جمع بندی نگاه سود جویانه در برهان معقولیت

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نگاه سود جویانه در برهان معقولیت

سلام،وقتتون بخیر

وقتی از برهان معقولیت یا نظریه شرط بندی استفاده می کنیم ما را متهم می کنند به اینکه نگاهی سودجویانه و منفعت طلبانه داریم و می گویند هر چیزی که منفعت انسان در آن باشد دلیل نمی شود حق باشد . گاهی در راه حق منفعتی برای انسان نیست.

چه جوابی می توان به آن ها می توان داد؟

برچسب: 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد قول سدید

 

دوست عزیز، با عنایت به آنچه مرقوم فرمودید، توجه شما را به این مطلب جلب می کنیم که:

فرض مورد نظر در این برهان چنین است که حق و باطل معلوم نیست و نمی دانیم دیندارانه زندگی کردن حق است یا دیندارانه زندگی نکردن حق است. در چنین فرضی که شک و جهل مطرح است، برهان معقولیت مطرح می شود.

مبنای برهان معقولیت نیز یک قاعده عقلی است که نه فقط در این مورد خاص، بلکه در هر مورد دیگری که نسبت به ضرر مهمی که محتمل است و شک داریم، تطبیق می یابد. به این مثال توجه بفرمایید:

گاهی پیش می آید که می دانم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت، عقل حکم می کند که باید از این آب پرهیز کرد. اما گاهی پیش می آید که احتمال می دهم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت نیز عقل حکم می کند از این ضرر محتمل پرهیز کنم و این آب را ننوشم. آنچه در برهان معقولیت مطرح است، لزوم دفع ضرر محتمل است.

بله حق با شماست. گاهی در راه حق منفعتی برای ما نیست بلکه ضرر است؛ چنانچه در مواردی جهاد حق است و باید از جان و مال گذشت.

اما مساله ما در برهان معقولیت، فرضی است که نسبت به حق و باطل شک داریم. در چنین موردی، بالاخره باید تصمیم بگیریم که دیندارانه زندگی کنیم یانه. خارج از این دو فرض، فرض دیگری متصوّر نیست.

در این تصمیم گیری از چه معیاری پیروی کنیم؟ اینجا از معیار لزوم دفع ضرر محتمل استفاده می کنیم و نشان می دهیم در مجموع (برآیند سود و ضرر) ضرر دیندارانه زندگی نکردن بیشتر است از ضرر دیندارانه زندگی کردن.

 

 

سلام علیکم

دفع ضرر محتمل در برهان معقولیت حصر در منفعت شخصی نمیشود و بعد اجتماعی هم در آن لحاظ است و این از یک حیث وجه افتراق محسوب میشود . یعنی منفعت جامعه نیز در غایت و مقصود برهان معثولیت بر خلاف اصالت منفعت لحاظ شده و کسی فرضا معامله ربوی رو بنا بر دفع ضرر محتمل بنا بر برهان معقولیت ، مرتکب نمیشود هم نفع شخصی در آن است و هم نفع جامعه .

ولی در اصالت منفعت ، سود شخصی است که اصالت دارد و سود جمعی و گروهی منوط بر منفعت شخصی است والا اصیل محسوب نمیشود .

ارزشها هنجارها و فضایل اجتماعی در اصالت منفعت ، هیچ وجه اصالتی ندارد و فرد در جامعه اگر با محذورات قانونی مواجه نشود مانع دیگری ، فرضا برای معامله ربا یا احتکار یا محارم کسبی دیگر بر خود نمیبیند و  جامعه فاسد و ضرری که عواقبش به او هم خواهد رسید برای این منهج و روش بر خلاف زندگی معقول محل اعرابی ندارد .

از طرفی در اصالت منفعت پذیرش گزاره های دینی بمعنی کذب بسیاری از گزاره های مبنایی و پایه ای اصالت منفعت است .

در سبک زندگی دیندارانه فرد در قبال خود و خانواده و فعلی که در جامعع مرتکب میشود مسئول است و فرض پاسخگویی به عواقب آن ثابت 

ولی در اصالت منفعت ، فرد در قبال منافع خود و ارزشهایی که برای خود در نظر دارد خود رو مسئول میداند .

این مطالب به ذهن حقیر رسید اگر اشکالی استاد محترم و دوستان بزرگوار میبینند و تکمله هم اگر هست بزرگواری بفرمایند راهنمایی کنند .

سلام و عرض ادب خدمت شما

ظاهرا تاکید برهان معقولیت -بنا بر آنچه در برخی از روایات آمده- بر لزوم دفع ضرر محتمل اخروی (نجات از ضرر محتمل اخروی) است.

به این روایات در اصول کافی توجه بفرمایید:

«دخل رجل من الزنادقة على ابی الحسن و عنده جماعة. فقال ابو الحسن (علیه السلام) : ایها الرجل! ارایت ان کان القول قولکم و لیس هو کما تقولون ا لسنا وایاکم شرعا سواء ، لا یضرنا ما صلینا و صمنا و زکینا و اقررنا؟ فسکت الرجل، ثم قال ابو الحسن: ان کان القول قولنا و هو قولنا افلستم قد هلکتم و نجونا؟» (شیخ کلینی، اصول کافی، دار الكتب الاسلامية، 1363ق، ج1، ص77)
یعنی: یکى از زنادقه وارد مجلسى شد که امام رضا (علیه السلام) در آن حضور داشت. امام فرمود: اى مرد اگر اعتقاد شما صحیح باشد در صورتى که در واقع چنین نیست، آیا ما و شما مساوى نیستیم و نماز، روزه، زکات و اقرار و تصدیق، زیانى به ما نمى ‏رساند. آن مرد ساکت ‏شد، سپس امام در ادامه فرمود: و اگر اعتقاد ما بر حق باشد، در صورتى که در واقع اعتقاد ما بر حق است، آیا چنین نیست که شما به هلاکت مى‏ رسید و ما به رستگارى؟!

 

«إن يكن الامر كما تقول وليس كما تقول نجونا ونجوت وإن يكن الامر كما نقول وهو كما نقول نجونا وهلكت»(شیخ کلینی، اصول کافی، دار الكتب الاسلامية، 1363ق، ج1، ص77)

یعنی: اگر عاقبت همانی باشد که شما می گویید (و البته چنین نیست) هر دو نجات می یابیم؛ و اگر عاقبت همانی باشد که ما می گوییم (و البته چنین است) ما نجات می یابیم و شما هلاک می شوید.

بنابراین، تاکید برهان بر کسب منفعت نیست بلکه بر دفع ضرر محتمل اخروی است؛ آنهم دفع ضرر اخروی. (مگر این که دفع ضرر را نیز جلب منفعت به حساب آوریم.) یعنی اگر هم ضرر اخروی درکار باشد، سبک زندگی دیندارانه به نحوی است که ضرر اخروی را متوجه ما نمی سازد بلکه عامل نجات ما است؛ اما سبک زندگی بی دینی به نحوی است که ضرر اخروی ما را متوجه ما می سازد.

 

البته منکر این مطلب نیستم که می شود تقریرهای دیگری نسبت به این برهان ارائه کرد که افزون بر ضرر محتمل، برآیند سود و ضرر را لحاظ کند؛ همانطور که در تاپیک سابق به این مطلب اشاره کردیم و مجموع سود و ضرر سبک زندگی بی دینی و سبک زندگی دیندارانه را مورد مقایسه قرار دادیم.

جمع بندی

 

پرسش:

وقتی از برهان معقولیت یا نظریه شرط بندی استفاده می کنیم ما را متهم می کنند به اینکه نگاهی سودجویانه و منفعت طلبانه داریم و می گویند هر چیزی که منفعت انسان در آن باشد دلیل نمی شود حق باشد . گاهی در راه حق منفعتی برای انسان نیست. چه جوابی می توان به آنها داد؟

 

پاسخ:

دوست عزیز، با عنایت به آنچه مرقوم فرمودید، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

نکته اول:

فرض مورد نظر در این برهان چنین است که حق و باطل معلوم نیست و نمی دانیم دیندارانه زندگی کردن حق است یا دیندارانه زندگی نکردن حق است. در چنین فرضی که شک و جهل مطرح است، با دو فرض روبرو می شویم: یا دیندارانه زندگی کنیم و یا غیردیندارانه زندگی کنیم. زندگی ما از این دو حال خارج نیست. حال کدام فرض را انتخاب کنیم؟ اینجاست که برهان معقولیت و لزوم دفع ضرر محتمل مهم مطرح می شود: اگر دینداری حق باشد و ضرر اخروی مطرح باشد؛ دینداری ضرری متوجه ما نمی سازد و عامل نجات ما است اما ترک دینداری ما را به ضرر مبتلا می سازد. اما اگر دینداری حق نباشد و ضرر اخروی مطرح نباشد؛ نه دینداری و نه ترکش نهایتا ضرری را متوجه ما نمی سازد چون اساسا آخرت و لزوم دینداری مطرح نیست. بنابراین، برای دفع ضرر محتمل مهم اخروی، عقل حکم می کند زندگی دیندارانه را باید برگزید و زندگی غیردیندارانه را کنار گذاشت، تا از این طریق، از ضرر محتمل اخروی مصون ماند.

نکته دوم:

این قاعده کاملا موجه و معقول است و نه فقط در این مورد خاص، بلکه در هر مورد دیگری که نسبت به ضرر مهمی که محتمل است و شک داریم، تطبیق می یابد. به این مثال توجه بفرمایید: گاهی پیش می آید که می دانم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت، عقل حکم می کند که باید از این آب پرهیز کرد. اما گاهی پیش می آید که احتمال می دهم این آب آغشته به سمّ کشنده است؛ در این صورت نیز عقل حکم می کند از این ضرر محتمل پرهیز کنم و این آب را ننوشم.

نکته سوم:

بله حق با شماست. گاهی در راه حق منفعتی برای ما نیست بلکه ضرر است؛ چنانچه در مواردی جهاد حق است و باید از جان و مال گذشت. اما این مطلب لطمه ای به برهان معقولیت وارد نمی سازد چرا که مساله ما در برهان معقولیت، فرضی است که نسبت به حق و باطل شک داریم نه این که حق را می شناسیم ولی به خاطر ضررش از آن پرهیز کنیم! در فرض مذکور، بالاخره باید تصمیم بگیریم که دیندارانه زندگی کنیم یانه. خارج از این دو فرض، فرض دیگری متصوّر نیست. در این تصمیم گیری از چه معیاری پیروی کنیم؟ اینجا از معیار لزوم دفع ضرر محتمل مهم استفاده می کنیم.

نکته چهارم:

این مطلب در روایات نیز مورد اشاره قرار گرفته است. بنا بر آنچه در برخی از روایات آمده، در صورت شک در حقانیت زندگی دینی، باید مستند به قاعده لزوم دفع ضرر محتمل (نجات از ضرر محتمل اخروی) زندگی دینی را برگزید. به این روایات در اصول کافی توجه بفرمایید:

«دخل رجل من الزنادقة على ابی الحسن و عنده جماعة. فقال ابو الحسن (علیه السلام) : ایها الرجل! ارایت ان کان القول قولکم و لیس هو کما تقولون ا لسنا وایاکم شرعا سواء ، لا یضرنا ما صلینا و صمنا و زکینا و اقررنا؟ فسکت الرجل، ثم قال ابو الحسن: ان کان القول قولنا و هو قولنا افلستم قد هلکتم و نجونا؟» (1) یعنی: یکى از زنادقه وارد مجلسى شد که امام رضا (علیه السلام) در آن حضور داشت. امام فرمود: اى مرد اگر اعتقاد شما صحیح باشد در صورتى که در واقع چنین نیست، آیا ما و شما مساوى نیستیم و نماز، روزه، زکات و اقرار و تصدیق، زیانى به ما نمى ‏رساند. آن مرد ساکت ‏شد، سپس امام در ادامه فرمود: و اگر اعتقاد ما بر حق باشد، در صورتى که در واقع اعتقاد ما بر حق است، آیا چنین نیست که شما به هلاکت مى‏ رسید و ما به رستگارى؟!

«إن يكن الامر كما تقول وليس كما تقول نجونا ونجوت وإن يكن الامر كما نقول وهو كما نقول نجونا وهلكت»(2) یعنی: اگر عاقبت همانی باشد که شما می گویید (و البته چنین نیست) هر دو نجات می یابیم؛ و اگر عاقبت همانی باشد که ما می گوییم (و البته چنین است) ما نجات می یابیم و شما هلاک می شوید.

نکته پنجم:

بنابراین، تاکید برهان بر کسب سود و منفعت نیست بلکه بر دفع ضرر محتمل مهم است؛ یعنی دفع ضرر اخروی. (مگر این که دفع ضرر را نیز جلب منفعت به حساب آوریم.) یعنی اگر هم ضرر اخروی درکار باشد، سبک زندگی دیندارانه به نحوی است که ضرر اخروی را متوجه ما نمی سازد بلکه عامل نجات ما است؛ اما سبک زندگی غیردیندارانه به نحوی است که ضرر اخروی ما را متوجه ما می سازد.

البته منکر این مطلب نیستم که می شود تقریرهای دیگری نسبت به این برهان ارائه کرد که افزون بر ضرر محتمل، برآیند سود و ضرر را لحاظ کند؛ یعنی مجموع سود و ضرر سبک زندگی دیندارانه و غیر دیندارانه را مورد مقایسه قرار دهد و در نتیجه، مستند به لزوم دفع ضرر محتمل مهم، زندگی غیردیندارانه را کنار بگذارد.(3)

 

پی نوشت ها:

1. شیخ کلینی، اصول کافی، دار الكتب الاسلامية، 1363ق، ج1، ص77.

2. همان.

3. برای مطالعه بیشتر، رک: محمدرضایی، محمد، برهان معقولیت یا احتیاط عقلى بر وجود خدا، کلام اسلامی 1380 شماره 37.

 

موضوع قفل شده است