جمع بندی صحبتی امروزی و با نگاه انصاف درباره نقش اجتماعی زنان در جامعه اسلامی

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

nevisande;1023860 نوشت:
با هیچ عقل و منطق و با عدل خداوند سازگار نیست که عده ای علی رغم اعمال خوبی که مرتکب شده اند به دلیل برخی اعمال زشت خود در آتش جهنم افکنده شوند و یا عده ای علی رغم رفتارهای زشت و ناپسند خود به خاطر برخی اعمال خوب خود به بهشت و نعمت بی پایان راه یابند.

سلام به شماه همراه گرامی

بزرگوار، به نظر می رسه اگه به جای خدا تصمیم نگیریم برای ما بهتر باشه!!

خداوند صفاتی دارد به نام "رحمانیت" و "رحیمیت" .

شما از کجا مطمئنید کسی که علی رغم اعمال خوب به دلیل ارتکاب برخی اعمال زشت در آتش جهنم افکنده میشه؟! شاید خدا از فضلش همون برخی رو هم ببخشه. البته درباره همه این موضوع صدق نمیکنه ولی با این حال ما نمیتونیم در قضاوت و تصمیم خدا درباره بنده هاش اظهار نظر کنیم.

بذاریم خدا، خدایی کنه و ما اگه خیلی هنرمندیم بنده باشیم!

لطفا با این اطمینان خاطر از اطلاق تقسیم بهشت و جهنم و ورود بندگان به هریک از اینها صحبت نفرمایید این به نوعی دخالت در کار خداست.

nevisande;1023860 نوشت:
آیه
(وَنَادَىٰ أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ ۚ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ).
تنها اشاره به این دارد که نعمت بهشت بر کافران حرام است. ولی کسی که با نامحرم بگو و بخند کرده و حرص خوردن نجاست در دنیا دارد کافر نیست و بر عکس بسیاری از ایشان ادعای ایمان و دین و مذهب و رعایت واجبات و نذر و نذورات هم دارند!


در این آیه تاکید و روی سخن ما بر نعمتها و ارزاق بهشتی و پاکی آنها بود که شما آنها را زیر سوال برده بودید. و اشاره ای به اختصاص آن به کافر یا غیر کافر نکردیم.

و این اختصاص بحث جداگانه ای می طلبد که جای آن در این تاپیک نیست.

nevisande;1023860 نوشت:
پس به نظر شما آیه «ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ» که در مورد خوردن مال یتیم است به این معنی است که اگر کسی تمام عمر کار خیر کرده و در این میان کمی از مال یتیم بخورد یا به بهشت خواهد رفت و علی رغم آتشی که خورده هیچ لغوی نخواهد شنید و جز میوه های بهشتی نخواهد خورد و یا علی رغم تمام عمر خود که در خیر گذرانده با سر به جهنم افکنده خواهد شد و چون کافران نعمت بهشتی بر او حرام می شود؟ و یا شاید خواهید گفت به گوشه جهنم منتقل می شود که نسوزد و تنها در دلش آتش می گیرد و بعد که پاک شد به بهشت می رود؟

اگر کسی مال یتیم بخورد و بنا بر مجازات وی باشد ابتدا د رجهنم به حساب او رسیدگی می شود سپس به بهشت منتقل می شود ولی در بهشت غذای مدفوع دار به او نمی دهند!
اگر قرار باشد علاوه بر آتش چنین غذایی هم میل کند در جهنم است نه بهشت!

آیه قرآن می فرماید: " إِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرًا" قطعا پس از سختی آسانی است.

هر گنهکاری که مستوجب عقاب باشد ابتدا در پیشگاه خداوند در جهنم حسابرسی می شود سپس به خاطر اعمال نیکش به بهشت منتقل شده و از نعمات پاک بهشتی متنعم می شود.

آیه تفسیر دارد توصیه می شود به تفاسیر مراجعه فرمایید.

nevisande;1023860 نوشت:
چگونه است که زن یا مردی که با نهایت حرص و لذت به خوردن نجاست مردان در دنیا مشغول است

استناد این تعبیر شما چیست که در پست ها مکررا تکرار میفرمایید؟!

nevisande;1023861 نوشت:
وقتی صحبت از حدیث (خَیْرُ لِلْنِّساءِ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ) می شود،

همانطور که ملاحظه می فرمایید، روایت نفرموده یوجب علی النساء بلکه فرموده: خیر للنساء.

یعنی حدیث کسی را الزام به این امر نمی کند، بله میفرماید برای زنان بهتر است به عبارتی یک پیشنهاد استحبابی از جنبه اخلاقی است نه واجب شرعی که اجبار باشد.

در پست های قبل نیز مفصلا توضیح داده شد که ما هم این سخن را می پذیریم که برای زنان بهتر است تنها در حد ضرورت با مردان نامحرم گفتگو و برخورد داشته باشند و از گفتگو و دیدار های فساد انگیز خودداری ورزند. ولی این روایت مانع حضور و فعالیت اجتماعی زنانی که حفظ حرمت میکنند و حدود شرعی را در ارتباط با نامحرم رعایت می کنند؛ نمی شود.

nevisande;1023861 نوشت:
وقتی صحبت از تهمت زدن به حضرت زهرا می شود که (صحابه بزگواری چون سلمان فارسی، ابوذر غفاری و جابر بن عبدالله انصاری خدمت حضرت زهرا(علیها السلام) می رسیدند و از ایشان علم می آموختند، حتی سلمان در کارهای منزل به حضرت یاری میرساندند) هیچ منبعی برای آن ذکر نمی شود و سلسله راویان آن مورد بررسی قرار نمی گیرد!!!

چرا تهمت؟ این چه برداشتی است که می فرمایید؟

از حضرت زهرا (علیها السلام) حدیث نقل کرده اند که علاوه بر امیرمؤمنان، امام حسن، امام حسین، حضرت زینب و ام کلثوم ( علیهم السلام) عده نسبتا زیادی حدیث نقل نموده اند که نشان مرجعیت علمی آن حضرت برای اصحاب دارد. افراد زیر جزء ناقلین حدیث از آن حضرت هستند:

1 - سلمان فارسی 2 - ابوذر غفاری 3 - جابر بن عبدالله انصاری 4 - عبدالله بن مسعود 5 - عمار بن یاسر 6 - حکم بن ابی نعیم 7 - عمرو بن الشرید 8 - حذیفة بن الیمان 9 - ربعی بن حراش 10 - انس بن مالک 11 - ابوسعید خدری 12 - ابن ابی ملیکه 13 - ابو ایوب انصاری 14 - ابوهریره 15 - بشیر بن زید 16 - سهل بن سعد انصاری 17 - شبیب بن ابی رافع 18 - عباس بن عبدالمطلب 19 - عبدالله بن عباس 20 - عوانة بن الحکم 21 - قاسم بن ابی سعید خدری 22 - هشام بن محمد 23 - یحیی بن جعده 24- زینب دختر ابو رافع 25 - عایشه 26 - ام سلمه 27 - اسماء بنت عمیس 28 - سلمی ام رافع

به روایات این عده می توان در دلائل الامامة، بشارة المصطفی، امالی شیخ طوسی، کفایة الاثر، مسند فاطمه و ده ها کتاب دیگر دست یافت.[1]

برخی از این افراد همچون سلمان[2]، عمار[3] و جابر بن عبدالله انصارى[4] از آن حضرت اطلاعات و رازهاى غیبى شنیده یا اذکار و دعاهاى مخصوص آموخته اند.

پی نوشت ها:


[/HR]

1. محمدجواد طبسی، فاطمه (ع) و نقل حدیث از پیامبر (ص)، مبلغان، شهریور 1380، شماره 20.
2. مجلسی ، بحارالانوار ج 43 ، ص 66.
3. عیون المعجزات، ص 54 و بحار، ج 43، ص 8.
4. جابر حدیث معروف لوح را از آن حضرت نقل نموده است. رک ابن بابويه، على بن حسين‏، الإمامة و التبصرة من الحيرة، مدرسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف، قم‏، 1404 ق‏، ص 103.

nevisande;1023861 نوشت:
چرا با ژست های کارشناس مذهبی می خواهید فحشا را در جامعه رواج دهید؟ چرا نمی گذارید مردم با چشم باز و با انصاف خود متنی را بخوانند شاید تعداد کمی از آن ها بیدار شده و دست از ناپاکی ها بردارند؟ چه منفعتی در روابط باز تمامی زنان با شما هست که با هر وسیله ای می خواهید به آن دست یابید؟

در این مورد نمیخواهم با شما وارد بحث شوم فقط به همین مقدار بسنده می کنم که این صحبت شما تهمت آشکاری است و نیز با تکیه بر برداشت های شخصی و احساسی خود دیگران را قضاوت نکرده و گمان بد نبرید که خداوند در سوره حجرات می فرماید:

(یا اََیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ). یعنی:‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید‏ از بسیاری از ظنّ و گمان، دوری نمایید. همانا بعضی از گمان‌ها


گناه است.


سلام به همه همراهان گرامی؛

با توجه به اینکه به اندازه کافی در تاپیک بحث و گفتگو انجام شده و به پاسخ شبهه پرداخته شده است لذا بحثِ بیشتر موجب خارج شدن از موضوع اصلی تاپیک و منجر به جدال و مِراء می شود، بنابراین موضوع جهت جمع بندی بسته می شود.

اگر کاربری در این زمینه سوال دارد لطفا پرسش خود را در تاپیک جدیدی مطرح نماید.

در پناه قرآن موید و منصور باشید.

جمع بندی

 

پرسش اول: با توجه به حدیث: " (خَیْرُ لِلْنِّساءِ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ)، بهترین چیز برای زنان آن است که مردی را نبینند و مردی هم آنان را نبیند؛ آیا بهتر نیست خانمها به فرمایش حدیث عمل کنند و به هیچ مردی حتی سلام نکنند و تنها جز با گفتن بله، خیر و باشه و عدد و رقم، هیچ صحبتی با هیچ مردی نکنند؟! چرا که این نتیجه ایمان به خداست. 

پاسخ: با توجه به اینکه کاربر محترم نظرخود را درباره روایت ذکر کرده اند لازم است ابتدا حدیث مورد بررسی واقع شود.

 نقل حدیث چنین است: روزی خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله)، در جمع مسلمانان سؤال کرد: مرا خبر دهید که بهترین چیز برای زنان کدام است؟ [بسیاری از حاضران جواب‌هایی دادند که مورد تأیید قرار نگرفت تا اینکه] حضرت زهرا (علیها‌السلام) عرض کردند: (خَیْرُ لِلْنِّساءِ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ) بهترین چیز برای زنان آن است که مردی را نبینند و مردی هم آنان را نبیند. جواب صحیح فاطمه زهرا (علیها السلام ) پس از ناتوانی حاضران، چنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را به وجد آورد که فرمود: «فاطمه پاره تن من است.» (1) در مورد این روایت نکاتی مورد توجه است که خدمت شما عرض می شود: 

اول: این روایت از لحاظ سندی بطور مرسل نقل گردیده و سلسله راویان آن معلوم نیست. در ضمن در کتب حدیثی اربعه نیز ثبت نشده است. (2) و برخی از علما حکم این حدیث را اخلاقی میدانند(3) 

دوم: این روایت از هیچ حکم الزامی بر فعل یا ترک خبر نمی دهد، بلکه ناظر به فضیلتی استحبابی است.

 سوم: به نظر میرسد این حدیث پیام متعالی صحیح و بلندی دارد که حفظ حریم و دوری از اختلاط و روابط فساد زاست و این پیام در احادیث فراوان دیگری نیز تکرار شده است. 

چهارم: خیریت و افضلیت مطرح شده در این حدیث، نسبی و غالبی است یعنی در غالب اوقات و بیشتر در برخوردها و فعالیتها بهتر است زن طوری رفتار و عمل نماید که با مردی مواجه نشود، مردی هم با او مواجه نگردد. در بسیاری از محیط های اجتماعی، آموزشی، خدماتی، سیاسی و اداری؛ زن میتواند و شایسته است از اختلاط و همنشینی و گفتگوی صمیمی با مردان خودداری ورزد و از این موارد غیر ضروری فتنه انگیز اجتناب کند. اما مواردی هست که مواجه شدن زن با مرد و سخن گفتن با وی لازم و ضرورری است مانند میدان کسب علم زنان از مردانی که همرتبه علمی آنان در بین زنان یافت نمیشود و برعکس. یا مواجه شدن برای امربه معروف و نهی از منکر سفارش به حق، صبر و... ترک چنین مواردی نه تنها خیریت و افضلیت ندارد بلکه مذموم است و از شمول حدیث خارج میباشد. 

پنجم: سخن حضرت در مورد فضیلت خودداری از دیدن مردان و دیده شدن توسط آنان ناظر به دیدن و دیده شدن غالب افراد است که دیدارها و ملاقات هایشان با شائبه گناه و فساد همراه است. بهتر آن است که حتی الامکان از این ملاقات ها و گفتگوها احتراز شود. اما اگر زنانی محترمانه و با حفظ کرامت در اجتماع ظاهر شوند و به انجام اعمال مفید اجتماعی بپردازند، اگرچه لازمه چنین حضوری دیدن و دیده شدن توسط مردان بیگانه است اما حضور بهتر از خودداری از آن است. از سوی دیگر توجه شما را به این نکته جلب مینمایم که زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) با مردان دیگر مواجه میشدند، قرآن نیز آنها را نهی نکرد بلکه آداب رفتار محترمانه را به آنها آموخت. همچنین صحابه بزگواری چون سلمان فارسی، ابوذر غفاری و جابر بن عبدالله انصاری خدمت حضرت زهرا(علیها السلام) می رسیدند و از ایشان علم می آموختند، حتی سلمان در کارهای منزل به حضرت یاری میرساندند. از حضرت زهرا (علیها السلام) عده نسبتا زیادی حدیث نقل نموده اند که نشان مرجعیت علمی آن حضرت برای اصحاب دارد.

افراد زیر جزء ناقلین حدیث از آن حضرت هستند: 1 - سلمان فارسی 2 - ابوذر غفاری 3 - جابر بن عبدالله انصاری 4 - عبدالله بن مسعود 5 - عمار بن یاسر 6 - حکم بن ابی نعیم 7 - عمرو بن الشرید 8 - حذیفة بن الیمان 9 - ربعی بن حراش 10 - انس بن مالک 11 - ابوسعید خدری 12 - ابن ابی ملیکه 13 - ابو ایوب انصاری 14 - ابوهریره 15 - بشیر بن زید 16 - سهل بن سعد انصاری 17 - شبیب بن ابی رافع 18 - عباس بن عبدالمطلب 19 - عبدالله بن عباس 20 - عوانة بن الحکم 21 - قاسم بن ابی سعید خدری 22 - هشام بن محمد 23 - یحیی بن جعده 24- زینب دختر ابو رافع 25 - عایشه 26 - ام سلمه 27 - اسماء بنت عمیس 28 - سلمی ام رافع.

به روایات این عده می توان در دلائل الامامة، بشارة المصطفی، امالی شیخ طوسی، کفایة الاثر، مسند فاطمه و ده ها کتاب دیگر دست یافت.(4) برخی از این افراد همچون سلمان(5)، عمار(6) و جابر بن عبدالله انصارى(7) از آن حضرت اطلاعات و رازهاى غیبى شنیده یا اذکار و دعاهاى مخصوص آموخته اند. 

 

پرسش دوم: با توجه به اینکه گفته شد روایت (خَیْرُ لِلْنِّساءِ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ) مرسل است آیا ادامه حدیث که می فرماید: «فاطمه پاره تن من است» نیز مرسل و فاقد اعتبار است؟ 

پاسخ: در مرسل بودن قسمت اول روایت که می فرماید: (خَیْرُ لِلْنِّساءِ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ)؛ اختلافی نیست، اما این موضوع خللی به عبارت آخر روایت که می فرماید: ( فاطمه بضعه منی) وارد نمیکند چرا که این عبارت دوم روایت منحصرا در این حدیث ذکر نشده و در فضایل حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) باید دانست که این عبارت با همین الفاظ ضمن روایات متعددی ذکر شده است به حدی که می توان ادعا کرد این عبارت دارای «تواتر لفظی» است. قابل توجه است که روایاتی که در بردارنده این عبارت هستند مختلفند؛ یعنی اینگونه نیست که این عبارت تنها به یک مناسبت و یا تنها با یک سلسله سند ذکر شده باشد. بلکه به مناسبت های مختلف با اسناد مختلف در کتب روایی شیعه آمده است. برای نمونه: 

  • کتاب سلیم بن قیس هلالی، ج2، ص869 
  • تفسیر فرات کوفی، ص20 
  • جعفریات، ص95
  • امالی شیخ صدوق، ص104
  • امالی شیخ مفید، ص260 
  • امالی شیخ طوسی، ص24

از سوی دیگر، این عبارت علاوه بر «تواتر لفظی» دارای «تواتر معنوی» است. یعنی روایاتی با این مضمون که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه زهرا(علیها السلام) را بسیار گرامی می داشت و خشمگین شدن او را موجب خشمگینی خود و خدای متعال می دانست، بسیار است. یکی از مهم ترین پشتوانه های تواتر این روایت این است که با وجود اینکه این عبارت از فضایل اهل بیت (علیهم السلام ) محسوب می شود، نه تنها در کتب شیعه مذکور است، بلکه در کتب معتبر اهل سنت از جمله صحیح بخاری نیز موجود می باشد. اما این که چرا این روایت در کتب اربعه معتبر شیعه ذکر نشده، چون روش صاحبان کتب اربعه حدیثی بیشتر بر گردآوری احادیث فقهی بوده نه احادیث اعتقادی. از جمله قابل توجه است که شیخ صدوق (نگارنده من لایحضر) و شیخ طوسی (نگارنده تهذیب و استبصار) این روایت را در سایر کتب خود ذکر کرده اند. به طور کلی مرسل بودن یک روایت علت إعراض صاحبان کتب اربعه از این روایت و سایر روایات دیگر نیست. همانگونه که وجود هر روایت در کتب اربعه به معنای متصل بودن سند آن نیست. چه آنکه روایات زیادی در این کتب به صورت مرسل آمده است.

 

پی نوشت ها:

1. مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، ج43، ص92.

2. خوئی، ابوالقاسم، موسوعة الامام الخویی، محقق: موسوی خلخالی، محمد رضا،التوحید للنشر، قم- ایران، ج32، ص39.

3. سبحانی تبریزی، جعفر، نظام النکاح فی الشریعه الاسلامیة الغراء،موسسه امام صادق (علیه السلام)،ق – ایران،1375، ج1،ص61.

4. طبسی، محمد جواد ، فاطمه (علیها السلام) و نقل حدیث از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، مبلغان، شهریور 1380، شماره 20.

5. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار،دار احیاء التراث العربی، بیروت- لبنان، ج 43 ، ص 66.

6. ابن عبدالوهاب، حسین، عیون المعجزات،مکتبة الداوری، قم- ایران، ص 54 و بحار، ج 43،ص 308.

7. جابر حدیث معروف لوح را از آن حضرت نقل نموده است. رک ابن بابويه، على بن حسين‏، الإمامة و التبصرة من الحيرة، مدرسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف، قم‏، 1404 ق‏، ص 103.