جمع بندی چرا افراد دقیانوس نمی توانست وارد غار اصحاب کهف شوند؟

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا افراد دقیانوس نمی توانست وارد غار اصحاب کهف شوند؟

با سلام
با اینکه چند بار این فیلم پخش شد و اینکه چند بار تکرار این فیلم و مخصوصا قسمتهای
آخرش رو دیدم آخرش متوجه نشدم چرا افراد دقیانوس نتوانستند وارد غار اصحاب کهف شوند
فقط وارد این غار می شدند و وحشت زده می آمدند بیرون هیچ وقت هم واضح نگفتند آنجا چه می دیدند و چه اتفاقی می افتاد؟
ممنون میشم راهنمایی کنید.

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مقداد

javad_joon;889542 نوشت:
با سلام
با اینکه چند بار این فیلم پخش شد و اینکه چند بار تکرار این فیلم و مخصوصا قسمتهای
آخرش رو دیدم آخرش متوجه نشدم چرا افراد دقیانوس نتوانستند وارد غار اصحاب کهف شوند
فقط وارد این غار می شدند و وحشت زده می آمدند بیرون هیچ وقت هم واضح نگفتند آنجا چه می دیدند و چه اتفاقی می افتاد؟
ممنون میشم راهنمایی کنید.

با عرض سلام و ادب.
آنچه که در فیلمهای تاریخی ارائه می شود،ملاک اظهار نظر در مورد حوادث تاریخی نیست.چون در فیلم طبیعی است که برای ارائه جذابتر و جذب مخاطب بیشتر کارگردان و تهیه کننده باید چیزهای زیادی را به اصل داستان اضافه کند.وگرنه بسنده کردن به مواد خام تاریخی قطعاً نمی توان در جذب مخاطب و رساندن پیام داستان موفق باشد.

آنچه از ماجرای اصحاب کهب در منابع روایی و تفسیری آمده است،مطلبی در مورد ترس و وحشت نیروهای دقیانوس برای ورد به غار بیان نشده است.آنچه آمده این است که:دقیانوس چون از گریختن آنان اطلاع یافت با گروه زیادی درپی ایشان شتافت تا به بالای کوه رسید و چون به جانب غار سرازیر شد و آنان را خفته یافت گفت: اگر می خواستم آنان را شکنجه کنم بهتر از این نمی شد که خود را در این غار زندانی کرده اند. سپس دستور داد بناها در غار را محکم بستند. سپس دقیانوس رو به یاران کرد و گفت اینان به خدایشان که در آسمان هاست بگویند، اگر می تواند نجاتشان دهد.(1)

پی نوشتها:
(1). عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 4 صفحه 126.

[="Times New Roman"][="Black"]

مقداد;890397 نوشت:
با عرض سلام و ادب.

سلام خدمت استاد گرامی
احتمالاً منظور این دوست عزیز علت «رعب و وحشت» می‌باشد...
وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا (18 الکهف)
و (اگر به آنها نگاه مى کردى) آنها را بیدار مى پنداشتى; در حالى که در خواب فرو رفته بودند. و ما آنها را به سمت راست و چپ مى گرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها (مانند نگهبان) دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود. اگر از حال آنان آگاه مى شدى، از آنان مى گریختى; و تمام وجودت را وحشت فرا مى گرفت![/][/]

פسیـטּ;890493 نوشت:

سلام خدمت استاد گرامی
احتمالاً منظور این دوست عزیز علت «رعب و وحشت» می‌باشد...
وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا (18 الکهف)
و (اگر به آنها نگاه مى کردى) آنها را بیدار مى پنداشتى; در حالى که در خواب فرو رفته بودند. و ما آنها را به سمت راست و چپ مى گرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها (مانند نگهبان) دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود. اگر از حال آنان آگاه مى شدى، از آنان مى گریختى; و تمام وجودت را وحشت فرا مى گرفت!

علیکم السلام.
طبق آنچه از گزارشات روایی و تفسیری بدست می اید این ترس و وحشت در مورد یاران دقیانوس نیامده است چون آنها به محض اطلاعاز حضور این جوانان مومن در درون غار،دهانه غار را بستند تا به خیال خودشان آنها را زنده بگور کنند. این ترس و وحشت مربوط به دوستان و علاقمندان به این جوانان دیندار بود که مدتها بعد از بسته شدن دهانه غار و وقتی که سربازان دقیانوس مطئن شدند آنها مرده اند،پی کار خودشان رفته بودند و اینها آمدنده بودند تا از وضعیت آنها مطلع شوند که بخاطر وضع سگ اصحاب کهف و نوع خواب اصحاب کهف،وحشت زده شدند و نتوانستند وارد غار شوند.

مقداد;890547 نوشت:
این ترس و وحشت مربوط به دوستان و علاقمندان

سلام
مدرک حرف تون از چه منبعی است؟
تفاسیر هم این مطلب شما رو تایید میکنند؟یا اینکه در تفاسیر این آیه به عنوان تشبیه بلاغی است نه اینکه واقعا اتفاق افتاده باشد ؟

عبد آبق;890572 نوشت:
سلام
مدرک حرف تون از چه منبعی است؟
تفاسیر هم این مطلب شما رو تایید میکنند؟یا اینکه در تفاسیر این آیه به عنوان تشبیه بلاغی است نه اینکه واقعا اتفاق افتاده باشد ؟

علیکم السلام.
طبق بیان آیه 18 سوره کهف که به بیان چگونگی حالت خواب اصحاب کهف می پردازد.بصورت عام و کلی بیان می کند که حالت خوابیدن آنها و همچنین کیفیت خواب سگ آنها،بگونه ای بوده که هیچ موجودی جرأت نمی کرد به آنها نزدیک شود و تقریباً می توان این حالت را امدادی الهی بدانیم که برای حفظ آنها از آسیب و گزند حیوانات و ... به این حالت ترسناک و وحشتناک بخواب رفته بودند.

لذا در این آیه ترس و وحشت را به گروه خاصی اختصاص نمی دهد. منتهی بنده عرض کرده بودم که وقتی در منابع تفسیری در مورد رسیدن نیروهای دقیانوس به غار،بنده مطلبی در مورد ترس و وحشت یاران آنها ندیدم و ظاهراً آنها به محض اطلاع از حضور این جوانان متدین در درون غار،دهانه غار ر بستند که آنها به اصطلاح زنده بگور شوند.هر چند با توجه به ایه 18 سوره کهف این ترس و وحشت را می توان به آنها هم نسبت داد.

آنچه از تصریح آیه 18 سوره کهف استفاده می شود این است که به قدرت الهی کیفیت خوابیدن اصحاب کهف بگونه ای بود که هیچ موجودی جرأت نزدیک شدن به آنها را نداشت.

مقداد;890621 نوشت:

کیفیت خوابیدن اصحاب کهف بگونه ای بود که هیچ موجودی جرأت نزدیک شدن به آنها را نداشت.


این کیفیت مربوط به چه موضوعی بوده است؟ وضعیت قرار گرفتن بدن در حین خواب؟ یا خود خواب؟ (مثلا خوابی غیر از خواب عادی و غیر از بیداری ، یک چیز خاصی بوده باشد).

اینکه آیه می فرماید: لو اطلعت ، منظور اطلاع از چه امری است؟
آیا می تواند منظور ، طرز قرار گیری بدن باشد؟
به نظرم می آید اموری مثل طرز قرار گیری بدن ، که محسوس هستند و با چشم مشاهده می شوند ، در اینجا مراد نیست. بلکه یک امر معقول در اینجا مراد است.
زیرا ( احتمالا ) در امور محسوس ، " لو " (اگر) مناسبت ندارد. چون امور محسوس برای همه قابل حس است. اینجا ظاهراً مراد از " لو اطلعت " ، امری است که برای همگان قابل احساس و ادراک نیست. به همین خاطر می فرماید " لو ".

طوفان خورشیدی;890728 نوشت:
این کیفیت مربوط به چه موضوعی بوده است؟ وضعیت قرار گرفتن بدن در حین خواب؟ یا خود خواب؟ (مثلا خوابی غیر از خواب عادی و غیر از بیداری ، یک چیز خاصی بوده باشد).

اینکه آیه می فرماید: لو اطلعت ، منظور اطلاع از چه امری است؟
آیا می تواند منظور ، طرز قرار گیری بدن باشد؟
به نظرم می آید اموری مثل طرز قرار گیری بدن ، که محسوس هستند و با چشم مشاهده می شوند ، در اینجا مراد نیست. بلکه یک امر معقول در اینجا مراد است.
زیرا ( احتمالا ) در امور محسوس ، " لو " (اگر) مناسبت ندارد. چون امور محسوس برای همه قابل حس است. اینجا ظاهراً مراد از " لو اطلعت " ، امری است که برای همگان قابل احساس و ادراک نیست. به همین خاطر می فرماید " لو ".

با عرض سلام و ادب.

صریح آیه 18 سوره کهف بیان می کند که این موضوع مربوط به چگونگی وضع بدن و حالت آنها و نیز وضعیت سگ آنها در حال خوب می باشد و برای همگان محسوس بود.لذا کسی جرأت نمی کرد وارد غار شده و به آنها نزدیک شود.

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا (18 الکهف)
و (اگر به آنها نگاه مى کردى) آنها را بیدار مى پنداشتى; در حالى که در خواب فرو رفته بودند. و ما آنها را به سمت راست و چپ مى گرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها (مانند نگهبان) دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود. اگر از حال آنان آگاه مى شدى، از آنان مى گریختى; و تمام وجودت را وحشت فرا مى گرفت!

یعنی آنها با اینکه خوابیده بودند چشمهایشان باز بود و اگر دقت کرده باشید این حالت شخص خوابیده،واقعاً ترسناک می باشد.در مورد نکات تفسیری باید سوالتان را در تاپیک مستقلی مطرح کنید تا کارشناسان تفسیر پاسخ مناسب را ارائه کنند.

ظاهرا هر کس بر انها مطلع شد ترسید و فرار کرد

پرسش:
چرا افراد دقیانوس نمی توانست وارد غار اصحاب کهف شوند؟

پاسخ:
طبق آنچه از گزارشات روایی و تفسیری بدست می آید این ترس و وحشت در مورد یاران دقیانوس نیامده است چون آنها به محض اطلاع از حضور این جوانان مومن در درون غار،دهانه غار را بستند تا به خیال خودشان آنها را زنده بگور کنند. این ترس و وحشت مربوط به دوستان و علاقمندان به این جوانان دیندار بود که مدتها بعد از بسته شدن دهانه غار و وقتی که سربازان دقیانوس مطمئن شدند آنها مرده اند،پی کار خودشان رفته بودند و اینها آمدنده بودند تا از وضعیت آنها مطلع شوند که بخاطر وضع سگ اصحاب کهف و نوع خواب اصحاب کهف،وحشت زده شدند و نتوانستند وارد غار شوند.

طبق بیان آیه 18 سوره کهف که به بیان چگونگی حالت خواب اصحاب کهف می پردازد.بصورت عام و کلی بیان می کند که حالت خوابیدن آنها و همچنین کیفیت خواب سگ آنها،بگونه ای بوده که هیچ موجودی جرأت نمی کرد به آنها نزدیک شود و تقریباً می توان این حالت را امدادی الهی بدانیم که برای حفظ آنها از آسیب و گزند حیوانات و ... به این حالت ترسناک و وحشتناک بخواب رفته بودند.

آنچه از تصریح آیه 18 سوره کهف استفاده می شود این است که به قدرت الهی کیفیت خوابیدن اصحاب کهف بگونه ای بود که هیچ موجودی جرأت نزدیک شدن به آنها را نداشت.
آیه 18 سوره کهف بیان می کند که این موضوع مربوط به چگونگی وضع بدن و حالت آنها و نیز وضعیت سگ آنها در حال خوب می باشد و برای همگان محسوس بود.لذا کسی جرأت نمی کرد وارد غار شده و به آنها نزدیک شود.
وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا (18 الکهف)

و (اگر به آنها نگاه مى کردى) آنها را بیدار مى پنداشتى; در حالى که در خواب فرو رفته بودند. و ما آنها را به سمت راست و چپ مى گرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها (مانند نگهبان) دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود. اگر از حال آنان آگاه مى شدى، از آنان مى گریختى; و تمام وجودت را وحشت فرا مى گرفت!
یعنی آنها با اینکه خوابیده بودند چشمهایشان باز بود و اگر دقت کرده باشید این حالت شخص خوابیده،واقعاً ترسناک می باشد.در مورد نکات تفسیری باید سوالتان را در تاپیک مستقلی مطرح کنید تا کارشناسان تفسیر پاسخ مناسب را ارائه کنند.

آنچه در مورد دقیانوس و نیروهایش آمده این است که:دقیانوس چون از گریختن آنان اطلاع یافت با گروه زیادی درپی ایشان شتافت تا به بالای کوه رسید و چون به جانب غار سرازیر شد و آنان را خفته یافت گفت: اگر می خواستم آنان را شکنجه کنم بهتر از این نمی شد که خود را در این غار زندانی کرده اند. سپس دستور داد بناها در غار را محکم بستند. سپس دقیانوس رو به یاران کرد و گفت اینان به خدایشان که در آسمان هاست بگویند، اگر می تواند نجاتشان دهد.(1)

پی نوشتها:
(1). عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 4 صفحه 126.

موضوع قفل شده است