جمع بندی منظور امام رضا (ع) چه بوده؟

تب‌های اولیه

88 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

خباء;983873 نوشت:
به عبارت دیگر علم خداوند قابل تجزیه و به عبارت فنی تر قابل تشکیک است...

ذات تشکیک بودن یک چیز با قابل تجزیه شدن آن متفاوت است علم خدا بسیط است و قابل تجزیه نیست اما علم دارای درجات است که از بالاترین و مامل ترین درجه تا پایین ترین آنها ادامه دارد. اما این ذات تشکیک بودن به معنای تجزیه پذیری نیست.

خباء;983873 نوشت:
نمیتوان علم خدا را نامحدود دانست ولی علم بشر را جزئی از آن ندانست...
درست است که علم محدود همان علم نامحدود نیست ولی جزئی از آن است..
نمیتوان هم گفت علم خدا و علم مخلوق اصلا علم نیستند...
پس علم خدا میتواند نامحدود باشد ولی نمیتوان گفت علم بشر جزئی از آن علم نامحدود نیست...

همان طور که عرض کردیم نا محدود بدون و بسیط بودن مغایر با تجزیه پذیری است. این که گفته می شود سنخ علم وجود است و مفهوم وجود در ما و خدا یکی است به معنای جزئ بودن وجود ما از وجود خدا نیست.

شروحیل;984136 نوشت:
با سلام و عرض ادب

دوست گرامی هم ذات هر چیز از آن خداست و هم علم افرینش آن چیز

نه چیزی به خداوند اضافه میشه و نه کم ...

اون چیزهایی که اضافه و کم می شن مخلوقات هستن نه خالق

پس قبول دارید تمام اینها زیر مجموعه و عضوی از خدا هستن ؟

شعیب;984162 نوشت:
بهترین مثال برای ذهن های جوال اندیشمندان امروزی همان مثال صورت ذهنی است که توسط انسان خلق می شود وقتی انسان مفهومی را تصور می کند در واقع آن را به صورت ذهنی می آفریند و خالق آن صورت ذهنی است مثلا کلبه ای بسیار زیبا را تصور می کند که در کنار برکه ای قرار دارد که قایقی هم در کنار آن بسته شده است. این تصویری که فرد در ذهن می آفریند نه در اوست نه جدای از اوست بلکه مخلوق او به تجلی وجود ذهنی فرد است این تجلیات ذهنی آنقدر می تواند شدت یابد که فرد حتی خارج از ذهن خود نیز خلقی داشته باشد.

کلبه ای که در ذهن بنده است زیر مجموعه و جزئی از منه ، ولی چون اطلاعاتی که اینطور تجلی پیدا کرده از بیرون گرفته شدن و بنده هم کامل نیستم بنابر این یک وجه تمایزی هم بین بنده و آن کلبه ی تجسم شده وجود دارد که در مورد خدا این هم وجود نداره !

شما اومدین ویژگی های مجموعه ی مرجع رو به خدا دادین ولی قبول ندارید ما جزئی از این مجموعه هستیم !

میگین نامحدوده ، همه وجود رو داره و ...

ولی ما جزئی از او نیستیم !

شعیب;984182 نوشت:
همان طور که عرض کردیم نا محدود بدون و بسیط بودن مغایر با تجزیه پذیری است. این که گفته می شود سنخ علم وجود است و مفهوم وجود در ما و خدا یکی است به معنای جزئ بودن وجود ما از وجود خدا نیست.

پس چرا مجموعه ی اعداد طبیعی که نامحدود است تجزیه پذیر است ؟

به من بیاموز;984231 نوشت:
پس قبول دارید تمام اینها زیر مجموعه و عضوی از خدا هستن ؟

با سلام

تمام موجودات زیرمجموعه و عضوی از مجموعه مخلوقات خدا هستن !

به من بیاموز;984233 نوشت:
شما اومدین ویژگی های مجموعه ی مرجع رو به خدا دادین ولی قبول ندارید ما جزئی از این مجموعه هستیم !

میگین نامحدوده ، همه وجود رو داره و ...

ولی ما جزئی از او نیستیم !

با سلام

دوست گرامی

اگر جزء رو به معنای اعتباری و مخلوق می دونید می تونید این طور تصور کنید

اما اگر به این معنا می دونید که ذاتی از خودش داره و جدای از خداوند و مستقل هست این تفکر اشتباه هست ...

این تفکر که ذاتی برای مخلوق قائل بشیم ، مثل این می مونه که بگیم عیسی(ع) پسر خداست ...

شعیب;984182 نوشت:

ذات تشکیک بودن یک چیز با قابل تجزیه شدن آن متفاوت است علم خدا بسیط است و قابل تجزیه نیست اما علم دارای درجات است که از بالاترین و مامل ترین درجه تا پایین ترین آنها ادامه دارد. اما این ذات تشکیک بودن به معنای تجزیه پذیری نیست.

همان طور که عرض کردیم نا محدود بدون و بسیط بودن مغایر با تجزیه پذیری است. این که گفته می شود سنخ علم وجود است و مفهوم وجود در ما و خدا یکی است به معنای جزئ بودن وجود ما از وجود خدا نیست.

تفاوت وجودها در شدت و ضعف است و ما به الامتیاز این وجود ها خود وجود است.
به عبارتی مابه الامتیاز و مابه الاشتراک یک چیز است و آن وجود است.
شما بفرمایید علت تشکیک در وجود چیست؟
و علت امتیاز یافتن بین وجودها چیست؟
به عبارت دیگر سوالم این است که
آیا خود وجود، علت تشکیک در خودش است؟ و باز خودش این تشکیک را می پذیرد؟
یا علت تشکیک در وجود چیزی غیر از وجود است؟

شعیب;983626 نوشت:
باید بدانید که خدا قبل از این که خلق را بیافریند نا محدود بوده چه در صفات و چه در وجود و بعد از این که مخلوقات را آفرید هیچ محدودیتی در صفات و ذات و وجود خدا واقع نشده است به عبارت دیگر مخلوقات پاره ای از وجود خدا نیستند که با محدود ساختن مخلوقات (موجود ساختن آنها) وجود خدا محدود شده باشد.

برای اینکه خدا با آفرینش مخلوقات محدود شود حتی لازم نیست که موجودات قسمتی از خدا باشند ! همین که مخلوقات با یه حد و حدودی آفریده شدند دیگر جایی برای موجود نامحدود دیگر باقی نمی ماند ! شما نمیتوانید یک موجود نامحدود از هر نظر را تصور کنید در کنار چند موجود محدود !

از یک نظر نامحدود شاید ممکن باشد ولی از هر نظر نامحدود دیگر جایی برای موجودات دیگر نمی گذارد .

شعیب;983626 نوشت:
به عبارت دیگر امام می فرماید رتبه و مرتبه ازل مختص ذات الهی است نه مخلوقات، چرا که رتبه مخلوقات امکان و حدوث است نه وجوب و ازل. بنا بر این در ازلیت خدا هیچ چیزی همراه ازلی نیست و در وجوب ذاتی خدا هیچ چیزی واجب بذاته نیست . از این روست که می فرماید: "لا شی معه بلا حدود "

خب در اینکه حرفی نیست ، قبل از خلق مخلوقات اصولا باید هم همینطور بوده باشد ، ولی بعد از خلق مخلوقات چی ؟ آیا با خلق مخلوق و اضافه شدن یک موجود محدود به موجود نامحدود مطلق ، موجود نامحدود محدود نمیشود ؟ اگر هم نشود موجود محدود جزئی از موجود نامحدود مطلق است که اینم مغایر با صفات الهی است .

اگر هم منظور شما این است که امام فرموده اند در خدایی موجودی همراه خداوند نیست ، پس چرا از کلمه ی لا شی استفاده کرده اند ؟

محی الدین;983736 نوشت:
سلام
منظور از این که خداوند متعال بدون حدود و اعراض بوده و همچنان هست مرتبه ذات باریتعالی است که هر طور بوده همچنان هست و مخلوقات در مرتبه ذات نبوده و نیستند تا حدی بر ذات محسوب شوند چه اینکه لاحدی اقتضای ذات واجبی است.
یا علیم

سلام یعنی چی که موجودات در مرتبه ی ذات نیستند ؟ خب اگر ذات الهی اینچنین است ، همه ما جزئی از ذات الهی میشویم ! شاید منظور شما این است که ذات در بُعد دیگری است ، در این صورت ذات از نظر وجود نامحدود مطلق نیست ! در ضمن از کجا فهمیدین لاحدی اقتضای ذات واجب است ؟

موضوع قفل شده است