مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

تب‌های اولیه

42 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

قرآن حکیم;726690 نوشت:
آيه تطهير باندازه اى درباره معصومان از اين بيت رسالتى اهميت دارد كه بر حسب رواياتى چند پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله تا هنگام رحلتشان پيش از هر يك از نمازهاى پنجگانه در برابر خانه على و فاطمه عليهماالسلام اين آيه را با صداى بلند قرائت مى فرمودند، اين روايات اين جريان را از چهل شبانه روز تا هفده ماه مقرر كرده كه چهل شبانه روزش دويست مرتبه، و هفده ماهش دوهزار و پانصد و پنجاه مرتبه است

حضرتش اين آيه را بر خانه دو ركن نخستين اهل بيت فرعى رسالت ـ حضرت على و حضرت فاطمه عليهاالسلام بگونه مستمر مى خواندند، و اين جريان طبعا بمنظور ياد بود و وانمود اين حقيقت است كه اينان پس از حضرتش ـ داراى عالى ترين مقام عصمت هستند، نكند كه اهل اين خانه مورد اهانت از طرف مسلمانان و پيروان قرآن قرار گيرد؟ نكند به خانه هجوم آورند و دربش را آتش زنند و پهلوى صديقه طاهره عليهاالسلام را بشكنند و محسنش را سقط كنند! همچون اذان و اقامه كه اعلامى پياپى از براى نمازهاى پنجگانه است، آيه تطهير هم از هنگام نزولش تا هنگام رحلت حضرتش چنين موقعيتى يافت، كه اين تكرار بدين گونه هرگز نظيرى در كل اسلاميات ـ به جز اصول سه گانه عقيدتى ـ ندارد، زيرا كل اسلام در اين آيه جمع است، از لحاظ اينكه قرآن محمد و محمد قرآن در اينجا بشايستگى تعريف شده اند، پس اين تكرار شگفت انگيز تكرارى اجمالى نسبت به كل ولايتهاى مطلقه اسلامى است.

با تشکر از شما :Gol: به این منبع ذیل همین آیه :(http://www.olumquran.com/fa/publication/farsi-books/item/tj-forghan4

سلام .. ممنونم بابت جوابتون و وقتی که گذاشتید ... از اونجایی که سوره احزاب از سوره های مدنی قرآن حکیم هست .. و سوره های مدنی هم که یک جا نازل نشدن آیه ی قبل و بعدش رو در نظر نمیگیریم .. ولی توی خود آیه ۳۳ سوره احزاب هم باز آیه خطاب به زنان پیامبر هست و شما هم که گفتید دو تا ضمیر مذکر تو آیه به کار رفته پس منظور نمی تونه زنان پیامبر باشه! ولی به نظر من منظور تنها نمی تونه زنان پیامبر باشه .. به نظر میاد که زنان پیامبر هم علاوه بر اهل بیت مصداق "یطهرکم تطهیرا" هستن این طور نیست؟

با عرض پوزش ولی سه سوال بعدی من بی جواب موند!

سپاس گزارم

صادق;725458 نوشت:
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.
در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:
1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»
2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:
«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»
3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:
«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»
4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:
«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»
5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:
«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»
6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»

احسنتکم یا صادق(الهم توفیق زیارت زینب الکبری)

قرآن حکیم;726690 نوشت:
آيه تطهير باندازه اى درباره معصومان از اين بيت رسالتى اهميت دارد كه بر حسب رواياتى چند پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله تا هنگام رحلتشان پيش از هر يك از نمازهاى پنجگانه در برابر خانه على و فاطمه عليهماالسلام اين آيه را با صداى بلند قرائت مى فرمودند، اين روايات اين جريان را از چهل شبانه روز تا هفده ماه مقرر كرده كه چهل شبانه روزش دويست مرتبه، و هفده ماهش دوهزار و پانصد و پنجاه مرتبه است

حضرتش اين آيه را بر خانه دو ركن نخستين اهل بيت فرعى رسالت ـ حضرت على و حضرت فاطمه عليهاالسلام بگونه مستمر مى خواندند، و اين جريان طبعا بمنظور ياد بود و وانمود اين حقيقت است كه اينان پس از حضرتش ـ داراى عالى ترين مقام عصمت هستند، نكند كه اهل اين خانه مورد اهانت از طرف مسلمانان و پيروان قرآن قرار گيرد؟ نكند به خانه هجوم آورند و دربش را آتش زنند و پهلوى صديقه طاهره عليهاالسلام را بشكنند و محسنش را سقط كنند! همچون اذان و اقامه كه اعلامى پياپى از براى نمازهاى پنجگانه است، آيه تطهير هم از هنگام نزولش تا هنگام رحلت حضرتش چنين موقعيتى يافت، كه اين تكرار بدين گونه هرگز نظيرى در كل اسلاميات ـ به جز اصول سه گانه عقيدتى ـ ندارد، زيرا كل اسلام در اين آيه جمع است، از لحاظ اينكه قرآن محمد و محمد قرآن در اينجا بشايستگى تعريف شده اند، پس اين تكرار شگفت انگيز تكرارى اجمالى نسبت به كل ولايتهاى مطلقه اسلامى است.

با تشکر از شما :Gol: به این منبع ذیل همین آیه :(http://www.olumquran.com/fa/publication/farsi-books/item/tj-forghan4

احسنتکم یا حکیم(الهم توفیق زیارت علی ابن الموسی الرضا المرتضا)

سلام
ممنونم از نقد زیبا و بحث جالب دوستان
ارادت

حسنعلی ابراهیمی سعید;724357 نوشت:
سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.
پاسخ قرآن کریم:1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر.» تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می‌نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می‌فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می‌شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان (علیه‌السلام) است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.


بسم الله الرحمن الرحیم
در جواب مورد اول، کجای آیه گفته که بر کسی نازل میشود؟
آیه میگوید در شب قدر این اتفاق می افتد، اما ما میدانیم که وحی فقط در شب قدر نازل نمیشده است. پس استدلال شما نمیتواند درست باشد.

در جواب مورد دوم، منظور از این آیه این نیست که خویشاوندانم را دوست داشته باشید، بلکه این است که رعایت خویشاوندی که داریم را بکنید. همانگونه که در صحیح البخاری داریم.

موفق باشید

و سوال آخر اینکه گفتید امام زمان از حال مردم آگاه هستن .. خواستم بپرسم واسه مردم فقیر (به معنی واقعی کلمه بد بخت) این مرهم کدوم زخمه؟! منظورم اینه که چه فایده ای داره؟

با تشکر فراوان

باسلام وتشکر .
پاسخ در چند محور مطرح می شود.
الف_ در ابتدا باید گفت بر اساس روایات زمین هیچگاه از حجت خالی نیست از این رو امام زمان در حال که غایب است به عنوان حجت الهی محسوب می شود، در این باره روایات بسیاری است که به چند نمونه از آن اشتاره می شود: مثلا فرمود: «والله ما ترک الله أرضاً منذ قبض آدم(ع) إلاّ وفیها امام یهتدى به إلى الله وهو حجته على عباده ولا تبقى الأرض بغیر امام حجة لله على عباده؛(1) سوگند به خدا که حق تعالى هرگز زمین را بدون امام که مردم را به سوی خدا هدایت نماید، نگذاشته است. او حجت خدا بر بندگانش است، و زمین هرگز بدون حجت خدا بر مردم نخواهد بود».
در روایتی دیگر ‌‌آمده: «ان الارض لا تخلو من حجه؛ (2) زمین هیچ گاه بدون حجت الهی نخواهد بود».
چه این که به طور مشخص بر خود حضرت مهدی ع اطلاق حجت شده است مثلا فرمود: «ثم الحجة الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء؛ (3) پس حجت الهی جانشین دوازدهم امام قائم منتظر حضرت مهدی است که چشم به اوست. دنیا به بقای او باقی است به برکت وجود او .
از این گونه آموزه ها به روشنی بدست می آید که امام زمان در حال غیبت نیز حجت است بخصوص این که نباید تصور شود که حجت بودن و مسئولیت امام جامعه بعد از پیامبر تنها بیان احکام بوده، بلکه امامت مقامی الهی است که غیر از رهبری ظاهری مردم، مسئولیت رهبری معنوی و باطنی را نیز به عهده دارد.
مفسر حکیم علامه طباطبایی در این باره بیان ژرفی دارد: امام چنان که نسبت به ظاهر اعمال مردم پیشوا و راهنماست، همچنان در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد. اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر می‌کند.
اگر معنای امامت روشن گردد، معلوم خواهد شد که وظیفه امام تنها بیان صوری معارف و راهنمایی ظاهری مردم نیست. امام همچنان که وظیفه راهنمایی ظاهري مردم را به عهده دارد، ولایت و رهبری باطنی اعمال را به عهده دارد. او است که حیات معنوی مردم را تنظیم می‌کند. حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد.
حضور او در میان مردم و تربیت شاگردان و در زندان و یا در غیبت بودن‌شان در این باب تأثیری ندارد. امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها مستور است و یا مردم به او دسترسی ندارد. (4)
از این تحلیل حکیمانه معلوم می‌شود که با توجه به مسئولیت ظاهری و باطنی امام در همه شرایط، چه مردم با امام ارتباط داشته باشند و چه زمینه چنین ارتباطی به هر دلیل وجود نداشته باشد، بعد از پیامبر برای جامعه بشری، انسان معصومی به نام امام وجودش لازم و ضروری است.
امیر مؤمنان (ع) در این باره بیان زیبا و عمیقی دارد:
«ألاَ أنّ آل محمّد (ص) کمثل النجوم السماء إذا هَوى نجمٌ طلعَ نجمٌ، فکأنّکم قد تکاملت مِن الله فیکم الصنائع وآتاکم ما کنتم تأملون؛ (5) آگاه باشید، آل محمد همانند ستارگان آسمانند که هر گاه یکی از آن ها غروب کند، ستاره‌ای دیگر طلوع می‌کند. گویا می‌بینم در پرتوی خاندان پیامبر نعمت‌های خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید، رسیده‌اید».
این کلام حضرت گویای اسراری فراوان است که حقایق بسیاری را روشن می‌سازد.
ب_ گرچه اکثریت مردم از رویت خورشید امامت در عصر غیبت بی نصیب اند، ولي رویت امام معصوم در زمان غیبت نیز نصیب عالم و آدم می شود، زیرا اولا براي برخی از خواص و ياران حضرت دیدن و راهنمایی حضرت ممکن است.
برخی نقل کرده‌اند که از شیخ مفید( از علمای بسیار بزرگ شیعه در قرن پنجم ) سؤال شد: زن حامله‌ای از دنیا رفته، آیا او را به همان صورت دفن کنیم یا بچه‌ای را که در شکم دارد و زنده است، بیرون آوریم، بعد او را دفن کنیم، در پاسخ فرمود: با بچه او را دفن نمایید.
بعد از آن که پرسشگر بیرون رفت، فردی که سوار مرکبی بود، به او رسید و فرمود: شیخ گفته: بچه را بیرون آورید، سپس او را دفن نمایید. بعد از مدتی، جریان را برای شیخ مفید نقل کردند، فرمود: کسی را نفرستادم و سپس تصمیم گرفت که فتوا ندهد، چون ممکن است اشتباه باشد، نامه‌ای از امام عصر (عج) برای شیخ مفید آمد که:
فتوا بدهید و بر ماست که نگذاریم که در خطا واقع شوید. شیخ بار دیگر در مسند فتوى نشست. (6)
ج_ بدون امام نظام هستی در هر دو ساحت تکوین و تشریع دچار مشکل است، بلکه از هم فرو خواهد پاشید:
در روایتی فرمود: «لو ان الامام رفع من الارض ساعه لماجت باهلها کما یموج البحر باهله (7)؛اگر امام لحظه‌ای روی زمین نباشد، زمین همانند دریا دچار تلاطم شده و بر ساکنانش موج پیدا می‌کند ».
بنابراین امام زمان (عج) امان اهل زمین می‏باشد و اگر زمین از این حجت‏ الهی خالی بماند، دنیا و اهلش نابود خواهند شد. لذا وجود امام (ع) موجب برکات بسیاری می‏باشد. پیامبر اسلام (ص) هم در این مورد فرموده است: «ای والّذی بَعثنی بالنبوه، انهم لینتفعون به وَیستضیئون بنور ولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس وإن جللها السحاب؛ آری به خداوندی که مرا به پیغمبری مبعوث گردانیده است، آنها از وجود او منتفع می‏شوند و از نور ولایتش در طول غیبت بهره می‏گیرند، چنان که از آفتاب پشت پرده استفاده می‏برند».(9)
خود امام زمان (ع) در این باره فرموده است: «همان طور که از خورشید در وقتی که توسط ابرها پنهان شده است، بهره‏گیری می‏شود، از من نیز در زمان غیبتم به همان صورت بهره می‏برند و همانا من سبب آرامش و امنیت مردم روی زمین هستم، چنان که ستارگان امان اهل آسمانند».(10)
2- دیگر این که سینة امام و روح بلندش، صندوق حفظ آیین الهی است که همه اصالت‏های نخستین و ویژگی‏های آسمانی و تعلیمات دین را در خود نگاهداری می‏کند، تا دلایل الهی و نشانه‏های روشن پروردگار، باطل نگردد و به خاموشی نگراید.
3- اثر امید بخشی به مسلمانان و تربیت گروه منتظر و آگاه: ایمان و اعتقاد به امام غائب (عج) سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آیندة پر مهر و صفای خویش در عصر ظهور امامشان می‏گردد. جامعة تشیع به اعتقاد خویش به وجود امام شاهد و زنده، هر لحظه انتظار بازگشت آن گواه را می‏کشد. شیعه هر چند امام زمان (ع) را در میان خود نمی‏بیند، اما خود را جدا از آن وجود نازنین نمی‏داند. امام غایب (عج) هم همواره مراقب حال شیعیان خویش می‏باشد چنان که خود فرموده است: «ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی نکرده و شما را از یاد نبرده‏ایم پس تقوای الهی پیشه کنید تا از فتنه‏ای که به شما رو می‏آورد، شما را نجات بخشیم».(11)

پی‌نوشت‌ها:
1. کلینی، اصول کافی، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران 1388 ق، ج 1، ص 179.
2. کافی، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران 1388 ق، ج 1، ص 179.
3. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، نشر بلاغت، قم 1378 ش، ص 156 و 155.
4. سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام،نشر دار الکتب الاسلا میه، تهران، 1348 ش، ص 122، ص 152.
5. نهج البلاغه، خطبه 100 ، ص49 ، نشر موسسه امیر المومنین، قم، 1375 ش.
6. میرزا محمد تنکابنی، قصص العلما،نشر کتاب فروشی علمیه اسلامیه، تهران، بی تا، ص 399.
7. محمد بن یعقوب کلینی، کافی،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق. ج 1، ص 179.
8. قندوزی، ینابیع المودة، نشر دار العلم قم بی تا، ج 3، ص 170.
9. شیخ صدوق ، کمال الدین و تمام النعمه، نشر دار الکتب الاسلامیه تهران بی تا، ص 485.
10. طبرسی ، احتجاج، نشر دفتر تلیغات اسامی قم، 1376 ش، ج 2، ص 497.

MJR;726731 نوشت:
سلام .. ممنونم بابت جوابتون و وقتی که گذاشتید ... از اونجایی که سوره احزاب از سوره های مدنی قرآن حکیم هست .. و سوره های مدنی هم که یک جا نازل نشدن آیه ی قبل و بعدش رو در نظر نمیگیریم .. ولی توی خود آیه ۳۳ سوره احزاب هم باز آیه خطاب به زنان پیامبر هست و شما هم که گفتید دو تا ضمیر مذکر تو آیه به کار رفته پس منظور نمی تونه زنان پیامبر باشه! ولی به نظر من منظور تنها نمی تونه زنان پیامبر باشه .. به نظر میاد که زنان پیامبر هم علاوه بر اهل بیت مصداق "یطهرکم تطهیرا" هستن این طور نیست؟

با عرض پوزش ولی سه سوال بعدی من بی جواب موند!

سپاس گزارم


به نام خدا.
باعرض سلام.
در زمان پیامبران، همسران آنها خانه های جداگانه ای داشتند.چون در آیه ی 33 سوره احزاب،بیوتکن به کار رفته.و میدانیم که در زبان عربی ضمیر جمع مونث زمانی استفاده میشود که مذکری در جمع نباشد.در ادامه نیز خداوند فرموده لیذهب عنکم الرجس اهل البیت​.پس ابتدای این آیه برای جلوگیری از شبهه آمده است که منظور از اهل بیت، زنان پیامبر نیستند.

Moslem Kurdi;754012 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
در جواب مورد اول، کجای آیه گفته که بر کسی نازل میشود؟
آیه میگوید در شب قدر این اتفاق می افتد، اما ما میدانیم که وحی فقط در شب قدر نازل نمیشده است. پس استدلال شما نمیتواند درست باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام علیکم

آيات پنجگانه اين سوره نخست اهميت وحى قرآنى را به ميان آورده، سپس فرودگاه اين وحى را، و بعد از اين منزلت شب قدر و در آخر كار استمرار فرود آمدن ملائكه و روح را در فرودگاههاى مستمر نزولهاى قرآنى و غير قرآنى به ميان آورده كه تا طلوع فجر آخرين رسالت يعنى قيام جهان شمول حضرت مهدى عليه السلام ادامه دارد.

ليلة القدر داراى دو بعد نازل: قرآنى، و منزل قلب محمدى صلى الله عليه و آله و شباهنگام اين فرود آمدن مجيد است.

تا اينجا بخش نخستين و برترين اين فرود آمدن فرشتگان و روح است، سپس استمرارش كه اينجا (تاء) ليله به معنى جنس است در دو بخش،

نخست بخش تتمه رسالت محمدى تا هنگام رحلتش، كه در قرآن مفصل و وحى سنتى بر حضرتش نازل مى آمده،

و پس از رحلتش بر خلفاى معصومش كه همچنان منزلگاه و پايگاه منزل فرشتگان و روح بوده است و مى باشد، كه اكنون ولى امر است، آغازش على عليه السلام و در اين ميان ساير معصومان عليهم السلام كه از جمله حضرت صديقه كبرى عليهاالسلاماست، و اين نزول دومين رسالتى نيست كه خليفه و موقعيت عصمت است.

Moslem Kurdi;754012 نوشت:
در جواب مورد دوم، منظور از این آیه این نیست که خویشاوندانم را دوست داشته باشید، بلکه این است که رعایت خویشاوندی که داریم را بکنید. همانگونه که در صحیح البخاری داریم.

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

قُل لاَّ أَسْـٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى 23

بگو: «بر آن (رسالت) پاداشى از شما نمى خواهم، مگر دوستى درباره ى نزديكتران (رسالتى خود).»

اين جا پيامبر مأمور است به مكلفان بازگو كند كه مزدى بر اين رسالت با دشوارى اش از شما نمى خواهم مگر در دوستىِ نزديكتران به اين رسول به رسالتش، كه اين خود در حقيقت مزدى نيست بلكه اراده حتمى پروردگار است كه پس از ايمان به پيامبر بزرگوار،

هم چنان، دوستى با اين نزديكان رسول و رسالتش را برقرار كنند كه نتيجه و پاداشش پيوند بيشتر با رسول گرامى است. هم چنان كه از حضرتش روايت است: «انا مدنية العلم و علىٌ بابها» من شهر علمم و على درب اين شهر است. پس هر كس بخواهد از غير اين در وارد مدينه علم رسول شود، گمراه است.

اين «القربى» چنان كه گفتيم «افعل تفضيل» است يعنى نزديكتران. به كه و به چه؟ يعنى تنها به رسولش و رسالتش و به علم و عقيده و عملش و به مقام والاى عصمتش.

بر اين مبنا مى بايست پس از پيامبر گرامى براى دريافت كامل رسالت حضرتش با اين نزديكتران به رسالت ايشان، پيوند كامل مودت بريزد تا هر چه بيشتر به رسول گرامى نزديكتر شود كه اين نزديكترى به ايشان، خود نزديكتر شدن به خداست.

ادامه...



Moslem Kurdi;754012 نوشت:
در جواب مورد دوم، منظور از این آیه این نیست که خویشاوندانم را دوست داشته باشید، بلکه این است که رعایت خویشاوندی که داریم را بکنید. همانگونه که در صحیح البخاری داریم.

چنان كه در آيه (32) سوره فاطر فرموده اند: "ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا مِن عبادنا فمنهم ظالمٌ لنفسهِ و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات ذلك هو الفضل الكبير".

اين آيه، مختصرا، پس از آيه رسالت قرآنى رسول گرامى صلى الله عليه و آله، بشارت مى دهد به آمدن گروهى از برگزيدگان خدا با لفظ «اصطفينا» كه در كل قرآن به معنى گزينش معصوم است.

به ويژه با لفظ «نا» كه به معناى جمعيت رحيمى ربانى است. در اين آيه اين خود عصمت عادى اين گروه بزرگوار نيست بلكه "سابق بالخيرات" سبقت و پيشى گرفتن اين گروه را در تمامى خيرات در تمامى زمان ها گوشزد كرده است كه اين بزرگواران بر نوح عيسى در عصمت برترى دارند. اينان پس از رسول گرامى، از كل معصومان ميان فرشتگان و جنيان و انسان ها در طول زمان و عرض زمين پيشى دارند.

سپس در آخر كار "ذلك هو الفضل الكبير" كه اين «اصطفى» و «سبقت» فضل بزرگ پروردگار است و تبعا بزرگ نزد خدا. از تمامى بزرگان برتر است و سبقت دارد.

بر اين مبنا «القربى» كه اين معصومان بزرگوارند، يا در ميان سنيان اند و يا در ميان شيعيان. سنيان كه حتى خلفاى سه گانه اول و ائمه چهارگانه خودشان را معصوم نمى دانند تا چه رسد به ديگران. و چنان چه اين بزرگواران در شيعيان هم نباشند، ـ معاذاللّه ـ اين آيه كذب خواهد بود. بنابر تقسيم و كاوش معنوى مراداز اين بزرگوران همان سيزده معصوم محمدى هستند كه از جمله ايشان حضرت فاطمه عليهاالسلام است.

اين معصومان بر سه مبناى اين آيه، از پيامبران اولوالعزم، به استثناى خاتم پيامبران، معصوم ترند گرچه پپيامبر نيستند و حضرت زهرا عليهاالسلام نيز اگرچه نه پيامبراست و نه امام، از همه پيامبران چهارگانه اولوالعزم پيش از رسول گرامى در عصمت برترى دارد.

موضوع قفل شده است