جمع بندی نقد نظام احسن خلقت

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
نقد نظام احسن خلقت

با سلام و درود

آیا برهان نظام احسن قابل اثبات است؟

در واقع چگونه می توان ثابت نمود که نظام خلقت کنونی بهتر از این ممکن نبوده؛ آیا در صورتی که خدای متعال این نظام را در صورت امکان خلقت برتر آن به شکل ناقص خلق می نمود؛ آیا اشکالی بر او وارد بود؟ چون در نهایت ما هیچ علمی نداریم و تنها از صفات خدا چنین احتمالی را نفی می نماییم در حالی که این احتمال هست که این نظام بهتر خلق می شد.

ممنون بابت پاسخ علمی کارشناس محترم.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد قول سدید

کوهساران;969254 نوشت:
با سلام و درود

آیا برهان نظام احسن قابل اثبات است؟

در واقع چگونه می توان ثابت نمود که نظام خلقت کنونی بهتر از این ممکن نبوده؛ آیا در صورتی که خدای متعال این نظام را در صورت امکان خلقت برتر آن به شکل ناقص خلق می نمود؛ آیا اشکالی بر او وارد بود؟ چون در نهایت ما هیچ علمی نداریم و تنها از صفات خدا چنین احتمالی را نفی می نماییم در حالی که این احتمال هست که این نظام بهتر خلق می شد.

ممنون بابت پاسخ علمی کارشناس محترم.

با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني و آرزوي توفيق روزافزون.

برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

1. متفکران مسلمان مستند به عقل و متون دینی، معتقدند که جهانی که ما در آن هستیم، بهترین جهان ممکنی است که می توانست خلق بشود؛ چرا که اگر خلق جهانی بهتر از این جهان، ممکن و متصور بود، خداوند که برترین موجود و بهترین خالق است، به جای جهان کنونی آن را حتما می آفرید. در ادامه، نخست به برخی از آیات قرآنی اشاره کرده و بعد از آن، برخی از برهان های اثبات احسن بودن نظام خلقت را مورد بررسی قرار داده و نهایتا به اشکالات موجود در پرسش می پردازیم.

2. خداوند در قرآن کریم، در چندین مورد، خودش را به عنوان «احسن الخالقین» وصف کرده است؛ یعنی کسی که بهترین خالق است: «أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقينَ»(صافات: 125)؛ یعنی: «آيا بت«بعل» را مى‏خوانيد و بهترين آفريدگار را رها مى‏سازيد؟».

یا در آیه دیگری بعد از بیان فرآیند خلق انسان، با عنوان «احسن الخالقین» خودش را تحسین می کند: «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ»(مومنون: 14)؛ یعنی: «پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفريننده است». روشن است که بهترین خالق بودن مستلزم بهترین مخلوق بودن است. اگر کسی بهترین مخلوق را نیافریند پس بهترین خالق نیست چرا که یا به بهترین مخلوق آگاهی ندارد و یا آگاهی دارد اما قدرت ندارد و یا قدرت و آگاهی دارد اما چون خیرخواه نیست پس آن خیر را نمی آفریند؛ در هر صورت، نقصی در او وجود دارد که بهترین مخلوق را نیافریده است. اما چون می دانیم خداوند برترین موجود است و نقصی در او نیست، پس نتیجه می گیریم که فعلش (مخلوقش) نیز بهترین است.

3. اما متفکران مسلمان برای اثبات عقلی نظام احسن، از استدلال و برهان استفاده می کنند. به صورت کلی، از دو راه به اثبات احسن بودن نظام می پردازند: برهان لمّی؛ برهان انّی.

4. یکی از براهین لمّی از این قرار است: در جای خودش ثابت شده است که خداوند برترین موجود است و واجد اوصاف کمالی علم و قدرت و فیاضیت است که هر یک از این ها به صورت مطلق و نامحدود می باشند. این صفات مقتضی آن هستند که فعل الهی یا همان نظام خلقت، کاملترین نظام ممکن باشد چرا که اگر خداوند بهترین جهان را نیافریند یا بدین جهت است که به بهترین جهان علم نداشته و یا علم داشته اما قدرت ایجادش را نداشته و با علم و قدرت داشته اما بخیل بوده و ایجادش را اراده نکرده است؛ و این خلاف فرض ما است که خداوند را خالی از نقصی می دانیم و برایش به صورت مطلق و نامحدود، علم و قدرت و جود و فیاضیت در نظر می گیریم.( برای مطالعه بیشتر رک: صدرالمتالهین، الحکمۀ المتعالیه فی الاسفار الاربعه، دار احیاء التراث، 1981، ج7، ص91).
5. اما در برهان انّی، با بررسی نظام فعلی و آگاهی از اسرار و حکمت های موجود در آن، به حسن و نیکویی آن رهنمون می شویم. در این برهان، با اثبات وحدت و یکپارچگی و تناسب و تلائم نظام جهان، احسن بودن نظام را اثبات می کنیم(برای مطالعه بیشتر از جزئیات این برهان، رک: صدرالمتالهین، الحکمۀ المتعالیه فی الاسفار الاربعه، دار احیاء التراث، 1981، ج7، صص106-148).

اینک، بعد از بیان ادله نقلی و عقلی اثبات احسن بودن نظام خلقت، بخش های مختلف پرسش را مورد بررسی قرار می دهیم. با این توضیحات، روشن می شود که:

اولا احسن بودن نظام آفرینش، قابل اثبات است و به همین جهت، متفکران دینی برای آن برهان هایی را ذکر کرده اند.

ثانیا متفکران دینی از دو طریق برهان لمّی و برهان انّی، اثبات کرده اند که در میان نظام های قابل آفرینش، آنچه آفریده شده است، بهترین است.

ثالثا خلق نکردن نظام احسن، نشانه نقص خالق است ولی چون خداوند احسن الخالقین است پس مخلوقش نیز احسن المخلوقین است.

رابعا اگر برهان لمّی و اوصاف الهی نبود، نمی توانستیم نظام کنونی را نظام احسن بدانیم چرا که برهان انّی اگر هم یقین آور باشد، نهایتا حسن نظام فعلی را ثابت می کند نه احسن بودن آن را. به دیگر سخن، اگر ما باشیم و جهان کنونی، همواره این احتمال وجود دارد که بهتر از این هم می شد خلق شود؛ اما وقتی جهان کنونی را در مقایسه با اوصاف الهی در نظر می گیریم، متوجه می شویم که جهان کنونی بهترین جهان ممکن است و محال است که بهتر از آن ممکن بوده باشد و خداوند آن را خلق نکرده باشد.

موفق و پیروز باشید

قول سدید;969954 نوشت:
اگر برهان لمّی و اوصاف الهی نبود، نمی توانستیم نظام کنونی را نظام احسن بدانیم چرا که برهان انّی اگر هم یقین آور باشد، نهایتا حسن نظام فعلی را ثابت می کند نه احسن بودن آن را. به دیگر سخن، اگر ما باشیم و جهان کنونی، همواره این احتمال وجود دارد که بهتر از این هم می شد خلق شود؛ اما وقتی جهان کنونی را در مقایسه با اوصاف الهی در نظر می گیریم، متوجه می شویم که جهان کنونی بهترین جهان ممکن است و محال است که بهتر از آن ممکن بوده باشد و خداوند آن را خلق نکرده باشد.

با سلام و سپاس از پاسخ شما

بنابراین نتیجه این خواهد بود که اگر کسی چنین مقدمه ای را نپذیرد نمی توان نظام احسن را برای او ثابت نمود.

کوهساران;970855 نوشت:
با سلام و سپاس از پاسخ شما

بنابراین نتیجه این خواهد بود که اگر کسی چنین مقدمه ای را نپذیرد نمی توان نظام احسن را برای او ثابت نمود.

سلام و عرض ادب و تشکر از توجه شما

همانطور که عرض شد، برهان لمّی یقینی است و می تواند به درستی نظام احسن را اثبات نماید اما برهان انّی اگر هم یقینی باشد، بعید است بتواند نظام احسن را اثبات نماید چرا که همواره این احتمال وجود دارد که بهتر از آن هم می توانست موجود گردد. تنها با اعتماد به احسن الخالقین بودن خداوند است که می توانیم مطمئن گردیم، این جهان احسن المخلوقین است.
آری، چه بسا مستند به علوم تجربی بتوانیم نظم و حُسن و ثبات و اتقان جهان را به مردم نشان بدهیم، اما شاید نتوان مستند به آن، احسن بودن این نظام که یک مساله فلسفی و الهیاتی است را اثبات نمود.

پیروز و موفق باشید@};-

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

کوهساران;969254 نوشت:
با سلام و درود

آیا برهان نظام احسن قابل اثبات است؟

در واقع چگونه می توان ثابت نمود که نظام خلقت کنونی بهتر از این ممکن نبوده؛ آیا در صورتی که خدای متعال این نظام را در صورت امکان خلقت برتر آن به شکل ناقص خلق می نمود؛ آیا اشکالی بر او وارد بود؟ چون در نهایت ما هیچ علمی نداریم و تنها از صفات خدا چنین احتمالی را نفی می نماییم در حالی که این احتمال هست که این نظام بهتر خلق می شد.

ممنون بابت پاسخ علمی کارشناس محترم.


سلام
مطمئنا تعیین احسن بودن نظام جهان منوط به شناخت تمام ابعاد آن و همچنین شناخت انواع احتمالی دیگر خلقت است و چنین دانشی در نزد ما نیست اما ما در حد دانسته خود می توانیم این احسن بودن را بطور غیر قطعی درک کنیم چه اینکه انسان به هر مرتبه از علم و دانش که رسیده یافته که دانش بکار رفته در ساختار موجودات بسیار بسیار برتر از دانایی و توانایی اوست تا جایی که در بسیاری از فن آوری های نوین این طبیعت است که الهام بخش صنایع و فن آوری ها می باشد. پس دانش و حکمت پرشگفتی که در جهان آفرینش دیده می شود نشان از نظام احسنی دارد که اهل شهود آنرا با چشمان حقیقت بین دل دیده و از آن خبر داده اند.
یا علیم[/][/][/]

سلام

محی الدین;970883 نوشت:
سلام
مطمئنا تعیین احسن بودن نظام جهان منوط به شناخت تمام ابعاد آن و همچنین شناخت انواع احتمالی دیگر خلقت است و چنین دانشی در نزد ما نیست اما ما در حد دانسته خود می توانیم این احسن بودن را بطور غیر قطعی درک کنیم چه اینکه انسان به هر مرتبه از علم و دانش که رسیده یافته که دانش بکار رفته در ساختار موجودات بسیار بسیار برتر از دانایی و توانایی اوست تا جایی که در بسیاری از فن آوری های نوین این طبیعت است که الهام بخش صنایع و فن آوری ها می باشد. پس دانش و حکمت پرشگفتی که در جهان آفرینش دیده می شود نشان از نظام احسنی دارد که اهل شهود آنرا با چشمان حقیقت بین دل دیده و از آن خبر داده اند.
یا علیم

از این ادعای خود مطمئن هستید ؟
هنوز که مصنوعات بشر به انتهای خود نرسید ه اند
درست هست که مطالعه پدیده ها و موجودات طبیعی ما را به شگفتی می آورد و الگوی ما در بهبود مصنوعاتمان میشود ولی قطعا هدف نهایی ما رسیدن به آن الگوی طبیعی نیست هر چند الآن آنچه در طبیعت یافت میشود در اکثر موارد از آنچه مصنوع بشر هست کاراتر و کم هزینه تر هست ولی با پدید آمدن مصنوعات بدیعی که سابقه ای از آن در طبیعت نیست مثل سفینه فضایی یا لزوم به دخالت در اصلاح نژاد پدیده ها و موجودات در خدمت الگوهای طبیعی برترین و احسن ترین نیستند
و همینطور کاستی هایی که ما در اندام های خود داریم نه به جهت اینکه توانایی های ما را محدود کرد هان بلکه به این سبب که خواستهای به حق ما را در تعالی عقیم گذاشته اند. باز آن الگوهای طبیعی احسن نیستند
با توجه به اینکه در خلق پدید ه های طبیعی محدودیت زمانی برای بوجود آمدن احسن نبوده میتوانستند بسیار بهتر از این طرح شوند. ولی انسان تازه چند هزار سال هست که توانایی ابزار سازی پیدا کرده و تازه چند صد سال هست که با آشنایی با روش علمی سعی در داشتن ذهنیت شفاف دارد و اینچنین پیشرفت داشته.
به نقل از پست 335 تاپیک چند پرسش از بی‌خدایان و طرفداران نظریه فرگشت

نقل قول:
ساعت هر روز بهتر طرح میشود حتی از فنر و چرخ دنده فراتر رفته موتور الکتریکی با باطری یا فتوسل بهره میگیرد.نشانگرو حتی نوع آن هم میتواند متفاوت باشد ساعت آفتابی شنی یا سوختن شمع ولی چنین تغییرات شگرفی در ساخت انسان نمی یابید که مثلا یک انسان برای عمر بیشتر فتوسنتز کند یا برای تحرک بیشتر علاوه بر پا چرخ هم در بیاورد. یعنی هدفمندی در انسان نیست.
در تمدن سازی، انسان به ریاضی و ثبت اعداد(حساب کردن) نیاز دارد این خارج از فرگشت هست، به همین خاطر انسانهای زیادی سراغ دارید که از محاسبه و ریاضی نه اینکه متنفر باشند سردر نمی آورند(نمیتوانند مجموع یا تفاضل چند عدد را ذهنی حساب کنند ) چون ساختار مغز فاقد جایگاه هایی برای پردازش ریاضی(محاسبه مثل ماشین حساب) هست. مثل مناطق 92 گانه مغزمنطقه ای برای ریاضی در مغز ما تعبیه و طرح نشده به همین خاطر عدد نویسی و سپس چرتکه، ماشین حساب و در ادامه کامپیوتر ها را پدید آورده ایم تا این نقص را جبران کند چون عاجز از حفظ اعداد و ارقام و محاسبه هستیم.
ولی مغز بیشتر انسانها پردازش چهره ها که به مراتب سخت تر از محاسبات ریاضی هست روابط شکل و رنگ و آنچه که برای تغذیه و زندگی طبیعی لازم هست توانایی آن را در نتیجه فرگشت پیدا کرد ه اند .
نوزاد انسان چهره پدر و مادر خود را از چهره ها ی غریبه تشخیص میدهد عملی بسیار پیچیده و سخت تر از جمع کردن چند عدد
شما کلاس و آموزش ریاضی دارید تا بتوانید کارکردن با اعداد را دریابید ولی کلاس چهره شناسی ندارید چون مغز ذاتا و سخت افزاری بنابر نیازهای طبیعی و اصول فرگشت بدان مجهز شده .
زبان از لحاظ ریاضی پدیده بسیار سخت و پیچیده هست ولی کودک پس از یکی دو سال زبان ابداعی برگرفته از ساختار مغزی خود را با زبان پدر و مادر تطبیق میدهد و ارتباط کلامی برقرار میکند ولی همین مغز از حفظ اعداد و حساب کردن به طور ذهنی عاجز هست چرا که در فرگشت نیازی بدان نبوده ولی در نگاه خلقت گرایانه و طراحی هوشمند، انسان برای تمدن سازی طرح شده چرا این قابلیت محاسبه اعداد، برای بشر طرح نشده اگر انسان هدفمند آفریده و طرح شده؟

موفق باشید

محی الدین;970883 نوشت:
سلام
مطمئنا تعیین احسن بودن نظام جهان منوط به شناخت تمام ابعاد آن و همچنین شناخت انواع احتمالی دیگر خلقت است و چنین دانشی در نزد ما نیست اما ما در حد دانسته خود می توانیم این احسن بودن را بطور غیر قطعی درک کنیم

سلام و عرض ادب و تشکر از مشارکت شما
همانطور که پرسشگر محترم (کوهساران) بیان کرده اند، مساله اساسی از این قرار است که «
این احتمال هست که این نظام بهتر خلق می شد»؟ بنابراین، این که با استدلال انِّی و مشاهده نظم و ثبات جهان، به صورت غیرقطعی احسن بودن نظام خلقت را اثبات کنیم، پاسخی به پرسش حاضر ارائه نمی دهد چرا که خودتان نیز پذیرفته اید که نهایتا به صورت غیرقطعی این مطلب را اثبات می کند؛ یعنی این احتمال همچنان پابرجاست که نظامی بهتر از این نظام کنونی خلق شدنی بود.
همانطور که عرض شد بهترین راه برای اثبات احسن بودن نظام خلقت، استناد به احسن الخالقین بودن خداوند است. در این صورت، به صورت یقینی می توان احسن المخلوقین بودن نظام خلقت کنونی را اثبات نمود.

محی الدین;970883 نوشت:
انسان به هر مرتبه از علم و دانش که رسیده یافته که دانش بکار رفته در ساختار موجودات بسیار بسیار برتر از دانایی و توانایی اوست تا جایی که در بسیاری از فن آوری های نوین این طبیعت است که الهام بخش صنایع و فن آوری ها می باشد. پس دانش و حکمت پرشگفتی که در جهان آفرینش دیده می شود نشان از نظام احسنی دارد که اهل شهود آنرا با چشمان حقیقت بین دل دیده و از آن خبر داده اند.


آری، این مطلب، نهایتا حُسن و قوت و دقت نظام کنونی را اثبات می نماید اما این که بهتر از این هم می شد یا نه را مسکوت باقی می گذارد.

موضوع قفل شده است