جمع بندی علت استفاده از تعبیر "هلک" برای رحلت حضرت یوسف

تب‌های اولیه

19 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
علت استفاده از تعبیر "هلک" برای رحلت حضرت یوسف

باسمه العلیم

عرض سلام و ادب

"وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ ۖ حَتَّىٰ

إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ"غافر/34

علت تعبیر "هلک" برای بیان رحلت حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام چیست؟



width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد حکیم

[TD][/TD]

حبیبه;1002225 نوشت:
باسمه العلیم

عرض سلام و ادب

"وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ ۖ حَتَّىٰ

إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ"غافر/34

علت تعبیر "هلک" برای بیان رحلت حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام چیست؟



سلام و عرض ادب

در پاسخ این سئوال می توان گفت:

ماده اصلي «هلک» در لغت به معناي مردن، خشکيدن گياهان، درهم شکستن و فرو افتادن و پرتگاه بين دو کوه است. راغب اصفهاني مي‌ گوید: هلاکت داراي چهار معناست: 1. مردن؛ 2. رفتن چيزي از دست انسان؛ 3. فاسد شدن؛ 4. فنا و زوال(1)
واژه «هلک» در قرآن کریم کاربردهای متعددی دارد مانند: مردن ، گمراه شدن، از دست دادن، نابود و فانی شدن.
لفظ «هلک» بيشتر در مردن مذموم به کار می رود، اما در قرآن کریم سه مورد به معناي اصل مردن به کار رفته است.

الف) «يسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ؛(2) از تو درباره ارث خواهران و برادران سؤال مي‌کنند. بگو خداوند حکم کلاله (خواهر و برادر) را براي شما بيان مي‌کند. اگر مردي از دنيا برود که فرزند نداشته باشد و براي او خواهري باشد، نصف اموالي را که به جا گذاشته براي خواهر اوست.

ب) «وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَينَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا؛ (3) پيش از اين يوسف دلايل روشن براي شما آورد؛ ولي شما همچنان در آنچه او براي شما آورده بود، ترديد داشتيد تا زماني که از دنيا رفت، گفتيد خداوند هرگز بعد از او پيامبري مبعوث نخواهد کرد».

ج) قرآن کريم در قصه يوسف (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ؛(4) گفتند به خدا تو آن‌قدر ياد يوسف مي‌کني تا در آستانه مرگ قرار گيري يا هلاک گردي.»

بنا بر این، در آیه مورد اشاره شما نیز « هلک» به معنای مردن بکار رفته است .

پی نوشت ها :
1. ابن منظور؛ لسان العرب؛ بیروت، دارالکتب الاسلامیه، ج 15، ص 116-118 ؛ حسين بن محمد، راغب اصفهاني؛ مفردات الفاظ القرآن، دارالشامیه، بیروت ، ص 843-844. ؛
2.نسا/ 176 .
3.غافر / 34.
4.یوسف 85 .


باسمه العلیم

با سلام و تشکر از پاسخ حضرتعالی

حکیم;1002490 نوشت:
ماده اصلي «هلک» در لغت به معناي مردن، خشکيدن گياهان، درهم شکستن و فرو افتادن و پرتگاه بين دو کوه است. راغب اصفهاني مي‌ گوید: هلاکت داراي چهار معناست: 1. مردن؛ 2. رفتن چيزي از دست انسان؛ 3. فاسد شدن؛ 4. فنا و زوال(1)
واژه «هلک» در قرآن کریم کاربردهای متعددی دارد مانند: مردن ، گمراه شدن، از دست دادن، نابود و فانی شدن.
لفظ «هلک» بيشتر در مردن مذموم به کار می رود،

به نظر می رسد واژه ی "هلک"همانگونه که فرمودید بار ارزشی منفی داشته باشد گرچه به معنای مردن است.

سؤال حقیر هم از همین جهت است؛چرا در اشاره به مرگ پیامبر الهی از واژه ای استفاده شده است که دارای بار منفی است؟

حبیبه;1002572 نوشت:
سؤال حقیر هم از همین جهت است؛چرا در اشاره به مرگ پیامبر الهی از واژه ای استفاده شده است که دارای بار منفی است؟

برخی از اهل لغت و مفسران معتقدند که هلاك در زمان نزول قرآن به مرگ مطلق و غيره ‏اطلاق شده است و اعتبار مذمت و تحقير و ضد ارزشی در آن از مستحدثات است و بعدا به تناسب مذمت هلاکت و هلک باب شده است و شايد از اين جهت است كه مفسران بزرگی مانند مرحوم طبرسى (رحمه الله) و سایر مفسران در باره آن چيزى نگفته اند و در آيات یاد شده مرگ مطلق معنى كرده‏اند. راغب كه قيد ذم را لازم دانسته علت استعمال آن را در مرگ مطلق به كتاب ديگرى حواله داده كه اطلاعى از آن نداريم. در سيره ابن هشام كه در اواخر قرن دوم هجرى نوشته شده اين عبارات هست: «هَلَكَ عَبْدُاللهِ اَبُورَسُولِ اللهِ «صلى الله عليه واله» - «هَلَكَ اَبوُطالِب - هَلَكَ خَديجَهٌ بِنْتُ خُوَيْلِد» از اين معلوم مى‏ شود كه هلاك در آن عصر به معنى مرگ عادى بوده است.(1)

پی نوشت ها :

1.برای آگاهی بیشتر ر.ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، على اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش، ج 7، ص 184.

حبیبه;1002572 نوشت:
ه نظر می رسد واژه ی "هلک"همانگونه که فرمودید بار ارزشی منفی داشته باشد گرچه به معنای مردن است.

درود

بنده با پزوهش در آیات قران ( تفسیر قرآن به قران ) گمان می کنم هلک ینی پیش از موعد و مرگ طبیعی مردن و پیش از به هدف نهایی رسیدن مردن

معنی منفی اش همین مرگ زود رس است نه لزومن معنای مذمومی داشتن

اگر دقت بفرمایید همین معنی در آیاتی که هلک در آن بکار رفته نهفته است

یک نمونه دیگر

در زمان جنگ شاید به یاد داشته باشید که می گفتند رزمندگان اسلام شمار زیادی از سربازان دشمن بعثی را به هلاکت رساندند

این هلاکت ینی آنان را پیش از رسیدن به هدف نهایی( پیروزی ) دچار مرگ زود رس کرده اند

آنچه چیزی که لغت نامه ها در معنای هلک گفته اند به نگرم نارسا است و ناقص

دکترنادرنوری;1002584 نوشت:
درود

بنده با پزوهش در آیات قران ( تفسیر قرآن به قران ) گمان می کنم هلک ینی پیش از موعد و مرگ طبیعی مردن و پیش از به هدف نهایی رسیدن مردن

معنی منفی اش همین مرگ زود رس است نه لزومن معنای مذمومی داشتن

اگر دقت بفرمایید همین معنی در آیاتی که هلک در آن بکار رفته نهفته است

یک نمونه دیگر

در زمان جنگ شاید به یاد داشته باشید که می گفتند رزمندگان اسلام شمار زیادی از سربازان دشمن بعثی را به هلاکت رساندند

این هلاکت ینی آنان را پیش از رسیدن به هدف نهایی( پیروزی ) دچار مرگ زود رس کرده اند

آنچه چیزی که لغت نامه ها در معنای هلک گفته اند به نگرم نارسا است و ناقص

سلام با تشکر از اظهار نظر شما
به نظرم این نظر موارد نقض دارد مثلا اگر در جهاد برخی از مجاهدین اسلام قبل از پیروزی و زودتر به شهادت رسیدند اشکالی ندارد از لفظ هلک برای شهادت آنها به معنای مذمومش استفاده کنیم ؟!!

حکیم;1002612 نوشت:
اشکالی ندارد از لفظ هلک برای شهادت آنها به معنای مذمومش استفاده کنیم ؟!!

درود

بنده برای هلاکت جز مرگ پیش از موعدطبیعی برادشتی نکرده ام ینی هلاکت تنها نشانگر مردنی است پیش از انچه که انتظار داریم

مرگ زودس مذموم نیست ( ینی ممکن است شامل شهادت هم بشود )

واژه هلاکت به خودی خود مفهوم بد و مذمومی ندارد بلکه جهتی که انسان در آن جهت به هلاکت رسیده مهم است

برای نمونه برای یوسف برابر همان آیه هلاکت بکار برده شده است

ولی در عین حال ( جهت منفی ) برای کافران هم هلاکت بکار برده شده است ( مرگ زود رس با توفان زمین لرزه و صاعقه و غیره )

پس هلاک تنها یک واژه است برای بیان مرگ زودتر مورد انتظار طبیعی ( بار مثبت یا منفی آن بر می گردد به جهتی که در آن راه فرد مرده باشد )

دکترنادرنوری;1002615 نوشت:
پس هلاک تنها یک واژه است برای بیان مرگ زودتر مورد انتظار طبیعی ( بار مثبت یا منفی آن بر می گردد به جهتی که در آن راه فرد مرده باشد )

سلام با تشکر

پاسخ اول بنده هم همین نکته را تاکید داشته که هلک معانی و کاربردهای متعددی می تواند داشته باشد.

آیا برای این ادعا که هلک در برخی از موارد به معنای مرگ زود رس می باشد دلیل و مستندات قانع کننده ای دارید یا صرفا برداشت خود شما است ؟

حکیم;1002719 نوشت:
آیا برای این ادعا که هلک در برخی از موارد به معنای مرگ زود رس می باشد دلیل و مستندات قانع کننده ای دارید یا صرفا برداشت خود شما است ؟

درود

بنده برای رسیدن به معنی واقعی هلک در قرآن , از خود آیاتی که هلک در انها بکار رفته است کمک گرفته ام

افزون بر آیات گذشته آیه های دیگر هم هست که آشکارا معنی هلک ( نابودی و مرگ زود رس ) را بیان کرده

یک

وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ

در این آیه آشکارا از عبارت من قبل روشن است که منظور موسا مرگ پیش از این ( زود رس) است

دو
یا در آیه ای دیگر

وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائِلُونَ ﴿۴﴾

دچار مرگ زود رس در خواب

یا غرق در دریا ( فرعون)

باسمه العلیّ الحکیم

حکیم;1002574 نوشت:
برخی از اهل لغت و مفسران معتقدند که هلاك در زمان نزول قرآن به مرگ مطلق و غيره‏اطلاق شده است و اعتبار مذمت و تحقير و ضد ارزشی در آن از مستحدثات است و بعدا به تناسب مذمت هلاکت و هلک باب شده است و شايد از اين جهت است كه مفسران بزرگی مانند مرحوم طبرسى (رحمه الله) و سایر مفسران در باره آن چيزى نگفته اند و در آيات یاد شده مرگ مطلق معنى كرده‏اند. راغب كه قيد ذم را لازم دانسته علت استعمال آن را در مرگ مطلق به كتاب ديگرى حواله داده كه اطلاعى از آن نداريم. در سيره ابن هشام كه در اواخر قرن دوم هجرى نوشته شده اين عبارات هست: «هَلَكَ عَبْدُاللهِ اَبُورَسُولِ اللهِ «صلى الله عليه واله» - «هَلَكَ اَبوُطالِب - هَلَكَ خَديجَهٌ بِنْتُ خُوَيْلِد» از اين معلوم مى‏ شود كه هلاك در آن عصر به معنى مرگ عادى بوده است.(1)

پی نوشت ها :

1.برای آگاهی بیشتر ر.ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، على اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش، ج 7، ص 184.

بله درست می فرمائید اما تعبیر قران در مورد رحلت سایر انبیاء چه بوده است؟

1-«وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ »خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

2-«فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى‏ مَوْتِهِ »

3-«وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا»

4-«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ »

5-«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ»

در حالیکه قران کلام وحی و کتاب حکیم است آیا می توان از کنار این اختلاف تعابیر ساده گذشت؟

چرا در مورد مرگ سایر انبیاء واژه ی هلک بکار نرفته است؟

موضوع قفل شده است