جمع بندی معنای عرض در آیه 21 سوره حدید

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد میقات

«وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِه‏»
و بهشتى كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براى كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آورده‏ اند.(حدید: 57/ 21)

با سلام و درود

مشهور مفسران، «عرض» را به معنای وسعت و گستردگی گرفته اند، نه عرض در مقابل طول، از جمله:

مراد از كلمه "عرض" گشادى و وسعت بهشت است، نه عرض در مقابل طول؛ و اين استعمال استعمالى شايع است، و گويا خواسته است نهايت درجه وسعت را بفهماند.(ترجمه تفسیر المیزان، ج 19، ص 291)

"عرض" در اين گونه استعمالات به معنى وسعت است، مانند تعبير "پهنه" در فارسى مى ‏گوئيم پهنه دشت، يعنى وسعت صحرا.(تفسیر نمونه، ج 23، ص 360)

مقصود از «عَرض» آسمان و زمين و عرض بهشت، همان پهنه و وسعت است، نه عرض در برابر طول. و شايد اين تعبير اشاره به آن باشد كه بهشت تنگ نيست كه شما به سوى آن مسابقه مى ‏دهيد بلكه مسابقه دهيد تا به كمال و مغفرت بيش‏ترى برسيد.(تفسير قرآن مهر، ج ‏20، ص 226)

مراد از واژه «عرض» بيان عظمت و گستره بهشت است، نه تعيين مساحت حقيقى آن‏.(التفسير الكاشف، ج ‏7، ص 252)

برخی از مفسران نیز عرض را در مقابل طول دانسته و یا به هر دو اشاره کرده اند:

جايى كه عرض آن به اين وسعت باشد البته طول آن زيادتر است و ممكن است مراد سعه بهشت باشد كه اگر تمام جنّ و انس و ملائكه و حور و غلمان در آن باشند هر كدام به قدر مدّ بصر جاى دارند.(اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ‏12، ص 436)

هر چیزی که عرض و طول داشته باشد، عرضش کمتر از طولش است، لذا وقتی عرض بهشت به این وسعت باشد پس طولش بسیار بزرگتر است.(الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج ‏4، ص 479)

برخی نیز به احتمال دیگری اشاره کرده اند: «عرض» اين جا به معنى بسط است، مانند آيه‏ «فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ»؛ پس دعایی فراوان و طولانی خواهد داشت(فصلت: 41/ 51).(ر.ک: مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 361؛ أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج ‏5، ص 189)

نکته:
چون بهشت در آسمان هفتم است ـ چنان چه در احاديث ثابت گشته ـ پس منافات ندارد با آن كه عرض آن مانند عرض آسمان و زمين باشد.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 361)

بنابر این:
اگر عرض را در مقابل طول بگیریم و یا این که عرض را کنایه از وسعت و گستردگی بدانیم، در هر دو حال، معنایش این است که وسعت بهشت بسیار زیاد است و در تصور و ذهن انسان نمی گنجد.

بسمه الواسع

میقات;826270 نوشت:
جايى كه عرض آن به اين وسعت باشد البته طول آن زيادتر است و ممكن است مراد سعه بهشت باشد كه اگر تمام جنّ و انس و ملائكه و حور و غلمان در آن باشند هر كدام به قدر مدّ بصر جاى دارند.(اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ‏12، ص 436)

عرض سلام و ادب

استاد گرامی،حضرت علامه جوادی آملی (دامت افاضاته)در تفسیر تسنیم،وسعت بهشت هر مؤمن را به وسعت آسمانها و زمین دانسته اند:

"گفتني است منظور از جمله ﴿عَرضُهَا السَّموتُ والاَرض﴾ مجموع براي مجموع نيست، بلكه هر يك از بهشتيان در چنين وسعتي است،

زيرا درباره مساحت بهشت هر فرد بهشتي چنين وارد شده و در بحث روايي خواهد آمد كه اگر همه اهل دنيا (جنّ و انس) مهمان او شوند

منزل او گنجايش آنان را دارد"(علامه جوادی آملی،تفسیر تسنیم،ص .547)

حبیبه;826287 نوشت:
زيرا درباره مساحت بهشت هر فرد بهشتي چنين وارد شده و در بحث روايي خواهد آمد كه اگر همه اهل دنيا (جنّ و انس) مهمان او شوند...منزل او گنجايش آنان را دارد

سلام
جایی خوندم جبرییل(ع) از خدا خواست که عرض بهشت را به او نشان دهد خدا هم به او قدرت داد تا همه جا را طی کند
جبرییل هزار سال گمونم رفت اما به ته ان نرسید باز هزار سال طی کرد نشد بازم هزار سال طی کرد نشد و این کار را سی هزار بار انجام داد!!!!

اما بازم به انتهایش نرسید و چون دیگر نامید شد از گشتن منصرف شد!

بسمه الرئوف

اتمچه;826296 نوشت:

سلام
جایی خوندم جبرییل(ع) از خدا خواست که عرض بهشت را به او نشان دهد خدا هم به او قدرت داد تا همه جا را طی کند
جبرییل هزار سال گمونم رفت اما به ته ان نرسید باز هزار سال طی کرد نشد بازم هزار سال طی کرد نشد و این کار را سی هزار بار انجام داد!!!!

اما بازم به انتهایش نرسید و دیگر اصرار نکرد!

سلام علیکم

اگر زحمت کشیده و منابع فرمایشاتتان را هم ذکر بنمائید بسیار خوب است.

با تشکر

[="Navy"][="3"]

حبیبه;826306 نوشت:
اگر زحمت کشیده و منابع فرمایشاتتان را هم ذکر بنمائید بسیار خوب است.

سلام
اینا رو از روی این کتاب های کوچیکی که توی کتاب فروشی ها بود می خوندم منبع نداشت شاید داشت اون زیر من دقت نکردم

البته همهش هم این نبود

جبرییل در آخرا به خیمه یک حوری نزدیک شد و دید او سرش رو بیرون اورده که ببینه چه کسی اومد به قلمروش که جبرییل پرسید برای چه کسی هستی؟
واون گفت فلان مومن
بعد جبرییل گفت قلمرو شما در بهشت چندسال هست؟
اون حوری گفت از هر طرف 500 سال زمان باید طی شود تا به قلمرو حوری بعدی برسی!!

-----------
500 سال نمی دونم مقیاس با چی تخمین زد ولی گمون کنم 500 سال جبرییلی منظورش بود!
جبرییل به پیامبر گفته بود من فاصله اسمان دنیا رو در مدت زمات یک پلک زدن شما طی می کنم!! (یعنی عرض تمام کهکشان های دنیا! توی یک دهم ثانیه)

حالا با این سرعت طی مسافت اون بهشت که هزار سال عرض دارد هر چند میلیون سال هم مومنان توش باشن بازم خیلی جاهاش ناشناخته باقی می مونه![/][/]

بسمه الجلیل

اتمچه;826310 نوشت:
اینا رو از روی این کتاب های کوچیکی که توی کتاب فروشی ها بود می خوندم منبع نداشت شاید داشت اون زیر من دقت نکردم

همان کتابهایی که می فرمائید منبع مطالب حضرتعالی است،اگر نام کتاب و نویسنده را بفرمائید در واقع منبع را ذکر فرموده اید.

انتقادی که به این آیه وارد می کنن اینه که در این آیه می گه وسعت بهشت به اندازه وسعت زمین و آسمانهاست....یعنی وسعت زمین رو در کنار وسعت آسمان ها میاره...در حالی که وسعت زمین در کنار وسعت کهکشان ها اصلا حساب نمی آد....نسبت زمین در برابر کهکشان ها و یا آسمان ها، از مثل نسبت یک قطره آب در برابر تمام اقیانوس ها هم کمتره....اصلا حساب نمی آد.یعنی قرآن می گه وسعت بهشت اندازه وسعت، تمام اقیانوس های زمین و اقیانوس های سیارات دیگه در دوردست ها احتمالا به اضافه وسعت یک قطره آبه و بلکه بسیار کمتر کمتر از یک قطره آبه

اتمچه;826296 نوشت:

سلام
جایی خوندم جبرییل(ع) از خدا خواست که عرض بهشت را به او نشان دهد خدا هم به او قدرت داد تا همه جا را طی کند
جبرییل هزار سال گمونم رفت اما به ته ان نرسید باز هزار سال طی کرد نشد بازم هزار سال طی کرد نشد و این کار را سی هزار بار انجام داد!!!!

اما بازم به انتهایش نرسید و چون دیگر نامید شد از گشتن منصرف شد!

با سلام و درود

این نقل را دیده ام:

در خبر است كه: روزى جبرئيل (عليه السّلام) خواست تا طول بهشت بداند، چند هزار سال مى‏ پريد، بماند. از خداى تعالى قوّت خواست. خداى تعالى قوّتش زيادت كرد.
مدّتى ديگر مى ‏پريد تا چند بار مدد خواست و خداى تعالى او را قوّت داد، گفت: بار خدايا بيشتر گذشته‏ ام‏ يا بيشتر مانده؟
حورى از خيمه آواز داد كه‏: يا روح اللَّه، چرا خويشتن را مى ‏رنجاني؟ چندين هزار سال است كه‏ مى‏ پرى، هنوز از ملک من بيرون نشدى.
جبرئيل گفت: تو كيستى؟
گفت: من حورى‏ ام از حوريان كه مؤمنى را باشم از مؤمنان.(روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج ‏19، ص 35؛ منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ج ‏9، ص 183)

[="Navy"][="3"]

میقات;826353 نوشت:
چند هزار سال مى‏ پريد،

سلام
احسن همین بود بله!

این کتاب های توی کتابخنونه ها رو همین مدیرای رنگی اینجا می نویسن ؟[/][/]

پارسا مهر;826320 نوشت:
انتقادی که به این آیه وارد می کنن اینه که در این آیه می گه وسعت بهشت به اندازه وسعت زمین و آسمانهاست....یعنی وسعت زمین رو در کنار وسعت آسمان ها میاره...در حالی که وسعت زمین در کنار وسعت کهکشان ها اصلا حساب نمی آد

سلام
اون چیزی که خدا میگه برای عقل ادم نیست یعنی مقیاسی که خدا بکار میبره در حد خودش هست و ما انسان ها فکر می کنیم در حد مغز ما مقیاس میزنه!

مثال آسمان ها و زمین فقط مال زمین ما نیست زمین یعنی خاک بستر سنگ مکان فرود یا هرچیزی که ماده باشه پس در اسمان اول که همه کهکشان ها را شامل میشه و میگن اسمش دنیا هست کلا میشه الارض!

اسمانها هم به تعداد زیادی هستن مثلا شخصی یهودی یا مسیحی که مرتاض بود اومد پیش امام باقر(ع) و گفت دانشمند این شهر شمایی؟
گفتن بله
گفت علم شما چقدر هست؟

امام باقر گفتن علم شما چقدر هست؟

اون یهودی گفت می میتوانم قبل از اینکه شما از جای خود برخیزی برم روی سطح ماه و و برگردم!
امام باقر گفت .. علم ما انقدر زیاد هست که در مدتی که شما در حالا رفتن و برگشتن هستی (یا هنوز رفتی و برنگشتی) ما به تمام ان هفتاد هزار آسمان خلقت یک بار سرکشی می کردیم!!!

اون یهودی یا مسیحی تعجب کرد گفت هفتاد هزار اسمان ! ...انها کجا هستن؟!

امام باقر گفت:
خدا 18,000 قندیل خلقت دارد و در هر قندیل عظیمه خلقت چند عالم را جای داد و عالم دنیای شما (یعنی همه ستارگان بالای سرتان) در یکی از این قندیل هاست!

------
تازه بعد از اون عوالم دیگری میاد که خیلی خیلی بزرگ تر هستن اسم هاشون الان خوب نمی دونم مثلا جبروت لاهوت ناسوت ملکوت و اینا بودن گمونم!

برای همین سوره حمد در نماز خیلی خیلی خیلی مهم هست چون در اولش می خوانیم سپاس خدای عوالم بسیار!
(این عوالم بسیار اون هیجده هزار قندیل هست گمونم که امام باقر به اون مرد مرتاض گفت که موجوداتی در هر کدام زندگی می کنن که انها هرگز از وجود شما اطلاع ندارن و نخواهند داشت!)

گمونم بیشتر اونها پریان باشن !

مثلا شاید اون اسبی که جبرییل اورد و براق نام داشت ممکنه مال یکی از پادشاهان پریان اون اسمان ها بوده باشه که جبرییل سر راه رفت به قصرش و ازش قرض کرد!!....مثلا میگم!:))

[="Tahoma"][="3"]

پارسا مهر;826320 نوشت:
انتقادی که به این آیه وارد می کنن اینه که در این آیه می گه وسعت بهشت به اندازه وسعت زمین و آسمانهاست....یعنی وسعت زمین رو در کنار وسعت آسمان ها میاره...در حالی که وسعت زمین در کنار وسعت کهکشان ها اصلا حساب نمی آد....نسبت زمین در برابر کهکشان ها و یا آسمان ها، از مثل نسبت یک قطره آب در برابر تمام اقیانوس ها هم کمتره....اصلا حساب نمی آد.یعنی قرآن می گه وسعت بهشت اندازه وسعت، تمام اقیانوس های زمین و اقیانوس های سیارات دیگه در دوردست ها احتمالا به اضافه وسعت یک قطره آبه و بلکه بسیار کمتر کمتر از یک قطره آبه

با سلام و درود

قرآن در مقام بیان مساحت بر اساس متراژ و ... نیست، بلکه در مقام بیان وسعت زیاد بهشت است و برای این منظور مثالی می زند تا برای انسان قابل تصور و قابل فهم باشد.

به انسان می خواهد بفهماند که به سوی بهشت سبقت بگیرید ولی گمان نکنید این سبقت گرفتن به جهت کمی جا و مکان است. بدانید وسعت بهشت به گستردگی و وسعت آسمان ها و زمین است.

حتی اگر فقط به آسمان هم مثال زده می شد، شاید برای انسان ها به این اندازه که به زمین و آسمان مثال زده شده، ملموس و قابل تصور نبود.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]پرسش:
معنای عرض در آیه «وجنة عرضها کعرض السماء والارض» چیست؟

پاسخ:
«وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِه‏»؛ و بهشتى كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براى كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آورده‏ اند.(1)
مشهور مفسران، «عرض» را به معنای وسعت و گستردگی گرفته اند، نه عرض در مقابل طول، از جمله:
مراد از كلمه "عرض" گشادى و وسعت بهشت است، نه عرض در مقابل طول؛ و اين استعمال استعمالى شايع است، و گويا خواسته است نهايت درجه وسعت را بفهماند.(2)
"عرض" در اين گونه استعمالات به معنى وسعت است، مانند تعبير "پهنه" در فارسى مى ‏گوئيم پهنه دشت، يعنى وسعت صحرا.(3)
مقصود از «عَرض» آسمان و زمين و عرض بهشت، همان پهنه و وسعت است، نه عرض در برابر طول. و شايد اين تعبير اشاره به آن باشد كه بهشت تنگ نيست كه شما به سوى آن مسابقه مى ‏دهيد بلكه مسابقه دهيد تا به كمال و مغفرت بيش‏ترى برسيد.(4)
مراد از واژه «عرض» بيان عظمت و گستره بهشت است، نه تعيين مساحت حقيقى آن‏.(5)
برخی از مفسران نیز عرض را در مقابل طول دانسته و یا به هر دو اشاره کرده اند:
جايى كه عرض آن به اين وسعت باشد البته طول آن زيادتر است و ممكن است مراد سعه بهشت باشد كه اگر تمام جنّ و انس و ملائكه و حور و غلمان در آن باشند هر كدام به قدر مدّ بصر جاى دارند.(6)
هر چیزی که عرض و طول داشته باشد، عرضش کمتر از طولش است، لذا وقتی عرض بهشت به این وسعت باشد پس طولش بسیار بزرگتر است.(7)
در خبر است: روزى جبرئيل (عليه السّلام) خواست تا طول بهشت بداند، چند هزار سال مى‏ پريد، بماند. از خداى تعالى قوّت خواست. خداى تعالى قوّتش زيادت كرد.
مدّتى ديگر مى ‏پريد تا چند بار مدد خواست و خداى تعالى او را قوّت داد، گفت: بار خدايا بيشتر گذشته‏ ام‏ يا بيشتر مانده؟ حورى از خيمه آواز داد كه‏: يا روح اللَّه، چرا خويشتن را مى ‏رنجاني؟ چندين هزار سال است كه‏ مى‏ پرى، هنوز از ملک من بيرون نشدى.
جبرئيل گفت: تو كيستى؟ گفت: من حورى‏ ام از حوريان كه مؤمنى را باشم از مؤمنان.(8)
برخی نیز به احتمال دیگری اشاره کرده اند: «عرض» اين جا به معنى بسط است، مانند آيه‏ «فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ»؛ پس دعایی فراوان و طولانی خواهد داشت(9).(10)
نکته: چون بهشت در آسمان هفتم است ـ چنان چه در احاديث ثابت گشته ـ پس منافات ندارد با آن كه عرض آن مانند عرض آسمان و زمين باشد.(11)
ممکن است گفته شود چرا قرآن به وسعت زمین و آسمان مثال زده، در حالی که زمین و آسمان در مقابل کهکشانها، مانند یک قطره در برابر اقیانوس هستند، پس چرا به کهکشانها مثال نزده است؟ در پاسخ باید گفت قرآن در مقام بیان مساحت بر اساس متراژ و ... نیست، بلکه در مقام بیان وسعت زیاد بهشت است و برای این منظور مثالی می زند تا برای انسان قابل تصور و قابل فهم باشد.
به انسان می خواهد بفهماند که به سوی بهشت سبقت بگیرید ولی گمان نکنید این سبقت گرفتن به جهت کمی جا و مکان است. بدانید وسعت بهشت به گستردگی و وسعت آسمان ها و زمین است.
حتی اگر فقط به آسمان هم مثال زده می شد، شاید برای انسان ها به این اندازه که به زمین و آسمان مثال زده شده، ملموس و قابل تصور نبود.
بنابر این:
اگر عرض را در مقابل طول بگیریم و یا این که عرض را کنایه از وسعت و گستردگی بدانیم، در هر دو حال، معنایش این است که وسعت بهشت بسیار زیاد است و در تصور و ذهن انسان نمی گنجد.

_________
(1) حدید: 57/ 21.
(2) طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج 19، ص 291.
(3) مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج 23، ص 360.
(4) رضایی اصفهانی، تفسير قرآن مهر، ج ‏20، ص 226.
(5) مغنیه، التفسير الكاشف، ج ‏7، ص 252.
(6) طیب، اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ‏12، ص 436.
(7) زمخشری، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج ‏4، ص 479.
(8) ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج ‏19، ص 35؛ فیض کاشانی، منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ج ‏9، ص 183.
(9) فصلت: 41/ 51.
(10) ر.ک: طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 361؛ بیضاوی، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج ‏5، ص 189.
(11) مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 361.
[/][/]

موضوع قفل شده است