قاضی در تشخیص تحدی قرآن کیست؟

تب‌های اولیه

52 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

muiacir;540803 نوشت:
بحثی قدیمی به قدمت ورود من به انجمن Smile
فکر میکنم نیازی نبود این تاپیک ایجاد بشه
در مورد اینکه آیا تحدی صحیحه و اگر من تحدی کردم کی قضاوت میکنه و .... رو تقریبا بارها توی انجمن بحث شده

شرمنده

من چنين تاپيكي رو پيدا نكردم و مدير هم ، يادآوري يا تذكر نداد ، اگر كارشناس محترم صلاح ميدونن ، آدرسهاي مربوطه رو اعلام بفرمايند تا تاپيك رو مطول نكنم

هدی;540785 نوشت:
تعيين اين نكات بر اساس دو مساله صورت گرفته است : 1- گزارشي كه در قرآن كريم و نيز تاريخ صحيح از قضاوت يكي از سرسخت ترين دشمنان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم موجود است - كه در زمينه ي يكي از وجوه اعجاز قران يعني وجه فصاحت و بلاغت و وجه ادبي متبحر بود صورت گرفته است . يقينا وجود چنين گزارشي و بررسي وضعيت علمي وليد بن مغيره و نيز نوع اتخاذ واژه هايي كه در توصيف قران بكار برده است و همچنين برخورد او با برساخته هاي ادعايي در جريان تحدي - اينكه آيا آنها را تاييد كرده يا خير - واقعياتي را در خود دارد كه با دقت نظر و بررسي دقيق ، قابل كشف و دريافتند كه در بخش استبعاد از بكارگيري قاضي غير مسلمان ، بسيار پر كاربرد و راهگشا مي تواند باشد . يعني اينكه ادعا مي شود قاضي در تحدي چه كسي باشد اگر غير مسلمان باشد ، مسلمانان قضاوت او را نمي پذيرند ، چنين واقعيت گزارش شده اي در قرآن و تاريخ صحيح نشان مي دهد كه قاضي حتي اگر يك فرد غير مسلمان هم باشد اگر واجد وجوه ديگري مانند تبحر و ذكاوت باشد حتي اگر تعصبات اعتقاديش او را به انكار آنچه مي داند هم وادار كند اما از وراي توصيفي كه از قرآن مي كند - مثلا وليد توصيف "سحر يوثر" را با وسواس و دقت بسيار در توصيف قران انتخاب كرد و توضيحات او در اين خصوص كه در تاريخ موجود است گوياي واقعيات ارزشمندي است - باز مي شود به باور اصليش در خصوص قران كريم پي برد .
2- تعيين اين وجوه مشترك بر اساس شيوه هاي كاملا منطقي و علمي است .شما براي مثل آوري يك اثر در گام اول نياز به شناخت دقيق و كامل ويژگي هاي آن اثر داريد تا بتوانيد مثلش را بياوريد مگر راه ديگري هم هست تا ارائه شود؟
برخي از اين وجوه مشترك ، اساسا نيازي به تبحر در قضاوت ندارند زيرا وجوهي مشترك هستند كه وجهي تاثير گذار دارند و متن بر ساخته شده هم بايد عينا واجد اين وجه باشد مانند خواص آيات و سور - البته خواص صحيح و معتبري كه از طريق روايات صحيح به ما رسيده و نيز به تجربه شاهد اين خواص از آيه يا سوره خاصي هستيم - يا مانند وجوه تاثير گذار نفساني و موسيقايي ايات ، يا روابط عددي شگفتي كه از آيات و كلمات و حروف قرآن كريم بر مي آيد يا نورانيت ذاتي آيات .
طبيعي است كه بايد متوقع باشيم متن برساخته تمامي وجوه و ويژگيهاي قران كريم را داشته باشد مگر راه ديگري هم داريم ؟
تعيين اين نكات و شروط منطقي مي تواند توسط هر كسي صورت گيرد . اگر اين شروط غير منطقي است مي توانيد با استدلال آنها را رد كنيد و دلايلتان را بياوريد .

اگر شرايط تعريف شده غير منطقي باشد يا ما راههاي مختلف كه به نتايج متفاوتي منتهي مي شود در پيش رو داشته باشيم تعيين يك مسير و شرايط خاص از سوي يكطرف ، مي تواند منجر به مسيري دلخواه شود اما آيا جز شروط و مسير فوق براي مماثلت يك اثر با اثر ديگر شما راه ديگري مي شناسيد يعني راهي جز شناخت ويژگي هاي دقيق يك اثر و انطباق ويژگي هاي اثر برساخته بر اثر اصلي ؟
لطفا اگر راه ديگري مي شناسيد بفرماييد و نيز معترضاتتان را به نوشته هاي بنده بيان كنيد .

اشارات قابل تاملي فرموديد

با اين حساب از قرآن كه قرار است مورد ارزيابي قرار گيرد نميتوان براي تعيين قاضي مستندات ارائه كرد
از آن گذشته تعين قاضي مسلمان يا غير مسلمان هم بدليل احتمال جانبداري ، كلا" منتفي است
ميماند يك ادعا كه براي رسيدگي به آن ابزار مناسب ( قاضي ) را در اختيار نداريم و فعلا" نخواهيم داشت ، با اين نتيجه گيري بحث تحدي قرآن رو نميشه بعنوان معجزه ، در حال حاضر به مباحث وارد كرد

اشاره به مباحث تاريخي هم گشايشي از اين گره نخواهد كرد ، خصوصا" اينكه در زمانه كنوني و با توانمنديهاي ايزارهاي جستجو ، فقط قدرت بحث و چانه زني و افزايش موارد سوال افزوده خواهد شد

ملا علي;540811 نوشت:
سلام
از نظر من احتياج به قاضي نيست
همينكه كتابي مثل قرآن آورده شود(يعني داراي اصول و جهانبيني عقلاني ولي متفاوت از قرآن باشد) خود به خود اركان دين اسلام متزلزل ميشود
و دليلش هم اين است كه مسلمانان از روي اينكه اسلام حق است آن را پذيرفتن نه اينكه چون ما ميگيم حقه پس حقه!
لذا اگر ادعا شود كه كتابي قوي بر عليه قران آمده خود به خود اين حقانيت قرآن مخدوش ميشود وبه تبع آن دين اسلام

دوست من در بحث تحدي عنوان ميشود كه اين موضوع ، يك ادعا است و علماي اسلامي مدعي اون هستند و بايد براي اون ادله بيارن ، با نوشته شما عملا" رد ادعاي علماي اسلامي مهيا ميشه

[=&quot]

moaqfe;540966 نوشت:
با اين حساب از قرآن كه قرار است مورد ارزيابي قرار گيرد نميتوان براي تعيين قاضي مستندات ارائه كرد

با كدام حساب ؟
من متوجه دليل شما نشدم .
آنچه در پستهاي قبل عرض كردم بر اين مساله دلالت داشت كه حتي دشمن ترين افراد هم مي تواند قضاوت كند .
هر كسي با ارائه نظر در مورد هر اثري ، ضمن اينكه در خصوص آن اثر ابراز عقيده مي كند در واقع ميزان تبحر و تخصص خود را نيز به منصه ظهور و بروز مي گذارد . تبحر وليد در شديدترين ابراز دشمني اش نسبت به قرآن او را بر آن داشت كه قران را "سحر يوثر" بنامد نه اينكه برساخته اي سخيف را بسازد و بگويد اين قران ساخته بشر است اين هم مثل آن ؛ واقعا به ذهن شما يا هر فردي كه اين جريان را مطالعه كرده خطور نمي كند كه چرا وليد يك سوره سه آيه اي يك سطر و نيمي نياورد تا قضيه را فيصله دهد ؟ معناي تدبر در قرآن اين نيست كه قران را بخوانيم و از سر آن بگذريم . بزرگوار قرآن كريم اين جريان را گزارش كرده و در گزارشش هم نفرموده اين دشمن سرسخت ، قرآن را تاييد كرده كه از جانب خداست بلكه تمامي حالات و گفته هاي اين فردي كه به قضاوت برخوانده شده است را گزارش نموده، بنده به عنوان يك فردي كه اين گزارش را مطالعه كرده ام اين سوال مهم برايم پيش آمده است شما چه پاسخي و چه توجيهي براي اين سوال مهم و راهگشا داريد ؟

moaqfe;540966 نوشت:
از آن گذشته تعين قاضي مسلمان يا غير مسلمان هم بدليل احتمال جانبداري ، كلا" منتفي است
مگر وليد غير مسلمان نبود ؟ مگر جانبدارانه قضاوت نكرد ؟ حتما شنيده ايد كه مرد زير زبانش نهفته است . هر چه فرد آگاه تر باشد ، دشمني و مخالفتش حساب شده تر است و هر چه حساب شده تر باشد شما پاسخ سوالات بيشتري رااز وراي سخنان و نوع عملكرد او دريافت مي كنيد . اين شيوه ، مبناي پژوهش و تحليل بسياري از تحليلگران گذشته و معاصر است و نمي توان بر روي آن چشم بست .[/]

[=&amp]
[/]

moaqfe;540966 نوشت:
[=&amp]اشاره به مباحث تاريخي هم گشايشي از اين گره نخواهد كرد ، خصوصا" اينكه در زمانه كنوني و با توانمنديهاي ايزارهاي جستجو ، فقط قدرت بحث و چانه زني و افزايش موارد سوال افزوده خواهد شد[/]
[=&amp]اميدوارم متوجه باشيد كه با اين استدلال ، بطور كلي ارزش و اعتبار مستندات تاريخي را زير سوال برده ايد يعني با اين بيان شما ، تاريخ يعني هيچ[/][=&amp] .
[/][=&amp]اما نكته بسيار مهمي كه وجود دارد اين است كه چرا قرآن كريم ويژگي يا ويژگي هاي خاصي از قاضي و داور را تبيين نفرموده است و فقط در اين زمينه به گزارشي دقيق از يك قضاوت اكتفا فرموده ؟[/][=&amp]
[/][=&amp]اما در خصوص اصل تحدي در چند آيه تحدي طلبي نموده و مهمتر از همه اينكه در يك آيه فرموده كه نمي توانيد و نخواهيد توانست :" ولن تفعلوا " . چرا ؟ آيا اين مساله بدين معناست كه شما هر چه بياوريد ما نمي پذيريم و نعوذ بالله در نهايت بي منطقي ، چشم بر روي تمامي مثل آوري ها مي بنديم و موضع نفي مطلق مي گيريم تا ادعاي اينكه قرآن مانندي ندارد همواره ثابت بماند ؟[/][=&amp]!!!
[/][=&amp]يا اينكه معناي آن اين است كه شما بشر از يكطرف و قرآن كريم از طرف ديگر داراي ويژگي هايي هستيد كه هرگز چون شمايي نمي توانيد چون قرآن را بياورد و اين امر اشاره دقيق به ويژگي هاي ذاتي قران و بشر دارد كه متاسفانه در بحثهاي تحدي قرآن ابدا مورد توجه قرار نمي گيرد در حالي كه اصل گره اين بحث ، در اينجاست[/][=&amp] .[/]

هدی;541507 نوشت:
[=&amp]
با كدام حساب ؟
من متوجه دليل شما نشدم .
آنچه در پستهاي قبل عرض كردم بر اين مساله دلالت داشت كه حتي دشمن ترين افراد هم مي تواند قضاوت كند .
هر كسي با ارائه نظر در مورد هر اثري ، ضمن اينكه در خصوص آن اثر ابراز عقيده مي كند در واقع ميزان تبحر و تخصص خود را نيز به منصه ظهور و بروز مي گذارد . تبحر وليد در شديدترين ابراز دشمني اش نسبت به قرآن او را بر آن داشت كه قران را "سحر يوثر" بنامد نه اينكه برساخته اي سخيف را بسازد و بگويد اين قران ساخته بشر است اين هم مثل آن ؛ واقعا به ذهن شما يا هر فردي كه اين جريان را مطالعه كرده خطور نمي كند كه چرا وليد يك سوره سه آيه اي يك سطر و نيمي نياورد تا قضيه را فيصله دهد ؟ معناي تدبر در قرآن اين نيست كه قران را بخوانيم و از سر آن بگذريم . بزرگوار قرآن كريم اين جريان را گزارش كرده و در گزارشش هم نفرموده اين دشمن سرسخت ، قرآن را تاييد كرده كه از جانب خداست بلكه تمامي حالات و گفته هاي اين فردي كه به قضاوت برخوانده شده است را گزارش نموده، بنده به عنوان يك فردي كه اين گزارش را مطالعه كرده ام اين سوال مهم برايم پيش آمده است شما چه پاسخي و چه توجيهي براي اين سوال مهم و راهگشا داريد ؟

مگر وليد غير مسلمان نبود ؟ مگر جانبدارانه قضاوت نكرد ؟ حتما شنيده ايد كه مرد زير زبانش نهفته است . هر چه فرد آگاه تر باشد ، دشمني و مخالفتش حساب شده تر است و هر چه حساب شده تر باشد شما پاسخ سوالات بيشتري رااز وراي سخنان و نوع عملكرد او دريافت مي كنيد . اين شيوه ، مبناي پژوهش و تحليل بسياري از تحليلگران گذشته و معاصر است و نمي توان بر روي آن چشم بست .[/]

بنده عرض كردم چون قرآن قرار است مورد قضاوت قرار گيرد ، نميشود قوانين اين قضاوت و شخص قاضي را از متون قرآن استخراج كرد

از جهل وليد ( كه نميتواند براي تحدي شاخص باشد ) همين بس كه بجاي توسل به ابزار و صنايع ادبي و علمي ، از لفظ سحر بهره گرفته است و روش او بيشتر به جادوگران ميخورد تا علماء

و در مورد توانايي وليد همين بس كه شايد وليد نتوانسته است ، آيا اين موضوع دليل ميشود كه ديگري هم نميتواند؟ و چون ابزار سنجش در يك مقطع زماني وجود ندارد كه همه آگاهان به اين صنعت ( و يا مدعيان به آگاهي ) را بسنجيم ، عملا" اين برهان معطل ميماند و غيرقابل استناد

هدی;541508 نوشت:
[=&amp]
[/][=&amp]اميدوارم متوجه باشيد كه با اين استدلال ، بطور كلي ارزش و اعتبار مستندات تاريخي را زير سوال برده ايد يعني با اين بيان شما ، تاريخ يعني هيچ[/][=&amp] .
[/][=&amp]اما نكته بسيار مهمي كه وجود دارد اين است كه چرا قرآن كريم ويژگي يا ويژگي هاي خاصي از قاضي و داور را تبيين نفرموده است و فقط در اين زمينه به گزارشي دقيق از يك قضاوت اكتفا فرموده ؟[/][=&amp]
[/][=&amp]اما در خصوص اصل تحدي در چند آيه تحدي طلبي نموده و مهمتر از همه اينكه در يك آيه فرموده كه نمي توانيد و نخواهيد توانست :" ولن تفعلوا " . چرا ؟ آيا اين مساله بدين معناست كه شما هر چه بياوريد ما نمي پذيريم و نعوذ بالله در نهايت بي منطقي ، چشم بر روي تمامي مثل آوري ها مي بنديم و موضع نفي مطلق مي گيريم تا ادعاي اينكه قرآن مانندي ندارد همواره ثابت بماند ؟[/][=&amp]!!!
[/][=&amp]يا اينكه معناي آن اين است كه شما بشر از يكطرف و قرآن كريم از طرف ديگر داراي ويژگي هايي هستيد كه هرگز چون شمايي نمي توانيد چون قرآن را بياورد و اين امر اشاره دقيق به ويژگي هاي ذاتي قران و بشر دارد كه متاسفانه در بحثهاي تحدي قرآن ابدا مورد توجه قرار نمي گيرد در حالي كه اصل گره اين بحث ، در اينجاست[/][=&amp] .[/]

شايد منظورم رو درست نرسوندم

منظورم اينه كه صرف عزم يك يا چند نفر بصورت پراكنده ، اونم در گذشته ، دليل نميشه كه بگيم همين سابقه بس است و ديگر بحث تحدي بسته شده است

در هر مقطع تاريخي عقلا" ممكن است شخصي ادعا اين رو بكنه كه ميتونه برتر از قرآن رو ارائه كند و با مخالفان و موافقان روبرو بشه مثل بابيان كه به بي معني بودن متون آن اشاره داريم و آنها آنرا كتابي سراسر رمز و راز و پرمحتوا كه نميتوان مشابه آنرا آورد ميدانند و چون اين مبحث ، پايان تاريخي ندارد و به قدمت وجود انسان خواهد بود ، هيچوقت نميتوان آنرا برهان ثابت شده دانست و براي اثبات آن بايد تا آخرين نفر بشري كه خلق خواهد شد منتظر ماند تا ثابت گردد مشابه ندارد

اما در مورد ساير معجزات كه حالا بحث بودن يا نبودن آن كاملا" جداست ، واقعه اي اتفاق افتاده كه در ديد ما نيست و مردم آن زمان به وقوع آن اذعان كرده اند و تمام شده و ديگر تكرار نشده است و مثلا" كاملا" مشخص است كه حتي علم هم توانايي شق القمر را در آن واحد ، آنهم با نيروي ذهن ندارد و نخواهد داشت ، چون قوانين فيزيك اين اجازه را نميدهد

با سلام و عرض تبريك عيد سعيد فطر
عذر خواهي مي كنم بابت تاخير حضور در بحث

moaqfe;542097 نوشت:
بنده عرض كردم چون قرآن قرار است مورد قضاوت قرار گيرد ، نميشود قوانين اين قضاوت و شخص قاضي را از متون قرآن استخراج كرد

اگر در قرآن آمده بود كه وليد غير بشري بودن قرآن را تاييد كرده بله اين استدلال شما درست بود اما شما به نوع استدلال من توجه نفرموديد و ظاهرا به اصل سوالي كه منجر به اين بحث شده بي عنايتيد . سوال مطروحه اين بوده است كه قاضي ، مسلمان باشد يا غير مسلمان ؟ و اشكالي كه مطرح شده اين بوده كه اگر قاضي غير مسلمان باشد قضاوتش مسموع مسلمانان نيست و لذا كلا بحث تحدي منتفي است.
بنده عرض كردم كه قرآن كريم ويژگي هاي قاضي را در تحدي مشخص نفرموده اما گزارش قضاوتي را از قرآن بيان كردم كه قاضي غير مسلمان بوده و قران را نيز به عنوان كتابي الهي تاييد نكرده اما نوع قضاوت او و نيز موقعيت او و عكس العملي كه در مقابل تحدي داشته قابل اعتنا است .ما عرض نكرديم از اين گزارش قانون گيري كنيم براي قاضي در تحدي ، عرض كرديم با توجه به اينكه اين فرد ، غير مسلمان ، يك اديب حرفه اي و ضمنا دشمن سرسخت پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – و اسلام بوده است ، عكس العملهاي او قابل تامل و تعمق است .

moaqfe;542097 نوشت:
از جهل وليد ( كه نميتواند براي تحدي شاخص باشد ) همين بس كه بجاي توسل به ابزار و صنايع ادبي و علمي ، از لفظ سحر بهره گرفته است و روش او بيشتر به جادوگران ميخورد تا علماء

نكته دقيقا همينجاست كه متاسفانه با وجود تاكيدات پي در پي بنده ابدا مورد توجه شما قرار نگرفت .
عرض كرديم كه وليد نفر اول در عرصه ي ادب عرب آن زمان بود – به گواهي تاريخ- حالا سوال اصلي و نكته ي مهم اينجاست كه چرا او كه از علم و تخصص بالايي در اين زمينه بهره مند بود نبايد به قول شما از ابزار و صنايع ادبي در مواجهه با قران استفاده كند تا غير بشري بودن آنرا به اثبات برساند اما افراد بي مايه در ادب ، اقدام به چنين كاري كردند . در اينجا درباره علت كار وليد چند گزينه به ذهن مي رسد :
- آيا وليد در قرآن – با توجه به تخصصش – نكات و ويژگي هايي ديد كه فهميد اين كلام ، غير بشري است ؟
- آيا به اندازه مسليمه كذاب يا افراد ديگري كه متوني سخيف ارائه مي دهند ، از ادب بهره نداشت ؟
- يا اينكه با توجه به تخصص بالايي كه داشت متوجه ويژگي هايي شد – البته فقط در بخش اعجاز فصاحت و بلاغت وگرنه قران كريم در ابعاد ديگر هم اعجاز دارد – كه قابل مثل آوري نبود ؟ و در خود توان ارائه سه آيه ي كوتاه كه مانند قرآن باشد را نمي ديد؟(1 )
كدام يك از سه گزينه باعث شد كه وليد در مقام اثبات بشري بودن قران كريم، اقدام به مثل آوري در مقابل قران نكند؟ آنچه بيشتر به ذهن متبادر مي شود اين است كه برداشت يك فرد كاملا متخصص و حرفه اي در زمينه ي تخصصي اش با برداشت ديگر افراد غير متخصص ، متفاوت است ، عكس العمل افراد متخصص در زمينه هاي حساس بايد مورد دقت و توجه قرار گيرد نه اينكه حمل بر جهل آنان شود آنگونه كه شما مي فرماييد .- لطفا به علت اصلي تاكيد ما بر وليد توجه بفرماييد كه او را يك فرد كاملا متخصص و توامندي حرفه اي در زمينه ي صناعات ادبي و يك دشمن متعصب پر انگيزه مي دانيم وگرنه منظور ما اين نيست كه وليد نتوانست پس ديگران هم نمي توانند .لطفا به زاويه ي مورد تاكيد بحث دقت لازم را مبذول بفرماييد -

(1)- [=&amp]براي تقريب به ذهن مثالي ارائه مي شود البته شان قرآن كريم بسيار والاتر از آن است كه با نفيس ترين و باارزش ترين اشياء مقايسه شود اما صرفا براي تقريب به ذهن يك مثال ساده مي آوريم[/][=&amp] :[/][=&amp]
[/][=&amp]يكوقت است يك فرش ابريشمي دستباف ايراني توسط اساتيدي ماهر نقشه اش كشيده شد و توسط قاليبافاني چيره دست گره خورده و در زيبايي و ظرافت و طرح و رنگ بي بديل است ، يكوقت هم چيني ها مي آيند و فرش توليد مي كنند آنهم ماشيني ، حالا از ديد يك استاد حرفه اي قاليباف و كارشناس در اين فن هرگز اين دو فرش با هم يكسان نيستند هر چند بنظر يك فردي غير حرفه اي و غير كارشناس كه حتي فرق ميان رنگها را هم در فرش بافي تشخيص نمي دهد ، اين دو فرش ابريشمي ايراني و فرش چيني ،يكي و [/][=&amp]مثل[/][=&amp] هم هستند[/][=&amp].[/][=&amp] فهم "مثليت" براي هر فردي ، بستگي به ميزان اطلاعات و تبحر و تخصص او دارد ، مثلا يك فرد غير حرفه اي نمي تواند ظرافت هاي بكار رفته را نه در رنگ ، نه در طرح نه در نوع نخ ، نه در بافندگي ، نه در پرداخت فرش تشخيص دهد ، او از قالي فقط يك شيء گستردني چهارگوش كه نقشهايي برآن وجود دارد را مي شناسد لذا در مقام فرش بافي هم كه بر آيد ممكن است بجاي فرش گليم يا نمد تحويل دهد و توجيهش اين است كه اين هم "مثل " آن است و فهمش از "مثليت" فرش ابريشمي و آنچه خود ارائه كرده است ،يك گستردني چهار گوش با نقش هايي بر آن است ، اما زماني كه يك استاد قالي باف يك فرش ابريشمي ايراني ارائه مي كند از نظر او "مثل[/][=&amp]" [/][=&amp]اين فرش ، داراي ظرافتها ، مولفه ها و مشخصه هاي حرفه اي بسيار بسيار زيادي است كه موجب تمايز اين اثر از ديگر آثار مي شود . لذا "مثليت" از ديدگاه افراد با درجات تخصصي مختلف ، متفاوت است[/].
[=&amp]اين است كه بر وليد و قضاوت گزارش شده ي او- هر چند بر بشري بودن قرآن عزيز تاكيد نمود- بايد با دقت بيشتري نگريست زيرا او در زمان خودش استاد تمام عيار صناعات ادبي بوده و انتظار مي رود چنين شخصي با اين درجه از تخصص، يك سوره ي سه آيه اي يك سطر و نيمي بياورد و قضيه را ختم كند اما او از ارائه چنين راهكاري خودداري نموده چرا ؟ اين علامت سوالي است كه نمي توان به آن بي اعتنا بود و دنيايي از پاسخ را درخود دارد ولي افرادي كه در صناعات ادبي بسيار بي مايه بودند اقدام به آوردن سوره هاي ساختگي كردند و جالب اينكه وليد حتي در مقام معارضه و دشمني با قرآن ، آنها را تاييد نكرده كه بله اين برساخته ها مثل قرانند .چرا ؟[/]

حال كه از نظر وليد اين كلمات ، غير بشري است و فوق توان بشر است كه بتواند با آن هماوردي كند - البته بر مبناي مستندات تاريخي (1)كه بيان مي كند وليد پس از استماع آياتي از قرآن كريم ، به ابوجهل گفت كه اين كلام بشر نيست - بنابراين بايد پاسخي براي اين سوال داشته باشد كه پس اين تاثير شگرف كه در جان و زندگي مردم از استماع و عمل به اين كلمات مشاهده و وجدان مي شود چيست ؟ وليد بايد براي اين سوال مهم پاسخ قانع كننده اي ارائه كند وگرنه ادعاي او مبني بر غير بشري بودن قرآن ، مسموع و مقبول نخواهد بود . و لذاست كه ملاحظه مي كنيد در قرآن بيان شده كه او با سبك سنگين كردن و بالا و پايين كردن افكارش مي انديشيد كه چه پاسخي ارائه كند كه هم به غير بشري بودن قران اعتراف نكرده باشد و هم پاسخي غير قابل انكار براي مردم ارائه نمايد تا از او بپذيرند كه اين كلام سحري است كه تاثير گذار است و به تعبيري " سحرى است كه به خاطر حلاوت و جاذبه اش در دلها اثر مى كند، و مردم آن را بر همه چيز مقدم مى دارند"(2):" إِنَّهُ فَكَّرَ‌ وَقَدَّرَ‌ ﴿١٨﴾ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ‌ ﴿١٩﴾ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ‌ ﴿٢٠﴾ ثُمَّ نَظَرَ‌ ﴿٢١﴾ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ‌ ﴿٢٢﴾ ثُمَّ أَدْبَرَ‌ وَاسْتَكْبَرَ‌ ﴿٢٣﴾ فَقَالَ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ‌ يُؤْثَرُ‌ ﴿٢٤﴾
او انديشيد و طرحى افكند. (۱۸) مرگ بر او باد، چگونه طرحى افكند؟ (۱۹) باز هم مرگ بر او باد، چگونه طرحى افكند؟ (۲۰) آنگاه نگريست. (۲۱) سپس روى ترش كرد و پيشانى در هم كشيد. (۲۲) سپس روى گردانيد و گردنكشى كرد. (۲۳)[سحرى است كه به خاطر حلاوت و جاذبه اش در دلها اثر مى كند، و مردم آن را بر همه چيز مقدم مى دارند]
توضيح فوق را در پاسخ اين سوال شما عرض كردم كه فرموديد :

moaqfe;542097 نوشت:
از جهل وليد ( كه نميتواند براي تحدي شاخص باشد ) همين بس كه بجاي توسل به ابزار و صنايع ادبي و علمي ، از لفظ سحر بهره گرفته است و روش او بيشتر به جادوگران ميخورد تا علماء

(1)- [=&amp]ر.ك: السيرة النبويه، ابن هشام ، ج 1، ص 270[/]؛[=&amp] اعلام الورى ،ص 41[/]
(2)- تفسير نمونه ،ج 25 ، ص 231.

موضوع قفل شده است