جمع بندی چرا تشخیص موضوعات بر عهده مکلف است؟

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا تشخیص موضوعات بر عهده مکلف است؟

براساس آیه :ان هذاالقرآن یهدی للتی هی اقوم:چرادربرخی امورماننداحکام شرعی تشخیص موضوعات به عهده مکلف است

برچسب: 

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد سجاد

[TD][/TD]

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

مخاطب;1007104 نوشت:
براساس آیه :ان هذاالقرآن یهدی للتی هی اقوم:چرادربرخی امورماننداحکام شرعی تشخیص موضوعات به عهده مکلف است


بسم الله الرحمن الرحیم


1. حکم و موضوع:
اوامر و دستورات فقهی، از دو بخش موضوع و حکم تشکیل شده است. مثلا در عبارت «الکل صنعتی، پاک است»، «الکل صنعتی» موضوع، و «طهارت»، حکم آن است. مجتهد بر اساس منابع دینی باید حکم الکل صنعتی را استنباط کند و تشخیص دهد که پاک است یا نجس. پس از بیان حکم شرعی، مکلف باید تشخیص دهد که مایعی که با آن مواجه شده، الکل است یا چیز دیگر و اگر الکل است، آیا الکل صنعتی است یا الکل غیر صنعتی:
الکل صنعتی، پاک است یا خیر: وظیفه فقیه.
این ماده، الکل صنعتی است یا خیر: وظیفه مکلف.
اما گاهی تشخیص برخی موضوعات، به سادگی ممکن نبوده و نیاز به استنباط دارند که مجتهد باید آن را تشخیص دهد. به این دسته از موضوعات، موضوعات استنباطی گویند. مثلا در اصل، رؤیت هلال (دیدن هلال اول ماه)، وظیفه مکلف است اما اینکه رویت با چشم مسلح هم مصداق رؤیت مورد نظر شرع هست یا نه، جزو موضوعاتی است که باید مجتهد، استنباط کند.

2. انواع موضوعات
از آنچه گفته شد، مشخص می شود، موضوعات خود بر دو دسته اند: موضوعات استنباطی و موضوعات غیر استنباطی.

2- الف) موضوعات غیر استنباطی:
در فقه، بسیاری از موضوعات احکام، همان موضوعاتی است که عرف یا کارشناس آن را می شناسد و تشخیص می دهد. فقها وقتی احکام مربوط به این موضوعات را بیان می کنند، منظورشان همان چیزی است که عرف عمومی یا عرف کارشناسی تعریف می کند و با آن سر و کار دارد.
موضوعات عرفی: انسان در تاریخ زندگی خود، بسیاری از موضوعات را ایجاد کرده است. مثلا انواع روابط تجاری و اقتصادی، معاملات، قراردادها و ... مثل اجاره، قرض، بیع سلف، نسیه و ... . بنا بر این، به راحتی آنها را می شناسد. در این موارد، احکام شریعت، درباره همان چیزهایی وارد می شود که عرف هم آن را می شناسد. بنا بر این، تشخیص موضوع، در توان خود مردم هست و فقیه تنها احکام و حدود و شرایط شرعی آن را بیان می کند.
همچنین عرف موضوعات طبیعی و خارجی که با آن سر و کار دارد را به راحتی می شناسد و تعریف می کند. مثلا می داند که آب چیست، الکل چیست، آب انگور چیست و ... .
موضوعات تخصصی: برخی موضوعات تخصصی است و کارشناس فن تشخیص می دهد. مثلا تشخیص پولک دار بودن یا نبودن برخی ماهی ها از عهده همه مردم بر نمی آید اما کارشناس یا ماهیگیر با سابقه می تواند تشخیص دهد.
این موضوعات نیازی به استنباط و تعریف بر اساس ادله شرعی ندارد و مجتهد تنها حکم آن را بیان می کند. اما تشخیص موضوع با خود مکلف است.
مثلا مجتهد بر اساس منابع شریعت، حکم می کند که ماهی پولک دار حلال است، اما تشخیص ماهی بدون پولک یا تمییز موارد مشکوک، بر عهده اهل این حرفه می باشد.

2-ب) موضوعات استنباطی
شریعت موضوعات زیادی مانند نماز و روزه را تعریف و وارد زندگی کرده است. تعیین محدوده، شرایط (شرایط آب کر و آب قلیل) و تمایز بین آنها (مثلا فرق ربا با بیع، سود حلال و سود حرام) هم در منابع شرعی وارد شده است. بنا بر این، عرف نمی تواند بگوید چه چیزی نماز است یا نیست. یا فرق بین جهاد با امر به معروف و نهی از منکر چیست. تشخیص این موضوعات، نیاز به اجتهاد در منابع دارد. در این موارد، مکلف هم موضوع و هم حکم آن را از مجتهد می گیرد.

پیروز و موفق باشید
[/][/][/]

با عرض سلام مهمترین مسائل دینی که اصول دین هستند اموری تحقیقی هستند و نه تقلیدی و در اصول دین نمیتوان تقلید نمود و در این مورد تشخیص بر عهده خود مکلف است .سوال من از کارشناس محترم اینست که اگر کسی صادقانه و بی غرض در اصول دین تحقیق کند و به نتیجه نرسد تکلیفش چیست؟ مسلما گر کسی اصول دین را قبول نداشته باشد دیگر نمی تواند از مجتهد تقلید کند

[="Tahoma"][="Black"][="3"]

Reza24;1007591 نوشت:
با عرض سلام مهمترین مسائل دینی که اصول دین هستند اموری تحقیقی هستند و نه تقلیدی و در اصول دین نمیتوان تقلید نمود و در این مورد تشخیص بر عهده خود مکلف است .سوال من از کارشناس محترم اینست که اگر کسی صادقانه و بی غرض در اصول دین تحقیق کند و به نتیجه نرسد تکلیفش چیست؟ مسلما گر کسی اصول دین را قبول نداشته باشد دیگر نمی تواند از مجتهد تقلید کند

سلام علیکم و رحمه الله

لطفا برای دریافت پاسخ و برای کسب اطلاعات بیشتر در این موضوع به تاپیک زیر مراجعه کرده و در صورت ادامه سؤال در تاپیک های مشابه بپرسید.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=55479

موفق باشید[/][/][/]

سوال:
چرا تشخیص موضوعات بر عهده مکلف است؟

پاسخ:
1. حکم و موضوع:
اوامر و دستورات فقهی، از دو بخش موضوع و حکم تشکیل شده است. مثلا در عبارت «الکل صنعتی، پاک است»، «الکل صنعتی» موضوع، و «طهارت»، حکم آن است. مجتهد بر اساس منابع دینی باید حکم الکل صنعتی را استنباط کند و تشخیص دهد که پاک است یا نجس. پس از بیان حکم شرعی، مکلف باید تشخیص دهد که مایعی که با آن مواجه شده، الکل است یا چیز دیگر و اگر الکل است، آیا الکل صنعتی است یا الکل غیر صنعتی:
الکل صنعتی، پاک است یا خیر: وظیفه فقیه.
این ماده، الکل صنعتی است یا خیر: وظیفه مکلف.
اما گاهی تشخیص برخی موضوعات، به سادگی ممکن نبوده و نیاز به استنباط دارند که مجتهد باید آن را تشخیص دهد. به این دسته از موضوعات، موضوعات استنباطی گویند. مثلا در اصل، رؤیت هلال (دیدن هلال اول ماه)، وظیفه مکلف است اما اینکه رویت با چشم مسلح هم مصداق رؤیت مورد نظر شرع هست یا نه، جزو موضوعاتی است که باید مجتهد، استنباط کند.

2. انواع موضوعات
از آنچه گفته شد، مشخص می شود، موضوعات خود بر دو دسته اند: موضوعات استنباطی و موضوعات غیر استنباطی.

2- الف) موضوعات غیر استنباطی:
در فقه، بسیاری از موضوعات احکام، همان موضوعاتی است که عرف یا کارشناس آن را می شناسد و تشخیص می دهد. فقها وقتی احکام مربوط به این موضوعات را بیان می کنند، منظورشان همان چیزی است که عرف عمومی یا عرف کارشناسی تعریف می کند و با آن سر و کار دارد.
موضوعات عرفی: انسان در تاریخ زندگی خود، بسیاری از موضوعات را ایجاد کرده است. مثلا انواع روابط تجاری و اقتصادی، معاملات، قراردادها و ... مثل اجاره، قرض، بیع سلف، نسیه و ... . بنا بر این، به راحتی آنها را می شناسد. در این موارد، احکام شریعت، درباره همان چیزهایی وارد می شود که عرف هم آن را می شناسد. بنا بر این، تشخیص موضوع، در توان خود مردم هست و فقیه تنها احکام و حدود و شرایط شرعی آن را بیان می کند.
همچنین عرف موضوعات طبیعی و خارجی که با آن سر و کار دارد را به راحتی می شناسد و تعریف می کند. مثلا می داند که آب چیست، الکل چیست، آب انگور چیست و ... .
موضوعات تخصصی: برخی موضوعات تخصصی است و کارشناس فن تشخیص می دهد. مثلا تشخیص پولک دار بودن یا نبودن برخی ماهی ها از عهده همه مردم بر نمی آید اما کارشناس یا ماهیگیر با سابقه می تواند تشخیص دهد.
این موضوعات نیازی به استنباط و تعریف بر اساس ادله شرعی ندارد و مجتهد تنها حکم آن را بیان می کند. اما تشخیص موضوع با خود مکلف است.
مثلا مجتهد بر اساس منابع شریعت، حکم می کند که ماهی پولک دار حلال است، اما تشخیص ماهی بدون پولک یا تمییز موارد مشکوک، بر عهده اهل این حرفه می باشد.

2-ب) موضوعات استنباطی
شریعت موضوعات زیادی مانند نماز و روزه را تعریف و وارد زندگی کرده است. تعیین محدوده، شرایط (شرایط آب کر و آب قلیل) و تمایز بین آنها (مثلا فرق ربا با بیع، سود حلال و سود حرام) هم در منابع شرعی وارد شده است. بنا بر این، عرف نمی تواند بگوید چه چیزی نماز است یا نیست. یا فرق بین جهاد با امر به معروف و نهی از منکر چیست. تشخیص این موضوعات، نیاز به اجتهاد در منابع دارد. در این موارد، مکلف هم موضوع و هم حکم آن را از مجتهد می گیرد.

موضوع قفل شده است