;) متن کتاب لــبخندها و دلــخندها ;) همسرگزینی

تب‌های اولیه

80 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
;) متن کتاب لــبخندها و دلــخندها ;) همسرگزینی


به نام خدا

تاپیک حاضر از متن کتاب لبخندها و دلخندها گرفته شده است،
این کتاب به نویسندگی محمدحسین قدیری، در قالب طنز بوده و متناسب با لطیفه ها به توصیه های تربیتی و روان شناختی نیز پرداخته است.

هدف این کتاب خندیدن هدف مند و خنده حلال می باشد، happy
و زمینه ای برای شاد شدن و شاد ماندن
:-bd

در تایپک قبلی به بخش نوجوانان و جوانان پرداخته شد و در این تاپیک به قسمت همسرگزینی ...:hamdel:
همراه این تاپیک باشید با لبی خندان و دلی شاد
@};-

لبخندت صدقه ای است بدون هزینه...

دانلود
نرم افزار لبخندها و دلخندها
happy


فهرست مطالب


1. جوانان و نوجوانان
2. همسرگزيني
3. همسران
4. خانواده
5. آداب و اخلاق
6. سياسي و انتظامي
7. ديني و فلسفي
8. علمي و پژوهشي
9. سلامتي و نشاط
10. فضاي مجازي
11. گوناگون
12. مرزهاي خنده حلال

محمدحسین قدیری
نشر دانا
1395

مقدمه

اسلام ما را تشويق كرده كه براي زندگي خود هدف و برنامه داشته باشيم و از لذت‌هاي حلال و تفريحات سالم از جمله شوخ طبعي و مزاح، براي تقويت اعصاب، آرامش رواني، كسب نشاط براي كار، معاشرت و عبادت استفاده كنيم.[1] از نظر ديني و علمي و تجربه دروني انسان هاي سيلم جاي شك و شبهه نيست كه انسان فطرتا شادي گرا و غم گريز است. اين روزها سايت‌ها، وبلاگ‌ها و كانال‌هاي زيادي هستند كه اختصاص به شوخي و جوك و لطيفه دارند، در بسياري از آنها زهر و عسل مخلوط است، چرا كه دشمنان دانا با ابزار شوخي و لطيفه سياست جنگ نرم خود را دنبال مي‌كنند و دوستان ناآگاه با نشر و ترويج آنها آب به آسياب دشمن مي‌ريزند. بنابراين وقتي با تحليل اسلامي و روان‌شناختي و تربيتي لطايف و جوك‌ها و شوخي و طنزها را غربال كنيم مي‌بينم كه آسيب‌هاي زياد به فرد، خانواده، جامعه و مذهب وارد مي كنند. بنابراين جا دارد كارشناسان اسلامي و تربيتي متدين از اين نگاه شوخ طبعي‌ها و لطيفه‌ها و جوك‌ها را غربال بزنند و سره را از ناسره جدا كنند و ضمن پاسخگويي به شبهه تعارض دين با شادي و شادكامي به مردم آموزش دهند كه خود بدانند كه مرز بين شوخي حلال و حرام كدام است و چگونه مي‌توان يك لطيفه را اصلاح و ويرايش كرد و براي ديگران ارسال يا بيان كرد.

در اثر «لبخندها و دلخندها» مؤلف محترم محمدحسين قديري تلاش كرده تا با غربال گري لطائف مرزهاي شوخي حلال از حرام را مشخص كرده و گاه به تناسب لطائف، به موقع نكته و توصيه تربيتي و روان‌شناختي بيان كرده اند.

اكنون به چند تذكر اخلاقي و شرعي دقت كنيد:
- نبايد براي خنديدن و خنداندن، ديگران و حتي خودمان را تحقير يا مسخره كنيم.
- نبايد از لطائف جنسي نامشروع و مغاير با عفاف و حيا استفاده كنيم.
- نبايد به مشاغل، اصناف، فقرا، متكديان آبرومند، زن و مرد، شهرها، اقوام و مذاهب و اسامي توهين كنيم و لطيفه تفرقه افكن بسازيم يا نشر دهيم.
- نبايد در شوخي‌ها و مزاح‌ها از تعابيري مانند عقب مانده ذهني، منگول، رواني، و.. استفاده كنيم چون اولا وهن به مؤمن و مخلوق خداوند رحمان است و ثانيا سبب آزار والدين و بستگان اين مي شويم.
- بايد «ملانصرالدين» را در لطيفه معادل بهلول عاقل بدانيم و او را يار و بال دين بدانيم. در برابر، او «ملاخصم الدين» است كه لائيك، نامهذب و بار و وبال دين است.
- نبايد از اسامي افراد حتي غضنفر و گل آقا كه متداول است براي شوخي و لطيفه ها با محتواي «
سفاهت و بلاهت» استفاده كنيم. در برابر مي توانيم از اسامي زير استفاده كنيم:
«
حيف نون»، «سيب زميني»،
«
لاكردار»، «خوش خيال»،
«
زرنگ باشي»، «دل مشنگ»،
«
غافله»، «يارو»، «يكي»،
«
زبل خان»، «خنگول»،
«
دلواپس»، «شنگول»،
«
خسيس باشي»، «بلبل خان»،
«
قُنبيت»، «ملاخصم الدين»،

سيب خانواده و كرم هاي سمي و ويران گر
الف) ايران مثل درخت سيب:

در كشور ما خانواده خيلي بزرگ زندگي مي كنند با اعضاي: لر، ترك، لك، شيرازي، آباداني، اصفهاني، مشهدي، تهراني، رشتي و بلوچ، كرد، شيعه و سنّي و... . غول سياه استكبار تلاش كرد و مي‌كند با جنگ تحميلي و جوك هاي مختلف در دنياي واقعي و سايبري اين خانواده سبز را ويران كند و جمع شان را از هم پراكنده كند. اگر اعضاي اين خانواده با هم متحد باشند و با ديو سياه بجنگند و در عالم رسوايش كند. به تعبير امام خميني اين ديو نمي تواند هيچ غلطي بكند.

ب) خانواده مثل سيب:
امروز دشمن با همان هدف لقمه اي بسيار كوچك تر برداشته و به جاي هجوم به كشور، به خانواده ها هجوم آورده مي خواهد تفرقه بيندازد و حكومت كند. اعضاي اين خانواده عبارتند از: بابا، مامان، فرزندان، مادر زن، مادر شوهر، پدر زن، پدر شوهر، خواهر شوهر و خواهر زن، عمو و عمه و خاله و دايي و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها. فرهنگ آسايش بخش و آرامش نابخش غرب با زرق و برق فضاي مجازي، هرزه گردي و هرزه نگاري و جوك هاي جنسيتي و فاميلي و... متلاشي كند و ويران. با تقويت روحيه قناعت، پركاري، حمايت و احسان از بزرگان فاميل، صميمت با هم، هم نشيني، شب‌نشيني خانواده‌ها، اهتمام به امور همديگر به خصوص رفع نياز محتاجان، اشتغال زايي، وام و قرض دادن، كمك در ازدواج جوانان، دوري از سودانديشي و فردگرايي، پرهيز از تجملات و چشم و هم چشمي، اجتناب از شوخي غيرحلال، استفاده از شوخي حلال، استفاده درست از اينترنت، و ارتباط با اقوام و دوستان اجازه ندهيم كه كرم سيب خوش رنگ و خوش بوي خانواده را از داخل خراب كند.

يه روز يه...
دشمن از ابزار شوخي و لطيفه به عنوان عامل بسيار قوي براي جدايي بين مردم، اقوام و شيعه و سني استفاده كرده و مي‌كند. متن زير براي مقابله با مكر دشمن و ترغيب به انسجام ملي ـ مذهبي تنظيم شده است.
یه روز یه ترکه میره جبهه....
وقتی که فرمانده میشه داداشش هم معاونش بود....
داداشش رفت جلو و شهید شد...
بهش گفتن بذار بریم جنازه داداشتو حداقل بیاریم...
گفت: "همه اونایی که اونجا اند داداش های من هستن...اگه میتونید همه شونو بیارید اونم بیارید...وگرنه بذارید پیش اونا بمونه"
***
یه روز یه شیرازیه
هنگام جنگ تحميلي با هواپیما میره پالایشگاه بغدادو بمبارون می کنه
دیوار صوتی بغداد و می‌شکنه
وقتی داشت برمی‌گشت هواپیماشو زدن..
به جای اینکه با چتر بپرونه بیرون و اسیر بشه
با هواپیما رفت توی هتل و منفجر شد
عراق و ناامن می‌کنه به طوری که برگزاری اجلاس غیرمتعهدها که قرار بود در عراق برگزار بشه لغو میشه
***
یه روز یه یزدیه
میره لبنان و فرمانده میشه
صهیونیست‌ها کلی از مرز لبنان، جلوتر اومده بودن
یه روز سربازهای صهیونیستی، صبح از خواب بیدار میشن می بینن توی قرارگاهشون روی در و دیوار عکس امام خمینی نصب شده!!!!
چند هزار کیلومتر، عقب نشینی می‌کنن.....بدون اینکه یک گلوله به سمتشون شلیک بشه
***
یه روز یه لره
رفت و کردستانو از ضد انقلاب ها خالی کرد...
به طوری که بهش گفتن "مسیح کردستان!"
یه روز یه قزوینیه
که توی آمریکا هم درس خونده بود و خلبان شده بود...میشه فرمانده پایگاه...
اما همیشه لباس معمولی بسیجی به تن می کرد به طوری که وقتی کسی می دیدش ابداً فکر نمی‌کرد که فرمانده باشه...
حتی خودش می‌رفت برای سربازها چای می آورد...
یه روز یه فارسه میره سوریه
اونچا آموزش ساخت موشک می‌بینه
بعد از دوماه تلاش شبانه روزی به طوری که از اذان صبح تا ساعت یازده شب، مشغول بودن، برمی‌گرده ایران
با اولین موشکی که میسازه در جنگ تحميلي عليه كشورمان پالایشگاه نفت بغدادو میزنن..
با دومین موشکش هم بانک رافدین بغدادو زدن
به طوری که صدام از ترس موشک خوردن، دیگه نه تنها حمله موشکی نکرد بلکه اعلام کرد که حاضر به برقراری صلحه!!!

ترکه "مهدی باکری" بود
شیرازیه "عباس دوران" بود
یزدیه "احمد متوسلیان" بود
لره "محمد بروجردی" بود
قزوینیه "عباس بابایی" بود
فارسه هم "حسن طهرانی مقدم" بود...
یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد...
شادی روحشان صلوات!

فهرست مطالب نرم افزار
نرم افزار لبخندها و دلخندها شامل بخش هاي زير است

1. جوانان و نوجوانان
2. همسرگزيني
3. همسران
4. خانواده
5. آداب و اخلاق
6. سياسي و انتظامي
7. ديني و فلسفي
8. علمي و پژوهشي
9. سلامتي و نشاط
10. فضاي مجازي
11. گوناگون
12. مرزهاي خنده حلال
قدرداني و تشكر

بر خود لازم مي دانم از نويسنده محترم كه قبل از چاپ كتابش( لبخندها و دلخندها)، آن را در قالب نرم افزار به مردم هديه كرده و جناب مهدي( مدير اجرايي انجمن نرم افزار ) با ذوق و زحمت فراوان رايگان اين اثر را در قالب نرم افزار اندرويد آماده كرده قدرداني و تشكر مي‌كنم.

انتقادات و پيشنهادات
از آنجا كه اين اثر جز نخستين آثار تحليلي و انتقادي در اين حوزه است، از نقص خالي نيست. لطف كنيد انتقادات و پيشنهادات خود را به كانال رسمي نويسنده zendegiearam110@ يا آي دي ايشان zendegiearam5@ ارسال فرماييد.

علی اميرخاني
مدير انجمن گفتگوي ديني و قرآني
اول ذي الحجه، سالروز ازدواج آسماني حضرت زهرا و علي (عليهماالسلام)
13 شهريور 1395



[/HR][1] . امام کاظم (عليه السلام ) مي فرمايند: «إِجْتَهِدُوا فى أَنْ یَکُونَ زَمانُکُمْ أَرْبَعَ ساعات:ساعَةً لِمُناجاةِ اللهِ، وَساعَةً لاَِمْرِالْمَعاشِ، وَساعَةً لِمُعاشَرَةِ الاِْخْوانِ والثِّقاةِ الَّذینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَیُخَلِّصُونَ لَکُمْ فِى الْباطِنِ، وَساعَةً تَخْلُونَ فیها لِلَذّاتِکُمْ فى غَیْرِ مُحَرَّم وَبِهذِهِ السّاعَةِ تَقْدِروُنَ عَلَى الثَّلاثِ ساعات.»:
بکوشید که اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:1 ـ قسمتى براى مناجات با خدا، 2 ـ قسمتى براى تهیّه معاش، 3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد که عیبهاى شما را به شما می فهمانند و در دل به شما اخلاص مىورزند، 4 ـ و قسمتى را هم در آن خلوت می کنید براى درک لذّت هاى حلال [و تفریحات سالم] و به وسیله انجام این قسمت است که بر انجامِ وظایف آن سه قسمت دیگر توانا می شوید.( تحف العقول، ص 409)


حق تو را از بهر شادی آفرید
تا زتو
آرامشی گردد پدید

پس در

آرامش نمایی زندگی
وارهی از مشکلات زندگی

دانلود
نرم افزار لبخندها و دلخندها
happy

دعای قبل از ازدواج :>


دعاي دختر مجرد:[-O اللهم عجل في ازدواجنا
و تکميل ديننا
وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدرکا
و رشيدا قدا
و مالا کثيرا
و بيتا مستقلا
و سياره البرشيا


دعاي پسر مجرد::god:
اللهم ارزقنا حوريا تک دانه
و کم توقعا
و والدينها رو به موتا
و جهيزيتها کامله
و کدبانوا في اامور المنزل
و تسليما لخشمنا و خدمت

یوسف و عصمت

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است.

وقتی یک طلبه که خود مجرد است و پاک زندگی می کند سخنانش برای جوانان دیگر دلنشین است.

طلبه اي جوان در جمع جوانان مجرد مي‌گفت: پاک زندگی کردن تو اين دوره با اين همه تحريكات جذاب و پر زرق و برق، واقعاً خيلي سخت است.

خداوند ایمانمان را حفظ كند
و به دختران «يوسف عصمتی»
و به ما جوانان «عصمت یوسفی»،
«عفت يوسفي»و امثالهما...بدهد،
;;)

خداوند هم كمك كند كه ما و شما مانند حضرت يوسف پاك زندگي كنيم
و هم از زنان پاك نصيب مان كند تا نصف دين مان را با ازدواج حفظ كنيم.

به هرحال نگه داشتن چیزهای باارزش همیشه سختی هایی هم دارد.


انسان معنوی ثروتمند واقعی است و برای حفظ گوهر ایمانش سختی را باید به جان بخرد.


بی گناهی کم گناهی نیست! در دیوان عشق یوسف از دامان پاکش کنج زندان می رود.

(محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ص70)


خروس شد!:khaneh:

یه جوجه ای از یه جوجه ای خوشش اومد ازش قول گرفت وقتی بزرگ شد با او ازدواج کنه و جوجه هم قبول کرد. :doosti:
چند سال بعد...جوجه اول به دیدن جوجه دومی رفت تا باهاش ازدواج کنه دید خروسه.
:badbakht:


:ok3:به یاد ازدواج های اینترنتی افتادم که شش ماه از طریق فضای مجازی چت ارتباط برقرار می کنند
گل میگن و گل می شنوند
و تو افکار و رویاهاشون غوطه ور میشن
بعد که وارد فضای حقیقی میشن و از نزدیک همدیگه رو می بینند...


راستشو بگو:>

الان این حکایت به مناسبتی تو ذهنم جرقه زد نتونستم برای شما خواننده عزیز ننویسم (به قول اصفهانی های شیرین زبون، حیفس).

در کلاس مکالمه عربی به شکل فوق برنامه و خودجوش شرکت می کردیم.
استاد ما طلبه ای بود كه پیر پسر شده بود.
اهل فضل، کمال و خوش تیپ بود و به زبان عربی محاوره ای تسلط خوبی داشت.

به دوستم گفتم رفتی تو نخ استاد یا نه؟
گفت: که چی؟
گفتم: ناقلا داره همسرشو بین افرادکلاس جستجو می‌کند.
دوستم گفت: یعنی چه؟
گفتم: خوب دقت کن او وقتی می‌خواهد درس قبل را مرور کند از چند تا بچه های تبریزی سؤال های ریزتری می پرسه ظاهراً شنیده دختران آذری کد بانو هستند.

کلاس شروع شد.8->

استاد: سلامٌ علیکم، قبلَ الشروعِ لِنُراجع الدروسَ الماضیهَ؛( سلام علیکم، قبل از شروع درس دیروز را مرور کنیم).
:Narahat az:

استاد نگاهی به یکی از افراد کلاس کرد و تو دلش گفت: خودشه امروز وقت شکاره.
:khandidan:

-«الاخ...انت. أَجِب لی، مِن أینَ انت؟»؛(برادر... تو به من جواب بده. اهل کجایی؟)


- «کم لک اخٌ؟ »؛ (برادر داری؟)


- «و کم لک اخت؟»؛ (چندتا خواهر داری؟).


- «هل اختُکم الکبیره متزوجهٌ ام لا؟ قل بسرعه»؛(بدون مکث بگو آیا خواهر بزرگت ازدواج کرده یانه؟)


- «هل لها مدارجٌ فی العلم ام لا؟ قل بسرعه»؛(زود جواب بده وقت نداریم خواهرت تحصیل کرده است یانه؟)


سئوالات جزیی سبب خنده من و دوستم شد
;)) به گونه ای که استاد نتوانست ادامه دهد و من که نتوانستم خودم را کنترل کنمlaughing با سرعت از کلاس دویدم بیرون تا در فضای آزاد از خنده منفجر شوم =))و سقف رو سر آن‌ها فرود نیاید.;)

(محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ص118.)


داماد مقتصد $-)
جوان تحصیل کرده ای پیش یکی از ثروتمندان رفت تا دختر او را خواستگاری کند.
همین که مرد چشمش به قیافه جوان افتاد از این که چنین داماد موقری داشته باشد بسیار خوشحال شد.

لذا برای تطمیع وی براي ازدواج با دختر بزرگترش گفت: من سه دختر دارم که هیچ یک ازدواج نکرده اند و می خواهم همه را به راحتی شوهر دهم از این رو تصمیم گرفته ام به هر یک از آن ها موقع عروسی به تناسب سنشان پولی دهم تا دست خالی به خانه شوهر نروند.


به عنوان مثال آن که هجده سال دارد هجده هزار میلیون تومان و آن که بیست وپنج سال دارد بیست وپنج و دیگری که سی ودوسال دارد به همان مقدار وجه نقد دهم. حال شما به خواستگاری کدام یک آمده اید؟

جوان کمی فکرکرد و پرسید: شما دختر صدساله ندارید؟!
$-):-"


:Graphic (51)::Graphic (10)::Graphic (51):

شریک زندگی:doosti:
گويند در عهد حضرت عيسي (ع) شخصي مادر پيرش را بر دوش مي گرفت و هرجا مي رفت، همراه خودش مي برد.
روزي حضرت عيسي او را ديد، به وي فرمود: آن زن کيست؟

گفت: مادرم است.
فرمود: خب، او را شوهر بده.
گفت: پير است و قادر به حرکت نيست.

پيرزن بر سر پسرش زد و گفت: اي بي شرم! تو بهتر مي فهمي يا پيغمبر خدا؟!
:ajab:

:Graphic (52):

تشخیص دقیق :Kaf:
پيرزنى بیوه بيمار شد. پسرش او را نزد پزشك برد.
دكتر مشاهده كرد پيرزن خود را آرايش كرده و لباس نيكو پوشيده است.

پس حال او بدانست و گفت: اين زن چقدر به شوهراحتياج دارد.

پسر با تعجب گفت: آقاى دكتر، چه مى گوئيد، او خيلى پير است.


زن نگاه تندى به پسركرد و گفت: پسر، فضولى موقوف، آقاى دكتر متخصص است و قطعا بهتر از تو تشخيص مى دهد.
x-(

:Graphic (8):

زن کامل!\m/

عاقلی با دوستش صحبت می‌کرد.
- خب، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟


عاقل: فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم.
از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود.
بعد به قاهره رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره آسمان داشت، اما زیبا نبود.
بعد به اصفهان رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.


- پس چرا با او ازدواج نکردی؟
:-/

- آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!
:-b

:Graphic (53):

دوگانه سوز:-?



دو نفر تازه عقد کرده بودند ساعت ها با هم نشستند و دل و قلوه رد و بدل کردند
همین که پسر رفت دل
دختر گرفت طبع شاعریش گل کرد و در پیامکی نوشت:

هم سوخت دلم ز دوریت هم جگرم،

با دوری خود دوگانه سوزم کردی8-}


:eyes:

سلسله مات ها:Nishkhand:


مادر پسره براش می ره خواستگاری،

پدر دختر می پرسه: خوب پسرتون چه کاره هست؟



مادره می گه: پسرم دیپلماته.


پدر دختر می گه: اوه چه عالی! یعنی چه کار می کنه؟


مادره می گه: یعنی از وقتی پسرم دیپلمش رو گرفته، همین طوری ماته!
$-)

:ok3:متأسفانه امروزه به دليل بيكاري و نيافتن شغل متناسب با رشته تحصيلي شاهد
ليسانس مات و فوق ليسانس مات و به زودي دكترامات هم هستيم.

درد دل

در كشور به نخبه ها اهميت مي دهند ولي به نخبه پروري يوخ.[-x

ديگه علم بهتر است يا ثروت بعيد مي دانم موضوع انشاء باشد چون در زمان ما معلمان خودشان شك داشتند الان با مدارس انتفاعي(نه غير انتفاعي) علم گره كوري با پول داشتن خورده است.:-@


شكايت از مسئولان فرهنگي فرنگي
قبلا شهيد بهشتي و باهنر در زمان شاه دبيرستان دين ودانش با خون دل خوردن زدند تا افرادي مختصص و متدين پرورش دهند امروز اگر ما بخواهيم فرزندمان رشد علمي و معنوي كنند و در مدارس درس بخوانند كه به مسائل ديني پرورش بيابند بايد حسابي پول بدهند گويا ما در كشوري لائيك زندگي مي كنيم.
#-o
:mal:

end صداقت

دروغ مانند بهمن است از یک گلوله کوچک شروع می‌شود و به توده ای بزرگ و ویران گر تبدیل می‌شود.

باید صاف و صادق باشیم این جوری:
@-)
سر جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت سکوت.

مادر داماد میگه: ببخشید کبریت دارید؟


پسرم می خواد سیگار بکشه.

طرف عروس: پس داماد سیگاری هم هستند!؟
@-)

مادر داماد میگه: سیگار که نه ولی سیگار بعد از مشروب می چسبه.


طرف عروس: پس مشروب هم می خوره!؟
:-ss

مادر داماد میگه: نه. آخه قمار کرده بود. باخت... یکم بهش مشروب دادیم تا خوب به شه.


طرف عروس: پس قمار باز هم هست!؟
:-?

مادر داماد میگه: نه. آخه دوستاش تو زندان بهش یاد داده بودند.


طرف عروس: پس زندان هم رفته!؟
:-o

مادر داماد میگه: نه. آخه معتاد بود چند روز گرفته بودنش.


طرف عروس: پس معتاد هم هستند!؟
:-t

مادر داماد میگه: نه. آخه زنش لوش داده بود.

طرف عروس: زنش؟

:-/x_x:-w


:Black (6)::Black (14)::Black (6):

خواستگاری:taghdim:

آقاي شنگول باشي حسابي تيپ زد رفت خواستگاري :sibil:

پدر عروس: شغل شما؟

- قاضي هستم
- خانواده عروس و همسايه هاي عروس: چه خوب
- پدر عروس:كدوم شعبه؟
- ما شعبه معبه نداريم
سر فلكه لاله بگيد احمد قاضي همه منو مي شناسند.
سال هاست ما خانوادگي تو پخش غازيم.
:ghash:

:laklak:

قحطی شوهر:-s


پيام سعدي به دختران دم‌بخت بي شوهر::Narahat az:
حالا كه نيست خبر زشوي
زگهواره تا گور دانش بجوي


واقعيت اين است كه درست است كه نبايد سن ازدواج را به تأخير انداخت، ولي با توجه به آمار وحشتناك طلاق بايد گفت خيلي از زوج‌هايي كه ازدواج مي‌كنند به بلوغ عاطفي و اجتماعي و شناختي نرسيده اند.

الزاما ازدواج بدون تأخير هم خوشبختي نمي آورد. برخي براي خريد يك لباي يا ماشين خيلي وسواس به خرج مي‌دهند ولي براي ازدواج كه مربوط به كل زندگي است ناپخته بدون مطالعه، بدون مشورت بدون بررسي علل طلاق‌ها و علل تحكيم روابط زناشويي ازدواج مي‌كنند.

پس افرادي كه سنشان بالا است به جاي نگراني مي‌توانند خدا را شكر كنند كه فرصت دارند، براي ازدواج روشمند و هوشمند بدون تجربه شسكت عشقي مطالعه و مشورت و تحليل كنند تا ان‌شاالله به فضل خدا ازدواج موفق داشته باشيد و بعد از مدتي تلخ كامي، ادامه زندگيشان شادكام و راضي باشند.

البته گاهي تأخير در ازدواج علل خاص خودش را دارد مانند وسواس در گزينش، توقعات بالا و شروط يك طرفه زياد، مادي‌نگر بودن، داشتن چندين سابقه طلاق يا اعتياد در منزل، تندخويي، معاشرتي نبودن و خلق افسرده وار، و....


سخن دختري تندخو را بشنويم:
:ajab:
بسي رنج بردم دراين سال سي
نشد خر براي عروسي کسي!


البته الزاما خواستگار نداشتن يا برنگشتن خواستگار به معناي عيب دختر نيست. در بسياري از موارد تناسب نيست و يا آن آقا و خانواده مي‌گويند مثلا اين دختر با كمالاتي كه دارند از سر خانواده و اين پسر زياد است.


انواع ازدواج:Sham:

ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد. :gholdor:

ازدواج مکرر: مرد آن‌قدر زن بگیرد تا جانش در برود.
:_loool:

ازدواج متعدد: ازدواج دوم مرد عادل با وجود همسر اول.
b-(

ازدواج مجدد: ازدواج دوم با فوت يا جدايي از همسر اول.
=((

ازدواج مسلّم: ازدواج اول که حق مسلم هر مرد عاقلی است.
:x

ازدواج مربع: مرد عادل
;))، هر چهار زنی را که شرع به او اجازه می‌دهد بگیرد.

ازدواج مثلث: ازدواج مرد تقوی پیشه
;))؛ به سه زن قناعت كند و به فكر چهارمين نباشد.

ازدواج مُتمم: مرد ببیند چه صفات زنانه‌ای را دوست‌داشته که زن اولش ندارد، بعد زنی بگیرد که آن صفت‌ها را داشته باشد.
8-}

ازدواج مُلَوّن: مرد چهار زن از نژاد يا رنگ‌ مختلف بگیرد؛ مانند سفیدپوست، سرخ‌پوست، سیاه‌پوست و زردپوست.
8-}

ازدواح مُفرّح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده‌است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
:-?

ازدواج مُبَعّد: ازدواج جواني كه خانواده براي خلاص شدن از دستش شرايط ازدواجش را فراهم كنند و او را از خود دور كنند.
:d

ازدواج موجّه: مرد عادلی که همسرش بیماری شديدي دارد و قادر به تمكين نيست، مي‌تواند در این هنگام با رعايت «عدالت» برای ازدواج بعدی، اقدام کند.
:-"

ازدواج مُشبّک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.
>Blum 3

عزيز جان! آقاي محترم! با شما هستم. بيدار شو. پاشو جانم از خواب!
:-w
اين تقسيمات فقط يك طنز است تا كمي دلت خوش باشد.
laughing تو چه خلسة عميقي رفتي ها!! ظرفيت شوخي را هم نداري هاااا؟!!
برخي اين ازدواج‌ها مانند مشبك، مكرر و منظم و... مخصوص داعشي‌ها است.

(محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ص296)


ازدواج سفیه


در امتحان کتبی از دانشجویان رشته حقوق پرسیده بود: «آیا عقد ازدواجی که شخص سفیه ببندد، اعتبار قانونی دارد؟»
دانشجوی باذوقی در ورقه این گونه پاسخ داده بود: «استاد، شما هم که ماشاء الله سؤال عجیبی از ما می‌کنید. در صحت ازدواج آدم عاقل، جای حرف هست تا چه رسد به ازدواج آدم سفیه که مسلماً باطل است»


:khandeh::bale::khandeh:

زوج های جوان :kafkaf:


:welcome:
کلاس های تخصصی برای زوج های جوان(طنز)

:kafkaf:کلاس‌های تخصصی برای آقایان::kafkaf:



:read: توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ٨ نفر ثبت نام نمی‌شود!

کلاس ١: چگونه جایخى را پر می‌کنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدّت: ۴ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٢: آیا دستمال توالت خود به خود عوض می‌شود؟
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا٢٠

کلاس ٣: مسئولیت پذیری در قبال سطل زباله بردن یا نبردن؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ۴ هفته، یکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ۴: تفاوت‌هاى بنیادى بین سبد لباس‌هاى کثیف و کف زمین

برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١۴ تا ١۶

کلاس ۵: آیا ظرف‌هاى غذا می‌توانند خودشان پرواز کنند و در سینک آشپزخانه فرود آیند؟
برگزارى به صورت نمایش ویدیویى
مدّت: ۴ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ۶: گم کردن ریموت کنترل و از دست دادن هویت
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتیبان
مدّت: ۴ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧: یادگیرى چگونگى پیدا کردن چیزها …… ابتدا نگاه کردن به سرجایش و بعد زیر و رو کردن خانه
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨: حفظ سلامتى ؛گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد
برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩: مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از یک نفر سوال می‌کند.
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ۶ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠: آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشین توسط همسرتان ساکت بنشینید؟
برگزارى به صورت شبیه‌سازى کامپیوترى
مدّت: ۴ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١۴

کلاس ١١: تفاوت‌هاى بنیادى بین مادر و همسر
برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢: حفظ آرامش به هنگام خرید کردن همسر
برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ۴ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

کلاس ١٣: مبارزه با فراموشى؛ به یادآوردن روز تولد، سالگردها و سایر تاریخ‌هاى مهم
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ١۴: اجاق گاز: چیست و چگونه استفاده می‌شود؟
برگزارى به صورت نمایش زنده
سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠


کلاس‌هاى بهاره براى خانم ها
:welcome:



ثبت نام تا پایان اسفند ماه

:Lflasher:توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ۲ نفر ثبت نام نمی‌شود:Rflasher:

کلاس ١: چگونه ۲ و نيم متر ماشین رو تو ۸ متر جای پارک قرار دهیم؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدّت: ۴ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٢: مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیراخلاقی
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

کلاس ٣: آیا می‌توان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ۴ هفته، یکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ۴: نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (به طور ثابت و در حال دور زدن)
برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١۴ تا ١۶

کلاس ۵: نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
برگزارى به صورت نمایش ویدیویى
مدت: ۴ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ۶: عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتیبان
مدت: ۴ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧: اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن

برگزارى به صورت بحث آزاد

مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨: گفتن “عزیزم” به شوهر سلامتى شما را به خطر نمی‌اندازد

برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩: چطور می توان با تلفن زیر ۳۰ دقیقه صحبت کرد؟
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ۶ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠: آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که هنگامی که خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف های زشت نزنند؟
برگزارى به صورت شبیه‌سازى کامپیوترى
مدّت: ۴ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١۴

کلاس ١١: تفاوت‌هاى بنیادى بین شوهر و آرنولد شوارتزنگر، براد پیت و بیل گیتس
برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢: رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا
برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ۴ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

کلاس ١٣: عدم حساسیت به دختران زیباتر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا..

ایراد دختر


بعد از جلسه خواستگاري به مامانم میگم اين دختر مشخصه واقعا خیلی منو دوست داره چیکار کنم؟
میگه: بیخیالش شو…
میگم: آخه چرا؟!:-/
میگه: چون کسی که توي ببو گلابي رو دوست داره حتما یه ایرادی داره!!!:khaneh:
خداییش تا حالا تو زندگیم انقدر قانع نشده بودم:loool:

:Graphic (17):

اول دوم:nishkand:


آقايان محترم، اگر برنامه داريد
زن دوم بگيريد،:Kaf:
ولی زنِ اول نمي‏ گذارد.
:offlow::no:
پس اين
خيال خام را از سر بيرون كنيد، :_loool:
مگر اينكه اول، زن دوم را بگيريد و بعد زن اول را.
:shad:

اذون


به عاشقه ميگن: اذون بگو


ميگه: همه چيز با يک نگاه شروع شد. :-b


هيچ وقت نذار هر رهگذري
که رد ميشه
رو دلت يادگاري بنويسه
چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته
=((

:Graphic (55):

محصول ازدواج:hamdel:


اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه بچشون :Lflasher:مرفين


اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه بچشون :Lflasher:جوك


اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه بچشون :Lflasher:قوري


اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه بچشون :Lflasher:پرتاب


يخ با برفك ازدواج مي كنه بچه شون :Lflasher:يخمك

دو تا قمي ازدواج كنند بچه شون :Lflasher:قمقمه

اگه مار و جوجه تيغي ازدواج كنن بچه شون :Lflasher:سيم خار دار


دوتا خجالتي باهم ازدواج مي كنند بچه شان:Lflasher:
آب میشه
:d


:ghaiem:

:negah::ghaiem:


:sun:

سرانجام روزی به حکمت همه


اتفاقات زندگی تان پی خواهید برد،

پس فعلا به سردرگمی ها بخندید.

از میان اشک ها لبخند بزنید

و همواره به خودتان یادآوری کنید

كه پشت هرحادثه ای دلیلی نهفته است.....!


دانلود
نرم افزار لبخندها و دلخندها
happy

عقد موقت:!!

خروسي گفت با مرغك، كه اي دوست
اگر يارم شوي يك دم، چه نيكوست


نه آن ياري، كه آن، غير از حلال است
مرا اين گونه احوالي محـــال است


بـيــا يــارم شــو بـا عـقـدي الـهـي
نباشد اين چنيـن بــر مــا گـناهي

(رضا دودانگه)

:moshaver:

موزو انشا : عزدواج!:yes:


هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. :Nishkhand:
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.:khaneh:
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. :khandeh!:

ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند. در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. :hamdel:

مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. :_loool:

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

:xاگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید. :pirooz:

من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. :ok:

مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.

=((
همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.:gun:

دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.:Nishkhand:
خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد.:samt:
البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!:Nishkhand:
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.:badbakht:
زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! :paridan:حتمن از زیر زمینی می ترسید .
ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم.:gholdor:
اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.:Ghamgin: از آن موقه خاله با من قهر است.:no: قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند :frind:ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند:shookhi: بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

:Narahat az:

البته زندان آدم را مرد می کند.:nashenas:عزدواج هم آدم را مرد می کند، :taeed:اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!:sibil:

این بود انشای من.:help:

:Graphic (52)::Graphic (11)::Graphic (62):

الاغ لاغر مردنی


جواني سوار الاغي مردني بود. عجله داشت. الاغ، لاغر و رنجور بود و توان تحمل او و بار را نداشت. جوان براي اين كه الاغ را وادار كند تندتر برود با پاشنه پا زير شكم الاغ بيچاره مي‌كوبيد، الاغ اما تواني نداشت كه بتواند تندتر برود. در راه، پيرمرد حكيمي كه اين منظره را ديد سراغ او رفت و گفت: «اي جوان خدا به تو نيرو داده و انرژي. اين الاغ لاغر مردنيه و تواني نداره. اگه پاهايي رو كه زير دل اين الاغ نگون‌بخت زده‌اي، روي زمين ‌زده بودي الان به مقصد رسيده بودي؟»



:Graphic (49):


نكته روان شناختي:

ازدواج موقت در كل براي اجتماع اگرچه حكمي شرعي است و حكيمانه، ولي براي جوانان مجرد «معمولا» مشكلاتي مانند تنوع طلبي، تأخير ازدواج دائم، اضطراب از بر ملا شدن، خرج كردن پس انداز براي شادي و دادن مهريه عقد موقت و.. ايجاد مي‌كند. با قناعت، چشم و هم چشمي نكردن، ازدواج آسان ولي روشمند و تحقيق شده، اجتناب از تقليد از خرافات و رسوم غلط، مهريه و جهيزيه سبك مي‌تواند از فوايد زياد ازدواج دائم بهره مند شد.

داستان «الاغ لاغرمردني» را مي‌توانيد از كانال تلگرامي محمدحسين قديري (زندگي آرام) بخوانيد. https://t.me/zendegiearam110

چشم تو هم سگ داره


شنیدی میگن چشای طرف سگ داره پاچه طرفو میگیره اسیر خودش میکنه و ولش نميده از جذبه؟
خواستگاراي من يكي پس از ديگري مي پرن فک کنم چشمای من الاغ داره.:Nishkhand: لامصب جفتک میزنه همه رو میپرونه.:khandeh!:



:bale:


نكات كليدي روان شناختي

1- بلاي عمومي: نبايد با رنج ديگران خوش بود و بايد براي حل مشكلات ديگران دعا كرد ولي ميگن مرگ به انبوه عروسيه، همين كه مي‌دانيد سن ازدواج بالا رفته و متوجه مي‌شويد بلاي عمومي است آرامشتان بيشتر مي‌شود. شوخ طبعي، پر بودن برنامه زندگي داشتن تفريح ورزش، راز و نياز، كلاس‌هاي هنري و.. اضطراب جوانان مجرد را كاهش مي دهد.


2- بخت بسته: خيلي ها به اشتباه تصور مي كنند اگر خواستگارشان نيامد به دليل سحر و بسته شدن بخت است. بايد علل را بررسي كرد. الزاما نيامدن خواستگار به معنا نقص شما نيست. گاهي به دليل عالي بودن شخصيت دختر و خانواده او است و همتاي او نادر است. احتمال سحر كم است اگر هم باشد با دعا، صدقه دادن، قران خواندن به خصوص سوره ناس و آيت الكرسي و نماز اول وقت دفع مي شود و نبايد سراغ رمالان و دعانويسان شياد رفت.


3- ساحر حقيقي: بسياري از دختران و پسران از تأخير ازدواج نگران هستند و در فشار عصبي نيازهاي جسمي و رواني و اجتماعي و معنوي خود هستند. به نظرم چشم فرهنگ پر زرق و برق غرب سگ داشته. فرهنگ با جادوي تبليغات رسانه‌اي، دامن زدن به مصرف‌گرايي، تشريفات، مادي گرايي، فردگرايي، تقليدكوركورانه، مدپرستي، چشم و هم چشمي، تحجردانستن قناعت و ساده زيستي بخت پسران و دختران زيادي را بسته است. بسياري از والدين از مشتريان اين جادگر هستند.


4-بازگشت فرهنگ غني خود: اگر بدانيم كه غرب آسايش به بشر داده و آرامش را گرفته است به فرهنگ غني ايراني و اسلامي خود باز مي گرديم. دستور اسلام ازدواج آسان بر مبناي اخلاق و دينداري، انصاف و جهيزيه و مهريه سبك است. متأسفانه خيلي ها از كارشناسان رسانه مهريه سبك دم مي‌زنند ولي از جهيزيه سبك حرفي نمي زنند.
پيشنهاد مي‌كنم جوانان و والدين كتاب «مطلع عشق» از حسين بانكي و كتاب «مطلع مهر: رهنمودهاي مقام معظم رهبري براي ازدواج جوانان» را بخوانيد و عمل كنيد.


:del:

سعی کنین شاید بخندین:khaneh:


مرد فحاش و آلزایمر

مرد فحاشي كه بعد از بيمار آلزايمرش هم مقيد بود فحش بدهد براي اين كه از شك درآيد از همسرش مي پرسيد: آلزایمر دارم دست خودم نیست. نمی دونم بهت فحش دادم یا الان باید بدهم.:-??

نظریه پرداز ازدواج
مردان براثر كمبود عقل ازدواج مي كنند. بر اثر كمبود حوصله طلاق مي دهند و بالاخره بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي كنند.

@-)

گرگ زاده!
خسیسه به پسرش میگه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیطش رو خودش بده!
پسره میگه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟
8-}

داماد شدن دلمشنگ
از آقاي دلمشنگ پرسیدند: شما چند سالگی داماد شدید؟
گفت: به خدا یادم نیست چونکه آن زمان هنوز به سن عقل نرسیده بودم!
:d

تاریخ انقضاء
آقاي زير خط فقر زن میگیره. رفیقاش میگن: مبارکه ازدواج کردی!!!
میگه: بابا دائمی نیست از این اعتباریاست !! تازه تاريخ انقضا هم داره!

:!!


:Black (8)::Graphic (13)::Black (8):

مرهمی بر درد بی شوهری


دخترم پژمرده ای از غم چرا؟
بی خودی از گریه و هول و ولا


این همه آشوب و حرمان و عزا
بهر چه افکنده ای در این سرا؟

دختر گفت:

مادر این تقدیر باشد یا که قیر؟
موقع مادر شدن گشته چه دیر!

من که سی سالم شده از بخت بد

بر سر راهم شده صد گونه سدّ

کور گشته پسّر همسایه هم

پسر دایی و خاله،عمه هم

هیچ کس انگار بینا نیستی

گویدم دختر تو زیبا نیستی

قد و بالایی نداری چون زری

روی زیباییی نداری چون پری

عشق هم بی زار گردیده زتو

حکم زوجه گشتنت، گشته وِتو

آخر این شانس است که دادی مرا

این چه بدبختی است یاربّ ای خدا؟

قد و اقبالم ز نی کوتاهتر

چشمه ی چشمم ولی پر آبتر

من نمی دانم چرا بختم کج است؟

این قبای زشت مادر چند رَج است؟

از سرم بگذشت آبِ آه و داد

این خدای تو مرا همسر نداد

مادر اندیشه بکردی چون کند؟

چون کویر لوت را هامون کند؟

دختر بیچاره اش دل خون شده

دل زده از هر چه آب و نون شده

لاغر و افسرده و زرد و نزار

ای خدا یک خواستگار خوب بیار

مادر اندر فکر بود و اجتهاد

تا که خاله خود رسید و داد،داد

دختر خاله ز شوهر کرده قهر

وصف دعواهاش پُر گشته به شهر

نزد دختر هم نشستند از گِله

خود چه می گوئی ز شوهر، زلزله؟

خوش به حالت درد سر از تو رمید

نه علی داری نه احسان نه حمید

ای الهی که بمیرند مردها

بی خود و بی جنبه و دل سردها

روز و شب جارو کن و فرمان بِبَر

هم به جای او برو و نان بخر

چایی و قهوه و نسکافه بیار

پشت آقا پشتی تازه بزار

این همه خدمت کن و نازش بکش

گویدم نان را مجو هی خش و خش

بی ادب، بی معرفت بی حس و حال

بی کلام و گفتگو و حرف و قال

دائما یا در خور و خواب است و نوش

یا که پای تی وی خود رفته ز هوش

نه سفر برده مرا نی تا به باغ

پیشکش باشد مدینه یا عراق

این سر و این گردنم خالی چو دشت

نی طلا و نی جواهر ای پلشت

همچنان می گفت از شوهر به جدّ

دخترک گفت این چه جنجال است و ضدّ

من دعایم روز و شب یک شوهر است

تو فغان و آه و دادت همسر است؟

چیست شوهر من ندانم خود بگو

چون نباشد بد، چو باشد های و هو

گفت خاله ای چراغ روشنم

روز و شب من بر سر خود می زنم

تو بدان گر «شوهر بد» می کنی

دین و دنیایت به او سدّ می کنی

گر نداری شوهر و همسر کنون

شکر ایزد کن نمردی از جنون

صبر کردن بهتر است از قیل و قال

در پی مردی برو نی جاه و مال

صبر کن صبرت فرج آرد به پیش

سوره ی والعصر خوان بر قلب خویش

چون توکل می کنی آید جواب

لطف حق کی می کند خود ردّ باب

چشم امیدت به حق باشد گلم

زار کم میزن، عزیزم بلبلم

عاقبت چون خیر باشد خود نکوست

ای بسا فرزند و همسر چون عدوست

(سيده نسيم طباطبايي، ماهنامه خانه خوبان)


:welcome:


انگیزه اردواج

پدر عروس : خب بگو ببينم تو در دختر ما چه كمالاتي ديديد كه خواستگارش شديد، جانم؟
داماد: در دخترتون كه هيچ ولي تو حساب بانكي باباش يه چيزايي ديدم.:>

آگهی ازدواج
آقايي هستم تحصيل کرده، زيبا، با موهاي مشکي، چشم هاي مشکي، اندامي مناسب،کاملا معاشرتي،داراي اپارتمان و ماشين آخرين مدل و با وضع مالي عالي،که حاضر به ازدواج با هيچ دختري نيستم....
فقط اگهي دادم دلتون بسوزه. :>

عشق مشروط
یارو داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟
گفت: عاشق شدم!
باباش گفت: حالا عاشق کی هستی؟
گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني.:>

:ghalb:

من گرفتم تو نگیر:badbakht:


وقتي اسم ازدواج متعدد مي آيد خانم ها مضطرب مي شوند و حالشان بد مي شود و فكر مي كنند همه مردان ازدواج متعدد مي كنند در حالي كه من خيال شان را راحت كنم. «محدوديت» هاي ازدواج و مشكلات تورم جايي براي ازدواج دوم مردان غالبا نمي گذارد. از شما چه پنهان خيلي ها «ذكر غلط كرده ام» را مي گويند.

نگراني پليس، مشاوران و دادگاه هاي خانواده اين است كه محدودیت ها و موانع ازدواج اول براي جوانان مجرد و دوري از دين و اخلاق و تحريك هاي بي حد جنسي در فضاي حقيقي و مجازي، «تسهيلات» زيادي براي خيانت هاي و روابط آزاد نامشروع فراهم كرده است بياييد به جاي نگراني درباره ازدواج دوم نگران اين مصائب باشيم كه مجرد و متأهل را اگر باورهاي قلبي و ديني و وجداني قوي نباشد در گير مي كند.

فعلا ازدواج دوم در اولويت دهم مشغله ذهني زنان باشد. وقتي مي گويند كودكي تصادف كرد ما نبايد تصور كنيم كه كودك ما هم تصادف مي كند بايد بگوييم از ميليون ها كودك يك كودك امروز تصادف كرده است ولي مي شنويد مردي زن دوم گرفت با خود بگوييد ميليون ها مرد هم تك همسر هستند ولي هميشه با خود بگوييد كه سيل روابط آزادي كه جامعه را درگير كرده است چگونه خود و فرزندانمان را از اين آلودگي ها حفظ كنيم؟ من يك تقلب به شما برسانم؟


بهترين پناهگاه، پناهگاه قران و عترت است


من آنچه شرط ملال بود گفتم
تو خود خواه بلاغ گير خواه كلاغ

:Graphic (63):



حبس ابد:god:
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسير … من گرفتم تو نگير:badbakht:
چه اسيری كه ز دنيا شده ام يكسره سير … من گرفتم تو نگير:badbakht:
بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير … ياد آن روز بخير:badbakht:
زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير … من گرفتم تو نگير:badbakht:
ياد آن روز كه آزاد ز غم ها بودم … تك و تنها بودم:badbakht:
زن و فرزند ببستند مرا با زنجير … من گرفتم تو نگير:badbakht:
بودم آن روز من از طايفه دّرد كشان … بودم از جمع خوشان:badbakht:
خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير:badbakht:
ای مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم:badbakht:
زن مگير؛ ار نه شود خوابگهت لای حصير … من گرفتم تو نگير:badbakht:
بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم:badbakht:
چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو نگير:badbakht:
من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام:badbakht:
می دهد يونجه به من جای پنير … من گرفتم تو نگير:badbakht:

:Graphic (49)::Graphic (46)::Graphic (49):



* گفته بود زن بلا است هيچ جوان مجردي بي بلا نباشد. تحقيقات روان شناسي مثبت و دين مي گويند ازدواج و داشتن شريكي همتا و صالح از منابع غني آرامش است. جوانان هوشمند و هشيار باشيد دقت كنيد با گزينش نادرست قبر بدبختي و ناآرامي خود را بادست خود كنده ايد از من گفتن. بعد از انتخاب بد به خدا بد بين نشويد كه چرا دعا مي كنم مستجاب نمي شود.

تو فيلم مارمولك يك نكته اموزنده داشت مي گفت: «خريت خودت را گردن خدا مينداز بزمجه. » ما خيلي از مواقع بدون توجه به سخنان متخصصان و تجربه ديگران كاري مي كنيم وقتي گرفتار شديم مي گوييم چرا دعاي ما اثر ندارد چرا خدا ما را اين طور آزمايش مي كند خدا عدال نيست و..


* تذكر: در بخش جوانان و نوجونان لطيفه اي با عنوان «ذكر شريف غلط كردم» را بخوانيد:Lflasher:اینجا

@};-%%-@};-


از کتاب لبخندها و دلخندها بخش های مختلف را نیز بخوانید :

;;)

:Lflasher:نوجوانان و جوانان :Rflasher:



دانلود
نرم افزار لبخندها و دلخندها
happy

تک خط های خنده دار:khaneh:


حساس
آقاي سرمایی میره عروسی.تو عروسی برف شادی می زنن. سرما می خوره!!
:Nishkhand:


شباهت
می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن!!
;))

خبر فوری
سلام من هم زن گرفتم!یه هم زن برقی!

:p

عامل طلاق
طبق تحقیقات آقاي دلمشنگ: مهم‌ترین عامل طلاق ازدواجه!
:ok:

گمشده
آدما زود نیمه گم شدشونو پیدا میکنن، ولي من تو پيدا كردن لنگه جورابم سال هاست مشكل دارم!

:loool:

صداقت...
خواستگار: من در دنیا نه بابا دارم نه مادر نه برادر نه خواهر فقط یه زن و بچه دارم.
/:)

کریم عشقی
يه روز يه ياکريم با يه مرغ عشق ازدواج ميکنه بچه شون مي شه کريم عشقي!

;))

نشون پسرانه
مامانه دختر محلشون را نشون ميکنه برا پسرش. اونم ميره با سنگ ميزندش.
:-"

بالیدگی
روزی از آقاي فرهيخته اي پرسیدند: شما چند سالگی داماد شدید؟ گفت به خدا یادم نیست چونکه آن زمان هنوز به سن عقل نرسیده بودم!

:-@

شیخ طوسی
داماد شده بود و تیپ زده بود و کت و شلور طوسی به تن کرده بود. دوستان طلبه به مزاح به او می گفتند: شیخ طوسی.
laughing

(محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ص 76)


:kaf:
:Graphic (12)::kaf:

وایتکس درمانی@-)


اخلاق و دينداري بايد محور و ملاك گزينش همسر باشد نه جمال و مال. بين زوجين بايد در باورهاي ديني، ارزش‌ها، خلقيات، صفات شخصيتي، ضريب هوشي، شأن خانوادگي و اجتماعي و اقتصادي، چاقي و لاغري تناسب هم باشد و انتظارات بايد منصفانه و واقع بينانه باشد.

جوان سياه چرده‌اي تجربه‌هاي خواستگاري‌زيادي داشت. مي‌گفت آنها به دلم نمي‌ننشينند.
روزي براي خواستگاري به منزلي رفت.
يك ساعت با دختر گفتگو كرد.
بعد از جلسه پدر دختر گفت: خب پسرم، به نتيجه اي هم رسيديد؟


جوان گفت: راستش دختر شما سرشار از كمالات است، ولي فارغ از جمالات.
پدر گفت: منظورتان را واضح‌تر بگيد
گفت: راستش خيلي رنگ صورتش تيره است.
پدر گفت: لطف كنين خودتون هرجا ديگه خواستيد برويد خواستگاري حداقل يكي دو هفته قبل از آن، در وان وايتكس بخوابيد. :-@

(محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ج2، ص44)


:Black (11):

زن زشت:ghonche:



همسایه های آقاي خوش تيپ خان او را گول زدند و دختر زشتی را به او تحمیل نمودن. :tajob:

پس از عروسی وقتی او خواست از خانه بیرون رود آن زن گفت: خوب بود به من می گفتی که هر یک از نزدیکان و دوستانت را چه قسم احترام بگذارم و دوست داشته باشم.

او گفت: سعی کن از من یکی بدت بیاید،

:ajab: باقی را خود دانی هر که را می خواهی دوست داشته باشی مهم نیست!:god:

:khoshAamad:

بعـــله
عاقد: عروس خانوم وکیلم ؟
عروس: پَـ نـه پَـ تو این بی شوهری برم گل بچینم؟!

عقد و عروسی
یه روز از یک داماد که دو تا کت روي هم پوشیده بود می پرسند چرا دو تا کت پوشیدي؟
داماد می‌خنده و میگه: چون عقد و عروسی با همه.

چراغ سبز
ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﮕﻪ
ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿ‌ﮑﻨﻪ تو خونه ﺳﻔﺮﻩ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ
ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻤﺎ

اعتماد به نفس
چه صیغه ایه که براي ازدواج هر چی پسر خوشگله گیر دختر زشت میفته هر چی هم دختر خوشگله گیره پسر زشت...؟؟
من نگران خودمم احتمالا اگه این قانون درست کار کنه گودزیلا گیرم میاد‎ !!!

ظروف یک بار مصرف
قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد، یه بار نذری می آورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت.
بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده شما دارین فرصت‌ها رو از جوونا می
گیرین... والا



:Graphic (19)::Graphic (16)::Graphic (15):

مشورت



مردم روستايي براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از كدخدا ميپرسن اين چيه؟
كدخدا يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌دونم، چرا موكتش كردن؟!


:ok3:بخنديد ولي ما خيلي از كارهايمان اين طور است. مي خواهيم ازدواج كنيم يا اصلا با خانواده با تجربه مطرح نمي كنيم يا مي رويد با دوستمان كه خودش هزار مشكل با همسرش دارد مشورت مي كنيم و...


:.moshavereh.::moshavereh::.moshavereh.:

غنچه نشکفته:Rose:

مادرم ميگه داييت خيلي چاق بود مادر بزرگم مي خواست براي دايي زن چاق بگيره
تو اتوبوس به يه دختر خانم چاقي نيگاهي کرد و بهش گفت: راستي دختر گلم اسمت چيه؟

دختر خانم گفت: غنچه
مادر بزرگ گفت: شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد:shad:

:goleroz:

گوش و چشم مست :natars:

پرده اول:
با ازدواج ايمان ما كامل مي شود بنابراين بي‌جا نبوده سخن خواستگاري كه داستان زيبايي سيرت و صورت دختري عفيف(زرقني الله و عُزابَنا) را از مادر شنيده:
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد!
کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست!


پرده دوم:
سر سفره عقد و هنگام پس زدن تور عروس از جلوي صورتش
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست


پرده سوم:
بعد از ازدواج وسر به سر همسر گذاشتن و شوخي و كل كل با او:
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست


محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، ج2، ص222.

:eyes:

مجلس عروسی

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است

لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید[-x

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ

معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید(~~)~o)

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه

با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید(~~)~:>3:-O

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها

پیش فامیل مقابل آبروداری کنید>-)

میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است

پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید:-w

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی

دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید:!!

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان

پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید;;)

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر

هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید:-"

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب

کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید;))

گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه

چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید\:D/

البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای

پس نباید کارهاي نابهنجاری کنید8-}

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟

با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید^#(^

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور

بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید:x




:sun:\:D/
\:D/

نیازنشناسی:Narahat az:

استاد: وقتی بزرگ شوی چه می کنی؟
شاگرد: عروسی


استاد: نخیر منظورم این است که چی می شوی؟
شاگرد: داماد

استاد: او ه ه ، منظورم این است وقتی بزرگ شوی چی حاصل می کنی؟

شاگرد: زن

استاد: احمق جان، وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه می کنی؟

شاگرد: عروس می گیرم

استاد: واي، پدر و مادرت در آینده از تو چی می خواهد؟

شاگرد: نوه، استاد!

:ok3: اگر نيازشناسي را ندانيم نمي توانيم با مخاطب ارتباط برقرار كنيم.


:Graphic (13):

شانس8->

مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد. وقتی پولها را دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟
مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم.
سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت.
او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟
مرد كه همسر تندخويي داشت پاسخ داد: نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید.
نکته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را میزند …. از آن استفاده کنید!!!!:-bd

:Graphic (19):

زن نازیبا

شخصي زني زشت رو داشت.
روزي در مجلسي نشسته بود كه غلامش دوان دوان بيامد كه اي خواجه خاتون به خانه فرود آمد.
خواجه گفت: اي كاش خانه به خاتون فرود آمده بود.


:ok3: البته زيبايي نبايد محور گزينش باشد هرچند بايد علف به دهن بزي شيرين بياييد و اگر همسر به دل ننشست ازدواج نكنند.

:kalafeh:

لذت دنیا

لذت دنیا زن و دندان بود
بی زن و دندان جهان زندان بود

زن بود واجب برای زندگی
روشن از زن شد سرای زندگی

حق نهاد از وی بنای زندگی

هست دندان آسیای زندگی

همدم آدم در این عالم
زن است
بر اساس زندگی محرمزناست

می شود زن باعث طول حیات

زن بود شیرین تر از قند و نبات

در کلام اللّه خدا از معجزات

کرد تعریف از نساء مؤمنات

زن تو را در خانه یاری می‌کند
زن برایت خانه‌داری می‌کند

گر نیایی «بی قراری» می‌کند

گر بمیری آه و زاری می‌کند

زن برای تو مرارت می‌کشد
روز و شب در خانه زحمت می‌کشد

متصل بار مشقت می‌کشد

این مشقت از شفقت می‌کشد


تشکر از لطف شما

زن موقع حل مسائل رياضي:
اگر من دو سوم از 200 سكه تمام بهار آزادي را كه مهريه ام است به تو ببخشم چي براي خودم مي مونه؟
:-/

شوهر: خدا بيامرزي و تشكر صمیمانه.
:>

:mal:


@};-%%-@};-%%-@};-

شادمان‌ترین مردم،

بهترین چیزها را در زندگی ندارند!

بلکه آنها بهترین "برداشت" را

از زندگی دارند...

خواستگار سریشم~x(

:ok3:خواستگاري آداب و اخلاق مخصوص به خود دارد. برخي از افراد اخلاق خواستگاري را مراعات نمي كنند و سماجت به خرج مي دهند. شايد دختر واقعا از قيافه پسر خوشش نمي آيد يا دليل ديگري دارد كه نمي خواهد بگويد اين درست نيست كه خواستگار يا مادرو ياخواهر يا واسطه اش اصرار دارند تا دختر دليل قانع كننده بياورد؛

نسبت من با شما چون جور نیست
دست بردار و برو، میسور نیست


چون شما را دل نخواهد چه کنم؟
پاسخ مثبت مرا مقدور نیست!

زندگی عشق و وفاق و یک دلی است

التماس و انتظار و زور نیست!!


(ماهنامه خانه خوبان، سيده نسيم طباطبايي، 1394، ش82.)


وسواس در همسر گزینی/:)

فردي وسواسي ميره خواستگاري بعد كه دختره رو مي بينه ازش مي پرسن خوب چطوره ؟پسنديدي؟

ميگه: اين جوري نمي شه يه محرميتي بخونين درست و حسابي ببينمش.


اونارو محرم مي كنن و يارو حسابي مي بيندش. ازش مي‌پرسن: خب پسنديدي؟


ميگه: نه دماغش خيلي بزرگه!
:-@

:khandeh:
موضوع قفل شده است