئید من اهل سنت هستم

چرا؟ 3992;998927 نوشت:

به نام اسلام بدون شیعه و سنی در همه تاپیک ها از عقاید اهل سنت دفاع می کنید

سلام و عرض ادب

بنده از عقاید اهل سنت دفاع نکردم!

کارشناس محترم این برداشت اشتباه را داشتند که بنده این انحراف در اسلام را اختصاص به صفویه داده ام!

و این دیدگاه خود را بر گفتار بنده تحمیل کردند

مساله این بود که شیعه از اهل سنت تاثیر نمی گرفت

اما چون صفویه خود را شیعه معرفی کردند
( هر چند در عمل لواط و غنا و شراب و ... را جایز می دانستند )

توانستند بدعت های خود را به خورد تشیع بدهند

و این آغازی بود بر انحراف تشیع از حقیقت اسلام و دوری از سیره ائمه اطهار(ع)

شروع حکومت زر و زیور و تجمل پرستی ، در برابر اسلامی که طرفدار ساده زیستی است

شروحیل;998932 نوشت:
بنده از عقاید اهل سنت دفاع نکردم!

شما فقط در این تاپیک حضور ندارید در همه تاپیک به بهانه عدم اختلاف، شیعیان را دعوت می کنند عقاید خود را کنار گذاشته و حرف اهل سنت را قبول کنند
چقدر به حلیت متعه تاختید چون اهل سنت حرام می دانند

شروحیل;998932 نوشت:
کارشناس محترم این برداشت اشتباه را داشتند که بنده این انحراف در اسلام را اختصاص به صفویه داده ام!

و این دیدگاه خود را بر گفتار بنده تحمیل کردند


عبارات شما و کارشناس هست
بدون دلیل طعنه به صفویه زده اید، کارشناس پاسخ داده حالا می گید ای داد ای بی داد اینها متعصبتند

شروحیل;998932 نوشت:
اما چون صفویه خود را شیعه معرفی کردند
( هر چند در عمل لواط و غنا و شراب و ... را جایز می دانستند )

الان هم از طعنه دست بر نمی دارید
کجا لواط را جایز می دانستند، شاید انجام می دادند اما جایز نمی دانستند
آیا یحیی بن اکثم که نزدیک همه جوانان و امردان بصره را از به زمین زده بود تا جایئکه نامه به مامون نوشتند لواط را جایز می دانسته است
مگر صفویه عالم بودند که جایز بدانند یا نه؟ نهایت برخی شاهان و درباریان به این گناه آلوده بودند کمااینکه برخی از عالمان و صاحب منصبان اهل سنت نیز به این مسئله آلوده هستند. یحیی بن اکثم مشتی از خروار است

شروحیل;998932 نوشت:
وانستند بدعت های خود را به خورد تشیع بدهند

و این آغازی بود بر انحراف تشیع از حقیقت اسلام و دوری از سیره ائمه اطهار(ع)


شما یک انحراف از صفویه بگوئید که علمای شیعه آن را قبول کرده و جز دین دانسته اند
اما هزاران انحراف را خلیفه اول وارد اسلام کرد که الان اهل سنت جز لاینفک دین می دانند مثل حرام دانستن متعه

شروحیل;998932 نوشت:
شروع حکومت زر و زیور و تجمل پرستی ، در برابر اسلامی که طرفدار ساده زیستی است

شروع صفویه نبود بلکه خال المشرکین بود

چرا؟ 3992;998934 نوشت:
شما فقط در این تاپیک حضور ندارید در همه تاپیک به بهانه عدم اختلاف، شیعیان را دعوت می کنند عقاید خود را کنار گذاشته و حرف اهل سنت را قبول کنند
چقدر به حلیت متعه تاختید چون اهل سنت حرام می دانند

سلام و عرض ادب

دوست گرامی

در این سایت اکثر کارشناسان بنده را به خاطر توصیه متعه به کاربران سرزنش می کنند

احتمالا اشتباه گرفته اید!

چرا؟ 3992;998934 نوشت:

عبارات شما و کارشناس هست
بدون دلیل طعنه به صفویه زده اید، کارشناس پاسخ داده حالا می گید ای داد ای بی داد اینها متعصبتند

دوست گرامی

می توانید به موزه ها و مکان های تاریخی رجوع کنید ، تا ببینید حرف بنده صحیح است یا خیر

اکثر آثار دوره صفویه موجود است

چرا؟ 3992;998934 نوشت:

الان هم از طعنه دست بر نمی دارید
کجا لواط را جایز می دانستند، شاید انجام می دادند اما جایز نمی دانستند
آیا یحیی بن اکثم که نزدیک همه جوانان و امردان بصره را از به زمین زده بود تا جایئکه نامه به مامون نوشتند لواط را جایز می دانسته است
مگر صفویه عالم بودند که جایز بدانند یا نه؟ نهایت برخی شاهان و درباریان به این گناه آلوده بودند کمااینکه برخی از عالمان و صاحب منصبان اهل سنت نیز به این مسئله آلوده هستند. یحیی بن اکثم مشتی از خروار است

باز هم درصد توجیه اشتباهات صفویه در انحراف تشیع ، با پیش کشیدن اشتباهات دیگر فرقه ها در انحراف اسلام هستید

حرف بنده این نیست که اهل سنت بی گناه و معصوم هستند!

حرف بنده این است که اکثر انحرافات تشیع از صفویه نشات گرفت

چرا که تاثیر پذیری تشیع به خاطر دوری جستن از اعتقادات دیگر فرقه ها بسیار ناچیز بود

اما تاثیر بسیاری از صفویه به دلیل معرفی کردن خودشان با نام شیعه صورت گرفت

چرا؟ 3992;998934 نوشت:

شما یک انحراف از صفویه بگوئید که علمای شیعه آن را قبول کرده و جز دین دانسته اند

مثلا قمه زنی !

علم کشی !

طبل زنی !

و هزار و یک مورد دیگر

در خود شیعه هزار و یک عالم هستند که با یکدیگر اختلاف نظر دارند!

یکی قمه زنی را حلال می داند

دیگری حرام

یکی متعه را مستحب می داند ، دیگری دو زنه های بیت رهبری را اخراج می کند!

چرا؟ 3992;998934 نوشت:

شروع صفویه نبود بلکه خال المشرکین بود

تجمل پرستی در تشیع با صفویه آغاز شد

هر چند بنای ان را معاویه در اسلام گذاشت ،
اما تشیع از اقدامات معاویه تبری می جستند
در حالی که از همان اقدامات معاویه توسط صفویه حمایت کردند!

در پناه حق تعالی

شروحیل;998939 نوشت:
مثلا قمه زنی !

علم کشی !

طبل زنی !


هیچ کدام از اینها به زمان صفویه بر نمی گردد
شما یک منبع بیاوردید که همین سخنتان را اثبات کند
خواهش می کنم به جای آسمان ریسمان بافتن یک مدرک ارائه دهید
اتفاقا قمه زنی از ترکان عثمانی به کربلا آمد
علم کشی نیز قطعا به صفویه نمی رسد بلکه در زمان قاجار شروع شد البته این علامت ها که خواستگاه غربی دارند
طبل زنی هم همینطور
لطفا با مدرک حرف بزنید

شروحیل;998939 نوشت:
و هزار و یک مورد دیگر

شما هنوز در یک مورد ناتوان مانده اید سخن از هزار و یک مورد می زنید؟!

شروحیل;998939 نوشت:
تجمل پرستی در تشیع با صفویه آغاز شد

این نیز اشتباه است
اگر منظورتان در شیعه است خب آل بویه نیز حکومتی تجملی داشتند.
اصلا خاصیت سلطنت تجمل است ربطی به شیعه و سنی و مسیحی و ندارد
شیعیان نیز می داستند که اینان شاه هستند و شاه یعنی تجمل گرا

شروحیل;998939 نوشت:
در حالی که از همان اقدامات معاویه توسط صفویه حمایت کردند!

لطفا منصفانه و غیر متعصبانه بنویسید

چرا؟ 3992;998941 نوشت:
هیچ کدام از اینها به زمان صفویه بر نمی گردد
شما یک منبع بیاوردید که همین سخنتان را اثبات کند
خواهش می کنم به جای آسمان ریسمان بافتن یک مدرک ارائه دهید
اتفاقا قمه زنی از ترکان عثمانی به کربلا آمد
علم کشی نیز قطعا به صفویه نمی رسد بلکه در زمان قاجار شروع شد البته این علامت ها که خواستگاه غربی دارند
طبل زنی هم همینطور
لطفا با مدرک حرف بزنید

شما هنوز در یک مورد ناتوان مانده اید سخن از هزار و یک مورد می زنید؟!

این نیز اشتباه است
اگر منظورتان در شیعه است خب آل بویه نیز حکومتی تجملی داشتند.
اصلا خاصیت سلطنت تجمل است ربطی به شیعه و سنی و مسیحی و ندارد
شیعیان نیز می داستند که اینان شاه هستند و شاه یعنی تجمل گرا

لطفا منصفانه و غیر متعصبانه بنویسید

سلام و عرض ادب

صفویه معصوم بودند و هیچ انحرافی را وارد تشیع نکردند !
نه تفرقه افکنی کردند ، نه مظلومی را کشتند ، نه شراب خوری و لواط و تجمل پرستی و ... را بین شیعیان رواج دادند!
نه غیر مسلمان را بر مسلمان برتری دادند
نه مسیحیت را در تبلیغ آزاد گذاشتند
و...

اصلا تشیع هر چه دارد از صفویه دارد !

شما هم متعصب نیستید!

صد رحمت به کارشناس که حداقل برخی انحرافات را پذیرفتند!

در پناه حق تعالی

از دوستان تقاضا دارم ضمن شرح صدر، بحث را از چهارچوب علمی خارج نسازند. از آنجا که بحث صفویه نیست، خواهش می کنیم در مورد صفویه چه له و چه علیه چیزی نگذارید. اگر در مورد بحث اصلی تاپیک مطلب خاصی ندارید تایپک بسته و جمع بندی کنیم

پرسش:
در صورتیکه تصاویری از پادشاهان تمدنهای پیش از اسلام وجود دارد، چرا تصویر نقاشی شده ای از اهل بیت (علیهم السلام) وجود ندارد؟

پاسخ:

در اسلام نگاه مثبی به تصویر نگاری و مجسمه سازی نیست. نه تنها تصویری از امامان شیعه نیست بلکه تصویری از خلفای عباسی هم وجود ندارد با آنکه موقعیت مثلا هارون و مامون چه از نظر تمدنی و چه از نظر امکانات از تمدنهای پیش از آنها بیشتر بود.
حتی اگر به تصاویر و کاشی کاریهای مساجد اسلامی نگاه کنیم، کاشی ها و تذهیب کاری ها پر است از گل و بوته اما هیچ خبری از تصویر جانواران و حیوانات در آن دیده نمی شود.
غربیها به تذهیب و کاشی کاری هایی که نقاشی آن از گل و بوته باشد اما عاری از انسان و جانور باشد اسلیمی می گویند.
لذا عدم وجود تصاویر از شخصیت های اسلامی به نگاه منفی اسلام در آن زمان به تصویر نگاری از صورت بر می گردد زیرا ممکن بود در اوایل اسلام این تصاویر و کندوکاری ها به بت پرستی منجر شود.
هنر اسلامي اغلب بر خلق زيبايي با نقوش انتزاعي و استفاده از حروف متمرکز بوده است و به دليل محدوديت نسبي ساير هنرها همچون نقاشي، مجسمه‌سازي، موسيقي، مسلمانان به توسعه سبک‌هاي مختلف در زمينه‌هايي انتزاعي سوق داده شدند.
پس از مدتی با توجه به گزارشهایی در مورد تمثال پیامبر (صلی الله علیه وآله) و نیز ائمه معصومین (علیهم اسلام) تصاویری کشیده شد.
مثلا در مورد پیامبر(صلی الله علیه وآله) در منتهی الامال فصلی است به نام«در بیان خلقت و شمایل حضرت رسول الله(صلی الله علیه و آله) و بیان مختصری از اخلاق و اوصاف کثیره الفضائل آن حضرت است» (1)
در باره شمائل ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز می توان در منابع تاریخی و روایی مطالبی را پیدا کرد.
چهره پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای اولین بار در کتاب جامع التواریخ نگارگری شد. پروژه نسخه‌پردازی و مصورکردن کتاب جامع‌التواریخ، اثر رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر غازان خان ایلخانی، مهم‌ترین اثر نگارگری دوره ایلخانی است، که در چندین بخش و نسخه مصور شده است. در وقف‌نامه ربع رشیدی ثبت است که در کتابت‌خانه ربع رشیدی هر سال دو نسخه از این کتاب، یکی به عربی و دیگری به فارسی، کتابت می‌شده و نسخه عربی را به بلاد عربی و نسخه فارسی را به بلاد فارسی‌زبان می‌فرستادند. در بسیاری از نگاره‌های این نسخه ارزشمند، عناصر هنر بیزانسی متأثر از نگاره‌های مسیحی، عناصر هنر دوره چینی، متأثر از فرهنگ و طومارهای نقاشی دوره تانک چینی، فرهنگ مذهب بودایی و عناصر هنر ایرانی و اسلامی که از دور‌ه‌های گذشته به ویژه مکتب بغداد بین‌النهرین به یادگار مانده، به خوبی در کنار یک‌دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. شکل طوماری و چینی نگاره ها در کنار خطوط خشک و ضخیم لباس‌های بیزانسی و ترکیب‌بندی ایرانی نگاره‌ها، مجموعه‌ای منحصر به فرد از این نسخه را در دوره ایلخانی به نمایش می‌گذارد.(2)

منابع:
1.قمی ، شیخ عباسف، منتهی الامال، دلیل ما، قم،1379، چاپ اول،ج1، ص51
2.بررسی مضامین مذهبی در نسخ خطی جامع التواریخ، فاطمه صداقت، دو فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات هنر اسلامی، شماره دهم، بهار و تابستان 1388؛ نگارگری ایرانی: پژوهشی در تاریخ نقاشی و نگارگری ایران، یعقوب آژند، سمت،‌ تهران، 1389، ج 1،‌ ص 145 -147.

موضوع قفل شده است