پاسخ به وهابیت در شبیه قرار دادن توسل شیعیان با اعتقاد مشرکان به بت ها

تب‌های اولیه

4 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
پاسخ به وهابیت در شبیه قرار دادن توسل شیعیان با اعتقاد مشرکان به بت ها

بسم الله الرحمن الرحیم

وهابیت و در راس آنها ابن تیمیه با توسل به اولیای الهی مخالفت نموده و در این راستا به آیات قرآن استدلال می نمایند. واین در حالی است که مخاطب قران مشرکان بوده اند و نه مسلمانان.enlightened

حال با این جمله سوالم آن است که چه اشتراکی بین اعتقاد شیعه و مشرکین وجود داشته وچه اشتراکی بین توسل شیعه به ائمه و بت پرستی مشرکان از دیدگاه آنان است و پاسخ به آنها چیست.

متشکرم.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صدرا

 

هابیت و در راس آنها ابن تیمیه با توسل به اولیای الهی مخالفت نموده و در این راستا به آیات قرآن استدلال می نمایند. واین در حالی است که مخاطب قران مشرکان بوده اند و نه مسلمانان.enlightened

 

حال با این جمله سوالم آن است که چه اشتراکی بین اعتقاد شیعه و مشرکین وجود داشته وچه اشتراکی بین توسل شیعه به ائمه و بت پرستی مشرکان از دیدگاه آنان است

با سلام و عرض ادب

از دیدگاه «ابن تیمیه» همگی مشرکین از جمله مشرکین حجاز در عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در حیطه ی توحید نظری موحد بوده و شرک آنان صرفا از نظر توحید عبادی و عملی بوده است.

«ابن تیمیه» معتقد بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای اصلاح توحید عبادی مردم مبعوث شده؛ زیرا مشرکین زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از دیدگاه توحید نظری موحد بوده اند؛ زیرا آن به اینکه خالق آنها الله است معترف بوده و شرک آنها در توحید عبادی بوده است.

وی در گامی دیگر در تعریف عبادت، عبادت را عملی دانست که همراه نهایت خضوع و خشوع است که بر اساس تعریف وی بسیاری از اعمال همچون توسل به اولیای الهی در دایره عبادت غیر خدا جای گرفته و عملی مشرکانه تلقی می گردد.

از دیدگاه «ابن تیمیه» و اتباع او همچون «محمدبن عبدالوهاب» اعتقاد و عمل مشرکین با اعتقاد و عمل بسیاری از مسلمانان یکسان بوده و بر این اساس آیاتی که مخاطب آن در قرآن مشرکین بوده، قابل انطباق بر مسلمین قائل به توسل به اولیای الهی است. بر این اساس «محمد بن عبدالوهاب» در کتاب «قواعد الاربع» بیان نمود که شرک مشرکین زمان (مسلمانان قایل به توسل)‌ از شرک مشرکین زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیشتر بوده و از آنجا که آنحضرت با همه ی مشرکین جهاد نمودند، وظیفه ی موحدین جنگ با این گروه از مسلمانان ظاهری است.

ادامه دارد.

توضیح:

«ابن تیمیه» (متوفی728هـ) در  آثار خود مدعی آن بوده که شرک مشرکین از جمله مشرکین حجاز، تنها در حیطه ی توحیدی عبادی (بر اساس تعریف او توحید الوهی)‌ بوده و مشرکین در حیطه ی توحید نظری (بر اساس تعریف او توحید ربوبی) موحد بوده اند. (1) و وظیفه اصلی انبیای الهی نیز دعوت و اصلاح توحید عبادی بوده است. (2)

«ابن تیمیه» در گامی دیگر عبادت را عملی دانسته که مشتمل بر نهایت خضوع و خشوع به همراه محبت بوده؛‌ (3) بر این اساس وی هر عملی را که دارای این دو رکن بوده عبادت معرفی نموده که چنین امری مورد پذیرش همه ی جریانات و تفکرات سلفی پس از وی بوده است.

«ابن تیمیه» با تفسیر خویش از عبادت راه را بر همسانی سازی توسل به اولیای الهی توسط مسلمانان و عبادت و پرستش بتها توسط مشرکین هموار ساخت؛ زیرا با چنین تفسیر فراخی از عبادت هر عملی که بیانگر خضوع و خشوع بوده مصداقی از مصادیق عبادت خواهد بود؛ چنانکه در قرون پس از وی «محمد بن عبدالوهاب» (م1207هـ) در کتاب «القواعد الأربع» با ذکر چهار قاعده قتل و کشتار مسلمانان را تجویز نمود. مفاد این چهار قاعده چنین است:

 

1) كافران زمان پيامبر(صلی الله علیه وآله) به اين كه خداوند خالق و مدبّر جهان است اقرار داشتند ولى اين اقرار آنان را به اسلام وارد نساخت. (4)

2) كافران زمان پيامبر(صلی الله علیه وآله) مى‏ گفتند كه جز براى نزديكى به خداوند و طلب شفاعت بت‏ها را نمى ‏خوانيم. (5).

3) آنكه پيامبر(صلی الله علیه وآله) در ميان كسانى ظهور فرمود كه از نظر عبادت متفاوت بودند؛ برخى فرشتگان، برخى پيامبران و صالحان، برخى درختان و سنگ‏ها، و برخى خورشيد و ماه را مى ‏پرستيدند، اما پيامبر(صلی الله علیه وآله) با همه ی آنان جهاد فرمود و ميان آنان فرقى نگذاشت. (6)

4) آن كه مشركان زمان ما از مشركان زمان پيامبر (صلی الله علیه وآله) مشركترند! چرا كه مشركان زمان پيامبر (صلی الله علیه وآله) تنها به هنگام آسايش شرك مى ‏ورزيدند و به هنگام دشوارى مخلص مى ‏شدند، اما مشركان زمان ما، هم به هنگام آسايش و هم به هنگام دشوارى مشرك‏اند! (7)؛ (8)

با توجه به مطالب فوق وجه شباهت مسلمین و مشرکین از دیدگاه «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» روشن می گردد؛ زیرا از دیدگاه باطل آنان شرک مشرکین تنها در ناحیه ی عملکردشان بوده و از آنجا که معنای عبادت نیز خضوع و خشوع به همراه محبت است؛ نتیجه آن چنین می شود که هر مسلمانی که نسبت به اولیای الهی خضوع و خشوع نموده و به زیارت قبور آنان رفته و بدانها توسل نماید؛‌ در حقیقت آنان را مورد پرستش خویش قرار داده؛ لذا عمل این مسلمان با مشرکین صدر اسلام در حقیقت یکسان خواهد بود و دو غیر خدا را عبادت می کنند.

این نتیجه گیری باطل نتیجه ی تفسیر نادرست از آموزه ی عبادت است؛ زیرا عبادت تنها خضوع و خشوع به همراه محبت نبوده؛ بلکه در عبادت نیّت عبادت و اعتقاد به الوهیت و ربوبیت شخص خضوع شده نیز شرط می باشد و هیچ مسلمانی نیز جایگاه مخلوق را با خالق یکسان نمی داند.

با اين توضيح به اين نتيجه مى‏رسيم كه توسل و خضوع و استغاثه به غير خداوند متعال با عدم اعتقاد به الوهيت يا ربوبيّت او و اعتقاد به اين كه هر چه براى اوست به عنايت و به اذن و اراده خداوند است اشكالى نداشته و هيچ نوع ارتباطى با آياتى كه در مذمّت مشركان وارده شده نيز ندارد، زيرا مورد اعتراض آيات جايى است كه دعا و استغاثه و استعانت به نيت استقلال بوده؛ همانگونه که مشرکین چنین اعتقادی داشتند. (9)

موفق باشید.

پی نوشت:

1. ابن تيميه حراني، احمد، درء تعارض العقل والنقل، تحقيق: محمد رشاد سالم، نشر جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، مملكة العربية السعودية، چاپ دوّم، 1411ق، ج9، ص344.: «وأن إثبات ربين للعالم لم يذهب إليه أحد من بني آدم، ولا أثبت أحد إلهين متماثلين، ولا متساويين في الصفات ولا في الأفعال، ولا أثبت أحد قديمين متماثلين، ولا واجبي الوجود متماثلين. ولكن الإشراك الذي وقع في العالم إنما وقع بجعل بعض المخلوقات مخلوقة لغير الله في الإلهية بعبادة غير الله تعالى، واتخاذ الوسائط ودعائها والتقرب إليها، كما فعل عباد الشمس والقمر والكواكب والأوثان، وعباد الأنبياء والملائكة أو تماثيلهم ونحو ذلك».

2. ابن تیمیة،‌ الاستقامة،جامعة الإمام محمد بن سعود - المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، 1403،‌‌ج1، ص180.: «...توحيد الإلهية وَهُوَ أَن يعبد الله وَحده لايشرك بِهِ شَيْئا فَهَذَا التَّوْحِيد الَّذِي جَاءَت بِهِ الرُّسُل هُوَ يسْعد صَاحبه وَيدخل الْجنَّة لَا محَالة لَهُ من دَعْوَة مجابة وَمن فَاتَهُ هَذَا التَّوْحِيد فَإِن الله لَا يغْفر أَن يُشْرك بِهِ فَلَا يَنْفَعهُ الدُّعَاء»؛‌ ابن قيم الجوزيه، محمد، مدارج السالكين بين منازل إياك نعبد وإياك نستعين، تحقيق: محمد المعتصم بالله البغدادي، دار الكتاب العربي، بيروت، چاپ سوم، 1416ق، ج1، ص174.: «وإنما الشأن في توحيد الإلهية الذي دعت إليه الرسل، وأنزلت به الكتب، وتميز به أولياء الله من أعدائه، وهو أن لا يعبد إلا الله، ولا يحب سواه، ولا يتوكل على غيره».

3. ابن تیمیة،‌ العبودية،‌ المكتب الإسلامي – بيروت، ص48.: «لكن العبادة المأمور بها تتضمن معنى الذل ومعنى الحب فهى تتضمن غاية الذل لله بغاية المحبة له». البته منظور وی از غایت محبت و خضوع و خشوع مصداق عرفی چنین عملی است که نماز بالاترین مصداق چنین تعریفی خواهد بود؛ اما باید توجه داشت که وهابیان هر گونه خضوع و خشوع در مقابل غیر را عبادت تلقی می نمایند.

4. واین در حالی است که مشرکین زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله)‌ علاوه بر انجام اعمال مشرکانه اساسا به پیامبر (صلی الله علیه وآله) ایمان نیاوردند.

5. واین در حالی است که مشرکین بت ها را عبادت می کردند و آنها را در عرض خدا باور داشتند.

6. واین در حالی است که بر اساس سنت قطعی جنگ تا زمانی است که شخص کلمه ی شهادتین را نگفته باشد و الا در این صورت شخص مسلمان خواهد بود. علاوه بر آنکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با همه ی مشرکین جنگ نکردند و اهل ذمه و کسانی که عهد و پیمان با مسلمانان داشته در پناه حکومت اسلامی بودند.

7. «أن مشركي زماننا أغلظ شركا من الأولين، لأن الأولين يشركون في الرخاء ويخلصون في الشدة، ومشركو زماننا شركهم دائما في الرخاء والشدة. والدليل قوله تعالى: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ». (العنکبوت/65). استدلال «محمد بن عبدالوهاب» به این آیه صحیح نیست؛ زیرا این آیه مربوط به زمانی است که همه ی اسباب ظاهری به کنار رفته و امید شخص نسبت به آنها به شکل کامل منقطع گردد؛ در این حال شخص مؤثر حقیقی که خدای متعال است را می یابد؛ چنانکه فرعون که دعوی خدایی می نمود به هنگام غرق گفت:  «حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِين» (یونس/90). بنابراین اینکه گفته شود مشرکین در حال سختی موحد بودند سخنی بی دلیل است و همچنین صورت دوم آن که مشرکین زمان ما (مسلمانان قایل به توسل) از آن مشرکین مشرکتر بوده نیز امری خلاف واقع است؛ زیرا اولا این افراد موحد و نه مشرک بوده و ثانیا توسل به اولیای الهی بر اساس تعلیم پروردگار بوده و شخص متوسل نیز موثر حقیقی را تنها پروردگار یکتا می داند.

8. محمد بن عبد الوهاب، القواعد الأربع (مطبوع ضمن مؤلفات الشيخ مجمد بن عبد الوهاب، الجزء الأول)، جامعة الأمام محمد بن سعود، الرياض، المملكة العربية السعودية، ص225.

9. در برخی از آیات اعتقاد مشرکین به روشنی بیان شده است: «وَجَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِهِ...»(ابراهیم/30)؛ «آنها براى خدا همتايانى قرار داده‏اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند»؛ «إذ نسوّیکم بربّ العالمین» (شعراء/98)؛ «چون شما را با پروردگار عالميان برابر مى‏شمرديم»؛ «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا» (مریم/81)؛ «و آنان غير از خدا، معبودانى را براى خود برگزيدند تا مايه ی عزّتشان باشد»؛ «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُون» (یس/74)؛ «آنان غير از خدا معبودانى براى خويش برگزيدند به اين اميد كه يارى شوند».