جمع بندی فرار مغزها

تب‌های اولیه

137 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
فرار مغزها

با عرض سلام و احترام

بنده در حال تحقیق و پژوهش درباره فرار مغز ها هستم و میخواهم نظر عالمان سایت را درباره این موضوع جویا شوم.

اینکه چرا بیشتر متفکران و کسانیکه دارای هوش و ذکاوت برتری هستند موفقیت رو در غرب می دانند. یااینکه چرا امکاناتی را فراهم نمیسازند که نخبگان همین جا به فعالیت ادامه دهند...
ممنون میشم اگر نظر و عقیده خود را از نظر دین و از نظر شخصی خودتون بیان کنید.

لطفا کارشناس پاسخگو با نام کامل ارجاع دهند تا با اجازه ایشان با نام خودشان در مقاله ثبت کنم

با تشکر

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عامل

virus3000;753171 نوشت:
با عرض سلام و احترام

بنده در حال تحقیق و پژوهش درباره فرار مغز ها هستم و میخواهم نظر عالمان سایت را درباره این موضوع جویا شوم.

اینکه چرا بیشتر متفکران و کسانیکه دارای هوش و ذکاوت برتری هستند موفقیت رو در غرب می دانند. یااینکه چرا امکاناتی را فراهم نمیسازند که نخبگان همین جا به فعالیت ادامه دهند...
ممنون میشم اگر نظر و عقیده خود را از نظر دین و از نظر شخصی خودتون بیان کنید.

سلام
فرار مغزها مساله پیچیده ایست که هزینه های مادی ومعنوی سنگینی رو برای کشور به همراه دارد.
قبل از بررسی دینی مساله باید ابعاد این موضوع روشن بشه.
فرار مغزها هم میتواند بعد فردی داشته باشد و هم بعد اجتماعی، همچنین میتوان برای آن بعد مادی و معنوی هم در نظر گرفت.

ابعاد فردی:
1. مشکلات اقتصادی فرد مهاجر؛
2. کمبود امکانات پژوهشی مناسب؛
3. وجود چشم و هم چشمی در کسب مدرک و زندگی در خارج از کشور؛
4. ربط نداشتن تحصیلات شخص مهاجر با نیاز جامعه؛
و ...

ابعاد اجتماعی:
1. شرایط نامساعد بازار کار در کشور مبدء؛
2. رفاه اجتماعی و اقتصادی کشور مقصد؛
3. عدم شایسته سالاری در کشور مبدء؛
4. وجود برخی مفاسد در سیستم دولتی؛
و ...

دلایل مهاجرت منحصر در موارد مذکور نیست ولی از باب نمونه به برخی از آنها میپردازیم.
دلایلی مانند: کمبود امکانات پژوهشی مناسب؛شرایط نامساعد بازار کار در کشور مبدء؛عدم شایسته سالاری در کشور مبدء؛ وجود برخی مفاسد در سیستم دولتی، مربوط به دولت بوده و باید سیاستمداران جامعه به فکر رفع این موانع باشند. اما از این مساله نباید غفلت کرد که جامعه را تک تک افراد میسازند و همانطور که خداوند میفرماید:ِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏...(رعد/11)؛ خدا حال هيچ قومى را دگرگون نخواهد كرد تا زمانى كه خود آن قوم حالشان را تغيير دهند. بنابراین تغییر باید از فرد و خانواده شروع شده و به جامعه منتقل گردد.
در مورد مشکلات فردی افراد نخبه نیز باید دولت تمهیداتی را بیاندیشد، اما صرف مشکل اقتصادی دلیل خوبی برای مهاجرت نیست، چرا که خداوند در مقابل صبر، وعده پیروزی داده و در مقابل قطع ارتباط با مشرکان وعده بی نیازی:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ حَكيمٌ (توبه/28)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، محققا بدانيد كه مشركان نجس و پليدند و بعد از اين سال (كه عهدشان به پايان مى ‏رسد) نبايد قدم به مسجد الحرام گذارند و اگر (در اثر دور شدن تجارت و ثروت آنها از شما) از فقر مى‏ ترسيد خدا اگر بخواهد شما را به فضل خود (از خلق و از مشركان) بى‏ نياز خواهد كرد، كه خدا دانا و در كمال عنايت و حكمت است.
در باره مواردی مانند فساد و یا عدم شایسته سالاری نیز خداوند متعال نهی از منکر را قرار داده تا جامعه به انحطاط کشیده نشود. خداوند در سوره آل عمران میفرماید:
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران/104)؛ و بايد برخى از شما مسلمانان، خلق را به خير و صلاح دعوت كنند و امر به نيكوكارى و نهى از بدكارى كنند، و اينها (كه واسطه هدايت خلق هستند) رستگار خواهند بود.
از طرفی خداوند میفرماید مشرکین را ولی و دوست خود نگیرید:
الَّذينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً (نساء/139)؛ آن گروه كه كافران را دوست گيرند و مؤمنان را ترك گويند، آيا نزد كافران عزّت مى ‏طلبند؟ عزّت همه نزد خداست.
و همچنین میفرماید:
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في‏ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ (آل عمران/28 )؛ نبايد اهل ايمان، مؤمنان را وا گذاشته و از كافران دوست گزينند، و هر كه چنين كند رابطه او با خدا مقطوع است مگر براى در حذر بودن از شرّ آنها (تقيه كنند). و خدا شما را از (عقاب) خود مى ‏ترساند و بازگشت همه به سوى خدا خواهد بود.
در هر حال برای ساختن جامعه باید از برخی منافع شخصی گذشت و با مشکلات موجود کنار آمد، با توجه به اینکه فرار مغزها باعث قدرتمند تر شدن کشور های پیشرفته شده و همین مشکلات زیادی رو برای کشور های مسلمان ایجاد کرده و خواهد کرد. البته این قسمتی از مطلب بود که مورد بحث قرار گرفت. لطفا شما هم به روشن تر شدن زوایای این بحث کمک کنید...

به نظر من که مسئولین دوس ندارن نخبه ای تو مملکت ما باشه اگرم قرار

بر این باشه که نخبه ای باشه در رشته های فیزیک و آهن آلاته

مثلا جون میدن واسه ماشین سازی و چیزایی که به جنگ و این چیزا مربوط میشه

فردی که چیزی رو اختراع میکنه و میبینه تو کشور خودش ارزشی برای زحمتش قائل نیستن

ولی کشورای دیگه سر میشکونن به خاطر اختراعش معلومه که غرب رو به موندن ترجیح خواهد داد

وقتی منی که تو دانشگاه جزو بهترینا بودم و یه مقاله علی در مورد خواص

بعضی میوه جات که روی میکروب ها اثر مثبت داشت رو ارائه دادم و پذیرفته

شد ولی وقتی کار به آزمایشگاه رسید همه کشیدن عقب و صحبت

هزاران چیزی که به من مربوط نبود رو وسط کشیدن معلومه

که غرب و تکنولوژیشو به اینجا ترجیح میدم

وقتی نیاز های اولیه رو هنوز نمیتونیم تامین کنیم بازم غرب ترجیح خواهد بود

البته منکر اینم نیستم که بعضی چیزا اینجا بهتر از اون طرفه ولی چون بحثمون سر مغر و نخبست

بهترین جا برای پیشرفت و همچنین خدمت اون وره نه اینجا

کلا ارزش نداره اینجا وقت بذاری و بری دانشگاه

چون نهایتش یا راننده تاکسی میشی یا تو خونه سبزی پاک میکنی

اینا نظرات شخصی من بود

دلم نمیخواد کسی نقل قول بزنه و ایراد بگیره

هر کی نظر داره ..نظر خودشو بگه با نظر من لطفا کاری نداشته باشه

با سلام و عرض ادب و احترام

اهمیت مغزها و نخبگان و ارزش کار آنان بر هیچ کس پوشیده نیست. امروزه پدیدة فرار مغزها یکی از مسائل مهم برخی جوامع، بویژه کشورهای در حال توسعه شده است. اکنون این پدیده از چنان اهمیتی در نزد روشنفکران ایرانی برخوردار است که بخش قابل توجهی از مطبوعات کشور به آن می پردازند و مقاله هایی در این زمینه منتشر می کنند. در عین حال، از نبود گزارش های رسمی و جدی، بی توجهی دولت به این موضوع را می توان احساس کرد. هدف این مقاله بررسی تأثیر مهاجرت متخصصان یا «فرار مغزها» بر روند فعالیت های علمی، فناوری، اقتصادی و بر جریان اطلاعات است. چون هر متخصص، نخبه یا به اصطلاح «مغز» در عمل یک مصرف کننده، پردازش کننده و تولیدکنندة اطلاعات است یا توانایی آن را دارد که این گونه باشد، از این رو نگارنده سعی دارد با بررسی دلایل و روند مهاجرت، به تحلیل تأثیر آن بر فعالیت های علمی، فناوری و اقتصادی بپردازد.
رویکرد این نوشته نسبت به موضوع فرار مغزها یک رویکرد اطلاعاتی، و «مغز» در اینجا به منزلة یک عنصر اطلاعاتی مورد توجه است؛ یعنی به مغز به عنوان یک تولید کنندة اطلاعات نگریسته می شود. چون این تولید کنندة اطلاعات می تواند در فعالیت های علمی پژوهشی سهیم شود و مشکلات بسیاری را در این زمینه برطرف نماید، باید دید نبود او چه مشکلاتی را برای جامعة مبدأ به وجود می آورد و چه منافعی را برای کشور مقصد به بار خواهد آورد. نخبگان و متخصصان، زندگی و وقت خود را عمیقاً صرف پژوهش های علمی و فناوری می نمایند. اکثر آنان (بخصوص نخبگان کشورهای در حال توسعه) معمولاً تحصیلات خود را در دانشگاه های کشورهای پیشرفتة صنعتی سپری می کنند. این افراد با ورود به کشورهای خود به دلیل فراهم نبودن محیط مناسب برای کار علمی و نبود رقابت علمی و منابع کافی برای انجام فعالیت های علمی ترجیح می دهند به محیط محل تحصیل خود برگردند و در همانجا به کار مشغول شوند. در حقیقت وابستگی آنان به علم و پیشرفت علمی، آن ها را به محیط قبلی می کشاند

با تشکر کارشناس پاسخگوی انجمن کلام و عقاید ( عامل )

virus3000;753171 نوشت:
با عرض سلام و احترام

عرض سلام و ادب و احترام

virus3000;753171 نوشت:
نظر عالمان سایت را درباره این موضوع جویا شوم.

حقیر جزء عالمان سایت نیستم به دعوت یکی از علما خدمت رسیدیم

virus3000;753171 نوشت:
اینکه چرا بیشتر متفکران و کسانیکه دارای هوش و ذکاوت برتری هستند موفقیت رو در غرب می دانند

بزرگوار؟!
جامعه آماریتان چگونه است؟ چه کسی گفته بیشتر متفکران و اهل هوش و ذکاوت موفقیت را در غرب می دانند؟ چطور آمار گرفته اید؟ :Moteajeb!:

virus3000;753171 نوشت:
یااینکه چرا امکاناتی را فراهم نمیسازند که نخبگان همین جا به فعالیت ادامه دهند...

ما یک کشور در حال پیشرفت هستیم، محمد رضا شاه و پدرش و سایرین ما را چپاول کرده اند، همه باید با همکاری هم کشور را آباد کنیم اگر کسی باهوش بود مگر باید سریعا برود به کشور دیگری برای پیشرفت؟!

virus3000;753171 نوشت:
ممنون میشم اگر نظر و عقیده خود را از نظر دین و از نظر شخصی خودتون بیان کنید.

ما مال این خاکیم، شیعه قرار است زمینه ساز ظهور مولا مهدی عج باشد، برویم دشمن را تجهیز کنیم که چه شود؟
بنده مخالفم با رفتن به خارج از کشور، مگر اینکه کسی برود برای تحصیل و دوباره برگردد، البته به غیر انگلیس

چرا باید فرار نکنن؟
مایی که ده ساله نخبه ی درجه ی دوی بنیاد نخبگانیم تنها تسهیلاتی که بهمون داده شده بود(بجز بحث کنکور و ...) معافیت سربازی و حدود هفتاد هشتاد تومن حقوق ماهانه بود
حالا حسابش رو بکنید اونی که اصلا نیومده سراغ این چیز ها همین امکانات رو هم نداره،خب برای چی وایسه داخل کشور درس بخونه که آخرش بره سربازی؟
به نظرم سه تا چیز مهمی که اینجا وجود داره و اونجا وجود نداره و باعث فرار مغز ها میشه اینها هستن:
1-اوضاع افتضاح سیستم آموزشی کشور از دبستان گرفته تا کنکور و دانشگاه
2-نبود بازار کار مناسب
3-وجود یک معضل اساسی به نام سربازی که باعث میشه حتی کسایی که درسشون رو خوندن و تموم کردن هم از ترس سربازی برنگردن به کشور

به نظر من داخل کشورما برای هیچ مغزی و هیچ فکر و ایده و ابتکاری پشیزی ارزش قائل نیستن! والا منم اگه پول داشتم همین فردا برای رفتن از ایران اقدام میکردم حیف این همه عمرم که تلف شد تو ایران درس خوندم اخرش هیچی عایدم نشد:Ghamgin:
وقتی مسئولین عالی رتبه ما فرزندان و عزیز دردانه هاشون تو بهترین کشورهای اروپایی وامریکایی با بهترین امکانات رفاهی دارن درس میخونن چرا بقیه نرن؟
اگه میدونستن داخل این کشور هم اینده ای دارن چرا بچه خودشون گذاشتن رفتن؟
تو کشور ما بیکاری بیداد میکنه
دارمد کم وهزینه های بالا بیداد میکنه
بی فرهنگی بی داد میکنه
زیر آب زنی بیداد میکنه
بی قانونی بیداد میکنه
پارتی بازی بیداد میکنه
فساد و دزدی واختلاس بیداد میکنه
فارغ وتحصیلان فوق لیسانس به بالا هیچ کجای این ممکلت جایی ندارن کسی حمایتشون نمیکنه تا پول وپارتی نداشته باشن.
هیچکس به مدرک فوق و دکترات نگاه نمیکنه هیچکس به مهر بهترین دانشگاه مثلا کشورت که پایین مدرکته نگاه نمیکنه فقط میگن پارتیت کیه؟ چقدر پول داری؟
نزدیک 10 میلیون دختر وپسر اماده ازدواج و از سن ازدواج گذشته تو کشور ما هست که نشستن گوشه خونه وبه اینده نامعلوم چشم دوختن وخیلیاشون هم از فشار به فساد کشیده شدن
تو کشور ما برای خرید خوردو وام 25 میلیون میدن بعد برای ازدواج جوانها که از نون شب هم واجب تره وام 4 تا 6میلیونی میدن اونم باید چند سال دوندگی کنی شاید گیرت بیاد شاید نیاد
وقتی هم بیاد باهاش هیچ کاری نمیتونی بکنی فقط باید بزاریش تو بانک قسط خودش بدی
وقتی برای زندگی واینده یک جوان به اندازه یک خودروی پراید حلبی بی ارزش، ارزش قائل نیستن چرا فرار نکه از این کشور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون نخبه به چه امید واینده روشنی تو این کشور بمونه؟؟؟؟ به امید حمایت کی وکجا ؟؟

بنده خودم نخبه نیستم اما برادرم هستند، ایشان خودشان را وقف مردم کرده اند، برای رضای خدا، برای امام زمان عج، اگر نخبه ها بروند پس چه کسی برای این مرز و بوم کار کند؟ چه کسی برای اسلام کار کند؟چه کسی برای امام زمان کار کند؟ نخبه ها خیلی بیشتر از افراد عادی می توانند سود برسانند به اسلام

amirabdi;753937 نوشت:
-وجود یک معضل اساسی به نام سربازی که باعث میشه حتی کسایی که درسشون رو خوندن و تموم کردن هم از ترس سربازی برنگردن به کشور

سیستم سربازی ایران خیلی اشکال دارد دو سال از عمر مردها را می سوزاند و هیچ، یک فکر اساسی باید برایش بکنند

amirabdi;753937 نوشت:
چرا باید فرار نکنن؟

آن طرف هم خیلی گل و بلبل نیست بزرگوار، برخی که رفته اند در حال برگشت هستند! نمونه اش را خود سراغ دارم

ترنم باران*;753938 نوشت:
تو کشور ما بیکاری بیداد میکنه

بیکاری در کل جهان بیداد میکند فقط که ایران نیست!

ترنم باران*;753938 نوشت:
بی فرهنگی بی داد میکنه

آن طرفی ها بی فرهنگ تر هستند، وقتی در سطل زباله کودکان سقط شده پیدا میشود آنهم خیلی زیاد نه یکی دو تا، آیا این نشان از فرهنگشان است؟ یکی از دوستان که برادرش رفته بود مالزی برای تحصیل، سریعا برگشته بود، به خاطر اینکه با زن و فرزند رفته بود و ترسیده بود فرهنگ کثیف آنجا خانواده اش را متزلزل کند:ok:

virus3000;753171 نوشت:
اینکه چرا بیشتر متفکران و کسانیکه دارای هوش و ذکاوت برتری هستند موفقیت رو در غرب می دانند. ..

چرا از خودشون نمیپرسین!:Gig:.براحتی میتونین توی فیسبوک یا بقیه شبکه های اجتماعی پیداشون کنین.

virus3000;753171 نوشت:
یااینکه چرا امکاناتی را فراهم نمیسازند که نخبگان همین جا به فعالیت ادامه دهند...

هرشب تو اخبار میبینم که میگن فلان مدرسه اب برق گاز نداره.فلان مدرسه سیستم گرمایشی نداره.فلان مدرسه داغونه.یا تا الان 2-3 بار دیدیم(البته شایدم بیشتر) که بچه های فلان مدرسه در اتش سوختن :Ghamgin:
بعدشم میان میگن هنوز کمک های مردمی و خیریه نشده امکانات نیست.نمیدونم دولت و مجلس چکار میکنن.
وقتی به پایه توجه نمیکنن انتظار دارین بیان به نخبه ها توجه کنن.
مسئول همین شرکت های دانش بنیان میگفت چرا اینهمه وام و بودجه میدن به خودرو سازها ولی برای شرکت های دانش بنیان پول ندارن!
یه نفر توی برنامه تلویزیون اورده بودن میگفت توی ژاپن خونه ها و ... 45-40 متره ولی مدرسه زیر 2000 متر پیدا نمیکنی.اینقدر توجه میکنن به اموزش پایه.
منکه مخ نیستم ولی اگه بودم 1 ثانیه هم نمیموندم تو این کشور.اینو دیگه همه میدونن اکثر جاها با پارتی باید بری.

واقعا شما فکر میکنین مهمه براشون که نخبه ها بمونن تو کشور!هر کسی به فکر جیب خودشه.
اقتصاد ایران بر پایه ی نفت.فعلن هم نفت میتونه جیبشونو پر کنه.پس بقیه ی مسائل را بی خیال)
توی اخبار 20:30 مسئولان ارگان های مختلف را میبرن یکی دوتا از مراکز تحت نظرشونو ببینن.که همش میگن باشه ما رسیدگی میکنیم.خبرنگار چرا نمیپرسه :پس تا الان چکار میکردین!

به نام خدا. نکته ای که باید متذکر شد عدم توجه به نخبگان یا همان مغزها است. الان به نظر شما اگر کسی مانند شهید مطهری رحمه ا.. علیه پیدا شود و از آموزش و پرورش به شیوه صحیح انتقاد کند و به صورت دوستانه و خیرخواهانه اشکالات را بازگو کند، آیا آنها توجه می کنند؟ هر کسی به طور متوسط 12 سال درس می خواند. ولی آیا همه اش مفید است؟ عملی است؟ بر طبق گفته پیامبر و امامان و از همه مهمتر کلام خدا یعنی قرآن است؟ اگر نیست پس مغز ها می گویند خب این اگر واقعا قرآن است به درد انسان نمی خورد پس ما هم به کافران، منافقان، و اهل کتاب پناه می بریم تا شاید آنجا شیوه رستگاری را پیدا کنیم.

موضوع فرار مغزها علت های مختلفی داره نیاز به آمار داره تا بشه در موردش نظر داد چون کم نخبه نداریم که خودشون رو وقف وطن کردن یا اگرم رفتن غرب و آمریکا دوباره با عشق و علاقه برگشتند به کشورشون هم خدمت کنند مثل بزرگترین جراح مغز و اعصاب دنیا استاد پرفسور سمیعی که در هانوفر آلمان یه بیمارستان به شکل مغز به نام ایشون ساختن. چند سالیه خیلی ایران میاد و با علاقه خدمت میکنه. یا دانشمندان هسته ای که بعضی هاشون تحصیلکرده روسیه و امریکا بودن ولی برگشتن ایران مجدد.

کسی که عشق به کشورش داشته باشه به خاطر مادیات نمیذاره بره کسی هم که دنبال چیزهای دیگه ایه دنبال بهانه اس که بذاره بره ولی خوب این مسئله دوطرفه است مسؤولین مثل مجلس و دولت هم باید بستر رو برای نخبه ها آماده کنن.

مفلحون;753939 نوشت:
آن طرف هم خیلی گل و بلبل نیست بزرگوار، برخی که رفته اند در حال برگشت هستند! نمونه اش را خود سراغ دارم

عرضه نداشتن.یا درسی که خوندن فایده نداشته.یا چیزی بارشون نبوده.

مفلحون;753939 نوشت:
برای رضای خدا، برای امام زمان عج، اگر نخبه ها بروند پس چه کسی برای این مرز و بوم کار کند؟ چه کسی برای اسلام کار کند؟چه کسی برای امام زمان کار کند؟ نخبه ها خیلی بیشتر از افراد عادی می توانند سود برسانند به اسلام

هر موقع دولتمردا و سران همین تفکر را داشتن.بعدش این حرفو بزنین.اینو کردن توی مخ من و شما.وگرنه خودشون که ....

مفلحون;753940 نوشت:
یکاری در کل جهان بیداد میکند فقط که ایران نیست!

اونا که ادعای کشور اسلامی و نظام قانونمند و اینکه همه چی خوبه را ندارن.تو کشور ما هستش که همش میگن همه چیز خوبه.
اونجا که کارخونه هاشون روز به روز ورشکسته تر نمیشن و ....

مفلحون;753940 نوشت:
آن طرفی ها بی فرهنگ تر هستند، وقتی در سطل زباله کودکان سقط شده پیدا میشود آنهم خیلی زیاد نه یکی دو تا، آیا این نشان از فرهنگشان است؟

توی ایران و مدارس دبیرستان هاشم خیلی این مورد.شما یه سرچ بزن.حداقل 2-3 موردشو تو اصفهان سراغ دارم.

مفلحون;753940 نوشت:
یکی از دوستان که برادرش رفته بود مالزی برای تحصیل، سریعا برگشته بود، به خاطر اینکه با زن و فرزند رفته بود و ترسیده بود فرهنگ کثیف آنجا خانواده اش را متزلزل کند

جدا شما فکر کردین ما راجع به مالزی و ... صحبت میکنیم.کولاکوکو مدرکش معتبر نیست برادر Smile من راجع به انگلیس کانادا امریکا المان... صحبت میکنم.وگرنه مالزی و تایلند و... که فساد و اعتیاد زیاده.البته جای خوبم داره.

مفلحون;753936 نوشت:
ا یک کشور در حال پیشرفت هستیم، محمد رضا شاه و پدرش و سایرین ما را چپاول کرده اند، همه باید با همکاری هم کشور را آباد کنیم اگر کسی باهوش بود مگر باید سریعا برود به کشور دیگری برای پیشرفت؟!

فقط اونا مارا چپاول کردن دیگه!!! یه تحقیق کوچولو در مورد یه از از وزیران (صنعت و معدن و ... )و نماینده های مجلس مشخص میکنه.کی چپاول کرده.

مفلحون;753940 نوشت:
بیکاری در کل جهان بیداد میکند فقط که ایران نیست!

آن طرفی ها بی فرهنگ تر هستند، وقتی در سطل زباله کودکان سقط شده پیدا میشود آنهم خیلی زیاد نه یکی دو تا، آیا این نشان از فرهنگشان است؟ یکی از دوستان که برادرش رفته بود مالزی برای تحصیل، سریعا برگشته بود، به خاطر اینکه با زن و فرزند رفته بود و ترسیده بود فرهنگ کثیف آنجا خانواده اش را متزلزل کند:ok:

پس خبر ندارین چقدر سقط جنین از رابطه نامشروع تو کشور خودمون صورت میگیره؟
بهتره فقط این نکات منفی که تو کشور خودمون هم زیاد پیدا میشه رو دلیل بر بی فرهنگتر بودن اونا ندونیم مردم ما در مقابل این جنبه های منفی زندگی سختی رو هم از نظر اقتصادی ومشکلات اینچنین هم باید تحمل کنن .
هر کشوری هم مناسب زندگی کردن نیست این واضحه!
کسی که از موقیعت بد میخواد خودش نجات بده هیچ وقت یه موقیعت زندگی بدتر رو انتخاب نمیکنه
من اگه بخوام برم تو کشور دیگه زندگی کنم بهترین وانتخاب میکنم نه هر کشوری!

سلام

جان اف کندی ، جمله ای داره با این مضمون که : «نپرسید کشورتان چه می‌تواند برای شما بکند، بلکه بپرسید شما چه می‌توانید برای کشورتان بکنید» .. فکر میکنم امام خمینی هم جمله ای با همین مضمون دارند ...

من دو سوال دارم:
این دوستانی که نخبه هستند ، احتمالا در دوران تحصیل ، از بهترین مدرسه ها و امکانات و دانشگاههای شهر و کشور ، به واسطه هوش و استعدادشون برخوردار بودن.... واقعا ایا این موضوع دین کمی هست که صرفا فرد بخاطر رفاه بیشتر ، این کشور رو ول کنه و بره؟ چطوری اینها میخوان این دین رو به کشور خودشون پرداخت کنن؟

سوال دومی که دارم اینکه ، مثلا این افراد که در تحصیلات پزشکی و مهندسی ، به کشور امریکا یا دولتهای غربی عزیمت میکنن ، ایا میتونن از امکانات اون کشورها و دولتهای غربی استفاده کنن و پاک بمونن؟ مثلا امریکا این همه سلاح و بمبی که تولید میکنه و علیه مردم بی دفاع استفاده میکنه ، ایا اینها در ازمایشگاه ها و توسط دانشمندان اونجا تولید نمیشه؟ ایا دانشگاههای اونجا با این ازمایشگاهها و کمپانیها قرارداد ندارن و دانشجوها و فارغ التحصیلانش رو برای همکاری در اختیار اونها قرار نمیده؟ حتی این موضوع در پزشکی و خیلی رشته های دیگه هم میتونه صادق باشه ... یعنی ممکنه با رفتن به اونجا دنیات اباد بشه ، اما میشه انسانیت و دینت رو حفظ کنی؟

مولکول 68;753960 نوشت:
سلام

جان اف کندی ، جمله ای داره با این مضمون که : «نپرسید کشورتان چه می‌تواند برای شما بکند، بلکه بپرسید شما چه می‌توانید برای کشورتان بکنید» .. فکر میکنم امام خمینی هم جمله ای با همین مضمون دارند ...

من دو سوال دارم:
این دوستانی که نخبه هستند ، احتمالا در دوران تحصیل ، از بهترین مدرسه ها و امکانات و دانشگاههای شهر و کشور ، به واسطه هوش و استعدادشون برخوردار بودن.... واقعا ایا این موضوع دین کمی هست که صرفا فرد بخاطر رفاه بیشتر ، این کشور رو ول کنه و بره؟ چطوری اینها میخوان این دین رو به کشور خودشون پرداخت کنن؟

سوال دومی که دارم اینکه ، مثلا این افراد که در تحصیلات پزشکی و مهندسی ، به کشور امریکا یا دولتهای غربی عزیمت میکنن ، ایا میتونن از امکانات اون کشورها و دولتهای غربی استفاده کنن و پاک بمونن؟ مثلا امریکا این همه سلاح و بمبی که تولید میکنه و علیه مردم بی دفاع استفاده میکنه ، ایا اینها در ازمایشگاه ها و توسط دانشمندان اونجا تولید نمیشه؟ ایا دانشگاههای اونجا با این ازمایشگاهها و کمپانیها قرارداد ندارن و دانشجوها و فارغ التحصیلانش رو برای همکاری در اختیار اونها قرار نمیده؟ حتی این موضوع در پزشکی و خیلی رشته های دیگه هم میتونه صادق باشه ... یعنی ممکنه با رفتن به اونجا دنیات اباد بشه ، اما میشه انسانیت و دینت رو حفظ کنی؟


با سلام، اگر بحث ایمان است شما الان مدارس و دانشگاه های ما را ببینید، در مدارس که دین را به روش حفظی در مغز بچه ها می کنند در حالی که آنها درک درستی از دین ندارند. دانشگاه ها هم که رهبر ما به طور واضح در سخنرانی آخر خود مشکلاتشان را بیان کردند. مشکلات درست نمی شوند. کسی گوش نمی دهد چون تغییر شرایط برای جامعه ای که تازه 40 سال است تغییری بزرگ را پشت سر گذاشته، سخت است. در نتیجه امکانات آموزشی نیست در نتیجه همه ی مغز ها به خارج می روند. فقط هم بحث مادی نیست. آن وقتی که افراد برای حفظ دانش بی کاربرد در اینجا تلف می کنند در آن جا می توانند برای یادگیری دانش مفید و عملی به کار ببندند. شما همین آرایه های ادبی را ببینید، حال ما آمدیم و مراعات نظیر و... را در یک بیت شعر مشخص کردیم، خب که چه؟ هدف چه بود؟ آیا خود حافظ و سعدی با آگاهی بر این ها اشعارشان را سروده اند؟ این مشکل ماست. که من و شما و همه از آن آگاهی داریم و نمی توانیم آن را درست کنیم.

amirhosseinzarei151;753968 نوشت:
با سلام، اگر بحث ایمان است شما الان مدارس و دانشگاه های ما را ببینید، در مدارس که دین را به روش حفظی در مغز بچه ها می کنند در حالی که آنها درک درستی از دین ندارند. دانشگاه ها هم که رهبر ما به طور واضح در سخنرانی آخر خود مشکلاتشان را بیان کردند. مشکلات درست نمی شوند. کسی گوش نمی دهد چون تغییر شرایط برای جامعه ای که تازه 40 سال است تغییری بزرگ را پشت سر گذاشته، سخت است. در نتیجه امکانات آموزشی نیست در نتیجه همه ی مغز ها به خارج می روند. فقط هم بحث مادی نیست. آن وقتی که افراد برای حفظ دانش بی کاربرد در اینجا تلف می کنند در آن جا می توانند برای یادگیری دانش مفید و عملی به کار ببندند. شما همین آرایه های ادبی را ببینید، حال ما آمدیم و مراعات نظیر و... را در یک بیت شعر مشخص کردیم، خب که چه؟ هدف چه بود؟ آیا خود حافظ و سعدی با آگاهی بر این ها اشعارشان را سروده اند؟ این مشکل ماست. که من و شما و همه از آن آگاهی داریم و نمی توانیم آن را درست کنیم.

سلام

نه
منظورم من از سوال دوم این بود که یک بعد استفاده ای که در کشورهای غربی از علم میشه ، استفاده مخرب هست
یعنی مثلا ساخت سلاحهای کشتار جمعی
مثلا تولید عامل ایجاد یک بیماری ، جهت مبتلا کردن مردم قسمتی از جهان به ان
و....

خوب این کارها رو که مردم عادی نمیکنن که ، این تولیدات رو دانشمندان و قشر دانشگاهی اون دانشگاهها انجام میده....

حال ایا تضمینی هست که مثلا یک نفر که برای ادامه تحصیل مثلا در رشته برق یا مکانیک یا کامپیوتر ، وارد دانشگاههای امریکا میشه ، مجبور نباشه که با صنایع نظامی جهت ساخت سلاح و بمب با اونها همکاری کنه؟ ایا اصلا اون فرد برای خودش قید و بندی برای ورود به این ازمایشگاهها و کمپانی ها داره ؟ ایا اصلا این موضوع اختیاری هست یا مثلا حالت اجبار داره؟ مثلا دانشگاه اونجا بگه ما به تو این امکانات تحصیلی رو میدیم تو هم در عوض باید با فلان موسسات و ازمایشگاههای ما همکاری کنی؟

مولکول 68;753969 نوشت:
سلام

نه
منظورم من از سوال دوم این بود که یک بعد استفاده ای که در کشورهای غربی از علم میشه ، استفاده مخرب هست
یعنی مثلا ساخت سلاحهای کشتار جمعی
مثلا تولید عامل ایجاد یک بیماری ، جهت مبتلا کردن مردم قسمتی از جهان به ان
و....

خوب این کارها رو که مردم عادی نمیکنن که ، این تولیدات رو دانشمندان و قشر دانشگاهی اون دانشگاهها انجام میده....

حال ایا تضمینی هست که مثلا یک نفر که برای ادامه تحصیل مثلا در رشته برق یا مکانیک یا کامپیوتر ، وارد دانشگاههای امریکا میشه ، مجبور نباشه که با صنایع نظامی جهت ساخت سلاح و بمب با اونها همکاری کنه؟ ایا اصلا اون فرد برای خودش قید و بندی برای ورود به این ازمایشگاهها و کمپانی ها داره ؟ ایا اصلا این موضوع اختیاری هست یا مثلا حالت اجبار داره؟ مثلا دانشگاه اونجا بگه ما به تو این امکانات تحصیلی رو میدیم تو هم در عوض باید با فلان موسسات و ازمایشگاههای ما همکاری کنی؟


مطمئن باشید این گونه نیست. هدف آنها تولید علم در کشورشان است نه فقط کُشت و کُشتار. البته انحرافاتی هم در علم پدید آمده مانند همین نظریه فرگشت داروین اما هر کسی می تواند هر موضعی را برای خود برگزیند. به نظر شما زندگی در میان عده ای که ادعای حق می کنند اما پیرو باطلند سختتر است یا در میان کسانی که درون و بیرونشان تفاوتی ندارد؟همان ها که امامانمان آنها را جزو مومنین می شمارند. بنده نمی گویم همه این گونه اند، اما حداقل سخن آدمی در آنجا ارزشی دارد در حالی که ارزشی برای آن در اینجا قایل نیستند.
اضافه می کنم که حتی شهید مطهری هم در کتاب احیای تفکر اسلامی(یعنی در سخنرانی های با این موضوع) از متفکری به نام اقبال روایت می کنند که " علم غرب برگرفته از علم اسلامی است و پیروی از آن تا حد زیادی درست است. اما این تمدن غرب است که غلط است " و مغز ها هم می روند آنجا تا علم بیاموزند نه آنکه از تمدن آن ها پیروی کنند.

نقل قول:

حال ایا تضمینی هست که مثلا یک نفر که برای ادامه تحصیل مثلا در رشته برق یا مکانیک یا کامپیوتر ، وارد دانشگاههای امریکا میشه ، مجبور نباشه که با صنایع نظامی جهت ساخت سلاح و بمب با اونها همکاری کنه؟ ایا اصلا اون فرد برای خودش قید و بندی برای ورود به این ازمایشگاهها و کمپانی ها داره ؟ ایا اصلا این موضوع اختیاری هست یا مثلا حالت اجبار داره؟ مثلا دانشگاه اونجا بگه ما به تو این امکانات تحصیلی رو میدیم تو هم در عوض باید با فلان موسسات و ازمایشگاههای ما همکاری کنی؟

سلام
تنها یه حالت وجود داره و اونم اینکه مثلا از طرف دولت و دانشگاه به دانشجو یه مبلغ پول بابت کمک تحصیل داده میشه،به شرط اینکه این آقا بعد از فارق التحصیلی در داخل همون کشور کار کنه و به خارج از اون کشور نره
یه همچین قاعده ای فکر کنم توی ایران هم وجود داشته باشه
نقل قول:
آن طرفی ها بی فرهنگ تر هستند، وقتی در سطل زباله کودکان سقط شده پیدا میشود آنهم خیلی زیاد نه یکی دو تا، آیا این نشان از فرهنگشان است؟ یکی از دوستان که برادرش رفته بود مالزی برای تحصیل، سریعا برگشته بود، به خاطر اینکه با زن و فرزند رفته بود و ترسیده بود فرهنگ کثیف آنجا خانواده اش را متزلزل کند:ok:

بله واقعا فرهنگ در مدارس و دانشگاه های ما بیداد میکنه
روابط دختر و پسر که سهله،دیگه به روابط پسر با پسر و دختر با دختر هم رسیده قضایا،اونم تازه توی دوران دبیرستان

در ضمن تاپیک در رابطه با بررسی دلایل این مسائله،نه اینکه بیاییم بگیم اونا کار درست یا غلطی میکنن

سلام

فریاد سکوت;753913 نوشت:
مقاله علی در مورد خواص

بعضی میوه جات که روی میکروب ها اثر مثبت داشت رو ارائه دادم و پذیرفته

ممنون میشم فایل مقاله رو با من به اشتراک بگذارید. البته اگر قبلا به چاپ رسوندید

virus3000;753171 نوشت:
اینکه چرا بیشتر متفکران و کسانیکه دارای هوش و ذکاوت برتری هستند موفقیت رو در غرب می دانند. یااینکه چرا امکاناتی را فراهم نمیسازند که نخبگان همین جا به فعالیت ادامه دهند...
ممنون میشم اگر نظر و عقیده خود را از نظر دین و از نظر شخصی خودتون بیان کنید.

بخش بزرگی از مشکل مربوط هست به عدم توسعه متوازن صنعت و علم

ما از نظر بسیاری از علوم در جهان وضعیت بسیار خوبی داریم و حتی پیشرو هستیم اما صنعت ما کشش لازم رو برای جذب نخبگان نداره

مثلا به ایالات متحده دقت کنید. در اونجا شرکت های بزرگ زیادی وجود داره و به علت بازار رقابتی که حاکم هست، تحقیق و توسعه بسیار اهمیت داره و تحقیق و توسعه رو کی باید انجام بده؟ مسلمه! دانشمندان

وقتی پول صنعت پشت دانشمندان باشه (مانند اساتید دانشگاه های اون ها)، خوب اون ها هم از کشورهایی مثل ما نخبگان جوان رو جذب می کنند تا براشون اون کارها رو انجام بدن، اما به صورت خرد خرد!

چطور؟ مثلا آن استاد غربی از شرکتی صنعتی طرحی را گرفته است که ساعتی خاص را تولید کند. خوب چکار می کند؟ 5 تا نخبه علمی از ایران و هند و ... میگیرد و به آن ها حقوقی می دهد (مثلا 2500 دلار در ماه) و به یکی طراحی چرخ دنده را می دهد، یکی عقربه های ساعت را طراحی می کند و ...

خودش هم مسئول هماهنگی این افراد است و پول میلیون دلاری می گیرد. آن جوانی هم که رفته و مثلا عقربه فلان ساعت را طراحی کرده است (همان ساعت را شرکت مربوطه در دنیا می فروشد و میلیارد دلاری سود می کند)، بعد از این که در امریکا دکترایش را گرفت دو راه دارد. راه اول این است که به کشور خودش برگردد. اما اینجا یک مشکل هست، او تخصص طراحی عقربه ساعت دارد! این رشته به درد مملکتش نمی خورد! و در مملکتش برای او تره هم خورد نمی کنند چون مملکت او صنعت و تکنولوژی تولید این عقربه را ندارد و اگر هم داشته باشد، آن عقربه تنها به چه درد می خورد؟ بقیه اجزای ساعت را چه کار کند؟

حالا چرا ما صنایع قوی نداریم؟ اولا به دلیل مصادره شدن های اول انقلاب است. ایران خودرو، کفش ملی، آزمایش، ارج و ... بسیاری از شرکت های دیگر که دولتی شدند و به همین دلیل الان بلای جان ملت شده اند

بخشی هم به خاطر تحریم هاست. فرض کنید شرکت سامسونگ الان در ایران بود و محصولاتش را در اینجا تولید می کرد. اولا برای صادرات محصول مشکل داشت. ثانیا پول آن را چطور وصول می کرد؟ سیستم بانکی ما تحریم است و پول را باید با استفاده از افرادی چون بابک زنجانی وارد می کرد که درصدی (تا 30% پول) از میان می رود! آدم عاقل سرمایه خود را به خطر می اندازد؟

بخش مهمی هم به دلیل قوانین عقب مانده و بروکراسی بسیار ناکارامد ما است. تجربه شخصی خود من نشان می دهد در انگلستان ثبت شرکت برای من ایرانی که در تهران سکونت دارم، بسیار بسیار راحت تر از ایران است! (منظورم شرکت بازرگانی نیست!). مسائل مالیات و ... هم بسیار راحت تر است. در ایران من می خواستم در زمینه تخصصی خاصی شرکت بزنم. نوشته بود استعلام خاصی که لازم داشت، 6 ماه طول می کشد!!!! در انگلستان 3 روز!

راه دوم هم آن است که در همانجا بماند و برای شرکت های آنها کار کند. همین اتفاقی که برای اکثریت نخبگان ما می افتد

اما این که اصولا چرا افراد می روند؟ بخشی از آنها واقعا نخبه نیستند! که بحثمان نیست

درصدی که نخبه هستند را روی هوا می برند. تعدادی از دوستان من با حقوق ماهانه 5000 دلار رفته اند تا دکتری بخوانند. اما الان من در حال آماده شدن برای دفاع از رساله دکترای خودم هستم. در این چهار سال و نیم یک ریال از دولت (دانشگاه) حقوق که نگرفته ام هیچ، کلی هم از جیب خرج شده است

من در یکی از بهترین دانشگاه های این مملکت تحصیل کرده ام. در عمرم هیچ واحدی را نیفتادم! در تمامی مقاطع، دانشگاه دولتی را روزانه خواندم و تعداد مقالات انگلیسی من از بسیاری از اساتید این مملکت هم بیشتر است! در دو مقطع تحصیلات دانشگاهی هم رتبه اول و دوم بوده ام. در دوره ارشد از استادم حقوق می گرفتم! (تقریبا در جایی مرسوم نیست). استادم (رئیس دانشگاه هم بود) می گفت نمی خواهد آزمون دکتری بدهی، بدون آزمون تو را می گیریم (از طریق استعداد درخشان) و وقتی به او گفتم در آزمون دکتری تک رقمی آورده ام و می خواهم به دانشگاه دیگری بروم، چند لحظه با بهت به من نگاه می کرد! الان هم کاری که در رساله دکتری خودم انجام دادم، اولین بار در دنیا بوده است و خدا را شکر بسیار هم کاربردی است و علم محض نیست؛ به نظر شما هم اکنون در حال چه کاری هستم؟

نشسته ام دارم اسک دین را چک می کنم! جایی استخدام نیستم و مانده ام چه کنم! (هر چند کار آزاد انجام می دهم و دستم به دهنم می رسد اما به تخصصی که دارم مربوط نیست و دلم از این میسوزد)

در حالی که اشخاصی را می شناسم که اصلا افراد علمی نیستند اما با رابطه استاد دانشگاه شده اند! در سالی که ما آزمون دکتری دادیم، دوستی داشتم که استعداد تحصیلی را منفی زد!!!!، مقالاتش را دیگران برایش نوشتند و کارش به قول خودمان Data making (به شوخی به معنای داده سازی است) بود؛ الان هیئت علمی دانشگاه است.
دوست دیگری هم دارم که بسیار وجدان کاری داشت حتی در ظرف شستن! نتوانست اوضاع اینجا را تحمل کند و الان در امریکاست

مسئولان هم مدام می گویند شرکت دانش بنیان بزنید و ...! مگر کار همه است که بتوانند وارد بازار بشوند؟ من و امثال من که ساعت هفت و نیم صبح تا نه شب در آزمایشگاه بوده ایم تا درد و رنج بیماران را کم کنیم، الان می توانم وارد بازار کار بشویم؟

دو نفر از افرادی که سال قبل از رساله دکتری خود دفاع کردند الان در حال مسافر کشی هستند. آن هم با زن و بچه!

امروز خبر آوردند که یکی از هم دانشگاهی های ما در اثر فشار کاری سکته کرد و مرد! سال آخر دکتری بود و 30 ساله!

خیلی ها میبینند و می روند!

متاسفانه من هجرت به بلاد کفر را برای جایز نمیدانم و وضع من همینی است که گفتم

نقل قول:
دو نفر از افرادی که سال قبل از رساله دکتری خود دفاع کردند الان در حال مسافر کشی هستند. آن هم با زن و بچه!

امروز خبر آوردند که یکی از هم دانشگاهی های ما در اثر فشار کاری سکته کرد و مرد! سال آخر دکتری بود و 30 ساله!


این جمله ی آخر شما من رو یاد یه مسئله ی خنده دار و مشابهی میندازه،اونم اینکه تمام هم دوره ای های دانشگاه ما(که از بهترین دانشگاه های کشور هم هست) یا فرار کردن به انگلستان و آمریکا،یا دستشون توی جیب باباشونه، یا شغلشون در حد راننده تاکسی و کارمند ساده و ... هستش
این تازه دانشگاه برتر کشوره که هرسال کلی خروجی مثلا مهم داره که الان وضعش اینه،شما برو بقیه ی جاها رو ببین
یه مثال میزنم که قشنگ قابل درک بشه:چندتا از دوستان یه پروژه ای توی دوران دبیرستان داشتن راجع به تحلیل الگوریتم و داده ساختار ها( که هیچ کاربرد عملی ای هم نداشت و فقط ریاضی محض ترکیبیاتی و نظریه ی گراف بودش و صرفا برای پیشبرد بخش ریاضی قضیه بود)،یکی شون(بخونید اونی که از همه کمتر کار کرد) یه مقاله نوشت و(از طریق یه آشنا) فرستاد به یکی از اساتید کله گنده ی یکی از دانشگاه های کانادا،قبل از تموم شدن دبیرستان ایشون راهی کانادا شد الانم داره توی مایکروسافت با ماهی دوازده هزار دلار حقوق کار میکنه،اونوقت هم پروژه ای های ایشون الان یکی شون توی کمپ ترک اعتیاد هستش،اون یکی شون همکار بنده بودند که چندروز پیش به علت اینکه همزمان در چندجا کار میکردند (به علت مشکل مالی) عذرشون خواسته شد
اینه وضع جامعه ی ما،اونیکی هم اگه میموند بعید میدونم وضع بهتری پیدا میکرد

با سلام و احترام،

از نظر من فرار مغزها بیش از اینکه به سبب کمبود امکانات باشه، به این علته که به اندازه کافی مسئولیت پذیر نیستیم.

هرچه در کشورهای دیگه هست و ما می پسندیم و دلمون می خواد ازش برخوردار باشیم رو، روزی اونها نداشتند، اما موندن و تلاش کردن. عمر خیلی هاشون کفاف نداده که نتیجه اعمالشون رو ببینند، اما بالاخره سنگ روی سنگ گذاشتند و آنچه می بینیم رو ساخته اند.

اگر اینجا دروغ و فریب هست، بمونیم و دروغ نگیم.

اگه اینجا نظم حکم فرما نیست، بمونیم و تا جائیکه در توانمون هست نظم رو رعایت می کنیم. تا جائیکه در توانمون هست، به حقوق انسان ها احترام بگذاریم.

اگه امکانات نیست، بمونیم و با همین امکانات بسازیم، اما خودمون رو از کشورمون نگیریم.

اگه احساس مسئولیت کنیم، بخاطر رفاه بیشتر و فرهنگ بهتر و غیره نمی گذاریم بریم، بلکه می مونیم و هرچه زیبا می دونیم رو همینجا می سازیم.

طبیعیه. در یک کشور علم دوستی و عالم بودن ارزشه، در یک کشور ولایت مداری و در خدمت حکومت بودن. هر کشوری هم مجموعه افرادی رو جذب می کنه که دارای اون ویژگی هایی هستن که در اون کشور ارزشه.

با سلام

تقریبا دو ماه پیش شبکه مستند یه فیلمی رو نشون داد در مورد همین فرارمغزها

با اشخاص مختلفی مصاحبه میکردند ،هرکدوم هم نظر خاص خودشون رو داشتند

یکیشون طراح یکی از مهمترین ومعتبرتر ین شرکت خودرو سازی جهان بود میگفت

تو ایران از همین طرح هایی که نشونشون دادم اصلا ازمن استقبال نکردند ودیدم که هیچ

فایده ای نداره بمونم وخیلی از اونا هم تقریبا یا میگفتن از لحاظ علمی سطح اونا خیلی از ما

بالاتره وبرا پیشرفتمون اومدیم یه عده هم میگفتن اینجا بهمون امکانات میدن ونگران آیندمون نیستیم

بـاران;753992 نوشت:
اگر اینجا دروغ و فریب هست، بمونیم و دروغ نگیم.
اگه اینجا نظم حکم فرما نیست، بمونیم و تا جائیکه در توانمون هست نظم رو رعایت می کنیم. تا جائیکه در توانمون هست، به حقوق انسان ها احترام بگذاریم.
اگه امکانات نیست، بمونیم و با همین امکانات بسازیم، اما خودمون رو از کشورمون نگیریم.
اگه احساس مسئولیت کنیم، بخاطر رفاه بیشتر و فرهنگ بهتر و غیره نمی گذاریم بریم، بلکه می مونیم و هرچه زیبا می دونیم رو همینجا می سازیم.
سلام
جملات زیبا و بامعنایی گفتید. اما مشکل اینه که فقط با این اقدامات مشکل حل نمیشه. دلیلش رو عرض میکنم

بخشی رو که در نقل قول از شما با رنگ قرمز مشخص کردم کلیت نداره. اینطور نیست که مغزهای ما صرفاً بخاطر رفاه بیشتر یا فرهنگ بهتر رفته باشن. فرض کنیم افراد توانا در بخش های مختلف که قصد کوچ به جایی غیر از ایران رو دارن ، این چند خط زیبای شما خواهر گرامی رو دیدن و تصمیم گرفتن که در ایران بمونن. مثلاً شخصی به اسم علی. این علی آقا موتوری اختراع کرده که دنیای موتورها و اتوموبیل ها رو متحول میکنه. این علی آقا نه رفاه میخواد ، نه خونه میخواد ، نه حتی حقوق. فقط و فقط انتظار داره اولاً به استعدادش بها داده بشه ، ثانیاً شرایط و امکانات تولید موتور اختراع شده براش فراهم بشه ، ثالثاً محیط و ابزار تحقیق روی موتورهای دیگه بوجود بیاد

با اطمینان میگم که با امکان نزدیک به صددرصد ، هیچکدوم از سه موردی که عرض کردم محقق نخواهد شد! دقت بفرمایید سه خواسته ای که مطرح کردم ، هیچکدوم به رفاه و پول پرستی و.... مربوط نمیشه. می بینید خواهر گرامی ، مشکل بالاتر از اینه که طرف چون خونه و ماشین بهش نمیدن از ایران میره

علاوه بر توضیح بالا ، این رو هم عرض کنم وقتی در کشوری داریم زندگی میکنیم که داعیهء پرچمداری شیعه رو داره ، حرف های شما کمی از مقبولیت دور میشه. نه برای اینکه حرف شما اشتباه باشه ، خیر. اتفاقاً همونطور که گفتم بسیار فرمایش زیبایی گفتید. اما اگر بخوایم صحبت شما رو کامل کنیم ، ناچار هستیم جمله ای به ابتدای صحبت شما اضافه کنیم (با رنگ قرمز مینویسم). در حالت اول جملهء شما درست خواهد بود:

"حالا که در کشوری با حکومتی فاسد و ضد خدا و بی مسئولیت زندگی میکنید ، بمانید و با این بی مسئولیتی و بی نظمی مبارزه کنید"

اما در حال حاضر تکمیل جملهء شما اینطوری میشه:

"حالا که در یک کشور اسلامی با مدیریت شیعه که برای انسانیت ارزش قائل هست زندگی میکنید ، بمانید و با این بی مسئولیتی و بی نظمی مبارزه کنید!!!"

قبول بفرمایید اصلاً جور در نمیاد!

Reza-D;754035 نوشت:
این علی آقا موتوری اختراع کرده که دنیای موتورها و اتوموبیل ها رو متحول میکنه. این علی آقا نه رفاه میخواد ، نه خونه میخواد ، نه حتی حقوق. فقط و فقط انتظار داره اولاً به استعدادش بها داده بشه ، ثانیاً شرایط و امکانات تولید موتور اختراع شده براش فراهم بشه ، ثالثاً محیط و ابزار تحقیق روی موتورهای دیگه بوجود بیاد

سلام آقا رضا،

با مطالعه سرگذشت انسان های موفق دنیا، متوجه می شیم که بسیاری از اونها نه تنها از سمت اطرافیانشون تایید نشدند و به استعدادهاشون بهایی داده نشد، بلکه باهاشون مخالفت هم شده. و خیلی سختی کشیدند تا تونستند ایده هاشون رو اجرایی کنند و کسب و کارشون رو رونق بدن. منتظر نشدن تا کسی شرایط و امکانات رو براشون فراهم کنه، خودشون با سختی و زحمت شرایط رو فراهم کردند.

یه فرهنگی که بر ذهن های ما حاکمه اینه که فکر می کنیم باید یکی یه کاری رو راه بندازه و ما بریم برای اون کار کنیم. یعنی محیط کار از کس دیگری باشه و کار از ما.

ما هنوز تو همون فضای کارمندی هستیم، اما بهتره که خودمون رو به فضای جدید کشورمون وفق بدیم. اگه مدعی "مغز" بودن هستیم، خب نباید تک بعدی باشیم.

حرف من اینه که یک فرد مسئولیت پذیر، خودش رو وفق میده. استعدادهاش رو گسترش می ده.

دوم،

به قول یک کارآفرین: مشکل جامعه ما بیکاری نیست، مشکل بیعاریه.

اگه در فضای شرکت ها و کارخونه ها بوده باشید می دونید که تا چه حد مشکل نیروی کار ماهر هست. حالا چه مهندس، چه مدیر، چه کارمند، چه کارگر، چه نگهبان.

مشکل اینه که ما ترجیح میدیم انرژیمون رو با غر زدن هدر بدیم، به جای اینکه صرف کسب مهارت های لازم کنیم. و اگه از یک رشته ای فارغ التحصیل شدیم که بازار کار نداره، دیگه نمی تونیم تغییر جهت بدیم. و با کسب یک مهارت جدید، کار مناسبی پیدا کنیم و به پیشرفت خودمون و جامعه کمک کنیم.

سوم، یک سری کارها رو برای خودمون عار می دونیم. به جای اینکه به "کار" فکر کنیم، به مسئولیت های انسانی و اجتماعیمون فکر کنیم، به "شانیت" فکر می کنیم.

چهارم، شاید این علی آقای شما، بخاطر تحصیل در یک دانشگاه خوب، یا بخاطر ایمان به طرحش، مغرور شده. و نتونسته دغدغه ها و محدودیت های کارفرما رو درک کنه. خواسته ره صد ساله رو یک شبه بره. صبر و حوصله کافی برای جلب اعتماد سرمایه گذارها به خرج نداده.

Reza-D;754035 نوشت:
"حالا که در کشوری با حکومتی فاسد و ضد خدا و بی مسئولیت زندگی میکنید ، بمانید و با این بی مسئولیتی و بی نظمی مبارزه کنید"

اما در حال حاضر تکمیل جملهء شما اینطوری میشه:

"حالا که در یک کشور اسلامی با مدیریت شیعه که برای انسانیت ارزش قائل هست زندگی میکنید ، بمانید و با این بی مسئولیتی و بی نظمی مبارزه کنید!!!"

واقعیتش من خیلی به سیاست بی علاقه هستم. نمی دونم بخاطر بی علاقگیه که استعداد درکش رو ندارم، یا چون استعدادش رو ندارم بی علاقه هستم. به هر حال یک چیز رو می دونم و اون اینکه حکومت بدون کمک و خواست ما، نمی تونه کاری از پیش ببره.

بـاران;754057 نوشت:
سلام آقا رضا
سلام
خواهر گرامی ، صحبت هایی که فرمودید بیشتر به بحث اشتغال مربوط میشه و افرادی که به دنبال کار راحت قصد سفر از ایران به خارج رو دارن
موضوع صحبت ما نه درمورد کارآفرینیه و نه درمورد اینجور افراد راحت طلب

بـاران;754061 نوشت:
واقعیتش من خیلی به سیاست بی علاقه هستم
صحبت من سیاسی نبود ، دینی بود. البته دیانت ما عین سیاست ماست...
شما فکر نکنید که من (و همچنین کاربران هم عقیده با من) افراد غرب زده ای هستیم که از صبر و کیبایی هیچ اطلاعی نداریم

بین این دو موضوع که:

امکانات نیست
و....
امکانات هست اما برای من نیست
تفاوت زیادی وجود داره

هر جایی که حالت اول باشه ، شک نکنید که من اولین نفری هستم که از مردم انتظار صبر و شکیبایی دارم. در این حالت ، شخص مخترع یا مکتشف احترام داره و تا حدی که شرایط اجازه بده امکانات براش فراهم میشه ، ولی واقعاً بیشتر از یک مقداری برای کشور امکان پشتیبانی نیست. در اینجا از جوان انتظار هست که ادامهء راه رو خودش بره و با صبر و تلاش سعی کنه کشورش رو به رشد برشونه

اما در موضوع مورد بحث ما ، حالت دوم پیش اومده ، پس به نظرم انتظار زیادیه که از جوان بخوایم از امکانات ، رفاه و آسایش خودش بزنه و بمونه در جایی که برای علمش ارزش قائل نیستن و ثروت کشور داره صرف کارهای بیهوده یا پر کردن شکم چند تا کله گنده میشه ، تلاش کنه و زحمت بکشه ، اون هم برای هیچ

[="Microsoft Sans Serif"][="Indigo"][="3"]

مفلحون;753936 نوشت:
عرض سلام و ادب و احترام

حقیر جزء عالمان سایت نیستم به دعوت یکی از علما خدمت رسیدیم

بزرگوار؟!
جامعه آماریتان چگونه است؟ چه کسی گفته بیشتر متفکران و اهل هوش و ذکاوت موفقیت را در غرب می دانند؟ چطور آمار گرفته اید؟ :Moteajeb!:

ما یک کشور در حال پیشرفت هستیم، محمد رضا شاه و پدرش و سایرین ما را چپاول کرده اند، همه باید با همکاری هم کشور را آباد کنیم اگر کسی باهوش بود مگر باید سریعا برود به کشور دیگری برای پیشرفت؟!

ما مال این خاکیم، شیعه قرار است زمینه ساز ظهور مولا مهدی عج باشد، برویم دشمن را تجهیز کنیم که چه شود؟
بنده مخالفم با رفتن به خارج از کشور، مگر اینکه کسی برود برای تحصیل و دوباره برگردد، البته به غیر انگلیس

ببخشید .. یخورده دارید تند میرین
.
وقتی برای یک آدم تحصیل کرده زمینه فعالیت نیست، تنها راهی که براش.می مونه مهاجرت کردنه
.
جوون بدبخت بهترین سالای زندگیشو درس می خونه... بعدشم بیکار و سرخورده باید بشینه کنج خونه...
..
چرا بیشتر از همه . مهندسا مهاجرت می کنن؟..همین الان که در محضر شما هستم ... یک پزشک می تونه تحت عنوان پیام آور بهداشت برده سربازی و ماهانه بین 3تا 9 میلیون حقوق خدمت سربازی باشه...
.
اما من به عنوان مهندس 8 ماه باید منتظر تاریخ اعزام باشم و بعدشم 2 سال با حقوق زیر صد هزار تومن خدمت کنم..
.
خوب مگه مریضی تو کشوری بمونم که هیچگونه ارزش و جایگاهی ندارم؟![/][/][/]

[="Microsoft Sans Serif"][="Indigo"][="3"]

Reza-D;754069 نوشت:
صحبت من سیاسی نبود ، دینی بود. البته دیانت ما عین سیاست ماست...
شما فکر نکنید که من (و همچنین کاربران هم عقیده با من) افراد غرب زده ای هستیم که از صبر و کیبایی هیچ اطلاعی نداریم

بین این دو موضوع که:

امکانات نیست
و....
امکانات هست اما برای من نیست
تفاوت زیادی وجود داره

هر جایی که حالت اول باشه ، شک نکنید که من اولین نفری هستم که از مردم انتظار صبر و شکیبایی دارم. در این حالت ، شخص مخترع یا مکتشف احترام داره و تا حدی که شرایط اجازه بده امکانات براش فراهم میشه ، ولی واقعاً بیشتر از یک مقداری برای کشور امکان پشتیبانی نیست. در اینجا از جوان انتظار هست که ادامهء راه رو خودش بره و با صبر و تلاش سعی کنه کشورش رو به رشد برشونه

اما در موضوع مورد بحث ما ، حالت دوم پیش اومده ، پس به نظرم انتظار زیادیه که از جوان بخوایم از امکانات ، رفاه و آسایش خودش بزنه و بمونه در جایی که برای علمش ارزش قائل نیستن و ثروت کشور داره صرف کارهای بیهوده یا پر کردن شکم چند تا کله گنده میشه ، تلاش کنه و زحمت بکشه ، اون هم برای هیچ

لایک داری آقا رضا. مخصوصا قسمت آخرش Smile
.
حیف که با موبایل اومدم سایت... وگرنه تک تک نظرات این تاپیک رو می خوندم:khandeh!:[/][/][/]

اگه بخوام این پست شما رو خلاصش کنم...
اگه عدالت باشه که همه پای همه سختی ها وامیستن...
.
اما اون چیزی که تحمل موندن تو این شرایط رو سخت می کنه... بی عدالتی...
.
بی عدالتی آقا جان... بی عدالتی

[="Tahoma"][="Black"][="3"]به نام خدا
سلام

مهمترين علت پديده فرار مغزها،مسئوليت ناپذيري است.از زمان تشكيل حكومت ماد تا امروز آنگونه كه شايسته است به دانشمندان نخبگان و... اهميت داده نشده چه حكومت در دوران ضعف و افول خود بوده يا كه در دوران شكوفايي و عظمت.(حتي در حكومت هايي چون سامانيان)
نخبه ي مسئوليت پذير يعني پرفسور حسابي كه علي رغم تمام امكاناتي كه ميتوانست داشته باشد و موقعيت علمي كه برايش به وجود آمده بود به ايران بازگشت و امروز همه ي ما مديون اوييم.حكومت پهلوي هم به او امكانات نمي داد.ولي او انجام داد آنچه را كه ميدانيم.ايشان هم راننده تاكسي بود دست فروش بود و... ولي ايستاد.
اكثر نخبگان تفكر پشت ميز نشيني دارند و معتقدند دولت بايد آزمايشگاه و امكانات در اختيارشان قرار دهد تا آنان بمانند و كار كنند.
اما نخبگاني هم هستند كه بجاي تفكر پشت ميز نشيني خود آستين ها را بالا زدند.
دولت ها هيچ وقت نمي گذارند نخبگان،بي ترمز راهشان را بروند،زيرا سياستمداران جايگاهشان را از دست مي دهند.
علوم انساني،كه هر كشوري براي پيشرفت نيازمند آن است،علوم انساني يعني اقتصاد علوم سياسي مديريت جامعه شناسي و... كه از تمام علوم ديگر در پيشرفت يك كشور موثرتر است.اما نسل دانش آموزان و دانشجويان علوم انساني رو به انقراض است.و اين يعني حكومت در بين عده اي خاص دارد منحصر مي شود.و اين عده به خوبي مي دانند دانشمند اقتصاد و علوم سياسي و ... رقيبي جدي براي آنان است.لذا تا ديكتاتوري اين عده بر نيفتد و منابع و معادن پر از خالي نشوند جايي براي نخبگان وجود ندارد مگر در موارد ضروري.
با تمام اين اوصاف،در اين زمان دليل موجهي براي تنها گذاشتن وطن و مردمش وجود ندارد.[/][/][/]

ناگفته هاي ناب;754081 نوشت:
سلام
سلام به شما

ناگفته هاي ناب;754081 نوشت:
پرفسور حسابي كه علي رغم تمام امكاناتي كه ميتوانست داشته باشد و موقعيت علمي كه برايش به وجود آمده بود به ايران بازگشت
پس در هر حال ابتدا باید از ایران رفت

ناگفته هاي ناب;754081 نوشت:
حكومت پهلوي هم به او امكانات نمي داد
اگر حکومت الان بپذیره که روالش همون روال حکومت پهلویه ، باشه من هم قبول میکنم که باید ایستادگی کنیم

ناگفته هاي ناب;754081 نوشت:
اكثر نخبگان تفكر پشت ميز نشيني دارند و معتقدند دولت بايد آزمايشگاه و امكانات در اختيارشان قرار دهد تا آنان بمانند و كار كنند.
اما نخبگاني هم هستند كه بجاي تفكر پشت ميز نشيني خود آستين ها را بالا زدند
بله ، دقیقاً دولت باید آزمایشگاه و امکانات در اختیار آنها قرار بده تا بمونن
اگر هم نخبگانی موندند و کار تلاش میکنند ، لطف کردن و منت بر سر دولت گذاشتند که از حق خودشون گذشتن و ما این حق رو نداریم که این از خودگذشتگی رو وظیفه معنا کنیم و به اونها بگیم:
ناگفته هاي ناب;754081 نوشت:
مهمترين علت پديده فرار مغزها،مسئوليت ناپذيري است
رفتار ما با نخبه ها دقیقاً رفتاری هست که با ثروتمندان داریم. توی تلویزیون همیشه پولدارها انسانهایی خودخواه ، منفی ، ظالم و بی دین نمایش داده میشن ، بعد از طرف دیگه میایم میگیم ثروتمندان بیان و چرخ های اقتصاد رو راه بندازن!!! اینجا هم میایم به نخبه میگیم امکانات نیست که نیست ، حکومت اسلامیه خب باشه ، اینها به تو مربوط نیست ، تو چشمت کور دندت نرم ، وظیفته که بمونی و جون بکنی ، وگرنه بی مسئولیتی!

اگر نخبه ای درصدی قصد داشته باشه توی ایران بمونه ، با شنیدن چنین حرفهایی همون چند درصد رو هم زیر پا خواهد گذاشت!


ناگفته هاي ناب;754081 نوشت:
با تمام اين اوصاف،در اين زمان دليل موجهي براي تنها گذاشتن وطن و مردمش وجود ندارد
این بخش رو قبول دارم که میشه از نخبگان کشور درخواست کرد که با وجود مشکلات فراوان ، بمونن و برای کشور تلاش کنن. اما با درخواست ، نه با طلب کاری!

ضمناً "ناگفته های ناب" عزیز که از دوستان خوب من هستید ، مگه کسی که آزمایشگاه و امکانات براش فراهم باشه ، دیگه صبح تا شب پا رو پا میندازه؟!
اتفاقاً امکانات ، آزمایشگاه ، کارگاه و..... رو یک نخبه برای این میخواد که بتونه تلاش کنه و تلاش و زحمتش رو به عمل و نتیجه تبدیل کنه

Reza-D;754069 نوشت:
شما فکر نکنید که من (و همچنین کاربران هم عقیده با من) افراد غرب زده ای هستیم که از صبر و کیبایی هیچ اطلاعی نداریم

چنین فکری نکردم. :Gol:

فریاد سکوت;753913 نوشت:
به نظر من که مسئولین دوس ندارن نخبه ای تو مملکت ما باشه ا

yalda solimani;753927 نوشت:
با سلام و عرض ادب و احترام

مفلحون;753936 نوشت:
عرض سلام و ادب و احترام

amirabdi;753937 نوشت:
چرا باید فرار نکنن؟

ترنم باران*;753938 نوشت:
به نظر من داخل کشورما برای هیچ مغزی و ه

mohsen1990;753945 نوشت:
چرا از خودشون نمیپرسین!

amirhosseinzarei151;753947 نوشت:
به نام خدا. نکته ای که باید متذکر شد

Seyyed*;753953 نوشت:
موضوع فرار مغزها علت های مختلفی داره

مولکول 68;753960 نوشت:
جان اف کندی ، جمله ای داره با این مضمون که

Anoushiravan;753985 نوشت:
ممنون میشم فایل مقاله رو با من به اشتراک بگذارید. ا

بـاران;753992 نوشت:
از نظر من فرار مغزه

آورورا;753997 نوشت:
طبیعیه. در یک کشور

همای رحمت;754000 نوشت:
تقریبا دو ماه پیش شبکه مستند ی

Reza-D;754035 نوشت:
جملات زیبا و بامعنایی گفتید. ا

یا زینب کبری;754077 نوشت:
ببخشید .. یخورده دارید تند میرین

ناگفته هاي ناب;754081 نوشت:
مهمترين علت پديده فرار مغزها،

سلام دوستان
خیلی ممنون از مشارکتتون
بحث های مفیدی ارائه کردید...
اما منظور اصلی این تاپیک
نظر دین در مورد فرار مغز هاست، یعنی اولا باید به عوامل این پدیده برسیم(که البته دوستان بیشترین مشارکت رو در همین زمینه داشتن) بعد به راهکارهای دینی که میتوان ارائه داد.
مثلا آیا وجدان و دیانت من به عنوان یک نخبه قبول میکند که با وجود مشکلات در جامعه اسلامی، استعداد خودم رو خرج کشورهای بیگانه و رشد اونا بکنم؟ قرآن و روایات در این مورد چی میگن؟ از نظر اخلاقی این مساله چطور قابل حله؟
البته اینکه دولت چه کار باید بکند و سیستم آموزشی چه مشکلاتی دارد، نیز باید بررسی بشه اما این تاپیک عهده دار اون نیست. و این مسلمه که نقش دولت به عنوان حامی نخبگان نقشی کلیدی و موثر است. اینکه چه مقدرا از سود ناخالص رو به پژوهش و تحقیق اخصاص میده و ... این موارد جای بحث داره اما موضوع ما نیست...
لطفا دوستان در مواردی که اشاره شد نظر بدن
باز هم از اظهار نظرتون متشکرم.

عامل;754168 نوشت:
اما منظور اصلی این تاپیک نظر دین در مورد فرار مغز هاست

سلام استاد عزیز

البته استارتر هم نظر شخصی کاربران رو می خوان... هم نظر دین.. که البته ما فقط می تونیم در حد نظر شخصی در محضرتون باشیم:ok:

virus3000;753171 نوشت:
ممنون میشم اگر نظر و عقیده خود را از نظر دین و از نظر شخصی خودتون بیان کنید.

نقل قول:
آیا وجدان و دیانت من به عنوان یک نخبه قبول میکند که با وجود مشکلات در جامعه اسلامی، استعداد خودم رو خرج کشورهای بیگانه و رشد اونا بکنم؟ قرآن و روایات در این مورد چی میگن؟ از نظر اخلاقی این مساله چطور قابل حله؟

از طرفی برای من سوال برانگیزه که چرا اینقدر تئوریک به قضیه نگاه می کنید.....

وقتی در عمل شاهد و ناظر هستیم که آینده شغلی مشخصی در انتظار دانش اموختگان خیلی از رشته ها نیست.... چرا فقط محدود شدین به نخبگان علمی.....

به قول یکی از کاربرا... خیلی از کسایی که مهاجرت می کنن که نخبه نیستن و ناچارا به خاطر اوضاع ناجور کار در ایران مهاجرت می کنن.....

مثلا من لیسانس علوم تربیتی می شناختم که رفته بود رفتگر شهرداری شده بود.... ببینید... این به لحاظ روحی فشار زیادی رو باید متحمل بشه....

حداقل ضربه روحیش اینه که چار سال بی خود درس خوندم ... و اگه از اول رفتگر می شدم الان حداقل تشکیل زندگی داده بودم و از زندگی عقب نیوفتاده بودم.....

من نمی دونم پول دانشگاه آزاد داره به جیب چه افرادی می ره... ولی چیزی که مسلمه اینکه اون افرادی که باید دلسوز جوونای این مملکت باشند.... علی حساب بخوام تعبیر مثبت به کار ببرم ، باید بگم خواب تشریف دارن!

عامل;754168 نوشت:
سلام دوستان

آیا وجدان و دیانت من به عنوان یک نخبه قبول میکند


بله. ما معتقدیم اسلام، دین جامع و قرآن، کتاب جامع است. در جامعه‌ی ما اگر از کسی بپرسند سیاست شما چیست، می‌توانیم به صورت عملی بگوییم سیاست ما عین دیانت ماست. اما آیا اقتصاد ما هم اسلامی است؟ ما می‌خواهیم اقتصاد ما هم عین دیانت ما باشد. اسلام بر پایه‌ی دو منبع بزرگ عقل و نقل یا همان وحی پایه‌گذاری شده است. با چنین تعریفی، اقتصاد ما باید عین دیانت ما و دیانت ما باید عین اقتصاد ما باشد. مفهوم اقتصاد آن قدر حائز اهمیت است که بزرگانی مانند شهید صدر در کتاب‌های خود، بخشی را به آن اختصاص داده‌اند. اگر تعریف آیت‌الله جوادی عاملی را مبنای تعریف دین قرار دهیم، درمی‌یابیم که دین به معنی اسلوب‌ها و قواعد برآمده از نقل و عقل است. این نگاه به ما این قدرت را می‌دهد که بتوانیم از زوایای مختلف عناوین مرتبط با سبک زندگی بشری را استخراج کنیم و در برابر تمام مسائل دنیای روز، پاسخ‌هایی در راستای عقل و وحی داشته باشیم.
انسان در یک گستره‌ی هویتی تعریف می‌شود. بخش مهمی از هویت انسان، هویت اقتصادی اوست که در راستای هویت فردی، خانوادگی، سازمانی، ملی و جهانی قرار دارد. طبق چنین تعریفی، به تأثیر مفهوم اصالت خانواده و اصالت جامعه، که در اندیشه‌ی شهید مطهری و شهید صدر وجود دارد، پی خواهیم برد و درست همین جاست که به اهمیت سبک زندگی در تشکیل هویت انسانی می‌رسیم. به عنوان مثال، تمامی ما خود را در اجاره‌ی سازمان‌هایی که کارمند یا کارگر آن‌ها محسوب می‌شویم قرار داده‌ایم. این سبک زندگی امروز ما در هویت سازمانی تعریف می‌شود که دین آن را مکروه خوانده است.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]توی ایران به استعداد ها و افراد خلاق بها داده نمیشه.

کسی رو هم که می بینید به جایی رسیده برید مصاحبه هاشونو بخونید همه خود ساخته بودن.

بیچاره کسی رو نداشته به سوالاش جواب بده ، خودش رفته جون کنده و سگ دو زده تا به یه جایی رسیده ،

کاری رو که اگه بهش بها می دادن توی یک سال انجام می داد توی ده سال انجام داده بعد ملت میان پزش رو میدن که ما نخبه داریم و چقدر پشتکار داشته و ....

آیا جایی هست که بری بگی آقا من تا دلت بخواد استعداد و هوش و خلاقیت دارم ، فقط یکی رو می خوام هر سوالی ازش پرسیدم زود جوابشو واسم پیدا کنه. تا بتونم سریع رشد کنم و بتونم کاری انجام بدم.

ما که توی فروم های ایرانی و خارجی پیر شدیم اینقدر دنبال جواب این سوال و اون سوال گشتیم ، دانشگاه هم که دو قرون نمی ارزه ، هرکی ارشد میگیره زود میارنش دانشگاه خودنمایی کنه.

هیچی هم بارش نیست ، یه کمی هم که سوال پیچش میکنی فکر میکنه قصد آزار داری.

حالا توی کشورهای غربی نه ، فقط کافیه از ایران بزنی بیرون ، فقط کافیه بفهمن تو آدم به درد بخوری هستی ، چنان امکاناتی در اختیارت قرار میدن ، اینقدر به مهارت هات و توانایی هات احترام میزارن.

خوب معلومه ، آدم میگه میرم جایی که بهم احترام بزارن ، میرم جایی که قدرمو بدونن. میرم جایی که هم اونا از استعداد هام استفاده کنند ، هم من یه زندگی خوب و راحت داشته باشم.

اما اینجا باید خودت خودت رو به یه جایی برسونی ، هیچ کسم کمکت نکنه ، آخر سرم پزشو بقیه بدن.[/][/][/]

به طور کل هم میهن پرستی و هم ملی گرایی ناشی از کمبود هاست. چرا که فرد با مشترک دیدن خودش با دستاوردهای یک ملت خودش رو صاحب چیزی بالاتر از اون چیزی که به تنهایی داره میبینه. از این جهت به ندرت نخبه ای پیدا می شه که اصالتی برای این که کجا به دنیا آمده قایل باشه.

از طرف دیگه، در دنیایی که جریان دانش محدود به مرزها نیست، ما دلیلی نداریم که مثلا یک فرد ایرانی در موفقیت یک نخبه بیشتر از یک فرد آفریقایی تاثیر گذار بوده باشه. بنابراین ادای دین هم اینجا موضوعیت خودش رو از دست میده.

بازم طبیعیه که عامل جذبی برای نخبه ها در کشور وجود نداشته باشه. اگر هم نخبه ای بخواد سرمایه حاصل از نخبگی خودش رو به کشوری اهدا کنه، دلیلی وجود نداره که ایران قبل از مثلا آفریقای جنوبی قرار بگیره.

به نظر من که دین اعتقادات یه شخصه

چه این ور باشی چه اون ور باشی اون دین همراهته

چون جزو اعتقاداتته

ولی اگه حرف وجدان هست من شخصا وجدانشو دارم برم و پشت سرمم نگا نکنم

تو غرب آدما هیولا نیستن ... اونا هم ادمن یه هم نوع هستن ... خدمت به بشر هم چه این ور اب باشه چه اون ور اب باشه ارزش داره

حالا اون ور اب خدمت کنی هم خودت راحتی هم بچه هات

این ور آب خدمت کنی ... هم خدمت میکنی ... هم گشنه میمونی ... هم خانواده نداری ....

هم حسرت ازدواج رو میخوری .... هم حسرت خیلی چیزای دیگه

جالبه که هر موقع هم میخوان دهن مردمو ببندن حرف دین رو میکشن وسط

ولی کسی نیست بلند شه بگه مسلمون خدا ... دین خیلی چیزا گفته که الان من به خاطر توی مسئول ندارم

رتبه های برتر کنکور 80 الان کجا هستند ؟؟؟واسم جالب بود.شما هم بدونید بد نیس......



ندا ناطق (نفر اول رشته ریاضی): استانفورد، آمریکا
اشکان برنا (نفر دوم رشته ریاضی): برکلی کالیفرنیا، آمریکا
احسان شفیعی پور‌فرد (نفر سوم رشته ریاضی): ایلینویز، آمریکا
محمد فلاحی سیچانی (نفر اول رشته تجربی): میشیگان، آمریکا
پیمان حبیب اللهی (نفر سوم رشته تجربی): هاروارد، آمریکا
فاطمه منتظری (نفر اول رشته هنر): اوکلند، آمریکا
محمدرضا جلایی‌پور (نفر اول رشته انسانی): زندان اوین، تهران

آقای محمدرضا جلایی پور جزو اون عزیزانی بود که در ایران موندند...:ok:

بدون شرح....


آورورا;754187 نوشت:
به طور کل هم میهن پرستی و هم ملی گرایی ناشی از کمبود هاست. چرا که فرد با مشترک دیدن خودش با دستاوردهای یک ملت خودش رو صاحب چیزی بالاتر از اون چیزی که به تنهایی داره میبینه. از این جهت به ندرت نخبه ای پیدا می شه که اصالتی برای این که کجا به دنیا آمده قایل باشه.

سلام دوست عزیز
بحث ما فقط ملی گرایی نیست! بلکه بحث یک جامعه اسلامیه که رشد اون باعث اعتلای اسلامه...
ثانیا هر شخصی نسبت به وطن خود تعصب داره و این تعصب هم مثبته چرا که هم دلیل نقلی داریم و هم دلیل عقلی... روایت داریم حب الوطن من الایمان: دوست داشتن وطن قسمی از ایمان است. از طرفی این جامعه رو خانواده و اقوام من وشما تشکیل میدن، پس اگر پیشرفت علمی، اقتصادی و ... براش حاصل بشه سودش رو من و شما میبریم. و اگر گفتیم این حرفها ربطی به من نداره مثل کسی خواهیم بود که داخل کشتی نشسته و اون رو سوراخ میکنه...

آورورا;754187 نوشت:
از طرف دیگه، در دنیایی که جریان دانش محدود به مرزها نیست، ما دلیلی نداریم که مثلا یک فرد ایرانی در موفقیت یک نخبه بیشتر از یک فرد آفریقایی تاثیر گذار بوده باشه. بنابراین ادای دین هم اینجا موضوعیت خودش رو از دست میده.

بسیاری از کشور ها اطلاعات راهبردی و حساس خود رو به احدی نمیدهند، مثل دانشهای هسته ای، هواپیما سازی و ... حتی اسرائیل اطلاعات پزشکی خود رو به دیگران نمیده چه برسد به دیگر علوم!

فریاد سکوت;754194 نوشت:
تو غرب آدما هیولا نیستن ... اونا هم ادمن یه هم نوع هستن ... خدمت به بشر هم چه این ور اب باشه چه اون ور اب باشه ارزش داره
حالا اون ور اب خدمت کنی هم خودت راحتی هم بچه هات

سلام و عرض ادب
خدمت به بشر خیلی خوبه ولی انسان باید ببینه توی کدوم جبهه داره میجنگه؟ حق یا باطل؟ اگه به قول دوستمون دانش شما برای غرب بمب به ارمغان آورد و بعد همین بمب روی سر مسلمانها ریخت، بازهم وجدان شما به همین راحتی عمل میکنه؟
در اصل سوال اصلی اینه که آیا برای راحتی شخصی میتوان راحتی نوعی دیگران رو گرفت؟
البته این مطالب با توجه به بسیاری از مشکلات جامعه ما مثل فساد برخی دستگاهها و عدم توجه به دانش آموختگان، عدم تناسب علم دانشگاهی با بازار و ... هست. به عبارت دیگه ما نمیخواهیم گناه برخی مسئولین رو با بحث دینی بپوشانیم و یا توجیه کنیم... بلکه میگوییم با وجود این مشکلات چه راهکاری صحیح است؟

فریاد سکوت;754194 نوشت:
جالبه که هر موقع هم میخوان دهن مردمو ببندن حرف دین رو میکشن وسط

حد اقل توی این تاپیک ما نمیخواهیم دهن کسی رو ببندیم!:ok:

عامل;754252 نوشت:
سلام دوست عزیز
بحث ما فقط ملی گرایی نیست! بلکه بحث یک جامعه اسلامیه که رشد اون باعث اعتلای اسلامه...
ثانیا هر شخصی نسبت به وطن خود تعصب داره و این تعصب هم مثبته چرا که هم دلیل نقلی داریم و هم دلیل عقلی... روایت داریم حب الوطن من الایمان: دوست داشتن وطن قسمی از ایمان است. از طرفی این جامعه رو خانواده و اقوام من وشما تشکیل میدن، پس اگر پیشرفت علمی، اقتصادی و ... براش حاصل بشه سودش رو من و شما میبریم. و اگر گفتیم این حرفها ربطی به من نداره مثل کسی خواهیم بود که داخل کشتی نشسته و اون رو سوراخ میکنه...


همیشه پیشرفت جامعه ای که فرد درش زندگی می کنه، باعث پیشرفت خانواده فرد می شه؛ نه پیشرفت در جامعه ای که فرد درش به دنیا اومده. اگر کسی بخواد به پیشرفت خانواده ش کمک کنه که برای یک نخبه بدترین راه ماندن در ایرانه. اگر هم بخواد به انسانها کمک کنه باز هم بدترین راه موندن در وطنیه که استعدادهاش در اون کشته می شه.

البته، مجموعه های خانواده، فامیل، همشهری، هم استانی، هم میهنی و هم قاره ای اصالتی نسبت به هم ندارن. کسانی هم که نخبگان رو تهییج به ماندن می کنن صرفا به خاطر اینه که بتونن از اونها در راستای منافع خودشون استفاده کنن و از این نمد برای خودشون کلاهی ببافن. در واقع اونها طالب قدرت یا امکاناتی هستن که شخصا از فراهم کردنشون عاجز هستن، وگرنه نه شخص نخبه نه نخبگی اون برای اونها ارزشی نداره.

عامل;754263 نوشت:
سلام و عرض ادب
خدمت به بشر خیلی خوبه ولی انسان باید ببینه توی کدوم جبهه داره میجنگه؟ حق یا باطل؟ اگه به قول دوستمون دانش شما برای غرب بمب به ارمغان آورد و بعد همین بمب روی سر مسلمانها ریخت، بازهم وجدان شما به همین راحتی عمل میکنه؟
در اصل سوال اصلی اینه که آیا برای راحتی شخصی میتوان راحتی نوعی دیگران رو گرفت؟
البته این مطالب با توجه به بسیاری از مشکلات جامعه ما مثل فساد برخی دستگاهها و عدم توجه به دانش آموختگان، عدم تناسب علم دانشگاهی با بازار و ... هست. به عبارت دیگه ما نمیخواهیم گناه برخی مسئولین رو با بحث دینی بپوشانیم و یا توجیه کنیم... بلکه میگوییم با وجود این مشکلات چه راهکاری صحیح است؟

حد اقل توی این تاپیک ما نمیخواهیم دهن کسی رو ببندیم!:ok:

سلام

استاد مگه کار کردن اونم اون طرف جنگ محسوب میشه ؟

مگه همه اونجا دارن بمب میسازن ؟

شما راه کار ارائه بدین ما استفاده کنیم

والا کسی دوس نداره مملکتشو .... صمیمیته جامعشو ... خانوادشو ول کنه و بره یه جای غریب ...

اگه اینجا پیشرفت باشه همه میمونن

ولی مشکل اینجاست که مسئولین با وجود این که میدونن مشکل کجاست اقدامی برای حل مشکل نمیکنن

از یه منبعی موثقی شنیدم 16 میلیارد هزینه صرف کردن و از چین

سوزن وارد ایران کردن ( همین سوزنای ساده که تو خونه هامون هست )

14 تن سنگ پا وارد کردن

این یعنی یه فاجعه

ولی چرا کسی رسیدگی نمیکنه ؟ یا نمیدونن که این خنده داره

یا میدونن و نمیخوان مردم مشکلاتشون تموم شه و خدایی نکرده اعتراض کنن به کاراشون

اون وقت یه جوون اینجا به خاطر نون شبش تو 25 سالگی سکته میکنه

هر چند این حرفا چیزی رو عوض نمیکنه ....کسی به این حرفا بها نمیده ....

ما مردم بی چاره ای هستیم و خواهیم بود

همه بلدن شعار بدن ... ما هم مثل بقیه مردم مجبوریم به این شعارا به به و چه چه بگیم

یه بار تو خونه خودمون اعتراض کردم خانواده خودم بهم گفتن یه لیسانس

داری اونم از دستت میگیرن میفهمی چی به چیه

مثلا من این مدرکو داشته باشم یا نداشته باشم چه فرقی تو حال من میکنه

یاد گرفتیم همیشه ساکت باشیم

عجب دلم پر بود خودم خبر نداشتم :khandeh!::khandeh!:

راستی منظورم شما نبودین کلا حرفم تو جامعه هست که دهن مردمو با دین میبندن

yalda solimani;754179 نوشت:
بله. ما معتقدیم اسلام، دین جامع و قرآن، کتاب جامع است. در جامعه‌ی ما اگر از کسی بپرسند سیاست شما چیست، می‌توانیم به صورت عملی بگوییم سیاست ما عین دیانت ماست. اما آیا اقتصاد ما هم اسلامی است؟ ما می‌خواهیم اقتصاد ما هم عین دیانت ما باشد. اسلام بر پایه‌ی دو منبع بزرگ عقل و نقل یا همان وحی پایه‌گذاری شده است. با چنین تعریفی، اقتصاد ما باید عین دیانت ما و دیانت ما باید عین اقتصاد ما باشد. مفهوم اقتصاد آن قدر حائز اهمیت است که بزرگانی مانند شهید صدر در کتاب‌های خود، بخشی را به آن اختصاص داده‌اند. اگر تعریف آیت‌الله جوادی عاملی را مبنای تعریف دین قرار دهیم، درمی‌یابیم که دین به معنی اسلوب‌ها و قواعد برآمده از نقل و عقل است. این نگاه به ما این قدرت را می‌دهد که بتوانیم از زوایای مختلف عناوین مرتبط با سبک زندگی بشری را استخراج کنیم و در برابر تمام مسائل دنیای روز، پاسخ‌هایی در راستای عقل و وحی داشته باشیم.
انسان در یک گستره‌ی هویتی تعریف می‌شود. بخش مهمی از هویت انسان، هویت اقتصادی اوست که در راستای هویت فردی، خانوادگی، سازمانی، ملی و جهانی قرار دارد. طبق چنین تعریفی، به تأثیر مفهوم اصالت خانواده و اصالت جامعه، که در اندیشه‌ی شهید مطهری و شهید صدر وجود دارد، پی خواهیم برد و درست همین جاست که به اهمیت سبک زندگی در تشکیل هویت انسانی می‌رسیم. به عنوان مثال، تمامی ما خود را در اجاره‌ی سازمان‌هایی که کارمند یا کارگر آن‌ها محسوب می‌شویم قرار داده‌ایم. این سبک زندگی امروز ما در هویت سازمانی تعریف می‌شود که دین آن را مکروه خوانده است
یکی از زیباترین پاسخهایی که شنیدم :Kaf:

عامل;754168 نوشت:
اما منظور اصلی این تاپیک نظر دین در مورد فرار مغز هاست، یعنی اولا باید به عوامل این پدیده برسیم(که البته دوستان بیشترین مشارکت رو در همین زمینه داشتن) بعد به راهکارهای دینی که میتوان ارائه داد
سلام
اول تشکر میکنم از توجه شما به تمام نظرات و حسن برخورد شما. همینی که شما انجام دادید اولین راهکاری هست که میشه ارائه کرد

عامل;754168 نوشت:
مثلا آیا وجدان و دیانت من به عنوان یک نخبه قبول میکند که با وجود مشکلات در جامعه اسلامی، استعداد خودم رو خرج کشورهای بیگانه و رشد اونا بکنم؟ قرآن و روایات در این مورد چی میگن؟ از نظر اخلاقی این مساله چطور قابل حله؟
اینطور قابل حله که وقتی در کودکی به من از عدالت علی(ع) گفته میشه ، اما در بزرگی..... بماند!!! بندهء نوعی احتمالش زیاده که به این اصول و عقاید بی اعتماد و بعضاً از اونها متنفر بشم! در نتیجه ترجیح بدم به جایی برم که احساس میکنم لااقل به اون نیمچه حرف درستی که میزنن ، عمل هم میکنن. احساس کردم اینها باید گفته بشه

در پست بعد چند راهکار رو مطرح میکنم (به اندازهء عقل خودم)

موضوع قفل شده است