جمع بندی چرا تصویر نقاشی شده ای از اهل بیت (ع) وجود ندارد؟

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا تصویر نقاشی شده ای از اهل بیت (ع) وجود ندارد؟

سلام و خداقوت به تمامی اسک دینی های عزیز بخصوص کارشناسان محترم ان شاءالله که تلاش ها و فعالیتاتون مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشه
سوال بنده این هستش که چرا هیچ عکسی(نقاشی) از اهل بیت وجود نداره در حالی که تمدن های کهن تری که قبل از اسلام بودند میبینیم که اون اشخاص مهمشون مثلا فرمانده یا پادشاه عکسی از این ها وجود داره و مطمئنا اهل بیت که در راس انها حضرت محمد(ص) قرار داره قطعا انسان هایی با جایگاه های بالایی چه در نزد خدا چه در نزد مردم برخوردار بودند پس دلیل اینکه هیچ نقاشی از این افراد مهم که تاریخ و تمدن اعراب و دیگر جوامع بشری را ساخته یا دگرگون کرده اند وجود ندارد؟
با تشکر

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد عماد

[TD][/TD]

سلام علیکم
عمده مطلب بر می گردد به اینکه اسلام نگاه مثبی به تصویر نگاری و مجسمه سازی نداشته است. نه تنها تصویری از امامان شیعه نیست بلکه تصویری از خلفای عباسی هم نیست با آنکه موقعیت مثلا هارون و مامون چه از نظر تمدنی و چه از نظر امکانات از تمدنهای پیش از آنها بیشتر بود.
حتی اگر به تصاویر و کاشی کاریهای مساجد اسلامی نگاه کنیم، کاشی ها و تذهیب کاری ها پر است از گل و بوته اما هیچ خبری از تصویر جانواران و حیوانات در آن دیده نمی شود.
غربیها به تذهیب و کاشی کاری هایی که نقاشی آن از گل و بوته باشد اما عاری از انسان و جانور باشد اسلیمی می گویند.
لذا عدم وجود تصاویر از شخصیت های اسلامی به نگاه منفی اسلام در آن زمان به تصویر نگاری از صورت بر می گردد زیرا ممکن بود در اوایل اسلام این تصاویر و کندوکاری ها به بت پرستی منجر شود.

هنر اسلامي اغلب بر خلق زيبايي با نقوش انتزاعي و استفاده از حروف متمرکز بوده است و به دليل محدوديت نسبي ساير هنرها همچون نقاشي، مجسمه‌سازي، موسيقي، مسلمانان به توسعه سبک‌هاي مختلف در زمينه‌هايي انتزاعي سوق داده شدند.

من فکر میکنم اگر تصاویری از این بزرگان میبود ما مسلمانان میتونستیم ارتباط عمیق تری با اهل بیتمون میداشتیم گر چه سبک زندگی انها داستان ها و روایات و احادیث زیادی از اهل بیت هست ولی وجود تصاویر مبارک انها هم میتونست به ارتباط بهتر با انها کمک کنه
خب با توجه به ممنوع بودن به تصویر کشیدن چهره انها ایا از شکل و شمایل اهل بیت(ع) صحبتی شده است؟

دانیال1996;998066 نوشت:
سلام و خداقوت به تمامی اسک دینی های عزیز بخصوص کارشناسان محترم ان شاءالله که تلاش ها و فعالیتاتون مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشه
سوال بنده این هستش که چرا هیچ عکسی(نقاشی) از اهل بیت وجود نداره در حالی که تمدن های کهن تری که قبل از اسلام بودند میبینیم که اون اشخاص مهمشون مثلا فرمانده یا پادشاه عکسی از این ها وجود داره و مطمئنا اهل بیت که در راس انها حضرت محمد(ص) قرار داره قطعا انسان هایی با جایگاه های بالایی چه در نزد خدا چه در نزد مردم برخوردار بودند پس دلیل اینکه هیچ نقاشی از این افراد مهم که تاریخ و تمدن اعراب و دیگر جوامع بشری را ساخته یا دگرگون کرده اند وجود ندارد؟
با تشکر

سلام و عرض ادب

تفاوت اسلام با دیگر مکاتب این است که نشان محبوبیت و مقبولیت افراد رفتار ان هاست

نه چهره و ظاهر

یعنی برای مسلمانان رسم و روش زندگی پیامبر ارزش داشته

نه چهره ظاهری ایشان

به طور مثال ان چه شما را جذب شخصیتی همچون آیت الله بهجت می کند

چهره ظاهری ایشان نیست

بلکه رفتار و گفتار ایشان است

یعنی شما اگر شخصیتی چون ایشان (از لحاظ باطنی) را در خیابان ببینید و او را نشناسید

شاید نازیبایی ظاهری او ، موجب دور شدن و فاصله گرفتن شما از او شود ! تا نزدیکی شما به او!

در ضمن در احادیث بسیاری مسلمانان از چهره نگاری و مجسمه سازی نهی شده اند

چرا که جزو امور لهو و لعب ( بدون ارزش اخروی ) است

و موجب ظاهر بینی و ظاهر پرستی ( نوعی بت پرستی ) مسلمانان خواهد شد

همان چیزی که پس از صفویه ، با اسم معماری و هنر اسلامی ، دامن گیر تشیع شد

(چهره نگاری های دوره صفویه از ائمه و پیامبر و صحابه که گاهی با خرافات آمیخته شده اند ، در موزه ها موجود است)

در پناه حق تعالی

دانیال1996;998424 نوشت:
خب با توجه به ممنوع بودن به تصویر کشیدن چهره انها ایا از شکل و شمایل اهل بیت(ع) صحبتی شده است؟

بله مثلا در مورد پیامبر(صلی الله علیه وآله) در منتهی الامال فصلی است به نام«در بیان خلقت و شمایل حضرت رسول الله(صلی الله علیه و آله) و بیان مختصری از اخلاق و اوصاف کثیره الفضائل آن حضرت است» (1)
در باره شمائل ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز می توان در منابع تاریخی و روایی مطالبی را پیدا کرد.

1.منتهی الامال، ج1، ص51

شروحیل;998434 نوشت:
(چهره نگاری های دوره صفویه از ائمه و پیامبر و صحابه که گاهی با خرافات آمیخته شده اند ، در موزه ها موجود است)

آغاز چهره نگاری در مورد معصومین علیهم السلام از زمان صفویه نیست بلکه پیش از آن نیز بود.هنرمندان مسلمان در دوره میانه، چهره و پیکر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در نقاشی‌ها و نگاره‌های خود، به تصویر می‌کشیدند که نمونه‌های فراوانی برای آنها می‌توان یافت. گاه تصویر پیامبر به طور کامل و گاه با کشیدن پرده یا شعله آتشی بر چهره مبارک ایشان ترسیم می‌شد.
با رصد کردن نگارگری‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) در سنت هنر اسلامی، دو دوره ایلخانی و تیموری در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی بروز خاصی دارند، و بر اساس اسناد موجود، در این دوره‌ها،‌ برخی کتاب‌های تاریخی، کتاب‌آرایی شدند و وقایع صدر اسلام در قالب نقاشی‌های نگارگری، ارایه شد. سنت نگارگری تاریخ اسلام تا دوران عثمانی ادامه یافت که در این جا به چند اثر ویژه و برتر اشاره می‌شود.
چهره پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای اولین بار در کتاب جامع التواریخ نگارگری شد. پروژه نسخه‌پردازی و مصورکردن کتاب جامع‌التواریخ، اثر رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر غازان خان ایلخانی، مهم‌ترین اثر نگارگری دوره ایلخانی است، که در چندین بخش و نسخه مصور شده است. در وقف‌نامه ربع رشیدی ثبت است که در کتابت‌خانه ربع رشیدی هر سال دو نسخه از این کتاب، یکی به عربی و دیگری به فارسی، کتابت می‌شده و نسخه عربی را به بلاد عربی و نسخه فارسی را به بلاد فارسی‌زبان می‌فرستادند. در بسیاری از نگاره‌های این نسخه ارزشمند، عناصر هنر بیزانسی متأثر از نگاره‌های مسیحی، عناصر هنر دوره چینی، متأثر از فرهنگ و طومارهای نقاشی دوره تانک چینی، فرهنگ مذهب بودایی و عناصر هنر ایرانی و اسلامی که از دور‌ه‌های گذشته به ویژه مکتب بغداد بین‌النهرین به یادگار مانده، به خوبی در کنار یک‌دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. شکل طوماری و چینی نگاره ها در کنار خطوط خشک و ضخیم لباس‌های بیزانسی و ترکیب‌بندی ایرانی نگاره‌ها، مجموعه‌ای منحصر به فرد از این نسخه را در دوره ایلخانی به نمایش می‌گذارد.(1)

1.بررسی مضامین مذهبی در نسخ خطی جامع التواریخ، فاطمه صداقت، دو فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات هنر اسلامی، شماره دهم، بهار و تابستان ۱۳۸۸؛ نگارگری ایرانی: پژوهشی در تاریخ نقاشی و نگارگری ایران، یعقوب آژند، سمت،‌ تهران، ۱۳۸۹، ج ۱،‌ ص ۱۴۵ -۱۴۷.

سلام
بنده در یک مقاله خواندم که تصویر معنا را محدود می کند . یکی از دلایلی که مثلا مراجع نمی گذارند که تصویر ائمه را در فیلم ها و سریال ها نمایش دهند همین است. اون مقاله رو بخونید . جالب است. البته نویسنده اش خیلی آدم دانشمند باسوادی نیست ولی مقاله ی نسبتا خوبی است .
عنوان مقاله هست :((رسانه و موجبیت تکنولوژی)) نوشته دکتر ابراهیم فیاض

عماد;998494 نوشت:

آغاز چهره نگاری در مورد معصومین علیهم السلام از زمان صفویه نیست بلکه پیش از آن نیز بود.هنرمندان مسلمان در دوره میانه، چهره و پیکر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در نقاشی‌ها و نگاره‌های خود، به تصویر می‌کشیدند که نمونه‌های فراوانی برای آنها می‌توان یافت. گاه تصویر پیامبر به طور کامل و گاه با کشیدن پرده یا شعله آتشی بر چهره مبارک ایشان ترسیم می‌شد.
با رصد کردن نگارگری‌های پیامبر(صلی الله علیه و آله) در سنت هنر اسلامی، دو دوره ایلخانی و تیموری در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی بروز خاصی دارند، و بر اساس اسناد موجود، در این دوره‌ها،‌ برخی کتاب‌های تاریخی، کتاب‌آرایی شدند و وقایع صدر اسلام در قالب نقاشی‌های نگارگری، ارایه شد. سنت نگارگری تاریخ اسلام تا دوران عثمانی ادامه یافت که در این جا به چند اثر ویژه و برتر اشاره می‌شود.
چهره پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای اولین بار در کتاب جامع التواریخ نگارگری شد. پروژه نسخه‌پردازی و مصورکردن کتاب جامع‌التواریخ، اثر رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر غازان خان ایلخانی، مهم‌ترین اثر نگارگری دوره ایلخانی است، که در چندین بخش و نسخه مصور شده است. در وقف‌نامه ربع رشیدی ثبت است که در کتابت‌خانه ربع رشیدی هر سال دو نسخه از این کتاب، یکی به عربی و دیگری به فارسی، کتابت می‌شده و نسخه عربی را به بلاد عربی و نسخه فارسی را به بلاد فارسی‌زبان می‌فرستادند. در بسیاری از نگاره‌های این نسخه ارزشمند، عناصر هنر بیزانسی متأثر از نگاره‌های مسیحی، عناصر هنر دوره چینی، متأثر از فرهنگ و طومارهای نقاشی دوره تانک چینی، فرهنگ مذهب بودایی و عناصر هنر ایرانی و اسلامی که از دور‌ه‌های گذشته به ویژه مکتب بغداد بین‌النهرین به یادگار مانده، به خوبی در کنار یک‌دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. شکل طوماری و چینی نگاره ها در کنار خطوط خشک و ضخیم لباس‌های بیزانسی و ترکیب‌بندی ایرانی نگاره‌ها، مجموعه‌ای منحصر به فرد از این نسخه را در دوره ایلخانی به نمایش می‌گذارد.(1)

1.بررسی مضامین مذهبی در نسخ خطی جامع التواریخ، فاطمه صداقت، دو فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات هنر اسلامی، شماره دهم، بهار و تابستان ۱۳۸۸؛ نگارگری ایرانی: پژوهشی در تاریخ نقاشی و نگارگری ایران، یعقوب آژند، سمت،‌ تهران، ۱۳۸۹، ج ۱،‌ ص ۱۴۵ -۱۴۷.

سلام و عرض ادب

ممنون از اطلاعات مفید شما

منظور بنده اشاره به آغاز انحرافات تشیع به وسیله صفویه در این زمینه بود .

نه این که آغاز نگار گری به اصطلاح عامیانه اسلامی ، از زمان صفویه باشد .

در پناه حق تعالی

شروحیل;998538 نوشت:
منظور بنده اشاره به آغاز انحرافات تشیع به وسیله صفویه در این زمینه بود .

اگر چه اینجا بحث صفویه نیست و باید تاپیک جدیدی به همین عنوان زده شود تا در آن بحث کنیم. اما صفویه اگر چه اشتباهاتی داشتند و اما خدمات زیادی نیز انجام دادند که قابل انکار نیست.
از قبیل اشتباهات صفویه چه در دوران خلافی ثلاثه، چه خلافت امویان و چه در خلافت عباسیان و نیز چه در دوران حکومت های اهل سنت از جمله عثمانی بسیار دیده می شود و این گونه اشتباهات منحصر به صفویه نیست
موضوع قفل شده است