جمع بندی عالم برزخ و اعمال انسان ها

تب‌های اولیه

72 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

shahed1;831211 نوشت:
تکرار می کنم که مهمترین دلیل تخیلی بودن حیات برزخی همین بس که قرآن در باره آن چیزی نمی گوید،

با سلام به شما دوست گرامی

در پاسخ چند نکته عرض میکنیم:

1. در پستهای قبل حداقل سه آیه از قرآن آورده شد که بر وجود برزخ دلالت دارد:

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران/169)

لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (مومنون/100)

النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ (غافر/46)

2. اگر در قرآن هیچ تصریحی به برزخ نشده بود همین ما را کفایت میکرد که در سنت نبوی آمده است زیرا به تصریح قرآن، آنچه توسط پیامبر بیان میشود لازم الاتباع است.

3. شما که سنت نبوی و روایات را غیر قابل اعتماد میدانید چگونه پی برده اید نماز و روزه و دیگر احکام تکلیفی خود را چگونه بجا آورید؟ در قرآن که جزئیات بسیاری از مسائل نیامده است.

4. درباره آیه سوره مومنون، میگویید:

«فقط می گوید من ورائهم برزخ درست مثل زمانی که می گوید مِنْ وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ و سایر موارد که در آن زمان آینده به چیزی که از پشت سر می آید تشبیه شده است. می گوید پشت سرشان تا روز قیامت به اندازه برزخی فاصله دارند و من قبلاً در باره آیات مربوطه که به کوتاهی این فاصله اشاره دارند صحبت کردم .»

خب دوست عزیز؛ خود این «فاصله» کوتاه یا بلند، که شما از آن نام برده اید چیست؟ جزو حیات دنیاست یا جزو حیات آخرت؟ نمیتوانید بگویید جزو دنیاست چون در آیه با فردی صحبت میکند که گرفتار موت است و نمیتوانید بگویید جزو آخرت است زیرا هنوز که آخرتی نیامده.

5. میگویید:

«در گفتگوی بهشتیان و دوزخیان خاطراتی را درباره زندگی دنیوی ایشان می شنویم ( زندگی که معمولاً به صد سال نرسیده است) اماهیچکدام کوچکترین خاطره ای از حیات برزخیشان به یاد نمی آورند.»

از کجا به این نتیجه رسیده اید که بهشتیان و دوزخیان از حیات برزخی خود چیزی به یاد نمی آورند؛ آیا این آیات قرآن را نخوانده اید:

يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً يَتَخافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ عَشْراً نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَريقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ يَوْماً؛

همان روزى كه در صور دميده مى ‏شود و مجرمان را با بدن هاى كبود، در آن روز جمع مى‏ كنيم! آنها آهسته با هم گفتگو مى ‏كنند (بعضى مى‏ گويند:) شما فقط ده شبانه روز توقّف كرديد! ما به آنچه آنها مى‏ گويند آگاهتريم، هنگامى كه نيكوروش‏ترين آنها مى‏ گويد: شما تنها يك روز درنگ كرديد! (طه/102-104)

در پناه حق

shahed1;831266 نوشت:
بیان به معنای تفهیم و تفسیر به عهده هیچکس نیست مگر الله.

با سلام مجدد

دوست عزیز آنچه در آیه آمده واژه «تبیین» است نه واژه «بیان» و این دو واژه در ادبیات عرب دو کاربرد کاملا متفاوت دارند. تبیین در ادبیات عرب به معنای توضیح است.

به کتابهای ادبی مراجعه نمایید.

در پناه حق

اتمچه;831473 نوشت:
الان من اینو خوندم برام سوال شد که این خواب برزخ بود؟

با سلام به شما دوست گرامی

طبق فرمایش روایات، خواب سه گونه است: یا بشارتی از جانب پروردگار به فرد با ایمان، یا القای ترس و وحشتی از جانب شیطان و یا خواب آشفته و پریشان.

تشخیص اینکه خواب یاد شده از کدام سنخ بوده از عهده بنده خارج است.

در پناه حق

باسمه الرحمن

shahed1;830270 نوشت:
ر یک جهان خیالی موجودات حقیقی زندگی نمی کنند بلکه تمام موجودات آن فرضی و تخیلی هستند و حقیقت وجودی آنها بر مبنای فرض و خیال پردازی است نه علم محض. فرض بر این است که برزخ جایگاه مردگان است و لی علم محض که قرآن است آن را نمی پذیرد که انشاء الله به مرور آیاتش را ذکر خواهم کرد. اصلا شما کلمه فرض را از نقل فوق حذف کن و بعد بگو کجای چیزی که من نوشته ام تناقض گویی است.
در واقع تناقضی در کار نیست و این برداشت ناشی از این است که در خواندن متن بنده زیاد دقت نکرده اید و این چیزی کاملاً طبیعی است که برای هر کسی ممکن است پیش آید.

سلام علیکم

آیا شما مطلبی راجع به عالم خیال منفصل مطالعه فرموده اید؟

این سؤال از آن جهت است که احتمال دادم حضرتعالی این مطلب را بدون زمینه های قبلی مطالعه و سپس

آن را با عالم خیال مصطلح یکی انگاشته اید،اگر اینطور است بفرمائید تا در بارۀ آن توضیح داده شود.

طاها;831588 نوشت:

با سلام به شما دوست گرامی

در پاسخ چند نکته عرض میکنیم:

1. در پستهای قبل حداقل سه آیه از قرآن آورده شد که بر وجود برزخ دلالت دارد:

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران/169)

سلام

خداوند چگونه حوادث آینده را پیشگویی می کند؟! این همه اخباری که از آینده در کتابش نقل می کند از کجا به او می رسد؟!
چگونه از تولد اسماعیل ،یحیی و عیسی خبردار می شود ؟
هفت سال خشک سالی و هفت سال فراوانی مصر را چگونه پیش بینی می کند و اینکه قرار است آن خدمتکار به دار آویخته شود و مرغان مغزش را بخورند؟ چگونه حوادث آخر دنیا و زلزله مخوف زمین را می داند؟ اخبار آن دنیا را چه؟ گفتگوی بهشتیان با دوزخیان، اعرافیان ، خاطرات بهشتیان و دوزخیان از دنیا و چه و چه و چه.
آیا خداوند اینها را از روی سناریوی هستی که قبلاً نوشته می گوید و منتظر است تا گذر زمان آنها را به منصه ظهور ربیاورد؟ اینکه نمی تواند باشد چون در اینصورت خدا خود نیز مخلوق می شود. پس حقیقت چیست؟

هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست.

مگر ممکن است کسی مالک آسمانها و زمین باشد ولی در ملکش حضور نداشته باشد؟! فرمانروا و مالک جهان آخرت باشد ولی در انتظار بنشیند تا خدای زمان تاج و تخت ملک آخرت را برایش بیاورد؟! خدایی که در همه جا و همه وقت حضور مستمر نداشته باشد که خدا نیست!
اگر خداوند از حوادث آینده خبر می دهد نه پیشگویی می کند و نه از روی سناریو می گوید بلکه در آنجا حضور دارد . او گذشته و آینده را آنگونه می بیند که حال را.
من این مقدمه را برای پرداختن به تتمه بحث برزخ گفتم تا در این باره دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده باشد و همگان بدانند اسناد قرآنی برزخ ، مربوط به این جهان خیالی و توهمی نیستند و درباره موضوع دیگری صحبت می کنند.
و اما مهمترین سند قرآنی برزخ که خود مجوزی برای حضور مردگان خموش در دنیای پر هیاهوی زندگان شده و آنها را به خدایانی کوچک مبدل کرده ، که مرگ و زندگی و حال و آینده برایشان یکسان است، آیات 169 تا 171 سوره آل عمران می باشند.
این آیات بعد از جنگی که بین مسلمین و کفار اتفاق افتاده نازل شده اند و دارند به کسانی که مرگ را با عدم و نابودی همیشگی یکسان می دانند می گویند گمان نکنید آنهایی که در جنگ و در راه خدا کشته شدند به کل نابود گردیدند بلکه آنها در منظر خدایی که گذشته و حال و آینده برایش یکسان است زنده و به نعمتهای جاویدان بهشتی متنعمند ولی شما این را متوجه نمی شوید و احساس نمی کنید چرا که در حصر زمان قرار دارید.
حقیقت ماجرا آیات سوره آل عمران این است و الا جهان برزخ یک توهم و خیال دین مادری است و وجود خارجی ندارد.
اینکه می فرماید کشتگان راه خدا را مرده نپندارید ، در پی معرفی حیاتی موازی برای آنها نیست تا هروقت و هر جا که خواستند در جهان زندگان سرک بکشند و مداخله نمایند؛ وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ زندگان با مردگان یکسان نیستند و در جهان فانی ما کسی که مرد دیگر تا روز رستاخیز مرده است نه حیاتی دارد و نه درکی از دنیا .
خداوند خیلی ساده دارد می گوید گمان نکنید کسانی که در جنگ کشته شدند به زعم شما ( که به آخرت اعتقاد ندارید) برای همیشه نابود گردیدند بلکه در جایی از آینده و در سرای آخرت زنده اند و دارند مانند شما زندگی می کنند و از پروردگارشان روزی می گیرند.

بطوری که گفته شد؛ آیات 169 تا 171 سوره آل عمران در پی معرفی حیات برزخی نیستند و خیلی صریح به کسانی که مرگ را پایان همه چیز می دانستند و به آخرت ایمان نداشتند می گویند : گمان نکنید آنان که در جنگ و در راه خدا کشته شدند، برای همیشه نابود شدند بلکه آنها در آن دنیا زنده اند و روزی خوار پروردگارشان هستند ولی شما این را نمی فهمید چون در حصار زمان قرار دارید. آنها ( در جهان آخرت) به همراه کسانی که هنوز کشته نشده اند یا نمرده اند شادمانی می کنند چرا که دیگر نه گرفتار خوف خواهند شد و نه حزن و اندوه. شادمانی آنها همچنین برای این است که خداوند به ایشان نعمتی جاویدان بخشیده و اجرشان را ضایع نکرده است. کلمه یستبشرون در این آیات به هیچ وجه معنای بشارت دادن نمی دهد و معنای حقیقی اش : شادمانی کردن است. این کلمه علاوه بر سوره آل عمران، در چهار سوره دیگر نیز آمده و در همه آنها به معنای شادمانی کردن است و مفسرین و مترجمین نیز آن را به همین صورت ترجمه کرده اند.
زندگی در آینده ای که از منظر ما هنوز بوجود نیامده ، داستانهای تخیلی سفر به آینده را در ذهنمان تداعی می کند و ما را با پارادوکسی مواجه می سازد که به نظر نمی رسد بتوانیم آن را حل کنیم یا درک نماییم چون زمان همواره ملازم تجربیات و مشاهدات ما بوده است.
با این وجود این برای کسانی که قرآن را تألیف الله می دانند ، یک حقیقت محض است که نباید درباره اش تردید به خود راه داد. خداوند در کتابش اخبار فراوانی از آینده را فاش نموده که همه و همه گواه این است که پروردگار نسبت به آینده از یک درک شهودی برخوردار است ، درکی که فقط و فقط اختصاص به او دارد و تنها اوست که شاهد و عالم به غیب است هرچند هر کسی ممکن است در جهان مجازی ذهن خود تجربیاتی داشته باشد که منجر به حقیقت شده اند.
بطوری که قبلاً توضیح دادم، مدت زندگی و حیات دنیوی در مقابل حیات برزخی ابداً قابل مقایسه نیست و قطره ای در اقیانوس بشمار می رود. از خودتان بپرسید در قرآن کریم این همه درباره حیات دنیا و حیات آخرت صحبت شده پس چرا درباره حیاتی چنین عریض و طویل که ممکن است میلیاردها سال بطول بینجامد چیزی گفته نشده بگونه ای که باورمندان زندگی برزخی را واداشته، یکی دو آیه از قرآن را بردارند بلکه از طریق آنها بتوان این زندگی خیالی و حلقه یا حلقه های گمشده را در لابلای زنجیره حیات دنیا و آخرت جای داد.
از خودتان بپرسید چرا قوم پیامبر ، که این همه او را سئوال و جواب می کردند ، کلمه ای درباره برزخ نپرسیده اند؟

عالم برزخ شاه رگ حیاتی مردگان و پایگاه مرزی آنها برای نفوذ در دنیای زندگان است. کسی که این پایگاه مرزی مجازی را بوجود آورده خوب می دانسته بدون وجود چنین پایگاهی ، دست مردگان برای همیشه از دنیا کوتاه می شود و حیات شگفت انگیز و مرموزشان توجیه پذیر نخواهد بود.
برزخ برای دسته ای از مردگان همانند جام جم رویایی یا جام جهان نماست که از طریق آن بر غیب و شهود و پیدا و نهان دنیا واقف می شوند و در آن واحد در هرنقطه ای از دنیا که بخواهند می توانند حضور داشته باشند و هر کار نا ممکنی را ممکن سازند. این موهبت و امتیازی بس بزرگ است که با مرگ در اختیارشان قرار گرفته و آنان را به دستیاران خدا مبدل نموده و پروردگار ظاهراً رتق و فتق بسیاری از امور دنیوی را بعهده این موجودات برزخی گذاشته است.
برزخ عجب جای شگفت انگیزی است!
پیامبری که در زمان حیاتش به شهادت قرآن حتی نمی داند زنانش در غیاب او چه می کنند ، به یمن حیات برزخی به عالم غیب و شهادت مبدل می شود و همچون خداوند ، در هیچ جایی نیست که او حضور نداشته باشد و نتنها او بلکه بستگان و نزدیکانش نیز از یک چنین موهبتی برخوردارند و این کاملاً طبیعی است چون از
آل الله یا خانواده خداوند کمتر از این نمی توان انتظار داشت.
اما اینها حقیقت ندارند و پیامبر قطعاً در قیامت در باره چیزهایی که به او می بندند اعلام نا آگاهی و برائت می کند و می گوید اینها همه ناشی از بیگانه بودن قومش با قرآن بوده اند:
وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا
و پیامبر در قیامت خواهد گفت: پروردگارا قوم من قرآن را رها و متروک ساختند
پیامبر منزه است از چیزهایی که به او می بندند و او خود اینها را نبافته و نسبت به پروردگارش کافر نگردیده است بلکه این از همان چیزهایی است که شیطاین بعد از سلیمان پشت سر او می گفتند و بر ملک او می خواندند در حالیکه سلیمان کافر نبود بلکه این شیاطین بودند که با حرف و حدیثهایی که به دروغ از زبان او نقل می کردند کافر شده بودند.
مردمان معاصر پیامبر که او را حقیقی و بشری معمولی می دیدند ، یکی از سئوالاتشان این بود که اگر او پیامبر است پس چرا ملکی او را همراهی نمی کند در حالی که پس از مرگش می بینیم ملائک غلامان دست به سینه بیت او می شوند.

طاها;831588 نوشت:


لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (مومنون/100)

سلام
من این آیه را بطور کامل توضیح دادم حالا شما بجای تکرار مجدد ادعای پیشین خود ، اشکال توضیح بنده را بگیرید. نوشتم همانگونه که برزخ بین دو دریا به فصل مشترک و فاصله مکانی بسیار بسیار باریک بین آن دو برمی گردد و کنایه از کوتاهی این فاصله است. برزخ آیه فوق نیز کنایه از فاصله زمانی کوتاهی است که بین مردن و زنده شدن در قیامت قرار دارد و آیات قرآن به کوتاهی این فاصله اذعان دارند. حتی بعضی هنگام بیدار شدن از خواب مرگ قسم می خورند از مرگشان تنها یک ساعت گذشته است.

طاها;831588 نوشت:


النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ (غافر/46)

آیه فوق قبلاً توضیح داده شده است:

shahed1;829154 نوشت:

در قرآن کریم آیاتی وجود دارند که از نظر مفهومی کاملاً شبیه آیه مورد بحث هستند و من الآن قصد ندارم به آنها اشاره کنم ولی از نظر جمله بندی می خواهم دو آیه معرفی کنم که دقیقاً شبیه دو آیه سوره غافز هستند:

سوره غافز:

فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ (غافر- 45) النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ (46)

سوره کهف:

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا ( کهف – 32) كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًاوَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا (33)

اگر قسمت قرمز رنگ را از هر دو دسته آیه جدا کنیم به شکل زیر در خواهند آمد:

فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ (غافر- 45) وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ (46)
خداوند او را از عواقب بد نقشه هایی که برایش می کشیدند حفظ کرد و عذاب بدی دامنگیر آل فرعون شد و روزی که رستاخیز برپا گردد به آل فرعون گفته شود: حالا در عذابی بدتر و شدید تر داخل شوید.

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا ( کهف – 32) وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا (33)
و براى آنها مثل آن دو مرد را بزن كه به يكى از آنها دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو را با درختان خرما پوشانديم، و ميان آن دو باغ را كشتزارى قرار داديم و از خلال آن دو نهرى روان كرده بوديم.

دو جمله قرمز رنگ در واقع معترضه می باشند و بطوری که ملاحظه کردید نقصان آنها اثری در رشته کلام نگذاشت و فقط در باره عذاب آخرت یا وضعیت و حالت آن دو باغ توضیحی اضافه می کردند. یکی تو ضیحی در باره آن عذاب شدید تری که قرار است آل فرعون به آن گرفتار شوند می داد و دیگری وضعیت باغ را توضیح می داد. حالا شما اگر ادامه آیات سوره غافر را از آیه 46 به بعد بخوانید شاید متوجه شوید این نار کدام نار است.

طاها;831588 نوشت:

3. شما که سنت نبوی و روایات را غیر قابل اعتماد میدانید چگونه پی برده اید نماز و روزه و دیگر احکام تکلیفی خود را چگونه بجا آورید؟ در قرآن که جزئیات بسیاری از مسائل نیامده است.

آنچه در این باره لازم بوده خداوند به حد کفایت گفته است و من امور نامبرده را به حکم پروردگارم و از روی کتابش انجام می دهم خواستی به شما هم بگویم.

موضوع قفل شده است