فرق قضا و قدر و سرنوشت چیست؟

تب‌های اولیه

15 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="3"]

قضا و قدر تشريعى است كه به معناى فرمان الهى در تعيين وظايف فردى و اجتماعى انسانها و مقدار و حدود اين وظايف است، مثلا مى گوييم نماز واجب است يك فرمان الهى و قضاى تشريعى است، سپس مى گوييم مقدار نماز در هر شبانه روز هفده ركعت است كه يك قدر الهى و تشريعى است، مى گوييم زكات و پرداختن حقوق نيازمندان واجب است كه قضاست، سپس مى گوييم مقدار آن، ده درصد، گاهى پنج درصد و گاهى دو و نيم درصد است كه قدر است.

در قرآن مجيد قضا و قدر به معناى دوّم نيز آمده است، مى فرمايد:

[="magenta"]«(وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِن وَ لاَ مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْأَمْرِهِمْ) ; هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد»[/].

و نيز مى فرمايد:

[="magenta"]«(وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالوَالِدَيْنِ إِحْساناً); خداوند دستور داده است كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد».[/]

و در مورد «قدر» مى فرمايد:

[="magenta"]«(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَىْء قَدْراً);خداوند براى هر چيزى (از تكاليف و وظايف) قدر و اندازه اى قرار داده است».[/]

البتّه اين يكى از تفاسير آيه است و طبق تفسير ديگرى قدر در اين آيه به معناى «قدر تكوينى» است).

آيا ايمان و اعتقاد به اين واقعيّت كه هر كار انسان بايد طبق دستور و فرمان بوده باشد و حتّى مقدار و كيفيّت و اندازه گيرى آن نيز مطابق برنامه انجام گيرد، مى تواند جنبه تخديركننده داشته باشد؟ و يا خير، يك جمعيّت پيشرو و پيروز، جمعيّتى است كه در تمام شئون خود قضا و قدر را به اين معنا رعايت كند، يعنى همواره پيرو برنامه و دستور و فرمان بوده باشد.

[/]

[="4"]نتيجه:
[/]
[="3"]از بحثهاى گذشته چند مطلب نتيجه مى گيريم:

1ـ قضا و قدر به معناى جبرى، به هيچ وجه در برنامه هاى اسلامى نيست، بلكه منظور از آن وجود قانون و دستورات تشريعى خداوند از يك سو و وجود قانون عليّت از سوى ديگر است.

2ـ قانون عليّت عمومى هيچ گونه منافاتى با اختيار و آزادى اراده ما ندارد، زيرا اراده ما نيز يكى از عوامل و علل پيدايش اعمال ماست.

3ـ قضا و قدر به معناى فوق احساس مسئوليّت را بيدار و افراد را به انجام وظيفه و مبارزه با مشكلات زندگى دعوت مى كند و هرگز تخديركننده نيست.

4ـ آزادى اراده ما با حاكميّت مطلق پروردگار بر همه چيز حتّى بر ما منافات ندارد، زيرا اين آزادى نيز از ناحيه او به ما داده شده و معناى «الامر بين الامرين» همين است.

5ـ ماترياليستها كه معمولا از مكتب جبر پيروى مى كنند و به خصوص ماركسيستها كه همه پديده هاى اجتماعى را معلول جبرى وضعِ اقتصاد مى دانند، اثر تخديرى جبر، به حدّ كامل در مكتب آنها وجود دارد.

6ـ قطع نظر از گفتگوهاى فلسفى، وجدان عمومى مردم جهان گواهى به آزادى اراده انسانها مى دهد، زيرا همه اقوام و ملّتها تكليف و مسئوليّت براى افراد قائلند.[/]

بالاخره سرنوشت ما دست خودمون هست یا خدا؟؟؟ چرا گاهی برای رسیدن به یک مسئله هرچقدر تلاش میکنی به نتیجه نمیرسی ایا این چیزی غیر از قضا و قدر و خواست خداست ؟؟!

به نظرمن که فقط 20 درصد سرنوشت انسان دست خودشه باقی دست خداست

گمنام;24497 نوشت:
فرق قضا و قدر و سرونوشت چیست

مفهوم قضاء و قدر
واژه « قضاء » بمعنای گذراندن و بپایان رساندن و یکسره کردن ، و نیز بمعنای داوری کردن ( که نوعی یکسره کردن اعتباری است ) بکار می رود . و واژه « قدر » و « تقدیر » بمعنای اندازه و اندازه گیری و چیزی را با اندازه معینی ساختن ، استعمال می شود . و گاهی قضاء و قدر ، بصورت مترادفین ، بمعنای « سرنوشت » بکار می رود . و گویا نکته استفاده از واژه « نوشتن » در ترجمه آنها این است که بر حسب تعالیم دینی ، قضا و قدر موجودات ، در کتاب و لوحی نوشته شده است .
با توجه به اختلاف معنای لغوی قضاء و قدر می توان مرتبه قدر را قبل از مرتبه قضاء دانست زیرا تا اندازه چیزی تعیین نشود نوبت به اتمام آن نمی رسد . و این نکته ای است که در بسیاری از روایات شریفه به آن ، اشاره شده است .
تبیین فلسفی قضاء و قدر
بعضی از بزرگان ، قضاء و قدر را بر رابطه علی و معلولی بین موجودات ، تطبیق کرده و قدر را عبارت از « نسبت امکانی شیء با علل ناقصه » و قضا را « نسبت ضروری معلول با علت تامه » دانسته اند . یعنی هر گاه معلولی با هر یک از اجزاء علت تامه یا با همه آنها به استثناء اخیر ، سنجیده شود نسبت آن « امکان بالقیاس» و هر گاه با کل علت تامه سنجیده شود نسبت آن « ضرورت بالقیاس » خواهد بود که از اولی به « قدر» و از دومی به « قضا» تعبیر می شود .
این تطبیق هر چند فی حد نفسه قابل قبول است اما آنچه در این مسأله می بایست بیشتر مورد توجه قرار گیرد .
ارتباط سلسله اسباب و مسببات با خدای متعال است زیرا اساساً تقدیر و قضاء از صفات فعلیه الهی است

موضوع قفل شده است