جمع بندی معرفت راه یا راه معرفت و خطرات دینداری بدون بصیرت

تب‌های اولیه

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام
خدا قوت
ببخشید نقل نکردم
راستش دین واسه راهنمایی بشر و تشخیص درست و غلط هست.دین این نیست که بشینیم همش عبادت کنیم گوشه نشینی کنیم تا رابطمون با خدا بیشتر و بهتر باشه نه اینطور نیست خود خدا و اسلام و قرآن همیشه گفتن اعتدال و میانه روی رو پیشه کنید
و اینکه چون علم ما کم هست در برابر علم خدا برارهمین ذره ذره طی زمان تو علم پیشرفت کردیم دقیقا مثل این دهه نودیا شیطون و باهوش کافیه یه گوشی بدید دستشون زیر و بمشو درمیارن بعد ما فقط لی لی بازی میکردیم.ما نمیتونستیم از ابتدا تمامی این علما رو کامل درک کنیم قبلا هم نخبه های زیادی بوده ولی تو این سالها پیشرفتای علمی مثل ساخت ماهواره امید و ..... رو ساختن. ذره ذره باید درک کنیم چون عقل ما نسبت به علم محدوده.
موفق باشید.
در پناه خدا

خانوم خوب;1007962 نوشت:
راستش دین واسه راهنمایی بشر و تشخیص درست و غلط هست.دین این نیست که بشینیم همش عبادت کنیم گوشه نشینی کنیم تا رابطمون با خدا بیشتر و بهتر باشه نه اینطور نیست خود خدا و اسلام و قرآن همیشه گفتن اعتدال و میانه روی رو پیشه کنید
منظور من از عبادت معنای وسیعی از عبادت است نه فقط نماز و روزه .

ابوالبرکات;1007919 نوشت:
زمانی که می گوییم که ثواب صف اول از صفوف دیگر بیشتر است گزاره ای امری را نگفته ایم. بنابراین عبودیت اینجا معنایی ندارد

جناب ابوالبرکات عزیز مگر شما نمی دانید که بسیاری از امر و نهی های ما در روایات در قالب جملات خبری آمده است، علاوه بر اینکه بدیهی است وقتی دارد ثواب یک رفتار ذکر میشود، هدف مداومت مردم بر آن است وگرنه لغو خواهد بود، مثلا پیامبر(ص) می فرمایند: اگر بر امتم دشوار نبود مسواک زدن را بر آنها واجب می کردم! خب حالا این یعنی چی؟ یعنی اهمیت ندهیم! پیامبر(ص) فقط یک جمله فرمودند لازم نیست شما خیلی سخت بگیرید؟!

ابوالبرکات;1007919 نوشت:
پس بر فرض عقل گریز بودن این گزاره که به نظر من این گزاره عقل ستیز است تا زمانی که عقلم آن را نپذیرفت قبول نمی کنم

اینکه صف اول بیشتر ثواب داشته باشد، و اینکه تسبیحات حضرت زهرا(س) لزوما به این تعداد مشخص باشد هرگز عقل ستیز نیست، همانطور که عرض کردم مهم ترین شاخصه ی عقل ستیز بودن این است که عقل می تواند دلیل عقلی مشخص بر رد آن بیاورد، در حالی که در این مسائل عقل نمی تواد دلیلی بر رد اقامه کند، همانطور که شما هم اشاره فرموده اید:

ابوالبرکات;1007919 نوشت:
من دلیلی بر رد این مطلب ندارم الا اینکه مثل روز برای من روشن است که این مطلب غیر عاقلانه است. عجیب نیست. غیر عقلی است.


بنده و حضرتعالی در مبانی اختلافی نداریم که حکمت اصلی عبادات تعبد و تسلیم بودن در برابر خداست، و همچنین اختلافی نداریم که دستورات دین نباید عقل ستیز باشند، اختلاف بنده و شما در این است که شما دایره عقل ستیز را خیلی گسترده میگیرید به گونه ای که عقل گریزها را هم شامل میشود.

خانوم خوب;1007962 نوشت:
سلام
خدا قوت
ببخشید نقل نکردم
راستش دین واسه راهنمایی بشر و تشخیص درست و غلط هست.دین این نیست که بشینیم همش عبادت کنیم گوشه نشینی کنیم تا رابطمون با خدا بیشتر و بهتر باشه نه اینطور نیست خود خدا و اسلام و قرآن همیشه گفتن اعتدال و میانه روی رو پیشه کنید
و اینکه چون علم ما کم هست در برابر علم خدا برارهمین ذره ذره طی زمان تو علم پیشرفت کردیم دقیقا مثل این دهه نودیا شیطون و باهوش کافیه یه گوشی بدید دستشون زیر و بمشو درمیارن بعد ما فقط لی لی بازی میکردیم.ما نمیتونستیم از ابتدا تمامی این علما رو کامل درک کنیم قبلا هم نخبه های زیادی بوده ولی تو این سالها پیشرفتای علمی مثل ساخت ماهواره امید و ..... رو ساختن. ذره ذره باید درک کنیم چون عقل ما نسبت به علم محدوده.
موفق باشید.
در پناه خدا
بگذارید سوالی ازشما بپرسم . شما به معرفت راه اعتقاد دارید یا راه معرفت؟

مسلم;1008228 نوشت:
جناب ابوالبرکات عزیز مگر شما نمی دانید که بسیاری از امر و نهی های ما در روایات در قالب جملات خبری آمده است، علاوه بر اینکه بدیهی است وقتی دارد ثواب یک رفتار ذکر میشود، هدف مداومت مردم بر آن است وگرنه لغو خواهد بود،
بدیهی نیست.

مسلم;1008228 نوشت:
مثلا پیامبر(ص) می فرمایند: اگر بر امتم دشوار نبود مسواک زدن را بر آنها واجب می کردم! خب حالا این یعنی چی؟ یعنی اهمیت ندهیم! پیامبر(ص) فقط یک جمله فرمودند لازم نیست شما خیلی سخت بگیرید؟!
نه این که اهمیت ندهیم بلکه اهمیت زیادی به آن ندهیم. به اصول اهمیت دهیم نه مسائل کم اهمیت. متاسفانه بسیاری از متدینین ما فقط چسبیده اند به روایاتی از این دست و روایات اصلی را نمی پذیرند.

مسلم;1008228 نوشت:
نده و حضرتعالی در مبانی اختلافی نداریم که حکمت اصلی عبادات تعبد و تسلیم بودن در برابر خداست، و همچنین اختلافی نداریم که دستورات دین نباید عقل ستیز باشند، اختلاف بنده و شما در این است که شما دایره عقل ستیز را خیلی گسترده میگیرید به گونه ای که عقل گریزها را هم شامل میشود.
بله . یکی از مهمترین اختلافات بنده با شما همین جاست. بسیاری از روحانیون ما هم مانند شما فکر می کنند. اما چیز مهمی که می خواهم در این زمینه بگویم این است که سعی کنید که این گونه روایات به قول شما استبعادی را خیلی توی جمع های عمومی علی الخصوص برای جوانان مطرح نکنید. زیرا اختلاف در تعیین مصداق عقل ستیز با عقل گریز بین بسیاری از روحانیون و مردم نظیر اختلاف بنده و شماست و همه مثل بنده که روایات خوب و درست و حسابی از اهل بیت نخوانده اند. به راحتی و با آب خوردنی جوانان را با این گونه روایات به زعم شما استبعادی و به زعم بنده عقل ستیز نسبت به دین و اهل بیت بدبین می کنید.

ابوالبرکات;1008980 نوشت:
بله . یکی از مهمترین اختلافات بنده با شما همین جاست. بسیاری از روحانیون ما هم مانند شما فکر می کنند. اما چیز مهمی که می خواهم در این زمینه بگویم این است که سعی کنید که این گونه روایات به قول شما استبعادی را خیلی توی جمع های عمومی علی الخصوص برای جوانان مطرح نکنید. زیرا اختلاف در تعیین مصداق عقل ستیز با عقل گریز بین بسیاری از روحانیون و مردم نظیر اختلاف بنده و شماست و همه مثل بنده که روایات خوب و درست و حسابی از اهل بیت نخوانده اند. به راحتی و با آب خوردنی جوانان را با این گونه روایات به زعم شما استبعادی و به زعم بنده عقل ستیز نسبت به دین و اهل بیت بدبین می کنید.

این روایات را نباید ترک کرد، بلکه باید مردم را تسلیم بار آورد...
خداوند بنده ای می خواهد تسلیم مثل ابراهیم(ع)، که اگر به او گفت بچه ات را به دست خودت برای من سر ببر، حتی نپرسد چرا؟!
از این عقل گریزتر داریم؟!

پرسش:
آیا این درست است که ما از جوانان توقع داشته باشیم که عقل و فهمشان را تعطیل کنند و به حرف های ما گوش کنند؟ مثل این که اگر در تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) بیش از 34 مرتبه الله اکبر گفته شود به آن گنج یا ثواب نمی رسیم، یا اینکه طبق روایات صف اول جماعت آنقدر ثواب دارد که اگر مومنین می دانستند برای رسیدن به آن به سوی هم تیراندازی می کردند. با چه منطقی اینها را بپذیرند؟
ما متاسفانه با دید کسب معرفت به اهل بیت(علیهم السلام) رجوع نمی کنیم بلکه دنبال ثواب هستیم و ریزش گناهانمان! در حالی که آنها می­خواهند راه معرفت را به ما بیاموزند، نه اینکه هدفشان پیروی بدون معرفت باشد.


پاسخ:

در خصوص سوال شما باید چند نکته عرض کنم:

نکته اول:
در این که ائمه(علیهم السلام) آمده اند تا معرفت ما را افزون کنند حرفی نیست؛ همچنین در این که ریشه های اعتقادی دین، و همچنین فلسفه تعالیم دین کاملا عقلانی است، شکی وجود ندارد؛ اما آیا این مطلب بدین معناست که حکمت تمام دستورات دین از معصومین صادر شده و ما از آن مطلع هستیم؟ اگر آری که ادعای بزرگی است، و اگر نه، آیا در این صورت باید آنها را کنار بگذاریم؟

من کاملا قبول دارم که دانستن بُعد عقلانی پشت دستورات دین ارجح است، در این شکی نیست، اما در فرضی که دستوری از معصومین صادر شده، اما حکمتی برای آن دستور بیان نشده باید چه کرد؟

آیا این به معنای غیر عقلانی، و غیر منطقی بودن آن است؟ به ما فرموده اند صف اول نماز بیشتر ثواب دارد، یا تسبیحاتی با این تعداد ذکر، فلان مقدار ثواب دارد، خب موضع عقل در این رابطه چیست؟ آیا عقل محال می داند که واقعا چنین باشد؟ اگر آری خب به کدامین دلیل عقلی؟ و اگر خیر پس به کدامین دلیل باید این روایات را کنار گذاشت؟
نباید بین عقل گریز و عقل ستیز خلط کرد؛ متاسفانه گاهی تعالیم عقل گریز، به اشتباه عقل ستیز تلقی میشوند که باید در این خصوص مراقبت نمود، ما به دو ملاک به عنوان علامت شناخت عقل گریز از عقل ستیز اشاره می کنیم:

اول: در گزاره های عقل ستیز، عقل دلیل آشکاری بر رد آن مطلب ارائه میدهد، دلیل متقن و منطقی، اما در گزاره های عقل گریز، عقل از ارائه دلیل متقن ناتوان است؛ به عنوان نمونه آن مردی که استخوان های پوسیده را نزد پیامبر(ص) آورد و گفت: آیا این استخوان های پوسیده دوباره زنده خواهند شد؟ خب روشن است که عقل دلیلی بر رد آن ندارد؛ فقط مسئله برای او عجیب است، اما این عجیب بودن و استبعاد را دلیل بر بطلان معاد تلقی می کرد؛ پس صرف عجیب بودن یک مسئله هرگز دلیل بر عقل ستیزی نمیشود. عقل ستیزی باید به یکی از قواعد عقلی ختم شود، مثل استحاله اجتماع یا ارتفاع نقیضین، استحاله اجتماع ضدین، و مانند آن.

دوم: عقل به طور قاطع حکم می کند که محال است برای قضایای عقل ستیز در آینده توجیهی پیدا شود، مثلا عقل می داند که تثلیث و سه گانه بودن خداوند قطعا باطل است، و این ناشی از محدودیت های آگاهی او نیست، هزار سال دیگر هم محال است که یک چیز، سه چیز باشد، و در عین حال یک چیز باشد! اما این که مثلا در غسل اول سر و گردن را بشوییم و بعد سمت راست و بعد سمت چپ، اگرچه حکمت آن را نمی فهمد اما این احتمال را می دهد که در آینده افق های جدیدی پیش روی بشر گشوده شود و حکمت این مسئله روشن گردد.

با این دو ملاک برویم سراغ همین دو مثال ما؛ عقل هرگز دلیلی بر باطل بودن اینکه ثواب صف اول بیشتر باشد، یا تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) به همین تعداد باشد نمی یابد، صرفا استبعاد است، شاید بگوید عجیب است اما نمی تواند دلیلی بر آن اقامه کند. مشکل از الله اکبر نیست که بیشتر گفتن آن کار را خراب می کند، مسئله موضوعیت تعداد است؛ خب ما در اینکه نماز خوب است تردیدی نداریم، اما آیا میشود گفت چون نماز خوب است و ذکر خداست پس نماز ظهر و عصر را پنج رکعت یا حتی بیشتر بخوانیم؟ آیا میشود نتیجه گرفت چون نماز خوب است هر چه تعداد رکعت های نماز را بیشتر کنیم ثواب بیشتری دارد؟
عقل قاطعانه این احتمال را می پذیرد که در امور ورای امور طبیعی، عللی برای رشد معنوی انسان ها در صف اول باشد، و همچنین تعداد تسبیحات حضرت فاطمه(س) حکمتی ورای امور مادی در آن نهفته شده باشد که بر آن احاطه ای ندارد.

نکته دوم:
نکته دیگری که مهم هم هست این است که اصلا اوج بندگی تسلیم است، و تسلیم زمانی معنا پیدا می کد که انجام کاری از سر اطاعت باشد، نه از سر مصلحت طلبی! اینکه ما هر کجا توجیه عقلانی برای مسئله ای یافتیم عمل کنیم، و هر کجا توجیه عقلانی نیافتیم توقف کنیم؛ این که تسلیم نیست! این یعنی انتخاب و گزینش! در چنین رفتاری تسلیم بودن معنا ندارد!

«تسلیم» واقعا یکی از بنیان های ادیان آسمانی است، اصلا عمده امتحان الهی از این طریق و در این راستا است، اگر خداوند ابراهیم(علیه السلام) را مأمور به ذبح فرزند کرد، و اگر ابراهیم سرافرازانه از این امتحان بیرون آمد به این خاطر بود که حتی سوال نکرد که من چرا باید این کار را انجام دهم؟ تسلیم بودن محض او بود که او را الگوی اطاعت پذیری و بندگی قرار داد.

بله اگر یک وقت در یک مسئله ای است که به لحاظ سندی حرف وحدیث دارد، خب اینجا ابهام در اصل صدور آن است، اما به صرف اینکه برای یک مسئله ای توجیه عقلانی وجود ندارد نمی توان از آن روی گرداند، چرا که ما می دانیم که نه عقل همه چیز را می فهمد، و نه دین فلسفه ی همه دستوراتش را برای ما روشن ساخته است.

موضوع قفل شده است