جمع بندی مخالفت همسرم با فرزند آوری

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مخالفت همسرم با فرزند آوری


با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

نقل قول:


باعرض سلام و ادب و احترام

بنده خانمی هستم که از قبل ازدواج، عاشق داشتن بچه های زیاد و تربیت فرزندانی صالح بودم، اما اکنون که ازدواج کرده ام و این توفیق حاصل شده که بتوانم فرزند یا فرزندانی داشته باشم نگرانی هایی برایم ایجاد شده که تصمیم گرفتم با شما در میان بگذارم تا ان شاءالله بتوانم از راهنمایی و نظرات ارزشمندتان استفاده کنم

من مانند هر دختر مذهبی دیگر سالها در زمان مجردی سعی میکردم عشق و محبتم را از نامحرم دور نگه دارم تا به پای همسر آینده ام بریزم و در واقع تشنه محبت کردن شده بودم، از طرفی خداوند همسری قسمت بنده کرد که دقیقا ایشان هم شدیدا پذیرای محبت بودن و این را از من مطالبه می کردند، یعنی بنده تشنه محبت کردن و ایشان تشه محبت دیدن.

به گونه ای که اگر در هر ساعتی از شبانه روز از من بخواهند بروم کنارشان، می روم، حتی زمانی که مشغول کارهایم باشم اگر صدایم کنند خودم را به ایشان می رسانم. حتی شده بارها در طول روز در آغوش من به خواب رفته اند.

تا اینکه بنده بحث بچه را پیش کشیدم همسرم شدیدا و با جدیت با این موضوع مخالفت کردند و هر بار که می گفتم یک استدلال و بهانه برای نیاوردن فرزند بیان می کردند، تا اینکه بعد از چند بار به شدت عصبانی شدند و گفتند من از بچه متنفرم، بچه بیاید تو را از من میگیرد، تو دیگر به من محبت نمیکنی، من میخواهم تو فقط برای من باشی، حق نداری برای کس دیگری باشی ،حتی اگر آن موجود بچه ات باشد...

وقتی فهمیدم علت مخالفت همسرم چیست نگران شدم و سعی کردم ایشان را متقاعد کنم که اگر بچه بیاید محبتم به ایشان کم نخواهد شد و قرار نیست بچه جای ایشان را بگیرد و قول دادم اگر بچه دار شدیم از محبتهایم کم نشود.

حالا که همسرم تا حدودی دارند راضی میشوند بچه دار شویم، بنده نگران هستم و برای اقدام به فرزند آوری این دغدغه ها را دارم :

1- همسرم با فرزند دار شدن مخالفند و برخلاف میلشان کم کم دارند قبول می کنند هرچند هنوز هم هراز گاهی مخالفتشان را بیان می کنند،ایا این موضوع بعداز فرزند آوری برایم مشکل ساز نمیشود؟

2- آیا بعدا همسرم این موضوع نخواستن فرزند را بهانه نمی کند و در موارد مختلف به من معترض نمیشود که من بچه نمی خواستم تو اصرار کری؟و این را به حساب مطیع نبودن من نمیگذارند؟!

3 آیا در این شرایط برای تربیت بچه کار من سخت نمیشود و بعد از فرزند آوری همسرم با من همراهی می کنند؟

4-آیا این امکان وجود دارد که بعد از اینکه پدر شدند و طعم پدری را چشیدند به فرزند خودشان حسادت کند؟

5- و از همه مهمتر نگرانی ام این است که اصلا بنده میتوانم به قولی که دادم عمل کنم؟! آیا میتوانم هم به همسرم کامل محبت کنم هم به فرزندم ؟

6 با توجه به این شرایط اصلا به صلاح است الان بچه دار شوم یا اینکه بهتر است مدتی صبر کنم تا این حساسیت ها کمتر شود؟

با تشکر و سپاس

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد امیـد

[TD][/TD]

مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

سلام
هر خانمی که ازدواج می کند، دوست دارد روزی صاحب فرزند شود و طعم شیرین مادری را بچشد. شما نیز از این قاعده مستثنی نیستید.
به نظر می رسد مشکل شوهرتانْ
حسادت است. هر مرد یا زنی می تواند در برهه ای از زندگی احساس حسادت نماید. ولی حسادت در برخی افراد گاهی مشکلات جدّی ایجاد می نماید. صحبتم در اینجا یک حسادتِ معمولی نیست؛ بلکه بحثم درباره حسادت بیمارگونه است. توجه داشته باشید که از آنجائی که شوهر پرسشگر به این حالت مبتلاست، من از کلمه شوهر استفاده کده ام؛ وگرنه حسادت در خانم ها نیز ممکن است وجود داشته باشد و تنها تفاوت، برخی نشانه ها باشد.
مردهای حسود نشانه هایی دارند که عبارتند از:

- اصرار بر همراهیِ همیشگی:
شما اصرار همسرتان بر همراهی در هنگام خواب را بیان کردید؛ اما درباره رفتار ایشان در مهمانی ها و مسافرت ها چیزی نگفتید. به احتمال زیاد شوهرتان در مسافرت ها و مهمانی ها هم طاقت دوریِ شما را ندارد و اصرار دارد که همیشه همراهش باشید. در نظر اولْ این مسأله، ممکن است به عشق و محبّتِ زیادِ ایشان به شما تفسیر شود؛ چنان که شما تا حالا نگران این اصرارِ شوهرتان نشده بودید و احتمالا در این سال ها خود را این گونه قانع می کرده اید که شوهرم خیلی عاشق من است. تا اینکه مسأله فرزنددارشدن پیش آمد. اما شوهرتان ظاهرا به این حدّ قانع نیست و رفت و آمدهای شما را هم محدود کرده است.این موضوع نیز ناشی از حسادت می باشد.

- نیاز به ابراز علاقه به صورت مداوم:
ابراز علاقه زن به شوهر و نشان دادن اینکه نگران اوست و برایش اهمیت قائل است، هیچ اشکالی ندارد. ولی مردانی که از حسادتِ افراطی رنج می برند، به دلیل نداشتنِ اعتماد به نفسِ کافی از همسرشان انتظار دارند که دائما به آنها ابراز علاقه نماید. این مردها تصویر خوبی از خود در ذهنشان ندارند. این موضوع می تواند تا آنجا پیش برود که شوهر حسود با رفتارهای عجیب و گاهی خشونت از همسرش بخواهد به او ابراز علاقه نماید. در همین راستا شوهر حسود، از اینکه ببیند همسرش به فرد دیگری ابراز علاقه می کند، ناراحت می شود.

- شوهر حسود می خواهد که تمام وقت همسرش به او اختصاص یابد:
شوهر حسود دوست دارد وقت همسرش فقط برای او باشد. به احتمال زیاد در خانه وقتی در حال انجام کاری هستید، مثلا کتابی می خوانید، همسرتان از شما می خواهد جلوی او بنشینید و مطالعه کنید. این مسأله در ابتدا عاشقانه به نظر می رسد؛ اما به تدریج باعث محدودیت در انجام فعالیّت های روزمره می شود.

- علاقه و خوبی بیش از حدّ:
محبت و مهربانیِ شوهر به همسرش موضوعی نیک و پسندیده است. اما وقتی خوبی از حدّ بیشتر شود، زنگ خطری برای رابطه به صدا درمی آید. زیرا این محبتِ افراطی، از همان حسادت ناشی می شود.

- انتقادهای تند
مرد حسود وقتی احساس ناامنی نماید، سعی می کند با انتقاد از همسرشْ احساسِ بدی را در او ایجاد کند. حرف های شوهر حسود می تواند تأثیر زیادی بر روی زن داشته باشد و همسرش تصوّر کند که حرف های شوهر واقعا درست است. یک انتقاد تند ایشان به شما در این جمله «میگویند تو مرا دوست نداری اگر داشتی هیچ کس غیر از من را در قلبت نداشتی» نمایان است.

ریشه حسادت:
حسادت در ترس ریشه دارد. فردی که حسود است، ترس از دست دادن در او وجود دارد. این ترس، از اعتماد به نفسِ پایین و تصویرِ ذهنیِ منفی از خود نشأت می گیرد. مردی که اعتماد به نفس پایین دارد، به سختی می تواند به این باور برسد که همسرش او را با تمام خوبی ها و عیب هایش پذیرفته است. شوهرتان به احتمال زیاد این نگرانیِ پنهانی را دارد که شخص دیگری نظر شما را به خود جلب كند.

ادامه دارد...

مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

ریشه حسادت:
حسادت در ترس ریشه دارد. فردی که حسود است، ترس از دست دادن در او وجود دارد. این ترس، از اعتماد به نفسِ پایین و تصویرِ ذهنیِ منفی از خود نشأت می گیرد. مردی که اعتماد به نفس پایین دارد، به سختی می تواند به این باور برسد که همسرش او را با تمام خوبی ها و عیب هایش پذیرفته است. شوهرتان به احتمال زیاد این نگرانیِ پنهانی را دارد که شخص دیگری نظر شما را به خود جلب كند.
این علل و اسباب بیشتر در دوران کودکی و نوجوانیِ فرد حسود ریشه دارد و به احتمال بسیار زیاد از شیوه های فرزندپروریِ والدینش نشأت می گیرد که باید توسّط روانشناسی متعهّد و بسیار خبره و مجرّب بررسی، تحلیل و درمان شود.

در پاسخ به سؤالات شما باید بگویم:
وضعیّتِ زندگی پس از شروع بارداری با وضعیت زندگی قبل از آغاز بارداری متفاوت است. خواب راحت و معاشقه بدون مزاحمت، وضعیّت مزاجیِ خانم در دوران بارداری و احساس ویار و فکرکردن به تهیّه یِ وسائل نوزاد همگی باعث بروزِ تغییراتِ قابل ملاحظه در زندگیِ زوج ها می شوند. ذهن خانم پس از شروع بارداری درگیرِ عضو تازه وارد است. اگر شوهری برای پدرشدن آماده باشد، از این تغییرات استقبال می کند و پیوند زن و شوهر مستحکم تر می شود. اما شوهری که برای پدرشدن آماده نشده و به خاطر اصرارهای همسرش تن به این مسأله داده است، از این تغییراتْ وحشت زده می شود و کودک را یک عضو بیگانه تلقّی می نماید.

از سوی دیگر با آغاز بارداری، روابط جنسی نیز تغییر می کند. در ماه های آخرِ بارداری خانم ممکن است دیگر قادر به برآوردنِ نیازهای جنسیِ شوهر مثل گذشته نباشد. پس از تولّد کودک نیز ممکن است روابط جنسی تا چند هفته کاهش پیدا کند یا کلّاً متوقّف شود.
ممکن است مراقبتِ تمام وقتِ خانم از نوزاد، سبب شود که او بیشتر اوقات احساس خستگی کند. زن پس از زایمان نیاز به تجدید قوا و نیرو دارد. به هر حال، شوهر باید در این وضعیّت، صبور باشد؛ خود را با شرایط تطبیق دهد و بتواند از همسر و فرزندش کاملا حمایت نماید و محیط گرم و آرامی را برایشان تدارک ببیند.
اما شوهری که تا پیش از بارداری، بدون اینکه بداند، با احساسِ حسادت دست به گریبان بوده، آیا می تواند این شرایط را بپذیرد و خود را با آن وفق دهد؟

در صورت ادامه حسادتِ همسرتان و عدم تغییر در نگرش های او، پس از شروع بارداری، شوهر شما به احتمال زیاد احساس تنهایی خواهد نمود و تصوّر می کند از توجه، عشق و محبّتِ شما نسبت به خودش کاسته شده است. این احساس، در بسیاری مواقع ممکن است باعث بُروزِ رفتارهای پرخاشگرانه در شوهر گردد. این رفتارهای پرخاشگرانهْ متوجّه فرد یا افرادی می شود که این احساسِ تنهایی و محرومیّت از توجه و محبت را به وجود آورده اند. یعنی شوهر نسبت به مادر و فرزندش پرخاشگری می کند؛ داد و بیداد راه می اندازد، همسرش را با شدیدترین الفاظ مورد انتقاد قرار می دهد و ممکن است از کنترل خارج شود و ... .
شاید برای شما و برخی خوانندگانِ این متن، احساسِ حسادتِ پدر نسبت به نوزاد یا فرزند خردسالش خنده دار و مسخره به نظر بیاید؛ اما این یک واقعیّت است.

توصیه اکید می کنم قبل از هر تصمیم و اقدام برای بچه دارشدن، «به همراه شوهرتان» به یک روانشناس و مشاور خانواده یِ متعهّد و بسیار مجرّب مراجعه کنید و برای از بین بردنِ احساسِ حسادت مشاوره بگیرید. پس از جلساتِ مشاوره به تعداد کافی و گذشت حدّاقلّ یک سال، وقتی مطمئن شُدید که این حسّ حسادت در همسرتان فروکش کرده، همسرتان تصویر ذهنیِ مناسبی از خودش یافته و اعتماد به نفسِ خوبی به دست آورده است، برای بچه دارشدن اقدام نمایید. نشانه شوهری که برای فرزنددارشدن آماده است، این است که با کمال میل و بدون مطالبه و اصرار خانم، برای تهیّه مقدّماتِ فرزنددارشدن با همسرش همکاری می کند، پس از به دنیاآمدنِ نوزادْ در رسیدگی به نوزاد مشارکت می نماید و نوزاد را رقیبی برای خودش به شمار نمی آورد.

جدا از ضرورت بررسیِ شخصیّت همسرتان توسّط یک روانشناس بسیار باتجربه، برای شروعِ تغییر به منظور کاهشِ حسّ حسادت در همسرتان باید بگویم:

شوهر شما با دریافت محبّت و توجه در پِیِ حسادت، شرطی شده است. چون فهمیده است که با هر بار حسادت، محبّت و توجّهِ شما را به دست خواهد آورد. وقتی احساس می کنید که حسادت در همسرتان برانگیخته شده، در همان لحظه به او محبّت نکنید. این کار را «به تدریج» انجام دهید. با یک دقیقه تأخیر در برآورده ساختنِ خواسته اش شروع نمایید. با سرعتِ کم، این زمان را افزایش دهید. خیلی عجله نکنید. شوهرتان می تواند از بودن در کنار شما لذّت ببرد؛ اما باید به این نکته برسد که هر فردی به لحظاتی نیاز دارد که در آنها تنها باشد و برای خودش وقت بگذراند.

مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
1- همسرم با فرزند دار شدن مخالفند و برخلاف میلشان کم کم دارند قبول میکنند هرچند هنوز هم هراز گاهی مخالفتشان را بیان میکنند،ایا این موضوع بعداز فرزند آوری(ان شاءالله) برایم مشکل ساز نمیشود؟

مخالف یعنی مخالف .اینکه میگید کم کم دارند قبول میکنند .به خاطر شماست که دارند قبول میکنند .
مرد ها هم با خانوم ها خیلی فرق دارند .خانوم ها از روز اول بارداری خودشون و مادر میدونند .اما مرد ها تا زمان تولد فرزند خودشون و پدر نمیدونن

مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
آیا بعدا همسرم این موضوع نخواستن فرزند را بهانه نمیکند و در موارد مختلف به من معترض نمیشود که من بچه نمیخواستم تو اصرار کری؟و این را به حساب مطیع نبودن من نمیگذارند؟!

بله .بهونه میکنند و معترض هم می شوند .چون خواه یا نخواه .توجه شما کم میشه .مخصوصا در نوزادی .که بچه مدام یا شیر میخواد .یا وقت خوابه .یا تعویض پوشک

مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
آیا در این شرایط برای تربیت بچه کار من سخت نمیشود و بعد از فرزند آوری ان شاءالله همسرم با من همراهی میکنند؟

کم کم مهر فرزند تو دلشون جا باز میکنه و در تربیت فرزند با شما همراه میشن

مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
-آیا این امکان وجود دارد که بعد از اینکه پدر شدند و طعم پدری را چشیدند به فرزند خودشان حسادت کند؟

اگه همه ی توجه شما معطوف به بچه باشه بله .
مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
و از همه مهمتر نگرانی ام این است که اصلا بنده میتوانم به قولی که دادم عمل کنم؟! آیا میتوانم هم به همسرم کامل محبت کنم هم به فرزندم ؟

بله میشه ولی یه کم زمان بره تا شما بتونید محبتتون و تقسیم کنید
مدیر ارجاع سوالات;1005273 نوشت:
با توجه به این شرایط اصلا به صلاح است الان بچه دار شوم(البته اگر خدا بخواهد) یا اینکه بهتر است یک مدت صبر کنم تا این حساسیت ها کمتر شود؟

بهتره با روانشناس مشورت کنید

[="Tahoma"][="Blue"]سلام
پاسخ کارشناس امید واقعا جامع و کامل بود.
دقیقا همینطوره که کارشناس میفرمایند..
ماهایی هم که تجربه داشتیم میتونیم تایید کنیم صحبت استاد رو.

وقتی بچه میاد زندگی به کل عوض میشه و مثل سابق نخواهد بود
به خاطر بچه از خیلی چیزا باید گذشت (از نوع پوشش بگیرید تاااا رفتار با همسر و نوع صحبت و ...)
مخصوصا وقتی فرزند شما بزرگ تر که بشه خیلی محدودیت در روابط خودتون در جلو بچه خواهید داشت..

فرزند وقتی وارد مدرسه میشه دیگه تمام فکر و ذکر شما میشه مدرسه و درس هاش و از طرفی کار های خانه..

بنده خدا شوهر.. (دلم سوخت یه لحظه):Nishkhand:

تو این دوره زمونه تربیت فرزند واقعا سخت شده واااااااااااااااااااااقعا سخته
مخصوصا از وقتی وارد مدرسه میشه و با خیلی مسایل اشنا میشه
تو زمونه ای که همجنس بازی و چیز های دیگه باب شده تو مدارس.. خدا به داد برسه..
من که به همسرتون حق میدم (جدای حسادت) ولی من نظرم اینه ادم نسلش از بین بره بهتره تا اینکه فرزندی بیاره و نتونه درست تربیت کنه و بشه عذاب جون ادم..[/][/]

با نام و یاد دوست

سلام علیکم

کاربر محترم از من خواستند این پیام رو از طرف ایشون در تاپیک ارسال نمایم:

نقل قول:


سلام علیکم

بسیار پاسخ های دقیق و جامعی فرموید استاد

در پناه خداوند موفق و سربلند باشید




با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

مدیر ارجاع سوالات;1005596 نوشت:

سلام علیکم

بسیار پاسخ های دقیق و جامعی فرموید استاد

در پناه خداوند موفق و سربلند باشید


سلام

موفقیت شما و همه اعضا را از خداوند منّان مسألت می نمایم.

پرسش:

شوهرم شدیدا تشنه محبت است. هر ساعتی از شبانه روز که بخواهد، باید کارم را رها کنم و به کنارش بروم. وقت خواب، باید در آغوش من خوابد. اگر کمی بی توجهی کنم، اعتراض می کند و می گوید:" تو مرا دوست نداری". خیلی مهربان است؛ اما بر روی دوستانِ خانم حساسیت دارد. حتی نمی توانم پیش او به پدرم ابراز علاقه کنم. مدتی پیش بحث بچه دار شدن را پیش کشیدم. شوهرم با جدّیّت و عصبانیت گفت:" من از بچه متنفرم، بچه بیاید تو را از من میگیرد، تو دیگر به من محبت نمیکنی". اما الان راضی شده که بچه دار شویم. آیا رفتارهای شوهرم بعد از بچه دار شدن مشکل ساز نمی شود؟

پاسخ:

هر خانمی که ازدواج می کند، دوست دارد روزی صاحب فرزند شود و طعم شیرین مادری را بچشد. شما نیز از این قاعده مستثنی نیستید. به نظر می رسد مشکل شوهرتانْ حسادت است. هر مرد یا زنی می تواند در برهه ای از زندگی احساس حسادت نماید. ولی حسادت در برخی افراد گاهی مشکلات جدّی ایجاد می نماید. صحبتم در اینجا یک حسادتِ معمولی نیست؛ بلکه بحثم درباره حسادت بیمارگونه است. توجه داشته باشید که از آنجائی که شوهر پرسشگر به این حالت مبتلاست، من از کلمه شوهر استفاده کرده ام؛ وگرنه حسادت در خانم ها نیز ممکن است وجود داشته باشد و تنها تفاوت، برخی نشانه ها باشد.

مردهای حسود نشانه هایی دارند که عبارتند از:

- اصرار بر همراهیِ همیشگی:
شما اصرار همسرتان بر همراهی در هنگام خواب را بیان کردید؛ اما درباره رفتار ایشان در مهمانی ها و مسافرت ها چیزی نگفتید. به احتمال زیاد شوهرتان در مسافرت ها و مهمانی ها هم طاقت دوریِ شما را ندارد و اصرار دارد که همیشه همراهش باشید. در نظر اولْ این مسأله، ممکن است به عشق و محبّتِ زیادِ ایشان به شما تفسیر شود؛ چنان که شما تا حالا نگران این اصرارِ شوهرتان نشده بودید و احتمالا در این سال ها خود را این گونه قانع می کرده اید که شوهرم خیلی عاشق من است. تا اینکه مسأله فرزنددارشدن پیش آمد. اما شوهرتان ظاهرا به این حدّ قانع نیست و رفت و آمدهای شما را هم محدود کرده است.این موضوع نیز ناشی از حسادت می باشد.

- نیاز به ابراز علاقه به صورت مداوم:
ابراز علاقه زن به شوهر و نشان دادن اینکه نگران اوست و برایش اهمیت قائل است، هیچ اشکالی ندارد. ولی مردانی که از حسادتِ افراطی رنج می برند، به دلیل نداشتنِ اعتماد به نفسِ کافی از همسرشان انتظار دارند که دائما به آنها ابراز علاقه نماید. این مردها تصویر خوبی از خود در ذهنشان ندارند. این موضوع می تواند تا آنجا پیش برود که شوهر حسود با رفتارهای عجیب و گاهی خشونت از همسرش بخواهد به او ابراز علاقه نماید. در همین راستا شوهر حسود، از اینکه ببیند همسرش به فرد دیگری ابراز علاقه می کند، ناراحت می شود.

- شوهر حسود می خواهد که تمام وقت همسرش به او اختصاص یابد:
شوهر حسود دوست دارد وقت همسرش فقط برای او باشد. به احتمال زیاد در خانه وقتی در حال انجام کاری هستید، مثلا کتابی می خوانید، همسرتان از شما می خواهد جلوی او بنشینید و مطالعه کنید. این مسأله در ابتدا عاشقانه به نظر می رسد؛ اما به تدریج باعث محدودیت در انجام فعالیّت های روزمره می شود.

- علاقه و خوبی بیش از حدّ:
محبت و مهربانیِ شوهر به همسرش موضوعی نیک و پسندیده است. اما وقتی خوبی از حدّ بیشتر شود، زنگ خطری برای رابطه به صدا درمی آید. زیرا این محبتِ افراطی، از همان حسادت ناشی می شود.

- انتقادهای تند
مرد حسود وقتی احساس ناامنی نماید، سعی می کند با انتقاد از همسرشْ احساسِ بدی را در او ایجاد کند. حرف های شوهر حسود می تواند تأثیر زیادی بر روی زن داشته باشد و همسرش تصوّر کند که حرف های شوهر واقعا درست است. یک انتقاد تند ایشان به شما در این جمله «میگویند تو مرا دوست نداری اگر داشتی هیچ کس غیر از من را در قلبت نداشتی» نمایان است.

ریشه حسادت:
حسادت در ترس ریشه دارد. فردی که حسود است، ترس از دست دادن در او وجود دارد. این ترس، از اعتماد به نفسِ پایین و تصویرِ ذهنیِ منفی از خود نشأت می گیرد. مردی که اعتماد به نفس پایین دارد، به سختی می تواند به این باور برسد که همسرش او را با تمام خوبی ها و عیب هایش پذیرفته است. شوهرتان به احتمال زیاد این نگرانیِ پنهانی را دارد که شخص دیگری نظر شما را به خود جلب كند. این علل و اسباب بیشتر در دوران کودکی و نوجوانیِ فرد حسود ریشه دارد و به احتمال بسیار زیاد از شیوه های فرزندپروریِ والدینش نشأت می گیرد که باید توسّط روانشناسی متعهّد و بسیار خبره و مجرّب بررسی، تحلیل و درمان شود.

در پاسخ به سؤال شما باید بگویم:
وضعیّتِ زندگی پس از شروع بارداری با وضعیت زندگی قبل از آغاز بارداری متفاوت است. خواب راحت و معاشقه بدون مزاحمت، وضعیّت مزاجیِ خانم در دوران بارداری و احساس ویار و فکرکردن به تهیّه یِ وسائل نوزاد همگی باعث بروزِ تغییراتِ قابل ملاحظه در زندگیِ زوج ها می شوند. ذهن خانم پس از شروع بارداری درگیرِ عضو تازه وارد است. اگر شوهری برای پدرشدن آماده باشد، از این تغییرات استقبال می کند و پیوند زن و شوهر مستحکم تر می شود. اما شوهری که برای پدرشدن آماده نشده و به خاطر اصرارهای همسرش تن به این مسأله داده است، از این تغییراتْ وحشت زده می شود و کودک را یک عضو بیگانه تلقّی می نماید.

از سوی دیگر با آغاز بارداری، روابط جنسی نیز تغییر می کند. در ماه های آخرِ بارداری خانم ممکن است دیگر قادر به برآوردنِ نیازهای جنسیِ شوهر مثل گذشته نباشد. پس از تولّد کودک نیز ممکن است روابط جنسی تا چند هفته کاهش پیدا کند یا کلّاً متوقّف شود.
ممکن است مراقبتِ تمام وقتِ خانم از نوزاد، سبب شود که او بیشتر اوقات احساس خستگی کند. زن پس از زایمان نیاز به تجدید قوا و نیرو دارد. به هر حال، شوهر باید در این وضعیّت، صبور باشد؛ خود را با شرایط تطبیق دهد و بتواند از همسر و فرزندش کاملا حمایت نماید و محیط گرم و آرامی را برایشان تدارک ببیند.
اما شوهری که تا پیش از بارداری، بدون اینکه بداند، با احساسِ حسادت دست به گریبان بوده، آیا می تواند این شرایط را بپذیرد و خود را با آن وفق دهد؟

در صورت ادامه حسادتِ همسرتان و عدم تغییر در نگرش های او، پس از شروع بارداری، شوهر شما به احتمال زیاد احساس تنهایی خواهد نمود و تصوّر می کند از توجه، عشق و محبّتِ شما نسبت به خودش کاسته شده است. این احساس، در بسیاری مواقع ممکن است باعث بُروزِ رفتارهای پرخاشگرانه در شوهر گردد. این رفتارهای پرخاشگرانهْ متوجّه فرد یا افرادی می شود که این احساسِ تنهایی و محرومیّت از توجه و محبت را به وجود آورده اند. یعنی شوهر نسبت به مادر و فرزندش پرخاشگری می کند؛ داد و بیداد راه می اندازد، همسرش را با شدیدترین الفاظ مورد انتقاد قرار می دهد و ممکن است از کنترل خارج شود و ... .
شاید برای شما و برخی خوانندگانِ این متن، احساسِ حسادتِ پدر نسبت به نوزاد یا فرزند خردسالش خنده دار و مسخره به نظر بیاید؛ اما این یک واقعیّت است. شوهر شما با دریافت محبّت و توجه در پِیِ حسادت، شرطی شده است. چون فهمیده است که با هر بار حسادت، محبّت و توجّهِ شما را به دست خواهد آورد. وقتی احساس می کنید که حسادت در همسرتان برانگیخته شده، در همان لحظه به او محبّت نکنید. این کار را «به تدریج» انجام دهید. با یک دقیقه تأخیر در برآورده ساختنِ خواسته اش شروع نمایید. با سرعتِ کم، این زمان را افزایش دهید. خیلی عجله نکنید. شوهرتان می تواند از بودن در کنار شما لذّت ببرد؛ اما باید به این نکته برسد که هر فردی به لحظاتی نیاز دارد که در آنها تنها باشد و برای خودش وقت بگذراند.

توصیه اکید می کنم قبل از هر تصمیم و اقدام برای بچه دارشدن، «به همراه همسرتان» به یک روانشناس و مشاور خانواده یِ متعهّد و بسیار مجرّب مراجعه کنید و برای از بین بردنِ احساسِ حسادت مشاوره بگیرید. پس از جلساتِ مشاوره به تعداد کافی و گذشت حدّاقلّ یک سال، وقتی مطمئن شُدید که این حسّ حسادت در همسرتان فروکش کرده، همسرتان تصویر ذهنیِ مناسبی از خودش یافته و اعتماد به نفسِ خوبی به دست آورده است، برای بچه دارشدن اقدام نمایید. نشانه شوهری که برای فرزنددارشدن آماده است، این است که با کمال میل و بدون مطالبه و اصرار خانم، برای تهیّه مقدّماتِ فرزنددارشدن با همسرش همکاری می کند، پس از به دنیاآمدنِ نوزادْ در رسیدگی به نوزاد مشارکت می نماید و نوزاد را رقیبی برای خودش به شمار نمی آورد.

موضوع قفل شده است