جمع بندی پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با عرض سلام ....

جناب استاد میقات ... فکر میکنم علته اصلی که چنین مشگلی مطرح شده ... این هست که ما انسانها درکه درستی از خدا نداریم ...
آیا این تصور ... تصوری اشتباه از خداوند است ...

قصدم به چالش کشیدن است ... فرض کنین تصور من اینگونه باشد ...

تصوری که ... دارم آن است که خداوند علت العلول است ... منبع وجود است ... همانطور که چراغ منبع نور است ... خداوند نیز منبع وجود . حیات . علم است و اختیاری در پراکندن آن ندارد ... حتی تصور میکنم که در به بهشت بردن یا به جهنم بردن من اختیاری ندارد ... به نظره من خداوند یا منبع وجودی که از آن صحبت میکنیم ماننده آبشاری است که در حال فرو ریختن میباشد و اختیار و تصمیم و هوشمندی ندارد و حال آنکه پیامبرانی مانند حضرت محمد (ص) و ... از آنجهت که توانسته اند مراتب وجودی خویش را بالاببرند ... توانسته اند درکی از این منبع داشته باشند و آن را به نام قرآن ... یا انجیل عنوان کنند ... پس بنابراین قرآن و انجیل و ... شهودی است از ذات اقدس الهی میتونه باشه ...

این نوع تفکر چه ایرادی داره ...

آیا به نظره شما خداوند میتونه اختیار و هوشمندی داشته باشه ...

اختیار ... تصمیم به انجامه کاری .
هوشمندی ... فکر کنه که چه کاری مناسب تر هست اون کار رو انجام بده ...
انتخاب ... چه کسی بیشتر به درده پیامبری میخوره ... اون شخص رو پیامبر بکنه ...

البته صحبت در مورده ذات الهی ... تیری است در تاریکی ...

[="Tahoma"][="3"]

FT_Mohammadi;423121 نوشت:
با عرض سلام ....

جناب استاد میقات ... فکر میکنم علته اصلی که چنین مشگلی مطرح شده ... این هست که ما انسانها درکه درستی از خدا نداریم ...
آیا این تصور ... تصوری اشتباه از خداوند است ...

قصدم به چالش کشیدن است ... فرض کنین تصور من اینگونه باشد ...

تصوری که ... دارم آن است که خداوند علت العلول است ... منبع وجود است ... همانطور که چراغ منبع نور است ... خداوند نیز منبع وجود . حیات . علم است و اختیاری در پراکندن آن ندارد ... حتی تصور میکنم که در به بهشت بردن یا به جهنم بردن من اختیاری ندارد ... به نظره من خداوند یا منبع وجودی که از آن صحبت میکنیم ماننده آبشاری است که در حال فرو ریختن میباشد و اختیار و تصمیم و هوشمندی ندارد و حال آنکه پیامبرانی مانند حضرت محمد (ص) و ... از آنجهت که توانسته اند مراتب وجودی خویش را بالاببرند ... توانسته اند درکی از این منبع داشته باشند و آن را به نام قرآن ... یا انجیل عنوان کنند ... پس بنابراین قرآن و انجیل و ... شهودی است از ذات اقدس الهی میتونه باشه ...

این نوع تفکر چه ایرادی داره ...

آیا به نظره شما خداوند میتونه اختیار و هوشمندی داشته باشه ...

اختیار ... تصمیم به انجامه کاری .
هوشمندی ... فکر کنه که چه کاری مناسب تر هست اون کار رو انجام بده ...
انتخاب ... چه کسی بیشتر به درده پیامبری میخوره ... اون شخص رو پیامبر بکنه ...

البته صحبت در مورده ذات الهی ... تیری است در تاریکی ...

با سلام و درود

چنین تفکر و مطالبی علاوه بر این که از نظر عقلی و فلسفی اشتباه و باطل است ـ که باید در جای خود بررسی شود ـ آیات الهی نیز آن را به صراحت رد می کند.

در این زمینه آیات فراوانی وجود دارد که به برخی اشاره می کنم:

هر آن چه خدا بخواهد انجام می دهد:
«وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُريدُ»؛ ولى خداوند، آنچه را مى ‏خواهد، (از روى حكمت) انجام مى‏ دهد (و هيچ كس را به قبول چيزى مجبور نمى ‏كند). (بقره، 253)

«إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُريدُ»؛ خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حكم مى ‏كند. (مائده، 1)

«فَعَّالٌ لِما يُريدُ»؛ و آنچه را مى‏ خواهد انجام مى‏ دهد. (بروج، 16)

فقط اراده الهی:
«وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»؛ و اگر خداوند، (براى امتحان يا كيفر گناه،) زيانى به تو رساند، هيچ كس جز او آن را برطرف نمى ‏سازد و اگر اراده خيرى براى تو كند، هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد! آن را به هر كس از بندگانش بخواهد مى ‏رساند و او غفور و رحيم است! (یونس، 107)

همه چیز به اراده الهی است:
«وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ»؛ و شما اراده نمى‏ كنيد مگر اينكه خداوند ـ پروردگار جهانيان ـ اراده كند و بخواهد. (تکویر، 29)

بخشش و عذاب به اراده او است:
«لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما في‏ أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»؛ آنچه در آسمانها و زمين است، از آنِ خداست. و (از اين رو) اگر آنچه را در دل داريد، آشكار سازيد يا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه مى ‏كند. سپس هر كس را بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، مى ‏بخشد و هر كس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات مى ‏كند. و خداوند به همه چيز قدرت دارد. (بقره، 284)

پیامبران و رسولان، برگزیدگان و منتخبان الهی هستند:
«وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي‏ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ»؛ ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد بر می گزيند. (آل عمران، 179)

«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ»؛ خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد. (آل عمران، 33)

«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ»؛ و (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است. (آل عمران، 42)

«اللَّهُ يَصْطَفي‏ مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ بَصيرٌ»؛ خداوند از فرشتگان رسولانى بر مى ‏گزيند، و همچنين از مردم خداوند شنوا و بيناست. (حج، 75)[/][/]

ممنون جناب میقات ...

کاملا منطق هست و قانع شدم ...

پرسش:
پیامبر فقط سخن خداوند را منتقل می کردند یا آنچه از سخن خدا برداشت می کردند را به عنوان قرآن بیان می کردند؟

پاسخ:
با سلام و درود
قرآن کلام الهی است و با همین الفاظ و عبارات، از طرف خداوند بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نازل شده است.
برای اثبات وحیانی بودن قرآن می توان از خود قرآن استفاده کرد:
1. خداوند بارها قرآن را از جانب خود معرفی کرده و فرموده:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم!(1)
«وَ أَنْزَلَ الْفُرْقان‏»؛ و كتابى كه حق را از باطل مشخّص مى‏سازد، نازل كرد.(2)
«ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ»؛ اينها، به خاطر آن است كه خداوند، كتاب (آسمانى) را به حق، (و توأم با نشانه‏ها و دلايل روشن،) نازل كرده است.(3)
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآن‏»؛ اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى‏كرديم.(4)
و ...
2. قرآن می فرماید پیامبر حق تغییر و تبدیل در قرآن را ندارد:
«قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَي‏»؛ بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم!(5)
«وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ»؛ اگر او سخنى دروغ بر ما مى‏بست، ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم‏.(6)
3. هم‏ چنين در آيات ديگرى تعبيرهاى «قرائت» (7)، «تلاوت» (8) و «ترتيل» (9) به كار رفته است، که دلالت دارد بر اين‏ كه الفاظ و عبارت ‏هاى قرآن از پيامبر صلى اللّه عليه وآله نيست‏.
4. برخى از اوصاف قرآن نظير «كلام اللّه» (10) و «كلمات اللّه» (11) نيز با اين نكته سازگار است كه قرآن در قالب الفاظ و عبارات نازل شده است.
‏نکته: ممکن است اشکال شود که شما با خود قرآن می خواهید الهی بودن آن را اثابت کنید، و این دور است و دور هم باطل است.
در جواب می گوییم، فرض ما بر این است که روی سخن ما با کسی است که به نبوت و مقام علم و عصمت پیامبر (صلی الله علیه وآله)، ایمان دارد. در این صورت اگر در ابتدا هم احتمال بدهیم قرآن کلام پیامبر است، ولی با تصریح خود قرآن، دیگر جای شک و تردی باقی نمی ماند.
بیانی دیگر:
اگر بخواهیم به آیات تحدی قرآن اشاره کنیم، که دیگر این اشکال و جواب فوق هم پیش نمی آید.
در قرآن کریم، تحدی به همه قرآن (12)، تحدی به ده سوره (13)، تحدی به یک سوره (14)، و تحدی به گفتاری چون قرآن (15) شده است.
این که کسی نمی تواند مانند قرآن بیاورد و هنوز هم نتوانسته است بیاورد، از دلائل واضح الهی بودن قرآن است.
هم چنین آیه شریفه: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً»؛ آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند.(16)
همین که اختلافی در قرآن نیست، دلالت برای دارد که کار بشر نیست و الهی است.

استدلالی دیگر:
در مقایسه قرآن و کلام پیامبر (روایات)، تفاوت افق این دو (از لحاظ سبک، بيان و شيوه تركيب كلمات و جملات‏) آشکار است و با اندک تأملی این دوگانگی که واقعیتی انگار ناپذیر است، روشن می شود، و این نشانگر این است که الفاظ قرآن هم کلام الهی است، نه گفتار پیامبر (صلی الله علیه وآله).
روش دیگر اثبات الهی بودن قرآن و الفاظش، استفاده از کلام معصومین (علیهم السلام) است؛ یعنی روایات قطعی از شخص رسول اكرم (صلی الله علیه وآله)، یا یكی از امامان معصوم (علیهم السلام) که فرموده اند: قرآن از طرف خداوند می باشد.
با توجه به مقام علم و عصمت این حضرات، جای تردیدی باقی نمی ماند كه قرآن كلام پیامبر نیست، بلكه عین الفاظش نیز نازل شده از سوی خداوند است.


روایات در توصیف جبرائیل
در روایات داریم که برای حضرت جبرائیل ششصد بال ذکر شده است.(20)
هم چنین در روايات وارد شده كه حضرت جبرئيل عليه السلام تنها چند مرتبه به صورت اصلى خود بر پيامبر (صلى الله عليه وآله) ظاهر گشت. به هنگام تجلى و ظهور جبرئيل، پيامبر مشاهده فرمودند كه نور او شرق تا غرب عالم را فرا گرفته است:
عَنْ أَبى‌جَعْفَر(عليه السلام) قالَ كانَ بَيْنا رَسُولُ‌اللّه(صلى الله عليه وآله) جالِساً وَ عِنْدَهُ جِبْرَئيِلُ إِذْ حانَتْ مِنْ جِبْرَئيِلِ نَظْرَةٌ قِبَلَ السَّماءِ فَانْتَقَعَ لَوْنُهُ حَتّى صارَ كَأَنَّهُ كُرْكُمٌ ثُمَّ لاذَ بِرَسُولِ‌اللّه(صلى الله عليه وآله)فَنَظَرَ رَسُولُ‌اللّهِ إِلى حَيْثُ نَظَرَ جِبْرَئيِل(عليه السلام) فَإِذاً شَىْءٌ قَدْ مَلَأَ بَيْنَ الْخافِقَيْنِ مُقْبِلا حَتّى دَنا مِنَ الْأَرْضِ... .
امام باقر(عليه السلام) مى‌فرمايند:
روزى رسول خدا (صلى الله عليه وآله) نشسته بودند و جبرئيل نيز نزد ایشان بود كه بناگاه جبرئيل به آسمان نگاه كرد و نورى از او در آسمان ساطع شد و پيوسته رنگش شديدتر مى‌گشت، تا به رنگ زعفران درآمد. سپس جبرئيل خود را به پيامبر نزديك كرد و پيامبر به آسمان نگاه كرد. آنگاه ديدند كه نور جبرئيل غرب تا شرق عالم را فرا گرفته، به زمين نزديك مى ‌گردد.(21)
از این روایات بسیار است. این تعابیر و چنین اوصافی در مورد فرشته ای که نازل کننده وحی است، روشن می سازد که در این بین فرشته ای واسطه بوده و وجود داشته است لذا شهود نفسی و ... نبوده است.
مطلب دیگر؛ این اختصاص به روایات ندارد بلکه ظاهر آیات قرآن نیز همین مطلب را تأیید می کند.

داور برتحدی قرآن کیست؟
متخصصین و اهل فن (صاحب نظران ادبیات عرب) داور هستند و به شهادت آن ها ـ با وجود اقدامات زیادی برای مانند آوری ـ می گویند اصلا چیزی که قابل قیاس با قرآن باشد نیامده است، نه این که آن ها در حدی باشند و قرآن بهتر باشد.
2. ما که به مسلمانان ارجاع نمی دهیم، بلکه به اهل فن و متخصصین ادبیات ارجاع می دهیم.
3. اهل فن برای خود معیار و ملاک هایی دارند.
4. به زبان عربی باشد. ضمنا شاهکار ادبیات عرب، در همان دوره جاهلیت بوده است. ادیبانی بسیار توانمند بوده اند. لذا اوج شعر عربی در همان زمان بوده و نباید آن را دست کم گرفت.
همان متخصصان و اهل فن می گویند که چیزی که قابل قیاس با قرآن باشد نیامده است.
توجه داشته باشید که قرار نیست من یا شما شهادت بدهیم، بلکه اهل فن باید نظر بدهند. و اهل فن هم می گویند چنین چیزی نیست.

___________

  1. حجر، 9.
  2. آل عمران، 4.
  3. بقره، 176.
  4. حشر، 21.
  5. یونس، 15.
  6. حاقه، 44ـ 46.
  7. نحل، 98.
  8. آل عمران، 58.
  9. مزمل، 4.
  10. بقره، 75؛ توبه، 6؛ فتح، 15.
  11. لقمان، 27.
  12. اسراء، 88.
  13. هود، 13.
  14. یونس، 38 و بقره، 23.
  15. طور، 34.
  16. نساء، 82.
  17. شوری، 51.
  18. بقره، 97.
  19. حاقه، 40؛ تکویر، 19.
  20. تفسير القمي، ج ‏2، ص 207؛ تفسير نورالثقلين، ج ‏4، ص 346 و 347.
  21. تفسير القمی، ج ‏2، ص 28؛ بحارالانوار، ج 56، ص 250، ح 8.
موضوع قفل شده است